ویرانه ای که از سوریه آباد باقی مانده!

ویرانه ای که از سوریه آباد باقی مانده!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

سوریه کشوری با زیرساختی ویران، کارخانه های به خاک افتاده و صنایعی بی جان. آنها که از چالش های ویرانگر سود می برند تولید کنندگان اسلحه، قاچاقچیان، » بلد» هائی هستند که راههای مرزی را می شناسند و فراریان از این کشور را به کشورهای همسایه می برند.

ذخیره گاههای آبی سوریه رو به خشکی است. باران نمی بارد. زمستان گذشته برف نبارید. خشکسالی و جنگ همه جاگیر است. آبگیرها، محفظه ها و لوله های آب نیز از گزند خشکسالی و جنگ در امان نمانده اند. با کمک سازمان صلیب سرخ بین المللی به قصبات و روستاهای دورافتاده آب آشامیدنی رسانده می شود. در شهرها و مراکز تراکم جمعیت، که خود حاصل کوچ مردم به اینسو و آنسوست، آب جیره بندی شده است.

چند روز پیش باران های شدیدی در مناطق پیرامون «حما» بارید اما زمین های خشک قادر به جذب آب نبودند. در نتیجه دهکده ها و خانه های مسکونی مسیل سیلاب های خروشان شدند. بنا به گزارش «امیر محفوظ » رئیس شورای شهر «شطحا» سیل و گل و لای همه چیز را ویران کرد. شهرداری محل پتو و مواد غذائی در اختیار مردم گذاشته، اما تا ویرانی ها دوباره مرمت شوند هفته ها و بلکه ماهها بطول خواهد انجامید. شاید هم بیشتر از این ها طول بکشد.

مسائلی که اقتصاد سوریه با آن روبروست به کمبود آب و آمدن سیل محدود نمی گردند. حمله گروههای مسلح به زیرساخت غیر نظامی سوریه و نیز ویرانی های حاصل از جنگ از رویدادهای روزانه هستند. کارگران و خدمه دستگاههای دولتی مانند تیم های تعمیر سیم های برق و همچنین آموزگاران و دبیران، کارمندان بانکها، بیمارستانها و پلیس وسیله اخاذی برای گروههای مسلح شده اند که آنها را می ربایند تا برای آزاد ساختن آنها پول بگیرند. و اگر پول پرداخت نشود ربوده شدگان بقتل می رسند.

در اطراف حلب، پایتخت اقتصادی سوریه، صدها کارگاه و کارخانه و مغازه ویران و غارت شده اند. طبق اطلاعات اتاق صنایع 251 موسسه پیرامون دمشق به این سرنوشت دچار شده اند. این رقم رسمی است. رقم غیر رسمی باید بیش از این ها باشد. صنایع تولید موادغذائی، موسسات ساختمانی، پارچه بافی، کارخانه های شیمیائی و تولید دارو ویران می شوند. تولید در سوریه در اثر جنگ و تحریم های اتحادیه اروپائی تا 80 درصد کاهش یافته است، بیکاری رو به افزایش است.

«ظهیر غزال» کشیش مسیحی در شهر «حمص» می گوید «همه چیز با تحریم ها آغاز شد». بخش قدیمی شهر دو سال تحت کنترل نیروهای مسلح بود تا این که بالاخره در ماه مه 2014 بین آنها ارتش سوریه آتش بس برقرار شد. ظهیر غزال می گوید «مردان جوان برای دریافت پول می جنگیدند. کشورهای غربی آنها را مسلح می ساختند و هزینه اش را کشورهای عربی   می پرداختند. وقتی اسلحه بدستشان می دهند، وقتی دستمزدشان روز به روز بیشتر می شود، جنگیدن تبدیل می شود به کاسبی. هر که بیشترین پول بدهد، بیشترین نیرو را دارد «.

در سوریه هرجا که زمام کار بدست گروههای مسلح باشد دیگر تعمیرگاههای اتومبیل، موتورسیکلت، آبگرم کن یا چرخ خیاطی دست به این کارها نمی زنند، زیرا تنها کاری که مقرون به صرفه است تولید سلاح و مهمات است.

پر در آمد ترین افراد کسانی هستند که راه های قاچاق اسلحه، عبور دادن ستیزه جویان از مرز، دارو، و وسائل مورد نیاز برای زندگی روزمره به سوریه را می شناسند- و کسانی که در مرزها بر خروج فراریان از سوریه، خارج کردن نفت غارت شده، بیرون بردن اتومبیل ها و آثار هنری نظارت دارند. کسی در ترکیه با استفاده از درماندگی و بی چارگی فراریان از سوریه، به هرکس پول بیشتری بدهد پایان نامه تحصیلی می فروشد. خریداران پایان نامه تحصیلی امیدوارند با در دست داشن این پایان نامه بخت بیشتری برای دریافت اجازه پناهندگی در یک کشور اروپائی داشته باشند.

از این میان بیشتر از همه اسلحه سازان بین المللی از جنگ سود می برند، کسانی که دست در کار حملات هوائی » ائتلاف بین المللی» علیه «ایزیس» در عراق و سوریه هستند که اینک دیگر اختیار کار را بدست خود گرفته و مستقلا عمل می کند. بنا به گزارش » دان دِ لوک » خبرنگار خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، بنظر ریچارد ابولطیفه، معاون گروه » تیل» برای خرید و فروش اسلحه» این یک جنگ کامل است». اظهارات دستگاه دولتی آمریکا مبنی بر این که جنگ با » ایزیل» به درازا خواهد کشید باعث رونق معاملات و دادن سفارش های میلیاردی برای ساختن بمب، راکت، وسائل یدکی هواپیما، سلاحهای گوناگون و وسائل جاسوسی از همه نوع شده است.

طبق این گزارش، از زمان آغاز بمباران در عراق و سوریه ارزش سهام کنسرن «لاکهید» ، غول اسلحه سازی آمریکا، 9،3 درصد افزایش یافته، دیگر تولید کنندگان اسلحه نیز از دریافت سودهای کلان بی بهره نمانده اند، از جمله تولید کننده موشک های زمین به هوا «هلفایر» که پنتاگون صدها واحد از آن را دراختیار بغداد قرار داده است. اندک زمانی پس از گسترش حملات هوائی به سوریه کارخانه آمریکائی تولید اسلحه موسوم به Raytheon سفارشی از ارتش آمریکا دریافت کرد به ارزش 251 میلیون دلار برای تولید و تحویل موشک هائی از نوع » Tomhawk» . در نخستین روز حمله به سوریه ( 23.سپتامبر 2014) کشتی های جنگی آمریکا 47 موشک » تامهاوک» پرتاب کردند. بهای هر یک از این موشک ها 1،4 میلیون دلار است.

انگلستان، فرانسه و آلمان نیز مقادیر معتنابهی سلاح به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می فروشند و با این کار بر محتوای بشکه باروت می افزایند. گروههای غیر دولتی مانند پیشمرگان در شمال عراق ، «ارتش آزاد سوریه» » جبهه اسلامی» و » جبهه النصره » نیز علنا مسلح می شوند، که سلاحهای آنها طبق اسناد اثبات شده و موجود بدست » کشور اسلامی» ( داعش) می رسد. وظیفه این گروهها که به این صورت مورد تایید قرار می گیرند این است که به نیابت از سوی کشورهای عضو ناتو جنگ برای ایجاد خاورمیانه جدید را ادامه دهند. در حال حاضر این کشورها با فروش اسلحه اقتصاد خود را به رونق می اندازند، اعلام می کنند که برتولیدات » ضروری» اسلحه خواهند افزود و سرمایه گذاری بیشتر و تکامل بخشیدن بر قدرت تخریب سلاحها از برنامه های در دست انجام آنهاست.

https://www.jungewelt.de/kapital-arbeit/krieg-deformiert-wirtschaft

وزیر دفاع آمریکا: ارتش امریکا، باید آماده نبرد با نیروهای روسیه شود

وزیر دفاع آمریکا:

ارتش امریکا، باید آماده

نبرد با نیروهای روسیه شود

خبرگزاری ریا نوستی – ترجمه رضا نافعی

 

«سرگئی شوی گو» (Schoigu)، وزیر دفاع روسیه با ابراز نگرانی از سخنان اخیر «چاک هاگل» وزیر دفاع امریکا گفت: چاک هاگل گفته است ارتش آمریکا باید خود را برای نبرد با نیروهای نظامی روسیه در کشورهای حاشیه ای ناتو آماده سازد. معنای این سخن آنست که پنتاگون در کار تدارک سناریوهائی در نزدیکی مرزهای روسیه است. ما یکدیگر را شخصا می شناسیم. از این رو سخنانی که او در کنفرانس سالانه ارتش آمریکا ابراز داشت و ارتش روسیه را در ردیف دشمنان نظامی قرار داد، اگر خیلی ملایم بخواهیم بگوئیم حیرت آور است. امروز هیچ منطقه بحرانی در جهان نیست که آمریکا در آنجا حضور نداشته باشد. فراتر از این آن که، پس از انجام «ماموریت برای به کرسی نشاندن دموکراسی» این مناطق در هرج ومرج های خونین غرق می شوند. آخرین نمونه های آن را می شناسیم: عراق، لیبی، افغانستان و حالا هم سوریه. طی رویدادهای غم انگیز اوکرائین یک گروه عملیاتی از مرکز فرماندهی نظامی آمریکا در آنجا نقش داشت. در طول 1152 سال تاریخ روسیه امپراتور های متعددی از غرب چشم به روسیه داشته اند که نیروی زمینی و دریائی روسیه آنها را درهم شکسته اند. اما در باره کشورهای حاشیه ای ناتو، آیا این خود ناتو نیست که طی بیست سال اخیر پیوسته بسوی دروازه های کشورما خزیده است؟

http://de.ria.ru/security_and_military/20141016/269809647.html

جنوب یمن از شمال آن جدا می شود!

جنوب یمن از شمال آن جدا می شود!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 

 

شورشیان شیعی – معروف به حوسی ها- یمن را تا شمال صنعا پایتخت و بندر نفتی حُدیدا تسخیر کرده اند. جنوب می خواهد مستقل گردد. ارتش از هم پاشیده است.

باراک اوباما روز 10 سپتامبر اعلام کرد یمن در کنار سومالی کشوری که جنگ داخلی حالت مستمر آنست دونمونه از موفقیت «استراتژی» او هستند. پس از ایراد این سخنان واکنش عمومی در باره وضع روحی پرزیدنت فقط سرتکان دادن همگانی بود.11 روز پس از نطق اوباما شورشیان شیعی از شمال یمن زمام قدرت را در صنعا بدست گرفتند . از آنزمان تا کنون آنها در حال پیشروی هستند. همزمان با آن، در همین روزها، در عدن بزرگترین بندر یمن و مرکز سابق جمهوری دمکراتیک یمن دهها هزار نفر دست به تظاهرات زده و خواستار استقلال دوباره هستند. عامل سوم اسلامگرایانی هستند که با کمک آمریکا موقتا پس رانده شده بودند و اینک از ضعف رژیم و تشدید تضادها میان اکثریت سنی و شیعیان به سود خود بهره می گیرند. یمن فقیرترین کشور عربی که بدلیل موقعیت استراتژیک خود در انتهای دریای سرخ، فوق العاده اهمیت دارد، می رود که تجزیه شود.

در سال 2011 که «بهار عربی» یمن را نیز فرا گرفت، ماهها تظاهرات وسیع و پی در پی روی میداد تا آنکه طراحان آمریکائی حل بحران توانستند بنحوی اوضاع را تثبیت کنند. آنها دیکتاتور یمن «علی عبدالله صالح» را که از سال 1978 بر آن کشور حکومت می کرد کنار گذاشتند و معاون او «عبد ربو منصور هادی» را بجای او نشاندند و گروهی از مستشاران نظامی که تعداد آنها دقیقا روشن نیست به یمن اعزام شدند. آنها پهباد های مجهز به موشک را که سلاح محبوب اوباما ست به وسعت بکار گرفتند. اکثر قربانیان حملات موشکی از قبائلی بودند که رژیم با آنها مسئله داشت و همچنین فعالان جنبش آزادیبخش یمن جنوبی که در آن زمان هنوز می خواستند بدون دست یازیدن به خشونت به اهداف خود برسند. سازمان شیعیان در شمال که خواستار استقلال محلی و داشتن سهم بیشتر در قدرت و اداره کشور بود و رسانه آنها را «حوسی» می خوانند، در سالهای پیش از آن به زور اسلحه و کمک های عربستان به زانو در آمده بود .

دلائل احیاء دوباره آنها و موفقیت های نظامی که بدست آورده اند هنوز روشن نشده است. بطوری که از ظواهر بر می آید آنچه در این امر نقش اساسی داشته فرو پاشیدن نیروهای مسلح کشور بویژه ارتش بوده است. تعداد سربازان و شورشیان که در زد و خورد بر سر تسخیر صنعا از پای در آمده اند به 200 تن بالغ شده است. روز 21 سپتامبر که شورشیان زمام قدرت را در پایتخت بدست گرفتند و تقریبا تمام ساختمانهای مهم دولتی را به تصرف خود در آوردند، زد و خورد و خونریزی نشد. «حوسی» ها اینک دومین بندر مهم یمن «حُدیدا» را نیز تصرف کرده اند. این بندر برای صدور نفت و نیز پالایشگاههائی که دارد حائز اهمیت فراوان است. معمولا شورشیان، با نیروهای محلی پلیس – از جمله در صنعا- که اکثرا سنی هستند همکاری می کنند. این که شیعیان که بیست تا سی در صد از جمعیت کل کشور هستند بتوانند زمام قدرت را در یمن به دست گیرند غیر ممکن است. البته خود آنها هم چنین تلاشی نمی کنند. اما با توجه به ضعف رژیم و این که دورنمائی برای آن وجود ندارد ممکن است در پی فعالیت جنبش رهائی بخش جنوب یمن تجزیه گردد. این جنبش نه ریشه قومی دارد و نه ریشه مذهبی، ریشه آن تاریخی و سیاسی است. وحدت دو بخش یمن که در سال 1990 صورت گرفت عجولانه و بدون تدارک مقدمات بود. یکی از دلائل عمده ای که سبب شد سیاستمداران جنوب که خود را سوسیالیست می دانستند و نام رسمی آنها جمهوری خلق یمن بود، کار خود را دنبال نکنند فروپاشی شوروی و از دست دادن پشتیبانی مادی بود. در سال 1994 یک قیام مسلحانه روی داد که هدفش پایان دادن به وحدت شمال و جنوب و بازگشت به استقلال بود که در آن زمان با سروکوب خونین روبرو شد.

https://www.jungewelt.de/ausland/jemen-zerf%C3%A4llt

 

 

 

عراق و سوریه نخستین قربانیان خاورمیانه نوین!

عراق و سوریه

نخستین قربانیان خاورمیانه نوین!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

استراتژیست های غرب در کار درافکندن طرحی برای » نظم نوین» خاورمیانه هستند. شرط مقدماتی برای تحقق آن نابود کردن وحدت ارضی سوریه و عراق است. این آن روندی است که هم اکنون روی می دهد.

مارکوس اشپیلمان، سردبیر روزنامه «نویه زوریخه سایتونگ «،( این روزنامه از سخنگویان مطلع و مدافع سرمایه داری است .م) می نویسد مبارزه با داعش » آشنا » بنظر می رسد.» داعش رد خونینی را دنبال می کند که پیش از آن القاعده، طالبان یا دیگران برجای نهاده اند.» باند «سربُر ها» تا کنون نتوانسته است ضربه تروریستی مهلکی به غرب وارد آورد. ولی در عوض کشور اسلامی (داعش) در زد و خوردهای جنگی در مناطقی که در آن دیگر اتوریته دولتی وجود ندارد مانند عراق یا اتوریته ای که تضعیف شده است مانند سوریه، برنده می شود. نویسنده نتیجه می گیرد » اما برغم این چیرگی ها، نظم جهانی بر هم نمی ریزد.» پدیده هائی چون کشور اسلامی ( داعش ) بیشتر نشان «تغییرات مستمر»ی هستند که باید در انتظارش بود. معنی «نظم نوین» ناامنی است، «نظم نوین» خواستار تنوع در تفکر و به دور افکندن استاندارد های بدرد نخور پیشین است». از نظر اشپیلمان یکی از این » استانداردهای بدرد نخور» توازن دوجانبه یا چند جانبه میان دولتِ ملی و یا با نام عمومی‌تر آن، «کشور» است.»

پائیز عربی

این تحلیل پرتفرعنِ ارباب منشانه نافی مسئولیت کسانی است که صد سال پیش خاورمیانه را بعنوان غنیمت جنگی بین خود تقسیم کردند. فرانسه و انگلستان در سال 1916، در گیر و دار جنگ جهانی آول، بر سر اصل «منطقه نفوذ ملی» به توافق رسیدند و آن را پذیرفتند. «ملل متفق» و ایالات متحده آمریکا نیز این توافق محرمانه را تایید و آن دوکشور را، برخلاف خواست اعلام شده اکثرساکنان آن مناطق ، سرپرست یا قیم آن ها اعلام کردند. پس از آن هر تلاشی که در درون این مرزهای تازه ایجاد شده برای کسب استقلال سیاسی و پیشرفت صورت گرفت با مخالفت دو قیم فرانسوی و انگلیسی روبرو می شد و در سوریه حتی به نبردهای خونین انجامید. پس از جنگ جهانی دوم و با بوجود آمدن توازن دوقطبی میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا بود که برای نخستین بار فضای نسبتا بازی برای ایجاد دولت ملی در این کشورها بوجود آمد . عراق، سوریه و مصر تبدیل شدند به کشورهای سکولار و با عضویت در جنبش جهانی کشورهای غیر متعهد برای خود اعتباری کسب کردند. این دولت ها امنیت ، آزادی رشد فرهنگی و تا حدی فعالیت های اقتصادی گروههای مذهبی و قومی متعددی را که در قلمرو آنها حضور داشتند تامین کردند . اما نظام ناسیونالیسم عربی از لحاظ سیاسی متکی بر اعمال فشار و سرکوب بود .

ایجاد » حکومت اسلامی» ( داعش)

اعتراضات به اوضاع اسفبار اجتماعی و سیاسی در کشورهای استبداد زده خلیج فارس زنگ خطری بود برای طبقه خودکامه این کشورها. این خطری بود که هم قدرت آنها را در داخل و هم نفوذ آنها در منطقه مورد تهدید قرار می داد. از این رو برای مقابله با آن به جست و جوی استراتژی تازه ای پرداختند. این طرح مورد حمایت همپیمان های غربی آنها نیز قرار گرفت که خواستار ادامه دستیابی به مواد خام، تضمین امنیت راههای حمل و نقل و حفظ مناطقی در شرق دریای مدیترانه بودند که از لحاظ استراتژی نظامی دارای اهمیت هستند. آنها توانستند با کمک قطر و عربستان سعودی اتحادیه عرب را به ابزاری در دست خود تبدیل کنند. پس از آن دخالت نظامی در لیبی را توسعه دادند و   گروههای ستیزه جو در سوریه را، از همه رنگ و همه جور، مورد حمایت قرار دادند و با به میدان آوردن گسترده و همه جانبه توپخانه های رسانه ای الجزیره و العربیه توانستند سوریه را از لحاظ سیاسی منزوی سازند. هدف درهم شکستن رهبری بشار اسد در سوریه بود که نه غربی ها از او خوششان می آمد و نه حکومت های خودکامه خلیج فارس. وظیفه گروه «دوستان سوریه» تحت رهبری آمریکا این بود که علائق مشترک کشورهای عربی را به کرسی بنشاند. ولی این کار با اشکال روبرو شد زیرا انگیزه های این همکاران محلی آمریکا برای جنگی ویرانگر با سوریه و عراق یکسان نبود.

ترکیه که در پی زنده کردن رهبری امپراتوری عثمانی و نقشه های بزرگ مذهبی است بشدت به حمایت از گروههای سنی اخوان المسلمین در درعا (واقع در جنوب سوریه)، عدلیب و حلب، که پایگاههای سنتی آنهاست پرداخت، برغم آن که فعالیت گروه اخوان المسلمین در سوریه ممنوع است،و شاید هم درست به همین دلیل .

سیل اسلحه، افراد ستیزه جو، رسانه ها و انواع کمک ها از مرز ترکیه به سوریه روان شد . در میان آنها گروههای افراط گرائی نیز بودند که قصدشان «آزاد» ساختن سوریه تحت لوای اسلام بود. گروههای سکولار و دور از خشونت خیلی زود به حاشیه رانده شدند و ستیزه جویان نظامی گرا میدان را در دست گرفتند. قطر نیز به حمایت از اخوان المسلمین پرداخت ولی در عین حال از گروههای افراط گرای سلفی نیز پشتیبانی می کرد که عمدتا نیروهائی از خارج به آنها می پیوستند. در آغاز معروفترین گروه در این جمع جبهه النصره بود که بدلیل حملات پرخشونت خود به شهرتی منفی رسید. واحد های افراطگرا با دریافت دستمزدهای سخاوتمندانه، سلاحهای خوب و تجهیزات کار آمد، گسترش یافتند. پس از زد و خورد های داخلی برای کسب قدرت و بدست آوردن سرکردگی گروه «ایزیل» (داعش) موفق به پس راندن رقیب شد. این گروه داعش که مورد حمایت و هدایت سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی قرار داشت توانست نفوذ گروه النصره را کاهش دهد. ولی همین گروه جبهه النصره توانست در غرب سوریه، در ارتفاعات جولان و کوههای کالامون که با لبنان هم مرز است، میدان را بدست گیرد.

اخیرا جو بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا، تصدیق کرد که هم ترکیه و هم عربستان و هم کشورهای منطقه خلیج فارس در ایجاد گروههای افراط گرا مانند جبهه النصره و داعش و مسلح ساختن آنها سهیم بوده اند. جو بایدن به دانشجویان «مدرسه کندی» ، وابسته به دانشگاه هاروارد، گفت: «ترک ها، سعودیها و امارت مصمم بودند اسد را ساقط کنند و یک جنگ نیابتی سنی – شیعی برپاسازند، اینها صدها میلیون دلار و هزاران تن اسلحه دراختیار هر یک از این گروهها که قصد جنگ با اسد را داشتند قرارداد اند. اما افرادی که آنها مسلح ساختند، النصره و القاعده مجاهدان افراطگرایی بودند که از سراسر جهان آمده بودند».

کشورهای آمریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان و برخی از دیگر کشورهای اروپائی، در عمل به آنها کمک کردند و می کنند. قرار است عربستان، تحت نظارت آمریکا، «شورشیان میانه رو را آموزش دهد و مسلح سازد. آنچه رسما در باره وظیفه آنها گفته می شود این است که باید با «وحشیان» داعش بجنگند، اما وظیفه واقعی آنها تضعیف دو دولت عراق و سوریه و یا ساقط کردن آنهاست. لئون پانتا ، وزیر دفاع پیشین آمریکا سخن از یک «جنگ سی ساله » می گوید «رایموند. ت . اودیرنو»، سرفرمانده نیروهای نظامی آمریکا طول جنگ خاور میانه را بیست سال تخمین می زند.

تفرقه بینداز و حکومت کن

 

هدف این ترور نابود کردن ساختار کنونی منطقه است. حکومت های عراق و سوریه باید ساقط شوند، چون حاضر به پذیرفتن نقشه غرب برای نظام نوین منطقه نیستند و نمی خواهند در برابر دعوی رهبری عربستان سعودی سر تسلیم فرود آورند. هدف این نظم نوین تامین حقوق اجتماعی، شهروندی و اقتصادی مردم نیست، بلکه هدف آن تسلط سیاسی بر منطقه است. کشورهای حوزه خلیج فارس خواستار پس راندن نفوذ ایران هستند، خواستی که با علائق اسرائیل یکسان است. هزینه رسیدن به این هدف – پس از جنگ هشت ساله میان عراق و ایران- جنگ دوم – با ایران- است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (امارات متحده عربی،بحرین، کویت، عمان، عربستان سعودی) دیرزمانی است که با شدت و حدت مشغول مسلح ساختن خود هستند و کنسرن های اسلحه سازی آلمان، فرانسه، انگلستان و آمریکا از این ممر سودهای کلان کسب کرده و می کنند. همگام با این اقدامات ناتو هم همکاری خود را با کشورهای خلیج فارس( و اردن) تقویت میکند.

غرب می خواهد تسلط خود را بر منابع غنی نفت عراق در کرکوک و بصره و هچنین در خلیج فارس تثبیت کند و همچنین راه دستیابی به منابع غنی گاز در بخش شرقی مدیترانه را، که اسرائیل هم دعوی مالکیت آن را کرده است، تحت اختیار خود در آورد. هدف آمریکا ، در نبرد بر سر مواد خام موجود و محدود جهان، فراتر از خاورمیانه می رود و چشم به آسیا دوخته است، که تا کنون با موفقیت در برابر تسلط غرب ایستادگی کرده است. استقرار نظم نوین بر خاورمیانه دیرزمانی است که بخشی از بازیهای نظامی را تشکیل می دهد. فرانسه بعنوان قیم و سرپرست بخشی از خاورمیانه (از سال 1922 تا 1943 رسما و از سال 1922 تا 1946 عملا) بارها تلاش کرد تا سوریه را به بخشهای قومی و مذهبی تقسیم کند. نخستین جنبش ملی عربی که پس از جنگ جهانی اول پدید آمد و همچنین رو در رو قرار گرفتن شرق و غرب مانع از آن شدند که نقشه » خاورمیانه نو» عملی شود.

هدف هائی از این نوع زود گذر نیستند و عمری دراز می یابند. طی جنگ لبنان در سال   2006 ، کوندالیزا رایس، وزیرخارجه آمریکا در آن زمان، نقشه مشابهی را مطرح ساخت و گفت دردی که لبنانی ها می کشند» شبیه درد زایمان خاورمیانه نو است».منطقه یک » آشوب سازنده » را از سر می گذراند که مرحله مقدماتی برای نظم نوین است. در سپتامبر 2013 نیویرک تایمز مقاله ای منتشرساخت تحت عنوان » چگونه 5 کشور می تواند به 14 کشور تبدیل گردد». نقشه جغرافیای جنوب شرقی حوزه مدیترانه و شبه جزیره عربستان نیز به مقاله منظم شده بود . در این نقشه سوریه و عراق ، لیبی، یمن و عربستان سعوی – پس از ساقط شدن حکومت سلطنتی – مشاهده می شد.خط مرزی پیش بینی شده طوری بود که مناطق مسکونی گروههای قومی و مذهبی که ادعا می شود وجود دارند، از هم جدا می کرد.  طبق این طرح سوریه می تواند به سه بخش تقسیم گردد. منطقه ساحلی می تواند محل سکونت علوی ها ( علویستان) و منطقه شمالی کردستان باشد که شمالعراق تا مرز ایران را در بر می گیرد. در شرق سوریه منطقه سنی ستان قراردارد که بخش مهمی از عراق را تا آنسوی بغداد در بر می گیرد. عراق نیز به سه قسمت تقسیم شده است: کردستان در شمال و در غرب سنی ستان که تا سوریه پیش می رود ، غرب و جنوب عراق هم منطقه شیعی نشین است که » شیعی ستان» نامیده شده است.جنوب » سنی ستان «هم مرز است با اردن و عربستان سعودی و شمال هم مرز است با ترکیه. این بخش سنی نشین همان منطقه ایست که نیروهای داعش یا دولت اسلامی طی یک سال بتصرف خود در آورده است . . فعالیت این گروه سبب شده که هم عربستان و هم ترکیه مرزهای خود را تحکیم کنند، مسلح سازند و ( از ناتو ) تقاضای دریافت کمک نظامی کنند. عربستان از آلمان یک سیستم نظارت نظامی و مقادیر زیادی اسلحه دریافت کرده است.  ترکیه تانک های نیروی زرهی خود راهمراه با 10 هزار سرباز در کنار کوبانی متمرکز ساخته و چشم به آن دوخته که » دولت اسلامی » ( داعش) منطقه خود گردان کردها را منهدم کند. هر دو کشور ترکیه و عربستان از پیدایش   منطقه سنی نشینی که فعلا در تصرف داعش است سود می برند، زیرا از یکسو دشمن دیرین آنها سوریه بیشتر تضعیف می گردد و سرزمینی که در اختیار دارد کوچکتر می شود. از سوی دیگر ارتباط زمینی خوبی که میان ایران، عراق، سوریه و حزب الله لبنان وجود دارد قطع می شود .

جولان منطقه استقرار نیرو

نکته ای که تا حدود زیادی از توجه رسانه های غربی دور مانده رویدادهای دیگر است که درمنطقه جولان میان اسرائیل و سوریه روی می دهد. از سال 2012 ، در بخش بیطرفی که به سوریه تعلق دارد نیروهای شبه نظامی » جبهه اسلامی » و النصره مستقر شده اند. النصره ادعا می کند که نماینده القاعده در سوریه است. » جبهه اسلامی» ترکیبی است از بریگاد ها و گروههای ستیزنده ای که بخشی از آنها  تعلقات عشیره ای دارند و از اردن هدایت می شود.

اسرائیل نیز چون نیروی صلح سازمان ملل و ارتش سوریه پیشروی نیروهای ستیزه جو را بسوی قنیطره ، شهر مرکزی منطقه جولان نظاره می کند. فاصله منطقه غیر نظامی از قنیطره تا مرز اردن 80 کیلومتر است. نیروهای ستیزه جو تا کنون چندین بار به نیروی صلح سازمان ملل که از سال 1974 بر خط آتش بس در تپه جولان نظارت می کنند، حمله کرده اند. چند هفته پیش 45 تن از کلاه آبی های سازمان ملل از فیجی ربوده شدند که بعدا با وساطت قطر آزاد گشتند. کلاه آبی های فیلیپینی در برابر کسانی که قصد داشتند آنهار ا بربایند مقاومت کردند و در عین حال حاضر به اجرای خواست مجاهدان نیز نشد ند وپست خود را ترک نکردند.پس از دو روز مذاکره و یک زد و خورد، سازمان ملل کلاه آبی ها را از بخش سوریه خارج کرد و آنها را به بخش اسرائیل فرستاد. ستیزه جویان اسلامی به هدف خود رسیدند و توانستند اسلحه، مواضع و انیفورم های سربازان سازملل را به تصاحب خود در اورند. اینک منطقه غیر نظامی در تپه جولان تبدیل به منطقه استقرار نیروهای سیتزه جوی اسلامی علیه ارتش سوریه شده است.

چندی پیش یک جت جنگنده سوریه که قصد داشت به نیروهای جبهه النصره حمله کند ،بمحض آن که چند لحظه وارد حریم هوائی اسرائیل شده بود با شلیک ضد هوائی اسرائیل روبرو شد و سقوط کرد. بلافاصله پس از این روی داد رهبری نظامی اسرائیل در آن منطقه اعلام کرد آنها اطلاع داشتند که هواپیمای سوریه قصد حمله به اسرائیل را نداشته است. گرچه این مرزی که دهها سال آرام بود اینک بشدت نا آرام شده است، اما این نا آرامی اسرائیل را نگران نمی کند. تل آویو و همپیمانهای غربی آن مدت هاست که از دمشق خواسته اند از تپه جولان چشم بپوشد تا با آن روابط دیپلماتیک و اقتصادی برقرار سازند. یک خواست دیگر از سوریه که آن هم از سالها پیش مطرح شده این است که به حمایت از گروههای مقاومت فلسطین پایان دهد و مناسبات خود را با حزب الله و ایران پایان بخشد. اسد تا جنگ غزه در سال 2010 با وساطت ترکیه، بصورت غیر مستقیم با اسرائیل در باره آینده تپه جولان مذاکره می کرد. اینک اسرائیل و غرب مشاهده می کنند که چگونه خواست های آنان گام بگام بوسیله ستیزه جویان اسلامی در سوریه تحقق پیدا می کند…..

تمام قدرت های محلی و بین المللی که منطقه را بسوی نظام نو می رانند ، خود کمتر دخالت مستقیم و فعال در ویران کردن سوریه دارند. کشورهای خلیج فارس، اردن و ترکیه هزینه گروههای ستیزه جو را تامین می کنند از جبهه النصره گرفته تا » دولت اسلامی» (داعش) در عراق. آنها به ستیزه جویان امکان عقب نشینی می دهند و به آنها اجازه می دهند که بدون مانع از مرزهای آنها بگذرند. ترکیه و اردن در سال 2010 اجازه دادند که انبوه سلاح از مرزهای آنها برای رسیدن به ستیزه جویان افراطگرای مسلمان بگذرد. در این اواخر نقش ائتلاف بین المللی «دوستان سوریه » به رهبری آمریکا عوض شد و تبدیل شد به » ائتلاف علیه داعش» و مواضع این گروه را در عراق و سوریه بمباران کرد. این بمباران ها برای حمایت از دولت سوریه صورت نمی گیرد، بلکه هدف آن پایان بخشیدن به روند جاری برای «نظام نو خاور میانه است» . رسما گفته می شود که باید مانع از آن شد که ستیزه جویانی که تجربه جنگی پیدا کرده اند بتوانند به کشورهای اروپائی یا ترکیه و یا کشورهای خلیج فارس بازگردند. اما واقعیت چیز دیگر است. این سخنان سبب می شود که تعداد بیشتری به ستیزه جویان بپیوندند.

بازیگران بین المللی نیز مانند شرکای عرب خود در این جنگ نیابتی از گروههای قومی و یا ستیزه جویان دیگر بعنوان نیروی زمینی استفاده می کنند . آلمان تصمیم گرفت به کردهای مسعود بارزانی که همپیمان نزدیک ترکیه است،کمک های وسیع و همه جانبه بکند. از این که بگذریم آلمان سیاست ناتو را دنبال می کند ، که طبق آن گروههای کرد که متحد حزب کار کردستان و یا یگانهای وحدت دموکراتیک در سوریه هستند در فهرست » سازمانهای تروریستی » و تحت تعقیب قرار گیرند.

بازنده سازمان ملل است

 

در کنار سوریه و عراق – که در اثر تداوم تخریب ساختار دولتی آنها تضعیف می گردد – سازمان ملل نیز از بازندگان بزرگ سیاست آمریکا و همپیمانهایش برای ایجاد نظام نو در خارمیانه است. تلاش های سه تن از واسطه های ویژه سازمان ملل ( کوفی عنان، اخضر براهیمی، استفان دِ میستورا) برای حل مسئله داخلی سوریه از طریق سیاسی، تا کنون بی ثمر بوده است. دلیل آن هم این است که بازیگران بین المللی در این جنگ علاقه ای به حل مسالمت آمیز مسئله ندارند. سازمانها امدادی سازمان ملل و همچنین کمیته بین المللی صلیب سرخ بشدت مورد حمله اپوزیسیون خارج نشین و ( رسانه های آنها) قرار گرفتند. کشورهای عربی عضو سازمان ملل پرداخت سهمیه خود به سازمان ملل و سازمانهای وابسته به آن را قطع کردند وبجای آن به سازمانهای اسلامی و خصوصی کمک می کنند که این کمک ها موجب تقویت مواضع کشورهای کمک کننده می گردد.

https://www.jungewelt.de/thema/staaten-zerschlagen

خواست دولت ترکیه ورود به همه سوریه است!

خواست دولت ترکیه

ورود به همه سوریه است!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

داوید اوغلو نخست وزیر ترکیه در گفتگو با رسانه آمریکائی «سی .ان.ان.» گفت «اگر همه کار خود را انجام بدهند» ترکیه حاضر است نیروی زمینی به سوریه بفرستد. ترکیه برای هرکاری حاضر است، مشروط بر این که یک استراتژی روشن وجود داشته باشد.» » ما نمی خواهیم رژیمی در مرز خود داشته باشیم که مردم را به ترکیه می راند «.

کریستیان امانپور خبرنگار سی. ان.ان . پرسید: شرط شرکت ترکیه در عملیات نظامی علیه «کشور اسلامی»(داعش) ساقط کردن رژیم اسد است؟»

داود اوغلو پاسخ داد: البته. مسئله این نیست که «برای افکار عمومی یک سازمان تروریستی مجازات شود» بلکه » تمام سازمان های تروریستی باید نابود شوند. باید جلوی تمام جنایات رژیم علیه بشریت» گرفته شود.

از سال 2005 تا 2010 که داود اغلو وزیر اقتصاد ترکیه بود دهها قرارداد دو جانبه اقتصادی میان ترکیه و سوریه منعقد شد که به یک همکاری نزدیک و بی سابقه میان دو کشور انجامید. پس از ناآرامی هائی که در سال 2011 در سوریه رخ داد ترکیه سیاست خود را 180 درجه تغییر داد و خواستار سقوط پرزیدنت بشار اسد شد.

اروپا و آمریکا پس از سقوط همکاران خود بن علی در تونس و مبارک در مصر از ترکیه خواستند رهبری منطقه را در دست گیرد. دولت مذهبی حزب رفاه که به موفقیت های اقتصادی دست یافته بود می بایست سرمشقی برای دیگر احزاب اخوان المسلمین منطقه می شد. آنچه در این میان فراموش شد این بود که جهان عرب ایرادات جدی به ترکیه دارد. کشورهای عربی 400 سال در اشغال امپراتوری عثمانی بودند که قبل از جمهوری کنونی زمام قدرت را در ترکیه در دست داشت.

داود اغلو به خبرنگار سی .ان.ان گفت: از نخستین روز بحران، هیچ کشوری بقدر ترکیه فعال نبوده است. ژزف بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا، چند روز پیش علنا اعلام کرد که ترکیه (مانند عربستان و امارات عربی) مقادیر معتنابهی اسلحه و پول در اختیار کسانی قرار داده که می خواستند علیه اسد مبارزه کنند. از جمله جبهه النصر و داعش مسلح شده اند. داود اغلو شکوه کرد که این اتهامات «واقعا دور از انصاف» هستند. انتظار برای داشتن «حساسیت » بیش از این است. داود اوغلو اعتراف کرد که دولت ترکیه به » اپوزیسیون ملایم سوریه» کمک کرده است و گفت اگر ما از روز اول اسلحه در اختیار آنها می گذاشتیم امروز با بحران کشور اسلامی ( داعش) روبرو نبودیم.

بایدن بعدا رسما برای آنچه گفته بود از ترکیه عذر خواهی کرد. هرچند که هم دستگاه دولتی آمریکا و هم ناتو، همپیمان ترکیه، از کمک های ترکیه به نیروهای مخالف اسد باخبرند. شهرهائی مانند گازیناتپ، بندر اسکندرون یا منطقه ریحانلی مکان هائی هستند که محل تخلیه بارها برای انتقال سلاح ها، و خدمات پزشکی در اختیار جنگجویان قرار دارند.

ترکیه می خواهد شمال سوریه منطقه ممنوع برای پرواز اعلام گردد. داود اوغلو در این مصاحبه گفت ارتش آزاد سوریه خواستار آنست که در شمال سوریه منطقه ویژه ای برای خود داشته باشد و از آنجا پیشروی بسوی دمشق را آغاز کند. ولی وزیر خارجه ترکیه گفته بود داشتن یک «بندر مطمئن» برای روبرو شدن با سیل فراریان به ترکیه ضروری است. داود اغلو گفت برای کمک به مردم کوبانی «هر اقدام ممکنی» صورت خواهد گرفت ، چون آنها «برادران و خواهران» ماهستند.» اگر ضرورت حکم کند که در کوبانی وارد عمل شویم، باید در همه سوریه وارد عمل شد».

 

Source URL (modified on 8 Okt 2014 – 19:23): https://www.jungewelt.de/ausland/die-t%C3%BCrkische-strategie

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ائتلاف ضد داعش منتظر سقوط کوبانی و قتل عام است!

ائتلاف ضد داعش

منتظر سقوط کوبانی و قتل عام است!

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 

پس از سه هفته محاصره، ارتش جنایتکار»کشور اسلامی» که ترکیه آنها را مسلح ساخته و مهمات در اختیار آنها گذاشته وارد بخش هائی از شهر روژاوا در شمال سوریه شد. مردم شهر با سلاحهای سبک در برابر نیروهای مهاجم که مجهز به تانک هستند بسختی مقاومت می کنند. بیم آن می رود که در صورت سقوط کوبانی، مردم باردیگر با کشتار و تجاوزات جنسی جهادگرایان روبرو شوند.

آمریکا افتخار می کند که ائتلافی مرکب از 40 کشور علیه » کشور اسلامی» بر پا کرده است، اما ادعا می شود که این ائتلاف تا کنون نتوانسته طی هفته هائی که مردم شهری که برای زنده ماندن تا پای جان جنگیده اند، شهری که در کنار مرز ترکیه قرار دارد، مهاجمین را عقب براند و محاصره شهر را بشکند!

اما همین ائتلاف مفتخر است که توانسته پالایشگاههای نفتی سوریه را که تحت کنترل داعش بوده بمباران کند! چگونه آنها توانسته اند پالایشگاه ها را بمباران کنند اما نتوانسته اند به 40 تانک جنگی داعش که بسوی کوبانی در حرکت بودند حمله کنند؟

مدافعان شهر می گویند ائتلاف به مناطق خالی از سکنه حمله می کند و نه به تانکها و نیروهای داعش. مدافعان شهر به کشورهای موتلف پیشنهاد کرده اند، نشانی دقیق هدف هائی را که باید مورد حمله قرار گیرند به آنها بدهند، اما آمریکا با چنین همکاری مخالف است زیرا جبهه مدافعان شهر بازوی حزب کار کردستان محسوب می گردد که آمریکا و اتحادیه اروپا آنها را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده اند.

چنین بنظر می رسد که آمریکا نمی خواهد مانع وقوع عواقب وحشتناک سقوط شهر کوبانی بدست داعش بشود. به هر حال در کوبانی کسانی قدرت را در دست دارند که از نوع فئودالهای فاسدی نیستند که در شمال عراق هستند و با منابع نفتی که در اختیار دارند خود را در آغوش غرب می اندازند. در کوبانی شورای خلق است که تحت رهبری حزب چپ گرای اتحادیه دموکراتیک قدرت را در دست دارد. خودگردانی دموکراتیک که تمام گروههای قومی در آن سهیم هستند، اصل تفرقه بیانداز و حکومت کن را در خاور نزدیک به دور افکنده است، اصلی که همیشه تامین کننده منافع قدرت های بزرگ غرب بوده است، قدرت هائی که خود را بعنوان نجات دهنده خلق هائی جا زده اند که گویا قادر به اجرای دموکراسی نیستند.

امروز کوبانی نمودار یک دموکراسی نوین در خاور نزدیک است – و درست این نمودار باید، پیش از آن که سرمشقی برای همه منطقه شود منهدم گردد. در این مورد نه احتلاف نظری میان دولت ترکیه و داعش هست و نه میان آمریکا و آلمان . آلمان پیشمرگان بارزانی را مسلح می کند اما با سماجت هم در باره اوضاع کوبانی سکوت می کند و هم در باره حمایت اثبات شده ترکیه از داعش. ترکیه عضو ناتو منتظر آنست که داعش مراحل کثیف و نفرت انگیز را در کوبانی به پایان برساند و پس از آن دست به حمله بزند. این سکوت را باید نشانی از تایید دانست.

 

https://www.jungewelt.de/ansichten/komplott-gegen-kobani

 

 

1+5 شد 1+6 لولوی داعش به مذاکرات اتمی پیوست!

1+5 شد 1+6

لولوی داعش

به مذاکرات اتمی پیوست!

خبرگزاری ریانوستی به نقل از روزنامه انگلیسی ساندی تایمز، در بزنگاه رسیدن مذاکرات اتمی ایران و 1+5 به حساس ترین مراحل خود، ناگهان مدعی شد «داعش» قصد داشته برای بدست آوردن تکنولوژی اتمی به ایران حمله کند!

این روزنامه در ادامه این ادعای تحریک آمیز از قول منبعی که نام نبرده اضافه کرد:

مدارکی وجود دارد که طراح آنها احتمالا «عبدالله احمد المشدانیم» ، یکی از شش رهبر برجسته داعش است. این اسناد که در ماه مارس 2014 در حمله   یکی از گروههای ویژه ارتش عراق به دست آنها افتاد شامل 70 نقشه جنگی برای عملیات گوناگون داعش است، که اکنون در دست مطالعه و تحلیل سازمان های اطلاعاتی غرب است.

http://de.ria.ru/politics/20141005/269717956.html

l

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 312 مشترک دیگر بپیوندید