گفتگو با عضو رهبری حزب کمونیست کوبا استراتژی و 5 تاکتیک امریکا علیه دولت های مترقی امریکای لاتین

گفتگو با عضو رهبری حزب کمونیست کوبا

استراتژی و 5 تاکتیک امریکا

علیه دولت های مترقی امریکای لاتین

یونگه ولت– ترجمه رضا نافعی

اسکار مارتینز معاون بخش روابط بین المللی کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا با روزنامه «یونگه ولت» آلمان مصاحبه ای کرده که خلاصه ای از آن را جهت آگاهی خوانندگان صفحه ام ترجمه کرده ام:

- در سال آینده کنفرانس سران و نخست وزیران کشورهای آمریکا در پاناما برپا می گردد. کوبا نیز برای نخستین بار به این گردهمائی دعوت شده است.

مارتینز: بله، دولت پاناما از کوبا دعوت کرد و کوبا هم با خرسندی دعوت را پذیرفت.

- احتمالا باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا نیز در این کنفرانس حضور خواهد یافت. امکان آن هست که با این دیدار مناسبات کوبا و ایالات متحده آمریکا به مناسبات عادی تبدیل شود؟

مارتینز: دست کم فرصتی است برای گفتگوی رودر رو، که شاید هم به معنی نوعی نزدیکی باشد. ولی برای عادی شدن مناسبات هنوز مقدمات بسیاری باید فراهم شود. در غرب این تصور هست که گویا محاصره اقتصادی کوبا اندکی کاهش یافته است، اما عکس آن درست است. در سالهای اخیر محاصره کوبا تشدید هم شده است. درست در بخش مالی وضع وخیم هم تر شد، واقعیت این است که هرنوع مبادلات مالی کوبا با بانک ها و موسسات خارجی تحت تعقیب قرار می گیرد. این یک جنگ مالی با کوباست و همین خود حل مسائل را دشوارتر می سازد.

فقط میان سالهای 2010 تا 2013 سی و شش موسسه مورد تضییقات آمریکا قرار گرفتند. آخرین مورد موسسه فرانسوی BNP Paribas است که محکوم به پرداخت 9 میلیارد دلار شده، که حداکثر مجازاتی است که تاکنون مقرر شده است.

- واکنش اتحادیه اروپا به این نوع تحریم ها چگونه است، تحریم هائی که ناقض مقررات اروپائی است؟

مارتینز: واکنش اروپا در برابر این امر ضعیف است. ما فکر می کردیم که واکنش سازمان های مربوطه در برابر این تصمیمات حاد و نامناسب علیه یک بانک اروپائی سخت خواهد بود. اما اعتراض دولت های اروپائی به شدت مجازات است نه به اصل آن.

- در عین حال کوبا و اتحادیه اروپا برای عادی کردن مناسبات خودشان با یکدیگر مشغول مذاکره هستند. مذاکرات در چه مرحله است؟

مارتینز: تا به حال دو بار مذاکره صورت گرفته است. یکبار در بروکسل و یکبار در هاوانا. هدف مذاکرات برطرف ساختن دخالت های تبعیض آمیز است که از سالهای دهه 90 تا کنون ادامه دارند و با وضع کنونی جهان بی ارتباط هستند. گرچه روند مذاکرات کند است ولی پیش می رود، چون در اتحادیه اروپا بازیگرانی هستند که کمک عینی برای پیشرفت موفقیت آمیز مذاکرات نمی کنند. برخی از کشورها – که فعلا نمی خواهم نامشان را ببرم – تلاش می کنند تا مذاکرات را مختل سازند. خوشبختانه بخش عمده کشورها و دولت های اتحادیه اروپا خواستار گفتگو هستند.

- چند روز پیش کوبا اعلام کرد که برای مبارزه با اپیدمی ابولا 165 پزشک و پرستار به سیرالئون اعزام خواهد کرد . اندک زمانی پس از آن آمریکا اعلام کرد که به افریقای غربی سرباز خواهد فرستاد ارتش آلمان نیز قصد اعزام نیروی نظامی به افریقای غربی دارد. چرا یکی پزشک می فرستد و دیگران سرباز؟

ماتینز: اینجا دو نظام در برابر هم قرار دارند. تکیه یکی بر همبستگی انسانی و عدالت است ما برای ساختن این – برای ساختن سوسیالیسم – تلاش می کنیم. در سوی دیگر نظامی قرار دارد که در عرصه اقتصادی فقط در پی کسب سود است و در زمینه سیاسی تلاش می کند تا خلقها را تحت فشار بگذارد.

سیاست کوبا این است که در مورد مسائل مهم زندگی، مانند مبارزه با بیماریها از هیچ اقدام ممکنی کوتاهی نکند تا از این طریق به انسانها کمک کند. کوبا همیشه این خط مشی را با قاطعیت دنبال کرده است. بعنوان مثال هائیتی را در نظر آوریم. چند ین بریگاد پزشکی کوبا در آنجا فعال هستند ولی در سال 2010 که زلزله آمد کوبا بر دامنه تلاش های خود افزود و در چهارچوب ALBA  (اتحادیه بولیوی برای خلقهای آمریکای خودمان ( لاتین) یک برنامه امدادی عرضه کرد که در آن کوبا و ونزوئلا کمک های خود را برای نجات انسان ها هماهنگ می سازند.این یک سیاست کوبای انقلابی است که هسته انساندوستانه انقلاب را تحکیم می کند.

- شما از » اتحادیه بولیوی برای خلقهای آمریکای خودمان» نام بردید که در سال 1994 بابتکار فیدل کاسترو و هوگوچاوز تشکیل شد و در ماه دسامبر سال جاری ده سال از تاسیس آن می گذرد. سیر تکاملی این اتحادیه از آن زمان تا کنون چگونه بوده است.؟

مارتینز: بنظر من هر اتحادیه ای از این نوع و نیز سیر تکامل یکپارچگی آمریکای لاتین برای رسیدن به مرحله پختگی به گذشت زمان نیاز دارد. «آلبا» نخستین پروژه برای رشد یکپارچگی امریکای لاتین بود، که از جمله تلاش می ورزد تا اقتصاد های ما متقابلا مکمل یکدیگر باشند. در درجه اول کشورهای عضو از اتفاق نظر سیاسی برخوردارند. افزون بر این، باید بر همبستگی کشورهای عضو و کمک های متقابل آنها به یکدیگر تکیه کرد. آنچه برای ما اهمیت حیاتی دارد این است که » آلبا» به رشد خود ادامه دهد و ونزوئلا برغم حمله متقابل امپریالیسم آمریکای شمالی و الیگارشی ونزوئلا بتواند به راه خود ادامه دهد. اگر فرض کنیم روند انقلاب در ونزوئلا قطع شود، «آلبا» و روند یکپارچگی هم از بین خواهد رفت. و این ضربه بسیار سنگینی برای آمریکا ی لاتین و جهان خواهد بود.

- در سالهای گذشته، بویژه پس از درگذشت هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا ، چینین بنظر می رسید که روند انقلاب شتاب خود را از دست داده است، این تصور درست است؟

مارتینز: فراموش نکنیم این روند انقلابی در آغاز خواهان تغییر نظام نبود. ونزوئلا همواره از امکاناتی برای کشور بهره می گیرد که در درون نظام سرمایه داری است و همچنین در عرصه هائی دست به اصلاحات زد که مردم بشدت از آن در رنج بودند. ولی ونزوئلا و همچنین دیگر کشورها در آغاز اندیشه های راه جویانه هستند که این روند را چطور می توان به روند ساختن سوسیالیزم هدایت کرد. برخی آن را سوسیالیسم قرن بیست و یکم می نامند، ما آنرا سوسیالیزم در قرن های بیستم و بیست و یکم می نامیم.

بنظر من رشد قدرت اپوزیسیون و افزایش تضادها در جامعه ونزوئلا در درجه اول ناشی از حمله متقابل امپریالیسم است. یک استراتژی امپریالیسم آمریکای شمالی که منحصر به مقابله با کشورهای آمریکای لاتین هم نیست بلکه استراتژی جهانی آنست که ما آن را «شیوه های جنگ غیرمتعارفی» می نامیم.

1- آفریدن شیوه ای برای تخریب ایدئولوژیک

2- بدست آوردن نفوذ سیاسی است،

3- ایجاد بی ثباتی است.

4- هدایت جامعه بسوی افراط گرائی

5- تغییر رژیم

با این استراتژی چنین بنظر می رسد که آمریکا بیرون از این جریانات قرار دارد. وقتی توده ها در ونزوئلا علیه دولت بپا می خیزند چنین بنظر می رسد که این روندی است بدون دخالت خارجی. ولی واقعیت درست عکس این است. در این کشمکش آمریکا ناپید است اما در واقع برنامه ای پیاده می شود که آنها برای مقابله با انقلاب تدارک دیده اند.

در حال حاضر آمریکا تلاش می کند با سوق دادن توجه به وضع مشکلات اقتصادی کوبا تخریب ایدئولوژیک – سیاسی را تشدید کند. آمریکا می کوشد تا با اعزام افرادی از آمریکای شمالی و آمریکای لاتین، رهبران جوانی پرورش دهد که به مخالفت با مناسبات حاکم بر کوبا بپردازند و برخلاف خواست مردم کوبا مناسبات قدرت را تغییر دهند. این یک استراتژی علیه ماست، علیه ونزوئلاست و علیه کشورهای آمریکای لاتین است.

- فکر می کنید دولت های آمریکای لاتین به پاسخ درست برای مقابله با این استراتژی دست یافته اند؟

مارتینز: من فکر می کنم که دول آمریکای لاتین و بویژه نیروهای مترقی که با آنها همپیمان هستند دقیقا می دانند که داشتن یک استراتژی برای مقابله با این سیاست آمریکا و مقابله با راستگرایان بسیار ضروری است . ثانیا باید شرائط را برای توسعه اقتصاد و برنامه های اجتماعی باز هم بهبود بخشند. سوم آن که باید واقعا خواستار یکپارچگی آمریکای لاتین گردند. در این حالت است که می تواند یک جبهه مقاومت در برابر عملیات غرب بوجود آید.

http://www.jungewelt.de/2014/09-25/045.php?print=1

 

پزشکان کوبائی امید جهانی برای مبارزه با «ابولا»

پزشکان کوبائی

امید جهانی برای

مبارزه با «ابولا»

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

 

بیماری ابولا در افریقای باختری همه گیر شده است. طبق ارقام رسمی تعداد قربانبان 2400 نفر است. کوبا برای کمک 165 پزشک و پرستار به این منطقه خواهد فرستاد. رئیس سازمان بهداشت جهانی (WHO)  که یکی از آژانس‌های تخصصی سازمان ملل متحد است از همبستگی کوبا سپاسگزاری کرد.

 

کوبا برای کمک به کشورهای درگیر با این بیماری واگیر دار 165 پزشک و پرستار به افریقا اعزام می کند. تاکنون کوبا تنها کشور جهان است که به تقاضای سازمان بهداشت برای کمک به مردم آفریقا به اینگونه پاسخ داده است. تعداد پزشکان و کارشناسان خارجی که به کشورهای مورد هجوم بیماری رفته اند روی هم رفته فقط 170 نفر بوده است. طبق ارقام رسمی اعلام شده این بیماری مسری تا کنون بیش از 2400 قربانی گرفته است. در مجموع تا کنون 4784 مورد از مبتلایان به این بیماری شناسائی شده اند. شمار واقعی مبتلایان باحتمال زیاد بیش از این است. این ارقام را «ماگارت خان» مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در لندن اعلام کرد. او گفت: سرعت گسترش بیماری بسیار بیشتر از امکانات موجود برای مقابله با موارد تازه ابتلا به آن است. کشورهائی که بویژه مورد حمله ابولا هستند عبارتند از سیرالئون، لیبریا و گینه ولی بیماری به نیجریه و سنگال نیز رسیده است. نخستین موارد ابتلا در ماه مارس شناخته شدند.

«ماگارت خان» گفت: «وقتی ما به جنگ ابولا می رویم برای آن که بتوانیم با آن مبارزه کنیم نیاز به وسائل و امکانات داریم» او از تصمیم هاوانا ستایش کرد و گفت: «من از کمک سخاوتمندانه دولت کوبا و کارشناسان بهداشت، که آنها نیز سهمی شایسته در مبارزه با بزرگترین اپیدمی ابولا در تاریخ  دارند سپاسگزارم».

روز 28 آگوست سازمان جهانی بهداشت از جامعه جهانی تقاضای کمک کرد و کوبا با واکنش خود نشان که پاسخ به تقاضای بین المللی سازمان بهداشت جهانی چگونه باید باشد. خانم مارگارت همراه با روبرتو مورالس وزیر بهداشت کوبا در کنفرانس مطبوعاتی لندن گفت: «کوبا در عرصه آموزش پزشکان و پرستاران برجسته و آمادگی برای کمک به کشورهائی که در راه پیشرفت خود گام بر میدارند شهرت جهانی دارد».

کوبا کمک خود را برای سیرالئون متمرکز کرده است. به گفته مورالس «بریگاد کمک مرکب است از 62 پزشک و 103 پزشکیار و پرستار که همه آنها قبلا نیز هنگام پیدایش بلایای طبیعی یا بیماری های همه گیر در آفریقا بوده اند، از هر چهار نفر، یکنفر، چندین بار برای کمک در آفریقا بوده است». وزیر بهداشت کوبا تاکید کرد که «شرکت در مبارزه با ابولا یک مورد استثنائی نیست، بلکه بخشی از همبستگی کوبا طی 55 سالی است که از انقلاب کوبا می گذرد. در حال حاضر 65 هزار پزشک کوبائی در 91 کشور جهان مشغول کار هستند. بنا به تخمین پایگاه اینترنتی Cubadebate ، هم اکنون بیش از 20 درصد از پزشکان زن و مرد کوبائی خارج از میهن خود در کار کمک به همنوعان خود هستند. مورالس گفت از سال 1959 تا کنون نزدیک به 77هزار پزشک کوبائی فقط در 39 کشور افریقائی مشغول بکار بوده اند. وزیر بهداشت کوبا همکاران خود را در سراسر جهان فراخواند تا آنها نیز به مبارزه با این بیماری همه گیرکمک کنند. او گفت: «آفریقا نیاز فوری به همبستگی بین المللی دارد!».

گرد مولر، وزیر توسعه آلمان قول اعزام پزشک به آفریقا نداد ولی اعلام کرد 10 میلیون یورو در اختیار کشورهائی که مورد حمله بیماری ابولا قرار گفته اند خواهد گذاشت. این مبلغ ده برابر بیشتر از مبلغی است که تا کنون قرار بود صورت گیرد. معهذا این کمک چندان سخاوتمندانه نیست. طبق محاسبه روزنامه آلمانی «راینیشه پست»، آلمان از سال 2002 تا پایان سال گذشته حدود 11 میلیارد یورو هزینه جنگ افغانستان کرده است. اما ویروس ابولا را با بمب، تانک و سرباز نمی توان از بین برد.

 

http://www.jungewelt.de/2014/09-13/063.php

 

 

 

دیدار استراتژیک رئیس جمهور چین از هند یک سوم جمعیت جهان در یک اتحاد اقتصادی – سیاسی

دیدار استراتژیک رئیس جمهور چین از هند

یک سوم جمعیت جهان

در یک اتحاد اقتصادی – سیاسی

پایگاه اینترنتی هینترگروند – ترجمه رضا نافعی

چین قصد سرمایه گذاری های عظیم در هند و گشایش بیشتر بازارهای خود به روی تولیدات این کشور همسایه دارد. شی جین پینگ، رئیس جمهور و رهبر حزب کمونیست چین روز پنجشنبه در جریان دیدار رسمی خود از هندوستان، در دهلی نو گفت دو پارک صنعتی در هند تاسیس خواهد شد و شبکه راه آهن هند گسترش خواهد یافت.

چین قصدارد در پنج سال آینده روی هم رفته 20 میلیارد دلار ( 15،5 میلیارد یورو) در هند سرملیه گذاری کند. با این گام فصل تازه ای در مناسبات دو کشوری که پرجمعیت ترین کشورهای جهان هستند گشوده خواهد شد. نمودار آن ارقام زیر هستند:

چین در 14 سال گذشته 411 میلیون دلار در شبه قاره هند سرمایه گذاری کرده است. اما در نظر نیست که سرمایه گذاری به این 20 میلیارد دلار محدود بماند. بنا به گفته نمایندگان چین رقم سرمایه گذاری به 100 تا 300 میلیارد دلار بالغ خواهد گشت، بویژه در زمینه گسترش شبکه راه آهن هند.

مازاد بازرگانی چین طی سالهای گذشته سبب شده تا ذخیره ارزی این کشور به 3،9 بیلیارد دلار بالغ گردد که بزرگترین ذخیره ارزی جهان است. فقط در سال گذشته 500 میلیارد دلار بر ذخائر ارزی چین افزوده شده است. با این افزایش ذخائر سرمایه گذاری های چین در خارج از کشور نیز فزونی می یابد. در سال 2013 سرمایه گذاری چین در خارج از کشور به 90 میلیارد دلار افزایش یافت که 17 در صد بیش از سال گذشته بود. طبق پیش بینی های صورت گرفته، سرمایه گذاری های چین در خارج بزودی بیش از سرمایه گذاری های خارجی در چین خواهد شد. پکن قصد دارد در پنج سال آینده روی هم رفته 500 میلیارد دلار در خارج از کشور سرمایه گذاری کند که بخش عمده آن در هند خواهد بود.

چین در ماه فوریه به هند پیشنهاد کرد که یک سوم از هزینه ضروری برای نوسازی و گسترش شبکه راه آهن هند را بپردازد. در گذشته هند پیشنهاد چین را برای سرمایه گذاریهای استراتژیک نپذیرفته بود.

از لحاظ سیاسی نیز هر دو کشور در مسیر نزدیکی بیشتر گام بر می دارند. هر دو کشور عضو اتحادیه کشورهای پنجگانه «بریکس» هستند که در آخرین اجلاس خود در ماه ژوئن سال جاری با حضور روسای جمهور و نخست وزیران روسیه، چین، برزیل، افریقای جنوبی و هند در برزیل از جمله تصمیم به تاسیس یک بانک توسعه با سرمایه اولیه یکصد میلیارد دلار گرفتند که بدیلی است در برابر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، که هر دو تحت سلطه آمریکا هستند. مرکز این بانک در چین خواهد بود و سرمایه اصلی آن را نیز چین تامین کرده است. افزون بر این هند عضو ناظر در پیمان همکاری های شانگهای است، که در عین حال خواستار همکاری های نزدیک تر اعضاء در عرصه های نظامی و سیاست و امنیتی است. آخرین اجلاس این پیمان نیز هفته گذشته در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان تشکیل شد که رئیس جمهور ایران بعنوان عضو ناظر در آن حضور یافت و به گفته وزیر خارجه روسیه، شرایط لازم برای پذیرش درخواست ایران برای عضویت کامل در این پیمان فراهم شده است. در کنار چین و روسیه جمهوری های پیشین اتحاد شوروی، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان نیز عضو این پیمان هستند.

اگر سخنان رهبر چین را مِلاک قرار دهیم، طرح بالابردن توان دو کشور به قطعیت رسیده است. رهبر چین طی دیدار خود از هند گفت: «چین و هند چون دو موتور همزاد رشد اقتصاد را به پیش خواهند راند و از این طریق به توسعه و رونق منطقه کمک خواهند کرد. چین و هند دو کشور با نفوذ جهان هستند و اگر هر دو یک بانگ برآورند جهان به صدای آنها گوش خواهد داد».

http://www.hintergrund.de/201409193250/wirtschaft/wirtschaft-welt/die-welt-wird-zuhoeren.html

برای یافتن منابع مورد استناد مقاله به لینک بالا مراجعه کنید

گفتگو با مشاور صدراعظم اسبق آلمان جنگ سوم جهانی مقدماتش فراهم می شود؟

گفتگو با مشاور صدراعظم اسبق آلمان

جنگ سوم جهانی

مقدماتش فراهم می شود؟

پایگاه اینترنتی کشکورس – ترجمه رضا نافعی

آنچه را می خوانید مصاحبه ایست که یک خبرنگار ایرانی بنام «شاه رکنی» با «ویلی ویمر» مشاور هلموت کهُل صدر اعظم اسبق آلمان انجام داده و در پایگاه اینترنتی «کشکورس» منتشر شده است.

ویلی ویمر: در روابطی که کشورهای همسایه با یکدیگر دارند نباید جائی برای تحریم وجود داشته باشد. تحریم راهی است بسوی جنگ. هدف دیگری که در تحریم دنبال می شود و نتیجه اش فرعی بنظر می رسد از میدان بدر کردن رقبای مزاحم است تا پس از تغییر دادن یک رژیم بازار کشور تسخیر شده دربست در اختیار کشور فاتح قرار گیرد.

از زمانی که رودزیای جنوبی، که امروز زیمبابوه خوانده می شود، تحریم شد، تا امروز این شیوه اساس کار بوده است. آمریکا کشور سلطنتی ژاپن را تحریم کرد تا امکان نفس کشیدن را از ژاپن سلب کند و آن را، در دوران صلح، به تسلیم بی قید وشرط وا دارد. ژاپن منابع مواد خام نداشت و وقتی آمریکا فروش نفت را به ژاپن ممنوع کرد، ژاپن وارد جنگ شد.

و اکنون روسیه از آنجا که مواد خام فراوان دارد باید بازارهای فروشش را از دست بدهد. پوتین باید » بدون قید وشرط تسلیم شود».

- سران و نخست وزیران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در آخرین نشست خود که در پایان ماه آگوست برپا شد توافق کردند که تحریم ها علیه روسیه را تشدید کنند. از ماه مارس تحریم های سخت علیه روسیه به اجرا گذاشته شده است. نخستین پرسش این است که آیا تحریم بطور کلی می تواند مفید باشد و اگر پاسخ مثبت باشد در چه شرایطی میتواند مفید باشد؟

ویمر: بنظر من تحریم ها تحت هیچ شرائطی و علیه هیچ کشوری پذیرفته نیستند. اگر من واقعا می خواهم با همسایه خود در صلح صفا زندگی کنم باید سیاست مناسبات حسن همجواری را در پیش بگیرم و اگر اختلافی بین ما پیش آمد باید از طریق گفتگوی دوجانبه و یا بین المللی مشکل را حل کنیم. ما از طریق » کنفرانس برای امنیت و همکاری در اروپا» این سیاست را اجرا می کردیم و به موفقیت های بزرگ نیز دست یافتیم. ولی وقتی من دست به تحریم بزنم می خواهم به دو نتیجه برسم:

اول : آن که می خواهم رقبای مزاحم را از میدان بدر کنم، این را در مورد ایران می بینیم. ایالات متحده آمریکا علاقمند است اروپائی هائی را که همکار بازرگانی ایران هستند از میدان بدر کند تا خود جای آنها را بگیرد. این یک نکته است.

دوم : وقتی من متوسل به تحریم می شوم قصدم آنست که در سازمان ملل متحد پایگاهی ایجاد کنم که در نهایت بتوانم دست یازیدن به جنگ را مشروع جلوه دهم. این را امروز می توان با روشنی تمام در رابطه با فدراسیون روسیه مشاهده کرد. روس ها از دیدگاه خود دست به اقدامی نزده اند که تحریم روسیه را توجیه کند. نظر بخش عمده مردم اروپای غربی نیز همین است.

- پرسش بعدی که در این رابطه می تواند مطرح گردد این است که آیا اینک کار به جائی رسیده است که دست زدن به گام های شدید تر علیه روسیه را ضروری ساخته باشد؟

ویمر: من نظرم را روشن بیان کردم. در واقع این مارپیچ بالاروند تحریم ها در نهایت به درگیری مسلحانه خواهد انجامید. باید دنبال دست آویزی گشت تا بتوان گفت برخی از کارهائی که صورت گرفته ناقض مقررات تحریم بوده تا از این طریق بتوان مثلا سیاست اقتصادی اروپای غربی را تحت کنترل آمریکا در آورد. خلاصه تمام آنچه که با تحریم ها در پیوند است یا خودسرانه است یا در خدمت علائق آمریکاست و یا تدارک رفتن بسوی جنگ است.

- شما سخن از این گفتید که پایان مارپیچ تصاعدی تحریم ها احتمالا در گیری مسلحانه خواهد بود. ولی آیا جهان می تواند یک درگیری بزرگ میان غرب و روسیه را تحمل کند؟

ویمر: در پاسخ به این پرسش باید با صراحت بگویم نه. در دورانی که ما زندگی می کنیم سیاست در مسیری خردمندانه حرکت نمی کند. امروز درمجلس آلمان از آغاز جنگ جهانی دوم یاد می شود. در واقع باید گفت پشت سرهم مجالسی از این نوع برپا می گردد، و در باره جنگ جهانی اول یا دوم سخن گفته می شود. آما بنظر می رسد آنها که در این مجالس سخنرانی می کنند و کسانی که معمولا مسئول سیاست کشورهای خود هستند، از تاریخ هیچ نیاموخته اند. ما نه می توانیم چالش های خاورمیانه را پذیرا باشیم و نه آنچه را که اوکرائین می گذرد. وقتی اوضاع اوکرائین را که به ما از همه نزدیکتر است، برغم آتش بس کنونی، دقیقا در نظر آوریم، چالشی است خطرناک. چه عاملی سبب می شود که ناتو در چنین شرائطی در دریای سیاه دست به رزمایش دریائی بزند، رزمایشی که هدفش فقط فدراسیون روسیه می تواند باشد. این ها همه وقایعی هستند که یکی پس از دیگری رخ می دهند و آن هدف اصلی از نظر دور نمی گردد. از زمان تسخیر «اتلانتا» در بخش جنوبی آمریکای شمالی در سال 1864، ایالات متحده آمریکا این شکل از سیاست را در برابر یک سلسله از کشورها همواره بکار برده است، با این نیت که به تحمیل تسلیم بی قید و شرط دست یابد. من حالا نمی خواهم از این یا آن کشوری که در برابر این خواست آمریکا ایستاده اند نام ببرم، ولی در مسکو همه بخوبی می دانند که عاقبت سیاست کنونی آمریکا برای فدراسیون روسیه چیست.

http://www.cashkurs.com/kategorie/wirtschaftsfacts/beitrag/neues-interview-das-ziel-lautet-bedingungslose-kapitulation/

 

«داعش» جاده صاف کن امریکا در سوریه شده!

«داعش» جاده صاف کن

امریکا در سوریه شده!

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

باراک اوباما برای جنگ با سوریه نقشه می کشد. نشانه ها از مدت ها پیش آشکار بود. از چند روز پیش هم پس از مصاحبه های رئیس جمهور آمریکا و اطلاعاتی که در اختیار اعضای موثر کنگره نهاد و حالاهم با سخنانی که خطاب به مردم امریکا بیان کرده ، حدسیات تبدیل به یقین شده اند. ولی این سخنان که مقدمات، حواشی و صحنه سازی های آن بدقت فراهم شده و در پر بیننده ترین ساعت اخبار تلویزیونی پخش شد، حاوی مطلب تازه ای نبود. محتوای اطلاعاتی که پرزیدنت داد بسیار کمتر از آن بود که همه از آن خبر دارند. بخش عمده سخنان او عبارت بودند از توصیف های خود پسندانه از «جنگ علیه ترور» که داستان کامیابی هائی غول آسا است و نیز ستایش از رهبری جهان از سوی آمریکا که برای جهانیان اجتناب ناپذیر است.

آنچه او در مورد سوریه گفت تنها این بود که پرزیدنت از حمله به باصطلاح داعش (IS ) در سوریه نیز «لحظه ای تردید» بخود راه نخواهد داد. او حتی یک کلام در باره این که چه وقت و تحت چه شرائطی چنین حمله ای صورت خواهد گرفت بر زبان نیآورد، اما تاکید کرد که آمریکا بر کمک های خود به اپوزیسیون سوریه خواهد افزود. پرزیدنت در ارتباط با این مطلب یادآورشد که دولت او ماهها قبل از کنگره خواسته بود 500 میلیون دلار برای مسلح ساختن نیروهای مورد نظر و دادن آموزش های نظامی به آنها در اختیار دولت قرار دهد که هنوز به تصویب نرسیده است. پرزیدنت در پاسخ به این پرسش مهم ولی ناخوشایند که منظور او از «اپوزیسیون سوریه» یا «شورشیان متعادل» کدام نیروها هستند سکوت اختیار کرد.

خبرهای همگون از سراسر سوریه حکایت از آن دارند که این «ارتش آزاد سوریه » که واشنگتن هنوز رسما از آن حمایت می کند از لحاظ نظامی فاقد اهمیت است. در برخی از مناطق بدلائل تاکتیکی با اسلامیست ها همکاری و از آنها پیروی می کنند. در بسیاری از موارد نیز گروههائی از آنها با سلاحهای خود کلا به داعش پیوسته اند. عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی شبه جزیره عربستان با توافق آمریکا از آغاز جنگ داخلی در بهار 2011 مقادیر فراوان و کنترل نشده ای سلاح به سوریه فرستاده اند. بخشی از این سلاحها مستقیما در اختیار گروه های اسلامی، بخشی در اختیار «ارتش آزاد سوریه » قرار گرفته که در واقع نقش حلقه واسط را ایفا می کند. معلوم نیست کمک های نظامی بعدی که مورد نظر است در اختیار «اپوزیسیون سوریه» گذاشته شود چگونه خواهد بود که سرنوشت کمک های گذشته را پیدا نکند.

آنچه مسلم است این است که اوباما می خواهد کماکان گوشت را بدست گربه بسپارد. عربستان سعودی می خواهد پایگاهی که برای دادن آموزش به » شورشیان متعادل سوریه » و مشاوران نظامی و افسران سیا مورد نیاز است در اختیار قرار دهد. کاخ سفید اعلام کرده بود که اوباما در گفتگوی تلفنی با ملک عبدالله شخصا این قرار و مدار را گذاشته اند.

«شورشیان معتدل» – هر کسی که قرار شود در آینده این نقش را ایفا کند- در استراتژی اوباما یک نقش مرکزی ایفا خواهد کرد: آنها باید آن نیروی زمینی باشند که با حمایت نیروی هوائی آمریکا در زمین هائی که تا کنون به تسخیر داعش در آمده است پیشروی کنند. اما این پیشروی، با توجه به ضعف این نیروها، در صورتی می تواند با موفقیت روبرو گردد که آمریکا با گسترش حملات هوائی خود مانع از آن گردد که مناطق تخلیه شده از نیروی داعش به تصرف نیروی نظامی سوریه در آید. از این رو از هم اکنون صحبت از ایجاد مناطق امن و گسترده در شمال سوریه می شود.

http://www.jungewelt.de/

 

استراتژی جنگ با روسیه در جلسات ناتو تثبیت می شود؟

 

استراتژی جنگ با روسیه

در جلسات ناتو تثبیت می شود؟

پایگاه اینترنتی هایزه آنلاین. ترجمه رضا نافعی

معروف است که ساکنان شهر کلن در مرکز آلمان نزدیکی ویژه ای با   ذات باری تعالی دارند. اما آنها برای پیشگیری از عواقب نامطلوب این گمان گفته اند که نباید دست به دامن قدیسانی شد که معجزه ای از آنها دیده نشده است. در مورد کنفرانس سران ناتو در «ویلز» انگلیس نیز باید همین روش را در پیش گرفت. این اتحادیه بجای آن که به تحکیم صلح و ثبات در کشورهای عضو بپردازد از خود ردپائی خونین برجای نهاده است که از کابل در افغانستان آغاز می شود و تا دونتسک در شرق اوکرائین ادامه می یابد .

به «لرد هاستینگز ایسمای» نخستین دبیرکل انگلیسی ناتو و نظریاتش میتوان ایراد های فراوانی داشت، جز در یک مورد و آن مورد پیشگوئی او در باره هدف از ایجاد ناتو است: «آوردن آمریکا به اروپا، بیرون راندن روسیه از اروپا و ممانعت از بپا خاستن آلمان.» یکی از جانشینان او که همین «فوگ راسموسن» دانمارکی و هوادار آتشین اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 باشد نهایت جدیت را در اجرای نیت لرد ایسمای بکار بست.

در دوران دبیرکلی او ناتو از هیچ اقدامی برای بیرون راندن روسیه از اروپا فرو گذار نکرد.

تسلیحات و ایجاد پایگاه

از سران 60 کشور دعوت شد تا در کنفرانس سران ناتو در «ویلز» حضور داشته باشند. تا همین یکسال پیش مسلم بود که یکی از این مدعوین پرزیدنت پوتین خواهد بود. حضور ولادیمیر پوتین می توانست نشانی از آن باشد که با وجود تمام کاستی هائی که در روابط شرق و غرب وجود دارد، ایجاد توازن میان علائق آنها می تواند ممکن باشد. اما بجای آن، پس از آن که جنگ داخلی سوریه نتوانست به نتیجه مطلوب بیانجامد، نبردی سخت بر سر تسلط بر اروپای شرقی به جریان افتاد و در این نبرد ناتو در کنار اوکرائین ایستاد و «راسموسن» دبیرکل ناتو نیز در هر فرصتی که بدست آورد اعلام کرد ناتو در کنار اوکرائین ایستاده و خواهد ایستاد.

هدف این رویدادها ایجاد شکافی عمیق با روسیه است، بویژه با توجه به این نکته که مشاوران پوتین یادآور می شوند که انعقاد قرار داد با کیف فقط در صورتی ممکن است که اوکرائین به عضویت ناتو در نیآید و چشم پوشی اوکرائین از عضویت در ناتو باید با انعقاد یک قرار داد تثبیت شود. دیگر دوران پذیرفتن قول های شفاهی سپری شده است. روسیه از سال 1990 بارها و بارها تن به گذشت داده است. اینک اتحادیه غرب باید تصمیم بگیرد: آیا می خواهد از سوی آمریکا و با تندروی های لفظی و دور از مسئولیت دبیرکلی (ناتو) که تا چند هفته دیگر کارش بپایان می رسد، به یک رو در روئی دراز مدت با روسیه کشانده شود؟

پرسش دیگری که بدنبال آن می آید اینست که آیا غرب احتمالا آماده درگیری نظامی با قدرت بزرگ شرق نیز هست؟ در کنفرانس ویلز توافق با » نقشه آمادگی برای عمل» ( Readiness      Action Plan) نیز در فهرست مصوبات قرار داشت که طبق آن باید پایگاههای تازه نظامی در کشورهای شرقی ناتو برپا گردد. برغم آن که ایجاد پایگاههای دائمی در اروپای شرقی مورد مناقشه است. فرانسه، اسپانیا و ایتالیا مخالفند، آمریکا و انگلیس موافق آن هستند و آلمان شرائطی دارد.

آنچه فعلا مطرح است استقرار یک «گروه جنگی» آمریکائی در لهستان است. نظارت مستمر هوائی بر اروپای شرقی از مدتها پیش آغاز شده است. برای آن که روسیه نتواند در عرصه تسلیحاتی در موقعیت بهتری قرار گیرد کلیه اعضاء ناتو باید بر بودجه دفاعی خود بیافزایند. راسموسن ادعا می کند که کلیه اعضاء ناتو بطور متوسط 20 در صد از بودجه دفاعی خود کاسته اند، اما ارقام موجود این ادعا را تایید نمی کند.

بر اساس تحقیقات سازمان پژوهش های بین المللی برای صلح در استکهلم ( SIPRI ) در سال گذشته روسیه 88 میلیارد دلار برای تسلیحات و مدرن کردن نیروهای دفاعی خود هزینه کرده است – هزینه دفاعی فرانسه، آلمان و انگلستان به 168 میلیارد دلار ارتقاء یافته و آمریکا به تنهائی 640 میلیارد دلار به مصرف تسلیحات خود می رساند که حاصل جمع کل آنها هشت برابر بیش از هزینه تسلیحاتی روسیه است. به این پرسش هم باید پاسخ داد: مسابقه جدید تسلیحاتی را ناتو آغاز کرده است یا روسیه؟

افزون بر این قرار است در کنفرانس ناتو در نیوپورت در باره پذیرفتن اعضاء جدید در ناتو گفتگو شود. کشورهای مورد نظر عبارتند از سوئد، فنلاند، مقدونیه، مونته نگرو و گرجستان، تا ناتو بتواند به مرزهای روسیه نزدیکتر گردد و روسیه در سراسر اروپا در یک کمربند ضد روسی قرار گیرد. از کنفرانس سران ناتو در واشنگتن که در بهار 1999 برپا شد، وظیفه دفاعی ناتو کنار رفت و استراتژی » فراسوی منطقه»( Out of Area ) بر آن مسلط گشت. از آن زمان تا کنون چه برنامه هائی بدست ناتو به اجرا در نیآمده است!

—————————————–

توضیح: ویلی ویمر سیاستمدار حزب راستگرای دموکرات مسیحی آلمان است. او میان سالهای 1985 تا 1992 سخنگوی دو حزب راستگرای دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در امور دفاعی و نیز معاون وزارت دفاع آلمان فدرال بود.

http://www.heise.de/tp/artikel/42/42701/1.html

دوران سپری شده پاسکاری روسیه میان امریکا و اروپا

دوران سپری شده پاسکاری

روسیه میان امریکا و اروپا

یونگه ولت ترجمه وتدوین رضا نافعی

نمایش مو به مو با نمایشنامه می خواند. چند روز قبل از آغاز کنفرانس سران ناتو در نیوپورت (انگلستان – ویلز) رسانه های دولتی پر است از بافته های خبری در باره عملیات نظامی روسیه در اوکرائین شرقی. بر مبنای کدام اسناد؟ اسنادی که صاحبان قدرت در کیف ناشر و ضامن صحت آن هستند که تلاشی است برای انحراف اذهان از شکست نظامی خود در جنگ شرق اوکرائین. البته به کمک عکس های ناروشن ماهواره ای که می توانند همه چیز و هیچ چیز را نشان دهند.

ولی در عوض لحن سخن آشکارا بی پرواست و پیوسته پرخاشگرتر می گردد. «دالیا گرباوسکایته»  رئیس جمهور لیتوانی، روز شنبه، خشم آگین، کف بر دهان گفت «روسیه در واقع با اروپا در جنگ است». همکار اوکرائینی او «پروشنکو» نیز سخن از «جنگ همه سویه » گفت و شورای امنیت اوکرائین از طریق «توئیتر» اعلام کرد که » روسیه به تهاجم مستقیم علیه اوکرائین شرقی» ادامه می دهد.

برغم این داد و فریاد ها: آنچه واقعا ملموس است چیزهای دیگر ی است. از قرار ناتو قصد دارد در کنفرانس سران که روز پنجشنبه و جمعه برپا می گردد تمرکز شدید نیرو و افزایش گسترده تسلیحات خود در مرزهای روسیه را به تصویب برساند. روزنامه آلمانی و محافظه کار «فرانکفورتر آلماینه » در شماره روز یکشنبه خود گزارش داد، قرار بر ایجاد پایگاههای نظامی، تاسیس انبارهای تسلیحاتی و تشکیل یک گردان چهار هزار نفره عملیات سریع است. در رزمایش های منظم باید «شیوه دفاع در برابر حملات روسیه» آموخته و تمرین شود. اعضای بسیار ساعی ناتو مانند لهستان با سماجت خواستار لغو کامل قرار داد همکاری میان ناتو و مسکو هستند. در آن قرارداد محدودیت هائی برای حضور نیروهای ناتو در اروپای شرقی در نظر گرفته شده که در سالهای دهه 90، در زمان ریاست جمهوری بوریس یلسین الکلی که غرب ضرورتی به جدی گرفتن روسیه نمی دید برای غرب مناسب بودند. اما امروز دوباره همان حرف های قدیمی شناخته شده تکرار می شوند.

«ما درگیری نمی خواهیم. ما همکاری می خواهیم. ما هر فرد و هرملت و هر خلق را راحت می گذاریم که در صلح و صفا زندگی کنند. ولی آنچه ما می خواهیم از جمله برای خلق خودمان، این است که ما را در صلح و امان بگذارند.» و بعد چنین ادامه می یابد: «ثانیا توانائی اتحادیه اتلانتیک شمالی برای دست یازیدن به عمل با خطر مواجه است. اتحادی که دیگر قادر نباشد تصمیماتی را به کرسی بنشاند که برای موجودیت آن اتحاد حائز اهمیت هستند، آینده ای ندارد.»

آنچه خواندید می تواند در کنفرانس پیش رو نیز پایه استدلال باشد. اما نقل قولی که خواندید سخن مانفرد ورنر، وزیر دفاع آلمان است که روز 22 نوامبر 1983 در مجلس آلمان بیان کرد. در پایان مباحثات اکثریت نمایندگان، برغم مخالفت و اعتراض میلیونها آلمانی که از ترس جنگ اتمی بارها و بارها به خیابانها آمدند، تصویب کردند که راکت های اتمی آمریکا موسوم به «پرشینگ 2″ و «کروس میسایل» در خاک آلمان مستقر گردند. هلموت کهل، صدر اعظم وقت آلمان به طعنه گفت: «آنها تظاهرات می کنند و ما حکومت».

http://www.jungewelt.de/2014/09-01/039.php

 

روز شنبه گذشته چندین هزار نفردر نیوپورت (انگلستان – ویلز) علیه کنفرانس ناتو دست به تظاهرات اعتراضی زدند. برگزار کنندگان تظاهرات اعلام کردند که 9 هزار نفر در تظاهرات شرکت کردند ولی پلیس اعلام کرد که طبق شمارش پلیس آنها فقط 600 نفر بودند. دعوت کنندگان به تظاهرات عبارت بودند از گروههای جنبش صلح و سازمانهای چپ. یکی از مباحث اصلی سخنرانی ها بالا گرفتن جنگ در غزه میان اسرائیل و فلسطینی ها بود. تظاهر کنندگان از حمایت اعضای ناتو از حملات اخیر اسرائیل به نوار غزه انتقاد کردند و   ناتو را بعنوان یک سازمان بین المللی جنگ افروز مورد حمله قرار دادند.

آنچه با حیرت و اعتراض مردم شهر مواجه شده مزاحمت هائی است که این کنفرانس برای آنها ایجاد کرده است. کنفرانس فقط دو روز بطول می انجامد ولی دو شهر نیوپورت و کاردیف دوهفته به اشغال نظامی در آمده است. 9 هزار پلیس و افراد واحد های نظامی احتیاط شهر را اشغال کردند و همچنین 9 کشتی جنگی نیروی دریائی انگلستان در بندر پهلو گرفتند. هزینه این عملیات را که پنهان نگه می دارند به 50 میلیون پوند ( 63 میلیون یورو) تخمین می زنند. بخشی از بیمارستانها دیگر مردم عادی شهر را نمی پذیرند، زیرا ظرفیت آنها برای رؤسای دول شرکت کننده در کنفرانس رزرو شده است. مدارس و دیگر تاسیسات عمومی نیز تعطیل هستند.

یک سخنگوی سازمانهای معترض گفت انتخاب این محل برای کنفرانس سران، خود نشان می دهد که ناتو چقدر منفور است. اگر کنفرانس ناتو در لندن برپا می شد، تظاهرات به مراتب گسترده تر میشد. از روز یکشنبه در ویلز کنفرانسی علیه کنفرانس ناتو نیز برپاست که عبارتست از کنفرانس جنبش صلح. نقطه اوج تظاهرات ضد ناتو روز پنجشنبه خواهد بود.

 

http://www.jungewelt.de/2014/09-01/028.php?sstr=Frieden|statt|NATO

 

توصیه: برای اطلاع بیشتر از نقش ، انگیزه ها و عواقب این کنفرانس این مقاله را بخوانید»

ارتش خصوصی امریکا

شرق و غرب اروپا

را از هم جدا می کند!

یونگه ولت

نوشته ویلی ویمر – ترجمه رضا نافعی

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 309 مشترک دیگر بپیوندید