گفتگو با مشاور صدراعظم اسبق آلمان جنگ سوم جهانی مقدماتش فراهم می شود؟

گفتگو با مشاور صدراعظم اسبق آلمان

جنگ سوم جهانی

مقدماتش فراهم می شود؟

پایگاه اینترنتی کشکورس – ترجمه رضا نافعی

آنچه را می خوانید مصاحبه ایست که یک خبرنگار ایرانی بنام «شاه رکنی» با «ویلی ویمر» مشاور هلموت کهُل صدر اعظم اسبق آلمان انجام داده و در پایگاه اینترنتی «کشکورس» منتشر شده است.

ویلی ویمر: در روابطی که کشورهای همسایه با یکدیگر دارند نباید جائی برای تحریم وجود داشته باشد. تحریم راهی است بسوی جنگ. هدف دیگری که در تحریم دنبال می شود و نتیجه اش فرعی بنظر می رسد از میدان بدر کردن رقبای مزاحم است تا پس از تغییر دادن یک رژیم بازار کشور تسخیر شده دربست در اختیار کشور فاتح قرار گیرد.

از زمانی که رودزیای جنوبی، که امروز زیمبابوه خوانده می شود، تحریم شد، تا امروز این شیوه اساس کار بوده است. آمریکا کشور سلطنتی ژاپن را تحریم کرد تا امکان نفس کشیدن را از ژاپن سلب کند و آن را، در دوران صلح، به تسلیم بی قید وشرط وا دارد. ژاپن منابع مواد خام نداشت و وقتی آمریکا فروش نفت را به ژاپن ممنوع کرد، ژاپن وارد جنگ شد.

و اکنون روسیه از آنجا که مواد خام فراوان دارد باید بازارهای فروشش را از دست بدهد. پوتین باید » بدون قید وشرط تسلیم شود».

- سران و نخست وزیران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در آخرین نشست خود که در پایان ماه آگوست برپا شد توافق کردند که تحریم ها علیه روسیه را تشدید کنند. از ماه مارس تحریم های سخت علیه روسیه به اجرا گذاشته شده است. نخستین پرسش این است که آیا تحریم بطور کلی می تواند مفید باشد و اگر پاسخ مثبت باشد در چه شرایطی میتواند مفید باشد؟

ویمر: بنظر من تحریم ها تحت هیچ شرائطی و علیه هیچ کشوری پذیرفته نیستند. اگر من واقعا می خواهم با همسایه خود در صلح صفا زندگی کنم باید سیاست مناسبات حسن همجواری را در پیش بگیرم و اگر اختلافی بین ما پیش آمد باید از طریق گفتگوی دوجانبه و یا بین المللی مشکل را حل کنیم. ما از طریق » کنفرانس برای امنیت و همکاری در اروپا» این سیاست را اجرا می کردیم و به موفقیت های بزرگ نیز دست یافتیم. ولی وقتی من دست به تحریم بزنم می خواهم به دو نتیجه برسم:

اول : آن که می خواهم رقبای مزاحم را از میدان بدر کنم، این را در مورد ایران می بینیم. ایالات متحده آمریکا علاقمند است اروپائی هائی را که همکار بازرگانی ایران هستند از میدان بدر کند تا خود جای آنها را بگیرد. این یک نکته است.

دوم : وقتی من متوسل به تحریم می شوم قصدم آنست که در سازمان ملل متحد پایگاهی ایجاد کنم که در نهایت بتوانم دست یازیدن به جنگ را مشروع جلوه دهم. این را امروز می توان با روشنی تمام در رابطه با فدراسیون روسیه مشاهده کرد. روس ها از دیدگاه خود دست به اقدامی نزده اند که تحریم روسیه را توجیه کند. نظر بخش عمده مردم اروپای غربی نیز همین است.

- پرسش بعدی که در این رابطه می تواند مطرح گردد این است که آیا اینک کار به جائی رسیده است که دست زدن به گام های شدید تر علیه روسیه را ضروری ساخته باشد؟

ویمر: من نظرم را روشن بیان کردم. در واقع این مارپیچ بالاروند تحریم ها در نهایت به درگیری مسلحانه خواهد انجامید. باید دنبال دست آویزی گشت تا بتوان گفت برخی از کارهائی که صورت گرفته ناقض مقررات تحریم بوده تا از این طریق بتوان مثلا سیاست اقتصادی اروپای غربی را تحت کنترل آمریکا در آورد. خلاصه تمام آنچه که با تحریم ها در پیوند است یا خودسرانه است یا در خدمت علائق آمریکاست و یا تدارک رفتن بسوی جنگ است.

- شما سخن از این گفتید که پایان مارپیچ تصاعدی تحریم ها احتمالا در گیری مسلحانه خواهد بود. ولی آیا جهان می تواند یک درگیری بزرگ میان غرب و روسیه را تحمل کند؟

ویمر: در پاسخ به این پرسش باید با صراحت بگویم نه. در دورانی که ما زندگی می کنیم سیاست در مسیری خردمندانه حرکت نمی کند. امروز درمجلس آلمان از آغاز جنگ جهانی دوم یاد می شود. در واقع باید گفت پشت سرهم مجالسی از این نوع برپا می گردد، و در باره جنگ جهانی اول یا دوم سخن گفته می شود. آما بنظر می رسد آنها که در این مجالس سخنرانی می کنند و کسانی که معمولا مسئول سیاست کشورهای خود هستند، از تاریخ هیچ نیاموخته اند. ما نه می توانیم چالش های خاورمیانه را پذیرا باشیم و نه آنچه را که اوکرائین می گذرد. وقتی اوضاع اوکرائین را که به ما از همه نزدیکتر است، برغم آتش بس کنونی، دقیقا در نظر آوریم، چالشی است خطرناک. چه عاملی سبب می شود که ناتو در چنین شرائطی در دریای سیاه دست به رزمایش دریائی بزند، رزمایشی که هدفش فقط فدراسیون روسیه می تواند باشد. این ها همه وقایعی هستند که یکی پس از دیگری رخ می دهند و آن هدف اصلی از نظر دور نمی گردد. از زمان تسخیر «اتلانتا» در بخش جنوبی آمریکای شمالی در سال 1864، ایالات متحده آمریکا این شکل از سیاست را در برابر یک سلسله از کشورها همواره بکار برده است، با این نیت که به تحمیل تسلیم بی قید و شرط دست یابد. من حالا نمی خواهم از این یا آن کشوری که در برابر این خواست آمریکا ایستاده اند نام ببرم، ولی در مسکو همه بخوبی می دانند که عاقبت سیاست کنونی آمریکا برای فدراسیون روسیه چیست.

http://www.cashkurs.com/kategorie/wirtschaftsfacts/beitrag/neues-interview-das-ziel-lautet-bedingungslose-kapitulation/

 

«داعش» جاده صاف کن امریکا در سوریه شده!

«داعش» جاده صاف کن

امریکا در سوریه شده!

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

باراک اوباما برای جنگ با سوریه نقشه می کشد. نشانه ها از مدت ها پیش آشکار بود. از چند روز پیش هم پس از مصاحبه های رئیس جمهور آمریکا و اطلاعاتی که در اختیار اعضای موثر کنگره نهاد و حالاهم با سخنانی که خطاب به مردم امریکا بیان کرده ، حدسیات تبدیل به یقین شده اند. ولی این سخنان که مقدمات، حواشی و صحنه سازی های آن بدقت فراهم شده و در پر بیننده ترین ساعت اخبار تلویزیونی پخش شد، حاوی مطلب تازه ای نبود. محتوای اطلاعاتی که پرزیدنت داد بسیار کمتر از آن بود که همه از آن خبر دارند. بخش عمده سخنان او عبارت بودند از توصیف های خود پسندانه از «جنگ علیه ترور» که داستان کامیابی هائی غول آسا است و نیز ستایش از رهبری جهان از سوی آمریکا که برای جهانیان اجتناب ناپذیر است.

آنچه او در مورد سوریه گفت تنها این بود که پرزیدنت از حمله به باصطلاح داعش (IS ) در سوریه نیز «لحظه ای تردید» بخود راه نخواهد داد. او حتی یک کلام در باره این که چه وقت و تحت چه شرائطی چنین حمله ای صورت خواهد گرفت بر زبان نیآورد، اما تاکید کرد که آمریکا بر کمک های خود به اپوزیسیون سوریه خواهد افزود. پرزیدنت در ارتباط با این مطلب یادآورشد که دولت او ماهها قبل از کنگره خواسته بود 500 میلیون دلار برای مسلح ساختن نیروهای مورد نظر و دادن آموزش های نظامی به آنها در اختیار دولت قرار دهد که هنوز به تصویب نرسیده است. پرزیدنت در پاسخ به این پرسش مهم ولی ناخوشایند که منظور او از «اپوزیسیون سوریه» یا «شورشیان متعادل» کدام نیروها هستند سکوت اختیار کرد.

خبرهای همگون از سراسر سوریه حکایت از آن دارند که این «ارتش آزاد سوریه » که واشنگتن هنوز رسما از آن حمایت می کند از لحاظ نظامی فاقد اهمیت است. در برخی از مناطق بدلائل تاکتیکی با اسلامیست ها همکاری و از آنها پیروی می کنند. در بسیاری از موارد نیز گروههائی از آنها با سلاحهای خود کلا به داعش پیوسته اند. عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی شبه جزیره عربستان با توافق آمریکا از آغاز جنگ داخلی در بهار 2011 مقادیر فراوان و کنترل نشده ای سلاح به سوریه فرستاده اند. بخشی از این سلاحها مستقیما در اختیار گروه های اسلامی، بخشی در اختیار «ارتش آزاد سوریه » قرار گرفته که در واقع نقش حلقه واسط را ایفا می کند. معلوم نیست کمک های نظامی بعدی که مورد نظر است در اختیار «اپوزیسیون سوریه» گذاشته شود چگونه خواهد بود که سرنوشت کمک های گذشته را پیدا نکند.

آنچه مسلم است این است که اوباما می خواهد کماکان گوشت را بدست گربه بسپارد. عربستان سعودی می خواهد پایگاهی که برای دادن آموزش به » شورشیان متعادل سوریه » و مشاوران نظامی و افسران سیا مورد نیاز است در اختیار قرار دهد. کاخ سفید اعلام کرده بود که اوباما در گفتگوی تلفنی با ملک عبدالله شخصا این قرار و مدار را گذاشته اند.

«شورشیان معتدل» – هر کسی که قرار شود در آینده این نقش را ایفا کند- در استراتژی اوباما یک نقش مرکزی ایفا خواهد کرد: آنها باید آن نیروی زمینی باشند که با حمایت نیروی هوائی آمریکا در زمین هائی که تا کنون به تسخیر داعش در آمده است پیشروی کنند. اما این پیشروی، با توجه به ضعف این نیروها، در صورتی می تواند با موفقیت روبرو گردد که آمریکا با گسترش حملات هوائی خود مانع از آن گردد که مناطق تخلیه شده از نیروی داعش به تصرف نیروی نظامی سوریه در آید. از این رو از هم اکنون صحبت از ایجاد مناطق امن و گسترده در شمال سوریه می شود.

http://www.jungewelt.de/

 

استراتژی جنگ با روسیه در جلسات ناتو تثبیت می شود؟

 

استراتژی جنگ با روسیه

در جلسات ناتو تثبیت می شود؟

پایگاه اینترنتی هایزه آنلاین. ترجمه رضا نافعی

معروف است که ساکنان شهر کلن در مرکز آلمان نزدیکی ویژه ای با   ذات باری تعالی دارند. اما آنها برای پیشگیری از عواقب نامطلوب این گمان گفته اند که نباید دست به دامن قدیسانی شد که معجزه ای از آنها دیده نشده است. در مورد کنفرانس سران ناتو در «ویلز» انگلیس نیز باید همین روش را در پیش گرفت. این اتحادیه بجای آن که به تحکیم صلح و ثبات در کشورهای عضو بپردازد از خود ردپائی خونین برجای نهاده است که از کابل در افغانستان آغاز می شود و تا دونتسک در شرق اوکرائین ادامه می یابد .

به «لرد هاستینگز ایسمای» نخستین دبیرکل انگلیسی ناتو و نظریاتش میتوان ایراد های فراوانی داشت، جز در یک مورد و آن مورد پیشگوئی او در باره هدف از ایجاد ناتو است: «آوردن آمریکا به اروپا، بیرون راندن روسیه از اروپا و ممانعت از بپا خاستن آلمان.» یکی از جانشینان او که همین «فوگ راسموسن» دانمارکی و هوادار آتشین اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 باشد نهایت جدیت را در اجرای نیت لرد ایسمای بکار بست.

در دوران دبیرکلی او ناتو از هیچ اقدامی برای بیرون راندن روسیه از اروپا فرو گذار نکرد.

تسلیحات و ایجاد پایگاه

از سران 60 کشور دعوت شد تا در کنفرانس سران ناتو در «ویلز» حضور داشته باشند. تا همین یکسال پیش مسلم بود که یکی از این مدعوین پرزیدنت پوتین خواهد بود. حضور ولادیمیر پوتین می توانست نشانی از آن باشد که با وجود تمام کاستی هائی که در روابط شرق و غرب وجود دارد، ایجاد توازن میان علائق آنها می تواند ممکن باشد. اما بجای آن، پس از آن که جنگ داخلی سوریه نتوانست به نتیجه مطلوب بیانجامد، نبردی سخت بر سر تسلط بر اروپای شرقی به جریان افتاد و در این نبرد ناتو در کنار اوکرائین ایستاد و «راسموسن» دبیرکل ناتو نیز در هر فرصتی که بدست آورد اعلام کرد ناتو در کنار اوکرائین ایستاده و خواهد ایستاد.

هدف این رویدادها ایجاد شکافی عمیق با روسیه است، بویژه با توجه به این نکته که مشاوران پوتین یادآور می شوند که انعقاد قرار داد با کیف فقط در صورتی ممکن است که اوکرائین به عضویت ناتو در نیآید و چشم پوشی اوکرائین از عضویت در ناتو باید با انعقاد یک قرار داد تثبیت شود. دیگر دوران پذیرفتن قول های شفاهی سپری شده است. روسیه از سال 1990 بارها و بارها تن به گذشت داده است. اینک اتحادیه غرب باید تصمیم بگیرد: آیا می خواهد از سوی آمریکا و با تندروی های لفظی و دور از مسئولیت دبیرکلی (ناتو) که تا چند هفته دیگر کارش بپایان می رسد، به یک رو در روئی دراز مدت با روسیه کشانده شود؟

پرسش دیگری که بدنبال آن می آید اینست که آیا غرب احتمالا آماده درگیری نظامی با قدرت بزرگ شرق نیز هست؟ در کنفرانس ویلز توافق با » نقشه آمادگی برای عمل» ( Readiness      Action Plan) نیز در فهرست مصوبات قرار داشت که طبق آن باید پایگاههای تازه نظامی در کشورهای شرقی ناتو برپا گردد. برغم آن که ایجاد پایگاههای دائمی در اروپای شرقی مورد مناقشه است. فرانسه، اسپانیا و ایتالیا مخالفند، آمریکا و انگلیس موافق آن هستند و آلمان شرائطی دارد.

آنچه فعلا مطرح است استقرار یک «گروه جنگی» آمریکائی در لهستان است. نظارت مستمر هوائی بر اروپای شرقی از مدتها پیش آغاز شده است. برای آن که روسیه نتواند در عرصه تسلیحاتی در موقعیت بهتری قرار گیرد کلیه اعضاء ناتو باید بر بودجه دفاعی خود بیافزایند. راسموسن ادعا می کند که کلیه اعضاء ناتو بطور متوسط 20 در صد از بودجه دفاعی خود کاسته اند، اما ارقام موجود این ادعا را تایید نمی کند.

بر اساس تحقیقات سازمان پژوهش های بین المللی برای صلح در استکهلم ( SIPRI ) در سال گذشته روسیه 88 میلیارد دلار برای تسلیحات و مدرن کردن نیروهای دفاعی خود هزینه کرده است – هزینه دفاعی فرانسه، آلمان و انگلستان به 168 میلیارد دلار ارتقاء یافته و آمریکا به تنهائی 640 میلیارد دلار به مصرف تسلیحات خود می رساند که حاصل جمع کل آنها هشت برابر بیش از هزینه تسلیحاتی روسیه است. به این پرسش هم باید پاسخ داد: مسابقه جدید تسلیحاتی را ناتو آغاز کرده است یا روسیه؟

افزون بر این قرار است در کنفرانس ناتو در نیوپورت در باره پذیرفتن اعضاء جدید در ناتو گفتگو شود. کشورهای مورد نظر عبارتند از سوئد، فنلاند، مقدونیه، مونته نگرو و گرجستان، تا ناتو بتواند به مرزهای روسیه نزدیکتر گردد و روسیه در سراسر اروپا در یک کمربند ضد روسی قرار گیرد. از کنفرانس سران ناتو در واشنگتن که در بهار 1999 برپا شد، وظیفه دفاعی ناتو کنار رفت و استراتژی » فراسوی منطقه»( Out of Area ) بر آن مسلط گشت. از آن زمان تا کنون چه برنامه هائی بدست ناتو به اجرا در نیآمده است!

—————————————–

توضیح: ویلی ویمر سیاستمدار حزب راستگرای دموکرات مسیحی آلمان است. او میان سالهای 1985 تا 1992 سخنگوی دو حزب راستگرای دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در امور دفاعی و نیز معاون وزارت دفاع آلمان فدرال بود.

http://www.heise.de/tp/artikel/42/42701/1.html

دوران سپری شده پاسکاری روسیه میان امریکا و اروپا

دوران سپری شده پاسکاری

روسیه میان امریکا و اروپا

یونگه ولت ترجمه وتدوین رضا نافعی

نمایش مو به مو با نمایشنامه می خواند. چند روز قبل از آغاز کنفرانس سران ناتو در نیوپورت (انگلستان – ویلز) رسانه های دولتی پر است از بافته های خبری در باره عملیات نظامی روسیه در اوکرائین شرقی. بر مبنای کدام اسناد؟ اسنادی که صاحبان قدرت در کیف ناشر و ضامن صحت آن هستند که تلاشی است برای انحراف اذهان از شکست نظامی خود در جنگ شرق اوکرائین. البته به کمک عکس های ناروشن ماهواره ای که می توانند همه چیز و هیچ چیز را نشان دهند.

ولی در عوض لحن سخن آشکارا بی پرواست و پیوسته پرخاشگرتر می گردد. «دالیا گرباوسکایته»  رئیس جمهور لیتوانی، روز شنبه، خشم آگین، کف بر دهان گفت «روسیه در واقع با اروپا در جنگ است». همکار اوکرائینی او «پروشنکو» نیز سخن از «جنگ همه سویه » گفت و شورای امنیت اوکرائین از طریق «توئیتر» اعلام کرد که » روسیه به تهاجم مستقیم علیه اوکرائین شرقی» ادامه می دهد.

برغم این داد و فریاد ها: آنچه واقعا ملموس است چیزهای دیگر ی است. از قرار ناتو قصد دارد در کنفرانس سران که روز پنجشنبه و جمعه برپا می گردد تمرکز شدید نیرو و افزایش گسترده تسلیحات خود در مرزهای روسیه را به تصویب برساند. روزنامه آلمانی و محافظه کار «فرانکفورتر آلماینه » در شماره روز یکشنبه خود گزارش داد، قرار بر ایجاد پایگاههای نظامی، تاسیس انبارهای تسلیحاتی و تشکیل یک گردان چهار هزار نفره عملیات سریع است. در رزمایش های منظم باید «شیوه دفاع در برابر حملات روسیه» آموخته و تمرین شود. اعضای بسیار ساعی ناتو مانند لهستان با سماجت خواستار لغو کامل قرار داد همکاری میان ناتو و مسکو هستند. در آن قرارداد محدودیت هائی برای حضور نیروهای ناتو در اروپای شرقی در نظر گرفته شده که در سالهای دهه 90، در زمان ریاست جمهوری بوریس یلسین الکلی که غرب ضرورتی به جدی گرفتن روسیه نمی دید برای غرب مناسب بودند. اما امروز دوباره همان حرف های قدیمی شناخته شده تکرار می شوند.

«ما درگیری نمی خواهیم. ما همکاری می خواهیم. ما هر فرد و هرملت و هر خلق را راحت می گذاریم که در صلح و صفا زندگی کنند. ولی آنچه ما می خواهیم از جمله برای خلق خودمان، این است که ما را در صلح و امان بگذارند.» و بعد چنین ادامه می یابد: «ثانیا توانائی اتحادیه اتلانتیک شمالی برای دست یازیدن به عمل با خطر مواجه است. اتحادی که دیگر قادر نباشد تصمیماتی را به کرسی بنشاند که برای موجودیت آن اتحاد حائز اهمیت هستند، آینده ای ندارد.»

آنچه خواندید می تواند در کنفرانس پیش رو نیز پایه استدلال باشد. اما نقل قولی که خواندید سخن مانفرد ورنر، وزیر دفاع آلمان است که روز 22 نوامبر 1983 در مجلس آلمان بیان کرد. در پایان مباحثات اکثریت نمایندگان، برغم مخالفت و اعتراض میلیونها آلمانی که از ترس جنگ اتمی بارها و بارها به خیابانها آمدند، تصویب کردند که راکت های اتمی آمریکا موسوم به «پرشینگ 2″ و «کروس میسایل» در خاک آلمان مستقر گردند. هلموت کهل، صدر اعظم وقت آلمان به طعنه گفت: «آنها تظاهرات می کنند و ما حکومت».

http://www.jungewelt.de/2014/09-01/039.php

 

روز شنبه گذشته چندین هزار نفردر نیوپورت (انگلستان – ویلز) علیه کنفرانس ناتو دست به تظاهرات اعتراضی زدند. برگزار کنندگان تظاهرات اعلام کردند که 9 هزار نفر در تظاهرات شرکت کردند ولی پلیس اعلام کرد که طبق شمارش پلیس آنها فقط 600 نفر بودند. دعوت کنندگان به تظاهرات عبارت بودند از گروههای جنبش صلح و سازمانهای چپ. یکی از مباحث اصلی سخنرانی ها بالا گرفتن جنگ در غزه میان اسرائیل و فلسطینی ها بود. تظاهر کنندگان از حمایت اعضای ناتو از حملات اخیر اسرائیل به نوار غزه انتقاد کردند و   ناتو را بعنوان یک سازمان بین المللی جنگ افروز مورد حمله قرار دادند.

آنچه با حیرت و اعتراض مردم شهر مواجه شده مزاحمت هائی است که این کنفرانس برای آنها ایجاد کرده است. کنفرانس فقط دو روز بطول می انجامد ولی دو شهر نیوپورت و کاردیف دوهفته به اشغال نظامی در آمده است. 9 هزار پلیس و افراد واحد های نظامی احتیاط شهر را اشغال کردند و همچنین 9 کشتی جنگی نیروی دریائی انگلستان در بندر پهلو گرفتند. هزینه این عملیات را که پنهان نگه می دارند به 50 میلیون پوند ( 63 میلیون یورو) تخمین می زنند. بخشی از بیمارستانها دیگر مردم عادی شهر را نمی پذیرند، زیرا ظرفیت آنها برای رؤسای دول شرکت کننده در کنفرانس رزرو شده است. مدارس و دیگر تاسیسات عمومی نیز تعطیل هستند.

یک سخنگوی سازمانهای معترض گفت انتخاب این محل برای کنفرانس سران، خود نشان می دهد که ناتو چقدر منفور است. اگر کنفرانس ناتو در لندن برپا می شد، تظاهرات به مراتب گسترده تر میشد. از روز یکشنبه در ویلز کنفرانسی علیه کنفرانس ناتو نیز برپاست که عبارتست از کنفرانس جنبش صلح. نقطه اوج تظاهرات ضد ناتو روز پنجشنبه خواهد بود.

 

http://www.jungewelt.de/2014/09-01/028.php?sstr=Frieden|statt|NATO

 

توصیه: برای اطلاع بیشتر از نقش ، انگیزه ها و عواقب این کنفرانس این مقاله را بخوانید»

ارتش خصوصی امریکا

شرق و غرب اروپا

را از هم جدا می کند!

یونگه ولت

نوشته ویلی ویمر – ترجمه رضا نافعی

 

پیاده نظام آنها افراط گرایان اسلامی اند شیوخ خلیج فارس در لیبی با یکدیگر می جنگند

پیاده نظام آنها افراط گرایان اسلامی اند

شیوخ خلیج فارس

در لیبی با یکدیگر می جنگند

اشپیگل آنلاین – ترجمه و تدوین رضا نافعی

قطر از اسلامگرایان در تریپولی پایتخت لیبی حمایت می کند، امارات عربی آنها را بمباران می کند،. آتش جنگ نیابتی امیران خودکامه عرب در لیبی شعله ور است.

همه چیز آرام بود. شبه نظامیان اسلامی خود را آماده تسخیر فرودگاه تریپولی می کردند که ناگهان جت هائی ناشناس در آسمان روشن مغرب پدید آمدند و آنها را به زیر بمباران گرفتند. روز ها گذشت ومعلوم نشد جت های بمب افکن از کجا آمده بودند و با کدام فرمان آنها را فرستاده بود. تا این که بالاخره ماموران عالیرتبه آمریکائی پرده از راز برداشتند و به «نیویورک تایمز» خبر دادند که طبق اطلاعاتی که آمریکا دارد حمله هوائی اسرار آمیز از سوی امارات متحده عربی صورت گرفته است. البته با حمایت مصر. هواپیماها از پایگاههائ مصری اجازه پرواز گرفته بودند. حتی کارشناسان ویژه امارات از مرز مصر گذشته به پایگاه مهم افراطگرایان در لیبی رخنه کرده بودند.

این زد و خورد ها و بمباران نقطه اوج کشمکش های برای گسترش نفوذ بود، نقطه اوج چالش میان امیر 66 ساله ابوظبی، خلیفه بن سعید آل نحیان، پرزیدنت امارات متحده عربی و امیر 34 ساله قطر «تمیم بن حامد الثانی» . آشوب کشورهای مصر، سوریه و عراق را فلج کرده است. امارات کوچک ولی ثروتمند عرب این وضعیت را شانسی برای گسترش نفوذ خود می دانند، از طریق بر سرکار آوردن گروههائی که با آنها در لیبی در ارتباط هستند.

قطر از آغاز شورش ها در سال 2011 به حمایت از شبه نظامیان اسلامی پرداخت. امید این امیر نشین کوچک آنست که اگر نیروهای همپیمانش بر تریپولی و لیبی مسلط گردند لیبی به مقام یک بازیگر سیاسی در منطقه ارتقاء یابد. هنوز سه سال از مرگ قذافی نگذشته لیبی در آستانه تکه تکه شدن قرار گرفته است. چندین گروه زورمدار پیروان خود را علیه گروه دیگر تحریک می کنند .

بی ثباتی فزاینده، همسایگان لیبی را نگران ساخته است. بویژه عربستان سعودی و امارات متحده عصبی هستند – افراط گرایان در سراسر منطقه خلیج فارس حکومت حودکامگان عرب را مطرود می دانند.

اما قطر در پی همراه ساختن افراط گرایان با خود است. در دوحه یک گروه سلفی تحت رهبری یوسف الکرداوی که یک عالم مذهبی افراط گراست تشکیل گردیده است. این رهبر سلفی امکان دارد از طریق تلویزیون الجزیره نظرات خود را در منطقه پخش کند.

امارات متحده عربی هوادار سنی های ملایم است که کاری بکار سیاست ندارند. در ماه ژوئیه در ابوظبی » شورای معمران اسلامی » به ریاست مفتی اعظم الازهر، که یکی از علمای طراز اول مسلمانان سنی است، برپاشد. وظیفه این شورای تازه تاسیس آنست که در برابر افراط گرائی و سلفی ها بایستد.

رقابت امارات بر سراسر منطقه مسلط است

امیر قطر و امیر ابوظبی فقط در لیبی در برابر یکدیگر قرار نگرفته اند ، آنها از مدت ها پیش درسراسر منطقه رو در روی هم ایستاده اند، عربستان هم اغلب جانبدار امارات است.

مصر: امارات و عربستان با اعتبارات چند میلیاردی از دولت نظامی مصر حمایت می کنند . در مقابل انتظار دارند که دولت نظامی مصر ثبات را حفظ، امنیت سرمایه گذاری های آنها را تضمین کند و در پروژه های اقتصادی تازه امتیازاتی به آنها بدهد. اما قطر و ترکیه جانب اخوان المسلمین را گرفتند : که کمتر از یک سال حکومت کرد. قدرتمداران تازه در مصر میانه خوبی با قطر و ترکیه ندارند.

سوریه: قطر در سوریه مناسبات خوبی با جبهه النصر که از شعبات القاعده است دارد. امارات و عربستان نیز با آن مخالفان اسد که چندان رادیکال نیستند ارتباط دارند. رقابت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در سوریه یکی از علل افتراق مخالفان اسد است.

عراق: مقامات قطر و عربستان متقابلا یکدیگر را مسئول رشد شبه نظامیان «دولت اسلامی» ( داعش) می دانند. قطر مناسبات خوبی با حماس دارد. خالد مشعل رهبر حماس در قطر زندگی می کند. عربستان و امارات حماس را متحد اخوان المسلمین می دانند. و در مقابل حملات اسرائیل به غزه سکوت کردند.

عربستان سعودی که مهمترین کشورعربی در حوزه خلیج فارس است، در بهار سال جاری در صدد بر آمد تا برای قطر تعیین تکلیف کند، که بی نتیجه بود، به در گیر ی صریح انجامید و سبب گشت تا کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده و بحرین سفرای خود را از قطر فرا خواندند. بنظر می رسد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می خواهند به زوروزی با یکدیگر ادامه دهند.

http://www.spiegel.de/politik/ausland/libyen-vereinigte-emirate-bombardieren-islamisten-in-tripoli-a-988068.html

 

معنای تازه بشردوستی جنگ و کشتار و ویرانی است!

معنای تازه بشردوستی

جنگ و کشتار و ویرانی است!

هینترگروند – ترجمه و تدوین رضا نافعی

 

بنظر می رسد موضوع کاملا روشن است: یک دشمن خونخوار و بی رحم بنام دولت اسلامی (داعش) که دشمنی است توسعه طلب و مجهز به سلاحهای مرگبار،   اقلیت ها، بویژه اقلیت های عراق، یعنی یزیدی ها، کردها، و مسیحیان را تهدید به قتل می کند. آن نیروهای شبه نظامی که در موقعیتی باشند که بتوانند این دشمن را پس برانند مجهز به سلاحهائی اندک و بد هستند. بنابراین و البته فقط بدلائل «انسان دوستانه » باید اسلحه در اختیار آنها گذاشت.

اما چنین کاری، دست کم از دیدگاه رسمی دولت آلمان، شدنی نیست. دلیل این نشدن هم، آنطور که می گویند اینست که آلمان به مناطق جنگی اسلحه نمی فرستد و این را نیز همه می دانند که عراق یک منطقه جنگی است. اما در حال حاضر بحث خیلی احساساتی شده است و همین احساسی شدن بحث شانسی است برای از میان برداشتن آخرین مانع در راه سیاست خارجی آلمان که بی وقفه در راه ورود به عرصه جهانی گام بر می دارد. (1) اینک برای روشن شدن واقعی قضایا چند نمونه ارائه می کنیم :

نمونه اول

 

با توجه به این که هنگام لشگر کشی به یوگسلاوی، عراق، افغانستان و یا لیبی رسانه های غربی شب و روز بلبل زبانی ها می کردند که آنچه روی می دهد اقداماتی هستند بسیار «انساندوستانه» . شاید دیگر نیازی به معرفی دوباره این اقدامات «انساندوستانه» نمی بود، اما متاسفانه به نظر می رسد آنچه رخ داده کافی نبوده و بازهم باید اصل مطلب را بیان کرد. بویژه آن کشورهائی که ما می توانیم با دلیل آنها را کشورهای سرمایه داری بخوانیم انگیزه رفتارشان عشق به انسان و دفاع از حقوق بشر نیست. هر وقت گفته می شود باید این یا آن صاحب قدرت مستبد را از میان برد چون او به اقلیت ها ظلم می کند، مردم کشورش را بقتل می رساند و یا نیت رذیلانه دیگری در سر دارد، باید به هوش بود و دانست که این حرف ها سرپوشی است برای پنهان کردن یک هدف اصلی دیگر که نمی توانند صاف و صادق بر زبان آورند چون اگر مقصود اصلی خود را با صراحت بگویند در حقیقت مشت خود را باز کرده اند و کسی زیر بار آن نخواهد رفت. مثلا اگر یک وزیر خارجه یا وزیر دفاع کشوری بگوید ما باید فورا این رژیم را براندازیم چون می خواهیم نفوذ خود را گسترش دهیم، چون می خواهیم تضمین داشته باشیم که مواد خام و منابعی که این کشور دارد و ما می خواهیم دست روی آن بگذاریم از چنگ ما بدر نرود و چون می خواهیم این کشور را بازار فروش تولیدات خود سازیم.

این حقیقت برای هر ناظری که نگذارد شدت وقایع گیجش کند مثل روز روشن است. اگر واقعا هدف دفاع از مردمی بود که مورد حمله شبه نظامیان داعش قرار گرفته اند دست کم می بایست در کنار مباحثات مربوط به ارسال اسلحه یک موضوع دیگر هم در مرکز مباحثات قرار می گرفت، یعنی بحث در باره حزب کار کردستان که دولت آلمان در سال 1993 برای خوش آمد ترکیه فعالیت آن را در آلمان ممنوع کرد.

چرا؟ چون آن که در خط مقدم جبهه علیه شبه نظامیان داعش می جنگد حزب کار کردستان است با همپیمان کُرد خود باسم «یگان های مدافع خلق» که در سوریه هستند. این یگانهای مدافع خلق هستند که از سالها پیش با انواع مجاهدان و سازمانهای دیگری که قبل از پیدایش داعش میداندار بودند در جنگ دائمی هستند، بی آن که هیچ گاه مورد تایید دولت آلمان یا ایالات متحده آمریکا قرار گرفته باشند و یا با سماجت حمایت آنها را بدست آورده باشند.

 

نمونه دوم

 

حالا می رسیم به واقعیت دوم که نادیده گرفته می شود. بیان مطلب به این صورت که فقط » کردها» مجاز به دریافت اسلحه هستند، هم دقیق نیست و هم گمراه کننده است. زیرا مقوله ای بنام » کردها » وجود ندارد. آنچه وجود دارد شبه نظامیان کرد هستند که با هم فرق دارند ، با برنامه های سیاسی کاملا متفاوت. طبق نقشه هائی که تا کنون مطرح شده اند و می توان به آنها نظر افکند، دو گروه که واقعا نظراتی برای تجدید نظر در سازمان منطقه دارند، نظراتی دارند که احتمالا می تواند به نتیجه برسد، این دو گروه که نباید به اسلحه دست یابند عبارتند از حزب کار کردستان و یگانهای مدافع خلق. این دو سازمان با برنامه خود » کنفدرالیسم دموکراتیک » خواستار همزیستی مسالمت آمیز وبرابرحقوق بر اساس نظام شورائی هستند و حتی در بخش کرد نشین سوریه، تحت شرائط دشوار جنگ داخلی، با همین مدل یک جامعه نمونه ساخته اند که کارآمد است.

به این ها نباید اسلحه داد، اسلحه را باید به آن گروه هائی داد که غرب می تواند آنها را به بهترین شکل هدایت و کنترل کند. این ها عبارتند از پیشمرگان مسعود بارزانی و ارتش عراق. فکر کمک به ارتش عراق ، با توجه به بی سامانی این گروه ، فکری است بکلی بی معنی زیرا ارتش عراق تقسیم می شود به فراکسیون های مختلف که میزان وفاداری آنها متفاوت است و تا کنون هم فقط یک چیز را به اثبات رسانده است ، و آن این است که: اصلا توان رزمیدن ندارد. سلاحی که بدست آنها داده شود، می تواند در کوتاهترین زمان، وقتی که یک پایگاه آن مورد هجوم داعش قرار گیرد، بدست داعش بیفتد.

بنا بگفته ناظران سیاسی ، در آغاز وخیم شدن وضع، هنگامی که پیشمرگان بارزانی با نخستین حمله داعش روبرو شدند مواضع خود را بدون مقاومت تسلیم نیروهای داعش کردند. حدس زده می شود این تسلیم مواضع تعمدا برای آن صورت گرفت که به غرب ثابت شود تقاضای بارزانی برای دریافت اسلحه از غرب که از مدت ها پیش مطرح شده بود ضروری است. افزون بر این باید دید پس از پیروزی بر داعش رفتار بارزانی چگونه خواهد بود. در حال حاضر فراکسیون های مختلف کرد باقتضای ضرورت با یکدیگر همکاری می کنند ولی این به آن معنی نیست که بعدا نیز وقتی مسئله بدست آوردن قدرت برتر و توفق یک گروه بر دیگر نیروهای کرد مطرح شود، گروههائی که بطور سنتی با دیگر دشمن هستند، در مقابل هم نایستند. آنوقت است که سلاحهائی که به بارزانی داده شده علیه جنبش مترقی کرد بکار برده خواهد شد.

 

نمونه سوم

 

کسی که هنوز هم اعتقاد ندارد که دلیل علاقه کشورهای غربی به ارسال اسلحه به عراق صرفا ناشی از عشق بی پایان آنها به مردم عراق است، باید توجهی به مذاکرات جاری کند و ببیند راجع به چه موضوعاتی صحبت نمی شود. در باره این که علت پیدایش وضع کنونی چیست، نه از جنگ تجاوزکارانه ای که با زیرپاگذاشتن قوانین بین المللی صورت گرفت سخنی بمیان می آید ، نه از پشتیابانی چند ساله از رژیم بغداد که رفتاری تبعیض آمیز با سنی های آن کشور داشت. آن» کشورشکست خورده » ای که امروز می خواهند به آن » کمک » کنند، و نیز جدائی های مذهبی و قومی آن، خود حاصل سیاست استعماری و امپریالیستی است. ( 3 و 4)

ولی از نگاه به گذشته دور در می گذریم و به زمان حال باز می گردیم . در همین زمان هم نقطه های کور مشاهده می شود. مثلا چرا حرفی از ترکیه عضو ناتو زده نمی شود . ترکیه نه تنها دیر زمانی دست گروههای مسلح مسلمان را باز گذاشت، از جمله همین » ایسیس» را بلکه فعالانه از آن حمایت هم می کرد. چرا؟ چون امید داشتند که از طریق آنها بتوانند به جنگ علیه دولت اسد و کرد های سوریه سرعت بخشند. از این هم سخنی گفته نمی شود که در همین چند روز پیش ارتش ترکیه به کرد های غیر نظامی که تظاهرات می کردند تیراندازی کرد و یک غیر نظامی را بضرب گلوله از پای درآورد.(5) روز 21 اوت نظامیان ترکیه بروی 100 نفر یزیدی آتش گشودند، چرا ؟ چون آنها قصد داشتند از مرز ترکیه بگذرند. در این مورد هم شنیده نشد که دولتهای آلمان و یا آمریکا یاداشت اعتراضی به جائی فرستاده باشند.

اما وقتی بخواهیم از ارسال اسلحه صحبت کنیم نمی توانیم از عربستان سعودی نام نبریم.این حکومت سلطنتی که همه می دانند به گروههای فراوانی از مجاهدان مسلمان کمک کرده است خود از خریداران عمده تسلیحات آلمانی است.(7) معلوم هم نیست این سلاحهائی که به این منطقه فروخته می شود، دست آخر سر از کجا در می آورد. سلاحهای مدرنی که داعش بکار می برد سلاحهای آمریکائی هستند که پس از فرار ارتش عراق از موصول بدست داعشی ها افتاد.

نمونه چهارم

 

اگر قرار بر کمک بود مورد برای کمک کم نبود و نیست. مثلا دادن اخطار به ترکیه، عربستان سعودی و قطر، و نفروختن اسلحه به آنها، افزودن بر میزان کالاها ی کمکی برای نیازمندان فراری، پذیرفتن بیشتر آوارگان و فراریان، لغو ممنوعیت فعالیت حزب کار کردستان. ولی منظور » کمک » کردن نیست. هدف اصلی دادن » آن مسئولیت بین المللی اعلام شده به آلمان است که در موارد متعددی نیز عملی شده است.. هدف سهیم شدن در دعوا بر سر تقسیم جهان در قرن بیست و یکم است… ایکاش چپ های آلمان هم با واقع بینی پای بمیدان می گذاشتند.

برای دیدن منابع ارائه شده به اصل مقاله به زبان آلمانی مراجعه کنید.

هینترگروند نشریه چپ گرای اینترنتی آلمانی

 

http://www.hintergrund.de/201408223205/politik/inland/das-tabu-brechen.html

 

ناتو در اطراف روسیه پرسه می زند

 

 

ناتو در اطراف روسیه پرسه می زند

یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

ناتو قصد دارد در لهستان و کشورهای بالتیک حضور نظامی خود را گسترش دهد و انبارهای ذخیره و تاسیسات ایجاد کند.

به گزارش اشپیگل یکشنبه، آنچه که تا کنون حدس زده می شد و همه از آن با خبر بودند، اینک رسما اعلام میشود: برپا کردن چتر دفاع ضد موشکی ناتو در اروپای شرقی نه تنها علیه کره شمالی و ایران – که فاقد چنین موشک هائی هستند – بلکه علیه روسیه است.

از سوی دیگر لهستان دیگر در انتظار گسترش بیشتر ناتو در اروپای شرقی نخواهد بود. «توماس زیمیونیاک» وزیر دفاع لهستان به خبرنگار روزنامه «رژهپوسپولیتا» گفت، او تصور نمی کند که کنفرانس سران ناتو که قرار است در 4 و 5 سپتامبر در انگلستان – ویلز ( مراجعه کنید به آینده ما: «ارتش خصوصی امریکا شرق و غرب اروپا را از هم جدا می کند») تشکیل شود تصمیم به «حضور نظامی دائم در کشورهای عضو در اروپای شرقی بگیرد. زیرا برخی کشورهای اروپای شرقی علیرغم سندی که میان روسیه و ناتو در سال 1997 امضاء شده عملا به ناتو پیوسته اند.

حقوقدان های ناتو مدعی مراعات سند امضاء شده میان روسیه و ناتو هستند و می گویند استقرار یک تیپ نظامی در لهستان به معنای حضور ناتو در این کشور نیست!

البته «رادسلاو سیکورسکی» وزیرخارجه لهستان خواستار حضور دو تیپ ناتو در این کشور شده بود!

ناتو اکنون راه دیگری برای دور زدن سند 1997 یافته است. طبق طرح جدید ناتو بجای استقرار دائمی نیرو در کشورهای اروپای شرقی، رزمایش های نظامی دائمی با شرکت نیروهای نظامی آمریکا و اروپای غربی در اروپای شرقی بر گزار می کند.

http://www.jungewelt.de/2014/08-25/047.php

 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 308 مشترک دیگر بپیوندید