هیچ انقلابی در روسیه رنگین تر از «سرخ» نیست!

این مقاله تحقیقی با استفاده از 38 کتاب و مقاله نوشته شده است

هیچ انقلابی در روسیه

رنگین تر از «سرخ» نیست!

هینترگروند – گزینش و ترجمه رضا نافعی

این مقاله تحقیقی با استفاده از 38 کتاب و مقاله نوشته شده است

عالیجناب دزدان

در سال 1992 در روسیه کتابی منتشر شد بنام «میخائیل خودورکوفکسی، مردی با روبل». انتخاب این عنوان تصادفی نبود: در سال 1938 در اتحاد شوروی فیلمی تولید شد که شهرت جهانی یافت، فیلمی بنام «مردی با اسلحه» که موضوع آن لنین بود. نویسندگانی که کتاب خود را با اشاره ضمنی به آن فیلم نوشته بودند اعلام می کردند که «ما به حد کافی طبق نسخه لنین زندگی کرده ایم! قطب نمای ما سود است، سودی که با رعایت دقیق قانون بدست می آید. شخصیت مورد ستایش ما والاحضرت سرمایه نام دارد، زیرا سرمایه و فقط سرمایه است که ما را به ثروت، یعنی به حالت طبیعی می رساند. دیگر بس است زندگی به امید آرمان، «خرید و فروش است که ثروتمند می سازد، راه برای خرید و فروش باز است.» (1)

آن که ثروتمند شد میخائیل خودروکوفسکی، یکی از دو نویسنده آن کتاب بود که البته رعایت قانون را زیاد جدی نگرفت. او پس از گذراندن یک دهه در زندان- اینک دوباره به عرصه سیاست روسیه بازگشته است – به امید دست یافتن به مقام ریاست جمهوری. یعنی بدیلی برای پوتین، بدیلی که مورد حمایت سرآمدان اروپا و آمریکاست، فردی که او به آنها خدمت کرده است.

قانون جنگل

 

در زمانی که اتحاد شوروی هنوز برپا بود، خودورکوفکسی از کادرهای جوانی بود که بسرعت دریافت چگونه می توان از مرحله خصوصی سازی که در حال پیدایش بود برای بهره برداری شخصی استفاده کرد. او در سال 1987، در 24 سالگی مسئولیت سازمان جوانان حزب کمونیست را بدست آورد. این سازمان هزینه خود را از طریق واردات کامپیوتر و سود حاصله از آن تامین میکرد. سود حاصل از فروش هر دستگاه 3 هزار در صد بود. (2) همزمان با این کار دست به ایجاد یک بانک خصوصی زد – یعنی در زمانی که اصولا قانونی برای تاسیس بانک خصوصی وجود نداشت. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و در دوران گذار، قانون جنگل حکمفرما شد. هیچکس بدرستی نمیدانست کدام قانون هنوز اعتبار دارد – او از این فرصت استفاده کرد. خودورکوفسکی میلیاردر در سال 2002 همه این ماجرا را تعریف کرد و به خود لقب «عالیجناب دزدان» Räuberbaron“ داد.(3)

پس از آن که او به اتهام نپرداختن مالیات به زندان افتاد، وکیل مدافع او در سال 2003 در دفاع از او چنین گفت: من می توانم به جرات ادعا کنم که همیشه و در تمام جهان نخستین تراکم سرمایه همراه با زیر پا گذاشتن قوانین بوده است.» واقعیت این است که قانون «ترمز کننده پیشرفت است». (4)

در سال 1998 که بانک او موسوم به «بانک مناتپ» در ارتباط با بحران روبل ورشکست شد، صاحبان سهام بانک با صندوق خالی بانک خودروکوفکسی روبرو شدند، البته پس از آنکه او باقی مانده سرمایه موجود بانک را به سود خود ضبط کرده بود.(5)

بحران سال 98 ، بحران خودورکوفکسی بود، بحرانی بود که خود او راه انداخت و از آن سود کلانی بدست آورد. این توصیف یک روزنامه نگار روس از واقعه ای بود که ده سال بعد نوشته شد. (6)

خودورکوفکسی خیلی زود به قدرت رسانه ها پی برد، دست کم از سال 1996 که همراه با دیگر الیگارش ها در صدد برآمد مانع پیروزی نامزد کمونیست ها «گنادی زوگانف» شود که موسسات نظر سنحی پیروزی انتخاباتی او را پیش بینی کرده بودند. در فوروم جهانی اقتصادی داووس در سوئیس بود که قدرتمندان اقتصاد در آن زمان تصمیم گرفتند از یلسین پشتیبانی کنند. بنا به گفته خودورکوفسکی در آن زمان «جورج سوروس» طی گفتگوئی این مطلب را به «بوریس برسوسکی» یک الیگارش روس اظهار داشت. جورج سوروس همان میلیاردرآمریکائی است که پولش در پایان دادن به دوران اتحاد شوروی و به راه انداختن انقلابهای رنگین نقش مهمی داشت و امروز هم هزینه گروه های هوادار غرب در اروپای شرقی را تامین می کند.(7) از قرار معلوم الیگارش ها 140 میلیون دلار برای کمک به هزینه تبلیغات انتخاباتی یلسین پرداختند، یعنی 46 بار بیش از حد مجاز.(8) یک کامپین بی مانند برای لجن پراکنی علیه زوگانف بر پا شد. بعدا خودورکوفسکی این رفتار را چنین توصیف می کرد: «میلیون ها دلار سرمایه گذاری شد و ماشین عظیم مهندسی برای تغییر افکار عمومی به کار افتاد. البته تردیدی نیست که این سناریوئی بود خودکامانه، کرچه هدف وسیله را توجیه می کند.(9) رویداد های بعدی را » والری پانجوشکین» روزنامه نگار روس اینگونه توصیف می کند:

«یلسین پرزیدنت شد. پاداش میخائیل خودورکوفسکی برای سرمایه گذاری اش این بود که موسسه «Jukos» به او واگذار شد. کلیه کارشناسان مالی دیگر که از یلسین حمایت کرده بودند نیز پاداش گرفتند».(10) خودورکوفسکی با پرداخت بهایئ ناچیزصاحب کنسرن نفتی روسیه و ثروتمند ترین مرد روسیه شد.

موسساتی که در اواخر قرن بیستم در روسیه و غرب به این الیگارش معروف تعلق داشت خود یک امپراتوری بود، اما شهرت او شهرتی پلید، حتی فرتر از آن، معروفیتی جنائی بود. (11)

ویکتور تیموشنکو، روزنامه نگار اوکرائینی که در آلمان کار می کند سخن از کسانی می گوید که یا به رگبار مسلسل بسته می شدند و یا قربانی انفجار، کسانی که با قاتلان خود دشمنی شخصی نداشتند، اما با «مناتپ»، با «یوکوس» و با امپراتوری خودورکوفسکی مسئله داشتند.(12) یک روزنامه انگلیسی ده سال پیش نوشت که با وجود همه این ها، درست همین الیگارش که در شرق و غرب هرجا رفته بود رد پائی از سرمایه گذاران فریب خورده غربی و قتل های مشکوک در کنارش بودند ناگهان تبدیل شد به «مرد محبوب نخبگان سیاسی آمریکا.(13) چه اتفاقی افتاد که این طور شد؟

حلقه قدرت

 

نخبه گرائی سراسر وجود خودورکوفسکی را فرا گرفته است. او در کتاب «اعتراف سیاسی» اش که بنام «راه من» در زندان نوشت ، می نویسد: «ده تا پانزده، یا حتی شاید بیست در صد از افراد یک جامعه می توانند نقش رهبری داشته باشند.» هر پیشرفتی «حاصل تلاش هدفمند نخبگان مسئول یک جامعه، حاصل نفوذ جهت دهنده و تاثیرات تربیتی آنها بر جامعه است.» (14) او بمحض این که امکان می یافت نه تنها برای خرید حرف های مثبتی که روزنامه غربی با حروف درشت در باره او می نوشتند پول می پرداخت بلکه برای راه یافتن به حلقه نخبگان و سران نیز پول خرج می کرد.

او نخست دهها تن از مدیران غربی را برای کنسرن «یوکوس» استخدام کرد تا آنها معرف کنسرن باشند و ارتباطات خود را به سود کنسرن به کار گیرند، از جمله «دانه درشت» هائی از عرصه سیاست مانند «لرد داوید اون» وزیرخارجه پیشین انگلستان را. در سال 2002 به سازمان (PricewaterhouseCoopers( PWC که شهرت جهانی دارد و تخصصش در حسابرسی است، ماموریت داد تا تراز نامه کنسرن را طبق استاندارد سخت گیرانه آمریکا تهیه و منتشر سازد. روسیه و غرب شگفت زده شدند. بعدا که مقامات روسیه از PWC به اتهام «کمک به فرار از پرداخت مالیات شکایت کردند، این سازمان گزارش حسابرسی خود را از سالهای 1966 تا 2004 پس گرفت، یعنی همان گزارشی که سبب پیدایش این افسانه شده بودند که حساب های کنسرن یوکوس «شفاف» است.(15)

در سال 2001 درخواست خودروکوفسکی برای ملاقات با خانم «کوندالیزا رایس» مشاور امنیتی جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا در آنزمان، نخست رد شد، تا این که او سرکیسه را شل کرد. فقط کتابخانه کنگره آمریکا، از او، یک میلیون دلار کمک دریافت کرد، نیم میلیون دلار به اتاق فکر US Think Tank Carnegie Endwoment for International Peace داده شد، 100 هزار دلار به » National Book Festival» پروژه محبوب «لارا بوش» همسر رئیس جمهور هدیه شد. این سرمایه گذاریهای مفید واقع شدند: «با بهترین آرزوها، برای خودروکوفسکی. جورج بوش، لا را بوش» – این جمله روی عکس مشترک آن دو با میلیاردر نوشته شد.(16) بنا به تشخیص روزنامه نیویورک تایمز عالیجناب نفتی «برای بدست آوردن دل حلقه درونی گنبد کاپیتول پول هنگفتی خرج کرد».(17) دقیق تر گفته باشیم : از 2001 تا 2003 سالی 50 میلیون دلار.(18)

به این صورت او موفق شد مشاور گروه Carlyle گردد، موسسۀ ویژۀ سرمایه گذاریهای مخاطره آمیز که از موسسات پیرامون کاخ سفید است، جائی که او توانست با «جیمز بکر» وزیرخارجه اسبق آمریکا در زمان بوش پدر و » جان میجر» نخست وزیرسابق انگلیس ملاقات کند(19)، جائی که او توانست روابط نزدیکی با » فرانک کارلوچی» وزیر دفاع دولت ریگان و معاون اسبق سیا رابطه برقرار سازد، با «دیک چینی» وزیر دفاع اسبق و معاون سازمان سیا مناسبات نزدیک برقرار کند، و با «دیک چینی» (وزیر دفاع در کابینه بوش – پدر- و معاون رئیس جمهور بوش- گسر-). خودورکوفسکی بعنوان عضو هیئت مدیره International Crisis Group همصحبت تحلیلگران نظامی و اطلاعاتی ها و همچنین نخبگان عرصه ژئواستراتژی و «حامیان دموکراسی» در سراسر جهان از نوع بریژینسکی و جورج سوروس شد.(20)  شخصی که برای چهره پردازی ((Publik Relation از خودورکوفسکی در آلمان استخدام شد «اتو گراف لامسدورف» نام داشت. یعنی رهبرمتوفی حزب دمکرات آزاد و وزیر اقتصاد آلمان. این شخص تا وقتی زنده بود برای بی اعتبار کردن دادگاه و محاکمه خودورکوفسکی دست از تکرار این حرف برنداشت که این محاکمه یک «محاکمه نمایش»ی و ناحق است.(21) شورای اروپا خانم «لویتس اشنارنبرگر» را مامور تهیه گزارش درباره محاکمه خودورکوفسکی کرد. این خانم که بود؟ او هم عضو همان حزبی بود که «گراف لامسدورف» در راس آن قرار داشت، افزون بر این دوست رهبر هم بود.(21) تفسیر آمیخته به طعنه «ولفگانگ هیرت»، قاضی آلمانی، از این کار این بود: «انتخاب چندان باریک بینانه ای نبود». این قاضی طی مقاله ای که برای نشریه انجمن قضات هامبورگ نوشت، یاد آور شد که خودروکوفکسکی قبل از آن که دستگیرشود ، در غرب شبکه ای از ارتباطات گسترده ایجاد کرده بود، داوری او چنین بود: «انگیزه های فراوانی سبب شده اند که خشمی گسترده علیه محاکمه خودورکوفسکی بوجود آید و او را بگونه ای غیرموجه تبدیل به قهرمان حقوق بشر سازد».

در 25 اکتبر 2003 افراد واحد ویژه «آلفا» در فرودگاه «نوو سیبیرسک» به هواپیمای جت خصوصی سالار نفتی هجوم بردند: «دست ها بالا! کنترل اسناد!» گویا خودورکوفسکی فقط گفته است: «بسیار خوب، برویم».

دستگیری او نامنتظر نبود: در نوزدهم ماه ژوئن «آلکسی یی پیچوگین» رئیس اطلاعات کنسرن خودورکوفسکی بعلت تلاشهای مکرر برای ارتکاب قتل دستگیر شده و در حبس موقت بسر می برد. نفر بعدی که در سوم ژوئن دستگیر شد «پلاتون لِبِدِف» یکی از سهامداران کنسرن یوکوس بود، او نیز متهم به شرکت در تبهکاری ها بزرگ و کلاهبرداری بود.(23)

خودورکوفسکی از سالهای 1990 زیر نظر دادستان قرار گرفته بود. این احتمال هم می رود که معاملات او با غرب در تاریخ دستگیری او موثر بوه اند. زیرا در بهار سال 2003 فروش بخش بزرگی از امپراتوری یوکوس به کنسرن های عظیم نفتی آمریکائی در آستانه اتمام بود. بخشی از این معامله ایجاد شبکه ای از لوله های نفتی بود که طبق آن انحصار دولتی روسیه را بر منابع نفتی خود در هم می شکست و حمل مستقیم نفت از روسیه به بازار جهانی را بدون پرداخت مالیات به دولت روسیه ممکن می ساخت .(24) بنا به نوشته مجله آلمانی اشپیگل: «خودورکوفسکی کسی بود که قول داده بود پای آمریکا را به بهشت منابع مواد خام روسیه بازکند».(25) تیموشنکو حدس می زند کرملین با کشاندن خودورکوفسکی به دادگاه اختیار تعیین سیاست کلان اقتصادی و مستقل روسیه را بدست خود گرفت.(26)

این حدس می تواند درست باشد. موید این حدس آنست که خودورکوفسکی و لِبِدِف از روسیه به دادگاه استراسبورگ شکایت کردند و خواستار دریافت 38 میلیارد خسارت شدند و دیوان داوری استراسبورگ برای حقوق بشر نیز در اواسط ماه نوامبر واقعا به آنها حق داد که اگر نه 38 میلیارد، بلکه فقط 1،9 میلیارد خسارت دریافت دارند. شاکیان روسیه را متهم کردند به این که قصد دارد «بصورت غیر مستقیم» کنسرن را ملی کند، به این صورت که در سال 2003 کنسرن را به قسمت های متعدد تقسیم کرده و بخش عمده قسمت ها را موسسه نفتی روزنفت خریداری کرده است. این حکم هنوز به مرحله اجرا در نیامده و روسیه اعلام کرده که علیه آن اقامه دعوا خواهد کرد.(27) دادگاه در سال 2011 شکایت خودورکوفسکی را وارد ندانست و محکومیت او را محکومیتی «غیر سیاسی » تشخیص داد.(28)

» سوروس روسی »

خودورکوفسکی خود را «دولت سالار لیبرال» می داند، دو مقوله ای که ناقض هم و ضد یکدیگرند. مانند » کوسه و ریش پهن» به این معنی که وقتی کسی لیبرال است نمی تواند دولت سالار باشد. او قبل از سال 2003 هزینه دو حزب لیبرال را تامین می کرد. یکی حزب » یابولکو» و یکی «حزب نیروهای راستین» SPS را. افزون بر این نمایندگان فراکسیون های مختلف را می خرید.

خودورکوفسکی در سال 2001 بنیادی برپا کرد بنام «روسیه باز«. خانم «اریسنا یاسینا» که رئیس برنامه های این بنیاد بود، در سال 2005 در مصاحبه ای که چندان اقناع کننده نیست از دوست و کارفرمای خود دفاع کرد و گفت: «فهرستی از نام نمایندگان مجلس نیز بود. اما میل دارم تاکید کنم این اسناد مربوط به سال 2002 هستند. در آن زمان ما در کشور دیگری زندگی میکردیم. سه سال پیش خریدن یک نماینده کاری بود واقع بینانه».(29)

این میلیاردر برای بنیاد «روسیه باز» هواداران پرآوازه ای را جلب کرده بود، مانند: هنری کیسینجر، جرالد فورد ( رئیس جمهور اسبق آمریکا) لرد یاکوب روتشیلد( بانکدار معروف انگلیسی) . این بنیاد که کار رسمی آن «کمک به جامعه غیر نظامی روسیه» اعلام شده بود، برای خودورکوفسکی مهمترین وسیله برای دست یافتن به قدرت سیاسی بود.

در یک پروتکل داخلی از سال2002 ، که بعدا علنی شد اهداف بنیاد چنین توصیف شده بود «سازگار کردن مردم با محیط اقتصادی» با کمک گرفتن از «شیوه های خشن کسب اطلاعات» و ایجاد میدان مثبت اطلاعاتی پیرامون روسیه باز و رهبران آن. خودورکوفسکی بعنوان «پدر معنوی جوانان روسیه» معرفی می شود. در آن پروتوکل استراتژی اغفال و گمراه کردن و به چنگ آوردن قدرت توضیح داده می شود. از جمله سخن از این می رود که «باید – پرده ای مه آلود – و اقناع کننده ایجاد کرد و از این طریق اهداف واقعی روسیه نو و رهبران آن را در پرده نگه داشت. مهم ترین اصول اساسی و مرکزی برنامه اینها هستند:

کارفرمایان روسی به مسئولیت اجتماعی خود در برابر مردم واقف شده اند و میل دارند به شهروندان کمک کنند تا حرفه ای بیاموزند.

کار خوبی پیدا کنند.

در روسیه و کشورهای دیگر در آمد خوبی داشسته باشند.

نامی که برای این استراتژی انتخاب شد این است « سوروس روسی» . این استراتژی دو مرحله داشت: در آغاز باید چهره خودورکوفسکی در میان مردم روسیه بعنوان مردی « نیکوکار» تثبیت شود، در این مرحله او هنوز به عنوان سیاستمدار مطرح نمی گردد؛ پس از این که این تصویر در اذهان مردم جا افتاد، آنوقت خودروکوفسکی دست به پخش اندیشه های سیاسی خود خواهد زد. در پروتوکل گفته شده وقتی این افکار نه از دهان «الیگارش» بلکه از دهان «سوروس روسی » بگوش مردم برسد برای آنها بیشتر قابل قبول است. در پروتوکل گفته شده گیرندگان پیام های «روسیه باز» باید بچه های دوازده ساله باشند که جهان بینی آنها هنوز در حال شکل گرفتن است. این توضیح نشان می دهد که این برنامه فقط برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 2024 در نظر گرفته نشده است.(30) تیموشنکو می گوید آن نظامی که خودورکوفسکی در پی ایجاد آنست » یک نظام سرمایه داری است بدون زوائد مزاحم. یک جامعه مدنی»هدف ایجاد نظامی است که در آن علت وجودی دولت » در درجه اول حفظ  ثروت الیگارش ها ست «.(31)

در پی دست یافتن به ریاست جمهوری

اندک زمانی قبل از عید میلاد مسیح 2013 خودورکوفسکی ناگهان مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد. نکته جالب این بود که او مستقیما بسوی برلین، پایتخت آلمان پرواز کرد، جائی که هانس دیتریش گنشر (وزیرخارجه اسبق آلمان- از همان حزبی که گراف لامسدورف رهبر آن بود.م ) شخصا در فرودگاه در انتظار او بود. بعدا معلوم شد که گنشر «بنا به تقاضای وکلای مدافع خودورکوفسکی و با حمایت دفتر صدرات عظمای آلمان، از طریق کانالهای محرمانه میان آلمان و روسیه، که هنوز وجود دارند، مدت دوسال و نیم برای آزادی این الیگارش تلاش کرده و حتی دوبار شخصا با پوتین دیدار کرده است. مجله اشپیگل این واقعه را بعنوان » پیروزی دیپلماسی سری آلمان» تجلیل کرد(32) درست در همان روز اول آزاد شدن خودورکوفسکی روزنامه ها نوشتند: فعالان حقوق بشر نقش برجسته ای در رهبری برای ایجاد جامعه مدنی در روسیه به او عرضه کرده اند».( 33)

او روز 9 مارس 2014 به اوکرائین سفرکرد با جنبش» یورومایدان » که غرب هزینه آن را تامین کرده و از آن حمایت می کرد ابراز همبستگی و از روسیه بدلیل اشغال کریمه انتقاد کند».(33) و سرانجام در ماه سپتامبر اعلام کرد که به عرصه سیاسی روسیه باز می گردد و بنیاد «روسیه باز» را دوباره افتتاح خواهد کرد.(35) هفته نامه آلمانی Die Zeit با او گفتگو کرد و گزارش داد که خودورکوفسکی در روسیه جنبشی بعنوان اپوزیسیون و به هواداری از غرب آغاز کرده است. Die Zeit نوشت خودورکوفسکی سخن از علاقه خود به دست یافتن به مقام ریاست جمهوری بیان کرده است.(36) روزنامه محافظه کار»دی ولت» در تفسیری از او انتقاد کرد و نوشت او باز هم گام در راه آماده کردن خود برای «رهبری روسیه» بر میدارد – میهن دوستی او نمی تواند خود را از «رویاهای امپریالیستی جدا کند» (37)

در سال 2006 والری پانجوشکین، روزنامه نگار، در کتاب خود در باره عروج و افول میلیاردر روسی نوشت «اگر نقشه خودورکوفسکی در سال 2003 واقعا این بوده که ساختار روسیه را تغییر دهد، این نقشه از آغاز تا پایان با شکست روبرو شده است.(38) آیا امروز نباید بر آن سخن افزود: فعلا؟

Der Räuberbaron
Drucken

Michail Chodorkowski und der Westen –

Von MATTHIAS RUDE, 13. Februar 2015 –

Michail Chodorkowski Im Jahr 1992 erschien in Russland das Buch Der Mann mit dem Rubel. Der Titel kam nicht von ungefähr: Der Mann mit dem Gewehr war ein berühmter sowjetischer Film von 1938 über Lenin; die Verfasser der daran angelehnten Schrift verkündeten nun: „Wir haben lange genug nach Lenin gelebt! Unser Kompass ist der Profit, erzielt unter strenger Einhaltung der Gesetze. Unser Idol ist Seine Finanzielle Hoheit, das Kapital, denn das Kapital und nur das Kapital führt zu Reichtum als Normalzustand. Schluss mit dem Leben in der Utopie, Bahn frei für das Geschäft, das reich macht.“(1) Reich ist Michail Chodorkowski, einer der beiden Autoren des Buches, geworden – mit der Einhaltung der Gesetze nahm er es dabei allerdings nicht so genau. Nach einem Jahrzehnt in Haft kehrt er nun zurück auf die Bühne der russischen Politik – mit Präsidentschaftsambitionen. Als pro-westliche Alternative zu Putin wird er gestützt von europäischen und US-amerikanischen Eliten, denen er sich angedient hat.

Gesetz des Dschungels

In der Sowjetunion gehörte Chodorkowski zu jenen Kadern des Parteinachwuchses, die schnell begriffen, wie man die Phase der beginnenden Privatisierung zum eigenen Vorteil nutzen konnte. 1987 übernahm er, mit 24 Jahren, die Leitung eines Komsomol-Unternehmens – Komsomol hieß die Jugendorganisation der KPdSU –, das unter anderem mit dem Import von Computern sein Geld machte. Gewinn pro Rechner: 3000 Prozent.(2) Parallel begann er, eine Privatbank aufzubauen – bevor überhaupt ein Gesetz erlassen wurde, das dies erlaubte. „Hier herrschte in den Übergangszeiten nach dem Zusammenbruch der Sowjetunion das Gesetz des Dschungels. Keiner wusste genau, welche Vorschriften noch galten – ich nutzte das aus“, erzählte der Milliardär 2002 und bezeichnete sich als „Räuberbaron“.(3) Chodorkowskis Verteidiger rechtfertigte die Gesetzesverstöße seines Mandanten, nachdem dieser 2003 wegen Steuerhinterziehung angeklagt worden war, mit den Worten: „Ich wage zu behaupten, dass die Erstanhäufung von Kapital auf der ganzen Welt und zu allen Zeiten mit Gesetzesverstößen verbunden war und ist.“ Das Gesetz sei eben „eine Bremse für den Fortschritt“.(4) Als die Bank Menatep im Zuge der Rubel-Krise 1998 pleite ging, ließ Chodorkowski Kreditgeber, Anleger und Aktionäre leer ausgehen – nicht ohne sich vorher die Aktiva gesichert zu haben.(5) „Die Krise von ’98 war ,die Krise Chodorkowski‘, sie war von ihm provoziert und brachte ihm fabelhafte Dividenden ein“, schrieb zehn Jahre später ein russischer Journalist.(6)

Die Macht der Medien erkannte Chodorkowski spätestens bei den Präsidentschaftswahlen 1996, als er sich mit anderen Oligarchen zusammentat, um den prognostizierten Wahlsieg des kommunistischen Kandidaten Gennadij Sjuganow zu verhindern. Der Zeitpunkt, an dem damalige Großunternehmer beschlossen, von da an Jelzin zu unterstützen, sei das Weltwirtschaftsforum in Davos gewesen; Chodorkowski berichtet von einem Gespräch zwischen dem Oligarchen Boris Beresowski und George Soros – jenem US-Milliardär, der mit seinem Geld nicht wenig zum Ende der Sowjetunion und zu den „bunten“ Revolutionen beigetragen hat und der bis heute pro-westliche Kräfte in Osteuropa finanziert.(7) 140 Millionen US-Dollar sollen die Oligarchen in die Wahlkampagne Jelzins gepumpt haben, 46 Mal mehr als erlaubt.(8) Sjuganow wurde mit einer beispiellosen Schmutzkampagne überzogen. „Etliche Millionen-Dollar-Investitionen und die Maschinerie von endlosen Manipulationen der öffentlichen Meinung“, so beschreibt Chodorkowski später das Vorgehen und gibt zu: „Zweifellos war das ein autoritäres Szenario.“ Doch der Zweck heilige die Mittel.(9) Das weitere Geschehen fasst der russische Journalist Waleri Panjuschkin folgendermaßen zusammen: „Jelzin wurde Präsident. Michail Chodorkowski erhielt auf der Pfandauktion den Zuschlag für die Firma Jukos. Alle anderen Finanzexperten, die Jelzin unterstützten, bekamen auch etwas ab.“(10) Weit unter Wert konnte Chodorkowski so den Ölkonzern erwerben und zum reichsten Mann Russlands aufsteigen.

Gegen Ende des 20. Jahrhunderts hatten der Oligarch und sein Firmenimperium in Russland wie auch im Westen einen schmutzigen, geradezu mörderischen Ruf.(11) Der in Deutschland wirkende ukrainische Journalist Viktor Timtschenko spricht von Sprengsätzen und Maschinengewehrsalven gegen Menschen, die „keine Fehde mit den Killern persönlich, sondern die mit Menatep, mit Jukos, mit Chodorkowskis Reich Ärger hatten“.(12) Trotzdem wurde, wie eine britische Zeitung vor zehn Jahren bemerkte, ausgerechnet jener Oligarch, der „eine Spur von betrogenen westlichen Investoren und verdächtigen Todesfällen“ hinterlassen habe, auf einmal zum „Liebling der amerikanischen politischen Elite“.(13) Wie kam es dazu?

Zirkel der Macht

Vom Elitarismus ist Chodorkowskis Denken durchdrungen. In seinem im Gefängnis verfassten „politischen Bekenntnis“ Mein Weg schreibt er: „Eine Führungsrolle können zehn bis fünfzehn, vielleicht auch zwanzig Prozent einer Bevölkerung übernehmen.“ Jeder Fortschritt sei „das Ergebnis bewusster Anstrengungen einer verantwortungsvollen Elite, ihres ordnenden und erzieherisch wirkenden Einflusses auf die Gesellschaft.“(14) Sobald es ihm möglich war, erkaufte er sich nicht nur positive Schlagzeilen in der (West-)Presse, sondern auch den Eintritt zu elitären Zirkeln der Macht.

Kasten Zunächst engagierte Jukos Dutzende von westlichen Managern, damit sie den Konzern repräsentieren und ihre Beziehungen für ihn spielen ließen, darunter politische Schwergewichte wie den ehemaligen britischen Außenminister Lord David Owen. 2002 wurde zudem die weltweit bekannte Prüfgesellschaft PricewaterhouseCoopers (PWC) damit beauftragt, Unternehmensbilanzen nach Vorgaben von strengen US-amerikanischen Standards zu veröffentlichen. Russland und der Westen staunten nicht schlecht. Als russische Behörden PWC später verklagten – wegen „Beihilfe zur Steuerhinterziehung“ –, zog das Unternehmen seine Prüfberichte, die bis heute den Mythos um die „Transparenz“ bei Jukos nähren, für die Jahre 1996 bis 2004 allerdings wieder zurück.(15)

Als 2001 ein von Chodorkowski gewünschtes Treffen mit Condoleezza Rice, der Sicherheitsberaterin des damaligen US-Präsidenten George W. Bush, zunächst abgelehnt wurde, wurde mit Geld nachgeholfen. Allein die Bibliothek des Kongresses erhielt eine Spende von einer Million Dollar, eine halbe Million ging an den US Think Tank Carnegie Endowment for International Peace, 100.000 Dollar ans „National Book Festival“ – ein Lieblingsprojekt der Präsidenten-Gattin Laura Bush. Die Investitionen zahlten sich aus: „To Mikhail Khodorkovsky with best wishes. George Bush, Laura Bush“ – so signierte das Präsidentenpaar ein Foto, auf dem der Milliardär mit beiden posiert.(16) Der Ölmagnat hat also, wie die New York Times feststellt, „mächtig viel ausgegeben, um den inneren Kreis des Capitol-Hügels zu umwerben.“(17) Genauer: 50 Millionen US-Dollar jährlich zwischen 2001 und 2003.(18)

Auf diese Weise gelang es ihm, Berater der Carlyle Group zu werden, ein mit Prominenten gespicktes Risiko-Kapital-Unternehmen im Umfeld des Weißen Hauses, als der er beispielsweise auf George Bush senior, den ehemaligen Außenminister James Baker und den britischen Ex-Premier John Major traf(19), außerdem auf Frank Carlucci, der als ehemaliger US-Verteidigungsminister und CIA-Vizedirektor enge Beziehungen zu Dick Cheney pflegte. Als Vorstandsmitglied der International Crisis Group besprach Chodorkowski sich mit Militäranalytikern und Geheimdienstlern sowie mit der Elite der Geostrategen und „Demokratieförderer“ weltweit, unter anderem mit Zbigniew Brzezinski und George Soros.(20) In Deutschland wurde der inzwischen verstorbene ehemalige FDP-Vorsitzende und Wirtschaftsminister Otto Graf Lambsdorff engagiert, PR für den Milliardär zu machen. Dieser wurde Zeit seines Lebens nicht müde, das Verfahren gegen Chodorkowski zu diskreditieren – als „Schauprozess“.(21) Dass der Europarat mit Sabine Leutheusser-Schnarrenberger ausgerechnet eine Partei-Freundin Lambsdorffs zur Berichterstatterin im Chodorkowski-Fall gemacht hatte, zeuge nicht gerade von Fingerspitzengefühl, meint der deutsche Richter Wolfgang Hirth. In einem Artikel in den Mitteilungen des Hamburgischen Richtervereins weist er darauf hin, dass Chodorkowski vor seiner Inhaftierung im Westen bestens vernetzt war, und urteilt: „Die öffentliche Empörung über die Chodorkowski-Verfahren und die ungerechtfertigte Stilisierung von Chodorkowski zum Menschenrechtshelden sind durch eine Vielzahl von Interessen beeinflusst.“(22)

Am 25. Oktober 2003 stürmten Männer der Spezialeinheit Alfa auf dem Flughafen von Nowosibirsk den Privatjet des Ölmagnaten: „Geheimdienst! Hände hoch! Dokumentenkontrolle!“ Chodorkowski soll nur gesagt haben: „Gut, gehen wir.“ Die Verhaftung kam nicht überraschend: Bereits am 19. Juni war Alexej Pitschugin, der Sicherheitschef des Konzerns, wegen mehrfachen Mordverdachts in Untersuchungshaft gekommen, am 3. Juli war ihm der Jukos-Aktionär Platon Lebedew gefolgt, dem ebenfalls Verwicklung in ein Kapitalverbrechen sowie Privatisierungsbetrug vorgeworfen wurde.(23)

Im Fokus der Staatsanwaltschaft befand Chodorkowski sich schon seit den 1990er Jahren. Es ist aber wahrscheinlich, dass seine Geschäfte mit dem Westen den Zeitpunkt seiner Verhaftung mit bestimmt haben. Denn im Frühjahr 2003 stand der Verkauf großer Teile des Jukos-Imperiums an US-amerikanische Öl-Multis kurz bevor. Bestandteil der Verhandlungen war auch der Bau eines eigenen Pipeline-Netzes, mit dem in Russland das staatliche Monopol gebrochen werden sollte, um Öl am russischen Fiskus vorbei auf den Weltmarkt lenken zu können.(24) „Chodorkowski war der Mann, der Amerika Zutritt zum Rohstoffparadies Russland versprach“, so Der Spiegel.(25) Indem ihm nun der Prozess gemacht wurde, habe der Kreml sich der Kontrolle durch Oligarchen entzogen und die Weichen für eine unabhängige makroökonomische Politik gestellt, vermutet Timtschenko.(26)

Für diese Vermutung spricht auch, dass, nachdem Chodorkowski und Lebedew in Straßburg auf eine Entschädigung von 38 Milliarden Dollar geklagt hatten, der Europäische Gerichtshof für Menschenrechte ihnen Mitte November diesen Jahres immerhin 1,9 Milliarden Dollar tatsächlich zusprach. Die Kläger warfen Russland eine „versteckte Verstaatlichung“ des Konzerns vor, der nach 2003 zerschlagen und zu großen Teilen vom staatlichen Mineralölunternehmen Rosneft aufgekauft worden war. Das Urteil ist noch nicht rechtskräftig und Russland hat angekündigt, es anzufechten.(27) 2011 hatte das Gericht eine Klage Chodorkowskis noch abgewiesen und die Verurteilung als „nicht politisch motiviert“ eingestuft.(28)

„Russischer Soros“

In politischer Hinsicht bezeichnet Chodorkowski sich selbst mit dem Oxymoron „Liberal-Etatist“. Vor 2003 finanzierte er in erster Linie die beiden liberalen Parteien Jabloko und die „Union der Rechten Kräfte“ SPS. Außerdem korrumpierte er Abgeordnete verschiedenster Fraktionen. Irina Jassina, Programmdirektorin der 2001 gegründeten Chodorkowski-Stiftung Offenes Russland, verteidigte ihren Freund und Arbeitgeber 2005 in einem Interview wenig überzeugend mit den Worten: „Es gab auch Abgeordneten-Listen. Aber ich möchte betonen: Die Papiere stammen aus dem Jahr 2002. Wir lebten damals in einem anderen Land. Vor drei Jahren war es real, sich die Aufgabe zu stellen, Abgeordnete aufzukaufen.“(29)

Für Offenes Russland warb der Milliardär illustres Personal an: Henry Kissinger, Gerald Ford, Lord Jacob Rothschild. Die Stiftung, die offiziell der „Förderung der russischen Zivilgesellschaft“ dienen sollte, stellte für Chodorkowski das wohl wichtigste Instrument zur Erlangung politischer Macht dar.

In einem internen Protokoll aus dem Jahr 2002, das später publik wurde, werden als Ziele der Stiftung die „Anpassung der Bevölkerung an das neue wirtschaftliche Umfeld“ unter Zuhilfenahme von „informationsaggressiven Methoden“ sowie „das Schaffen eines positiven Informationsumfeldes um Offenes Russland und ihre Führer“ genannt. Chodorkowski wird als „geistiger Anführer der russischen Jugend“ bezeichnet. Weiterhin schildert das Papier Strategien der Irreführung und der Machterlangung. So ist davon die Rede, „eine überzeugende ,Nebelwand‘ zu schaffen und so die wahren politischen Ambitionen von Offenes Russland und ihrer Führer zu verschleiern. Die wichtigsten Kernaussagen des Programms: Russische Unternehmer haben ihre soziale Verantwortung gegenüber den Menschen erkannt und möchten den Mitbürgern helfen, eine Ausbildung zu bekommen, gute Arbeit zu finden, viel in Russland und für Russland zu verdienen.“ Eine Strategie nennt sich „russischer Soros“; sie hat zwei Phasen: Zunächst solle in der russischen Bevölkerung das Bild Chodorkowskis als „Wohltäter“ gefestigt werden, aber noch nicht als Politiker; nach diesem „Branding“ begänne Chodorkowski dann, auch politische Ideen zu verbreiten. „Wenn diese Ideen nicht von den ,Oligarchen‘ kommen werden, sondern von dem ,russischen Soros‘, so werden sie für die Bevölkerung legitimer aussehen“, heißt es im Protokoll. Aus dem Vermerk, dass schon Kinder mit zwölf Jahren, „deren Weltanschauung noch im Entstehen begriffen ist“, als Teil der Zielgruppe von Offenes Russland gelten, wird klar, dass das Projekt nicht nur die Präsidentschaftswahlen 2004 im Auge hatte.(30) Das System, das es anstrebe, sei, so Timtschenko, „ein strammer Kapitalismus ohne Auswüchse einer (lästigen) Zivilgesellschaft“, in dem der Staat „vor allem dazu da ist, oligarchische Reichtümer zu schützen“.(31)

Präsidentschaftsambitionen

Kurz vor Weihnachten 2013 wurde Chodorkowski überraschend begnadigt und freigelassen. Interessanterweise flog er danach direkt nach Berlin, wo ihn Hans-Dietrich Genscher persönlich am Flughafen empfing. Wie sich herausstellte, hatte der frühere deutsche Außenminister sich „auf Bitte der Anwälte Chodorkowskis“ – und mit Rückendeckung des Kanzleramtes – „über Geheimkanäle zwischen Deutschland und Russland, die noch existieren“, zweieinhalb Jahre lang um die Freilassung des Oligarchen bemüht und dabei auch zweimal Putin persönlich getroffen. Der Spiegel feierte das Ereignis als einen „Triumph der deutschen Geheimdiplomatie“.(32) Gleich am ersten Tag nach seiner Freilassung vermeldete die Presse: „Menschenrechtler haben Chodorkowski bereits eine führende Rolle beim Aufbau der Zivilgesellschaft in Russland angeboten.“(33)

Am 9. März 2014 besuchte er die Ukraine, erklärte sich mit der vom Westen finanzierten und protegierten(34) Euromaidan-Bewegung solidarisch und kritisierte die „russische Invasion auf der Krim“.(35) Im September schließlich kündigte er seine Rückkehr in die russische Politik sowie die Wiedereröffnung der Stiftung Offenes Russland an. „Chodorkowski hat eine proeuropäische Oppositionsbewegung gestartet“, meldete Die Zeit und sprach von „Ambitionen auf das Präsidentenamt“ bei dem Milliardär.(36) Ein kritischer Kommentar auf der Website des Springer-Blattes Die Welt warf ihm vor, er stilisiere sich schon wieder zum „Führer Russlands“ – dessen Patriotismus sich „von imperialistischen Träumen nicht lösen“ könne.(37)

Im Jahr 2006 schrieb der Journalist Waleri Panjuschkin in seinem Buch über Aufstieg und Fall des russischen Ölmilliardärs: „Sollte Chodorkowski im Jahr 2003 tatsächlich den Plan gehabt haben, die Gesellschaftsstruktur in Russland zu verändern, so ist dieser Plan auf der ganzen Linie gescheitert.“(38) Sollte man inzwischen hinzufügen: Vorerst?

# Dieser Text erschien zuerst in der Printausgabe 1/2015 von Hintergrund. Zu bestellen gibt es den gedruckten Hintergrund hier.

—————————————————

منابع مقاله:

(1)   Michail Chodorkowski mit Natalia Geworkjan: Mein Weg. Ein politisches Bekenntnis. Aus dem Russischen von Steffen Beilich, München 2012, S. 232.

(2)   Waleri Panjuschkin: Michail Chodorkowski. Vom JUKOS-Chefsessel ins sibirische Arbeitslager. Aufstieg und Fall des russischen Ölmilliardärs. Aus dem Russischen von Vera Baumgärtner, München 2006, S. 55.

(3)   Erich Follath: Wer ist Michail Chodorkowski?, in: Michail Chodorkowski: Briefe aus dem Gefängnis. Mit einem Essay von Erich Follath. Aus dem Russischen von Birgit Veit und Ganna-Maria Braungardt, München 2011, S. 23-58, S. 31f.

(4)     Waleri Panjuschkin: Michail Chodorkowski (Anm. 2), S. 239.

(5)   Später wurden die geschädigten Anleger mit Jukos-Aktien ausgezahlt. Vgl. Katja Tichomirowa: Reicher als Rockefeller, Berliner Zeitung, 21.6.2002 – http://www.berliner-zeitung.de/archiv/reicher-als-rockefeller,10810590,10005728.html –.

(6)   „Кризис 98-го был «дефолтом Ходорковского», дефолтом, спровоцированным им и принесшим ему баснословные дивиденды.“ – Александр Третьяченко: Личный дефолт Ходорковского, Век, 25.11.2008 – http://wek.ru/lichnyj-defolt-xodorkovskogo –.

(7)   Vgl. Matthias Rude: „Russland sagt ja zum Faschismus“. Wie „Starinvestor“ George Soros Einfluss auf die Ukraine nimmt, Hintergrund 3/2014, S. 24-27.

(8)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij. Legenden, Mythen und andere Wahrheiten, München 2012, S. 202.

(9)   Ebd., S. 237.

(10)   Waleri Panjuschkin (Anm. 2), S. 81.

(11)   „Yukos once had a distinctly dirty, even murderous reputation“. – Anne Applebaum: This man is now the people’s billionaire. The Telegraph, 13.6.2004 – http://www.telegraph.co.uk/comment/personal-view/3607189/This-man-is-now-the-peoples-billionaire.html –.

(12)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 22.

(13)   „As Khodorkovsky got richer and richer, he left a longer and longer trail of defrauded Western investors, and the odd dead body, in his wake“; „A man who had been virtually a pariah a scant few years before was suddenly the darling of the American political elite.“ – The roublemaker. The Sunday Telegraph, 25.7.2004 – http://www.telegraph.co.uk/comment/personal-view/3608862/The-roublemaker.html –.

(14)   Michail Chodorkowski mit Natalia Geworkjan: Mein Weg (Anm. 1), S. 532.

(15)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 242f.

(16)   Ebd., 244f.

(17)   „Mr. Khodorkovsky spent heavily in Washington to court the Capitol’s inner circle.“ – Timothy L. O᾽Brien: How Russian Oil Tycoon Courted Friends in U.S., New York Times, 5.11.2003 – http://www.nytimes.com/2003/11/05/world/how-russian-oil-tycoon-courted-friends-in-us.html –.

(18)   Kai Ehlers: Entschieden ist nichts, Der Freitag, 3.6.2005 – https://www.freitag.de/autoren/der-freitag/entschieden-ist-nichts –.

(19)   Gernot Erler: Der Fall Chodorkowskij – Zur Tomographie eines politischen Konflikts, in: Gabriele Gorzka, Peter W. Schulze (Hg.): Wohin steuert Russland unter Putin? Der autoritäre Weg in die Demokratie, Frankfurt/New York 2004, S. 301-325, S. 305.

(20)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 289f.

(21)   Lambsdorff kritisiert Russlandpolitik, Handelsblatt, 1.6.2005 – http://www.handelsblatt.com/politik/deutschland/handelsblatt-interview-lambsdorff-kritisiert-russlandpolitik/2508802.html –.

(22)   Wolfgang Hirth: Chodorkowski und der Westen, in: Mitteilungen des Hamburgischen Richtervereins 2/2011, S. 13-22, S. 22. – Der Text ist unter http://www.richterverein.de/mhr/mhr112/m11209.htm auch online einsehbar.

(23)     Gernot Erler: Der Fall Chodorkowskij (Anm. 19), S. 301f.

(24)   Der Fall Chodorkowski oder Russlands neue Rolle im aktualisierten „Great game“, 9.1.2006 – http://russland.ru/chodorkowski/morenews.php?iditem=52 –.

(25)   Walter Mayr: Triumph der Doppelmoral, Der Spiegel, 10.11.2003 – http://www.spiegel.de/spiegel/print/d-29136670.html –.

(26)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 286.

(27)   Gericht spricht Yukos-Eignern 1,9 Milliarden Dollar zu, Bild, 15.11.2014 – http://www.bild.de/politik/ausland/michail-chodorkowski/russland-yukos-urteil-37049688.bild.html –.

(28)   European Court of Human Rights: Case of Khodorkovskiy v. Russia (Application no. 5829/04). Judgement, Strasbourg, 31.5.2011 – http://hudoc.echr.coe.int/sites/eng/pages/search.aspx#{%22dmdocnumber%22:[%22885884%22],%22itemid%22:[%22001-104983%22]} –.

(29)   Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 197.

(30)   Unter http://stringer-news.com/Publication.mhtml?PubID=4632&Part=37 findet sich das Protokoll in russischer Sprache. Die Übersetzung ist hier zitiert nach: Viktor Timtschenko: Chodorkowskij (Anm. 8), S. 272ff.

(31)   Ebd., S. 228.

(32)   Benjamin Bidder: Chodorkowskis Freilassung: „Triumph der deutschen Geheimdiplomatie“, Interview mit Alexander Rahr, Der Spiegel, 21.12.2013 – http://www.spiegel.de/politik/ausland/chodorkowski-freilassung-triumph-der-geheimdiplomatie-a-940462.html –.

(33)   Z.B.: Chodorkowski erwartet seine Familie in Berlin, Die Welt, 21.12.2013 – http://www.welt.de/politik/ausland/article123194531/Chodorkowski-erwartet-seine-Familie-in-Berlin.html –.

(34)   Vgl. Matthias Rude: Die gekaufte Revolution. Einflussnahme von Geheimdiensten, NGOs und Stiftungen, in: Ronald Thoden, Sabine Schiffer (Hg.): Ukraine im Visier. Russlands Nachbar als Zielscheibe geostrategischer Interessen, Frankfurt am Main 2014, S. 108-120.

(35)   Michail Chodorkowski: Meine Mitgefangenen. Aus dem Russischen übersetzt von Vlada Philipp und Anselm Bühling, Berlin 2014, S. 105.

(36)   Chodorkowski gründet Protestbündnis gegen Putin, Die Zeit, 21.9.2014 – http://www.zeit.de/politik/ausland/2014-09/russland-chodorkowski-protestbuendnis –.

(37)   Filipp Piatov: Chodorkowski stilisiert sich zum Führer Russlands, 30.10.2014 – http://www.welt.de/debatte/kommentare/article133778766/Chodorkowski-stilisiert-sich-zum-Fuehrer-Russlands.html –.

(38)   Waleri Panjuschkin: Michail Chodorkowski (Anm. 2), S. 234.

http://www.hintergrund.de/201502133426/politik/welt/der-raeuberbaron.html

Schweizer Behörden schließen Auslieferung von Michail Chodorkowski nicht aus
© REUTERS/ Toby Melville
Panorama
17:38 23.12.2015Zum Kurzlink
3253571663
In ihrer Antwort auf eine schriftliche Anfrage des Radiosenders „Goworit Moskwa“ haben Beamte im schweizerischen Justizministerium eine Auslieferung von Michail Chodorkowski an Russland nicht ausgeschlossen.
Zwar handle es sich um vertrauliche Informationen, jedoch sei die Auslieferung laut dem Europäischen Auslieferungsvertrag möglich, hieß es. Allerdings wäre gemäß einem Beschluss des Bundesgerichtshofs die Auslieferung nur möglich, wenn die russischen Behörden die Erfüllung von Grundrechten garantieren würden.

© REUTERS/ Peter Nicholls
Neuer Haftbefehl gegen Chodorkowski – Ex-Yukos-Chef zur Fahndung ausgeschrieben
Die Schweizer Bundesjustizverwaltung würde eine Festnahme von Chodorkowski nur auf einen schriftlichen Auslieferungsantrag hin in Betracht ziehen, heißt es weiter.
Am 27. März 2014 hatte Michail Chodorkowski eine Aufenthaltsgenehmigung für die Schweiz erhalten. Oft fliegt er auch nach London.
Zuvor war berichtet worden, dass der einstige Yukos-Chef Michail Chodorkowski zur internationalen Fahndung ausgeschrieben worden sei. Ihm wird Planung eines Mordes und versuchter Mord an mehr als zwei Personen vorgeworfen.
Laut der russischen Ermittlungsbehörde hat Chodorkowski in den 1990er Jahren seine Unterstellten Leonid Newslin und Alexej Pitschugin sowie andere Personen mit dem Mord am Bürgermeister von Neftejugansk und dem Unternehmer Jewgeni Rybin beauftragt.
http://de.sputniknews.com/panorama/20151223/306722883/schweiz-auslieferung-chodorkowski.html

Weiterlesen: http://de.sputniknews.com/panorama/20151223/306722883/schweiz-auslieferung-chodorkowski.html#ixzz3vBg0VBLK

یک پاسخ

  1. ازاستادی توانا باصبر وحوصله وصبوریفراوان تجلیل میکنم وسلامت برایتان آرزومندم من از مطالعه این نوشته پر بار وآگاه ننده درعین خستگی لذت بردم .از این طریق با مسایل ومشگلات دنیای کثیف آشنا میشویم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s