بایگانی‌های ماهانه: نوامبر 2009

تروریست موساد لو رفت

تروریست موساد در حین کار آموزی   لو رفت

یونگه ولت7.11.2009

برگردان:

رضا نافعی

 

آبروریزی برای سازمان اطلاعات اسرائیل. در تل آویو یک عامل ترور که گویا کار آموز بوده، هنگام آماده کردن اتوموبیلی برای انفجار ، که باز هم ، گویا اتوموبیل هم چیزی شبیه  اتوموبیل بوده ، لو رفت. یک عابر کنجکاو که متوجه مردی مظنون می گردد به پلیس تلفن می کند. پلیس هم که اطلاع نداشته مرد مظنون کار آموز موساد است به باز جوئی می پردازد . سر انجام پس از ساعت ها باز جوئی موساد بکمک کار آموز خود می آید و او را خلاص  می کند. اینک موساد مهر سکوت بر لب زده و از دادن هر نوع اطلاعی در این مورد خود داری می کند.

دست زدن به عملیات تخریبی و انداختن گناه بگردن دیگران همیشه  یکی از شیوه های سازمان های اطلاعاتی،  برای بیگناه جلوه دادن خود و مجرم جلوه دادن  دیگری، بوده است. با این نوع عملیات بار ها تاریخ برای جهان ساخته شده است. یک نمونه آن در سال 1939د رخ داد که عُمال هیتلر به ساختمان رادیو آلمان در گلایویتس ، در مرز لهستان حمله کردند و وانمود کردند که گویا حمله توسط نیروهای لهستان صورت گرفته و آنرا بهانه آغاز جنگ جهانی دوم و حمله به لهستان ساختند. نمونه دیگر حادثه خلیج تنکینگ در سال 1964 بود که آنهم بهانه برای بمباران  جمهوری دموکراتیک ویتنام و موجه جلوه دادن بمباران بود.

اسرائیل برای آن که اعراب را بد نام سازد و آنان راعامل عملیات  تروریستی وحشیانه قلمداد کند تا کنون مهارت زیادی نشان داده است. یکی از مواردی که در آن جنایتکاران صهیونیست لو رفتند و مجبور به اعتراف شدند ماجرای لاوُن در سال 1954 بود. در آن ماجرا عوامل موساد با لباس مبدل عربی به اهداف آمریکائی و انگلیسی در قاهره حمله کردند تا  بزیان مصر جو سازی کنند. ویکتور استروفسکی   عامل سابق موساد در کتاب خود By Way of Deception “ موارد دیگری از این عملیات را بیان می کند .

با وجود این سوابق وسائل ارتباط جمعی اسرائیل از این که یک نوآموز موساد درحال تمرین لو رفته است ابراز تعجب می کنند . ولی آیا نمی توان تصور کرد که  این فرد نوآموز نبوده و آن بمب هم » شبه بمب » نبوده است؟ زیرا که اگر بمبی بنام  حماس در تل آویو منفجر می گشت تمام منتقدین داخلی و خارجی اسرائیل مجبور به سکوت می شدند.  در عملیات تروریستی که  در خاور میانه رخ میدهد همیشه باید نخستین پرسش این باشد: » این کار بسود کیست؟»

 

چین و روسیه هم موافقت کرده اند؟

چین و روسیه هم موافقت کرده اند؟

آمریکا و اتحادیه اروپا سخت در کار ایجاد جبهه ای علیه ایران هستند

یونگه ولت:

کورت ملنتین

برگردان :

رضا نافعی

آمریکا و همپیمانان اروپائی آن در راه کسب یک موفقیت بزرگ برای تنها کردن ایران هستند. موافقت روسیه و چین برای تصویب یک قطعنامه مشترک جلب شد. قرار است این قطعنامه در اجلاس دوروزه هیئت مدیره مقامات بین المللی انرژی اتمی در وین که روز پنجشنبه در وین آغاز شد ، بتصویب برسد. پس از آن سازمان مذکور می تواند این قطعنامه را به شورای امنیت عرضه کند. سپس شورای امنیت  باید برای اتخاذ  تصمیمات تازه در راستای تشدید محاصره اقتصادی ایران به شور پردازد . شورای امنیت  تا کنون چهار قطعنامه علیه ایران تصویب کرده است.

واشنگتن پست روز پنجشنبه با استناد بقول دیپلمات ها نوشت  جلب موافقت چین برای تصویب این قطعنامه علیه ایران زیر فشار  و تهدید صورت گرفته است ، باین صورت که:  دو تن از اعضای شورای امنیت ملی پرزیدنت اوباما، از جمله دنیس راس ، مشاور برجسته او، به پکن پرواز کرده  و گفته اند که اسرائیل مصمم است با حمله نظامی برنامۀ اتمی ایران را نابود کند. این امر سبب آغاز جنگ در در سراسر منطقه خواهد گشت که در طی آن صدور نفت و گاز ایران به چین ، که برای آن کشور حائز اهمیت است ، نیز قطع خواهد گشت. پیام آوران اوباما گفته اند یگانه شانسی که برای منصرف کردن اسرائیل وجود دارد آنست که با ایجاد وسیعترین جبهۀ بین المللی علیه ایران ، این کشور  مجبور  به تسلیم شود.

بنوشتۀ واشنگتن پست در عین حال به چینی ها گفته شده که در صورت قطع صدور نفت ایران  به چین ، جایگزین  وجود دارد. هم امارات متحده عربی و هم عربستان سعودی اعلام کرده اند که حاضرند  مقادیر بسیار بیشتری نفت به چین بفروشند.

تا دیروز قطعی نبود که روسیه و چین موافق تصویب  یک قطعنامه دیگر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران باشند. محمد البرادعی رئیس مقامات انرژی اتمی در وین ، در روز های گذشته چندین بار علیه تصویب قطعنامه ای تازه علیه ایران  هشدار داده بود . ولی آنچه فعلابرای آمریکا و اروپا اهمیت دارد بنمایش گذاشتن » اتفاق نظر» است. آنها بدون روسیه و چین هم قادر به تشدید محاصره هستند.

 

 

راه فقط یکی است

راه فقط  یکی است

یازدهمین همایش احزاب کمونیست و کارگری در پایتخت هند برپاشد

 

برگرفته از :

یونگه ولت

نوشته:

هیلمار کونیگ، دهلی نو

برگردان: رضا نافعی

 

 

با سرود انترناسیونال، روز جمعه،  یازدهمین همایش احزاب کمونیستی و کارگری، در دهلی نو آغاز گشت. در حدود 100 نماینده از 50 کشور و پنج قاره ، بنا بدعوت مشترک حزب کمونیست هند( مارکسیستی) و حزب کمونیست هند درین همایش شرکت دارند. شرکت کنندگان  در ین همایش به تبادل نظر و تجربه در بارۀ موضوعات حادِ : » بحران بین المللی سرمایه داری. نبرد کارگران و خلق ها . راه پیشنهادی و نقش جنبش کمونیستی و طبقه کارگر » می پردازند.

پالاب سنگوپتا، عضو شورای ملی اجرائی حزب کمونیست هند بنام دو میلیون عضو دو حزب کمونیست هند به  نمایندگان جنبش  خوش آمد گفت. وی با اشاره به تاثیرات اقتصاد جهانی  و بحران اقتصادی بر مردم هند گفت: در این مدت صدها کارخانه اجبارا تعطیل شدند و نتیجتا انبوه کثیری بر خیل بیکاران افزوده گشت. اقتصاد کشاورزی در وضع اسفباری قرار دارد. تا کنون در حدود نیم میلیون نفر از کشاورزان مقروض یگانه راه نجات خود را در خود کشی یافته اند.

سنگوپتا گفت اهمیت این همایش که برای نخستین بار در یک کشور آسیائی بر پا می گردد در آنست که انسان ها را به افکندن طرحی نو برای  یک نظام جهانی بهتر و عادلانه تر، نظامی جای گزین ( آلترناتیو )سرمایه داری امیدوار می سازد.

سپس ، سیترام یچوری، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست هند( مارکسیستی) ، در سخنرانی اساسی خود یاد آور شده که بحران سرمایه داری نه ناشی از زیاده خواهی چند فرد، نه حاصل انحرافات، نه نتیجۀ پیش آمدن  رویداد های پیش بینی نشده و نه فقدان نظارت دولت هاست. بلکه حاصل دینامیسم نهفته در نظام سرمایه داری است که خود مبتنی بر افزایش سود و بهره کشی ا ست . از پای افتادن سوسیالیسم در اتحاد شوروی واروپای شرقی به سرمایه داری امکان داد که بار دیگر دست بیک تهاجم جهانی بزند تا سروری خود رادر تمام عرصه  ها تثبیت کند و تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بسود خود بکرسی بنشاند. یچوری تاکید کرد که نظام سرمایه داری در قالب جهانی شدن و لیبرالیسم نو ، با وجودهمۀ ضعف ها و کمبودهائی که دارد، علیرغم محدودیت های تاریخی و بحران های خود ، خود بخود درهم نخواهد شکست. جنبش بین المللی کمونیستی باید نبرد خود را تشدید کند و بر تسلط سرمایه بتازد. او گفت سرمایه داری فقط یک بدیل ( آلترناتیو ) دارد و آن سوسیالیسم است که می تواند برای استقرار عدالت و آزادی بانسان ها کمک کند.»

 

» یوآن » جای دلار را می گیرد

» یوآن » جای دلار را می گیرد

برگرفته از :

یونگه ولت19.11.2009

نوشته:راینر روپ

برگردان: رضا نافعی

 

بگزارش خبرگزاری چین، » کسین هوا » ،  واحد پول چین » یوآن » در آینده در داد و ستد های چین با کشور های عضو منطقه بازرگانی آزاد » آزِآن «( کافتا) نقش مهمتری ایفا خواهد کرد . این قرار داد از 1.ژانویه 2010 باجرا در می آید. کافتا ، در قیاس با دیگر مناطق آزاد بازرگانی جهان، پر جمعیت ترین منطقه محسوب می گردد و از تاریخ پیش گفته 90 در صد از کالاهائی که میان چین و این کشور ها مبادله خواهد شد از پرداخت گمرک معاف خواهند گشت. بنظر کارشناسان این روش موجب خواهد گشت که خرید و فروش با یوآن بیرون از مرزهای چین تسریع گردد و دلار آمریکا را که تاکنون وسیله پرداخت در خرید و فروش ها بود بیش از پیش بعقب براند. نمایندگان کشور های عضو «آزان» و هم چنین گردانندگان بانک های این منطقه نیز بر همین عقیده اند. بنظر آلونگکورن پنلابُت ، معاون وزارت بازرگانی خارجی  تایلند ، ثبات یوآن و گسترش بیشتر آن سبب می گردد مخاطراتی که در حال حاضر در اثر نوسانات دلار گریبانگیر کشور های عضو آزآن است بر طرف گردد. در عین حال پرداخت با یوآن سبب گسترش بازرگانی میان چین و کشور های آزآن خواهد شد .

طبق آمار گمرک چین مبادلات یازرگانی میان چین و کشورهای آزآن  در سال 2004 به 105 میلیارد دلار بالغ گشته است. تاسال 2008 مبادله کالا  به بیش از دو برابر ارتقاء یافته و به 231 میلیارد دلار بالغ گشته است. در نتیجه این توسعه بازرگانی، چین و کشورهای آزآن هریک به چهارمین رتبه در مبادلات متقابل بازرگانی ارتقاء یافته اند . تا کنون فقط در مناطق نزدیک به مرز چین از یوآن  برای مبادله کالا استفاده می شد که  در کل فقط ده در صد از مبادلات با کشور های آزِآن را در بر می گرفت. اما با توجه به کاهش سریع ارزش دلار ، چین از ماه آوریل سال جاری پروژه ای را بآزمایش گذاشت، که طبق آن در معاملات مراکز مهم اقتصادی نظیر شانگهای، شنزن، زوهائی و دنگگوآن  برای خرید و فروش  با کشور های آزِآن از یوآن استفاده شود. این آزمایش با کامیابی تمام روبرو شد. چین تا کنون قرار داد های دوجانبه با بانکهای مرکزی لائوس و  ویتنام منعقد ساخته است. برای بازرگانان کشور های کوچک آزِآن چین بازاری است عظیم و امیدوارند با تعویض جای دلار با یوآن معاملات آتی آنها کمتر با مخاطره همراه باشد.

 

بازگشت با دست خالی

بازگشت با دست خالی

طراز نامه سفر به چین:

تلاش بی ثمر

اوباما، رئیس جمهور آمریکا، می خواست رهبران چین  را عامل اجرای خواست های آمریکا سازد

برگرفته از :

یونگه ولت19.11.09

نوشته:

راینر روپ

برگردان:

رضا نافعی.

در هفته ای که گذشت ، اوباما ، رئیس جمهور آمریکا در سفر خود به چین موعظه می کرد : مناسبات آمریکا و چین » هرگز تا این حد برای آینده مشترک ما با اهمیت نبوده است» . پس از کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که اوباما  با  هو جین تائو  همتای چینی خود برگذار کرد و طی آن با آب و تاب فراوان از پیشرفت های اقتصادی جمهوری توده ای چین سخن گفت  ، با احتیاط تمام خواست آمریکا را مبنی بر بالا بردن بهای پول چین مطرح ساخت، زیرا روشن است که واشنگتن نمی خواهد  توی ذوق بانکداران امریکائی زده باشد . هنگامی هم که او  مسئله تبت را مطرح ساخت ، مسئله ای که از سوی  مسافران غربی الزاما باید مطرح گردد، باریک بینی بخرج داد و خواستار گفتگوی مستقیم رهبری چین با دالائی لاما شد و در عین حال با روشنی تمام  نیزتاکید  کرد که  تبت  بخش جدائی ناپذیر  چین است ، نکته ای که موجب خرسندی ویژه میزبانان چینی شد.

هنگامی که اوباما دربرابر 500 دانشجوی چینی در شانگهای یادآور آزادی مطبوعات شد و با حدت و شدت ازحفظ حقوق بشر بورژوائی سخن می گفت بی آن که  کلامی در بارۀ حقوق اجتماعی بشر بگوید ، سخنانش   رهبران چین را نه تنها عصبی نمی کرد بلکه برایشان  ملال انگیز بود .  هفته گذشته ، با توجه به سفر اوباما به چین ، مقاله ای بقلم پرفسور کیشوره محبوبانی ، استاد دانشگاه ملی سنگاپور، در نیویورک تایمز منتشر شد با عنوان » تاریخ چه کس بپایان می رسد؟ «. او در این مقاله یاد آور شده بود که آمریکا در ارتباط با حقوق بشر ته ماندۀ اعتبار خود را نیز در آسیا از دست داده است. البته نخبگان جامعه غرب هنوز پی نبرده اند که » گوانتانامو چه شکی به جهانیان وارد آورده است».

کیشوره محبوبانی  در مقاله ای که روزپنجشنبه گذشته منتشر کرد در ارتباط با نظریه فرانسیس فوکویاما که گفته بود » تاریخ به پایان خود رسیده است » نوشت نظر فوکویاما براین تصور استوار بود که پس از فروپاشی اتحاد شوروی اینک غرب برای جهانیان» مشعل فروزان دموکراسی و حقوق بشر »  خواهد گشت. ولی در سال 1989 هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که طی پانزده سال آینده مهمترین » مشعل فروزان » غرب بار دیگر به شکنجه روی خواهد آورد. از این رو وقتی  امروز روشنفکران و نمایندگان دول غربی از دیگر کشور ها می خواهند که حقوق بشر را رعایت کنند و بعنوان سرمشق بستایش از  خود و دولت های خود می پردازند واکنش  آسیائی ها تعجب و ناباوری است». این درست همان کاری بود که اوباما هم در سفر خود به چین کرد. جای شگفتی نیست که یکی از دانشجویان دانشگاه شانگهای که سخنان او را شنیده بود در برابر دوربین تلویزیون سراسری آلمان( آ.ار.د.) با خونسردی تمام گفت معیار سنجش، اعمال  پرزیدنت اوباما ست، نه  سخنان زیبای او .

پرفسور محبوبانی تاکید می کند که در موارد دیگر هم، در سال های اخیر ،» چرخ غربگرائی بعقب باز می گردد» زیرا غرب با رادیکالیسم بازار گرا و نئولیبرال خویش روزبروز بیشتر نشان می دهد که نمی تواند مشکلات حاد اجتماعی و اقتصادی خود را حل کند. چین ، درست باین دلیل که به تمام توصیه های مصرانه در گوشی برای  رادیکال کردن اقتصاد خود ، پاسخ منفی داد توانست طی دو دهه ، در کنار آمریکا، تبدیل به یک ابر قدرت اقتصادی گردد ، در حالیکه ایالات متحدۀ آمریکا که از تکانه های بحران بلرزه در آمده با ویرانۀ بزرگی پیشین خود روبروست.

روزنامه  نیویورک تایمزمعتقد است- در شماره روز سه شنبه – که  اوباما  «برای حل یک سلسله مسائل بسیار دشوار، از جمله » تثبیت نظام مالی جهان »  نیاز فوری بکمک چین دارد. از این رو او باید پکن را » ترغیب به پذیرفتن نقش بین المللی بزرگتری کند.» در عین حال او باید » غرائز تاریک چین، از جمله بد رفتاری با شهروندان خود و پشتیبانی از رژیم های نامطبوعی چون سودان را قطع کند» تا اینجا نقل قول بود از آن روزنامه که درعین حال نشان خودپسندی تغییر نیافته آمریکائی نیزهست.

در واقع اوباما در دیدار از چین در بارۀ امکانات گوناگون همکاری سخن گفت از اقتصاد گرفته تا تغییرات اقلیمی و بهبود بخشیدن به مناسبات نظامی. فهرست خواست های آمریکا در مورد سیاست امنیت که رسانه های آمریکا قبل از سفر اوباما منتشر کردند طولانی است. مثلا چین باید کمک کند تا کره شمالی را از داشتن سلاح اتمی منصرف سازد. در مورد ایران ، اوباما باید چینی ها را به پیروی از خط مشی آمریکا – اسرائیل مبنی بر تشدید محاصره اقتصادی متقاعد سازد. در سودان هم پکن باید سرانجام رفتاری » مسئولانه » در پیش گیرد و برای  علائق نفتی آمریکا  در آنجا نسبت به علائق خود ارجحیت قائل شود. چین باید کمک اقتصادی بیشتری به پاکستان بکند تا ارتش پاکستان برای کمک به نیروهای آمریکا در افغانستان تقویت گردد و بتواند با طالبان بجنگد. و این فهرست هم چنان ادامه دارد .

با توجه به این نکات وقتی  اوباما از چین که یک قدرت بزرگ اقتصادی جهان است  دعوت می کند در عرصه بین المللی هم » مسئولیت بیشتری » بپذیرد باین معنی نیست که چین را بعنوان یک همتای برابر حقوق می پذیرد بلکه باین معنی است که می خواهد چین را بعنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود بمیدان آورد. بنا برا ین جای شگفتی نیست اگر می بینیم که اوباما  با  ره آورد گران قدری بامریکا باز نمی گردد.

شریک ناخواسته

شریک ناخواسته

اشپیگل9.11.2009

برگردان: رضا نافعی

اوباما، رئیس جمهور آمریکا راهی چین است. او در سفر خود به چین با رقیبی روبرو خواهد شد که خود را برنده بحران اقتصادی می داند. در حالی که، آمریکا ،بر عکس چین، تضعیف شده و بیش از پیش نیازمند حسن نیت رقیب آسیائی و رشد یافته خود گشته است.

اعلام شده که تولد یک  معجزه واقعی، یک ماشین معجزه گر  جشن گرفته می شود، ماشینی که قادر است  در هر ثانیه یک بیلیارد محاسبه انجام دهد. ماشینی که توسط دانشمندان دانشگاه دفاع ملی در شانگهای ساخته شده است.

اعلام این خبر، یک هفته قبل از سفر باراک اوباما به چین که چند روز دیگر صورت می گیرد، ارزش نمادین دارد: چین با ساختن این ماشین بنام » تیانه» ( جاده شیری) آنطور که خود ادعا می کند، نخستین کشوری است که  رقیب ابر قدرت آمریکا می شود.

در حال حاضر چین سخت به خود می بالد. این قدرت جدید جهانی، اکنون خود را برنده بحران اقتصادی می داند، اقتصاد چین در سومین سه ماهۀ سال به رشد در خور توجه 9 در صد دست یافته است، در حالی که اقتصاد کشور های غربی به زحمت بسوی بازیابی سلامت گام بر می دارند. و در حالی که آمریکائی ها سرشان به کار خوشان گرم است، چین در حال توسعۀ نفوذ خود در آسیا و آفریقاست که دارای منابع فراوان مواد اولیه است. رهبران سرخ چین، از جمله برای آن که به یک میلیارد و سیصد میلیون جمعیت خود نشان دهند که آنها را به کجا رسانده اند، پیوسته با جسارت بیشتری آمریکا را به چالش می طلبند.

«کسو کیلیانگ» ژنرال نیروی هوائی چین در روزنامۀ ارگان ارتش آزادیبخش اعلام کرد که چین در آینده میدان دفاع از خود را تا اعماق فضا گسترش خواهد داد. جمهوری خلق چین تا اواسط قرن 21 تبدیل به قدرت جهانی خواهد شد و از آن پس نیروی هوائی چین باید پاسخگوی تهدید های بسیاری باشد.

سی سال پس از آنکه هر دو قدرت بزرگ با یکدیگر روابط دیپلماتیک برقرار کردند، توازن دو جانبه بسود چین تغییر می کند. چینی ها انتظار دارند وقتی اوباما پای به خاک کشورشان نهاد، بمراتب بیش از رئیس جمهور پیشین کوتاه بیآید و تواضع به خرج بدهد- و پرزیدنت اوباما در موقعیتی نیست که بتواند به انتظار میزبان خود پاسخ مثبت ندهد.

آنطور که مشاوران اوباما در هفته های پیش، به تلویح و اشاره گفته اند خواست های اوباما از چینی ها محدود خواهد بود. رؤیای جهان عاری از اتم فعلا باید در حد رؤیا بماند.  طرح پذیرفتن تعهد برای حفظ محیط زیست نیز، اگر اصلا مطرح گردد، در گوشی بیان خواهد شد. اصرار برای بالا بردن ارزش یوآن – پول چین- هم باید  فقط در سطح کارشناسان طرح شود. کمتر زمانی بوده که ابرقدرت تا این حد ملایم باشد.

اوباما سیاست خارجی خود را بعنوان عصر نوین همیاری توصیف کرده است.  نیاز فوری  که او برای موفقیت خود به این گروه رهبران دارد بیش از نیازی است که آنها باو دارند. دوسوم از ذخائر ارزی چین به دلار است. هر تغییر ناگهانی در این نسبت می تواند ثبات دلار آمریکا را به خطر اندازد. صادرات ارزان چین به آمریکا به حفظ سطح بالای زندگی مردم آمریکا کمک می کند و از خطر تورم می کاهد.

انچه بیش از هر چیز سبب شور و شعف  در واشنگتن شد برنامه ای بود که چین پس از پیدایش بحران، برای پیشگیری از سقوط  اقتصادی به اجرا گذاشت. اگر این روش متهورانه چینی ها نبود احتمالا اقتصاد جهانی فروپاشیده بود. برنامه اقتصادی چین برابر بود با سیزده درصد از تولید ناخالص ملی، یعنی دو برابر آنچه که آمریکا به میان آورد و تقریبا پنج برابر مقداری که آلمان عرضه کرد. موفقیت سیاست چینی ها برای  رونق گروه های کارشناسان اقتصادیِ پیرامون اوباما را باعجاب واداشت. از دیدگاه اوباما، بحثی که در چین، در بارۀ کاستن از سرمایه گذاری های دولتی و کاستن از پول در جریان آغاز شده، بحثی است بی موقع. او قصد دارد در دیدار خود از چین آنها را تشویق کند که کماکان نقش لوکوموتیو اقتصاد جهانی را ادامه دهند.

از دیدگاه آمریکا، اروپائی ها که تاکنون کنار دست راننده نشسته بودند باید به صندلی عقب نقل مکان کنند. قبل از او باما، جورج بوش با رد کردن پیشنهاد خانم مرکل، صدر اعظم آلمان، مبنی بر برقراری  کنفرانس 8 کشور بزرگ، با دعوت بیست کشور برای شرکت در کنفرانس جهانی اقتصاد، سبب بالا رفتن اعتبار چین شد.

اوباما این خط مشی جدید را ادامه خواهد داد. از دیدگاه آمریکا اگر اصلا چیزی شبیه حکومت جهانی وجود داشته باشد، آن نه سازمان ملل است و نه  کشورهای فرانسه، ایتالیا، آلمان، ژاپن، انگلستان، کانادا، روسیه و آمریکا که میل دارند خود را هشت کشور بزرگ بنامند. بنظر اوباما ارگان واقعی، برای اثر بخشی، کنفرانس کشور های  بیستگانه است.

چین در کنار آمریکا مهمترین عضو کشور های بیستگانه است و رفتار محبت آمیز آمریکا با چین متناسب با این نقش است. نخست هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، به قصد شرفیابی  به آسیا سفر کرد و در تعریف و تمجید از مناسبات دو کشور چنین گفت:»در هیچ جای جهان چنین امکانات مناسبی که بر اثر همکاری میان دو کشور ما بوجود آمده، یافت نمی شود».

اوباما همین نظر را دارد و در تابستان گفت: «مناسبات میان پکن و واشنگتن مهر خود را برپیشانی قرن بیست و یکم می کوبد.»

در حوزۀ پیرامون پرزیدنت، نیمه شوخی و نیمه جدی سخن از کشورهای دوگانه گفته می شود، از دو کشور بزرگ جهان. «تیموتی گایتنر» وزیر دارائی و هیلاری کلینتون وزیر خارجه، در همین اواخر، در مقاله ای برای «واشنگتن پست» نوشتند : «مسائلی که بتوان بدون آمریکا و چین حل کرد اندک هستند».

دلیل این که اروپا اهمیت خود را از دست داده اینست که آسیا برنده شده است. در پژوهشی که اخیرا از سوی » فکر انبار» مطالعات اروپائی در عرصه سیاست خارجی منتشر شد می خوانیم که اروپائی ها تصور می کنند که داشتن ارزش ها و تاریخ مشترک برای حفظ جای آنها در کنار آمریکا کافیست. آنها خود را شریک طبیعی آمریکا می دانند. ولی این تصور اشتباه است.  سیاست آمریکا در درجه اول مبتنی بر علائق آمریکاست. علاقه  به چین دردرجه اول یک علاقه اقتصادی است. جمهوری توده ای چین که 60 سال پیش تاسیس شد و آمریکا سی سال با آن رسما هیچ رابطه ای نداشت  برای زندگی مرفه امروز آمریکا اهمیت مرکزی دارد. بیش از یک چهارم از  کل قرضه ملی آمریکا در دست چینی هاست که ذخیرۀ ارزی آنها به دو بیلیون دلار افزایش یافته است. در عین حال چین مهمترین کشور صادر کننده کالا به آمریکاست. امروز آنچه «شیوۀ زندگی آمریکائی» نامیده می شود، ساخت چین است. زیرا مهمترین بخش های تولید آمریکا – از میز و صندلی گرفته تا تلویزیون و حتی صنایع کامپیوتری به چین منتقل شده است.

این قدرت نوین اقتصادی حتی برای صنایع اتومبیل سازی در حال احتضار آمریکا نیز مورد استفاده قرار می گیرد: چندی پیش جنرال موتورز  کارخانه و امتیاز تولید مارک هامر   HUMMMER  را  به یک موسسه چینی فروخت، که قبلا در غرب  کسی نام آنرا هم نشنیده بود.

این موسسه «سیچوآن تنگزهنک هِوی اینداستریال ماشینری» نام دارد که بر سر در آن نوشته اند: بگذار جهان از ما بیاموزد!

البته  با وجود وابستگی متقابل دو کشور به یکدیگر و مشارکت تازه آنها با هم، هر دوقدرت کماکان برای هم، همان هستند که بودند: رقیب!

از لحاظ ایدئولوژی نیز امریکائی ها خیلی وقت است که در موضع دفاعی قرار گرفته اند. آنها دهها سال به تبلیغ مدل خود، اقتصاد افسار گسیختۀ بازار آزاد و یگانه موتور اقتصاد و رفاه در سراسر جهان پرداختند. و حالا سرمایه داری آمریکا در برابر دشوار ترین آزمون قرار گرفته است.

جمهوری چین توده ای امروز ، با اعتماد به نفس تازه ، به توانِ  اقتصادِ متکی بر قدرت خود می نازد. اقتصاد چین امروز حتی در مراکز دولتی و بانکی غرب نیز هوادارانی پیدا کرده است.

چین پیوسته بر نفوذ سیاسی خود نیز می افزاید. آفریقا سپاسگزار چین توده ای است که بزرگترین خریدار عمدۀ  مواد خام آنست، کشورهای عربی تولید کننده نفت هم با شور و شعف در پی زنده کردن راه های کهن بازرگانی با این قدرت جهانی در شرق دور هستند و حتی کشورهای آمریکای لاتین در حال تغییر جبهه هستند: امروز برای برزیل نیز که بزرگترین قدرت اقتصادی امریکای لاتین است چین مهم ترین طرف مبادلات اقتصادی است. در بسیاری از پایتخت های جهان یک قول و قرار و  دست دادن با چینی ها مهم تر از گفتگو های راهبردی (استراتژیک) با واشنگتن است.

آمریکا هنوز هم ثروتمند ترین و از لحاظ نظامی قدرتمند ترین کشور جهان است، البته با کمک چین. هر دو کشور بنوعی سرنوشت خود را به یکدیگر پیوند زده اند. هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا می گوید :» ما یا هر دو  با هم رشد می کنیم یا  با هم مضمحل می شویم».

هرچه چین تولید می کند آمریکا مصرف می کند. این قانون اساسی جهانی شدن است، دست کم تا حالا. این نظام دهها سال باین صورت و بدون مشکل جریان داشته است. با تشویق بورس های گوناگون و رونق بازار بساز و بفروش امریکائی ها هر سال بیشتر لباس، اسباب بازی، آی پُد، تلویزیون های صفحه مسطح خریدند که بیشتر آنها ساخت چین بود. ولی از اواسط سال 2008 این بده  و بستان در بزرگترین بازار چین دچار اختلال شد. مصرف کنندگان امریکائی  که تا آنزمان تضمین کننده رونق بازار جهانی بودند ناگهان صفت پسندیده ای را کشف کردند که تا آنزمان برایشان ناشناس بود، صفتی بنام : صرفه جوئی.

ضربتی سخت به کارخانه جهانی چین وارد آمد: چین تقریبا تمام اقتصاد خود را منحصر به امریکا کرده بود. در دوگوآن، که کارخانه های تولید ارزان یکی پس از دیگری ردیف شده بودند، ناگهان سراسر یک محله تعطیل شد. » لی زاهم یوآن  » صاحب یک کارخانه تولید ابزار فلزی گفت ما یک سوم از سفارشات خود را از دست دادیم. او 40 در صد از کارگران خود را اخراج کرد….او به توصیه کارشناسان پکن در تلاش یافتن بازار های تازه در آسیا، خاور نزدیک و آفریقاست.

از آغاز بحران فقط در » گوانگ دونگ » دهها هزار کارخانه ورشکست شدند، در سراسر چین، رسما تا 25 میلیون کارگران فصلی کارخود را از دست دادند. ولی از آنوقت تا کنون، باید رشد تولید در»گوانگ دونگ »  بار دیگر آغاز شده باشد و اقتصاد در سراسر چین ، هماهنگ با میزانی که حزب تعیین کرده، یعنی 8 در صد رسیده باشد. به اعتقاد کمونیست های چین برای تضمین ثبات رژیم، رشد اقتصاد باید حد اقل 8 در صد باشد. دلیلش هم برنامه عظیم رونق اقتصادی است. با کمک این برنامه چینی ها کشور را تبدیل به یک کارگاه ساختمانی کرده اند. مثلا در گوانگ دونگ به توسعه فرودگاه پرداخته و مشغول تاسیس یک نیروگاه اتمی هستند. در عین حال با دادن یارانه مردم را تشویق به خرید تلویزیون و یخچال می کنند و با بکار بستن شیوه های مشابهی ممکن است امسال بر آمریکا که بزرگترین بازار فروش اتومبیل است، سبقت بگیرند.

عملا بنا بدستور از بالا، بانک های دولتی  اعتبارات تازه باز می کنند و در سال جاری 150 در صد بیش از سال 2008. بسیاری از صاحبان کارخانه ها از این اعتبارات برای خرید خانه و زمین استفاده می کنند یا به بورس بازی روی می آورند. آغاز سال جاری ارزش سهام در بورس شانگهای 70 در صد ترقی کرده است. » لیو مینگ کانگ» ،   رئیس کل نظارت بر بانک ها به هم وطنانش هشدار می دهد که دست به مخاطرات مالی نزنند و از پیدایش بادکنک های اقتصادی در بازار بساز و بفروش بهراسند.

کارزار جمعی برای پیکار با بحران در درجه اول بسود کارخانه های بزرگ دولتی است. ولی هنوز راه درازی در پیش است تا یک میلیارد و سیصد میلیون مردم صرفه جوی چین به سطحی از رفاه برسند که بتوانند جای مصرف کنندگان تولیدات کارخانه جهانی را بگیرند. از اینرو دولت سخت در تقویت صادرات کوشاست. فقط در ماه سپتامبر 15 در صد از صادرات چین نسبت به سال ماقبل کاسته شد.

چین برای آن که بهای تولیدات خود نظیر کفش و تی شرت و کامپیوتر  را مصنوعا پائین نگاه دارد، از ماه ژوئیه سال 2008 دوباره می کوشد تا ارزش یوآن – واحد پول چین – عملا وابسته به بهای دلار باشد. با این روش بانک مرکزی  چین پیوسته مقادیر عظیمی بر میزان ذخائر ارزی خود می افزاید، زیرا اگر بانک مرکزی بخواهد این بهای مصنوعی را حفظ کند باید مقادیر معتنابهی دلار از بازار جذب کند.

چین با سیاست تشویق صادرات خود، نه تنها فقدان توازن را بیشتر می کند، بلکه خطر پیدایش چالش های جدی با آمریکا را نیز می پذیرد. البته در حال حاضر که واشنگتن سخت به حسن روابط با چین علاقمند است  رسما چین را بعنوان تحریف کنندۀ ارزش ارز ها بر سکوی اتهام نمی نشاند.

اما برخورد میان این دو قدرت که سرنوشتشان بهم گره خورده به سهولت ممکن است. در ماه سپتامبر جهان شاهد نمونه ای از آن بود. حتی اوبامای ملاحظه کار برای حمایت از تولید کنندگان آمریکائی، مقرر کرد که بر  واردات لاستیک اتومبیل از چین  35 درصد گمرک  مجازاتی بسته شود.

چینی ها هم بلافاصله تهدید کردند که همین کار را با گوشت مرغ و قطعات یدکی اتومبیل وارداتی از آمریکا خواهند کرد. در همین اواخر چینی ها هم  برای واردات الیاف مصنوعی از امریکا و اروپا گمرک مجازاتی تعیین کردند و امریکا هم بر تولیدات فولاد چین گمرک مجازاتی بست.

اوباما و مهماندارش هوجین تائو، رهبر چین و دبیر کل حزب کمونیست نمی خواهند این خورده کاری ها بر  دیدارشان سایه افکند. آمریکا امیدوار است که چین به سازش هائی تن در دهد، از جمله برای حفظ محیط زیست. از سوی دیگر چین هم برای آنکه به وابستگی خود به بازار آمریکا پایان بخشد به سال ها وقت نیاز دارد.

گرچه «زهو کسیائوچوآن» مدیر عامل بانک مرکزی چین، در بهار سال جاری، با جسارت خواستار آن شد که در دراز مدت جای دلار با یک ارز قرار دادی، بعنوان ارز بین المللی عوض شود، ولی تا وقتی که » یوآن » بطور آزاد قابل تبدیل نیست، چین راهی ندارند جز سرمایه گذاری در دلار.

در عین حال  افکار عمومی به هر دو طرف فشار می آورد که در مسائل بازرگانی  قدرت نشان دهند. مکمل های سخاوتمندانه دولت  آمریکا برای  نجات  موسسات نیمه جان وال استریت تبدیل به  حفظ توازن بر لب پرتگاه شده است. این واقعیت که  بانکدارانی که مسئول ایجاد بحران بودند نجات داده شدند، در حالیکه میلیون ها آمریکائی کار، خانه و پس اندازهای روز پیری خود را ازدست دادند، سبب تلخکامی بیشتر شد. کمک هائی که قرار است  از برنامه 787 میلیاردی  اوباما برای مقابله با بحران، به پروژه هائی برای رشد تولید تخصیص داده شوند به کندی و قطره ای به جریان می افتند.

کار دیگری که می تواند سبب عصبانیت بیشتر گردد به بازار رفتن چینی ها برای خرید است: چینی ها می خواهند  در ابعاد وسیع آن موسسات آمریکای را که دارای تکنیک های بسیار پیشرفته هستند خریداری کنند و برای آن که همه چیز به خوبی صورت پذیرد  وزارت اقتصاد چین یک کاتالوگ راهنما، برای سرمایه گذاران چینی در آمریکا، در اینترنت منتشر کرد.

در این کاتالوگ، بوروکرات های سرخ، بیش از صد صفحه را به رعایت آداب معاشرت در آمریکای سرمایه داری، اختصاص داده اند: خانم ها باید دامن بپوشند و با شلوار جین به ادارات مراجعه نکنند. خریداران چینی، بویژه باید بدانند که با اعتراض اتحادیه های آمریکائی روبرو خواهند شد. آنها باید گام به گام پیش بروند و بویژه باید مرتب به دفاتر نمایندگان کنگره مراجعه کنند و همچنین با روزنامه نگاران روابط  حسنه برقرار کنند. و هنگام خوردن سوپ «هورت» نکشند!

البته تمام آنچه را که موجب موفقیت می گردد نمی توان با صدور بخشنامه از بالا مشخص ساخت. جمهوری توده ای چین هنوز نه صاحبکاران نابغه ای چون هنری فورد  و استیو جاب به جامعه عرضه کرده و نه به بازار های جهانی. جائی که به خلاقیت نیاز باشد هنوز غرب و در راس آن آمریکا از چین جلوتر است.

در عین حال  به هیچ وجه مسلم نیست که راه ترقی بی وقفه  چین، آنطور که اکنون بنظر می رسد، همچنان ادامه یابد. فهرست شکت های ممکن طولانی است. به نظر کارشناسان اقتصاد روند پیشرفت های جاری در چین «بادکنک» ی است که ممکن است بزودی بترکد. چالش های قومی با  اویگورها و تبتی ها ممکن است تشدید گردد و شورش های اجتماعی آن کشور را بلرزه در آورند.

در چنگ دو، که 1800 کیلومتر با شانگ های فاصله دارد، از این احتمالات خبری نیست. همه جا ساختمانه های رفیع برای ادرات و دفاتر جدید در دست ساختمان است و پیوسته خیابان های تازه و متروهای جدید در حال احداث هستند. این جا زادگاه سیچوان تنگ زونگ، صاحب تازۀ اتوموبیل «هامر» است، مارک های معروف جهان مانند  موتورولا  و  ساپ، اینجا دست به تولید انواع تازه ای زده اند.»اینتل » محل تولیدات خود را از شانگ های به این شهر یازده میلیونی  منتقل کرده، از جمله برای این که در این شهر دستمزدها پنجاه در صد کمترند.

قرار است چنگدو سیلیکن والی بعدی گردد. هم اکنون در این شهر، 80 هزار نفر مشغول کار در صنایع  نرم افزرای هستند. قرار است این رقم در سه سال آینده بیش از دو برابر گردد.

کسولی مینگ از طبقه نهم یک ساختمان مدرن شیشه ای چشم به  پارک فن آوری عالی این شهر دوخته است. پارکی که وسعت آن 87 کیلومتر مربع است.  او یکی از مدیران این پارک و یکی از کادرهای موثر اقتصاد است که در چین دهها هزار نمونه دارد: قلب او برای چین و برای حزب می طپد ولی او با سهولت تمام بر اصطلاحات بین المللی سرمایه گذارن غربی نیز تسلط دارد که دائم با او در تماس هستند.

از هنگام پیدایش بحران جهانی اقتصاد کار «کسو لی مینگ» هم افزایش یافته است. وظیفه او آنست که سریع تر و بیشتر از گذشته  فن آوری عالی در جمهوری توده ای چین مستقر سازد. و او می داند با چه استدلال هائی روسای موسسات غربی را متقاعد کند که به جای سرمایه گذاری در وطن خود، در «چنگدو» سرمایه گذاری کنند.

آلودگی هوا؟

در اینمورد ما مشغول کار جدی هستیم.

بیمارستانی به سبک غرب؟

طرح آن تهیه شده است.

سرمایه اولیه؟

بانکهای دولتی ما با کارشناسی  و انعطاف حرفه ای اعتبارات را بررسی می کنند.

راههای ارتباطی؟

ما ظرف بیست و چهار ساعت هر جنسی را بهرجای جهان که بخواهید تحویل می دهیم. ناگفته نماند که ما در حال احداث یک باند بزرگ تر برای فرود آمدن هواپیما هستیم.

او می گوید باختر چین بازاری است برای آینده که هیچکس نمی تواند آنرا نادیده بگیرد: «بحران جهانی بزرگترین شانس ماست».

دلربائی های هدر رفته

بر گرفته از:

شپیگل شماره 43

19.10.09

برگردان :

رضا نافعی

با وجود  دلربا ئی های پی در پی  امریکا ، مسکو کماکان در مورد  همکاری برای محاصره اقتصادی ایران بشد ت در تردید است. گرچه پرزید نت  دیمیتری مدودیف  اشاره کرد که روسیه در برابر تهران روش سخت تری در پیش خواهد گرفت ، ولی در مسکو گفته می شود که این سخنان را باید یک تعارف دوستانه در حضور باراک اوباما تلقی کرد . ولادیمیر یاکونین ،رئیس قدرتمند راه آهن روسیه   و  مرد مورد اعتماد پوتین ، در حاشیه کنفرانس » تریبون آزاد جهانی» – World public Forum –   در   رود ُس ، محاصره اقتصادی ایران را  در برابر خبر  نگار شپیگل  » گامی دیگر بسوی تشدید » نامید . یاکونین گفت روسیه اظهارات  پرزیدنت احمدی نژاد را ، که حق حیات  اسرائیل را مورد تردید قرار می دهد ، محکوم می کند ولی  » تا زمانی که ایران  مقررات مقامات بین المللی اتمی را رعایت می کند، این کشور  همکار روسیه و غرب است». یاکونین غرب را متهم به پیروی از» معیار های دو گانه اخلاقی» کرد ،  زیرا موضوع گفتگو با ایران که دولت جدید آمریکا تازه مطرح می کند، پیشنهادی است که روسیه سال ها پیش مطرح  کرده بود .

آمریکا  در این اواخر میکوشد تا مناسباتش را  با مسکو تهی از کشاکش سازد – اوباما ، رئیس جمهور امریکا، از برپا کردن چتر دفاع موشکی در اروپای شرقی چشم پوشید ، هیلاری کلینتون ، وزیر خارجه امریکا هفته پیش از مسکو دیدار کرد و پس از آن گفت مطمئن است که روسیه سر انجام با محاصره اقتصادی ایران موافقت خواهد کرد .

بیست سال پس از فروپاشی

برگرفته از:

شپیگل آنلاین

9.نوامبر، 2009

برگردان:

رضا نافعی
بیست سال پس از فروپاشی دیوار
ناخرسندی جهانی از نظام سرمایه داری
حاصل کار فاجعه بار است: بیست سال پس از فروریختن دیوار اکثر مردم از سرمایه داری ناراضی هستند، این داوری برآمده از یک نظر خواهی انگلیسی است،که در 27 کشور صورت گرفته است. طبق این نظر خواهی داوری مردم آمریکا و پاکستان نسبت به  اقتصاد بازار آزاد مثبت بوده است.

لندن- بیست سال پس از فروپاشی دیوار و شکست کمونیسم نارضایتی از نظام سرمایه داری جهان را فراگرفته است:طبق پژوهشی که به سفارش بی بی سی صورت گرفته و  نتیجه آن روز دوشنبه در لندن منتشر شد فقط 11 در صد از افرادی که در 27 کشور مورد پرسش قرار گرفته اند معتقدند که کار سرمایه داری بشکل کنونی آن درست است. طبق این پژوهش 23 در صد معتقدند که بازار آزاد اقتصاد معیوب است – تعداد این افراد در فرانسه حتی به 43  درصد، در مکزیک 38 ، دربرزیل 35 در صد بالغ گشته است. فقط در آمریکا(25 در صد) و پاکستات(21 درصد) از وضع کنونی اقنصاد راضی بوده اند.

با توجه به سخت ترین بحران اقتصادی پس از بحران سالهای سی، 51 در صد از پرسش شوندگان معتقدند که باید نظم بیشتری بر بازار ها حکمفرما گردد- طبق این پژوهش فقط پرسش شوندگان  در ترکیه خواستار انظباط کمتر هستند. رویهم رفته 23 در صد از پرسش شوندگان معتقدند که باید یک نظام اقتصادی کاملا نوین ایجاد گردد. داگ میلر رئیس موسسۀ     گلب اسکن، که مشترکا با دانشگاه مریلند با 29 هزار نفر مصاحبه کرده است،  میگوید:» بنظر می رسد فرو ریختن دیوار برلن ، برخلاف آنچه در آنزمان تصور می شد، نشان پیروزی قاطع اقتصاد بازارآزاد نیست. استیون کول از دانشگاه مریلند می گوید :» برخی از عناصر سوسیالیسم مانند تقسیم  رفاه بوسیله دولت هنوز هم مطلوب بسیاری از مردم جهان است.»

در نگاه بگذشته 54 در صد از پرسش شوندگان فروپاشی اتحاد شوروی را مثبت دانسته اند و در مقابل 22 در صد فروپاشی ابرقدرت کمونیست را منفی ارزیابی کرده اند. 24 در صد باین پرسش پاسخ نداده اند. ارزیابی مثبت از فروپاشی در اروپا چشمگیر است: 79 در صد از آلمانها،76 درصد از انگلیسی ها و 74 درصد از فرانسوی ها ، امروز هم از فروپاشی خرسندند. در مصر 70 در صد فروپاشی شوروی را مضر دانسته اند.