بازگشت با دست خالی


بازگشت با دست خالی

طراز نامه سفر به چین:

تلاش بی ثمر

اوباما، رئیس جمهور آمریکا، می خواست رهبران چین  را عامل اجرای خواست های آمریکا سازد

برگرفته از :

یونگه ولت19.11.09

نوشته:

راینر روپ

برگردان:

رضا نافعی.

در هفته ای که گذشت ، اوباما ، رئیس جمهور آمریکا در سفر خود به چین موعظه می کرد : مناسبات آمریکا و چین » هرگز تا این حد برای آینده مشترک ما با اهمیت نبوده است» . پس از کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که اوباما  با  هو جین تائو  همتای چینی خود برگذار کرد و طی آن با آب و تاب فراوان از پیشرفت های اقتصادی جمهوری توده ای چین سخن گفت  ، با احتیاط تمام خواست آمریکا را مبنی بر بالا بردن بهای پول چین مطرح ساخت، زیرا روشن است که واشنگتن نمی خواهد  توی ذوق بانکداران امریکائی زده باشد . هنگامی هم که او  مسئله تبت را مطرح ساخت ، مسئله ای که از سوی  مسافران غربی الزاما باید مطرح گردد، باریک بینی بخرج داد و خواستار گفتگوی مستقیم رهبری چین با دالائی لاما شد و در عین حال با روشنی تمام  نیزتاکید  کرد که  تبت  بخش جدائی ناپذیر  چین است ، نکته ای که موجب خرسندی ویژه میزبانان چینی شد.

هنگامی که اوباما دربرابر 500 دانشجوی چینی در شانگهای یادآور آزادی مطبوعات شد و با حدت و شدت ازحفظ حقوق بشر بورژوائی سخن می گفت بی آن که  کلامی در بارۀ حقوق اجتماعی بشر بگوید ، سخنانش   رهبران چین را نه تنها عصبی نمی کرد بلکه برایشان  ملال انگیز بود .  هفته گذشته ، با توجه به سفر اوباما به چین ، مقاله ای بقلم پرفسور کیشوره محبوبانی ، استاد دانشگاه ملی سنگاپور، در نیویورک تایمز منتشر شد با عنوان » تاریخ چه کس بپایان می رسد؟ «. او در این مقاله یاد آور شده بود که آمریکا در ارتباط با حقوق بشر ته ماندۀ اعتبار خود را نیز در آسیا از دست داده است. البته نخبگان جامعه غرب هنوز پی نبرده اند که » گوانتانامو چه شکی به جهانیان وارد آورده است».

کیشوره محبوبانی  در مقاله ای که روزپنجشنبه گذشته منتشر کرد در ارتباط با نظریه فرانسیس فوکویاما که گفته بود » تاریخ به پایان خود رسیده است » نوشت نظر فوکویاما براین تصور استوار بود که پس از فروپاشی اتحاد شوروی اینک غرب برای جهانیان» مشعل فروزان دموکراسی و حقوق بشر »  خواهد گشت. ولی در سال 1989 هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که طی پانزده سال آینده مهمترین » مشعل فروزان » غرب بار دیگر به شکنجه روی خواهد آورد. از این رو وقتی  امروز روشنفکران و نمایندگان دول غربی از دیگر کشور ها می خواهند که حقوق بشر را رعایت کنند و بعنوان سرمشق بستایش از  خود و دولت های خود می پردازند واکنش  آسیائی ها تعجب و ناباوری است». این درست همان کاری بود که اوباما هم در سفر خود به چین کرد. جای شگفتی نیست که یکی از دانشجویان دانشگاه شانگهای که سخنان او را شنیده بود در برابر دوربین تلویزیون سراسری آلمان( آ.ار.د.) با خونسردی تمام گفت معیار سنجش، اعمال  پرزیدنت اوباما ست، نه  سخنان زیبای او .

پرفسور محبوبانی تاکید می کند که در موارد دیگر هم، در سال های اخیر ،» چرخ غربگرائی بعقب باز می گردد» زیرا غرب با رادیکالیسم بازار گرا و نئولیبرال خویش روزبروز بیشتر نشان می دهد که نمی تواند مشکلات حاد اجتماعی و اقتصادی خود را حل کند. چین ، درست باین دلیل که به تمام توصیه های مصرانه در گوشی برای  رادیکال کردن اقتصاد خود ، پاسخ منفی داد توانست طی دو دهه ، در کنار آمریکا، تبدیل به یک ابر قدرت اقتصادی گردد ، در حالیکه ایالات متحدۀ آمریکا که از تکانه های بحران بلرزه در آمده با ویرانۀ بزرگی پیشین خود روبروست.

روزنامه  نیویورک تایمزمعتقد است- در شماره روز سه شنبه – که  اوباما  «برای حل یک سلسله مسائل بسیار دشوار، از جمله » تثبیت نظام مالی جهان »  نیاز فوری بکمک چین دارد. از این رو او باید پکن را » ترغیب به پذیرفتن نقش بین المللی بزرگتری کند.» در عین حال او باید » غرائز تاریک چین، از جمله بد رفتاری با شهروندان خود و پشتیبانی از رژیم های نامطبوعی چون سودان را قطع کند» تا اینجا نقل قول بود از آن روزنامه که درعین حال نشان خودپسندی تغییر نیافته آمریکائی نیزهست.

در واقع اوباما در دیدار از چین در بارۀ امکانات گوناگون همکاری سخن گفت از اقتصاد گرفته تا تغییرات اقلیمی و بهبود بخشیدن به مناسبات نظامی. فهرست خواست های آمریکا در مورد سیاست امنیت که رسانه های آمریکا قبل از سفر اوباما منتشر کردند طولانی است. مثلا چین باید کمک کند تا کره شمالی را از داشتن سلاح اتمی منصرف سازد. در مورد ایران ، اوباما باید چینی ها را به پیروی از خط مشی آمریکا – اسرائیل مبنی بر تشدید محاصره اقتصادی متقاعد سازد. در سودان هم پکن باید سرانجام رفتاری » مسئولانه » در پیش گیرد و برای  علائق نفتی آمریکا  در آنجا نسبت به علائق خود ارجحیت قائل شود. چین باید کمک اقتصادی بیشتری به پاکستان بکند تا ارتش پاکستان برای کمک به نیروهای آمریکا در افغانستان تقویت گردد و بتواند با طالبان بجنگد. و این فهرست هم چنان ادامه دارد .

با توجه به این نکات وقتی  اوباما از چین که یک قدرت بزرگ اقتصادی جهان است  دعوت می کند در عرصه بین المللی هم » مسئولیت بیشتری » بپذیرد باین معنی نیست که چین را بعنوان یک همتای برابر حقوق می پذیرد بلکه باین معنی است که می خواهد چین را بعنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود بمیدان آورد. بنا برا ین جای شگفتی نیست اگر می بینیم که اوباما  با  ره آورد گران قدری بامریکا باز نمی گردد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s