واکنش عصبی غرب


واکنش غرب خالی از دور اندیشی و عصبی است

شپیگل آنلاین07.02.2010

امید نوری پور

برگردان:

رضا نافعی

امید نوری پور، سیاستگر حز ب سبزها رفتار غرب را در ارتباط با ایران مورد

انتقاد قرار داده و معتقد است که غرب پیوسته یک اشتباه را تکرار می کند.

عنوان مقاله ای از شپیگل آنلاین این است » متکی کنفرانس را بهم می ریزد». حضور متکی، وزیر خارجه ایران،  در کنفرانس امنیت مونیخ توجه مجموع کنفرانس را باو  معطوف می سازد. مفسرانی که برای کار خود دستمزد های سنگین دریافت  می دارند چشم بلبان او دوخته و می کوشند تا در ذرات سخنان اونشانی از رفع تشنج در مناقشه اتمی با ایران بیابند. ولی رئیس دیپلمات های ایرانی مطلب اساسی تازه ای با خود نیاورده است. و همانطور که انتظار می رفت، رئیس او ، احمدی نژاد، روز یکشنبه پیشنهاد را پس گرفت. یکبار دیگر هیاهوی بسیار برای هیچ.

اما نکته مهمتر وآموزنده تر این است که جامعه بین المللی هم چیز تازه ای برای عرضه کردن ندارد. دلیلش هم دو بیماری مزمن است که بحث ما را در بارۀ بمب ایران نیز مبتلا کرده است.

نخست آنکه: سال هاست که غرب چنان وانمود می کند که گوئی او باید تصمیم بگیرد  که  در برخورد با صاحبان قدرت در ایران حل کدام مسئله از  اولویت برخوردار است: برنامه اتمی ایران یا وضع حقوق بشر در ایران. پاسخی که باین پرسش داده شده همیشه یکی بوده : اول باید مانع آن شد که ایران بمب بسازد ،  دیگر مسائل بعدا مطرح خواهد شد. چون اگر حالاغنی سازی اوران ادامه یابد، فرصت را از دست داده ایم.

در حالی که ، دست کم،  بعد از انتخابات ریاست جمهوری در 12 ژوئن سال گذشته و بدنبال آن  موج اعتراضات خاموش نشدنی نشان می دهند که مسئله حقوق بشر و مسئله اتم دو روی یک سکه اند. زیرا: وقتی راه حل مسئله اتمی، در دراز مدت، فقط بر اساس اعتماد ممکن است، چگونه میتوان این مسئله  را با دولتی که بمردم خود اعتماد ندارد حل کرد ؟

در عین حال ، در مورد مسئله حقوق بشر هم وقت را ازدست می دهیم. در حال حاضر روشن نیست که این جنبش اعتراضی رنگارنگ چه شکلی خواهد یافت. ولی آنچه روشن است این است که: آن باصطلاح نشانه های سازش که از سوی دولت فرستاده میشود، پیوسته اندک زمانی قبل از تاریخ تظاهرات بزرگی  است که اپوزیسیون  اعلام کرده است. با این شیوه توجه افکار عمومی جهان را از تمرکز  بر مناسبات درونی حاکم بر ایران منحرف می کنند.

روشن است که چند روز قبل از تظاهرات 22 بهمن ، بمناسبت سی و یکمین سال وقوع انقلاب اسلامی ،احمدی نژاد ترجیح می دهد راجع به برنامه انمی صحبت بکند تا در بارۀ اعتراضات. کوتاه بینی یعنی این که بجای جدی گرفتن فشار داخل بر او وارد این بازی شویم .

جای تفاهم واقعی خالیست

دوم آنکه:جامعه بین ا لمللی  ضعف خود را نمی پذیرد.   دلیل این که چرا مسئله اتمی ایران  سالهاست  حل نشده همین است و نه اینکه چون ایران خیلی قوی است. سه مرحله نخستین تصمیمات سازمان ملل علیه ایران ناقض یکدیگرند و فشاری واقعی بر رهبری ایران وارد نمی آورند. مثلا خرید اسلحه از ایران ممنوع است ولی فروش اسلحه بایران ممنوع نیست. تنها سود اقداماتی که تا کنون علیه ایران صورت گرفته این است که اعضای شورای امنیت و آلمان را ، با وجود تمام اختلاف منافعی که با هم  دارند ،  متحد نگه داشته است.

مفید تر خواهد بود اگر  این پنج دولت و آلمان در بارۀ علائق متقابل یکدیگر با هم صادقانه تفاهم پیدا کنند . آیا تقسیم بحر خزر با ایران طوری که بسود  روسیه باشد مهمتر از قطع برنامه اتمی است؟ آیا چین از بمب اتمی ایران احساس خطر می کند؟ اگر پاسخ صادقانه باین پرسش ها باین نتیجه منتهی شود که وجه مشترک علائق آنها با هم آنقدر نیست که برای فشار مشترک بایران کافی باشد آنگاه ضرورت حکم می کند بجستجوی آلترناتیو بپردازند  یا بر تعداد 1+5 بیفزایند. مثلا چه می شود اگر  در محدوده سازمان ملل کشور های همسایه ایران مانند ترکیه، یا آذربایجان که از سوی ایران تهدید می شوند نیز باین گروه راه یابند یا امارات متحده عربی که مناسبترین محل برای کسب پر رونق غیر مستقیم با ایران هستند؟

هفته ها تفسیر در باره  ذرات و نقطه ها

نپذیرفتن نقطه ضعف خود سبب پیدایش نوعی هیستری می گردد که موجد این تصور است  که ایران خیلی قوی است. ولی ایران قوی نیست. مناسبات سیاسی داخلی پوسیده است. اکثریت مردم سالهاست که روی از حکومت گردانده اند. وضع اقتصادی در بعضی از قسمت ها بمراتب بد تر از دوران اقتصاد جنگی در سال های دهه هشتاد است . ایران کماکان در محاصره کشور هائی است که سربازان آمریکائی در آنها مستقرند. تنها نقطه قوت دولت در وقاحت رئیس جمهور آنست. و ما دسته دسته در این دام می افتیم.

نقطه قوت رهبری ایران در آنست که می تواند برای بحث های بین المللی برنامه ریزی کند و بقیه دنیا هم تبعیت می کنند. خلاصه آنکه: همه می دانند احمدی نژاد قدرت تعیین کننده در مورد برنامه اتمی ایران نیست. تصمیم گیری در این مورد دردست خامنه ایست. معهذا هر بار بدام احمدی نژاد می افتند و هفته ها در بارۀ جزئیات هر کلام او به تفسیر می پردازند. اجازه هست این پرسش را مطرح کنیم که آیا بعضی از اوقات بهتر نیست تحریکات تعمدی احمدی نژاد را بی پاسخ بگذاریم  . نه تنها بدلیل محتوی ناگفتنی آن بلکه بدلائل اخلاقی و استراتژیک.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s