آیا فتح مرجاه در هلمند واقعا یک پیروزی است؟


آیا فتح مرجاه واقعا یک پیروزی است؟

هفته نامه آلمانی

دی تسایت

26.02.2010

نوشته:

الریش لادورنر

با دو تفسیر

برگردان: رضانافعی

آمریکا ار رفتار ااتحادیه اروپا در مورد حمایت از ناتو، بویژه در افغانستان ، راضی نیست خانم کلینتون وزیر خارجه   و همچنین رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا انتقاد های توام با تهدید خود را بصراحت مطرح کرده اند ولی بنظر نمی رسد که کشور های اروپائی  زیاد تحت تاثیر قرار گرفته باشند. نمونه ای از انعکاس این نظر  در تفسیر هفته دی تسایت درج شده است که من  ترجمه  دوتفسیر از  خوانندگا ن  دی تسایت  را نیز بر آن افزوده ام.

طالبان در کابل  به هتل حمله می کنند، ناتو سنگر اصلی طالبان را فتح می کند و ارتش افغانستان  به نشان پیروزی ، پرچم ملی افغانستان را بر فراز شهر باهتزاز در می اورد. مجلس آلمان هم  تمدید حضور سربازان آلمانی را تصویب می کند و هم  افزایش تعداد آنها را در افغانستان . سه خبر در یک روز با یک پیام: جنگ در افغانستان تشدید می شود.

انتظارش هم می رفت ولی کدام کفه سنگین تر می شود؟آیا مردشا ( در ایالت هلمند )واقعا یک پیروزی است؟ و اگر باشد ، دائمی است؟ آیا افزایش سربازان آلمانی  به پیروزی کمک می کند یا این که آلمان بیشتر در باطلاق افغانستان فرو می رود؟ حملات طالبان به هتل در کابل از روی ناچاری است یا نشان قدرت است؟

پاسخ های قطعی نمی توان داد. ولی یک نکته مسلم است : زمان بسود طالبان در کار است. آنها نباید پیروز بشوند، فقط باید بمقاومت ادامه دهند ، یکسال ، دوسال شاید هم سه سال دیگر. آنها باید بمقاومت ادامه دهند ، چون  آنها، برخلاف سربازان ناتو،  وطنی ندارند که بتوانند بآن باز گردند. اینکه آیا میتوان بخشی از طالبان را از طریق گفتکو باینسو جلب کرد نیز خیلی » اگر و اما » دارد. ولی در این مورد هم باز زمان عنصر تعیین کننده است. آنها چرا امروز باید در باره کاری صحبت کنند که یکی دو سال بعد می توانند  بهای بهتری برای آن دریافت کنند؟ چرا امروز باید با دولتی در کابل تن بمذاکره بدهند که فردا می توانند ساقطش کنند؟

طالبان وقت دارند، ولی ناتو وقت ندارد. زیرا دارد از نفس می افتد. عقب نشینی قطعی  هلندی ها در سال 2010 فقط فاجعه آمیز ترین نمونه آنست . ولی بد نیست. باید این » ضعف » ناتو را آغازی برای پایان دانست. پایان ناتو بعنوان ابزار اعمال قدرت  برای دخالت جهانی.

اتحادیه دفاعی ترانس اتلانتیک که  در آغاز برای مقابله با شوروی شکل گرفته بود پس از پایان جنگ سرد تبدیل شد به بازوی نظامی غرب  برای دخالت در سراسر جهان. جنگ کوزوو در سال 1999 اولین مورد آزمایش  بود و افغانستان بزرگترین و  مهمترین مورد. بنا بر این اگر ناتو در افغانستان تکه تکه شد بعنوان وسیله ای برای اعمال قدرت در جهان درهم شکسته است ، نه بعنوان پیمان دفاعی.

وقتی به عکس فتح مرجاه ( در هلمند )نگاه می کنیم از خود می پرسیم : چی؟ مرجاه  همینست؟ یک میدان، یک دیوار کاهگلی و چند آلونک؟ محل استقرار دولت کجاست ، دولتی که استانلی  مک کریستال ، فرمانده ناتو می خواهد با خود بیاورد؟ آیا  واقعا هشتاد هزار نفر ساکن مرجاه هستند؟ ناتو 15 هزار سرباز براه انداخته تا پرچم را در این میدان باهتزار در آورد؟

تفسیر:.

..خدا گواه است که من نه چپم نه راست ، ولی می ترسم  که آرام آرام و لی بطور قطع اختیار  را از دست مردم  بگیرند و خدا می داند که در آینده سربازان ما از کجا ها سر در خواهند آورد.. معنی دموکراسی این نیست که ما اجازه داریم نقش پلیس جهانی را بازی کنیم. اگر کشور هائی هستند که می خواهند در قرون وسطی زندگی کنند ما باید آنرا قبول کنیم حتی اگر بمذاقمان خوش نیاید . ما نمی توانیم با پا گذاشتن روی گاز بر سرعت تاریخ بیافزائیم و بگوئیم: شما باید مثل ما زندگی کنید. تازه مگر ما چطور زندگی می کنیم؟ مگر امروز دیگر کسی گوش به  حرف مردم  می دهد؟ …

تفسیر دیگر:

آقای لادورنر با این مقاله درست زده توی خال سیاه . ناتو – غرب در افغانستان چه گم کرده است؟ ناتو – غرب می خواهد با زور دولت کرزای را آنجا بکرسی بنشاند – کسی  را که قبلا در آمریکا زندگی می کرده و چندان از حمایت مردم برخوردار نیست. مدل  آلمان را، که بعد از جنگ جهانی دوم ، تبدیل شد به پنجاه و یکمین ایالت مخفی آمریکا و تا امروز هم ادامه دارد،حتما نمی توان در افغانستان پیاده کرد. و اگر بزعم آقای وستر وله ( وزیر خارجه آلمان) در افغانستان جنگ داخلی در جریان است  غرب چطور بخود اجازه می دهد جانب آن طرفی را بگیرد که برایش خوش آینداست؟ بر این اساس  غرب در افریقا  خیلی کارش زیاد است – چون در آنجا در خیلی از کشور ها جنگ داخلی هست. برای من فقط یک سئوال مطرح است : علت اصلی این جنگ که تا کنون در باره اش سکوت میشود چیست؟ در هندوکش حتما از آلمان دفاع نمی شود ( استدلال پتر استروک  وزیر دفاع سابق آلمان در کابینه گرهارد  شرودر  ). آن مثل قدیمی که می گوید «کسی که باد بکارد توفان درو خواهد کرد»  در این مورد هم درست از آب در خواهد آمد- طالبان چیزی برای از دست دادن ندارند ولی  نفسشان بمراتب  از ما بیشتر است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s