چانه زنی بر سر آفریقا


برگرفته از هفته نامه چپ آلمان

فرایتاگ

نوشته:فیلیپ برونگر

برگردان: رضا نافعی

125 سال پیش قدرت های بزرگ اروپائی، در برلین یک قاره را تمام و کمال بین خود تقسیم کردند. آنچه امروز در آفریقا  می بینیم حاصل آن سیاهکاری است.

+++

در برلن خیابانی هست بنام  » ویسمان اشتراسه » …  هرمان فن ویسمان  در دولت اتو فن بیسمارک فرمانفرما و  مسئول مستعمرات آلمان در آفریقای شرقی بود. در » کنفرانس کنگو » که در سال های 1884/1885 در برلن برپاشد ، قدرت های بزرگ اروپائی بتوافق رسیدند که آفریقا را بین خود تقسیم کنند. آفریقای شرقی  وجنوبی  که نصیب آلمان  شد بزرگترین کشورگشائی امپراتوری آلمان در یک قاره بیگانه بود.

چرا خسارت پرداخت نمی شود؟

در هفته گذشته در یک همایش علمی بین المللی از آن خودکامگی امپراتوری آلمان در 125 سال پیش، که عواقب آن تا بامروز هم  باقی است، یادشد. آن خطوطی که برای جدائی مستعمرات کشیده شده بود در نیمه دوم قرن بیستم تبدیل به خطوط مرزی میان دولت های مستقل شد. با نگاهی به جغرافیای سیاسی افریقا می بینیم که بعضی قطعات با چه خط صافی از هم جدا شده اند که نشان می دهد کمترین توجهی به وابستگی های قومی، مناطق عشایری یا بییوتوپ های بهم پیوسته آفریقا  نشده است. در پایان قرن نورزدهم ، در  زمان ویلهم قیصر آلمان ، در شهر برلن ، قاره آفریقای مثل یک قطعه شیرینی ، البته با در نظر گرفتن نیاز ها و ملاحظات مربوط به قدرتها ، بین قدرت های استعماری تقسیم شد . فاتحان با سابقه، فرانسه و انگلستان و امپراتوری نوکار و تازه بمیدان آمده آلمان بهترین مناطق را تحت تسلط خود در آوردند. و آنچه پس از آن رخ داد عبارت بود از خلق کشی، مالک شدن بزور و برده داری.

یوناس اندریاس ، دبیر کل شورای آفریقا در برلین – براندنبورگ، پس از 125 سال، در همایش برلن گفت:» و فراموش نشود که که مسئول نخستین خلق کشی بزرگ قرن بیستم ، در آفریقا ، قدرت های اروپائی بودند » اشاره او به شیوه ای است که آلمان ها در مستعمره کردن جنوب غربی آفریقا که امروز نامیبیا نام دارد ، بکار بستند .در سال 1904خلق هِرِروس علیه ارتش استعماری آلمان که بزور وارد خاک آنها شده و آنرا تسخیر کرده بود بپا خاست  و بخاطر این جسارت هزینه ای سنگین و خونین پرداخت. ژنرال لوتار فن توروتا فرمان داد مقاومت را در هم بشکنند، بومیان را بقتل برسانند و آنها را که زنده مانده اند در اردوگاه باسارت نگاهدارند. پس از آن خلقق هرروس تقریبا بکلی ریشه کن شد  . از سال 1990 که نامیبیا استقلال یافت تا کنون بارها خواستار دریافت غرامت برای این خلق کشی شده است ولی تا کنون هیچ یک از دولت های آلمان حاضر بشنیدن شکایت آنها نشده اند. در سال 2001 یک دادگاه بدوی آمریکا شکایت نامی بیا را برای دریافت 4 میلیارد دلار غرامت رد کرد. از نظر دولت فدرال آلمان کمک های عمرانی آلمان به نامیبیا برای جبران گناهان و جنایات گذشته استعماری کافی است.

در نامیبیا نیز چون بسیاری از دیگر مستعمرات تا کنون آثار میراث  زهر آگین استعمار بر طرف نشده است . هنوز بسیار ی از افراد قوم هرروس  باید  در کشتزار هائی کار کنند که در مالکیت بازماندگان استعمار گران پیشین است. میراث خواران استعمار هنوز هم بخش عمده ای از بهترین زمین های کشاورزی نامیبیا را در اختیار خود  دارند. بگفته اِندریاس: »  و این درست آن چیزی است که ما می خواهیم از طریق اصلاحات ارضی تغییر دهیم». انگیزۀ دعوت به این همایش در خانۀ  فرهنگ های جهان  نیز همین است . » حساب  آنچه در آنزمان روی داد هنوز تسویه نشده است. هنوز هیچ یک از دولت های آلمان از قتل عامی که   آلمان ها در آن روزگار ، در نامیبیا کردند ، پوزش نخواسته اند. حتی در کتاب های درسی نیز از استعمار آفریقا کلامی بمیان نمی آید». آیا نباید سرانجام  کاری برای کشورهای آفریقائی کرد – چرا کشورهائی که آنروز »  کنفرانس کنگو» را برپا کردند نباید خسارت بپردازند؟ در 125 سال گذشته هیچکس بطور جدی باین فکر نیفتاده که در ازای آنچه رخ داده غرامتی بپردازد.

قدرت های استعماری در پایان قرن نوزدهم  باین دل بسته بودند که افریقا معدن منابع ذیقیمت و ارزان است از طلا گرفته تا نفت، مانگان و کوبالت که بویژه برای تولید اسلحه بسیار ضروری است. قدرت های استعماری بهیچ وجه نمی خواستند برای دست یافتن  باین منابع  با هم بجنگند. درست برعکس، در کنفرانس کنگو تقریبا برادر وار ،  در مورد تقسیم مناطق مورد نظرشان با هم کنار آمدند. البته مردم آفریقا نه از این هدف ها خبر داشتند و نه حتی فکرش را می کردند. بقول یوناس اندریاس در پایان قرن نوزدهم   فکر غالب این بود که » نژاد سفید » مجاز است  در بسیاری از مناطق آفریقا تخت نشین باشد.

اما قدرت های استعماری خود بخوبی می دانستند که اداره چنین مناطق گسترده ای ، مانند منطقه فرانسه در غرب آفریقا که دربر گیرنده کشورهای امروزی موریتانی، مالی، نیگر و سنگال بود چه دشواری هائی دارد. از اینرو توجه خاصی بایجاد توازن میان بکار گماشتن سیاستمداران آفریقائی گوش بفرمان برای اداره مستعمرات  و توسعه موسسات سیاسی در مستعمرات داشتند.

همانطور که می دانیم بسیاری از کشورهای آفریقائی تازه بعد از 1960 مستقل گشتند. بنظر یکی از شرکت کنندگان در همایش ، کشورهای بزرگ صنعتی غرب امروز هم در پی جفت و جور کردن سیاست امپریالیستی خود با آنچه که ظاهرا سیاست عمرانی محلی خوانده می شود، هستند . افریقا ثروتمند ترین قاره جهان است. باین دلیل تسلط بر آفریقا تا این حد اهمیت دارد. دولت های امروزی آفریقا نیز کارگزاران استعمار هستند با این تفاوت که استعمار گران امروز  چین و هند نام دارند.

در پایان همایش برلن که در سالروز » کنفرانس – کنگو » بر پا شد بیانیه ای تدوین و تصویب  شد که هجوم استعمار به آفریقا را بعنوان» جنایت علیه بشریت »  محکوم کرد وخواستار پرداخت غرامت به خلق های آفریقا  شد . افزون بر این بیانیه خواستار تامین منابعی برای پژوهش در تاریخ آفریقا و نیز تشکیل سازمانی جهانی برای تمام کسانی شد که خاستگاه آفریقائی دارند. تصمیم گرفته شد که طی سه ما آینده  سندی  رسمی در این زمینه تهیه وبه سازمان ملل ارائه گردد.

der Freitag/13.03.2010Feilchen um Afrika/Philipp Brugner

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s