وحشت دم افزون حسنی مبارک در مصر از جنبش سبز ایران


پرچم سبزی که موسوی در ایران برافراشت،

در مصر، البرادعی علیه دیکتاتوری حمل می کند

فرایتاگ هفته نامه چپ آلمانی

el-baradei-kreist-in-der-warteschleife


برگردان: رضا نافعی

محمد البرادعی، در مصر، سخنگوی جنبشی شده است که قصد دارد یک رژیم مستبد را که بیش از دیگر رژیم های منطقه جای خود را سفت کرده، از سر باز کند. رئیس سابق آژانس انرژی اتمی، در حالیکه با دست به باغی مجلل و آراسته که استخری هم دارد اشاره می کند، می گوید: «در مصر، ثروتمندان در محلات ویژه ای، چون اینجا، که  با حصار ایمنی، از مناطق دیگر مجزا شده زندگی می کنند. اختلاف اجتماعی در کشور ما قابل توصیف نیست.»

فاصله عمیق میان آنها که دارند و آنها که ندارند، یکی از ناهنجاری های فراوانی است که البرادعی را بر آن داشته تا از زندگی مرفه بازنشستگی در اروپای غربی چشم بپوشد و به میدان لجن پراکنی های سیاسی مصر پای بگذارد. بنظر می رسد، اینجا، اصلا جای کسی چون او: معمری موقر، متشخص و با بیان فصیح  دیپلماتیک نیست. جائی مملو از موجوداتی وقیح و جوی آکنده از خصومت. در هفته های گذشته، مطبوعات گوش بفرمان مصر، عزم برنده جائزه نوبل را برای اصلاحات سیاسی در مصر به » کودتا » شبیه دانسته و او را » خائن » خطاب کردند. هواداران البرادعی را دستگیر و  برخی از آنان را احتمالا شکنجه نیز کرده اند.

او می گوید:»امیدوار بودم زندگی بازنشستگی ام بآرامش بگذرد. ولی من اینجا دوستان وخویشانی دارم- و وقتی مردم به من گفتند باید باز گردم و به تلاش برای تغییر کمک کنم، چاره ای نداشتم جز آنکه ببینم، چه کاری می توان کرد. نمی دانم تا چه حد می توانم موفق گردم، ولی تاکنون توانسته ام تا حدی از ترس مردم بکاهم و برایشان روشن سازم که برای پایان بخشیدن به رکود و انفعال از تحول در نظام سیاسی حاکم باید آغاز کرد. توانستم به مردم تفهیم کنم که میان دو قطب، در یکسو  «اسامه بن لادن» و در سوی دیگر «استبداد مصری»  راه دیگری هم هست.»

از آنجا که البرادعی در بارۀ اهداف خود برای انتخاباتی که قرار است در 2011 انجام شود، سخنی نمی گوید. ارزیابی اش در بارۀ موفقیت های بدست آمده، مردمی را که بد بین هستند قانع نمی کند. او  فعلا بر سر موضع خود ایستاده و می گوید تا زمانی که «یک انقلاب مشروطه» برای استقرار یک نظام اصیل دموکراتیک  جای نظام کنونی را که «شبه» حکومتی نظامی است نگیرد، او خود را نامزد انتخابات نخواهد کرد. البته این شرط مانع حضور او در مجامع عمومی نیست.

تا زمانی که نفت جاری است

حضور او در نماز جمعه مسجد حسین، در پایان ماه مارس، سخت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. حضور البرادعی  در نماز جمعه پاسخی بود به منتقدان او که گفته بودند او از مشکلات مردم عادی مصر، که ادعا می کند برای آنها مبارزه می کند ، بی خبر است. «من در صدد نیستم چون رئیس جمهور رفتار کنم. فقط می خواهم با مردم ارتباط پیدا کنم و نظریات متفاوتشان را در باره موضوعات بشنوم. می بینم این فقط  اقشار باصطلاح  روشنفکر یا تحصیل کرده  نیستند که خواستار تغییراتی در این کشور هستند، بلکه تقریبا همه این را می خواهند. حتی آنها که برای آزادی سیاسی اهمیت چندانی  قائل نیستند. آنها هم نیاز به چیزی برای خوردن  و سقفی بالای سرخود دارند.»

البردعی از هنگام بازگشت به قاهره، برای طرح موضوعات مورد نظرش در چندین تلویزیون عربی حضور پیدا کرده است. او در نخستین مصاحبه ای که کرد در باره وضع اسفناک مصر و سیاست خارجی غرب سخن گفت. هسته مرکزی  پیام البرادعی 67 ساله در این هشدار بود که: کمک غرب به رژیم های ضد آزادی عرب، برای به ظاهر مبارزه با اسلامگرائی، با عواقبی شوم به بن بست می انجامد. من ناظر افراط گرائی در این بخش از جهان هستم و دلیل آنرا هم می دانم. اعراب احساس می کنند که هم دولت های خودشان به آنها اجحاف می کنند و هم  جهانیان  با آنها رفتاری دور از  انصاف  دارند. اینها وقتی صبح چشم باز می کنند، می بینند که عده ای تیرباران شده اند، کشته شده اند و این کشته شدگان همیشه مسلمانان افغانستان، عراق، سومالی، یمن، سودان و دارفور هستند.»

البرادعی نظریه «جنگ فرهنگ ها » را رد می کند و اعتقاد راسخ دارد که گفتگو میان مسلمانان و بقیه جهان، بدون حل مسئله اسرائیل و فلسطینی ها بسیار دشوار خواهد بود. «تا زمانی که این مسئله بشکلی عادلانه حل نشود، مردمی که در این بخش از جهان هستند، همیشه احساس حقارت خواهند کرد و رهبران کشورهای عربی از این تنازع بعنوان بهانه ای برای توجیه ناتوانی خود استفاده خواهند کرد.»

او با زبانی صریح که برای این دیپلمات سلیم النفس غیر عادی است، چنین می گوید: «سیاست غرب در عراق بکلی شکست خورده است. در این سیاست از گفتگو، تفاهم، جامعه مدنی، و حرمت انسانی اثری نیست. این سیاست، تا زمانی که جریان نفت روان باشد،  در برابر نظام های استبدادی کُرنش می کند. سیاستی که متکی به این فرد و آن فرد باشد و نه به  همه مردم، محکوم به شکست است. و غرب با سیاست خود از این راه رفت و به افرادی تکیه کرد که از احترام خلق های خود برخودار نیستند و با این سیاست روز بروز  اعتبار خود را از دست می دهد. وقتی می بینیم که تیپ هائی چون احمدی نژاد و حسن نصرالله رهبر حزب الله، در خاور میانه محبوب هستند، باید برایمان روشن شود که مردم سیاست غرب را نمی پذیرند.»

امروز البرادعی احساس می کند که بعنوان رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، رفتار توام با احتیاطش درست بوده است. تمام گزارش هائی که قبل از جنگ عراق داده طوری نوشته شده بودند که حتی «ائتلاف خواستاران» هم نمی توانست از آنها برای اهداف خودش سوء استفاده کند. «آرزو می کردم که واشنگتن و لندن اندک اندک بفهمند:  این  که دیکتاتورها وجود دارند یک واقعیت است ولی آیا هر بار که قرار است یکی  از آنها  از سر باز شود باید یک میلیون انسان بی گناه کشته شوند؟ تمام نتایج بدست آمده از تحقیقات کمسیون بازرسی شیلکوت در لندن نشان می دهند که مسئله عراق، داشتن  سلاحهای کشتار انبوه نبود، بلکه رژیم صدام باید عوض می شد. من از طرح دائمی این سوال چشم نمی پوشم که تغییر رژیم  در کجای قوانین بین المللی آمده است؟ و اگر تغییر رژیم ناقض قوانین بین المللی است ، مسئولیتش با کیست؟»

برای فردی چون البرادعی، در کشوری چون مصر که کمبود های دموکراتیک دارد، ایجاد ارتباط بین دولت چند حزبی و بالا رفتن سطح زندگی کار دشواری است. «این که آنسان برای آینده خود احساس مسئولیت کند، برای یک مصری چیزی کاملا تازه است».  او می پرسد : «چگونه می توان ترس را در آنها کشت»؟

در قیاس با معیار های مصری، حمایت از البرادعی در میان نسل جوان و روشنفکر مصر رشد فوق العاده ای کرده است: بیش از 200 هزار نفر از هوادارانش عضو گروه  فیس بوک او شده اند. یک آکسیون اینترنتی  – National Association for Change – گروهی است که می کوشد تا طیف وسیعی را در بر گیرد،- از مارکسیست تا اخوان المسلمین –  که موفقیتی نسبی داشته است. ولی البرادعی از محدودیت های امکانات خود، در کشوری که انحراف از خط مشی مسلط بشدت کنترل می شود و اپوزیسیون سرکوب می گردد واقف است. او در عین حال باید در مقابل کسانی بایستد ، که او را متهم به فقدان صداقت می کنند.

«رژیم مسلط، مردم را چنان بی اعتماد ساخته که باور نمی کنند کسی قصد خدمت به مردم را داشته باشد. او را فورا متهم به داشتن هدف های منفی می کنند. من امیدوارم راهگشای تغییر باشم، بی آنکه  خود را حتما نامزد ریاست جمهوری معرفی کنم.» آنچه مسلم است اینست که در حال حاضر قانون مصر حضور رقبای مستقل  در انتخابات و ثبت نام در یک گروه انتخاباتی را، خواه ناخواه ممنوع کرده است. بهمین دلیل البرادعی مجدانه خواستار «انقلاب مشروطه » برای انتخابات آزاد و عادلانه است.

حسنی مبارک – هشتاد و یکساله – که پس از عمل جراحی کیسه صفرا، دوران نقاهت را می گذراند، مقدماتی فراهم کرده تا جوان ترین پسرش جانشین او گردد. البرادعی از دستگاه امنیتی پرقدرت مصر واهمه ای ندارد. ولی دست کم، از وقتی که مطلع گشته هوادارانش دستگیر و شکنجه شده اند، باید نگران امنیت خود باشد. البرادعی می گوید: «در غرب در باره انتخابات ایران زیاد صحبت می شود، اما در آنجا اقلا انتخاباتی برگذار می شود. کجاست آن کشور عربی که در آن انتخاباتی صورت گیرد؟   وقتی غرب یک کلام در این مورد حرف نمی زند  چگونه می خواهد جلب اعتماد کند ؟».

http//www.Freitag.de/politik/1015-el-baradei-kreist-in-der-warteschleife

2 پاسخ

  1. ممنون از مقاله و ترجمه عالي……هر دو مقاله اخير عالي بودند.مرسي

  2. فریاد سبز

    مقاله ای بسیار خوب و درست وممنون ازترجمه عالی!
    درود برشما!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s