چرا ایستادگی نمی کنیم؟


هفته نامه آلمانی اشپیگل

16.19.2010

برگردان: رضا نافعی

روشنفکران آلمان در باره جنگ  افغانستان سخن می گویند

Klaus Peymann,72

مدیر عامل تاتر برلینر آنسامبل

«با مرگ سربازان آلمانی خشم بحق مردم علیه این دیوانگی در افغانستان که ما تا امروز  حتی اجازه نداشتیم بگوئیم اسم آن جنگ است، بالا می گیرد. متاسفانه امروز ، بر خلاف زمان جنگهای استعماری کره و ویتنام ، دیگر میلیونها نفر برای اعتراض بجنگ  به خیابان ها نمی آیند. من از خود می پرسم چطور چنین چیزی ممکن است؟ بخصوص که  معلوم شد اعتراضات  ما علیه جنگ کره و ویتنام بحق بوده است؟ چرا امروز این را تحمل می کنیم؟ چرا ایستادگی نمی کنیم؟ حتما نه  بدلیل این نظر مضحک و مسخره که ما در هندوکش از آزادی خود دفاع می کنیم. یک دلیل کافکا گونه که چرا ما اعتراض نمی کنیم  این است که در این جنگ دشمن قابل رویت وجود ندارد. طالبان شبح اند، یک دشمن تیره که نمی توانیم آنرا ببینیم. این امر همبستگی، با این باصطلاح دشمن، را بسیار دشوار می کند. در سالهای شصت ،  بسیار آسانتر بود که  درکنار ناتوانان و سرکوب شدگان بایستیم. آیا من باید با یک هواپیما ربا همبستگی کنم؟ من خودم هم از او می ترسم. همه می دانند که این جنگ در افغانستان پیروزی ندارد. اوباما و مرکل هم این را می دانند. با این وجود جوانان خود را بآغوش مرگ می فرستیم. واقعا زبان از گفتار باز می ماند. ولی من که  حالا دیگر   پیر تاتر شده ام ، تا امروز خود را روشنگر می دانم. از اینرو برنامه تاتر خود را تغییر دادم و در تابستان نمایشنامه ای از مارک راون هیل ، نویسنده انگلیسی را ، بروی صحنه خواهم برد بنام : شلیک کن، غنیمت را ببر ، تکرار کن . او در این نمایشنامه بموضوع خسارات جنبی( کولاترال) این جنگ اعلام نشده ، و تخریب وحشت انگیز روان ما، پارانویا و میلیتاریسم ما می پردازد. چرا نقاشی بچه های ما امروز انسان های بی سر هستند؟ چون در اخبار سربازانی را می بینند که سرشان بر باد رفته است.»

Ingo Schulze, 47

نویسنده

» برای این در گیری راه حل نظامی وجود ندارد . این فکر باید پایه ی تمام راهجوئی های بعدی باشد. ما امروز هزینه خطاهای دیروز را می پردازیم. از اینرو نباید فراموش کنیم که این درگیری هم حاصل استعمار و جنگ سرد است. شش ماه قبل از ورود ارتش شوروی ( بافغانستان) پرزیدنت کارتر ، رئیس جمهور آمریکا، دستوری صادر کرد ، که طبق آن باید از  مخالفان رژیم کابل که هوادار شوروی بود، حمایت شود. برژینسکی ، مشاور امنیتی او، معتقد بود که این کمک شوروی را تحریک بدخالت نظامی خواهد کرد. در آغاز 1998 ، طالبان بر مسند قدرت نشسته بودند. در یک گفتگوی تلویزیونی ، گوینده از برژینسکی پرسید آیا از تصمیم خود در آن زمان پشیمان نیستید؟ » پشیمان از چه؟ عملیات محرمانه یک پیشنهاد عالی بود. این عملیات سبب شد که روسها در افغانستان، بدام بیفتند.  و شما از من می خواهید که از کارم پشیمان باشم؟ «

Hans Magnus Ensensberger, 80

نویسنده

من افغانستان را نمی شناسم ، افغنی هم نمی شناسم،از این که این جامعه قبیله بر اساس چه راه و رسمی می گردد نیز بیخبرم . آیا ما در آنجا از علائق آلمان حمایت می کنیم؟ اصلا  معتقد باین نیستم. موضوع  بیشتر بمناسبات ما با ایالات متحده  مربوط می شود. آنها ما را در گازانبر گرفته اند. مسئله این است که آیا باید خطر کرد و مناسبات با آنها را قطع کرد.

شرودر ، در مورد عراق این کار را کرد، و لی در پشت پرده با هم همکاری می کردند. حتی در مورد بکار بردن واژه » جنگ » هم کلی بگو مگو بود. آنچه بامریکا ئی ها میتوان گفت این است : ببینید ، ما نظر خواهی کرده ایم و حدود 70 در صد مردم ما مخالف  این جنگند، ما دیگر نمی توانیم همکاری کنیم.»

Volker Schlöndorf, 71

کارگردان

» معیار سنجش درستی یا نادرستی شرکت در عملیات تعداد کشته شدگان نیست. اگر عملیات درست است باید تلفات را هم متاسفانه پذیرفت. یا اینکه آدم فکر می کند عملیات درست نیست، در این حالت حتی یک سرباز مجروح هم ، زیادی است. من شخصا حضور سربازان آلمانی را در افغانستان درست می دانم.»

Thomas Brussig,44

نویسنده

من اصلا مخالف تثبیت نفوذ آلمان در جهان و دفاع از ارزش های خود و گسترش آن نیستم ولی راه بهتر برای اینکار ایجاد مدارس و دانشگاههای آلمانی است. ما هم اکنون  مشغول آموختن این درس هستیم که اگر شیوه  متفقین  در آلمان غربی موفق  بوده باین معنی نیست که در افغانستان هم موفق گردد.اشکال ارزیابی این جنگ در آنست کهنتایج آن قابل لمس نیستند. چهار سریاز کشته شده اند، در اتوبان هم ، در هر آخر هفته ، تقریبا همین قدر تلفات داریم.  هنوز واقعه ای که مثل برق ما را بگیرد  و همه در باره اش صحبت کنند و طوری باشدکه هرکس را مجبور کند ، نظری در باره عملیات افغانستان داشته باشد  ، رخ نداده است. آلمانی هائی هم قربانی شده اند، از سربازان آلمانی خشونت سر می زند ولی همه اینها هنوز به مرز  ایجاد  درد نرسیده اند . ما بی آنکه  خود متوجه شویم بموقعیتی رانده می شویم که بعدا همه وحشت زده از خود می پرسیم : آخر چطور شد که ما زودتر واکنش نشان ندادیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s