جنگ افغانستان به دامنه های » هندو کش » کشیده خواهد شد


.

هفته نامه آلمانی»فرایتاگـ»  آلمانی

جنگ افغانستان، به دامنه های

«هندوکش» کشیده خواهد شد

ترجمه رضا نافعی

حضور ارتش آلمان در افغانستان و درکنار دیگر نیروهای عضو پیمان نظامی ناتو در این کشور، همچنان مورد بحث مطبوعات این کشور است. بویژه پس از مصاحبه رئیس جمهور این کشور در جریان سفر به افغانستان که رسما اعتراف کرد، جنگ در افغانستان برای حفظ منافع آلمان ضروری است. این بخش از مصاحبه او با جنجال بسیار در آلمان روبرو شد و چند روز پس از آن، رئیس جمهور از سمت خود استعفا داد و بحث ها بر سر یافتن جانشینی برای او همچنان دراین کشور ادامه دارد. مطبوعات آلمان از قول مقامات عالیه آلمان نوشتند که رئیس جمهور جمله ای را بر زبان آورد که نباید می آورد. به زبانی دیگر: رئیس جمهور آلمان خط ممنوعه ای را پشت سر گذاشت که نباید می گذاشت. او نباید واقعیت را می گفت و اجازه می داد مطبوعات این کشور همچنان به بحث های حاشیه ای پیرامون جنگ در افغانستان ادامه بدهند و مردم این کشور را در سردرگمی نگهدارند. و یا اگر مطلبی جدی هم در باره جنگ افغانستان می نویسند(نظیر مطلبی که در ادامه و به نقل از هفته نامه متمایل به چپ «فرایتاک» آلمان میخوانید) این مطلب به آن مرز ممنوعه نزدیک نشود. یعنی پرداختن به منافع اقتصادی که پشت جنگ افغانستان قرار دارد.

واقعیت جنگ این است که دو جبهه ایجاد می کند، خوب و بد. بالا بردن مرتبه قربانیان خودی و تحقیر قربانیان دشمن. هنگامی که چهار سرباز آلمانی در افغانستان کشته شدند، عالیترین مقام ارتش آلمان از ”موذیگری و تزویر شورشیان” سخن گفت  و یک ژنرال دیگر آنان را ”خبیث و ترسو” نامید. در روزنامه ها دوباره سخن از ”شهید” می گویند. یک واژه از مد افتاده که باید فرق میان کشته شدگان در جنگ و دیگر کشته شدگان را مشخص کند، برجسته سازد و هاله ای از تعالی به آنان ببخشد.

بنظر افغان ها  ”شجاعت” نیروهای غربی در افغانستان که با هواپیماهای بی سرنشین و بمب افکن های سریع السیرتر از سرعت صوت حمله می کنند چقدر است؟ در افغانستان، در جنگی که طبق معیار های انسانی، جنگی نیست که بُرد داشته باشد، چون  دشمن، یک دشمن نظامی  نیست، بلکه یک فرهنگ متفاوت است و بنابر این هدفش هم نظامی نیست، بلکه فرهنگی است، در چنین جنگی ”شهید ” شدن و دیگر از جا برنخاستن در چه حد از تعالی قرار دارد؟

جامعه باید در برابر  زهر  جنگ مقاومت کند. از این رو ” فرایتاگ ” در این شماره عکس هائی از بستگان قربانیان ”کُندوز” را منتشر می کند. ما در نمایشگاهی که این عکس ها را در معرض دید عموم قرار داده سهیم گشته ایم. ما باید این عکس ها را در برابر چشم درونی خود قرار دهیم، در کنار سربازان کشته شده آلمانی. و آنوقت باید تصمیم بگیریم، سربازان خود را از افغانستان خارج کنیم . فورا!

ضعف خود را قبول کنیم

غربی که رو به ضعف است و نمی تواند آنچه را که بزعم خود حقوق جهانی بشری می داند در جهان به کرسی بنشاند. گرچه ممکن است پذیرفتن این برای ما دشوار باشد: ولی حقایق مطلق روشنگران قدرت مقاومت در برابر واقعیت نسبیت فرهنگی  را ندارند. این نکته ایست که «یوهان گوتفرید هردر» (فیلسوف آلمانی 1744 ــ  1803، در عصر روشنگری و کلاسیسم وایمار زیست   و در عرصه الهیات، شعر و نقد ادبی صاحب نظر بود. مترجم) وقبل ازاو «جیووانی باتیستا ویکو» ( 1744/1668  فیلسوف ایتالیائی که در عرصه عروج و سقوط تمدن ها نظریات بدیعی عرضه  داشته که هنوز هم در  نظریات فلسفی  و آینده نگرانه معاصر مورد بحث است. مترجم) به آن پی برده بودند. ما برای این به افغانستان نرفته ایم که از حمید کرزای محافظت کنیم، که با تقلب انتخاباتی در راس قدرت بماند، که ارتباط های نزدیک با قاچاقچیان مواد مخدر دارد و امروز اتحادیه نظامی غرب را ”مزاحم” می خواند. ما برای این هم در افغانستان نیستیم که مدرسه و خیابان بسازیم. این پندار ها مدتها قبل از حملاتی که در آنها چهار سرباز آلمانی کشته شدند از بین رفته بودند.

وقتی همه استدلال ها را تا پایان دنبال کنیم، وقتی همه دروغ ها و بهانه را بشکافیم و وقتی همه امیدهای بی پایه را برای بهبود به زندگی مردم این کشور که ممکن است روزی هم درست بوده باشند مردود بشماریم، آنوقت برای توجیه ماندن آلمان در هندوکش فقط یک استدلال باقی می ماند و آن وفاداری به اتحادیه است. ما بدلیل وفاداری به اتحادیه جنگ می کنیم. این سیاست آنجلا مرکل است. از او بعنوان افسر آمریکائی در یک جنگ بیهوده یاد خواهد شد .

Der Freitag/Die Wahl der Waffen/22.04.2010/Jakob Augstein

Advertisements

4 پاسخ

  1. با سلام
    باز هم باید به دوست عزیزم رضا جان نافعی دست مریزاد بگویم ونخست به خاطر انتخاب های درست در مقاطع درست
    سبز وپر بار وسر حال باشی
    با امید دیار در جشنواره ای دیگر
    مصطفا

  2. فریاد سبز

    سلام آقای نافعی عزیز
    بشر فکر میکند که متمدن شده است در حالی که هنوز ذهنیت غار نشینی خودرا دارد. نمیدانیم کی این این ذهنیت عوض خواهد شد وبشر به تکامل کامل میرسد ودیگر قدرت فیزیکی در اختلافات بین انسانها مطرح نخواهد بود چه بین دو فرد چه بین دوکشور وغبره. وبه حق خود نیز قانع خواهد بود وبه مال فرد دیگر یا کشور دیگری (یعنی گروهی ازانسانهای دیگر) چشم نخواهد داشت.
    دست شما درد نکنه از این مقاله خوب.
    با بهترین آرزوها برای شما!
    فریاد

  3. Ba salam va pozesh az nadashtane taype farsi hamzabane Afghani migoft dadane sopsid be keshavarze Afghani va khastan ke bejoz Taryaak har che bekarand tafavotash ra daryaft konad baraye Oroupa a Amrica naachiz ast ama anha tarjih midahand Taleban ham az poule Taryak estefadeh konad ama keshtash gadegan nashavad  

  4. دوست محترم
    صدام رفت ولی کشت و کشتار در عراق پایان نیافت و سعادت و آرامش هم نصیب مردم نشد و امریکا هم بر سر چاههای نفت نشست و خیال بیرون رفتن هم ندارد . بعد از سقوط صدام هم دهها هزار نفر در عراق جان باختند . دچار این اشتباه و خوش خیالی نشویم که آمریکا ، گویا ، به پیروی از نصیحت سعدی : » تو نیکی میکن و در دجله انداز » میلیارد ها دلار خرج می کند ( مثلا 300 میلیارد در جنگ افغانستان) سربازانش را بکشتن می دهد که من و شما خیالمان راحت شود و دیگر بزندان نیفتیم و شکنجه نشویم ! آمریکا نفت ما را می خواهد و سرزمین ما را برای ایجاد پایگاههای نظامی و انجام نقشه های دراز مدت خود . والسلام . آمریکا اگر قصدش استقرار دموکراسی در ایران بود حکومت زنده یاد دکتر محمد مصدق را که انتخاب شده مردم بود با کودتای 28 مرداد ساقط نمی کرد تا محمد رضاشاه فراری را دوباره بر تخت سلطنت بنشاند. و 25 حکومت دیکتاتوری او را بر مردم میهن ما تحمیل کند. فعالیت تمام احزاب و سازمانهای مردم را ممنوع کند، جلوی رشد سیاسی مردم را بگیرد ، و فقط به سازمان استعماری و ظاهرا مذهبی » حجتیه » پر و بال بدهد . حیرت انگیز این است که بعضی ها خیال می کنند » استعمار » و » امپریالیزم » مثل قصه های هزار و یکشب و چهل دزد بغداد، قصه قرن های رفته از یاد است ، در حالی امروز استعمار و امپریالیسم روردر روی ما ایستاده و منتظر فرصت برای تسلط بر جان و مال ماست . اگر قصد آمریکا واقعا بر انداختن دیکتاتوری، استقرار دموکراسی و اجرای حقوق بشر است چرا این کار ها ر ا در عربستان سعودی نمی کند که هم خودش هم در آنجا حضور دارد و هم احتیاجی به جنگ و جدال ندارد. در عربستان سعودی زنان نه تنها اجازه تحصیل ندارند حتی حق رانندگی هم ندارند قوانین شرعی نظیر قطع دست و پا و سنگسار و غیره هم بشدت رواج دارد و احزاب سیاسی هم اجازه فعالیت ندارند و این دولت عریستان سعودی بدون اجازه آمریکا آب هم نمی خورد . ولی چرا آمریکا این کار ها را در آنجا نمی کند؟ چون همه این حرف ها بهانه برای تسلط بر منابع نفت است ، وقتی این تسلط حاصل شده ، پایگاه نظامی هم بر پاشده وجود دموکراسی و حقوق بشر نه تنها مطلوب نیست بلکه مضر هم هست چون آن وقت مردم هم می آیند و مدعی و اسباب زحمت می شوند!! راه نجات ما این است که فقط بقدرت مردم میهن خود اعتماد داشته باشیم وفقط با اتکاء بمردم خود راهی برای نجات بجوئیم .گرچه این راه طولانی و پرخطر باشد . با مطالعه مقاله » آیپی و تایپی فرماندهان واقعی اشغال افغانستان » مسائل برایتان روشنتر می شود. سرافراز باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s