بحران اقتصادی، بحران سیاسی آفرید


بحران اقتصادی، بحران سیاسی آفرید

شلیک هلموت اشمیت، به قلب کابینه آلمان

ترجمه و تنظیم:

رضا نافعی

هلموت اشمیت که از 1974 تا 1982 صدر اعظم آلمان بود، اقتصاد دان است و تحلیل های سیاسی و اقتصادی او برای بسیاری از آلمان ها، از اعتباری ویژه برخوردار است و در بسیاری از موارد نکاتی که از نظرها پوشیده نیست ولی بر زبان سیاستمدارن یا روزنامه نگاران محتاط  نمی اید او باصراحتی که ویژه خود اوست بیان می کند.

روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» می نویسد:

سیاست جاری آلمان، هلموت اشمیت را به خشم آورده است. این بار اول نیست که صدراعظم پیشین آلمان، «آنگلا مرکل» را مورد انتقاد قرار می دهد، از جمله در مورد واکنش او در برابر بحران یورو که  توام با  تعلل و اتلاف وقت بود، یا در مورد حمایت او از اسرائیل که گرایش به زیاده روی داشت. هلموت اشمیت همکاران مرکل را نیز از انتقاد بی نصیب نگذاشته است. بنظر او «وستر وله » وزیر خارجه المان و معاون مرکل «استاد جلوه فروشی است». و بگفته او از «برودرله» وزیر اقتصاد، در حاشیه تاریخ یاد خواهد شد.

هلموت اشمیت می گوید مرکل گرایشی به سیاست تکبر آمیز آلمان در دوران امپراتوری ویلهلم دارد  و رفتار او را با فرانسه، همسایه آلمان، نمونه می آورد و می گوید رفتار او با آنها و رفتار آنها با او، «از هر دو طرف رفتاری احمقانه است«.  اشمیت  رفتار او را با سارکوزی در ماه فوریه که به او بی اعتنائی کرد ناشی از «ضعف شخصیت همه سیاستمدارانی می داند که «تشنه کسب اعتبار هستند«. اما انتقادات او به این ها ختم نمی شود. او تدابیر مرکل را برای جلوگیری از فعالیت بورس بازان مضحک می خواند و می گوید «برای غش و ریسه رفتن خوبست » چون آنها معاملاتشان را به بیرون از آلمان انتقال می دهند. «امید وارم  او بداند که این سیاست مهمل و بی تاثیر است».

مصاحبه پنج صفحه ای هلموت اشمیت با مجله «سیسرو» فقط تسویه حساب با دولت ائتلافی کنونی نیست. اشمیت از اوضاع اروپا نیز ابراز نگرانی می کند و معتقد است که میان انتخاب کنندگان و انتخاب شدگان بحران اعتمادی بوجود آمده که قابل ترمیم نیست .

اشمیت گسترش اتحادیه اروپا و عضویت 27 کشور را در آن که بسیاری از تصمیمات را باید باتفاق آراء اتخاذ کنند نیز بشدت مورد انتقاد قرارداده است: «مثل روز روشن است که اینطور کار پیش نمی رود». اشمیدت 91 ساله می گوید: «کمسیون اروپا کاملا مهمل و سفیهانه است و روشن است که کاری از آن ساخته نیست».

بنظر اشمیت  «ویم دویسنبرگ» رئیس پیشین  و «ژان کلود کروشه » رئیس کنونی بانک مرکزی اروپا «کار خود را به بهترین وجه انجام داده اند «.

Sueddeutsche.de/politik/2.220/helmut – Schmidt-über ang…

اشپیگل آنلاین

بنظر جورج سورو میلیارد و سرمایگذار آمریکائی سیاست آلمان برای اروپا خطرناک است. حتی زمین خوردن یورو  نیز قابل تصور است. آلمان به دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز سیاست غلطی  را تحمیل می کند و اصرار دارد که همه  میزان بدهی های دولتی  را کاهش دهند.

آلمانها با این سیاست همسایگان خود را گرفتار انقباض پولی (ضد تورم) می کند که خطر رکود دراز مدت، همراه با آشوبهای اجتماعی، گسترش ناسیونالیسم و خارجی ستیزی را در بر دارد. خود دموکراسی هم با خطر روبرو ست . خواست بی پرده او این است: «اگر آلمانها سیاست خود را تغییر ندهند، خروج آنها از اتحادیه پولی اروپا برای بقیه اروپا مفید است».

سورو می گوید :» آلمان در عرصه حهانی منزوی شده است «. قرار داد ماستریشت  ـ سندی که بر اساس آن اتحادیه پولی اروپا بوجود آمد ـ برای دولت آلمان » حکم کتاب آسمانی » را پیدا کرده است و آنچه  آلمان برای به رونق انداختن رشد اقتصادی می کند سخت ناچیز است. «چرا نمی گذارند دستمزدها افزایش  بیشتر یابند؟ این کار به دیگر کشورهای اروپا کمک می کند تا از این وضع بدر آیند».

سورو می گوید :» حقیقت این است که ما، برخلاف آنچه که خیلی ها معتقدند،  در اروپا نه با بحران یورو روبرو هستیم و نه با بحران بودجه، بلکه با بحران بانک ها روبرو هستیم «. بانک ها بدلیل   آسیب دیدگی خود نمی توانند اوراق قرضه دولت ها را بخرند ، در نتیجه دولت ها با تنگنای مالی مواجه شده اند…

www.spiegel.de/wirtschaft/soziales/0,1518

یونگه ولت می نویسد:

در آخر هفته جاری که همایش کشورهای بیستگانه ـ جی 20ـ در تورونتو ـ کانادا بر پا می گردد باز هم موضوع ارزش ارزها در دستور مذاکرات خواهد بود. بویژه دولت آمریکا، زیر فشار شدید داخلی باید شدیدتر از پیش با چین روبرو گردد. چین متهم است باین که برای افزایش صادرات خود ارزش پول خود را مصنوعا پائین نگه میدارد. سالهاست که در آمریکا که بازار وسیعی برای صادرات چین است ادعا می شود که چین مسئول از بین رفتن صنایع و افزایش بیکاری در آمریکاست.

چین قبل از تشکیل کنفرانس جی20 تصمیم گرفت بر ارزش پول خود بیفزاید تا باین ترتیب تا حدی جلوی شلتاق مخالفان خود را بگیرد. چین برای آنکه از افزایش سریع ارزش پول بکاهد قبلا مقادیر معتنابهی دلار خرید و اعلام کرد که افزایش ارزش «یوآن» تدریجی و با گامهای کوچک خواهد بود. برای مقامات مسئول در چین ثبات اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار دارد.

دلیل این احتیاط تجربه سالهای 98ـ 1997  در آسیاست که سیاستمدارن چین هنوز آنرا در خاطر دارند. در آنزمان در اثر تسهیلاتی که در بازارهای بورس بوجود آمد، کار بورس بازان آسان شد و توانستند  ضربه سختی به ارزش پول کشورهای تایلند، کره جنوبی و اندونزی وارد آورند . نتیجه آن رکود شدید اقتصادی و بدنبال آن بیکاری و فقری رقت بار بود که گریبانگیر  میلیون ها  کارگر گشت. رهبری چین در آنزمان در نبرد برای حفظ بازار ها  آگاهانه دست بکاهش بیشتر ارزش پول خود زد.

پنج سال پیش برای نخستین بار پس از آن دوران این سیاست را اندکی کاهش داد و از آن پس با گامهای کوچک بر ارزش «یوآن» افزود تا سال 2008 که باین تجربه پایان داده شد. با توجه به بحرانی که در آمریکا بوجود آمد و با توجه به کاهش موقت صادرات  چین، پکن دوباره سیاست ثبات اقتصادی را در پیش گرفت . قیمت «یوان ـ دلار» ثابت نگه داشته شد. حاصل این سیاست برای اروپائی ها این بود که از ارزش پول آنها در قیاس با دلار ( و در نتیجه با » یوآن «) کاسته شد و واردات آنها از چین گرانتر گشت ولی  از سوئ دیگر بهای صادرات آنها به چین ارزانتر شد . فقط در سال 2010   ارزش یورو  نسبت به » یوآن » 16 در صد کاهش یافت ، یعنی درست همان چیزی که ، بویژه برلن، سالها خواستار آن بود ، رخ داد.

از سوی دیگر انتظار نمی رود که در تورونتو چین برای افزایش بهای پول خود  زیر فشار قرار گیرد. چون ، از آمریکا که بگذریم،بیلان بازرگانی  اکثر کشورهای شرکت کننده در همایش کشورهای بیستگانه ، با چین مثبت است، باین معنی که صادرات آنها به چین بیشتر از واردات آنها از چین است. در سال گذشته  افزایش صادرات ژاپن، کره جنوبی و برزیل به چین، رویهم،  118 میلیارد دلار بوده است. صادرات بسیاری از کشورهای رشد یابنده به چین نیزبیشتر از واردات آنها بوده است.البته واردات چین از این کشورها بیشتر مواد خام است که پس از تبدیل آنها به کالاهای برتر یا صنعتی دوباره صادر می شوند . بنا بر این اختلاف شدید بیلان بازرگانی میان چین و آمریکا کمتر یک مسئله دو جانبه و بیشتر یک مسئله چند جانبه و ساختاری اقتصاد جهانی است. البته اگر بخواهیم این امر را یک مسئله بدانیم. زیرا در واقع آنچه رخ داده این است که بخشی از کشورهای پیرامونی  در اقتصاد جهانی بالا آمده اند و کشورهائی که تا کنون در مرکز قرار داشته اند اندکی از اهمیت خود را از دست داده اند.

نمودار آن میزان رشد اقتصادی چین است که طبق پیش بینی بانک جهانی  در دوسال آینده نیز 8 در صد خواهد بود. ولی در دیگر کشورهای آستانه ای نیز از بحرانی که گریبان اروپا و آمریکای شمالی را گرفته است  چندان خبری نیست. پرناب موخرجی وزیر دارائی هند ، روز سه شنبه اعلام کرد که رشد ناخالص اقتصاد ملی هند در سال جاری 8،5 و در سال آتی 8،8 در صد خواهد بود. با این همه بحران مالی جهانی هنوز بر طرف نشده است.

Junge welt/24.06.10/der westen schwächelt/wolfgang pomrehn

4 پاسخ

  1. پرمحتوا و بسیار خوب بود. فهم این امور کلید درک رفتارها و گفتارهای سیاسی و گمان درست در باره روندهای آینده است. بسیار متشکر آقای نافعی.

  2. سلام
    ممنون اگه می شه لطفا لینک اصلی و ترجمه فارسی مصاحبه ی هلموت اشمیت با مجله سیسرو را هم برامون بذارین.

    بازم ممنون

  3. عسگر داوودی

    ر. رضا نافعی گرامی با تشکر از زحمتات شما در ترجمه مطالبی این گونه مهم.اظهار نظر جورج سورو میلیارد و سرمایگذار آمریکائی در رابطه با بحران اقتصادی موجود از ترجمه شما را من در زیر نقل می کنم:” حقیقت این است که ما، برخلاف آنچه که خیلی ها معتقدند، در اروپا نه با بحران یورو روبرو هستیم و نه با بحران بودجه، بلکه با بحران بانک ها روبرو هستیم “. بانک ها بدلیل آسیب دیدگی خود نمی توانند اوراق قرضه دولت ها را بخرند، در نتیجه دولت ها با تنگنای مالی مواجه شده اند…

    این جمله تلویحا نشان دهنده این واقیت است که دولت های سرمایه داری حاکم در این نوع کشورها به منظور از سر گذراندن بحران بانک ها از جیب ملت ها هزینه می کنند در حالی که در دوران رونق اقتصادی، صاحبان بانک ها سود های میلیاردی را فقط به درون جیب خود می چپاندند.در فرهنگ نظام سرمایه داری، دولت های حامی این نظام معمولا زمانی به یاد ملت ها می افتند که به محتوی جیب آنها نیاز داشته باشند، 80 میلیاد یوروئی که دولت آلمان قرار است از جیب ملت آلمان صرفه جوئی کند، بخشی از کمک 130 میلیاردی دولت آلمان به نظام سرمایه داری حاکم در یونان است تا بر بحران سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی خود غلبه کند، تا مبادا در اثر بحران حزب کمونیست یونان به فدرت برسد، این موضوع مرتبا در بحث های مربوط به دلایل پرداخت کمک مالی آلمان به یونان مطرج می شد:
    گسترش بحران یونان می تواند گرایش به چپ را در این کشور وارد مراحلی جدیدی تر کند، پس هرچه زودتر باید اقدام کرد.پ

    نتیجه این عملکرد: پرداختن هزینه بحران سرمایه داری از جیب ملتی به منظور مقابله بامطالبات و انقلابی گری به حق ملتی دیگر.

  4. با سلام

    متاسفانه فعلا به متن اصلی دسترسی ندارم.
    http://www.cicero.de/kapital.php
    شاد باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s