اختلاف ژنرال ها برای صلح با طالبان


اختلاف ژنرال ها

برای صلح با طالبان

روزنامه چپ گرای یونگه ولت

ترجمه رضا نافعی

ژنرال «استانلی مک کریستال» و اطرافیانش وقتی با خبرنگار روزنامه «راکن رول» در باره دستگاه  «اوباما» و همکارانش گفتگو کردند، ملاحظه را کنار گذاشتند. حاصل سخنان بی پرده سرفرمانده نیروهای نظامی در افغانستان این بود: وقتی رهبری سیاسی بدست  یک مشت آدم های بی عرضه بیفتد، با قابل ترین نظامیان هم نمی توان جنگی را برد.

از این سخنان تقریبا می توانست بوی شورش نظامی بیاید. اوباما برای این که هیچ جای تردیدی در مورد اولویت سیاسی باقی نگذارد، ژنرال پر حرف را مجبور به استعفا کرد. جای او را ژنرال «پتریوس» گرفت، کسی که با سابقه موفقیت در عراق به هندوکش می آید، او در عراق توانست مقاومت نظامی سنی ها را به بیطرفی سیاسی تبدیل کند.

کار مثبت مک کریستال هم تغییر استراتژی بود. پس از سالها اشغال توام با ترور نوبت به رعایت حال مردم غیر نظامی و متعهد کردن مردم به پذیرش سیاست صلح خواهانه غرب رسیده بود. ولی دخالت نظامی امپریالیستی را نمی توان بسادگی تبدیل  به پروژه خوشبخت سازی مردم کرد. به میدان آوردن 30 هزار سرباز اضافی هم اشغالگران آمریکائی را به افغانها نزدیک تر نکرد. مک کریستال به صبر دعوت می کرد. پیروزی ممکن است ولی نباید انتظار موفقیت سریع داشت. بنظر می رسد که  این توصیه ها برای اطرافیان اوباما جذابیتی نداشته است. وحشت رو به رشد این است که افغانستان تبدیل به تله ای شود که خلاصی از آن ممکن نباشد. بویژه  «جو بایدن» معاون اوباما که مک کریستال و اطرافیانش اسم زننده ای برایش انتخاب کرده بودند، می خواست جنگ را  به عملیات گاهگاهی ضد ترور تقلیل دهد.

البته اوباما قول داده بود که نیروی نظامی  آمریکا را از عراق خارج سازد و در عوض بر وسعت کار در هندوکش بیفزاید، ولی بتدریج معلوم شد که شانس موفقیت در  جنگ افغانستان از عراق کمتر است. کاخ سفید و فرماندهان نظامی اتفاق نظر داشتند که جنگ در افغانستان تشدید شود ولی  اوباما و اطرافیانش را ملزم سازند که تابستان 2011 آغاز خروج از افغانستان باشد. مک کریستال و اطرافیانش این نقشه را حاصل فکرعده ای بی خبر و بی فکر می دانستند.

اینک اوباما فرمانده سرکش را مرخص کرده ولی مسئله ای که او با سخت ترین بیان سربازی مطرح کرد بجای خود باقیست. احتمال نمی رود که تفکر ژنرال پتریوس  با همکار اخراجیش تفاوت چندانی داشته باشد. بهر حال او هم نمی خواهد تاریخ خروجی برای  آینده نزدیک مشخص کند. ولی بنظر می رسد داشتن  استراتژی خروج   ، امروز از هر زمان دیگری  فوری تر است. همکاران بوش با بهانه های بی اساس جنگ افغانستان را شروع کردند. کسی که بخواهد این سیاست را ترک کند باید از افغانستان خارج شود.

Jungewelt/25.06.2010/Bushs Erbe/werner Priker

Advertisements

4 پاسخ

  1. فریاد سبز

    سلام دوست عزیز آقای نافعی
    دست شما درد نکنه از این مقاله بسیار خوب که ما را بیشتر با سیاست هاوموضوعات مطرح در افغانستان آشنا میکند.
    ارادتمند!
    فریاد

  2. رضا جان نافعی
    سلام وقربانت بگردم با این کارت به راستی کاری کارستان می کنی. یعنی انتشار آگاهی. دست مریزاد .قربان تلاشت بگردم. حظ می برم از این مطالب بکر وانتخاب هایت
    فدوی
    مصطفا

  3. خسته نباشید ، در ترجمه کوتاه شده شما از صلح با طالبان چیزی نیامده است. اختلاف ژنرال ها در باره صلح با طالبان هم بوده؟

  4. بویژه «جو بایدن» معاون اوباما ….. می خواست جنگ را به عملیات گاهگاهی ضد ترور تقلیل دهد.» تفسیر این طرح این است که ما در اینجا خواهیم ماند اگر طالبان زدند ما هم خواهیم زد اکر نزدند ما هم نخواهیم زد.این یعنی توافق ضمنی و متقابل که برای رسیدن آن بان باید گفتگو ها و توافقاتی بین دو طرف صورت گیرد که نهایتا بمعنی برسمیت شناختن حوزه استقلال و حاکمیت طالبان است بشرط آنکه مزاحم اجرای برنامه های آمریکا ( نگاه کنید به مقاله آپی و تایپی)نباشند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s