بایگانی‌های ماهانه: ژوئیه 2010

مصاحبه یکساعته کاسترو با تلویزیون کوبا، حمله اتمی به ایران

مصاحبه یکساعته  کاسترو با تلویزیون کوبا

حمله اتمی به ایران

ویرانی جهانی ببار خواهد آورد

ترجمه و تنظیم : رضا نافعی

روزدوشنبه بسیاری از رسانه های خبری آلمان خبر مصاحبه یک ساعته تلویزون کوبا با کاسترو  را منتشر کردند. مضمون خبر تقریبا متحدالشکل بود از جمله اشپیگل آنلاین نوشت:

«هاواناــ مردم کوبا با علاقه نخستین حضور تلویزیونی فیدل کاسترو را پس از سه سال دنبال می کردند .  کاسترو 83 ساله، روز دوشنبه، یک ساعت تمام، در تلویزیون دولتی، در برنامه میز گرد از جمله در باره برنامه اتمی ایران سخن گفت. او بشدت به امریکا حمله کرد و از جمله واشنگتن را مسئول غرق شدن کشتی جنگی «خه ئونان» کره جنوبی در پایان ماه مارس دانست که باید بهانه ای برای جنگ میان کره جنوبی و شمالی می شد.»

من این خبر را در جرائد گوناگون دنبال کردم. از جمله تفسیری از رادیو آلمان برنامه 5 شنیدم که بعد هم دیگر تکرار نشد. مفسر با صراحت و با اشاره به سخنان کاسترو گفت که او خطر حمله  به ایران را یک حمله اتمی می داند. جنگی که به ویرانی جهان خواهد انجامید و مدرن ترین کشتی جنگی کره جنوبی را هم خود آمریکائی ها در مانور نظامی مشترک با کره جنوبی غرق کردند تا کره شمالی را مقصر جلوه دهند و میان دو کره جنگ بر پا کنند.

البته لحن صریح و بی پرده کاسترو در مطبوعات آلمان بصورت بسیار رقیق منعکس شد و از جمله اشپیگل حمله اتمی به ایران را  به «برنامه اتمی ایران» تعدیل کرد.

تنها تفسیری که علیرغم اشارات ضد سوسیالیستی آن تا حدی واقع بینانه تر بنظر میرسد  درهفته نامه فرایتاگ یافتم و ترجمه کردم، که در عین حال خطاب به جریان لیبرال  حاکم بر تفکر اجتماعی و مطبوعاتی  در آلمان لحنی توام با  طعنه و کنایه  نیز دارد .  امیدوارم  در روزهای آینده به منابع دقیق تری دست یابم .

فرایتاگ می نویسد:

در تابستان سال 2006  در غرب » قرار بر این شده بود» که کاسترو را مرده اعلام کنند.  صحت  اخبار بولتن پزشکی کوبا  مبنی بر این که  چندین عمل جراحی دشوار  صورت گرفته که با موفقیت همراه بوده ، نیز  مورد تردید قرار گرفت. یعنی این که کمونیست ها در مرگ رهبرانشان چه شیوه ای در پیش می گیرند ، شناخته شده است. بعدا  هم که کسانی چون پرزیدنت  چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و لولا  دا  سیلوا رئیس دولت برزیل از او دیدار کردند و عکس های این دیدار هم منتشر شد باز هم ناظران  دچار خطا نشدند و گفتند : البته درست است که کاسترو جسما نمرده است ولی از لحاظ سیاسی کلکش کنده است. و رهبر بزرگ را فسیلی ضد زمان خواندند  که جهان پیرامون  وزمانه  او را پشت سر نهاده است. در میان سطر ها هم این تفسیر خوانده می شد که عقلش دیگر در حال زوال است .

حالا ، کسی که جواز مرخصی اش را صادر کرده بودند با تلویزیون مصاحبه ای کرده است بطول یک  ساعت و تحلیلی از سیاست خارجی آمریکا ارائه کرده است که منطق روشن آن شگفت انگیز است ، گر چه پیش بینی بدبینانه او قابل تردید بنظر می رسد . بویژه نسبت به  قاطعیتی که در مورد جنگ اتمی با ایران ابراز می دارد. این اعلام خطر بیشتر معطوف یه سیاست داخلی است. ولی از این که بگذریم داوری پیشگوی هاوانا این است : گرچه ستایشگران اوباما نمی خواهند این را  ببینند ولی علائق جهانی آمریکا در دوران اوباما هم با گذشته چندان فرقی نکرده است.این شناخت برای کوبا اهمیت حیاتی دارد. امید به همزیستی با آمریکا خطاست ، گرچه مقابله بشدت سابق نیست  و تا زمانی که کوبائی ها دست از ایستادگی بر ندارند ، مقابله ادامه دارد.

حالا آن کسانی که می نویسند کاسترو دچار خبط دماغ است باید باین سخنان پاسخ بگویند .

دقیقتر بگوئیم آنها از سال 2008 که فسیل کاسترو شروع بنگارش در ستونی از روزنامه  گراما کرد و بحران مال جهانی را پیش بینی و از کم بازدهی اقتصاد کوبا را شکایت  کرد  ویا سیاست آموزش عالی در کوبا را مورد انتقاد قرار داد، این پاسخ را بدهکارند. باز هم مدارک قابل توجه از » زنده بودن »  کاسترو وجود دارد که میتوان بانها هم مراجعه کرد.

البته برای جریان لیبرال چپ در آلمان که جریان فکری مسلط بر جامعه است کوبا دیر زمانی است که فاتحه اش خوانده شده است و امیدی هم برستگاری آن نیست….ولی کسی که خود هرگز در نزدیکی قدرت شکل دهنده( مهندسی سیاسی )  رادیکال و تغییر دهنده جامعه قرار نمی گیرد از نصیحت بدیگران ابائی ندارد (  کنار گود و فرمان لنگش کن دادن ) . آنها کسانی هستند که دهها سال است  با دست های خالی خود  به کوبائی ها نصیحت می کنند   دست خود را آلوده انقلابتان نکنید. از این وقیح تر نمی توان بود . رفتار با کاسترو هم از زمانی که بیمار شد و از رهبری کوبا کناره گرفت  در واقع نشان  از ورشکستگی وقیحانی دارد که همبستگی چپ را با سروری لیبرال چپ اشتباه گرفته اند . و برای آنکه این رفتار پر تفرعن سرور مابانه آنها زیاد از پرده بیرون نیفتد ، آنرا در جامه پیام های اخلاقی بسته بندی می کنند و به ارادۀ خود مبنی بر  استعمار معنوی  جامه خیر خواهانه می پوشانند مثلا : کوبا باید برای دولت های چپ در ونزوئلا و بولیوی و اکوادور  درس عبرت باشد یا مدل کوبا دموکراتیک نیست و از منظر تمدن مظنون است.

خوشبختانه اتحاد شوروی ، لهستان و چکوسلواکی   آنزمان و  همچنین جمهوری دموکراتیک آلمان …این آخرین خدمت را به کوبا کردند و زود  نشان دادند که تسلیم شدن به سرمایه داری ، بدون مقاومت در ها را بروی آن گشودن و حماقت سیاسی را بصیرت  تاریخی نامیدن چه نتایجی ببار می آورد. پس از سال 1999  کوبا ئی ها با » دوران ویژه اقتصادی » روبرو شدند که در حیات کوبا پس از انقلاب سال 1959، سخت ترین دوران بود ولی اکثریت کوبائی ها خواستار کپی کردن » تغییر جهت » نبودند ، که پایان آن تسلیم  شدن و نابود شدن همه آن چیزهائی بود که از سال 1959 بدست آورده و از آن دفاع کرده بودند . فراخوان کاسترو در سالهای 90 این بود که تسلیم نشوید و چقدر» خلاف روح زمان» می نمود این  درست ترین پاسخ   به آنچه که همه جا روی داد.

freitag/ totgesagte – leben- wirklich-laenger

Advertisements

اخبار «آتش تهیه » برای حمله نظامی به ایران

اخبار  » آتش تهیه » (1)

برای حمله نظامی به ایران

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

از زمان تصویب چهارمین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در 9 ژوئن، شایعات و حدسیات در بارۀ احتمال حمله نظامی به ایران در آینده نزدیک قطع نمی شود. این شایعات و حدسیات با چنان شتابی پخش می شوند که اگر اینترنت نبود تصورش هم ممکن نبود. البته این نوع داستان ها دست کم از شش سال پیش بطور منظم از سوی منابع متفاوتی  که هیچ وقت هم بدقت قابل شناخت نیستند، در جهان پخش می شود. ایرانی ها این شایعات و همچنین تهدیدهای مشخص سیاستمداران، نظامیان و اطلاعاتی های اسرائیل را بعنوان «جنگ روانی» که هدفش ترساندن ایران است،  نادیده می گیرند. روز سی ام ژوئن احمدی نژاد، در یک گفتگوی بلند با آژانس خبرگزاری ژاپنی  «کی یودو» گفت «هیچکس نمی تواند و جرئت نمی کند  به ایران حمله کند، حتی آمریکا، تا چه رسد به اسرائیل. » آنها خیال می کنند اگر چماق در دست بگیرند می توانند در مذاکرات امتیازی کسب کنند، ولی باید بدانند که قطعا چنین چیزی رخ نخواهد داد.»

معلوم نیست که آیا شخصیت های سیاسی و نظامی موثر در ایران   واقعا از لحاظ نظامی احساس امنیت می کنند یا این واکنش به ظاهر خونسردانه را برای برخورد با تهدید های مدام جنگی روشی مفید می دانند. اما آنچه مسلم است این است که پیش بینی های سالهای گذشته در باره یک جنگ قریب الوقوع درست از آب در نیآمدند. معلوم بود که بسیاری از شایعات را برای گمراه سازی  پخش می کنند. نادرستی خبرهائی هم  که در حال حاضر  بعنوان خبرهای جنجالی در گردش اند، با اندکی دقت  آشکار می شود.

البته، این بهیچوجه به این معنی نیست که آمریکا یا اسرائیل در همین چند ماه آینده احتمالا  دست بجنگی علیه ایران نخواهند زد. یک حادثه نظامی عمدی، یا حمله هوائی اسرائیل به نیروگاه اتمی بوشهر که پس از چندین بار تاخیر قرار است در ماه سپتامبر بکار افتد، برای شروع کافی است. طبق منطق شناخته شده سیاست اسرائیل حمله باید پیش از قرار گرفتن میله های سوختی در رآکتور،  صورت گیرد. قبل از آن پخش اخبار جعلی در بارۀ تدارکات نظامی نیز بعنوان تاکتیک آگاهانه برای ایجاد گمراهی تفسیر می شد. قبل از آغاز جنگ، برای آماده کردن زمینه آن  می توان تاکتیک ساختن خبرهای جعلی در باره تدارکات نظامی را  بکار بست.

خبرهای جعلی برای ایجاد بی ثباتی

شایعات تازه، روز 12 ژوئیه، سه روز بعد از تصمیم شورای امنیت، بوسیله روزنامه انگلیسی تایمز آغاز شد. این روزنامه که قبلا یک روزنامه محافظه کار ولی جدی محسوب می شد، از سال 1981 به مالکیت «روپرت مردوخ» از کلان مالکان رسانه ای جهان در آمد، که خود از نو محافظه کاران    neokonservativاست، این روزنامه تاکنون بکرات آغازگر پخش خبرهای جنجالی و جعلی بوده است. هفته نامه ساندی تایمز که آن هم در مالکیت مردوخ است، در پخش اخبار جعلی از تایمز پیشی گرفته است. ویژگی این دو نشریه آنست که منابع دعاوی اصلی آنان تقریبا همیشه منابع ناشناس و غیر قابل شناسائی هستند.

منبع خبر روز 12 ژوئن عبارت بود از «منابع نظامی در منطقه خلیج»، «منابع نظامی آمریکا در منطقه»  و «منابعی در عربستان سعودی». تایمز از قول این منابع مدعی شد که دولت عربستان سعودی به اسرائیل اجازه داده است، برای حمله به ایران از یک «کریدور باریک هوائی» در شمال عربستان استفاده کند، تا مسیر هوائی اش  را کوتاه تر سازد. هواپیماهای اسرائیلی اگر اجازه پرواز از آسمان عربستان را نمی داشتند  حتی با بنزین گیری در هوا نیز برای رسیدن به اهداف خود در ایران دشواری داشتند. نظامیان عربستان سعودی، برای آنکه آمادگی مقابله با چنان وضعی را داشته باشند حتی تمرین هم کرده اند و برای مدت زمان کوتاهی برنامه دفاع ضدهوائی خود را خاموش کردند.  تمام این جریانات با موافقت وزارت خارجه آمریکا صورت گرفته است.

آنچه چشمگیر بود این بود که نه تنها دولت عربستان سعودی فورا این خبر را تکذیب کرد، بلکه  اندک زمانی بعد احمدی نژاد هم از این خبر فاصله گرفت و گفت: «تردیدی نیست» که اسرائیل و آمریکا دشمنان ایران و عربستان سعودی هستند». از این رو می کوشند تا میان دو کشور «فاصله ایجاد کنند». «اگر  ایران و عربستان سعودی در کنار هم باشند دشمنان ما جرئت نخواهند کرد با رفتار تجاوز گر خود به اشغال جهان اسلام و فشار بر مسلمانان ادامه دهند.»

آنچه مسلم است این است که پاسخ اساسی ایران به   تمام تلاشهای کشورهای غربی برای برانگیختن کشورهای شبه جزیره عربستان علیه ایران، فراخواندن به وحدت (کشورهای اسلامی )است.

روز 19 ژوئن، روزنامه القدس العربی، که هوادار فلسطینی هاست و در لندن منتشر می شود، خبر داد که ناو هواپیما بر آمریکائی، » هاری اس. ترومن » و یازده یا دوازده کشتی جنگی دیگر، که کشتی جنگی آلمانی » هسن » هم در میان آنهاست، از کانال سوئز گذشته و بسوی اقیانوس هند و خلیج فارس درحرکت اند.

این خبر درست بود. آما آنچه مشکوک بود و هست حدس و گمان هائی است که در بارۀ  این نمایش دریائی غیر متعارف شایع شد، که گویا این بخشی از تدارک آن جنگی است که بزودی آغاز خواهد شد.

منتقدین این حدسیات یاد آور می شوند که کشتی های ناتو بکرات از کانال سوئز می گذرند، ویژگی مورد اخیر حرکت یکجا و موقت کشتی ها با هم است که آنرا به یک واحد بزرگ تبدیل کرده است. نیروی دریائی آمریکا سالهاست که یک  و گا هی  دو ناو هواپیما بر با کشتی های همراه در نزدیکی ایران مستقر می سازد. اینها هر پنج شش ماه یکبار عوض می شوند. در حال حاضر هم  ناو  «ترومن»،  طبق روال معمول، باید جای ناو هواپیما بر » دوایت د. ایزنهاور » را  بگیرد، دلیلی هم بچشم نمی خورد که این فرض نادرست باشد .

روز 23 ژوئن یک خبر جنجالی در تمام روزنامه های اسرائیل منتشر شد که گویا مبتنی بر خبری از خبرگزاری فارس است. مسلم نیست که این ادعا واقعا صحت داشته باشد . این خبر  در بولتن انگلیسی خبرگزاری فارس نیست، گویا در بولتن فارسی آن هم نیست. برخی از منابع ادعا می کنند که این خبر فقط دربولتن عربی خبرگزاری فارس منتشر شده است . آنچه در هر حال مسلم است این است که چنین شایعه ای کاملا با سیاست اعلام شده رهبری ایران ــ اجازه نمی دهیم ما را بترسانند ــ در تضاد است.

بر خلاف صفتی که در غرب برای خبرگزاری فارس بکار برده می شود و چنین تلقین می کنند که «خبرگزاری نیمه رسمی» است، ولی آنچه در عرصه رسانه های ایرانی حکمفرماست بلبشو است،
که اغلب هم با ناشیگری حرفه ای همراه است. بعبارت دیگر بعید نیست که این شایعه   واقعا هم در آغاز از سوی خبرگزاری فارس منتشر شده باشد.

اصل مطلب این است که در روزهای 18 و 19 ژوئن بالگردان های اسرائیلی در تابوک»  فرودگاه جنگی عربستان سعودی بر زمین نشسته اند. سرنشینان بالگردها در آنجا تجهیزات نظامی پیاده کرده و در 9 کیلومتری شهر یک پایگاه ایجاد کرده اند. در این مدت تمام پرواز های غیر نظامی به  «تابوک» متوقف شده اند. از قول یک شاهد عینی هم  که معلوم نیست کیست، نقل شده که گویا هزینه توقف مسافران در هتل نیز پرداخت شده است.  با توجه باین که منبعی دیگری برای خبر ذکر نشده بعید نیست که منبع اولیه این شایعه  اختلالی باشد که در پروازهای معمولی عربستان سعودی پیش آمده باشد.

بنظر منتقدین ایجاد یک پایگاه اسرائیلی در خاک عربستان سعودی بسیار بعید می نماید، بویژه که  پنهان نگه داشتن آن هم ممکن نشده است. ایجاد یک پایگاه در » تابوک» هیچ ارتباط قابل تشخیصی با احتمال تدارک جنگ علیه ایران نیز ندارد. چون این منطقه فقط 200 کیلومتر با بندر اسرائیلی «الیات » فاصله دارد. بنا براین   مسیر بلند پرواز آنقدر کوتاه نمی شود که قابل ذکر باشد.
ادعا ها و حدس و گمان ها اخبار جعلی در بارۀ باصطلاح همکاری نظامی میان اسرائیل و عربستان سعودی چند هدف دارد. یکی از هدفها دامن زدن به سوء ظن و در کنار آن در خدمت این افسانه است که از چند استثناء که بگذریم، مجموعه  «جامعه جهانی» با ایران مخالف است. بویژه تبلیغات صهیونیستی بدون انقطاع این افسانه را تبلیغ می کند که ترس کشورهای عربی از ایران بیش از ترس ازاسرائیل است و نگرانی آنها از بمب ایران که وجود  ندارد، بیش از بمب های اسرائیل است که وجود دارند. وضعیت واقعی موجود  درحال حاضر که عبارتست از انزوای کامل اسرائیل در منطقه،  بعکس آن تبدیل می شود و از آنجا که هیچ اظهار نظر رسمی و قابل استنادی  برای این اظهاراتی از این دست وجود ندارد ناچار باید دست بدامن » منابع » مجهول شد.

روز 26 ژوئن روزنامه های عربی منطقه خلیج، از جمله  روزنامه «اخبارالخلیج »  و » گالف دیلی نیوز » ( که هر دو در بحرین منتشر می شوند )( 2) خبر دادند که نیروهای پیاده نظام آمریکا و هواپیماهای جنگی اسرائیل  در جمهوری آذربایجان مستقر شده اند. این امر واقعا فاصله هوائی با هدف های واقع در ایران را کوتاه می کند. علاوه بر این، طبق این خبر، که باز هم، طبق معمول، از قول منابع مجهول نقل شده، تجهیزات نظامی، که بخش عمده آن از ذخائر آمریکائی است، با کشتی از طریق در یای سیاه، به یکی از بنادر گرجستان، که از آن هم نامی برده نشده، حمل می گردد.  بنا به ادعای » گلف دیلی نیوز «پاسداران ساحلی گرجستان و راهنمایان
اسرائیلی با  یکدیگر همکاری خواهند کرد » تا عملیات از چشم کشتی های روسی پنهان بماند».

ادعاها و حدس  و پندار های  غیر قابل کنترل، مبنی بر این که ممکن است آذربایجان حاضر شود خاک خود را برای حمله علیه ایران، در اختیار بگذارد، سالهاست که در جریان هستند. هدف اصلی از پخش این شایعات نیز زهر آگین کردن مناسبات دو کشور است. البته این به تنهائی دلیلی نیست که باستناد آن بتوان گفت تمام شایعات بکلی نادرست هستند. ولی نشانه های قابل اتکائی برای این تئوری، که دولت آذربایجان بارها آنرا رد کرده است نیز  وجود ندارد. اما    این ادعای  بسیار غیرممکن بنظر می رسد و هیچ منبع قابل شناختی نیز آنرا تایید نکرده است. ساندی تایمز روز 30 ماه مه خبر داد که سه زیر دریائی اسرائیلی، مجهز به موشکهای اتمی «کروس  می سایل» در خلیج ( فارس)، نزدیک سواحل ایران، مستقر شده اند». این ها سه زیر دریائی ساخت آلمان از نوع دلفین هستند که
بیش از نیمی از بهای آن به اسرائیل هدیه شده است. این که این زیر دریائی ها را میتوان با تغییراتی  به سلاح های اتمی هم مجهز کرد، فرضی است که می تواند منطقی باشد ولی اثبات نشده است. بطور کلی تمام آنچه در باره سلاحهای اتمی اسرائیل گفته می شود، از جمله تعداد آنها، تقریبا همه متکی بر حدسیات هستند. ادعای اعزام سه زیر دریائی اتمی به خلیج فارس برای ایجاد ترس و همچنین گرد آوری اطلاعات نظامی و احتمالا پیاده کردن جاسوسان موساد به ساحل( ایران ) است .

این زیر دریائی ها در گذشته هم گهگاه وارد خلیج شده اند. ولی حالا اینطور تصمیم گرفته شده که دست کم یکی از سه زیر دریائی، بنوبت در آنجا حضور دائم داشته باشد. نگاهی به گذشته: شایعات جنگی در اینجا نگاهی گذرا به مهمترین شایعات جنگی در سالهای پیشین مناسب بنظرمی رسد:

در اکتبر 2003 هفته نامه آلمانی اشپیگل  خبر داده بود که به موساد ماموریت داده شده است تا نقشه هائی برای انهدام تاسیسات اتمی ایران تدارک ببیند.

طی سال 2004 در صفحات کم و بیش چپ اینترنت این اطمینان رشد می کرد که پرزیدنت  جورج بوش قبل از انتخابات، برای دور دوم ریاست جمهوری خود،  در ماه نوامبر، برای بالا بردن شانس موفقیت خود در انتخابات، می خواهد جنگ با ایران را آغاز کند. در ماه مارس 2005، ساندی تایمز ادعا کرد که آریل شارون، نخست وزیر اسرائیل در آن زمان، در باصطلاح کابینه درونی خود، تصمیم گرفته است نقشه وارد آوردن ضربه نظامی بایران تهیه شود .در نوامبر 2006 سیمور هرش، روزنامه نگار   آمریکائی، با اعتبار بین المللی، در مجله نیویورکر نوشت » محافل مطلع » در دستگاه دولتی آمریکا احتمال می دهند که( در ماه نوامبر2009) که بوش هنوز بر سر کار است، حمله
نظامی بایران آغاز شود.

در ژانویه 2007  ساندی تایمز  از قول » محافل نظامی اسرائیل » که اطلاع بیشتری در باره آنها نمی داد، نوشت اسرائیل در حال  طرح نقشه برای حمله اتمی به ایران است، دو گردان هوائی هم اکنون مشغول تمرین حمله به دستگاههای اتمی ایران هستند.

در ماه مارس 2007خبر گزاری آژانس فرانس پرس گزارش داد که نیروی دریائی آمریکا در خلیج فارس دست به مانور دریائی می زند، این بزرگترین مانور دریائی آمریکا از آغاز جنگ عراق در 4 سال پیش است. در این مانور دو ناو هواپیمابر با کشتی های همراه و بیش از 10 هزار سرباز شرکت دارند. قرار است 100 هواپیما جنگی تمرین برای حمله به سواحل ایران را آغاز کنند.
این خبر درست بود، آنچه نادرست بود تفسیرهائی بود که در باره وسعت مانور منتشر شد که مانور را تقریبا با آغاز جنگ علیه ایران یکی می دیدند.

در 2 سپتامبر 2007 ساندی تایمز ادعا کرد که وزارت جنگ آمریکا حدود 1200هدف را برای حمله هوائی به ایران معین کرده است. روز 23 سپتامبر 2007 همین روزنامه گزارش داد که پنتاگون یک گروه کاملا محرمانه را مامور طرح نقشه حمله هوائی به ایران کرده است.

روز چهارم ماه مه 2008 ساندی تایمز از قول منابع مجهول نوشت نیروهای نظامی آمریکا قصد دارند نقشه ای برای وارد آوردن یک «ضربه جراحی» به اردوگاه های آموزش نیروهای شبه نظامی عراق در خاک ایران تدارک ببینند.

پرزیدنت بوش مصمم است  «مسئله ایران» را بدست رئیس جمهور بعدی بدهد، بدون آنکه مقابله نظامی را آغاز کرده باشد.

تحریکات محتمل علیرغم تمام تردید های منطقی و ضروری در برابر سیل شایعات  نشانه هائی
واقعی برای چالش نظامی در سال جاری نیز هست. مهم آن تصمیمی است که حدس زده می شود اسرائیل برای منهدم کردن نیروگاه بوشهر گرفته، پیش از آنکه نیروگاه بکار افتد. تاریخی که  ایران در حال حاضر برای این حمله اعلام می کند پایان ماه سپتامبر است. البته ممکن است موسسه روسی که مامور ساختن این نیروگاه است و تا کنون پایان کار را چندین بار به تعویق انداخته است، احتمالا یکبار دیگر هم آنرا به تعویق اندازد.

برای همه دست اندر کاران باید روشن باشد که قطعنامه نهم ژوئن شورای امنیت سازمان ملل برای فشار بیشتر به ایران نه قادر است اقتصاد ایران را در هم شکند و نه رهبری سیاسی یا نظامی آنرا به زانو در آورد. برای آماده ساختن بیشتر ایران به مصالحه نیز، بویژه از آن رو که در واقع  اصلا امکانی هم برای مصالحه عرضه نمی کند مناسب نیست. البته آمریکا و اروپا حرف مذاکرات
را می زنند ولی غیر از چشم پوشی بی قید و شرط  و همیشگی از غنی سازی اورانیوم هیچ نتیجه دیگری را قابل تصور هم نمی دانند. این که آیا   این چشم پوشی  می تواند به مناقشه پایان بخشد و  به  استقرار صلح بیانجامید نیز بسیار مورد تردید است. چون دست کم آمریکا در این میان موضوعاتی دیگر را هم بگونه ای جدائی ناپذیر به مسئله اتمی گره زده است. از جمله » پشتیبانی ایران از تروریسم بین المللی» ( که منظور حزب الله لبنان است) و» تجاوز به حقوق بشر» در ایران.

احمدی نژاد اعلام کرد که ایران تا پایان ماه اوت حاضر به گفتگوی تازه نیست. و آنرا «تنبیه» در برابر تصویب قطعنامه علیه ایران نامید. اما در واقع هدف بدست آوردن زمان در ارتباط با مرحله حساس بکار گیری نیروگاه بوشهر است. در بخشی از قطعنامه 1929 شورای امنیت که در نهم ژوئن تصویب شد مهلتی 90 روزه در نظر گرفته شده است که در آغاز ماه سپتامبر به پایان می رسد. اگر ایران تا آنزمان همه خواست ها را نپذیرد، تنبیهات بعدی در راه اند.  تازه بر اساس قطعنامه هائی که تا کنون به تصویب رسیده خواست ها  دقیقا تعریف نشده اند .یک نکته اضافی دیگر هم این است که در ماه سپتامبر، دقیق تر بگوئیم در 25 سپتامبر، مهلت ده ماهه  متوقف ساختن «شهرک سازی» که اسرائیل زیر فشار آمریکا پذیرفت، بپایان می رسد. احزاب راستگرای دولت اسرائیل از هم اکنون اعلام کرده اند که این مهلت را بهیچ وجه تمدید نخواهند کرد. باین ترتیب اسرائیل در عرصه سیاست خارجی  نیازمند به منحرف ساختن توجه بین المللی از این امر است .

چنین بنظر می رسد که » افکار عمومی » غرب  امروز چنان شکل گرفته که برای پذیرفتن ضربات نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران بمراتب تفاهم بیشتری دارد  تا برای جلوگیری از  سرکوبی   فلسطینی ها که چهل سال است ادامه دارد. آنچه بویژه موجب نگرانی است مواد 14 تا 20 قطعنامه 1929 شورای امنیت است که تفتیش کشتی های ایران را در بنادر بیگانه و همچنین در دریای آزاد مقرر کرده است. طبق این مصوبه  هر کشوری اجازه دارد با کمک کشتی های جنگی خود کشتی هائی را که بسوی ایران در حرکت هستند یا از بنادر ایران حرکت می کنند مورد تفتیش قرار دهد. تنها شرط آنهم این است که کشور عامل » اطلاعاتی » داشته باشد که بتواند  با  » دلائل عاقلانه  حدس »  بزند در آن کشتی کالاهائی می تواند باشد که مشمول تنبیهات هستند ( بویژه اسلحه و قطعات تجهیزات برای صنایع اتمی ). در واقع هر کشوری می تواند هر رفتاری خواست اتخاذ کند بدون آنکه رفتارش مورد تحقیق   یا تصحیح قرار گیرد .یگانه محدودیت اساسی این است که دولتی که پرچم آن بر فراز کشتی در اهتزار است باید با تفتیش آن کشتی موافقت کند . از آنجا که ایران از پذیرفتن تفتیش سرپیچی خواهد کرد، فعلا ازآن بطور عمده  نتایج تبلیغاتی گرفته خواهد شد و رویدادهائی از این نوع بعنوان باصطلاح دلیل برای اثبات خطر خطای ایران علم خواهد شد . مضافا این که چون این کشتی ها حق سرپیچی از بازرسی را ندارند   در ادامه راه خود اجازه ورود به هیچ بندری را نخواهند داشت.

از سال 2006 بازرسی کشتی های کره شمالی در دریای آزاد مجاز شمرده شده است. قوانین مربوط به آن نیز در 12 ژوئن از سوی شورای امنیت تشدید گشت . طبق این تصمیم گرچه  آن کشوری که کشتی با پرچم آن در حرکت است می تواند با بازرسی کشتی در دریای آزاد مخالفت کند  ولی پس از آن کشتی مزبور باید بسوی نخستین بندر » مناسب» حرکت کند تا در آن جا مورد بازرسی قرار گیرد.
در مورد کره شمالی چین با هر دو قطعنامه شورای امنیت موافقت کرد ولی مخالفت خود را با حق تفتیش کشتی ها در پروتکل قید کرد. در واقع هم تاکنون جز در یک مورد مقابله ای رخ نداده است . آن یک مورد چنین بود که کشتی های جنگی آمریکا یک کشتی باری کره شمالی را که باصطلاح حامل اسلحه برای مینمار بود » زیر نظر » گرفتند و آنرا سرانجام مجبور به بازگشت کردند. البته آمریکا می تواند از جوازی که قطعنامه 1929 به آن داده استفاده های بسیار وسیع و تجاوزگرانه بکند. آنچه ممکن بنظر می رسد این است که ناتو در آینده نزدیک تصمیم بایجاد یک واحد دریائی بین المللی بگیرد. ایران اعلام کرده است که اگر مزاحمتی برای کشتی ها ایران فراهم شود کشتی های ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز اقدامات متقابل خواهند کرد. در این صورت آمریکا و اسرائیل بآن بهانه جنگی که دنبالش هستند دست خواهند یافت و احتمالا اتحادیه اروپا و از جمله آلمان هم باید،  درمانده و دهان بسته، در کشتی بنشینند.

————–

1 ــ » آتش تهیه » :  در آغاز جنگ ، هنگامی که دو سپاه در برابر هم سنگر گرفته اند، قبل از حمله به جبهه مخالف ، نخست برای ایجاد آشوب و از هم گسیختگی در جبهه دشمن  آنرا زیر آتش توپخانه قرار می دهند، یا از هوا بمباران می کنند و باین وسیله مقدمات حمله را فراهم می آورند ، حمله را تدارک می بینند ، تهیه می کنند.

2- بحرین استان چهاردهم ایران بود که در زمان سلطنت محمد رضا پهلوی  بی
سرو صدا آنرا  از ایران جدا کردند  و امروز تبدیل  به  پایگاه نظامی
آمریکا علیه ایران شده  است. مترجم (.

http://www.jungewelt

جنگ در خاور میانه، راه حلی که در آلمان هم طرفداران آن فعال شده اند

جنگ درخاورمیانه

راه حلی که در آلمان هم

طرفداران آن فعال شده اند

یونگه ولت. ترجمه رضا نافعی

فولکر پرتس، رئیس بنیاد دانش و سیاست در برلن ، یکی از Think – Tanks) «کانون فکر» های دولت آلمان است. دوشنبه این هفته، نظری از وی در بارۀ اوضاع خاورمیانه منتشر شد که جا دارد رنگ خطری جدی در همسوئی آلمان با ماجراجوئی نظامی علیه ایران تلقی شود. به خواندن ادامه دهید →

دیه گو ! دروازه قلب همه غارت شدگان به روی تو گشوده است

نامه «کارلوس مالبران» روزنامه نگار آرژانتینی  به مارادونا

در آغاز مسابقات جام جهانی افریقای جنوبی

دیه گو!

دروازه قلب همه غارت شدگان

به روی تو گشوده است

روزنامه یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

می خواهم به خاطرات بازگردم. تا نه تو خود را فراموش کنی و نه مردم تو را.

بچه ای بودی از حلبی آباد فی اوریتو. یکی از آن محلات تو در توئی که رسما وجود ندارند. سرپناهی با گل و مقوا و حلبی که رانده شدگان بی عدالتی در آن ها شب را صبح می کنند و  سیاستمداران ترجیح می دهند حرفی از آنها نزنند. به خواندن ادامه دهید →

امضای فرمان اجرای مجازات های ایران توسط او باما

روزنامه چپ گرای «یونگه ولت» چاپ آلمان

امضای فرمان اجرای مجازات های ایران توسط اوباما

یک گام دیگر برای رسیدن

به لحظه حمله نظامی به ایران

ترجمه رضا نافعی

امکانات،- از جمله امضای فرمان اجرای مجازات های مصوبه کنگره امریکا توسط اوباما- بطور سیستماتیک، یکی  پس از دیگری به میان کشیده می شوند تا بتوانند بی حاصل بودن آنرا به نمایش بگذارند. دست آخر یگانه راه حلی که باقی می ماند «عملیات نظامی است«. خطر بزرگی که وجود دارد، اینست که دولت آمریکا در چند ماه آینده دست به تحریکات نظامی در دریا بزند و سپس جنگ هوائی علیه ایران را آغاز کند. قطعنامه مصوبه شورای امنیت  در نهم ژوئن که بازرسی کشتی های ایرانی را مجاز می شمارد، می تواند زمینه این کار را فراهم آورد. دولت ایران هشدار داده است که در خلیج فارس و تنگه هرمز واکنشی متقابل نشان خواهد داد. وقت آنست که چین و روسیه خود را از «پیوند دائمی» با  آمریکا آزاد ساخته و رفتاری مستقل در پیش گیرند. به خواندن ادامه دهید →

مرد قدرتمند دولت کرزای از سازمان امنیت افغانستان حذف شد

مرد قدرتمند دولت کرزای

از سازمان امنیت افغانستان حذف شد

هفته نامه چپ آلمانی «فرایتاگ»

ترجمه : رضا نافعی

تقریبا یک ماه پیش با «امرالله صالح» ، که در آنزمان هنوز رئیس سازمان اطلاعات کرزای بود ، در کابل شام می خوردم. صالح تاجیک است. مردی است پرطاقت، قوی هیکل، هراس انگیز با نگاهی نافذ و تهی از احساس. به خواندن ادامه دهید →