200 هزار زن برای تن فروشی به اسارت گرفته شدند


تاریخ دردناک تجاوز ژاپن به اندونزی

مجمع الجزایر  بازداشتگاه ها

200 هزار زن

برای تن فروشی به اسارت گرفته شدند

روز 17 آگوست 1945، دو روز پس از تسلیم شدن ژاپن،

اندونزی استقلال خود را اعلام کرد

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

اندونزی که زمانی «هند هلند» خوانده می شد، مانند اکثر کشورهای جنوب شرقی آسیا، صدها سال تحت تسلط استعمارگران غربی قرار داشت. این مستعمره هلند، بدلیل نزدیک اش با سواحل شمالی استرالیا و معادن گوناگونش از جمله نفت، برای ژاپن اهمیت ویژه داشت. گرچه هلند  خود در ماه مه 1944 مورد حمله سپاهیان آلمان نازی قرار گرفته و دولت هلند به لندن پناه برده و مقیم آنجا بود، معهذا نیروی های نظامی آن که در سوماترا و جاوه مستقر بودند، تا ماه مارس 1942 در برابر حمله ژاپن مقاومت کردند. ژاپن روز 11 ژانویه حمله خود را آغاز کرد. ولی هلندی ها مجبور شدند تسلیم هم پیمانان آلمان فاشیستی در آسیا شوند. تبلیغات ضد استعماری ژاپن ادعا می کرد که ژاپن «نور است ، حافظ آسیا و هدایت کننده آنست» و مردم اندونزی تحت تاثیر این تبلیغات، بر خلاف دیگر مناطق قاره، به ژاپنی ها خوش بین بودند (قابل توجه دوستداران حمله آمریکا به ایران .م) .

پیشروی نامنتظره نیروی نظامی ژاپن نیروهای استعماری هلند را نیز چون دیگر نیروهای استعماری مستقر در جنوب شرقی و شرق آسیا متحیر کرد. شکستی که برای نیروهای هلندی شرم آور بود، بخش عمده ای از مردم اندونزی را شاد ساخته بود.  در همان حال که احمد سوکارنو و دیگر ناسیونالیست ها دست همکاری بسوی ژاپنی دراز کردند سوسیالیست ها و کمونیست ها روی به مبارزات زیر زمینی آوردند. مردم اندونزی  چند ماهی امیدوار بودند که ژاپن بعنوان نیروی رهائی بخش به آنها کمک کند تا از یوغ استعمار رها گردند و استقلال خود را اعلام کنند. در حالی که ژاپن مطلقا به فکر اجرای چنین برنامه ای نبود. آنچه در برنامه ژاپن به صراحت آمده بود این بود که اندونزی باید بعنوان بخشی از «منطقه رفاه آسیای شرقی که منطقه بزرگتری است » تحت تسلط مستیقم نیروهای نظامی ژاپن اداره شود .

بازداشتگاه

ارتش ژاپن نخست در سوماترا، سلِبِس، بورنئو، در مولوک و تیمور شرقی اردوگاههای ویژه برای نگهداری از اسیران جنگی ایجاد کرد. مدارس، زندانها، زمین های وابسته به ایستگاه های قطار و صومعه ها همه تبدیل به بازداشتگاه شدند. سپس نوبت به جاوه رسید. اینجا نخست به سراغ آن اسرای جنگی رفتند که یا از متفقین بودند یا از شهروندان کشورهائی که با ژاپن می جنگیدند. در آنزمان اندکی کمتر از 300 هزار اروپائی در  مجمع الجزائر اندونزی زندگی می کردند، که البته در قیاس با 68 میلیون  ساکنان آن کشور رقم کوچکی است ( که امروز نزدیک به 230 میلیون نفراست). در حدود نیمی از هلندیها  تبار آسیائی ــ اروپائی داشتند که چون قبلا خود را جزو برجستگان اروپائی می دانستند رفتارشان با سکنان بومی پرتفرعن بود . ولی در بازداشتگاه این تفاوت ها بی درنگ از بین رفت.

ژاپنی ها در حدود 100 هزار هلندی غیر نظامی را بازداشت کردند، اکثرا در همان سال 1942. مدارس اروپائی را بلافاصله  تعطیل کردند و انتشار کلیه روزنامه ها و مجلات هلندی ممنوع ساختند. نخست بازداشتگاهها را با مردان 16 تا 60 ساله پرکردند، بعد نوبت به زنان رسید، کودکان و مردان سالخورده تر و همچنین  زنان و کودکان را در زندانهای مجزا نگاه می داشتند. ژاپنی ها  رویهم رفته د حدود 155 بازداشتگاه در مجمع الجزائر اندونزی ایجاد کردند. اکثر آنها در جاوه بودند. دلیلش هم این بود که بخش عمده اروپائی ها، قبل از جنگ، در آنجا زندگی می کردند. در پائیز 1942 در یک باز داشتگاه در حدود 2500 نفر زندانی بودند و در پایان جنگ 10 هزار نفر را در آن فضای تنگ جای داده بودند . زندانیان سه سال از جهان بیرون بی خبر بودند و تحت شرائطی زندگی می کردند که ماه به ماه بدتر می شد. در حدود 16800 نفر تاب تحمل این شرائط را نیاوردند و جان سپردند.

وضع بومیان بمراتب از وضع اروپائی ها و دورگه های آسیائی ــ اروپائی  بدتر بود. آنها که دعوی رهائی مردم را از چنگ استعمارگران هلندی داده بودند، برده دارانی بودند بی رحم که پیوسته انسان های بیشتری را به بیگاری (کار اجباری و بی مزد) مجبور می ساختند. از جمله برای جاده سازی، پل سازی، ساختن فرودگاه ها و سد سازی در آبهای ساحلی. کار سربازان ژاپنی تامین امنیت سواحل بود که مشکلی بود حل ناشدنی. سر فرماندهی ارتش ژاپن خبر داشت که نیروهای متفقین نقشه دارند در کنار مالایا و نیز سوماترا نیروهائی را پیاده کنند و از این طریق به اطلاعاتی دست یابند که برای تدارک پس گرفتن این مناطق ضروری بود . یک گروه زبده ( فورس 136) از  نیروهای انگلیسی که مرکز آن در سیلان بود ( که امروز سری لانکا خوانده می شود)  توانسته بود این نوع ماموریت ها ی خطرناک را انجام دهد. گروهای مقاومت از مالزی و نیز خبررسان هائی از اندونزی مدتی با این نیروی زبده انگلیسی همراهی می کردند. از آنجا که نیروهای ژاپنی قادر نبودند تمام سواحل را زیر نظر داشته باشند اعضای » فورس 136 » چند بار موفق شدند با زیر دریائی به آن سواحل نزدیک شوند و  خبر رسان های خود را پیاده و یا دوباره سوار کنند.

» ژاپونی کردن »  با شکست روبرو شد «

استعمارگران نو کوشیدند تا در اندونزی نیز هر چه سریعتر تمام نشانه های اربابان سابق را از زندگی اجتماعی حذف کنند. ژاپنی ها فرمانی صادر کردند که از تاریخ تعیین شده همه باید تولد » هیرو هیتو » امپراتور ژاپن را جشن بگیرند، ژاپن را بعنوان قدرت حامی و حافظ مجمع الجزائر اندونزی بپذیرند و تقویم و اوقات ژاپنی را بعنوان تاریخ و وقت خود تلقی کنند. هر فرد از ساکنان کشور، اعم از اروپائی  یا بومی، باید همه جا  و همه وقت به نظامیان ژاپنی احترام بگذارد و در برابر آنها سر تعظیم فرو آورد، که  در واقع بمعنی تحقیر اشخاص در ملاء عام بود.

در سپتامبر 1944 ژاپن برای آن که بتواند بخشی از نفوذ خود را در اندونزی حفظ کند، به تلویح و اشاره نشان داد که قصد دارد استقلال اندونزی را به رسمیت بشناسد. البته تاریخی برای کار اعلام نمی شد، هرچند که بمناسبات گوناگون دیدارهائی برای انجام مذاکرات، از جمله در سنگاپور روی می داد، که طی آن در مورد تشکیل کمسیونی براب تدارک استقلال نیزصحبت شد. قرار بود این کمسیون در آگوست 1945 در جاوه برپا شود. ولی دیگر دیر شده بود. در کنفرانس پتسدام که از 17 ژوئیه تا دوم آگوست بطول انجامید، متفقین تصمیم گرفتند تایلند، هندوچین، مالزی و هند ــ هلند  تحت فرمانُSouth East Asia Command   به فرماندهی  دریادار انگلیسی Admiral Lord Louis Mounbatten قرارگیرد. اندونزی شرقی و بورنئو تحت فرماندهی استرالیا قرار  گرفت. پس از آن رویدادهائی پشت سر هم رخ داد. روز 15 آگوست 1945 ژاپنی ها مجبور شدند در اندونزی نیز تسلیم شوند و دو روز بعد، احمد سوکارنو، استقلال اندونزی را اعلام کرد. معهذا نیروی نظامی ژاپن هنوز بخش مهمی از خاک اندونزی را تحت اشغال خود داشت. هلند کوشید تا  با استفاده از وضع آشفته داخلی  تسلط  دوباره خود را بر اندونزی بدست آورد و تا سال 1949 ناسیونالیست ها در گیر جنگ با خود کرد .

روسپیگری اجباری

در پایان سال 1991 خانم Kim Hak- Sun  ـ کره ای ـ که بعدا درگذشت ، لب به سخن گشود و برای نخستین بار در باره یکی از تاریکترین فصول جنگ تجاوزکارانه ژاپن در شرق و جنوب شرقی آسیا و منطقه اقیانوس آرام سخن گفت. تا آنزمان کسی در باره این موضوع سخن نمی گفت و قربانیان این تبهکاری دهها سال بدلیل شرم و  بیم از رسوائی و از دست دادن آبرو محکوم به سکوت بودند. سخن از 200 هزار دختر و زن جوانی است که از پایان دهه 1930 تا اواسط دهه 1940  در شبکه روسپی خانه های ارتش ژاپن  مجبور  به روسپیگری بودند و بطور مستمر و سازمان یافته مورد تجاوز وتحقیر جنسی  و غیر جنسی قرار می گرفتند. رویهم رفته 20 هزار اندونزیائی و هلندی فقط در مجمع الجزائر قربانی این اعمال اجباری بودند. جان بانینگ عکاس و هیلده جانسن روزنامه نگار با 50 تن از این افراد که  اکثرا بیش از 80 سال داشته اند گفتگوهائی صمیمانه و عمیق کرده اند که شرح حال 18 تن از آنان در کتاب  Comfort Women/ Troos Meisejes منعکس گشته است. چه متن کتاب و چه عکسهای آن سندی تاثیر گذار از این  دوران است که امید میرود 65 سال پس از پایان جنگ سیاستی که این انسان ها را چنین مورد  ستم قرارداد در سراسر جهان محکوم گردد و مورد نکوهش قرار گیرد.

http://www.jungewelt.de/aktuell/rubrik/geschichte.php

Advertisements

5 پاسخ

  1. سلام دوست داناي من
    اگه نيكلاي من(ماكياولي)درست گفته باشه كه:
    1-اگه مالي رو از دست داادید ناراحت نشيد چون قابل جبرانه
    2-اگه ابروتونو از دست داديد بازم ميتونيد جبران كنيد
    3- ولي واي به حال ملتي (دقت كنيد ملتي) كه شجاعتشو از دست بده
    واي به حال ما كه اگه بترسيم. به قولي:تجربه هميشه به نفع انسان نيست زيرا هيچ حادثه اي دو بار به يك شكل روي نميدهد

  2. ژاپنی ها توی چین هم جنایات عجیب و غریبی کردند.متاسفانه در وحشیگری رودست نداشتند.

  3. مطلب قابل توجه و بموقعی بود…
    اما می خواستم به نکته ای اشاره کنم که می شود مطالب مفصلی درباره آن نگاشت…
    اما اجازه بدهید درعوض، بمدت طولانی برروی آن فکرکنیم.
    نوشته بودید:
    «مردم اندونزی تحت تاثیر این تبلیغات، بر خلاف دیگر مناطق قاره، به ژاپنی ها خوش بین بودند»
    واقعیت اینست که مردم اندونزی الان هم بشدت به ژاپنیهای خوشبین هستند و آنها را پشتیبان خود می دانند!!

    کاری ندارم که امروز (یا 50 سال است که) ژاپن به اردوگاه سرمایه گذاری پیوسته و باید کلا ژستهای انساندوستانه داشته باشد؛ مقصود اینست که بطوراخص اندونزیایی ها به ژاپنیها خوشبین مانده اند (علیرغم وقفه هایی که قطعا در دوره جنگ و پس آن، در تداوم این خوشبینی رخ داده است)، باوجود تمام این جنایتها… و چرا؟
    جواب محتمل اینست که علاقه به خودی دراثر ظلم، نه به نفرت مبدل می شود…و نه حتی از بین می رود (که تبدیل به بیتفاوتی شود)؛ عوامل دیگری – هم – درکارند.

  4. این دیو درنده پشت بسیاری از چهره های بظاهر جذاب پنهان است. باید چشم بصیرت داشت و فریب ظاهر سازی ها را نخورد.لباس ها متفاوت است، ولی هدف یکی است : چاپیدن هر کس که زورش کمتر است .

  5. قتل عام نانكين
    موصوعي مرتبط به مقاله اخير شما

    آنرا گوگل كنيد و در گوگل روي قسمت عكس برويد
    فاجعه در چين رخداده

    http://www.google.com/images?hl=en&source=imghp&q=nanking+massacre&gbv=2&aq=0&aqi=g8&oq=nankin&gs_rfai=&sout=1&biw=1003&bih=544

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s