آینده مسلمانان مقیم آلمان


آینده مسلمانان مقیم آلمان

کتابی که با جنجال

امروز در آلمان منتشر می شود

ترجمه رضا نافعی

در آلمان کتابی منتشر خواهد شد بنام » آلمانها خود را ریشه کن می کنند» انتشار قبلی بخش هائی از این کتاب در مطبوعات آلمان موجب مباحثات فراوان و اظهار نظر های شخصیت های سیاسی و اجتماعی  آلمان در باره محتویات و موضوعات مطروحه  در این کتاب شده است. از صدر اعظم گرفته تا برخی از وزیران کابینه. جمعبندی  کوتاه روزنامه یونگه ولت از این مباحثات این است که می خوانید:

» سارازین «عضو هیئت مدیره بانک مرکزی آلمان، اینک بدلیل اظهارات خود در باره یهودیان نیز زیر فشار قرار می گیرد. او که قبلا سناتور شهر برلن بود در مصاحبه ای با هفته نامه » ولت آم زنتاگ» گفته است: «ژنی هست که همه یهودیها آنرا دارند، باسک ها در اسپانیا ژن های خاصی دارند که موجب می شود بین آنها و دیگران تفاوت بوجود آید».
» گیدو وستر وله » وزیر خارجه آلمان که از گفته های «سارازین» سخت خشمناک است، در گفتگو با هفته نامه المانی » بیلد آم زنتاگ » گفت: «سخنانی که جاده صاف کن نژاد پرستی یا ضدیت با سامی گری باشند نباید به مباحثات سیاسی راه پیدا کنند».

«کارل تئو دور  تسو گوتنبرگ » وزیر دفاع آلمان  صلاحیت » سارازین » را برای عضویت در هیئت مدیره بانک مرکزی آلمان مورد تردید قرار داد و گفت: «هر سخن تحریک آمیزی  حد و مرزی دارد. «سارازین با این اظهارات شبهه برانگیز و نابجا  بوضوح از این مرز گذشته است. ولی «گاوایلر» نماینده مجلس از حزب سوسیال مسیحی از نظریات «سارازین» دفاع کرد و گفت: منتقدین نباید این شبهه را بوجود آورند که می خواهند مانع از آن گردند که دگراندیشی حقایق را بر زبان آورد، گرچه در تمام موارد نمیتوان با او هم نظر بود ولی در این مورد که مهاجرت به آلمان این کشور را با مشکلاتی روبرو ساخته که حل آنها برایش دشوار است، قبلا کسانی مانند هلموت اشمیت، اسکار لافونتن و رودلف آوگِشتاین سخنانی بمراتب سخت تر گفته اند». خانم » نکلا کِلِک» ـ جامعه شناس ـ که قصد دارد کتاب تازه و مورد مناقشه «سارازین» را که امروز، دوشنبه، منتشر می شود، معرفی کند، می گوید: » سارازین» با اظهارات خود نقش مهمی ایفا می کند. او با سخنان خود از ما مسلمانان می خواهد که در باره نقش خود در آلمان فکرکنیم . او را متهم کردن  به نژاد پرستی نادرست است، زیرا اسلام نژاد نیست، بلکه فرهنگ و دین است «.

در این کتاب «سارازین»  از جمله این نظر را مطرح می سازد که مهاجران مسلمان بدلائل فرهنگی مانند لهستانی ها، روسها یا آسیائی ها در جامعه آلمان( انتگره ) حل نمی شوند. افزون بر این نویسنده هشدار می دهد که گویا هوشمندی عمومی در آلمان کاهش می یابد. چرا؟ چون  خارجیان  مسلمانان که بطور سنتی نزدیکیشان به فرهنگ کم است زاد و ولدشان نسبت به آلمانها و دیگر خارجیانی که پیشینه اسلامی ندارند زیاد است.

گروه های گوناگونی اعلام کرده اند که امروز از ساعت ده صبح به بعد، در برلین ساختمان  مرکزی کنفرانس های کشوری، علیه معرفی این کتاب اعتراض خواهند کرد. از جمله اتحادیه: افرادی که تحت تعقیب رژیم نازی قرار داشته اند اتحادیه ضد فاشیستها . این سازمان ها طی  فراخوان های خود اعلام کرده اند: تلاش برای ایجاد فضای مقاومت ستیزه جویانه بر پایه این ادعای بی اساس که گویا فرهنگهای بیگانه بر آلمان تسلط می یابند ، آدمی را بیاد نشریات حزب » ناسیونالیست آلمان » و یا نشریات نژادپرستانه  دیگر سازمانهای  راستگرایان مردم فریب می اندازد .این تظاهرات از حمایت سیاستمداران احزاب سوسیال دموکرات و سبزها نیز برخوردار است. حزب سوسیال دموکرات مصرانه از     «سارازین » خواسته تا از عضویت این حزب استعفا دهد و اگراو این کار را نکند حزب مذکور خود اقدامات ضروری را در این جهت انجام خواهد داد.

http://www.jungewelt.de/aktuell/rubrik/titel.php

Advertisements

23 پاسخ

  1. جاي تاسف است كه با يك نظر اينگونه برخورد مي شود٠نه آقاي وستروله ونه آنهاي ديگر حق ندارند كه جلوي اظهارنظر ديگران سد ببندند٠حتي اگر آنان حامل انديشه ي نادرستي باشند٠ واما معيار درستي و نادرستي دركجاست ؟ اينجاست كه توده هاي مردم با شنيدن ويا خواندن اينگونه نظرات خود قضاوت خواهند كرد٠در ضمن كل يك نظرراهم يكجا وبه يكباره نمي شود ردكرد٠چه كسي منكر اين واقعيت ميشود كه سهم خارجي هاي با تبار اسلامي در زندانهاي آلمان بادرصد اجتماعي آنان همخواني ندارد٠اينكه همه ي مشكلات را به ژنها نسبت بدهيم البته كه درست نيست بلكه بايستي مشكلات را در حوزه هاي فرهنگي وپيش زمينه هاي آن جستجو كزد ونه در ژنها٠ديگراينكه قرار نيست كه همه ي انسانهابه عقايد هم احترام بگذارند ولي بايد كه همه ياد بگيريم كه عقايد ديگران يعني دگرانديشان را تحمل كنپم واز پيش رد نكنيم٠
    با سپاس از آقاي نافعي ي عزيز به خاطر ترجمه هاي خوب وبه موقع٠

  2. گرچه خودم با نزاد پرستی موافق نمی با شم و پوست خودم سفید نیست با گفته نویسنده در مورد سقوط فر هنگی اسلامی بودن جا معه کشورهای اسلامی و بخصوص کشور های مها جر پذیر موافق می باشم . من انرا هر روز در یکی از شهر های امریکا ی شما لی هر روز از نظر بی نظمی جامعه و پا یین امدن سطح خدمات داده شده در ادارات دولتی که کارمندان غیر بومی و مهاجر دارند می بینم. و همان مغا زه ها و رستوران ها مانند کشور ی که از ان گریخته و امده اند می باشند و مثل کشور اصلی خود رفتار و لباس و کار انجام می دهند.

  3. عبدالعظیم پویا

    (( او را متهم کردن به نژاد پرستی نادرست است، زیرا اسلام نژاد نیست، بلکه فرهنگ و دین است “.)) مستدعیست یکی از فرهیختگان بیشمار سر ما منتی بگذارد و مستندا بفرمایند که در این جمله کجتیش اشتباه است و عدم صحت این برداشت را حملا تشریح بفرمایند. البته این جمله درست و راستین دال بر صحه گذاشتن به تمام ترهات ایشان نیست. این جمله درست و راستین بازگو کننده حقیقتی انکار ناپذیر است. رهایی از دگم یکی از آرزوهای برآورده نشده بشریت است. در حاشیه باید عرض کنم که این سروصدا بهترین و موئثرترین تبلیغ مفتکی برای پر فروشی این کتاب است.

  4. اگه به آزدي بيان باور داريم
    يعني تحمل خوندن
    اينجور کتابها داشته باشيم
    اما اگه مرز حد براي آزدي بيان
    قايل بشيم تنها يک دروغگو بيشتر
    نيستيم

  5. مسلمانان با ازدياد تواليد خود و كمكهاي عربستان سعودي با ساختن مسجد ومدرسه قرآن وتوليد طالبان و ارسال امام جماعت و دادن وام بدون بهره بمسلمانان دوآتشه اروپا و با زبان بريدن و سربريدن منتقدين اسلام دراروپا و اسيد پاشيدن بصورت بيحجابها و ترساندن سياستمداران اروپا با بمبگذاريها پرچم اسلام در اروپا بلند خواهند كرد و فاتحه تمدن بشر را خواهند خواند .آنانكه از ترس فراگيري كمونيزم و بمنظور مقابله باآن بن لادن و خميني و علي شريعتي و لشگر صحابه بسيج كردند وسنگ قبر اسلام را برداشتند و اين پديده زيان بار را رها وبجان بشريت و تمدن دنيا انداختند بيايند چاره اش كنند!!! اين بار اين هيولا نه فقط با شمشير بلكه با در دست داشتن بمبهاي اتمي تخم نيكويي را از روي زمين بر ميدارد.نشانه اش اينستكه خيرخواهاني كه مشكل را درك وقصد چاره جويي دارند بنژاد پرستي متهم و زبانشان بسته و از اعمالشان جلوگيري ميگردد.

  6. تخصص این آقای سارازین در امور اقتصادی است و نه جامعه شناس. در نتیجه کتابی هم که نوشته در واقع منافع اقتصادی آلمان را در سالهای آینده دارد پی ریزی می کند. و این از بین بردن هزینه بیکاری است. فردا که قوانین را عوض می کنند هر آلمانی فکر به این فکر خواهد بود که دست خارجی راکوتاه می کند در حالی که خودش این را در نظر نمی گیرد که وقتی کارش را از دست او نیز به این کمک هزینه بیکاری نیازمند است. اشتباه بزرگ سارازین این است که فقط به مسلمانان حمله کرد وگرنه این کتاب جاده صاف کن خوبی بود برای تعویض قوانین بیکاری جاری در آلمان. در قوانین زندگی خارجیان هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.

  7. اگر چه‌ خود یک ایرانی هستم و در اروپا زندگی میکنم ولی واقعا در اینده‌ این قاره‌اروپا بکشورهایی مبدل خواهد شد که‌ در آن ماشاهد سر بریدن و سنگسار زنان خواهیم بود اگر باین منوال پیش برود من خود باورمند به‌ سوسیالیزمم ولی واقعا کوچ عمدی از کشورهای اسلامی باروپا و پرداخت هزینه‌ این کوچهای دسته‌جمعی از جانب سازمانها و دول اسلامی منطقه‌ خاورمیانه‌ سبب خواهد شد که‌ آزادی و بشریت از این قاره‌ هم رخت بر بندد الخصوص این زاد و ولد سریع و بیشمار مسلمانان و سوءاستفاده‌ از این امکانات مالی اجتماعی وپرورش فرزندان متعصب مذهبی توسط خانواده‌هایشان و راهیافتنشان بمقام سیاسی و پارلمانی این کشورها امکان بر قراری قوانین اسلامی در این كشورها در آینده‌را بسیار محتمل خواهد کرد از طرفی حرکت نقطه‌ مقابلش هم یعنی بیداری مجدد فاشیزم و نازیسم و راسیسم اروپایی برای حفط هویت ملی خود هم امکان خواهد داشت .

  8. حرف و نوشته آقاي سارازين بسيار عالي و منطقي است. اگر اروپا بويژه آلمانها به فکر چاره نيفتند، دير يا زود مهاجرين که عموماً مسلمانند و در بي نظمي، تعصب و ناداني شهره هستند، بار خود را خواهند بست و آن وقت است که بايد فاتحه فرهنگ و تمدن و اخلاق و انسانيت و شرف و وجدان را خواند. آنچه ايشان نوشته، درد گراني است که وبال جامعه آلمان شده و چيزي نمانده که آن را از بيخ برکند. مسلمانان مهاجر از سوي تندروهاي وهابي به سختي هدايت و حمايت مي شوند. همين دليل کافي است تا اروپا به خود آيد و دست از شعار مسخره حقوق بشر و آزادي و… اين جور ترهات دست بردارد و آينده بشريت را دستخوش اين شعارهاي مسخره نکند. اگر مسلمانها در آلمان قدرت بگيرند، آن وقت اروپايي ها بايد خود را براي کلفتي در خانه بيضه داران اسلام آماده نمايند. زنانشان به عنوان کنيز در خدمت مسلمانان قرار گيرند و مردانشان نيز کمر همت بسته و نوکري بيضه داران را بر عهده گيرند. اي آلمانها! به خود آييد و با پيروي از انسان روشن انديشي همچون سارازين، آينده خود و دنيا را تباه نکنيد. اين را يک ايراني به شما مي گويد، کسي که مي داند اسلام چيست و مسلمان کيست!

  9. rastash man ham mitarasam az inke mosalmanha inja ghodrat pyda konanad yek bar guleshan ra dar vatane awaleman khordim wa keshvar ra az diktatori gerefte be daste diktatore asre hajari dadim ke majbur be farar shodim az inja be koja farar konim? dar Iran ham az emkanate kami ke ba mobarezate khastegi napazire saliyane deraz be dast aworde budim sue estefade kardand wa mardom ra fariftan wa chon hich emkani ham be neweshtehaye in asre hajariha be barakate sansure mlukane nabud bavareshan kardim wa anham ta jai ke tavanestand harfhaye ghashang zadand wa ta amadand sare kar maske gusfand ra bardashte wa chehre gorgeshan ra neshaneman dadand ke hanuz ke hanuz ham hast darand ma ra midarnd, wa hala kareshan be jai reside ke dojaye motemaden ra ham mikhahand dar dast gerefte wa be ghahghara bekshand. har chand ke khodam niz dar in keshavar be elate irani budan mosalman be hesab miayam wa az mazrate anham barkhordaram wali be hame inha aslan delam nemikhahad ke eslam dar inja ham be ghodrat berese. barnamei ke dishab az (agar eshtebah nakonam) Deusburg bud ke almaniha khodeshan ra dar aghaliyat mididand ke az tarafe mosalmanha diskriminiert mishand man ra ham tarsand wa diddane rishe anha hale man ra be ham mizad wa tars ra dar vujudam ehsas mikardam.

  10. شماها نظرتان که از آقای سارازین هم شدید تر است. خوبه آلمان دست شماها نیست

  11. رضا بایگان

    چندین سال است که در المان زندگی می کنم ، چندسالی پیش آنگاه که درس می خواندم ما را به ادره پلیس برای اشنائی به مشکل جوانان بردند . در کنار مطلب بگویم که من تعلیم و تربیت در المان خوانده ام
    مامور یا پلیس راهنمای ما بر اساس امار اعلام می کرد که بنسبت جمعیت ، میزان خلاف ترک ها در پائین ترین سطح ممکنه است .
    تجربه من در کار ثابت می کند که خلاف کاری مهاجرین شرق اروپا بیشتر از مسلمانان است .
    البته از ارپای غربی بندرت مهاجر به المان داریم ، مگر ایتالیائی ها که قصه انها مشخص است .
    در هر حال من این کتاب را نخوانده ام و بر اساس نخوانده هم نمی شود نظر داد .
    ولی در امار منتشره خود المانی ها میزان حیوانات خانگی از کودکان خیلی بیشتر است .
    در کنار این مطالب یکی هم اینکه المانی ها نسل فعلی علاقه ای به داشتن فرزند ندارند .
    امار طلاق بالا است و ساختار خانواده بهم خورده است

  12. اسلام را باید آنطور که صادق هدایت گفته به این اروپاییهای نفهم از ما احمق تر فهماند!آنچه اسلام به ایران داد:نوشتاری از صادق هدایت
    ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم، ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند و بجاش فقر و پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.

    چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند.

    برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.

    …، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن میشویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.

    … , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد و پیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

    تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پستترین جانوران نمیکنند.

    عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

    این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!

    تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حذف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سر و کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند و یا تحویل بدهند.

    سرتاسر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت، جهل، تعصب، فقر، جاسوسی، دوروئی، دزدی، چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.

    … اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را میبلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.

    مگر برای ما چه آوردند؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.

  13. از یه گروه آدم سرگرم میشم، ایرانیهایی که موفق به فرار از زندان جمهوری اسلامی شدند، در جامعه جدید اروپایی حل شده‌اند، خود را موجودی ذاتا اروپایی که تصادفا در ایران متولد شده میدانند، و در نهایت با روند فرار باقی مردم اسیر در ایران رفتار مخالفت‌آمیز نژادپرستانه دارند!:دی

  14. اسلام ارتجایی یا باید معتدل شده ورفرم درآن صورت پذیرد و در غیراین صورت بر اثر آگاهی مسلمانان به تدریج زیر سوال رفته و نابود خواهد شد .اسلام با آن دیدگاه ارتجاعی و صدها ایراد اساسی وغلط دیگر نمی تواند به سمت گسترش پیش رود بلکه بتدریج به سمت نابودی و ضعیف شدن پیش خواهد رفت .

  15. وای بر ما. دیگر نه تنها نمی توانم دهان آنانی را که می گویند, خلایق را هر چه لایق ببندم, بلکه باید برای یکسری به اصطلاح دموکرات و آزادیخواه هم قوانین دموکراسی و آزادی را بازگو کنم. واقعا که بعضی از انسانها وقتی سالها هم در آزادی و دموکراسی زندگی کنند, همان تفکر آخوندی خود را در سر می پرورانند و چیزی یاد نمی گیرند. چرا دیگر بعضی از شماها با آخوندها مخالفید! هر چه اینجا نوشته اید تفکریست آخوندی.
    اولین قانون قابل آموزش که بارها دموکراتها و آزادیخواهان به آن اشاره کرده اند, احترام به انسان است, بدون در نظر گرفتن جنسیت, نژاد, آیین, رنگ, … وغیره. حال اگر فردی به دلیل رنگ پوست, آیین, … بر انسانی دیگر بتازد و فحاشی کند, وظیفه ی بی برو برگرد دیگر انسانهای آزادیخواه جز بر سر جای خود نشاندن آن فرد نخواهد بود.

    و تا زمانی که ما برای انسانهای آن مرز و بوم احترامی قائل نباشیم, چون ترک, مسلمان, بلوچ, بدون کت و شلوار کراوات… هستند, همین آش و همین کاسه خواهد ماند و رژیم بعدی هم شارلاتانی دیگر. عزیزان من, شما باید به انسانها فرهنگ آزادی, آزادیخواهی, … و دموکراسی بیاموزید نه اینکه خود آنرا پایمال کنید.
    دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را
    با اجازه لسانالغیب

  16. پرويز رمضانپور

    شكي نسيت كه بسياري از مشكلاتي كه آقاي سارازين به آنها اشاره كرده واقعيت دارد ولي يك ظرب المثل فارسي را فراموش نكنيم ( نبين چي گفت ، ببين كي گفت ) فراموش نكنيم كه آقاي سارازين كيست و چه مسئوليتهائي داشته ، آقاي سارازين يكي از صاحب منصبان سيستم سرمايه داريست و من شك دارم كه ايشان واقعا دردهاي اجتمائي را تجربه كرده باشد ، باز تكرار ميكنم كه بسياري از مشكلاتي كه ايشان به آنها اشاره كرده عين واقعيت است ولي بايد ديد هدف ايشان چيست ، حد اقل ما ايراني ها اين را خوب تجربه كرديم كه چگونه ميتوان اهدافي را در پشت سخناني جذاب و عنوان كردن مشكلاتي كه براي همه قابل لمس است پنهان كرد.
    بهر حال بهتر است ابتدا منتظر كتاب باشيم و با مطالعه همه مطالب وتجزيه تحليل جامع تر قضاوت كنيم .

  17. عزیز من آقای پرویزخان لطفا کامنت بالا را بخوان. از همه مهمتر این است که طرف چه بگوید. من زبان شما را می برم, دست وپای شما را خرد می کنم و به چاهی می اندازم بعد می گویم آره دست که نداره حرف هم که نمی تواند بزند بهتر است خاک هم بر رویش بریزم که دفن شود! عزیز من سخن خیلی مهم است. من هم می توانم سند بیاورم که خیلی از سخنان آقای احمدی نژاد ذلت باراست بعد شما می آیید و می گوید اگر موسوی چنین چیزی را بگوید عالیست. سر خود را دارید کلاه می گذارید یا از این دسته های ایرانیان در اینجا هستید که مردمان جهان سوم را نادان و قابل کشتار جلوه می دهند تا تاراج و کشتار ادامه پیدا کند! کدامیک از گفته های آقای سارازین به نظر شما درست است وقتی او و دیگران در قبل زبان مردم را بریده, دماغشان را به خاک مالیده, شور زندگی را از آنان گرفته ووو حال می گوید آنان انسان نیستند. من قطعاتی از کتاب را که از طریق دوستان به دستمن رسیده خوانده ام. جز آمارهای دروغین و سخنان غیر انسانی در آن نمی بینید. احتمالا شما هم جز آن افرادی هستید که می گویید خلایق را هر چه لایق. چه بگویم که در هر یک ازما آخوندی یا شاهی کمین کرده است. اما خودفروختگی سخنی دیگر است.

  18. پرويز رمضانپور

    جناب مازيار ، با سپاس فراوان از اظهار لطف شما ، نميدانم شما در آلمان زندگي ميكنيد يا نه ، از كجاي نوشته من شما اينطور برداشت كرديد كه اگر احمدي نژاد بگويد غلط است و موسوي بگويد درست است !!!؟ من ميگويم تنها با چند جمله از كتاب سارازين كه دوستتان براي شما فرستاده نميشود در مورد كل كتاب قضاوت كرد ، من ميگويم آقاي سارازين با توجه به موقعيت اجتماعيش بعيد است كه از درد محرومان ، آوارگان …و…ووواطلاع داشته باشد ، من عرض كردم اول كتاب را بخوانيم بعد در موردش بحث كنيم ، نگفتم بخوانيم و تائيد كنيم ، اين را شما دليل بر خود فروختگي من ميدانيد شما بايد واقعا نابغه باشيد كه تنها با خواندن چند جمله از نوشته كسي بدون اينكه بفهميد چه نوشته اينگونه در موردش قضاوت كرده و نديده ونشناخته توهين كنيد.
    من گفتم بايد هدف سارازين از نوشتن اين كتاب را فهميد ، اگر در آلمان زندگي ميكرديد حتما دليل پيش فروش شدن ناگهاني كتاب سارازين را ميفهميديد ، تقريبا در تمام همه پرسيهائي كه تا كنون از مردم عادي جامعه آلمان شده نوشته هاي سارازين مورد تائيد قرار گرفته چه شما خوشتان بيايد يا بدتان بيايد ، من ميگويم بايد ديد چرا با هر آلماني حرف ميزنيم ميگويد سارازين حرف دل ما را زد ، اين را شما به حساب خود فروختگي من ميگذاريد ؟
    قبل از انقلاب در كشور ما داشتن دو كتاب نامه هاي لنين و كاپيتال ماركس دليل بر مترقي و روشنفكر بودن بود نكند متحول شديم و بي ادبي هم به آن اضافه شده ؟

  19. با تشکر از پاسخ شما, عزیز من آقای پرویزخان شما برایت مهم نیست که طرف چی گفته وگرنه من برای شما نوشتم که دارم کتاب او را می خوانم, شما می گویید ( نبين چي گفت ، ببين كي گفت ) پس با این کامنت جدیدتان باید برداشت کنم که حالا در مورد متن می خواهید سخن بگویید. من خوبه نصف بیشتر کتاب را تا اینجا خوانده ام و نظر می دهم. و باید بگویم مثل کتاب آقای سلمان رشدی که فاقد هر گونه محتوای ادبی بود این کتاب هم بیخود و بی جهت به قول خارجیها به بست سلر رفته. چون نه تنها محتوایی پوچ و قلمی ناتوان دارد, آمارهای آن من درآوردی و توسط انسیتوهای معتبر که این آمارها را بررسی می کنند, خالی از محتوا نامیده شده.

    الان سالهاست که حتی بسیاری از آمارهای درست مربوط به خارجیان را خود دست اندرکاران قبول ندارند, چون سیستم آمارگیریش غلط است. بطور مثال, آمار تخلفات افراد خارجی در آلمان به نسبت جمعیتشان بسیار بالاست. اما با نگاهی دقیق تر متوجه خواهیم چرا. اگر فردی وارد آلمان شود و در اینجا به هر دلیلی تقاضای پناهندگی کند, این شخص به عنوان یک خلافکار در آمار ثبت می گردد. و اگر شما هم ویزا بگیرید و به اینجا بیایید و بگوییم به جای دو هفته سه هفته بمانید و پلیس شما را بگرید دوباره شما هم در آمار تخلفات خارجیان قرار می گیرید و و و . وقتی فرد آدی آلمانی به قول شما چنین آماری را می بیند, که بجای اینکه مثل آلمانیها باید این آمار زیر ده درصد باشد ولی نیست و یکسری افراد هم که همیشه از آب گل آلود مشغول ماهیگیری هستند و به این آمار اشاره و اگر آتشی بپا کنند و بر آن بنزین بریزند, دیگر خود می دانید که چه می شود. و من هم واقعا زورم آمد که کتاب را بخرم برای همین دوظستان بصورت پی دی اف قطعه قطعه برایم می فرستند. و اگر دوباره سوالی داشتید در خدمت هستم. در ثانی من سوال تعجی کردم و شما را خودفروخته اعلام نکردم و گر نه باید همچون شما بگوییم, شما به من تهمت می زنید که من دروغگو هستم (اگر در آلمان زندگي ميكرديد حتما دليل پيش فروش شدن ناگهاني كتاب سارازين را ميفهميديد). پس بنابر این لطفا دقیق تر بخوانید. در هیچ زمانی هم داشتن کتابهای لنين و كاپيتال ماركس و غیره دليل بر مترقي و روشنفكر بودن فردی نبوده. و در حال حاضر هم به هر نوشته و کتاب و تفکر ووو احترام گذاشتن دلیل بر بر مترقي و روشنفكر و دموکرت بودن, نیست. هر آنچه در گذشته بوده هنوز هم پابرجاست و چیزی بهش اضافه نشده. من بحد کافی با جامعه, تاریخ, …, و مردم آلمان بر خلاف بعضی از به اصطلاح نخبگانی که از همانجایی که آقای احمدی نژاد دیپلم گرفته, آشنایی و مطالعه دارم, ولی با این وجود همیشه مشغول یادگیری هستم, چون می دانم که افق ناپیداست. حال منظورتان این است که منتظر بمانم که شما هم کتاب را بخوانید! این هم یک سوال بود.

  20. این واضح است که هرکس به هر شیوه نسبت به یهودیان جبهه گیرد و از آنان انتقاد کند، منفور میشود و متهم به نژاد پرستی.
    به امید نابودی فراماسونری و صهیونیزم…

  21. آقای سواستیکا
    شما هم اگر ذره ای از این کتاب را خوانده بودی و می فهمیدی که ربط زیادی به یهودیان ندارد, چنین چیزی را نمی نوشتی. در ثانی, آنانی که امروز با چماقداران هستند, فردا چماق مهمان آنان خواهد بود. اگر فکر می کنید این غلط است, از میر حسین موسوی, خاتمی, … و غیره بپرسید.
    آقای نافعی نوشته است: تا شقاوت هست, سرکشی بایدکرد, ولی خوب سرکشی چیزی را عوض نخواهد کرد و سرکشی شما و شاید هم بر سر کار آمدن افرادی چون شما همانطور که نوشته اید کشتار انسانهای دیگر را به همراه خواهد آورد. تا جنایت هست, تلاش در نابودیش باید کرد.

    این هم یک ویدئو برای آنانی که به انتظار حمله خارجیان به ایرانند.
    http://www.spiegel.de/video/video-1058824.html

  22. پرويز رمضانپور

    جناب مازيار ، استنباط بنده از نوشته شما اين است كه قبول كرديد كه در اين موارد يا اين مواقع بهتر است بدون خصوصي كردن موضوع بحث و تبادل نظر كنيم .
    در ارتباط به اين بحث اتفاقات جالبي افتاد كه تصور ميكنم بد نيست به عرض شما و ساير دوستان علاقمند برسانم .
    ديروز براي رزرو اين كتاب به يك كتاب فروشي رجوع كردم ، مدير كتاب فروشي ميگفت تنها در يك روز بيست و پنج هزار جلد از اين كتاب به فروش رفته و در هيچ كتاب فروشي در آلمان حتا يك نسخه از يكصد هزار نسخه چاپ اول اين كتاب باقي نمانده .
    در آمارهائي كه فرستنده هاي مختلف تلويزيوني آلمان گرفتند تا نود در صد مردم به نوعي از نوشته هاي آقاي سارازين دفاع كردند .
    ديشب آخر شب در كانال سراسريZDF آلمان جلسه مباحثه اي با آقاي سارازين ترتيب داده شده بود و اتفاقا همين ايرادي كه شما در مورد آمارهاي ايشان گرفتيد مورد بحث قرار گرفت ، آقاي سارازين توضيح داد كه تمام اين آمارها مربوط به سال 2005 است ، به آماري كه آقاي سارازين در مورد تركيب و تعداد جمعيت آلمان در صد و بيست سال ديگر اشاره شد ، نكته بسار جالب اين بود كه موسسه آمار فدرال آلمان در اين مورد تحقيق كرده و نظرش را به شرح زير اعلام كرده .
    اصل بر اين است كه براي صدو بيست سال آينده يعني اين مدت طولاني نميشود آماري را تجزيه و تحليل كرد ، اين موسسه در يك مدل تحقيقاتي به صد و بيست سال پيش باز گشت نتيجه اينكه آلمان ميبايست امروز جمعيتي برابر با مجموع جمعيت آلمان ، اتريش ، فرانسه و ايتاليا داشته باشد ولي اتفاقات غير قابل پيش بيني مانند وقوع دو جنگ جهاني ، بيماريها ، بلاياي طبيعي و پيشرفت طب در علم كنترل جمعيت از جمله به بازار آمدن قرص ها و وسائل جلو گيري از بارداري مانع اين امر شد .
    يكي از شركت كنندگان مخالف آقاي سارازين در اين گفتگو به آماري اشاره كرد كه فرزندان مهاجرين افغاني ، عراقي و ايراني به ترتيب در صد بالاتري در تحصيلات پيش دانشگاهي نسبت به كودكان المان الاصل داند ولي با كمال شرمندگي براي ما ايراني ها هموطنان ما نسبت به جمعيتشان بسيار بيش از تركها وابسته به كمك مالي دولت براي زندگي هستند .
    بنظر بنده هيچكس به اندازه خود مهاجرين و بخصوص مسلمانان در بوجود آمدن امواج ضد خارجي و ضد مسلمان در اروپا و يا حد اقل در آلمان يعني كشوري كه در سي سال گذشته محل سكونت من بوده مقصر نيستند .
    من مدتها در شهري كوچكي در آلمان به خواهش پليس گاه وبيگاه كه گذر هم وطني به پليس مي افتاد نقش مترجم را ايفا ميكردم كه بجرات اين دوران را دوران تلخ زنگيم ميدانم چون بقول ما ايراني ها يك من ميرفتم و صد من برميگشتم .
    اثبات اينكه سارازين درست ميگويد يا غلط به من يا دوستتان يا هر هم ميهن ديگر هيچ تاثيري بر برداشت جامعه آلمان از گفته هاي او ندارد ، اگر ميتوانيد از اين اكثريت مطلقي كه ادعاهاي اين فرد را حرف دل خودشان ميدانند بپرسيد چرا با خارجي و بخصوص مسلمان مخالفي ، اينكه سارازين از انتشار اين كتاب حسن نيت دارد يا سوء نيت هم ديگر فرقي نميكند چون كتاب تاثيرش را گذاشته و به شما قول ميدهم كه يكي از پر فروش ترين كتابهاي تاريخ آلمان بشود مطمئنم كه شما هم قبول ميكنيد كه اگر نوشته هاي سارازين بدل مردم ننشسته بود اينطور براي خريد كتابش سر و دست نميشكستند ، آنهم آلماني ها كه براي خرج كردن هر يوروشان دو بار فكر ميكنند .

  23. عزیز من آقای پرویز خان,
    اولا اگر ثابت کردن نظریه ای بر این باشد که چند فرد آن نظریه را قبول دارند, بنابراین آقای احمدی نژاد و جمهوری اسلامی به حق بر آن مملکت حکومت می کنند, چون به گفته ی خودشان بیشتر از نود وهشت در صد به آنان رای داده اند. و حتی امروزه بسیاری از مسلمانان هم برای اثبات درستی دین خود یک میلیارد و اندی را دلیل می آورند ووو. پس بنابراین حتی اگر مثل جمهوری اسلامی نود وهشت درصد هم با آن موافق باشند دلیل بر درستی یک نئوری نیست.

    نمی دانم آنوقت که آقای سلمان رشدی کتابش بیرون آمد شما هم به دنبال خواندن آن بودید یا نه؟ من می توانم بگویم, من بوده ام و بعد از خواهش از یکی از دوستان که این کتاب را خریده بود و به من قرض داد,چون پیدا نمی شد, موفق به خواندنش شدم. نمی دانم کتاب را خوانده اید یا نه ولی خوب من توصیه می کنم نخوانید. درثانی نمی دانم که کتابی از هیتلر خوانده اید یا نه؟ بنده با کمال احمقیت می توانم بگویم بله و خود می دانید که این کتاب هم در زمانی خواستاران بسیاری داشته و نه تنها در آلمان و همسایه های آلمان. پس بنابر این این هم خارج از گود است.

    نمی دانم تا چه حد به جامعه آلمان و خارجیهای مقیم آن آشنایی دارید من هم مثل شما در زمان دانشجویی و چندی بعد از آن برای هموطنان مترجمی می کردم و نامه های اداری برایشان می نوشتم. و حتی بسیاری هم مدارک کاری خود را به همراه می آوردند که برایشان رزومه یا درخواست کار به شرکتی بنویسم و با کمال شادی و سرور این کار را برایشان انجام می دادم و شاید هم بعضی اوقات پیش می آمد که نظریاتمان با هم فرق می کرد ولی خوب دوران قشنگی بود و من هم با بسیاری از مشکلات آنان که بعدها هم کم و بیش مشکلات من شدند آشنا شدم. بطور مثال به گفته ی خود شرکتها یک سوم درخواستهای کاری شهروندان خارجی در اولین مرحله به علت خارجی بودنشان حذف می شود که دست اندرکاران از رقمی بالای هشتاد درصد سخن می گویند. و یکی از دلالیلی که خود به آن اشاره کرده اید که ایرانیان و غیره با وجود آکادمیک بودن از اداره سوسیال یول می گیرند, همین است. . پس بنابراین سخن خانم مرکل که می گوید فرهنگ اطلعات و درس خوانی را در خارجیها باید بالا ببریم به جایی نخواهد رسید, بلکه باید فرهنگ آلمانیها را بالا برد.

    بله آقای رمضان پور یکی دیگر از مشکلات بزرگ این مملکت هم همین است. کارکنان ارگانهای دولتی مثال پلیس, اداره کار, وزارت خارجه, داخله, … و اداره مالیات باید بازتابی از جامعه باشند یعنی کارکنانی غیر آلمانی هم داشته باشند که خود می دانید که اینطور نیست. سخن شما (اثبات ایکنه سارازین درست می گوید یا غلط یا هر هم میهن دیگر هیچ تاثیری بر برداشت جامعه آلمان از گفته های او ندارد, …)

    کاملا مضاعف مخالف است با سخن من و استنباط قبلی شما بر این مبنا که خارجیها خود مقصرند. عزیز من این دول سالها در تلاش پیشبرد اهداف خود در خارج و داخل تلاش کرده اند و در حفظ قدرت خود و نادان جلوه دادن ممالک کوشیده اند یا با حکومتهای دستنشانده و یا با کودتا.

    بعد از اتمام شوروی هم قطب ترور مسلمانانی که خود ساخته اند را برپا کرده اند, حال این سخنی دیگر است. در هر صورت از زمان نابودی شوروی, تقریبا در همه ی دانشگاهها به یکسری خانم هایی(اکثرا) که از جهان سوم یا کشورهای اسلامی می آیند کارههای به اصطلاح تحقیقاتی داده شده که از قبل کتاب آن نوشته شده است و آنان فقط اسمشان را امضا می کنند و در آخر هم به آنان تیتل دکترا یا پروفسور می دهند و اگر هم مشکلی پیش بیاید از آنان نقل قول می کنند که حرف ما درست است بر اساس کتاب یا تز فلانی.

    و همه ی ما هم این افراد را در اینجا می شناسیم و افراد مطلع سخنان اینان را بی ارزش می نامند. عزیز من الان سالهاست که افراد مطلع و نه این به اصطلاح نخبگان که فقط از اسمشان استفاده می شود, راهها و قانونهایی را پیشنهاد کرده اند که دولت با اشاره به این به اصطلاح نخبگان قانونها و راهها را رد کرده است. و این عذر می خواهم, نامردیست اگر فقط یکطرف را مسئول بدانیم و واقعیت هم این است که از نظر نخبگان واقعی بیشتر دولت و ارگانها در وضعیت کنونی و ایجاد آن مقصرند. و این وظیفه ی من, شما و دیگر دوستان انسانیست که این تفکر غلط را در جامعه گوشزد کنیم و حتی از بین ببریم. هیچکس قاتل یا جنایتکار بدنیا نمی آید.
    سارازین
    در ثانی ژن مسلمانی یا یهودی و غیره یعنی چه؟ پس به گفته ی آقای سارازین یک فرد در اندونزی با یک فرد در عربستان دارای یک ژن مسلمانی همسان می باشند که دلیل بر کودن بودن آنهاست. به به, چقدر زیبا گفته!
    من هم اگر کتابی بنویسم که ایرانیان سرآمد زمین هستند و از آمارهای دروغین استفاده کنم و در تمامی روزنامه ها , تلویزیون و رادیو در موردش در ایران سخن بگویند, پر فروشترین کتاب ایران خواهد شد. این چه چیز را ثابت می کند؟

    و اما سخنی با شما. عزیز من, شما با سوالی بهتان برخورد و سخن از ناسزاگویی و تهتمت زدن توده ای و دروغگویی به دیگران جواب دادید, چطور می توانید ساکت بنشینید که فردی به نام سارازین به خاطر ژن مسلمانی و یا یهودی بودن, انسانها راکودن بنامد؟ شما از میلیاردها انسان هم والاترید!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s