شباهت های ناگزیر میان دو کودتا در ایران و ترکیه


شباهت های ناگزیر

میان دو کودتا، در ایران و ترکیه

روزنامه آلمانی یونگه ولت

ترجمه رضا نافعی

صبح 12  سپتامبر 1980مردم ترکیه با این خبر رادیو از خواب بیدار شدند: «ارتش بخاطرمصلحت کشور و حفظ تمامیت آن، زمام قدرت را بدست گرفت». چنین بود که مهر سومین کودتا در تاریخ مدرن ترکیه بر جبین این کشور کوبیده شد. این کودتا تقریبا همان نقشی را ایفا کرد که ایجاد جمهوری ترکیه بر ویرانه های امپراتوری فروپاشیده  عثمانی،  در سال 1923، بازی کرد.

شمارش معکوس برای کودتا با انتشار اولتیماتوم ستاد فرماندهی ارتش در اول ژانویه 1980 آغاز شد. با این مضمون: «ملت ما بیش از نمی تواند متحمل سوءاستفاده  کسانی از آزادی های مندرج در قانون اساسی کشور گردد که بجای سرود ملی  سرود انترناسیونال سوسیالیستی را می خوانند، کسانی که قصد دارند  نوعی از فاشیسم، هرج ومرج، ویرانی و جدائی طلبی را جایگزین   نظام دموکراسی کنند.»

از احزاب حاضر در مجلس خواسته شد اختلافات خود را به یکسو نهند و در کشور ایجاد ثبات کنند. گرچه  در اکتبر 1979 سلیمان دمیرل، سیاستمدار محافظه کار بجای بولنت اجویت  بر مسند نخست وزیری نشست، ولی حزب  عدالت که او در راس آن قرار داشت  فاقد اکثریت بود و دولت او مجبور بود برای ادامه حکومت بر حزب فاشیستی جنبش ملی به رهبری آلپ ارسلان ترکش و حزب اسلامی رفاه به رهبری نجم الدین اربکان  تکیه کند. نمونه بی ثباتی پارلمانی این بود که مجلس پس از 120 بار رای گیری موفق به انتخاب  رئیس جمهور جدید نشد.

وضع اقتصاد کشور اسفناک بود. در اثر افزایش بهای نفت در سال 1974 بدهی خارجی ترکیه  به 20 میلیارد دلار جهش کرده بود، نداشتن ارز ورود ضروری ترین کالا ها را غیرممکن ساخته بود.  فقدان مواد خام و نبودن قطعات یدکی موجب خوابیدن صنایع گشته بود. اعتبار بین المللی ترکیه چنان سست شده بود که دیگر از بازار جهانی هم نمی توانست وام  بگیرد.  برای پیشگیری از ورشکستگی، دولت با صندوق بین المللی پول وارد مذاکره شد و صندوق حاضر به پرداخت وامی به مبلغ سه میلیارد دلار به ترکیه شد، اما به آن شرط که شرائط بانک را بپذیرد. این شرایط عبارت بودند از: لغو حق اعتصاب و حق تعیین دستمزدها، ثابت ماندن میزان دستمزدها و حقوق ها، خصوصی سازی، کاهش ارزش پول ترکیه، کاستن از بودجه دولت برای امور اجتماعی، بهداشت و فرهنگ، کاستن ازیارانه های دولتی برای مواد غذائی. بدستور دمیرل، نخست وزیر ترکیه، این برنامه از روز 24 ژانویه به اجرا گذاشته شد و تورگوت ازال رئیس اتحادیه کارفرمایان ترکیه  مامور اجرای آن گردید. و باین صورت با پذیرش اقتصاد درهای باز، نئولیبرالیسم به ترکیه راه یافت و سیاست اقتصادی ترکیه از اساس تغییر  کرد. حاصل آن تورمی بالای 100 در100، اخراج وسیع کارگران و خصوصی سازی بود که به اعتصاب کارگران عضو  اتحادیه کارگران صنایع فولاد، شیشه و نساجی انجامید. در ماه سپتامبر 55 هزار کارگر در اعتصاب بودند و 300 هزار کارگر دیگر خود را آماده پیوستن به اعتصاب کرده بودند. با این زمینه روشن شده بود که تا «دست آهنینی» بکار نیفتد برنامه صندوق بین المللی پول قابل اجرا نخواهد بود.

تدارک خونین کودتا

رخدادهای خیابانی و خشونت بار سیاسی در نیمه دوم دهه هفتاد که پیوسته روبه فزونی بود و تا پائیز 1980 به قیمت جان 5هزار نفر تمام شده بود، مردم را سخت نگران کرده بود. گرچه برخی از گروه های چپ به تبلیغ نبرد مسلحانه روی آورده و به بانک ها حمله می کردند ولی این خشونت چپ گرایان واکنشی بود در برابر ترورهای فاشیستی. فقط در تابستان 1980 ماهانه بین 150 تا 200 قتل سیاسی صورت می گرفت که حتی بر اساس تخمین های محتاطانه سه چهارم آنها کار گروه»گرگهای خاکستری»، یعنی سازمان جوانان حزب فاشیستی جنبش ملی بود.  «زندان میدان سربازگیری ما بود که در آن به اعضای خود فن جودو، کاراته، ساختن بمب می آموختیم و به آنان آموزش های سیاسی می دادیم». اینها اعترافات یکی از رهبران پیشین فاشیست هاست. هوادارن حزب جنبش ملی  را  بعلت جرائم ناچیز به زندان می افکندند و در آنجا بود که آنها برای قتل های حرفه ای آموزش می دیدند. ما  فهرستی داشتیم با نام کسانی که باید بقتل برسند. این فهرست به تصویب یک یک اعضاء رهبری حزب جنبش ملی رسیده بود.» (2) حزب جنبش ملی در کنار بقتل رساندن فعالان چپ و روشنفکران،  توانسته بود با موافقت ضمنی حکومت دمیرل، بویژه در منطقه آناتولی مرکزی، اعضای خود را بعنوان افراد نفوذی  در ادارات دولتی و موسسات جای دهد و مناطق » آزاد شده » ای بوجود آورد که تا حدود زیادی از کنترل دولتی خارج بودند.

راستگرائی افراطی در ترکیه بخشی از» استراتژی تشنج »  ناتوعلیه پارتیزان ها بود،ــ مانند سلسله عملیات تروریستی در ایتالیاــ  که هدف آن ایجاد ترس در  مردم و آماده ساختن  روانی  آنها  برای پذیرفتن یک رژیم دیکتاتوری است. سازمان «گرگهای خاکستری»، که در سال 1980 در حدود 200 هزار عضو ثبت شده و یک میلیون هوادار داشت، برای نیروی ضد شورش ترکیه بهترین میدان عضو گیری بود، این نیرو که نام رسمی آن » اداره جنگ های ویژه » است، تحت فرماندهی مستقیم ژنرال کنان اِوِرِن، رئیس ستاد ارتش و رهبر کودتا قرار داشت. روز اول ماه مه 1977 در «میدان تقسیم»  در استانبول میتینگی برپا شد با شرکت نیم میلیون نفراعضای اتحادیه های کارگری، در این هنگام  ناگهان تک تیراندازان همین نیروی ضد شورش، که در هتلی مشرف بر میدان کمین کرده بودند،  به روی جمعیت آتش گشودند و 38 نفر را از پای در آوردند. در قتل عام  فاشیستی 1978 در» قهرمان ماراس» هم که در آن 107  نفر از هواداران فرقه مذهبی  علوی  بقتل رسیدند، نیز باز همین گروه ضد شورش سهیم بود.

این بی ثباتی سیاسی در جناح جنوبی ناتو موجب ناخرسندی کشورهای عضو ناتو شد. زیبینگو برژینسکی مشاور امنیتی جیمی کارتر، رئیس جمهور آمریکا پرده از راز برداشت و با صراحت اعلام کرد: «دولت نظامی برای ترکیه و همچنین برزیل بهترین راه حل است». با از دست رفتن ایران، پس از انقلاب 1979، اهمیت استراتژیک ترکیه دوچندان شده بود. این کشور می بایست در محدوده نقشه های جنگی آمریکا و ناتو تختگاه حمله به جناح جنوبی کشورهای عضو پیمان ورشو باشد. افزون بر این ترکیه  پایگاه ناتو برای دخالت های احتمالی در خاور نزدیک و میانه بود.

آمریکا در ژانویه 1980 قرارداد نظامی  تازه ای  با ترکیه منعقد ساخت که طبق آن  امکان می یافت 26 پایگاه  و همچنین ایستگاه جاسوسی «سایناپ» در کرانه دریای سیاه و پایگاه هوائی » اینچیرلیک » در کرانه دریای مدیترانه را، که 5 هزار سرباز در آن مستقر بودند، در اختیار داشته باشد. طبق قراردادی دیگر که در ماه مارس منعقد شد، آمریکا در برابر اجازه ایجا د این پایگاهها در ترکیه به آن کشور کمک های تسلیحاتی می کرد. بنا به گزارش نیویورک تایمز نظامیان ترکیه گفته بودند که بدون موافقت واشنگتن دست به اقدامی نخواهند زد و یک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در 13 سپتامبر،  در واشنگتن، در برابر نمایندگان جرائد بین المللی تایید کرد که قبل از وقوع کودتا، نظامیان ترکیه   آمریکا را از تصمیم خود مطلع کرده بودند.

افسرانی با علائق مالی

روز یازدهم سپتامبر، برای تضمین موفقیت کودتا،  مانور نظامی » آنویل اکسپرس»  با شرکت 3 هزار سرباز از گروه «واکنش سریع»،  در بخش اروپائی ترکیه، زیر نظر فرماندهی جنوب شرقی ناتو انجام شد. روز بعد از کودتا، » پاول هنزه» رئیس سابق شعبه » سیا» در آنکارا، به رئیس جمهور آمریکا گزارش داد که «مردان ما موفق شدند». ژنرال «سیا» که اندک زمانی قبل ترکیه را ترک کرده بود تا به برژینسکی گزارش بدهد و رئیس بخش ترکیه در واشنگتن شود، «معمار کودتای 12 سپتامبر «محسوب می گردد. سرفرمانده ارتش ترکیه، ژنرال اورن، مرد مورد اعتماد پنتاگون، بلافاصله پس از انجام کودتائی که خیال اعضای ناتو را کاملا راحت کرد، با شتاب تمام اعلام کرد که ترکیه تمام تعهداتی را که در محدوده ناتو پذیرفته است اجرا خواهد کرد.

از سال 1980 تا 1981 بودجه نظامی ترکیه 65 در صد افزایش یافت. نخستین کودتای نظامی در سال 1960 ، که ازسوی افسرانی با درجات متوسط و پائین صورت گرفت، به حکومت عدنان مندرس، که هوادار آمریکا بود پایان داد، یک سال بعد قانون اساسی تازه ای تدوین شد که در آن برای نخستین بار حق اعتصاب و داشتن تفکرات سوسیالیستی مجاز شمرده می شد. ولی کودتای 1971 و بویژه کودتای 1980 نشان داد که در مواضع افسران  تغییراتی پیدا شده که علت آن راه یافتن ارتش به درون نظام اقتصادی بود. به توصیه مشاوران آمریکائی، ارتش  ترکیه در سال 1961 صندوق تعاونی ((OYAK را ایجاد کرد که افسران مجبور به پرداختن  10 در صد از حقوق خود به آن صندوق بودند. تا سال 1980 » اویاک» نه تنها در صنایع نظامی ترکیه، بلکه در شعب کنسرن های بین المللی در ترکیه مانند  گود ییر، موبیل ایل، شل و هیلتون نیز سهیم بود «اویاک» در پی رشد چند ساله خود  به دومین گروه بازرگانی کشور تبدیل شده بود.

افسران جوانی که در سال 1960 کودتا کردند هنوز در پی تحقق آرمانهای  کمال آتاتورک  مبنی بر حفظ استقلال ملی  و رشد اقتصاد داخلی بودند در حالی که افسران سالهای بعد اشتراک منافع بسیار نزدیک با سرمایه داری  داشتند.

یکی از نخستین اقدامات کودتا گران سپتامبر  1980 استقرار حکومت نظامی در سراسر کشور، انحلال پارلمان، غیرقانونی کردن فعالیت احزاب و دستگیری بیش از 200 نفر از نمایندگان پارلمان بود. اعتصاب کردن  ممنوع شد، ( DISK   )  فدراسیون اتحادیه های کارگری ، که چپ بود ممنوع گشت  و در عین حال، برای حفظ ظاهر و تظاهر به بیطرفی،  فعالیت یک اتحادیه  بی اهمیت و فاشیستی نیز ممنوع گشت. موج گسترده دستگیری  چپ ها، اعضای اتحادیه ها و هواداران جنبش رهائی بخش کُرد آغاز شد. یازده روز پس از کودتای  خونتای نظامی  » شورای امنیت ملی »  برپا گشت  که اعضای آن عبارت بودند از ژنرال اورن  سرفرمانده نیروهای نظامی و بخشی از فرماندهان نیروی های زمینی، دریائی ، هوائی  و ژاندارمری  و نیز تکنوکرات های «غیر نظامی» که زیر نفوذ  و قدرت خونتا قرار داشتند.

باز هم تورگوت اُزال مسئول ادامه مشی اقتصاد نئولیبرال میلتون فریدمان، اقتصاد دان آمریکائی بود.   این تصمیمات یا مخالفتی  روبرو نمی شد. نیروی چپ نفاق زده بود و نفوذی ناچیز در میان مردم داشت، » دیسک» فدراسیون اتحادیه های کارگری، که تهدید کرده بود اگر کودتائی رخ دهد به اعتصاب عمومی دست خواهد زد،برای  مبارزات زیر زمینی آمادگی نداشت. افزون بر این، مردم پس از سالها آشوب و ناامنی حاکم بر جامعه از کودتا حمایت می کردند. نظامیان که امروز خیلی میل دارند خود را حافظ لائیسیته  نشان دهند به ترویج اسلام سیاسی  روی آوردند. برای نخستین بارتعلیمات  اسلامی  در برنامه  مدارس اجباری شد.

فاروق سن ، کارشناس امور ترکیه که در آلمان زندگی می کند می نویسد:»سکوت ناتو و اتحادیه اروپا در برابر دولت نظامی به تحکیم موقعیت آن درترکیه کمک کرد. جهان غرب به دموکراسی ترکیه اجازه دادکه به »  تعطیلات زمستانی» برود . رژیم کودتا بویژه از سوی آلمان غربی  مورد حمایت سیاسی و نظامی قرار گرفت.

در حالی که سازمان عفو بین الملل در بهار 1981 از » تداوم شکنجه » در ترکیه شکایت می کرد، هیئت نمایندگان پارلمان آلمان پس از دیداری از زندانهای ترکیه که نظامیان با دقت فراوان صحنه سازی کرده بودند، اعلام داشت که در ترکیه » شکنجه متداول نیست «. روزنامه حریت که هوادار دولت بود در روز 11 مارس 1981 به ابراز شادمانی پرداخت و نوشت :» نمایندگان مجلس آلمان اظهارات دشمنان ترکیه را رد کردند.»

شکنجه های گسترده

البته واقعیت  با آنچه که نمایندگان مجلس آلمان می خواستند باور کنند بکلی متفاوت بود. رویهم رفته 650 هزار نفر در ترکیه دستگیر شدند. تعداد زندانیان سیاسی یک سال پس از کودتا 123 هزار نفر و در پایان سال 1985 بیش از 6 هزار نفر بود. تقریبا فرد فرد مخالفان سیاسی در زندان شکنجه شده بودند.  اوهان اُزتراک، وزیر کابینه ترکیه در پاسخ به سازمان عفو بین الملل که علت مرگ   هفتاد نفر را در زندان پرسیده بود گفت » فقط » پانزده نفر تروریست زیر شکنجه کشته شده اند، بقیه یا خود کشی کرده اند یا در حین فرار کشته شده اند. علیه  98404 نفر افراد متهم به » هواداری از سازمان های ممنوعه »  و 71 هزار نفر بدلیل داشتن افکار ممنوعه، ادعانامه صادر شده است. 27 زندانی ــ 18 نفر چپ گرا، هشت راستگرا و یک ارمنی ناسیونالیست اعدام شده اند، 517 حکم اعدام دیگر نیز صادر شده و برای 7هزار نفر دیگر هم تقاضای اعدام شده است، از جمله علیه 78 نفر از فعالان فدراسیون اتحادیه های کارگری و 186 نفراز اعضای  Dev Yol ( راه انقلابی ).  فقط در نخستین سال دیکتاتوری 460 نفر در عملیات نظامی کشته شدند. دستگیری های فله ای، هجوم های غافلگیرانه  به یک روستا و تجسس های خانه بخانه، و اعزام گروههای ترور، از شیوه های روزمره حکومت یک رژیم به تمام معنی خودکامه در مناطق  کرد نشین است.

رژیم نظامی، برای نمایش باصطلاح بیطرفی خود، در ماه مه سال 1981 علیه 220 نفر از فاشیست ها نیز بعلت ارتکاب 694 فقره قتل ادعانامه صادر کرد. الپ ارسلان تورکش رهبر حزب فاشیستی جنبش ملی، که علیه او نیز بظاهرادعانامه ای صادر شده بود، در دفاعیات خود در دادگاه گفت :» در زندان ما بفکر  قدرت بودیم». سازمان اطلاعات ترکیه  به زندانیان فاشیست اطلاع داد که حاضر است آنها را آزاد کند با  در آمد تضمین شده، مشروط به این که به نیروی ضد شورش در منطقه کردستان  بپیوندند. این نوع گروههای ترور تا پایان سالهای دهه 1990 نزدیک به 17 هزار نفر از کرد های غیر نظامی را بقتل رساندند.

قانون اساسی کودتا  هنوز هم معتبر است

شورای امنیت ملی ترکیه که تحت رهبری ژنرال های کودتاچی بود در سال 1982 قانون اساسی که تدوین کرده بود به رفراندم گذاشت و با این اقدام گذار از دیکتاتوری بی پرده نظامی به » دموکراسی ارشادی» را آغاز کرد.   هالوک گِرگِر، استاد اخراجی علوم سیاسی از دانشگاه آنکارا که در آن زمان مارکسیست بود، در مورد رفرندام برای قانون اساسی نوشت: هدفی که دنبال می شد این بود که جامعه، 12 سپتامبر 1980 را، بعنوان یک شیوه تفکر و زندگی تلقی کند و آنرا بعنوان یک تصمیم آگاهانه، بعنوان یک فرماسیون دولتی و اجتماعی، درونی سازد و آنرا با این عنوان  بپذیرد که این زندگی واقعی است  و زندگی واقعی همیشه این طور بوده است «. » تکیه گاه سیاسی این ساختار تازه یک دموکراسی اقتدار گرا بود که در آن   حقوق بشر، آزادی و حق شرکت در مدیریت جائی ندارد. هدف واقعی استقرار شکل  بیرحمانه ای از سرمایه داری برای  انباشت سود بود.(3)

روز هفتم نوامبر 1982 بیش از 91 در صد از رای دهندگان قانونی را، که هر نوع بحت نقادانه اجتماعی در باره آن ممنوع شده بود، پذیرفتند. برخلاف قانون اساسی لیبرال که باید تضمین کننده ازادی های بورژوائی باشد، وظیفه  این قانون که بر اساس نظریات » شورای امنیت ملی » تهیه شده بود، محدود ساختن آزادی و مشروع ساختن دخالت های دولتی بود. تصمیمات شورای امنیت ملی لازم الاجرا می شد و در واقع تسلط نظامیان بر جامعه تبدیل به واقعیتی تثبیت شده و پذیرفته شده می گشت. «وحدت تجزیه ناپذیر خاک کشور و مردم کشور» بعنوان اصلی تغییر ناپذیر تثبیت شد و با تاکید همزمان بر ترک بودن نه تنها   خود مختاری کردها غیر ممکن شد، بلکه حتی آموزش زبان کردی در مدرسه نیز غیر ممکن گشت. احزابی که در انتخابات شرکت می کنند برای ورود به پارلمان باید حداقل به ده در صد از آراء دست یافته باشند. این مانع برای آن ایجاد شد که احزاب طرفدار کردها و همچنین سوسیالیست ها  نتوانند به مجلس راه یابند، البته اگر بعنوان دشمنان قانون اساسی ممنوع اعلام نشده باشند. بر قانون اساسی 1983  بندی افزوده شد که حق ایجاد اتحادیه کارگری و حق اعتصاب را محدود می کند.

با پذیرفته شدن قانون اساسی، ژنرال اِوِرِن، بطور اتومانیک،  بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد. نظامیان، برای شرکت در انتخابات، فقط به سه حزب اجازه فعالیت دادند که پایه گذار دوتای آنها خودشان بودند. تورگوت اُزال که ظاهرا مستقل از نظامیان بود حزب مام وطن را  تاسیس کرد که بسیاری از اعضاء دو حزب ممنوع شده MSP   و MHB به آن پیوستند و بزرگترین برنده انتخابات شد. سیاست اقتصادی اُزال واقعا به رونق اقتصادی انجامید ـ ولی به بهای تنگدستی بخش بزرگی از مردم. باین صورت که میزان دستمزد ها بین سال های 1977 و 1984 به نصف تقلیل پیدا کرد و بیکاری پیوسته افزایش یافت. پس از آن  که حزب کار کردستان در سال 1984 نبرد چریکی را آغاز کرد، آرام آرام مقاومت در برابر دیکتاتوری نظامی، با نقاب دموکراسی سطحی آغاز گشت و  از آن پس  بود که، در سالهای بعد،  در استانبول تظاهرات وسیع  توده ای » برای دموکراسی و آزادی ـ علیه گرانی و بیکاری» صورت گرفت.

قانون اساسی کودتا هنوز هم در ترکیه معتبر است. قانون اساسی جدید نیز، که دولت محافظه کار رجب اردوغان، در سی امین سال کودتا، به رفراندم گذاشت،   خصلت اقتدار گرای این قانون را، که هنوز هم روح 12 سپتامبر بر آن حاکم  است تغییر نمی دهد. از این رو حزب سوسیالیست  و حزب هوادار کردها و اتحادیه های کارگری خواستار تهیه و تدارک یک قانون اساسی تازه و دموکراتیک هستند که در آن حقوق مردم زحمتکش و نیز حقوق اقوام گوناگون مقیم ترکیه برسمیت  شناخته شود.
1 Zitiert nach: blätter des iz3w, Nr. 89, November 1980, S. 7
2 Frankfurter Rundschau vom 29.8.1980
3 Haluk Gerger: Die türkische Außenpolitik nach 1945, Köln 2008, S. 137

Von Nick Brauns erschien vor kurzem zusammen mit Brigitte Kiechle: PKK – Perspektiven des kurdischen Freiheitskampfes: Zwischen Selbstbestimmung, EU und Islam, Schmetterlingsverlag, 26,80 Euro (auch im jW-Shop erhältlich

http://www.jungewelt.de/2010/09-11/027.php?sstr=dernatoputsch

Advertisements

7 پاسخ

  1. بسیار عالی بود, دستت درد نکنه.

  2. آقای نافعی
    از نوشته شما لذت بردم موفق باشید
    جواد

  3. Thanks Mr Nafee
    This is an excellent article

  4. Hi dear Reza,thank you very much for your great job.I have learned too much of you.I wish health and wealth and long life for you.Best regard.Reza

  5. مثل همیشه مطلبی بسیار خواندنی و مهم از نظر شرایط کنونی‌.با اجازه با ذکر سایت شما در فیس بوک گذاشتم.

  6. سلام دوست عزیز آقای نافعی گرامی
    خسته نباشید ودست شما درد نکنه از ترجمه این مقاله بسیار مفید!
    موفق و پیروزترباشید!
    فریاد

  7. با سلام خدمت آقای نافعی
    آقای نافعی واقعا دوست دارم بدونم دعوای اصلی بین چپ و راست ها سر چیه؟ شاید این سوال خیلی کلی باشه ولی به من حق بدین چون راست هایی را می بینم که خیلی متین هستند ( حداقل در ظاهر) و چپ ها را می بینم که سر هر چیزی جنگ راه می اندازند و به همه چیز مضنون هستند و خواسته دیگرم این است که از واژه هایی مثل بورژووازی و پولاتاریا و … استفاده نکنید چون این واژه ها برایم مفهوم نیست (در حال حاظر نظر من این است : چپ و راست مثل دو تیم فوتبال می مانند که باید با هم مسابقه بدهند تا مردم را سرگرم ( با بار منفی) بکنند و حقیقت گم بشود )

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s