افشاگری و پرده دری فصل تازه ای در روزنامه نگاری


افشاگری و پرده دری

فصل تازه ای در روزنامه نگاری

نویس دویچلند- ترجمه رضا نافعی

از اندونزی تا آلمان، از چین تا مسکو و از تهران تا واشنگتن بحث بر سر ویکی لیکس است. حکومت ها با افشاگری های آن مخالفند. برخی افشاگریها را با این سبک و سیاق نادرست می دانند و بسیاری آنرا به این شکل یا بصورتی دیگر وظیفه ملی  خواستاران حکومت  مردم بر مردم  می شمارند و کسانی آن را زمینه ساز کار روزنامه نگاران کهنه کار، که مهمترین وظیفه آنها، بعنوان «رکن چهارم» نظارت بر اجرای قانون است.

ایرانیان با شیوه ای نو، یعنی  با پخش فیلم هائی که پاسخ  حکومت به کسانی بود که می پرسیدند «رای من کو؟»،  خود را از پیشگامان جبهه جهانی افشاگران ساختند. آنچه در زیر می خوانید نمونه ای از این گفتگوی بین المللی است. از این پس ویکی لیکس تنها سازمان افشاگر نخواهد بود.

«ما با اقدامات کنونی خودسرنوشت رسانه های بین المللی را در سالهای آینده رقم می زنیم».( از سخنان  جولیان آسانژ).  با این سخن می توان آسانژ را به خود بزرگ بینی متهم کرد، ولی این تحلیل او چندان هم نا به جا نیست. ویکی لیکس روزنامه نگاری قرن بیست و یکم را به میدان کار زار می خواند. اما مشکل اینجاست که بسیاری این رزم آوری را بد درک می کنند و آن را خطری برای روزنامه نگاری سنتی می دانند.

هم مخالفان  و هم موافقان این شیوه افشاگری، هر دو، آن را خطری برای روزنامه نگاری سنتی می دانند. بنظر هانس لاین دکر، ستارۀ حبرنگاران روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ «، ویکی لیکس رسانه های قدیمی و جدید را از هم جدا می کند. برای او «مسئله نظام» مطرح است. از منظر او روزنامه نگاران جدی در برابر هکرهائی که فاقد احاطه به فن روزنامه نگاری هستند، قرار گرفته اند و  منابع به دقت سنجیده شده روزنامه نگاری در برابر اطلاعات کش رفته شده. مقاله ای که او اخیرا در روزنامه «زود دویچه تسایتونگ» نوشته چنین مضمونی دارد. در واقع او از دوستداران ویکی لیکس نیست.

اما از سوی دیگر، ماتیاس بروکر، که او هم روزنامه نگار است، برای ویکی لیکس هورا می کشد و درOnline – Magazin Telepolis  ویکی لیکس را «رکن پنجم» می خواند و معتقد است که » نقش مطبوعات بعنوان دربان رویدادهای روز، دیگر کار آمد نیست» . او معنقد است مدل  روزنامه نگاری پیشین دیگر تق و لق شده است و از اظهاراتش چنین بر می آید که از این وضع ناراضی هم نیست. او رسانه ها را سرزنش می کند که دیگر کمتر به وظیفه اولیه خود می پردازند که عبارت است از کنترل امور. وظیفه  «رکن  چهارم» این بود که با دقت و تحقیق ناظر اجرای قانون اساسی باشد. از نظر او  ویکی لیکس فرشته نجاتی است که ناگهان به میدان آمده،  و  لنجنزار فساد و گاوبندی های سیاسی را، که روزنامه نگاران، دیگر به آنها نمی پردازند، زیر نور افکن قرار می دهد.

واقعیت این است که در امر روزنامه نگاری، رو به روز، جای تحقیقات اساسی  تنگ تر می شود. چون مطبوعات نه پول این کار را دارند، نه آدمش را و نه وقتش را. گناه این بحران روزنامه نگاری، که زیاد هم در بارۀ آن صحبت شده، به گردن اینترنت است، چون وبلاگ ها با اخبار سریع و رایگان خود، روزنامه های قدیمی را به زانو در آورده اند و آنها را مجبور به جمع و جور کردن دامنه کار خود ساخته اند. اما از سوی دیگر، گرچه پارادوکس بنظر می رسد، ولی درست همین امکاناتی که اینترنت عرضه می کند، می تواند روزنامه نگاری کلاسیک را دوباره زنده کند. لاین دکر و بروکر ، هیچ کدام به این نکته توجه نمی کنند که ویکی لیکس نه دشمن روزنامه نگاری سنتی است و نه جایگزین آن، بلکه امکانی است درخشان در عصر ما، که عصر دیجیتال است.

مطبوعات از دیر باز با افشاگران اطلاعاتِ محرمانه همکاری داشته اند. افشاگر، معایب را برملا می ساخت و  وظیفه روزنامه نگاران این بود که آن سر نخ را بگیرند و تحقیق کنند، راستی و درستی آنرا بسنجند، موضوع را بپردازند و تنظیم کنند. ویکی لیکس این امکان را فراهم آورد که افشاگران بتوانند، اطلاعات  را، در مقیاسی بی سابقه، بر ملا کنند. درست در اینجاست که، با توجه به انبوه اطلاعات افشا شده، باید توانائی های فنی روزنامه نگاری سنتی و در رأس همه آنها تحقیق دقیق و سنجش اطلاعات  بکار گرفته شود .

خود ویکی لیکس هم به این ضرورت واقف است. درتابستان 2010 هنگامی که سازمان ویکی لیکس تصمیم به همکاری با رسانه های معروف چاپی: اشپیگل، نیویورک تایمز و گاردین  گرفت، اعلام کرد که «ما نیاز به امکانی داریم که راه را برای ورود به  اطلاعاتی که داریم هموار کند و این کار رسانه های سنتی است». پس از انعقاد این قراردادهای ویژه با این سه نشریه، ویکی لیکس مورد انتقاد قرار گرفت. از جمله از سوی همکاران  خود ویکی لیکس. نکته دیگری که سبب آزردگی همکاران آسانژ شد این بود که او نقش مرکزیت را به خود اختصاص داد و او بود که تصمیم می گرفت کدام موضوع با سر وصدای زیاد منتشر شود. به این دلیل  چند ماه پیش  چند تن از همکاران او از سازمان کناره گرفتند.

این شورشیان، از جمله دانیل دُمشایت ـ برگ سخنگوی سابق سازمان در آلمان، در نظر دارند با کارپایه ای که ویژه خود آنهاست، برای افشاگری وارد اینترنت شوند،  با نام Openleaks  . آنها در نظر دارند از این پس اطلاعات حساس را خود منتشر نکنند، بلکه فقط صندوق پستی الکترونیک را در اختیار افشاگران بگذارند. کسانی که اطلاعاتی دارند می توانند بطور ناشناس با همکارانی چون رسانه ها، اتحادیه ها، یا سازمان های خبری  تماس برقرار کنند. در واقع این خود افشاگران هستند که تصمیم می گیرند خبرشان را در اختیار که یا کدام رسانه بگذارند. اگر همکاری که انتخاب شده حاضر به انتشار خبر نباشد آنوقت Openleaks  خود به میدان می آید و خبر را به آگاهی همگان می رساند. این ها از تجربه ویکی لیکس این درس را گرفتند که هم بی طرفی پیش گیرند و هم سازمانی متمرکز نباشند. Openleaks  نه قدرت تصمیم گیری دارد و نه خود کار روزنامه نگاری می کند ــ   کارش صرفا ارائه خدمات است. احتمالا از این طریق   کارپایه افشاگری مشخص تر می شود: یعنی مواد ضروری برای تحقیق را فراهم می آورند و در اختیار روزنامه نگاران قرار می دهند. و با این شیوه، افشاگران، وسیله کار روزنامه نگاران خواهند بود و نه رقیب آنها. افزون بر این، این شیوه، به خوانندگان روزنامه امکان می دهد تا خود به اسناد اصلی که منبع و مایه مقاله هستند مراجعه کنند . این کار  به شفافیت که وظیفه روزنامه نگاران است نیز کمک می کند.

ویکی لیکس آغاز کار بود. در اندونزی یک کارپایه افشاگری با نام Indoleaks  وارد اینترنت شد، فعالان حقوق بشر در چین در نظر دارند درگاه  یا وبسایتی ایجاد کنند بنام  Goverment Leaks   » اخیرا Josh Benton  از دانشگاه هاروارد ، در» تسایت آنلاین » نوشت » ویکی لیکس های فراوان بوجود خواهد آمد، در باره موضوعات و کشورهای مختلف». باید گفت آنچه در حال حاضر روی می دهد مؤید این نظر است. دیگر جلوی پیدایش   وبسایت ها را نمی توان گرفت ولی باید از آنها استفاده کرد.

http://www.neues-deutschland.de/artikel/186827.werkzeuge-der-kritik.html

3 پاسخ

  1. در فیسبوک باشتراک گذاشتم.

  2. با درود به اقای نافعی
    آیا امکان این هست که در پناه انتشار اسناد ها کیس های دیگری را شبک های خبری از انزار عمومی دور نگهدارند؟

  3. با درود به شما
    البته همیشه این امکان هست ولی مطلق نیست، چون کسان دیگری هم هستند که ساز دیگری می زنند. و می کوشند تا زوایای مهم ولی نه چندان آشکار را مطرح کنند از جمله همین وبلاگی که شما در حال خواندن آن هستید. شاد باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s