جهان، سال نو را با سلام به اژدهای چین آغاز کرد


اشپیگل شماره 1 سال 2011

جهان، سال نو را

با سلام به اژدهای چین آغاز کرد

ترجمه و تلخیص از رضا نافعی

…چین یک قدرت قاره ای است، با تاریخی احتمالا 5 هزار ساله که به فکر برآورده کردن، امید های غرب نیست. فرمانروایان کمونیست در پکن مشروعیت خود را از تضمین رشد اقتصادی بی وقفه کسب می کنند و نه از انتخابات دموکراتیک. و این رشد اقتصادی را تا  امروز تامین کرده اند.

چین اینک خود را برای فتح قله آماده می کند. پاسخ به این پرسش که دقیقا در چه تاریخی چین جای آمریکا را، که تا کنون در صدر قرار داشته، خواهد گرفت، تبدیل به یک بازی اجتماعی خوش آیند برای اقتصاد دانان شده است. بنا به تخمین بانک سرمایه گذاری «گلدمان زاکس»، این تاریخ، سال      2027 است .بانک بزرک و بین  المللی  استادارد چارترد سال 2020 و » اکونومیست » انگلیس سال 2019 را درست می داند. آیا این دهه ، احتمالا دهۀ آغاز عصر سرخ در کره خاکی خواهد بود؟

در سال 1793، هنگامی که یکی از نخستین نمایندگان غرب، لرد جورج مکارتنی انکلیسی، قصد داشت به حضور امپراتور شرفیاب شود، نمایندگان دو گروه چینی و انگلیسی، 6 هفته بر سر انجام مراسم درست شرفیابی  و نزدیک شدن به امپراتور گفتگو کردند. چینی ها خواستار انجام کامل زمین بوسی لرد انگلیسی بودند، او می  بایستی سه بار در برابر امپراتور زانو می زد و 9 بار زمین را می بوسید. این کار انجام نشد.

در سال 1885که امپراتوری ضعیف و فاقد قدرت بود،  نیروهای خارجی کاخ تابستانی امپراتور را در پکن  ویران کردند، که این نماد تسلیم در برابر غرب بود. از آن پس دوران صد ساله تحقیر آغاز شد  که تا سال  1949 ادامه داشت. در این سال بود که مائو تسه دون با انقلاب کمونیستی خود به دوران  خفت پایان بخشید.

امروز وضع از چه قرار است؟

امروز دیدار کنندگانی که  به پکن هجوم آورده اند، شاهد قدرت نوین امپراتوری دیرین هستند. جان هانتسمان، سفیر واشنگتن در پکن، در گزارش خود به واشنگتن نوشت چین خودستائی می کند و گستاخی بخرج می دهد. ریچارد آرمیتاژ چین شناس آمریکائی، که قبلا معاون وزارت خارجه آمریکا بود می گوید » دوران دیپلماسی لبخند سپری شده است» . هنری کیسینجر  استاد دیرین سیاست خارجی آمریکا می گوید دیگر نمی توان  آمریکا را تنها ابر قدرت باقیمانده دانست.

امروز دیگر هشدار های پکن بی تأثیر نیستند. هنگامی که پکن  نسبت به شرکت  در مراسم اهداء جائزه صلح به لیو کیسیابائو هشدار داد، پانزده کشور از جمله روسیه، عربستان سعودی و حتی افغانستان که وابسته به آمریکاست، نماینده ای به این مراسم نفرستادند.

در آغاز سال 2011 جمهوری خلق چین اعتماد بنفسی بی سابقه نشان می دهد:  امروز این کشور تولید کننده سه چهارم دستگاه های» دی. وی.دی.» و تلویزیون های جهان، دوسوم ماشین های کپی، کفش، اسباب بازی، میکرو وله است و بیش از نیمی از تلفن های همراه و نیمی از منسوجات جهان را تولید می کند.

دولت چین، پس از بحران مالی جهانی، برای ایجاد رونق اقتصادی، در حدود 400 میلیارد یورو، مبلغی  که در تاریخ بی مانند است، به راهسازی، پل سازی و ایجاد فرودگاههای تازه تخصیص داده است. امسال نیز، جین تائو، نخست وزیر 68 ساله، اقتصادی را هدایت خواهد کرد که 9 درصد رشد خواهد داشت، رقمی که دولت های غربی در خواب هم نمی توانند به آن برسند. وقتی کلانشهری چون پکن اعلام می کند که در سال آینده از دادن پروانه عبور به اتومبیل های شخصی در شهر پکن کاسته خواهد شد، در آلمان سهام کارخانه های اتومبیل سازی سقوط می کند.

چین، که آنرا گاه کارخانه جهانی می خوانند، با 2،6 بیلیون ذخیره دلاری، صاحب بزرگترین ذخیره ارزی جهان و بزرگترین طلبکار آمریکاست. به احتمال بسیار زیاد، چین در سال 2010، ژاپن را که دومین کشور صنعتی جهان است، نیز پشت سر خواهد گذاشت و در همین اواخر از آمریکا بعنوان بزرگترین مصرف کننده انرژی سبقت گرفت.

افزون بر همه این ها چین خود را قهرمان پیروز در مقابله با بحران مالی جهان می داند، که در سال 2008 در آمریکا آغاز شد  و لطمه ای سخت و دامنه دار بر اعتبار آمریکا و هم پیمانا ن ا روپائی اش وارد ساخت.

وقتی که جهان در آستانه سکته مالی قرار گرفت هیچکس نمی توانست حمایت جهانی پکن را نادیده بگیرد. حتی در آمریکا. دولت واشنگتن به این دلیل که چین سهم بزرگی در دو بانک تامین اعتبار ساختمانی، بنام فانی می Fannie Mae، و فردی مک Fredie Mac داشت ( و ممکن بود بقیه سهام بانک ها  را هم بخرد)، مجبور به نجات آن دو بانک شد، که در معرض ورشکستگی  قرار داشتند.

هو جین تائو و نخست وزیرش ون جیابائو برای کسب نفوذ سیاسی و با کیسه گشاده دور دنیا  در سفرند. رئیس جمهور چین قبل از تشکیل کنفرانس جی ـ 20 به فرانسه رفت و قراردادی با پرزیدنت سارکوزی منعقد کرد به ارزش 20 میلیارد دلار . به کشور مقروض پرتغال قول داد که مبادلات بازرگانی دو کشور را دو برابر کند.

نخست وزیر چین در آتن اعلام کرد، هرگاه اوراق قرضه یونان دوباره در بازار عرضه شود، خریدار آن خواهد بود. در ایتالیا نیز از خبرهای خوش دیگری سخن گفت. سخنان سرشار از گشاده دستی او چنان بود که گوئی می خواهد اروپا را با یک «مارشال پلان» دیگر، از نوع چینی، خوشبخت کند ، همان کاری که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با «نقشه ــ مارشال»  کرد و به اروپای ویران کمک کرد.

مجله آمریکائی » Forbes» هوجین تائو را قدرتمند ترین مرد روی کره زمین می نامد.

گسترش فعالیت چین در هیچ جا چون آفریقا مشهود نیست. در دهسال گذشته صادرات چین به آفریقا 12 برابر شده است. افزایش واردات چین از آفریقا از آن هم بیشتر بوده است.از سال 2010 چینی ها مهمترین طرف بازرگانی آفریقا هستند.

اینک آمریکا به مقام دوم تنزل کرده است و بنظر می رسد که از این جهت عصبانی است.سرمایه گذاری چین درسال 2009 در آفریقا 56،5 میلیارد دلار بوده است، امروز یک میلیون چینی ساکن آفریقا هستند. بدون چینی ها و  بدون پول آنها غیر ممکن بود که اقتصاد آفریقا 5 در صد در سال رشد کند.

آنچه آمریکا را بیشتر عصبانی می کند این است که چینی ها هم با همان انگیزه  آمریکا در آفریقا هستند. بر خلاف دوران جنگ سرد، امروز دیگر امتیازات ژئو استراتژیک آنقدر مهم نیستند. امروز صحبت بر سر مواد خام است که در آفریقا فراوان است. اقتصاد چین تشنه نفت و گاز نیجریه، ذغال سنگ و مس زامبیا، چوب و کولتان کنگوست ــ  یعنی همان چیزهائی که آمریکائی ها هم می خواهند.

مدل داد و ستد چین همیشه یکسان است: جاده سازی، مدرن کردن بنادر، ایجاد و تعمیر خط آهن و گاه ساختن کاخ  ریاست جمهوری. در مقابل خرید نفت و گاز با قیمت ویژه از آنگولا یا مس و کوبالت از کنگو.

مهمتر از همه این که دادن اعتبارات میلیاردی  بدون شرط و شروط سیاسی و ( اقتصادی ــ اجتماعی مانند صندوق بین المللی پول.م) است. چین برای دادن اعتبار فقط یک شرط قائل می شود : پرداخت سر وقت، , و می گویند : بقیه کار ها به ما مربوط نیست.

به این ترتیب آن انحصاری که بانک جهانی در واشنگتن داشت، هم اکنون از بین رفته است.  اقتصاد شکوفان و رهبری متمرکز برای بسیاری از کشورهای رشد یابنده مدل پیشرفت و ترقی شده است.

چین برای تحکیم موقعیت آتی خود در درون کشور نیز فعال است. نشان موفقیت آن نیز این که  «سازمان همکاریهای اقتصادی  و عمرانیOECD» ، برای نخستین بار  کتبا تایید کرد که جمهوری توده ای چین می تواند بخود ببالد که هوشمند ترین جوانان جهان چینی هستند ـ در آخرین مسابقات جهانی  » آزمایش پیسا » دانش آموزان شانگهای مقام اول را بدست آوردند.

چین بعنوان رقیب مورد احترام است، بعنوان مخالف  جدی گرفته می شود، بعنوان طرف معامله مطلوب است ولی چندان محبوب نیست. و می کوشد تا تصویری مطلوب از خود ارائه دهد. یکی از کارهای برجسته چین بازگرداندن کنفوسیوس متفکر باستانی چین به صحنه روز و کوشش برای گستردن آموزه های او در جهان است که عبارتند از وظیفه شناسی، سخت کوشی و وفاداری، که امروز از اصول بنیادین جامعه  چین محسوب می گردند. چین در سال 2004 نخستین موسسه کنفوسیوس را در سئول افتتاح کرد. امروز، پس از گذشت شش سال این موسسه در 90 کشور شعبه دایر کرده و به تدریس زبانِ ابر قدرت آتی جهان مشغول است. هم اکنون زبان ماندارین با فاصله زیاد رایج ترین زبان جهان است که ضمننا معرف نگاه چین به جهان نیز هست.

جوانان تایلند نمایشنامه » مولات به سپاه می رود»  را روی صحنه می برند، جوانان مکزیک رقص های محلی چین را می آموزند. جوانان زیمبابوه ترانه های آفریقائی را به چینی ترجمه می کنند. اخیرا در ماداسکار جشن تولد 2561 سالگی کنفوسیوس گرفته شد. در روآندا شصتمین سال تاسیس جمهوری چین جشن گرفته شد.

چین نیز پی برده است که با ایجاد خبرگزاری خودی و تولیدات رسانه های خودی می توان  بر افکار عمومی جهان اثر بخشید. تلویزیون دولتی چین به زبان های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیائی، حتی عربی و روسی برنامه تولید و پخش می کند. از سال 2009  یک برنامه به زبان انگلیسی پخش می کند بنام «گلوبال تایم» که از مشتقات «رنمین ریبائو» ارگان حزب کمونیست چین است .

لو جینگسیان، 35 ساله، که سه سال در آمریکا کار کرده، می گوید نیویورک شهری است آزاد، اما لو به چین افتخار می کند. به بازیهای المپیک، به  ترمینال فرودگاه پکن، آسمانخراش ها، همه این ها عالی هستند. در پاسخ به این پرسش که برتری سیستم چینی در کجاست؟ می گوید: «بازدهی بیشتر»

او هم می توانست در آمریکا بماند، مثل خواهر بزرگترش، که در نیوجرسی زندگی می کند. ولی او یکی از همین هاست که در زبان چینی به آنها «های گوئی » می گویند. یعنی لاک پشت. لاک پشت ها همیشه به محل تولد خود باز می گردند. در سال 2009 چینی هائی که دوره آموزشی خود را در خارج به پایان رسانده و به میهن پر رونق خود بازگشتند  بیش از 100 هزار نفر بودند.

لو در سمینار روزنامه نگاری دانشگاه ایلونویز، آموخته است که افراد  از دیدگاه های گوناگون به موضوعات می نگرند. ولی جایزه صلح نوبل برای این روزنامه نگار که رئیس بخش اندیشه های » گلوبال تایم » است، اندیشه نیست. او که در این لحظه صدایش بلند تر می شود، می گوید چین در همین بحران مالی اخیر، کمک خود را  برای بهبود وضع اقتصاد جهان کرد،پاسخ آن ، این جایزه است، «این به تحقیر شبیه است «.

از این گذشته اصلا  این جایزه برای چیست؟ این جایزه را به دالائی لاما داده اند ــ به یک تجزیه طلب. و  به گرباچف! مردی که شوروی را فروپاشید، چون قصد او فقط مدرن کردن اقتصاد نبود، بلکه قصدش تغییر نظام سیاسی بود. آیا  کمیته نوبل برای چین هم آرزوی چنین سرنوشتی را  دارد؟ می خواهند مردم را تشویق کنند تا ثبات چین را برهم بزنند؟ این فقط یک جایزه نیست. این نفی نظام سیاسی چین است، نفی خدمات چین است.

میهن دوست خشمگین

این جایزه که در غرب برایش سر و صدا به پا می کنند، حس میهن دوستی بسیاری از مردم چین را جریحه دار می کند. میهن دوستی امروز احساسی است که از حمایت دولتی برخوردار است، هویت می بخشد، این سرزمین عظیم را یکپارچه نگه می دارد و پلی است که فقیر و غنی را در چین بهم می پیوندد. البته این امکان هم هست که این میهن دوستی بسرعت منحرف گردد وتبدیل به ناسیونالیسم شود، آنوقت چنان گوشخراش خواهد شد که جهان را بوحشت خواهد انداخت…

ناسیونالسیم برخی از روشنفکران چین از نوعی دیگر است. کسانی چون وانگ کسائودونگ، یکی از نویسندگان کتاب «چین نگون بخت»، که در آن به آمریکا حمله می کند و کتابش پرفروش ترین  شده است. یا کسانی چون Mo Luo  که یک استاد49 ساله  در آکادمی هنرهای چین است.

او کتابی نوشته است بنام » چین بپا می خیزد » با بیان و مضمونی که حتی روزنامه دولتی » چینا دیلی» از آن بعنوان ناسیونالیسم افراطی  نام می برد. «مو » می گوید چین هنوز روی زانو نشسته است. راه حلی که او پیشنهاد می کند: بازگشت به فرهنگ چین است.

و در همان حال که خانم پیشخدمت در چایخانه، چای سبز سنتی را تدارک می بیند،  » مو » در حالی که انگشت سبابه را در هوا به نوسان در آورده لب به سخن می گشاید «ارزش های عام » او این اصطلاح را نمی تواند تحمل کند. می گوید غرب برای آقائی بر جهان این ارزش ها را بکار می برد.»مو» صدایش را بالا می برد. «غرب، در گذشته بنام دموکراسی، دموکراسی را در دیگر کشورها نابود کرده است. بنام آزادی، آزادی را خفه کرده است. بنام حقوق بشر، حقوق انسانی مردم مشرق زمین را پایمال کرده است.» از اعمال نیروهای استعمارگر اروپائی، جنگ تریاک، اشغال امپریالیستی عراق توسط آمریکا و خواست غرب از کشورهای رشد یابنده که از تولید گاز کربنیک خود بکاهند ، که این نیز یک وسیله سیاسی  برای جلوگیری از پیشرفت این کشورهاست»نام می برد. » مو»  جوانان خشمگین را که به میهن خود عشق می ورزند ستایش می کند. او برای عمل مردم چین تفاهم دارد که وقتی درتظاهراتی اعتراضی در  پاریس یک دختر چینی ، نشسته بر صندلی چرخدار،  مورد فشار قرارگرفت، چینی ها خرید از  فروشگاههای زنجیره ای کافور، متعلق به فرانسه را تحریم کردند. او معتقد است که در آینده چین باید بیشتر بفکر خودش باشد.

گر چه چین هنوز قادر مطلق نیست ولی آنقدر قدرتمند هست که در بسیاری از موارد، نه، بگوید. کسیائوچوآن، مدیر عامل بانک مرکزی چین و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، چندی پیش پیشنهاد کرد که دلار بعنوان پول معیار بین المللی بکنار نهاده شود و جای آن را حقوق ویژۀ  صندوق بین المللی  پول بگیرد. امروز یک شخصیت  دیگر چین علنا اعتبار آمریکا را زیر سؤال می برد.

امروز چین در عرصه فنآوری نیز در برابر غرب قد علم می کند. دورانی که چین فقط  زیرپیراهنی ارزان یا کفش ورزشی و دستگاهای ضبط صوت یا کامپیوتربرای مصرف کنندگان غربی تولید می کرد، سپری شده است. امروز چین می خواهد لابراتوار تکنیکهای  فوق العاده جهان گردد. .. اخیرا  لیو گوآن مینگ ، دانشمند چینی، همرا با دویست همکار دیگرش ، موفق به  ساختن، تیانهه، سریع ترین مغز الکترونیک یا کامپیوتر جهان شد. این کامپیوتر از عهدۀ 2،57 پتافلوپ برمی آید، یک پتافلوپ برابر است با یک بیلیارد  Billiard محاسبه ریاضی در یک ثانیه. تا این زمان سریع ترین کامپیوتر جهان متعلق به آمریکا بود که  توان آن به 1،75 پتافلوپ محدود است.  امروز چین با ساختن این دستگاه بی رقیب بر آمریکا پیشی گرفته است. لیو در بارۀ آخرین پیروزی خود بر آمریکا چه می گوید؟ می پرسیم: آیا این پیروزی را با همکاران جشن گرفتید؟ لیو پرسش را نمی فهمد. جشن گرفتیم؟ بعد می گوید البته خوشحال شدیم. این دستگاه  فقط طی  سه ماه ، کار شبانه روزی و بدون استراحت ساخته شده است، این البته یک موفقیت است. » ولی کار ادامه دارد.»

چندی پیش  ون جیابائو، نخست وزیر چین، از این کامپیوتر بی نظیر دیدن کرد. به دانشمندان چینی تبریک گفت و اظهارداشت  حال باید دید از این امکان چه استفاده ای می توان کرد. لیو می گوید حق با نخست وزیر است. فقط مسابقه با آمریکا برای ساختن کامپیوتر سریع تر، کاری است بی معنی.

» تیانهه » باید امکانی برای پیش بردن مجموع صنایع با تکنولوژی عالی را فراهم آورد. چین قصد دارد با کمک آن مواد مدرن و انرژی جایگزین تولید کند و به پژوهش در بیوتکنولوژی و جستجوی نفت بپردازد.

نمودار این بلند پروازی ها برنامه پنجساله بعدی چین است. جمهوری خلق چین در نظر دارد در این مدت  1،5  بیلیون دلار درصنایع پیشرفته آینده سرمایه گذاری کند. برغم تمام تاکیداتی که در مورد پیوستن به اقتصاد بازاری صورت می گیرد، برنامه ریزان چین ترجیح می دهند بر اتوریته حزب تکیه داشته باشند. تا 70 درصد از نیروگاهها،  نیروگاههای خورشیدی و بادی را تولید کنندگان خارجی برای  چین  می سازند. و به این ترتیب آنها عملا مجبورند خود به پیشرفت رقیبی کمک کنند که در آینده، تولیداتش بمراتب ارزان تر از آنها خواهد بود.

نتیجه: تولید کنندگان غربی هر گاه بخواهند تولیدات خود را به بازار کشورهای دیگر عرضه کنند، راهی ندارند جز آنکه به تولید کنندگان ارزان چینی ملحق شوند.

با سیاستی که چین برای صنعتی کردن خود در پیش گرفته، مدیران کنسرن های آلمانی نیز، موقعیت بارز  خود را در بازار جهانی در خطر می بینند. یورگن هامبرشت، رئیس , BASF که در گذشته خود از هواداران جدی چین بود، در دیداری با  نخست وزیر چین از این که آلمان ها  برای راه یافتن به بازار تولید در چین مجبورند اسرار پنهان دانش فنی خود را در اختیار چین بگذارند ابراز نارضایتی کرد.

با  یارانه های  وسیعی که چین  برای دست یافتن به صنایع مدرن و به تکنولوژی مدرن برای حفظ محیط زیست می پردازد، آنها در این زمینه بزودی از آلمان نیز جلو خواهند زد: غول هائی چون Sinovel, و , Goldwind، که در زمینه ساختن نیروگاههای بادی به تولید کنندگان درجه اول جهان تبدیل شده اند، برای آنکه بتوانند سطح تولید را در کارخانه های عظیم خود حفظ کنند، امروز بیش از پیش، به بازار های اروپا و آمریکا روی آورده اند.

قدرت نظامیان

آمریکا نیز  در دراز مدت برتری خود را در زمینه تکنولوژی نظامی در خطر می بیند. برای آنها هم امروز این پرسش مطرح است که آیا با تکیه بر تکنولوژی برتر میتوانند مقام رهبری نظامی خود را حفظ کنند.

چون چین بشدت بر تقویت نیروی نظامی خود روی آورده و طبق ارقام رسمی اعلام شده 78 میلیارد دلار برای ارتش رهائی بخش خلق در نظر گرفته است. این مبلغ 7،5 در صد بیش از بودجه سال قبل است. با این همه حتی اگر بودجه نظامی چین به 150 میلیارد دلار هم ارتقاء یابد بازهم  بودجه نظامی آمریکا چهار برابر بیش از چین است.

گرچه نومحافظه کاران آمریکا، مانند پاول ولفو ویتس یا  ریچارد پرل، با سرو صدای هیستریک، نسبت به جنگ  اجتناب ناپذیر با چین هشدار می دهند، ولی فاصله تسلیحاتی چین با آمریکا بسیار است .

چین در نظر دارد نیروی نظامی سنتی و زمینی خود را گسترش دهد و روی به ساختن نخستین ناو هواپیما بر آورده است. زانگ هوآشن، معاون سرفرماندهی  نیروی دریائی چین در شرق، در سال 2010 اعلام کرد که ما برنامه دفاع ساحلی را به برنامه دفاع دریائی گسترش می دهیم.

زانگ ونمو، کارشناس امور استراتژی، معتقد است که چین باید خود را برای مقابله با خطراتی که علائق ملی چین را تهدید می کنند، آماده سازد.     

 

 

 

 

 

 

Advertisements

6 پاسخ

  1. در اینکه چین در طی سالهای اینده غول بسیار بزرگی در ضمینه های مختلف اقتصادی، نظامی و…… خواهد شد ،شکی نیست . اما باید توجه داشت که امریکا هنوز برگ قوی و برنده ای چون هند را در اختیار دارد . من فکر نمیکنم به اسانی از مقام اولین ابر قدرت جهان صرف نظر کرده و جای خود را به چین دهد. و در این راه از هیچ تلاشی حتی اگر از نوع جنگ اتمی باشد فرو گذار نخواهد کرد .منتها در این نبرد خودش به صورت مستقیم شرکت نمی کند و شاید بنوعی یک جنگ سرد را مستقیمأ شروع کند .با تشکر از شما اقای نافعی .

  2. مقاله خوب و سودمندی بود. اما دو اشتباه در متن به نظر آمد که ذکر میکنم:
    ذخیره ارزی چین 2.6 تریلیون است و نه بیلیون که همان میلیارد است.
    در ضمن تاریخ 1985 در اول پارگراف چهارم غلط است و باید مطابق با متن 1859 باشد.

  3. و پتا فلاپ معادل یک میلیون میلیارد عمل محاسبه است و نه یک میلیارد (یعنی یک میلیون برابر بیشتر)

  4. Also Peta = 1 million * 1 Billion

    yottaFLOPS 10 24
    zettaFLOPS 10 21
    exaFLOPS 10 18
    petaFLOPS 10 15
    teraFLOPS 10 12
    gigaFLOPS 10 9
    megaFLOPS 10 6
    kiloFLOPS 10 3

  5. من نمی خواهم دایی جان ناپلئونی به این موضوع نکاه کنم ولی فراموش نکنیم که آمریکا و انگیس با هم کار میکنند و به نظر من چین هنوز هم که هنوزه / نوکر انگیس است و اگر میخواستند مثل شوروی سرشو زیر آب میکردند اما با چین با این جمعیت عظیمش هما بهتره که کمونیست بمونه ولی از نوع مصرفیش و برای همین است که فقط به باز کردن درهاش برای مصرف اکتفاء کردند !! شما چی فکر میکنید>>؟؟؟؟؟

  6. خواننده گرامی با سلام و تشکر از اظهار نظرتان. اشتباه تایپی از من بود . تصحیح کردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s