رژیم های آینده خاور میانه به راه ترکیه اسلامی می روند


نگاهی به جرائد اروپا- ترجمه وتنظیم رضا نافعی

رژیم های آینده خاورمیانه

به راه ترکیه اسلامی می روند

روزنامه فرانسوی لوموند، پس از رویدادهای تونس و مصر  این پرسش را مطرح ساخته است: “ آیا دموکراسی های غربی می توانند برای خدمت به ارزش های جهانی از یک دموکراسی جهانی  جانبداری کنند ؟“ و پاسخ می دهد : غرب مدت هاست که“ پرچم حقوق بشر را پائین کشیده است .  چرا؟ بخاطر منافع اقتصادی، ثبات استراتژیک و نسبیت فرهنگی. یعنی این احساس که “ انسان سفید پوست“  در دوران استعمار آنقدر از مسیر اخلاق دور شده است که امروز دیگر نمی تواند به کسی درس اخلاق بدهد».

نشریه لیبرال چپ Gazeta Wyborvza لهستان می نویسد: ایجاد پیوند میان حکومت مردمی با سنت اسلامی مردم، یک ضرورت است. این راه حل در ترکیه و اندونزی عملی شده است، چرا نباید در مصر و تونس عملی باشد؟

روزنامه اسپانیائی El Mundo   می نویسد: مبارک باید سند شکست رژیم خود را امضاء کند، مقاومت در بستر مرگ بی فایده است.

نشریه La Stampa   از ایتالیا می نویسد در حال حاضر، آمریکا و اتحادیه اروپا فقط باید صبر کنند و ناظر سیر جریانی باشند که  یک انقلاب واقعی است.

روزنامه هلندی NRC Handelsblad  می نویسد: با کنار رفتن مبارک، مسائل مصر، خاور نزذیک و غرب نه تنها حل نمی شوند، بلکه احتمالا شدید تر هم خواهند شد.

روزنامهStandard   که در وین منتشر می شود، تا دیروز امید وار بود که “کسی دستپاچه نشود، اعصابش را از دست ندهد و کسی در جای نامناسب، در لحظه نادرست، واکنش غلط نشان ندهد. ..

روزنامه الوطن از الجزایر با نگاهی به آنچه که در کشور همسایه، تونس، رخ داد، می نوسید:  سقوط آن  رژیم  ضد دموکراتیک، ضد آزادی و مشکوک  سبب پیدایش شور و امید برای ایجاد جامعه ای  شد که در آن بی عدالتی کمتر، حق و عدالت، آزادی بیان و آزادی انتخاب رهبران قانونی برای مدت معین بیشتر باشد و در  انتخابات عادلانه  آن اکثریت  برای اقلیت ها هم احترام قائل باشد.

روزنامه آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» که منعکس کننده نظرات سرمایه داری بزرگ آلمان است، می نویسد: گرچه  شعار بی رودربایستی هواداران «سیاست   واقعگرائی»  در آمریکا، اینست که: “درست است که حرامزاده است، ولی حرامزاده خودمان است“ ولی در این روزها هیچ کس نمی خواهد آنرا بشنود.

در اروپا کار از این هم فراتر رفته و به مرز اعلام جرم علیه خود نزدیک می شود:  چطور ما توانسته ایم سالیان سال با دیکتاتورهائی چون بن علی و مبارک کنار بیائیم… آیا نمی بایست بسیار زودتر از این ها برای استقرار حق و آزادی  به مصر فشار می آوردیم؟

چگونه انقلاب در کشورهای عربی  تصویر ما را از جهان درهم شکست

هفته نامه آلمانی و لیبرال  دی تسایت، که از نشریات با نفوذ آلمان است می نویسد:

…شادی غرب از این واقعه توام با شرمندگی است. نه فقط به دلیل خطراتی که  یک انقلاب به همراه می آورد، بلکه به این دلیل که این رویداد ها هم نامنتظر بودند و هم  باعث آبرو ریزی ما شدند.  کسانی که دو هفته پیش آزادی تونس را جشن گرفتند، هفته پیش، نمی دانستند که آیا آتش  انقلاب به دیگرکشورها هم سرایت خواهد کرد یا نه  و امروز انقلاب مصر آنها را غافلگیر کرده است.

آنچه مسلم است اینست که: جهان نوین عرب چندان بی درد سر نخواهد بود، دیگر نقش مهره ای بر صفحه شطرنج  ژئو استراتژیک را بازی نخواهد کرد. بلکه از این پس با انسان هائی سر و کار خواهیم داشت که واقعی هستند، با حقوق برابر، رو در روی ما خواهند ایستاد و حقوق  خود را مطرح خواهد ساخت. شاید غرب احساس می کند، در حین اِعمال استعمار سرپوشیده و بکار بردن باقیمانده  نژاد پرستی اش،  مچش را گرفته اند.

دلیل این که چرا  خوشحالی  غرب  کامل نیست وحشت از این است که ثبات  به خطر افتد. آنچه نباید اتفاق بیفتد تغییرات ناگهانی در منطقۀ خطرناک خاور میانه است که می تواند منجر به فاجعه گردد. در واقع پس از شورش مردم بود که روشن شد خود این وضعیت موجود یک فاجعه است. ثباتی که مبارک  ساخته بود“ شکستنی» بود، آن „سیاست واقعگرائی» که  پایه اش حکومت دیکتاتوری است، واقع بین نیست.

پرستش“ بت ثبات“ تبدیل به   یک بیماری مزمن شده است. در زمان جنگ سرد یک نوع راستگرا از این“ بت ثبات“  ایجاد دیکتاتورهای نظامی در آمریکای لاتین و آسیا بود، بمنزله دژی در برابر کمونیسم… در سال 1989 نظام کمونیستی در اروپا فروپاشید.

انتقال این“بت ثبات“ به کشور های اسلامی به نتایجی بکلی نامنتظر رسید. اینک این پرسش مطرح است که آیا انقلاب مصر نتیجه ای چون فروپاشی  1989 ببار خواهد آورد؟  یا نتیجه ای چون انقلاب 1979 . سال 1979 سال انقلاب اسلامی در ایران است. جای نظام سرنکون شده شاه را نه یک حکومت آزاد، بلکه یک دیکتاتوری متعصب دینی گرفت. ولی درست همین رویداد نشان شکست فاحش سیاست ثبات بود. هیچ عاملی چون حمایت دهها ساله غرب از یک پادشاه دیکتاتور و شکنجه گر به اسلامگرایان کمک نکرد. آمریکا شاه را همپیمانی می دانست که از او نمی توان چشم پوشید ــ  بعدا همین حساب را در مورد حسنی مبارک هم کرد.

اینک، با پیدایش بحران فرمانروائی در کشورهای عربی، شکست  نظریه  کشورهای“ متعادل“ آشکار شده است. طبق این نظریه، در منطقه خاور نزدیک و میانه جنگی سرد میان  قدرت های “متعادل“ مانند مصر و عربستان سعودی از یک سو و کشورهای تند رو مانند ایران و سوریه از سوی دیگر، در جریان است. طبق این نظریه، کشورهای غربی باید کشورهای “متعادل“ را تقویت کنند. اینک مشاهده می شود این رژیم هائی که با غرب در خارج، حاضر به سازش هستند و  در درون خاک خود بی نهایت حریص و وحشی اند، رژیم هائی آسیب پذیرند.

حال گفته می شود با سقوط  مبارک یک هم پیمان مهم در روند صلح خاور نزدیک از بین می رود. بگذریم از این که  پس از رکود چند ساله در گفتگوهای اعراب و اسرائیل سخن از “روند صلح“ گفتن، حرفی است بی معنی. اما این که دولت های حاکم  با هم قرار داد صلح ببندند، به تنهائی کافی نیست، برای استقرار صلح، موافقت مردمی  که بر آنها حکومت می شود نیز ضروری است. رژیم هائی که در درون از مردم خود وحشت دارند، در بیرون هم همکاران قابل اعتمادی نیستند.

در پایان هفته جاری 360 نفر در کنفرانس امنیت مونیخ حضور می یابند. آنها نمایندگان سیاست دفاعی هیئت حاکمه غرب هستند. آنها عادت دارند ، بنام همه، اگر نتوانند بر جهان حکم برانند، آنرا تبیین کنند. اینک باید، باز هم بنام ما، احتمالا چند لحظه ای با درون خود خلوت کنند، به سردرگمی خود اعتراف کنند و در باره ترس های خود (وما) سخن بگویند  و در باره این پرسش که جهان ما چگونه خواهد شد اگر دیگر نتوانیم به هیج کس از بالا نگاه کنیم.

Die Zeit.Nr.6. 3.Feb. 2011/ Jan Ross / Bernd Ulrich

5 پاسخ

  1. عالی بود
    دستتان درد نکند از ترجمه
    ای کاش کشورهای اسلامی به ویژه ایران مثل ترکیه شوند ولی باید دید چنین سیاستی را اروپاو آمریکا هم دنبال می کنند یا همچنان به سیاست کمربند سبز که زمانی برای حذف کمونیسم بود و حالا شاید برای تجارت مناسب، وفادارند

  2. با درود به روزنامه نگار موفق. ایا به نظر شما ایران با بقیه کشور های دور و نزدیک خاورمیانه و خصوصا کشور های عربی تفاوت ندارند؟. به نظر من ایران به کشور های سرمایه داری دنیا وابسته نیست. باور دارم که جریانی در تلاش برای بدست اوردن این پایگاه غربی دموکراسی می گردد.

  3. امروز نبايد خواسته كميتۀ ۳۰۰ را از ياد برد.
    نگاه كوتاه به نتيجۀ بورس در WallStreets بكنيد و خودتان قضاوت كنيد

  4. سلام .اگر یک حکومت خلقی و لاییک در مصر و تونس روی کار بیاید ، آنزمان تحلیل روزنامه «دی تسایت » مصداق بارزی پیدا خواهد کرد ( از این پس با انسان هایی سر و کار خواهیم داشت که واقعی هستند ، با حقوق برابر ، رودر روی ما خواهند ایستاد . ) براستی جهان امپریالیستی با از دست دادن منافع خود در شمال قاره آفریقا در این شرایط بحران اقتصادی گسترده چه واکنشی نشان خواهد داد ؟ اما جانب دیگر قضیه را هم ببینیم . اگر همان گونه که رژیم اسلامی ایران اینک بر طبل تبلیغات خود می کوبد ، جریانی اسلامی تند رو در شمال آفریقا پا بگیرد . آن وقت کار غرب راحت تر میشود .البته به شرطی که مانند مورد عراق جمهوری اسلامی ایران در گرفتن سهمش در معادله قدرت ، زیاده خواهی نکند . و به آنچه که پس مانده جهان غرب در این خوان نعمت است ، بسنده کرده و راضی بماند !!!

  5. گذشتن از سد نظامی بارلو اسرائیل، توسط ارتش مصر در زمان انور سادات مقدمه چینی‌ برای پیمان کمپ دیوید و قبولاندن آن به اسرائیلی‌های تند رو و مردم مصر بود، یک جنگ ساختگی

    شرایط فعلی‌ مصر میتواند بن بست مذاکرات اسرائیل -فلسطین را بشکند

    استقرار یک حاکمیت نسبتا مردمی در مصر اسرائیلی‌ها را از خواب خرگوشی خواهد پراند

    به امید آن روز

    بدون حل عادلانه مساله فلسطین هیچ حرکت روی به جلوی در منطقه ما ممکن نیست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s