نان ـ مزد ـ اجاره خانه ، آغاز مرحله دوم انقلاب مصر، پس از مبارک


نان- مزد – اجاره خانه

آغاز مرحله دوم

انقلاب مصر، بعد از مبارک

اشپیگل آنلاین ـ ترجمه رضا نافعی

مبارک سرانجام از «جا» کنده شد اما هنوز جانشین ندارد. نظامی های مصر شب جمعه در میدان التحریر خطاب به تظاهر کننذگان گفته بودند «آنچه را می خواهید، خواهد شد!» و شب گذشته همان شد.

آنچه انجام شد زیر فشار خشم فزاینده مردم در داخل و فشار های دیپلماتیک از خارج روی داد، اما واقعیت اینست که اکنون مدت هاست که خواست مردم دیگر محدود به برکناری مبارک  نیست. مردم اینک حواستار تغییر اساسی شرائط زندگی خود هستند. بسیاری دست به اعتصاب زده اند. روز پنجشنبه جوانی در میدان تحریر گفت: «مصر سرزمین ثروتمندی است، اما ببینید ما چگونه زندگی می کنیم! با پول کم و در خانه ای خراب». بیش از 40 در مردم مصر با در آمدی کمتر از روزی 2 دلار زندگی می کنند.

خواست های مردم روز به روز وسعت بیشتری یافت. درنزدیکی میدان تحریر، در برابر وزارت رسانه ها ، زنی کیف دستی خود را باز می کند، کاغذی تا شده را بیرون می آورد و باز می کند، و آنرا روی سرش بلند می کند. روی آن با ماژیک  و به زبان انگلیسی نوشته شده است «مزد عادلانه برای کار عادلانه» ، تا خبرنگاران خارجی هم دلیل قیام مردم را بفهمند. آنگاه لب به شکایت باز می کند: «ببینید! بیش از 10 سال است حداقل دستمزد ماهانه، در این وزارتخانه، 350 پوند مصری است» . این مبلغ برابر است با 43 یورو. «چطور باید با این پول زندگی کرد؟ در حالی که  قیمت مواد خوراکی روزبروز بیشتر می شود!»

روز پنجشنبه عده ای از کارمندان وزارتخانه به تظاهر کننذگان پیوستند. مرد جوانی که کارگر فنی است گفت «برای آنکه خرج و دخل جور در بیاید، حداقل دستمزد باید ده برابر بیش از این باشد که هست. ما گفته بودیم اگر هرچه زودتر دستمزد ما بیشتر نشود همه به میدن تحریر خواهیم رفت». سعید منصور عضور اتحادیه کارگران  «تله کمونیکاسیون» صراحت به خرج می دهد و روشن می سازد که فقط کارکنان وزارتخانه نیستند. او به خبرنگار  روزنامه  » Egyptain Gazette »  می گوید : «ما خواستار عدالت اجتماعی برای تمام کارگران مصر هستیم «. یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات در برابر وزارتخانه  نیز همین نظر  را دارد  و می گوید: «بیشتر آنها که از 25 ژانویه در تظاهرات اعتراضی حضور داشتند دانشجو بودند، اما حالا کارگران هم به مبارزه پیوسته اند.»  در چندین منطقه مصر گروه های مخالف دولت از کارکنان  دولت خواسته بودند سرپیچی مدنی را آغاز کنند.

حالا در قاهره آموزگاران و دبیران، روزنامه نگاران، رانندگان تاکسی و کارمندان دیگر وزارتخانه ها، خواستار دریافت حقوق بیشتر هستند. روز سه شنبه، یعنی سه روز پیش از سقوط مبارک دولت با افزایش 15 در صد بر حقوق کارمندان دولت و بازنشستگان موافقت کرد، اما مردم معترض در میدان تحریر به این راضی نشدند. یکی از آنها که در میدان التحریر بود می گفت: «این مبلغ، درست برابر است با آخرین افزایش قیمت ها، ما خواستار حقوق بیشتر برای یک زندگی شایسته هستیم.» در ساحل نیل، نزدیک میدان تحریر، گروهی از مردان با خواست کاهش اجاره خانه ها به خیابان آمده بودند.

منیر سید، سبزی فروش 50 ساله در بخش مانیال قاهره می گفت: «من از 25 ژانویه دیگر درآمدی ندارم. او در آغاز نسبت به تظاهر کنندگان خشمگین بود، چون مجبور بوده دکان خود را تعطیل کند.  اما بزودی متوجه شدم که این جوانانی که در التحریر جمع شده اند حرفشان جدی است و نمی خواهند فقط شلوغ کنند. به همین دلیل حالا از خواست های آنها حمایت می کنم.»

» زیباترین روز زندگی «

فکر نمی کرد پس از آن همه تردید ، جنگ و گریز و این دست و آن دست کردن ، به این سرعت پیروزی بدست آید. وقتی محمد انور از فروشگاه بیرون می آید تعجب می کند که اتو موبیل ها همه بوق میزنند. حدس هائی می زند، ولی آیا واقعا ممکن است ؟ بسراغ اتوموبیل سیز رنگ خود می رود، پشت فرمان می نشیند و در این جیب و آن جیب د نبال تلفن همراهش می گردد. در همین لحظه   تلفن زنگ می زند. چشمان انور برق می زند. » نه! باور نمی کنم . اینجا هم  همه مشغول بوق زدن هستند».

طی چند ثانیه خبر در قاهره پیچید: پرزیدنت مبارک ، رئیس جمهور منفور مصر، پس از سی سال حکومت، کنار می رود. پس از سه هفته تظاهرات عظیم مردمی ، ارتش رسما قدرت را بدست می گیرد.

انور تلفن را کنار می گذارد و لبخند می زند. » این زیباترین روز زندگی من است. فکر می کنم خیلی از مصری ها همین حال را دارند.» ماشین را روشن می کند: »  امشب شب درازی خواهد شد، حالا باید جشن بگیریم «. دور می زند، بوق می زند و بسوی میدان تحریر به حرکت در می آید. دهها هزار نفر در میدان و در راه رسیدن به میدان هستند . تا همین چند لحظه پیش با هم علیه مبارک شعار می دادند و حالا هلهله می کنند، می رقصند ، پرچم ها را در هوا تاب می دهن، یکدیگر را در آغوش می گیرند. مردم نا آشنا  یکدیگر را می بوسند ، می خندند .

» به مبارک نشان دادیم که دیگر تحمل نمی کنیم»

محمد انور، 39 ساله، تقریبا تمام روز را   در میدان بود ، مثل  روزهای گذشته با  دوستان فعالش، در باره آینده کشور بحث و گفتگو می کرد و برای گروه های کمک های اولیه دارو می آورد.   بعد از ظهر به یکی از گروه های چند هزار نفری پیوست که بسوی کاخ ریاست جمهوری، در بیست کیلو متری شهر، در حرکت بود . انور یکی از کنشگران جنبش دموکراتیک مصر است که از 25 ژانویه در میدان تحریر به رژیم مبارک  اعتراض می کنند.

حرکتی که جوانان برای اعتراض به آینده نامعلوم خود آغاز کردند تبدیل  به نمایش پرقدرت مردم در اعتراض به دولت دیکتاتوری، اعتراض به وضع بد اقتصادی و شرائط ناهنجار زندگی اجتماعی در کشور شد: 40 درصد از مردم مصر باید با در آمدی کمتر از 2 دلار در روز زندگی کنند، 50 در از زنان و 30 در صد از مردان سواد خواندن و نوشتن ندارند….

دوستانم و من  بسیار خشمگین بودیم . صحبت مبارک در روز پنجشنبه دهن کجی به مردم بود . او گفت : خون هائی که ریخته شد بی نتیجه نماند. می خواستیم فریاد بزنیم : » آنها فربانیان تو هستند. مزدوران تو آنها  را کشتند، ما تظاهر کنندگان از آغاز آرام بوذیم! حرف هائی که ما سی سال از او شنیده بودیم».

پیش از ظهر است  ولی   میدان تحریر مالامال جمعیت است، به هیچ طرف نمی توان رفت. در هیچ روزی جمعیت تا این حد زیاد نبود ، همه به اعتراض کنندگان پیوسته بودند. همه خشمگین اند، چون احساس می کنند که مبارک آنها را دست انداخته است. امروز هم چون روزهای پیش، خانواده ها با با بچه ها آمده اند، پیر و جوان ، از هر قشر و طبقه.  انور از میان جمعیت راه باز می کند ، اثری از دلسردی در او دیده نمی شود، لبخند می زند و پیوسته دوربین دیجیتال خود را سر دست بلند می کند و عکس می گیرد. برای او روشن است ، اینها عکس های تاریخی هستند، هرچند که مبارک هنوز استعفا نداده است. می گوید : » مردم آنقدر تظاهرات می کنند تا مبارک برود».

در آژانس مسافری » سلطان نراول » در کنار میدان تحریر، سازمان دهندگان اعتراضات دور هم هستند، می گوید اینجا مرکز سازماندهی تظاهرات است. تظاهر کنندگان، خود، افرادی را مامور حفاظت از این محل کرده اند. افرادی چون عمر موسی، رهبر اتحادیه عرب و البرادعی، رئیس سابق مقامات اتمی در وین و برنده جائزه صلح و  وائل غنوم  مدیر گوگل که دوازده روز در زندان بود، اینجا در آمد و رفت هستند. انور تاکید می کند : » ولی این جنبش یک رهبر مشخص ندارد ، این انقلاب همه مردم است.»

چند تن از دوستان با انور سلام علیک و مبادله خبر می کنند.الان تلویزیون خبر داد که گویا مبارک از قاهره فراار کرده است. کجا، معلوم نیست.بعضی ها می گویند در شرم الشیخ است بعضی می گویند به خارج رفته است. یکی می گوید : شاید سر عقل بیاد وقتی در  خارج از قاهره هوای تازه تازه بخورد.»  انور و دوستانش می خندند…

بسیاری از این میدان خاطرات دردناکی دارند: وقتی که در آغاز اعتراضات نفرات پلیس و  باند های مبارک به میدان آمدند و با چوب  و چاقو و هفت تیر و تفنگ ، بعضی هم با اسب و شتر به مردم حمله کردند . در این حمله وحشیانه بسیاری   کشته شدند . تعداد کشته شدگان بین  صد تا سیصد نفر تخمین زده می شود. ..

انور می گوید :»ما از مردم دعوت کرده ایم در سراسر کشور دست از کار بکشند. همه باید دست به سرپیچی مدنی بزنند تا مبارک برود.» هیچ کس فکر نمی کند که پایان اعتراضات نزذیک  است و انور می گوید:» مبارک می گوید کشور در بحران است ، بنظر من او در بحران است نه مصر . آنچه مردم می خواهند واضح است ولی تا مبارک بخواهد آنرا بفهمد مدتی طول دارد.»

نیم ساعت بعد ، اندکی بعد از ساعت 6 ، مبارک تسلیم می شود .صدای بوق اتوموبیل ها  در قاهره گوش آسمان را کر می کند.

مبارک رفته است و حالا مردم خواستار انحلال مجلس هستند. آنچه مسلم است اینست که مردم مصر دیگر پس از سقوط مبارک در پی پیروزی های بیشتر هستند.

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,druck-744725,00.html

http://www.spiegel.de/politik/ausland/0,1518,745124,00.html

6 پاسخ

  1. با سلام به نافعی گرامی. از مقاله زیبای شما لذت بردم.با سپاس.

  2. bad az mobarak nobate seyed ali ast…

  3. این یک فرو پاشی است که این بار در اردوگاه آنانی واقع میشود که دو دهۀ پیش از فرو پاشی شرق اروپا شادمان شدند و وعدۀ بهشت روی زمین را در پناه اقتصاد «آزاد» به جهانیان دادند.
    اینها دولت های اقمار وحکومت های دوست غرب هستند که در تنگنا افتاده اند و یکی بعد از دیگری سقوط میکنند. بازی کهنۀ کی بود کی بود کسی را گول نمیزند که امثال حسنی مبارک، یاران و عوامل خود آنها در منطقه اند.
    خود جهان غرب و بخصوص آمریکا علاوه بر این در داخل گرفتار بحران های عظیم و لاینحل مالی اند. این یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ سرمایه داری است که عمق وشدت و ابعاد این بحران ها به نظر میرسد برای خیلی ها هنوز کاملا روشن نیست و آنرا دست کم میگیرند. این فقط افمار نیستند که فرو میریزند بلکه محور و مرکز اصلی آنها هم به لرزه افتاده اسنت.
    بعضی اظهار نظرها در مورد مقالۀ سونامی در این سایت حیرت آور و نشانۀ کم توجهی بود. کسی گفته بود چون بدهی آمریکا معادل در آمد ناخالص داخلی یعنی GDI آن است، این بدهی قابل پرداخت است زیرا که معادل در آمد یک سال است.
    از ذکر جزئیات خود داری میکنم و فقط میگویم که این 14هزارمیلیارد، بدهی دولت فدرال آمریکا ست و اگر بدهی کل دولت آمریکا را که شامل ایالت ها و شهرداری هم میشود بخواهیم، این رقم بدهی معادل 55 هزار میلیارد دلار است. از طرف دیگر GDI در آمد کل جامعه است و فقط بخشی کوچکی از آن نصیب دولت فدرال میشود.
    در نهایت بایداینراهم اضافه کنیم که شاخص GDI خیلی گویای واقعیت های در آمدی جامعه نیست. مثلا مخارج بسیار سنگینی که طی سالهای آینده برای مبارزه با عوارض فاجعۀ خلیج مکزیک لازم خواهد شد،در GDI آمریکا منعکس خواهد شد و آنرا بالا خواهد برد و به شکلی واهی در آمد اضافی برای جامعه نشان خواهد داد.
    با همۀ این واقعیت ها هستند عاشقان ظاهر پرستی که باورشان نمیشود معشوق پای به دوران پیری گذاشته است. به این ظاهر پرستان میتوان توصیه کرد کم کم چینی بیامورند. آمریکا هم در داخل و هم در خارج به مرحلۀ درماندگی نزدیک میشود.
    برای خوانندگانی که آلمانی میخوانند این نوشته کوتاه سایت شبکۀ یک تلویزیون آلمان را که ارقام بدهی ها در آن آمده است، توصیه میکنم.

    http://www.tagesschau.de/ausland/schuldenrekordusa100.html

    با تشکر از دکتر نافعی و آرزوی توان و انرژی هر چه بیشتر و باز هم سپاس از برگزیدن بهترین نوشته ها.

  4. راضی گرامی
    ممنون از اظهار لطف شما و بسیار سپاگزار ازلینکی که دادید. در اولین فرصت آنرا برای خوانندگانی که آلمانی نمی دانند ترجمه خواهم کرد . حسن این سند آنست که تهیه کننده و ناشر آن نه کره شمالی است نه کوبا! بلکه فرستنده رسمی و معتبر آلمان فدرال، دوست و همپیان موفق ایالات متحده آمریکا که مظنون به گرایش های چپ نیست و خود از دژهای محکم سرمایه داری در اروپا و جهان است.

  5. سلام آقای نافعی . عجیب است ! پس از خواندن این ترجمه جالب شما و دیدن عکس و فیلم های شادی و سرور مردم مصر ؛ روز ۱۶ دی سال ۵۷ برایم تداعی شد .نمی دانم شما آن موقع ایران بودید یا نه . و آیا در شادمانی ایرانیان آن زمان شرکت داشتید یا نه . اما من بودم و واکنش مردم نسبت به خروج شاه از ایران را بیاد دارم .همه جا شیرینی پخش می کردند . همه می رقصیدند . اتومبیل ها بوق می زدند . مردم روزنامه ای که عبارت » شاه رفت » در آن چاپ شده بود ؛ سر دست بلند کرده و به همدیگر نشان می دادند .اما از آن همه شور و شعف امروز چه باقی مانده است ؟ بجز میلیون ها معتاد ،بجز سرزمینی که هر گوشه اش را سوراخ کرده و نفت استخراج میکنند ، حتی به تالاب های بین المللی آن مانند » میانکاله » رحم نکرده و به ایجاد پالایشگاه می پردازند . بجز گرانی و فقر ده ها برابر بیشتر از زمان شاه ، بجز تهرانی با هوای آلوده ( این آلودگی سبب مرگ حدود ۴۰۰۰ نفر گشته ) ،بجز هزاران معلول جنگی و میلیون ها شهید در جنگ ، بجز دیکتاتوری و استبداد صد ها برابر بیشتر از قبل از انقلاب ( لا اقل آن زمان مردم در نحوه لباس پوشیدن خود ، یعنی ابتدایی ترین حقوق انسانی آزاد بودند ) ، بجز فیلترینگ و سانسور و سانسور و باز هم سانسور . من برای مردم مصر می ترسم . زیرا این را با تمام وجود ، پوست و گوشتم تجربه کرده ام ،که امپریالیسم شاید در بعضی موارد حاضر به جابجایی مهره های خود شود . اما آنها هرگز اجازه تعدیل اقتصادی ، تقسیم ثروت های سرزمین ها را بین اهالی آن و آزادی واقعی را به جهان سوم نخواهند داد . براستی سرنوشت قیام مصر چه خواهد شد ؟ صد البته که این آرزو و امید را دارم که آنها یا مردم تونس یا مابقی مردم دربند خاور میانه به حقوق مطالبه شده خویش برسند .ولی واقعیت تلخ موجودیت امپریالیسم را که نمی شود ،انکار کرد !!!! می شود ؟

  6. خواننده گرامی پور
    نگرانی شما، متاسفانه بجاست، ولی » تا شقاوت هست سرکشی باید کرد».

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s