حریق یک انقلاب ناتمام در «یمن» شعله کشیده است!


حریق یک انقلاب ناتمام

در «یمن» شعله کشیده است!

ترجمه و تدوین رضا نافعی

با مراجعه به ویکی پدیای فارسی مشاهده کردم اطلاعاتی که به زبان فارسی در باره یمن داده شده بسیار ناقص و در واقع «هیچ» است! در حالی که اطلاعات ارائه شده به دو زبان آلمانی و انگلیسی جامع است. چون نمی دانم دلیل انتخاب این روش نامتعادل چیست از اظهار نظر خود داری می کنم. ولی   ابراز  تاسف می کنم.

یمن کشوری عرب در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان واقع در خاورمیانه، و پایتخت آن شهر صنعا است. یمن ۵۲۷٬۹۶۸ کیلومتر مربع گستردگی دارد. یمن دارای دو ساحل مهم است. ساحلی غربی در کرانهٔ دریای سرخ و ساحلی جنوبی در کرانهٔ دریای عرب. همچنین دارای چند جزیره‌ است که مهمترین آنها جزیره سقره در دریای عرب و جزیره حنیش در دریای سرخ است. یمن تا سال ۱۹۹۰ میلادی دو کشور مستقل بود. با نام‌های: جمهوری عربی یمن(یمن شمالی) و جمهوری دمکراتیک یمن (یمن جنوبی). در سال ۱۹۹۰ طی پیمانی این دو کشور با هم متحد شدند و جمهوری یمن بوجود آمد. اما در سال ۱۹۹۴ جنگ خونینی بین دو طرف رخ داد، که سرانجام شمالی‌ها بر جنوبی‌ها چیره شدند و اتحاد برجا ماند. ( تا اینجا   از بخش فارسی است) به هیچ اشاره ای به ماهیت دو جمهوری و همچنین قتل عام رهبران جمهوری دمکراتیک یمن و هزاران کادر و عضو ساده حزب چپ و دمکراتیک حاکم در یمن جنوبی، توسط رهبران کنونی حاکم بر یمن. یعنی همین عبدالله صالح کنونی.

مردم

جمعیت یمن بسرعت رو به رشد است. تا سال 1990 جمعیت یمن 12،8میلیون نفر بود که نزدیک به 5 میلیون آن در جمهوری دمکراتیک یمن؛ یعنی در بخش جنوبی زندگی می کردند. تا  سال 2000 این جمعیت 18، 4 میلیون نفر افزایش یافت. جمعیت یمن نسبتا جوان است. سن نیمی از مردم این کشور زیر 15 سال و حتی کمتر است. نسل 15 تا 24 سال در سال 2000 4 میلیون نفر بود و اکنون، یعنی در سال 2010 بیش از 5 میلیون نفر تخمین زده شده است. تعداد بیکاران در سال های 2005ــ 2006 حدود 29 در صد تخمین زده شد ه بود. 57 در صد از کل بیکاران جوانان هستند.

مذهب

بخش عمده جمعیت سنی شافعی است و بخش اندکی شیعه زیدی هستند.

موقعیت اجتماعی

یمن فاقد بیمه های اجتماعی عمومی است.

فرهنگ

طبق تخمین سال 2005 : 73 در صد از مردان و 35 در صد از زنان سواد خواندن و نوشتن دارند که در صد بالائی از این با سوادان از اهالی بخش جنوبی، یعنی جمهوری دمکراتیک سابق اند. تعداد مدارس و وسائل تحصیلی کم  است و آنچه هست  دارای کیفیت بد است.

در یمن 7 دانشگاه دولتی و 8 دانشگاه خصوصی وجود دارد که مهمترین آنها دانشکاه صنعاست که در سال 1970 تاسیس شده است. 5 دانشگاه از 7 دانشگاه دولتی در بخش جنوبی کشور، یعنی در جمهوری دمکراتیک سابق قرار دارند و در دوران آن جمهوری تاسیس شده اند. به این ترتیب، سواد و آگاهی در یمن به نسبت همسایه های این کشور، در سطح بالائی قرار دارد.

فقر

یمن کشوری است فقیر. بین 41،8 تا 59،5 در صد جمعیت کل کشور فقراند. 57 در صد از مردم از دسترسی  به سازمان های بهداشتی و 32 در صد از دسترسی به آب آشامیدنی پاکیزه محروم اند.

نیمی از جمعیت کشور ساکن روستاها هستند . 83 در صد از جمعیت روستا نشین فقیراند.  رویهم رفته تقریبا نیمی از جمعیت یمن زیر خط فقر به سر می برند. روستائیان مجبورند دو سوم از در آمد خود را  صرف تغذیه کنند. تعداد افرادی که در یمن غذای کافی ندارند به 8 میلیون نفر، یعنی 38 در صد از جمعیت تخمین زده می شود. از لحاظ تعداد گرسنگان، یمن پس از سودان مقام  دوم را در جهان دارد. تعداد گرسنگان میان سالهای 1990 تا 2002 افزایش هم یافته است. ( از 4،2 میلیون نفر به 7، 8 میلیون نفر) وزن  45،6 در صد از کودکان زیر 5 سال کمتر ازحد نصاب است.

تقسیم یمن

انگلستان در سال 1839 عدن را بعنوان پایگاهی دریائی  برای رسیدن به هند، تسخیر کرد و از سال 1937 آن را رسما مستعمره خود اعلام کرد. در سال 1869با گشایش کانال سوئز در مصر اهمیت استراتژیک عدن برای انگلستان افزایش یافت. در سال 1905 امپراتوری عثمانی و انگلستان مرزهای مناطق تحت الحمایه خود را مشخص کردند. پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، یمن شمالی در سال 1918 آزاد شد و تبدیل یه یک کشور سلطنتی گشت که فردی بنام امام یحیی را در راس آن قرار دادند. اختلافات مرزی میان دولت سلطنتی یمن شمالی با عربستان سعودی به جنگ 1934 بین دو کشور انجامید. در سال 1944 بازرگانان، روشنفکران و رهبران مذهبی که در عدن در تبعید بسر می بردند، جنبش «یمن آزاد » را در مخالفت با امام یحیی پی ریختند. این گروه در سال 1948 موفق شد  یحیی را به قتل برساند، ولی پسر او امام احمد سرانجام موفق به سرکوب شورش شد. قیام بعدی در سال 1955 نیز با شکست مواجه شد.

دو کشور مستقل

امامان محافظه کار شمالی  موفق به نوساختن یمن شمالی نشدند. امام احمد با ناسیونالیسم عربی  جمال عبدالناصر مخالف بود، در حالی که بخش مهمی از ارتشیان او هوادار ناسیونالسم عربی بودند. در سال 1960، امام احمد که زیر نفوذ عربستان قرار داشت از طریق رادیو مخالفت خود را با ناسیونالیسم عربی اعلام کرد. رادیو قاهره آنرا اعلام جنگ تلقی کرد. اما پیش از آن که کار به جای باریک تر بکشد، امام احمد در گذشت. پس از در گذشت امام احمد، در 26 سپتامبر 1962، گروهی از افسران سنی و ناسیونالیست زیر رهبری  ژنرال عبدالله الصالح به سلطنت زیدی پایان دادند و جمهوری یمن شمالی را اعلام کردند. آخرین امام زیدی  محمد البدر به هواداران خود در کوهای یمن پناه برد. از آن پس جنگی هشت ساله میان سلطنت طلبان و جمهوریخواهان آغاز گشت، که در واقع به نمایندگی از  سوی انگلستان، عربستان سعودی و هواداران سلطنت از دست رفته از یک سو و مصر، از سوی دیگر روی می داد. مصر در حمایت از جمهوری خواهان 20 هزار سرباز به یمن اعزام داشت و سرانجام جمهوریخواهان برنده شدند. لندن نیز مانند واشنگتن از آن  هراسان بود که ناکامی عربستان سبب تقویت ناسیونالیسم عربی گردد و سلطنت عربستان سعودی را با خطر مواجه سازد.  این جنگ در سال 1970با 200 هزار کشته و ویرانی کامل یمن شمالی   با مصالحه ای پایان یافت که برای هیچ یک از دو طرف رضایت بخش نبود و در عین حال سبب خودمختاری بیشتر قبائل گردید.

اوضاع جنوب نیز در دوران جنگ داخلی سخت آشفته بود. بسیاری از ناسیونالیست ها و کمونیست ها به عدن گریخته بودند.  در سال 1963 » جبهه آزادی بخش ملی » ( FLN) که مورد تایید قاهره نیز بود،  تاسیس خود را اعلام کرد. این سازمان که هوادار ناسیونالیسم عربی و آزادی یمن جنوبی بود، دست به یک جنگ ضد استعماری علیه استعمار انگلستان زد. انگلستان اعلام کرد که تا سال 1968 یمن جنوبی را ترک خواهد کرد.  ولی» جبهه آزادی بخش ملی » قبل از آن تاریخ موفق شد با  کمک مردم بخش اعظم مستعمره را تحت کنترل خود در آورد. پس از آن بود که انگلستان با » جبهه آزادی بخش ملی» وارد مذاکره شد و نیروهای خود را عقب کشید. در 20 نوامبر  1967 آخرین کمیسر عالی  انگلیس از بمن جنوبی به انگلستان باز گشت. در 30 نوامبر 1967 » جبهه آزادی بخش ملی » تاسیس  جمهوری خلق یمن را اعلام کرد. پس از آن میان نیروهای چپ، که درFLN  اکثریت داشتند و نظامیان اختلاف افتاد  که نزدیک بود به جنگ داخلی بیانجامد.

دولت جدید به رهبری محمد الشعبی از همان آغاز، خط مشی سوسیالیستی در پیش گرفت و به اتحاد شوروی نزدیک شد. هنگامی که جناح راست FLN جلوی خواست های کنگره حزبی را گرفت، «جنبش 14 مه » بوجود آمد که می بایست مردم را برای حمایت از اصلاحات تجهیز کند. پس از یک سال این جنبش بر نظامیان فائق آمد.

در سال 1967 السلال در شمال ساقط شد و پس از آن  دولت هائی چند زمام کار را در دست گرفتند تا 1974 که پرزیدنت عبد الرحمن الریانی ساقط گشت و بعد از او   پرزیذنت محمد الحمیدی در سال 1977   و پرزیدنت القشمی   در سال 1978 یکی پس از دیگری به قتل رسیدند.

سالم رابیع علی در سال 1969 به ریاست جمهوری در یمن جنوبی انتخاب شد و در سال 1970 قانون اساسی سوسیالیستی را اعلام کرد، گرچه شوروی و چین، هر دو او را از این کار منع کرده بودند…

1972، 1979 و 1981 زد و خورد هائی مرزی میان شمال و جنوب رخ داد و همزمان با آن مذاکراتی برای ایجاد وحدت میان شمال و جنوب نیز در جریان بود..

اتحاد و جنگ داخلی

روز 22ژانویه 1990نخست وزیران دو کشور، زیر فشار جهانی ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی  گشایش متقابل مرزهای دو کشور را اعلام کردند. در 22ماه مه همان سال جمهوری عربی یمن و جمهوری دموکراتیک خلق یمن با نام جمهوری یمن متحد گشتند. نخستین رئیس جمهور مشترک علی عبدالله صالح بود که از سال 1978 بر جمهوری یمن حکومت می کند. در جنگ اول آمریکا با عراق موسوم به جنگ خلیج ، در سال 1990 یمن از عراق پشتیبانی کرد ولی در سال 1999 روابط خود را با کویت عادی ساخت.

در سال 1993 نخستین انتخابات آزاد در یمن انجام شد که در آن سه حزب «کنگره عمومی خلق» ، حزب «سوسیالیست» و حزب»وحدت یمن برای اصلاح» در برابر هم قرار گرفتند. حزب «سوسیالیست»  انتخابات سال 1997 را تحریم کرد زیرا پس از جنگ 1994 حساب های بانکی آن و همچنین ساختمان و اموال حزب مصادره شده و پس از پایان جنگ فاقد منابع مالی لازم برای شرکت درمبارزات انتخاباتی بود. در نتیجه از آن پس پرزیدنت صالح در تمام انتخابات بعدی با بدست آوردن اکثریت مطلق آراء بدون کمک حزب اصلاح قادر به حکومت بود.

گسترش خود کامگی

در 23 سپتامبر1999 صالح برای پنجمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد. این کشور فقط طی 6 سال د وباره تبدیل به یک کشور یک حزبی شد.

در سال 2001 حزب دولتی توانست از طریق سومین قانون اساسی و به رفراندم  گذاشتن آن قدرت خود را تثبیت کند. شورای مشاوران تبدیل به «مجلس الشورا»  شد و دوران ریاست جمهوری  از 5 سال به 7 سال ارتقاء یافت و بلافاصله فشار بر احزاب نیز زیاد تر  شد .

صالح که اعلام کرده بود در دور بعدی انتخابات خود را نامزد انتخابات نخواهد کرد، در سال 2006 پس از تظاهرات اعضاء حزب خودش که خواستار ادامه حکومت او بودند،  تصمیم قبلی خود را تغییر داد.

نظام کنونی

طبق قانون اساسی سال 1994 که در سال 2002 تغییر داده شد، یمن یک جمهوری اسلامی پرزیدیال شد. نمایندگان مجلس شورا که تعدادشان 301 نفر است هر شش سال یکبار انتخاب می شوند. پرزیدنت هرهفت سال یکبار انتخاب می گردد و برای بار دوم نیز می تواند انتخاب شود. کلیه اتباع  18 ساله یمن حق دادن رای دارند….

در 23 سپتامبر 2006 صالح برغم اعتراضات شدید احزاب مخالف برای یک دور دیگر به ریاست جمهوری انتخاب شد. پسرش احمد صالح قصد داشت در انتخابات 2013 جای پدر را بگیرد و اکنون آینده او نیز در گرو سرانجام جنبشی است با گذشته ای قومی و مذهبی و حکومتی که در بالا به آن اشاره شد. این جنبش، آتش زیر خاکستری بود که با جرقه قیام در تونس و سقوط بن علی و سپس در مصر و سقوط حسنی مبارک و قیامی که اکنون در دیگر کشورهای منطقه جریان دارد، یکبار دیگر شعله کشید. با ایستادن مردم در برابر استبداد، فقر، تبعیض میان جنوب و شمال و حکومتی که ابتدا جمهوری بود و اکنون پس از دو دهه می خواستند آن را تبدیل به جمهوری سلطنتی و حاکمیت موروثی کنند.

امروز، تظاهر کنندگان در عدن و صنعا خواستار برکناری علی عبدالله صالح شدند

عدن ـ در تظاهراتی اعتراضی که روز دوشنبه در شهر عدن واقع در جنوب یمن علیه علی عبدالله صالح بر پا شد    یک نفر از تظاهر کننذگان مورد اصابت گلوله پلیس قرار گرفت و به بیمارستان منتقل گردید. خبرگزاری فرانسه از قول پزشگ بیمارستان نقل کرد که مجروح در بیمارستان در گذشته است. چهارنفر دیگر نیز مجروح گشته اند که جراحات وارده به یکی از آنها شدید است. به گفته شاهدان عینی افراد پلیس از درون دو اتوموبیل به روی جمعیت آتش گشوده اند.

در صنعا، پایتخت یمن نیز، روز دوشنبه، تظاهر کنندگان بار دیگر خواستار کناره گیری رئیس جمهور شدند. هزاران تن از دانشجویان و مخالفان رئیس جمهور  در برابر دانشگاه گرد آمده و دست به تظاهرات نشسته زدند. تظاهر کنندگان بر پلاکارت های خود خواستار سقوط رئیس جمهور بودند که از 32 سال پیش بر کشور حکومت می کند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فرانسه تظاهر کننذگان خواستار تغییرات اجتماعی بوده اند. اعتراض کنندگان با الهام گرفتن از صحنه اصلی مبارزات مردم مصر در قاهره میدان جلوی دانشگاه را میدان تحریر نام نهادند.

http://www.jungewelt.de/2011/02-22/039.php?print=1

Advertisements

5 پاسخ

  1. سلام. نوشته اید»انگلستان در سال 1839 عدن را بعنوان پایگاهی دریائی برای رسیدن به هند، تسخیر کرد و از سال 1937 آن را رسما مستعمره خود اعلام کرد.» احتمال دارد تاریخ مستعمره شدن یمن (1937) اشتباه باشد؟

  2. سلام.
    اشتباه نیست. عدن تا سال 1937 » تحت الحمایه» یا پروتکتورات بود. در این حالت، پادشاه یا شیخ یافرماندار محل در ادراه امور داخلی شهر یا کشور تا حدودی آزاد است. ولی وقتی کشوری مستعمره شد حکام محلی از قدرت ساقط می گردند و اداره کلیه امور آن کشور اعم از داخلی یا خارجی تحت نظر و فرمان» کمیسر عالی» که نماینده مستقیم پادشاه انگلستان است قرار می گیرد. ممنون از توجهتان.

  3. شیعه زیدی چهل و هفت درصد جامعه را تشکیل میدهند، بنابراین بخش اندکی از جامعه نیستند.

  4. سلام .خیلی ممنون از شما آقای نافعی .زحمات زیادی بابت گردآوری مطالب راجع به » یمن » متحمل شدید . آرزوی شاد کامی و سلامتی برای شما دارم .

  5. واقعا وبلاگ جالب و پرمحتوایی دارید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s