کاسترو: زیر رگبار اخبار اشغال لیبی در برنامه آمریکاست


کاسترو:

زیر رگبار اخبار

اشغال لیبی در برنامه امریکاست

یونگه ولت آلمان- ترجمه رضانافعی

آنچه در لیبی رخ می دهد، زیر رگبار دروغ های  رسانه ها دفن می گردد. آنچه روشن است این است که ناتو خود را آماده چه می سازد . من پیشتر گفته بودم که لیبی برخلاف مصر و تونس، در فهرست خدمات اجتماعی آفریقا مقام اول را دارد و بالاترین میانگین طول عمررا در این قاره .

آموزش و بهداشت مورد توجه ویژه دولت هستند و سطح فرهنگ مردم، بدون تردید، بسیار بالاست. مشکلات آن از نوعی دیگرند. مردم نه کمبود غذائی دارند و نه از حداقل خدمات اجتماعی محرومند. این کشور برای جلب کارگران خارجی تلاش می کند تا بتواند به اهداف بلند خود برای بالا بردن تولید و پیشرفت اجتماعی دست یابد. از این رو به صدها هزار کارگر از مصر، تونس، چین  و دیگر کشورها امکان کار می دهد. درآمدش بسیار است و ذخائر ارزی اش در بانک های کشورهای ثروتمند انباشته شده است. با این پولها کالاهای مصرفی  و حتی سلاح های بسیار پیشرفته از کشورهائی می خرد که امروز می خواهند به نام حقوق بشر خاکش را اشغال کنند.

کارزارغول آسای دروغی  که رسانه ها برپا کرده اند افکار عمومی را در جهان گیج کرده است. باید مدتی بگذرد تا بعد بتوان تشخیص داد که واقعا در لیبی چه گذشته و آنچه را که واقعا روی داده از آنچه رخ نداده و جعل شده از هم جدا کرد.

فرستنده های جدی و معتبر مانند «تله سور» وطیفه داشتند خبرنگاران و عکاسانی را نخست نزد گروهی و بعد نزد گروه مخالف بفرستند تا آنها گزارش بدهند که واقعا چه روی داده است.

تولید آشفتگی

در چهره های جوانان در بنغازی  ـ چه زن و چه مرد، چه با حجاب  و چه بی حجاب ـ بدون تردید، خشمی تمام دیده می شد.  با وجود آنکه 95 درصد از مردم این کشور مسلمان هستند. خشم قبیله ای را نیز، در این کشور عربی ،  باید در نظر داشت. امپریالیسم و ناتو از این موج انقلابی که در جهان عرب پدید  آمده بگونه ای جدی نگران هستند. بخش مهمی از نفت مورد نیاز اقتصاد مصرفی کشورهای پیشرفته و ثروتمند را این کشورها تولید می کنند. از این رو نباید  موقعیتی را که درگیری های داخلی در لیبی بوجود آورده است نادیده گرفت و مقدمات دخالت را فراهم نکرد. اظهارات ایالات متحده آمریکا  از همان آغاز روشن بودند.

وضع از این مناسب تر نمی شود. جمهوریخواهان راستگرا، در انتخابات ماه نوامبر، ضربه سختی به پرزیدنت اوباما، استاد سخن پردازی، وارد آوردند. گروه فاشیستی «ماموریت انجام شد» که مورد حمایت ایده ئولوژیک افراط گرایان «مهمانی چای» هست، امکانات رئیس جمهور کشور را به نقشی تشریفاتی تقلیل داد. در حالی که حتی اصلاح قوانین بیمه و بهبود قابل تردید وضع اقتصادی که خود ناشی از کمبود بودجه و افزایش بی رویه و بی کنترل بدهی دولتی است که همه رکوردهای تاریخی را هم شکسته،  با خطر مواجه است .

هر چند که آمریکا در شورای حقوق بشر به هدف های خود در این لحظه دست یافت. اما  برغم سیل دروغ های گیج کننده، آمریکا در وضعیتی  قرار نداشت که بتواند   در شورای امنیت موافقت چین و روسیه را برای دخالت نظامی در لیبی جلب کند ــ با وجود این وزیر خارجه آمریکا با سخنانی که گفت، جای کوچکترین تردیدی در مورد تصمیم آمریکا به جنگ باقی نگذاشت : » هیچ گزینشی کنار گذاشته نشده است».

واقعیت این است که لیبی با یک جنگ داخلی روبروست ـ همانطور که ما قبلا پیش بینی کرده بودیم ـ سازمان ملل متحد هم هیچ کاری برای پیشگیری ازاین جنگ  از دستش بر نمی آید، جز آنکه دبیر کل آن  مقدار قابل ملاحظه ای بنزین بر آتش آن ریخت. مسئله ای که بازیگران این صحنه احتمالا تصورش را هم نمی کردند این بود که در گیر و دار  این وضعیت پیچیده،  رهبران شورش هم  لب به سخن باز کنند و بگویند که  هرنوع دخالت نظامی خارجی را رد می کنند. خبرگزاری های مختلفی گزارش داده اند که عبدالحافظ  غوگا، سخنگوی شورای ملی لیبی روز دوشنبه 28 فوریه گفت که «خلق لیبی بقیه لیبی را آزاد خواهد کرد». غوگا اطمینان داد که «ما برای آزاد کردن تریپولی روی ارتش حساب می کنیم»  و خبر تشکیل «شورای ملی» را  اعلام کرد که نماینده و سخنگوی شهرهائی خواهد بود که  شورشیان آزاد کرده اند. وی گفت «آنچه ما می خواهیم اطلاعات روشنگر است و آنچه که مطلقا نمی خواهیم آنست که به تمامیت فضای پرواز به خاک ما یا به آبهای دریائی ما کوچکترین خدشه ای وارد آید». او این سخنان را در برابر روزنامه نگاران، در شهری بیان کرد که هزار کیلومتر از تریپولی دور است. خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه گذشته گزارش داد  «قاطعیت رهبران اپوزیسیون در بیان حاکمیت ملی که فی البداهه در برابر خبرنگاران بین المللی گفته شد، بازتاباننده نظر بسیاری از مردم لیبی است».

نمونه عراق

در همان روز خانم عبیر عیمنانا ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه بنغازی گفت:» در لیبی احساس ملی بسیار نیرومند است».  او با توجه به اشغال عراق در سال 2003 توسط آمریکا که می خواست  دموکراسی را به عراق بیاورد  و بعد  ـ از طریق سرایت ـ مجموعه منطقه را دموکرات کند ، فرضیه ای که واقعیت تار و پودش را در هم نوردید گفت: «افزون بر این، نمونه عراق، هر فردی را در جهان عرب به وحشت می اندازد». بانوی استاد به سخنان خود چنین ادامه داد: «ما خیلی خوب می دانیم که در عراق چه گذشت، می دانیم که عراق در بی ثباتی تمام بسر می برد. صادقانه بگویم، ما آرزو نمی کنیم که گام در این راه بگذاریم. ما نمیخواهیم که آمریکای شمالی بیاید و ما در پایان، بالاجبار، از رفتن حکومت قذافی ابراز تاسف کنیم».  ولی به گفته خانم عبیر عیمناینا «ما در عین حال این احساس را داریم که این انقلاب ماست و این مائیم که باید پیش برویم «.

اما چند ساعت پس از انتشار این گزارش، دو روزنامه بزرگ آمریکا، نیویورک تایمز و واشنگتن پست فورا دست به کار شدند که  شکل تازه ای از این موضوع را پخش کنند و روز بعد، یکم مارس، خبرگزاری آلمان د. پ. آ.  چنین گزارش داد: «به گزارش جرائد امروز آمریکا اپوزیسیون لیبی موفق شد از غرب خواهش کند مواضع استراتژیک  نیروهای وفادار به قذافی را بمباران کند. به گزارش نیویورک تایمز و واشنگتن پست  آنلاین  در باره این مسئله در شورای ملی لیبی بحث شده است  –  نیویورک تایمز می نویسد این بحث ها  نشان از دلسردی رهبران شورش دارد که می بینند ممکن است قذافی  دوباره قدرت را بدست گیرد. نقل قول نیویورک تایمز از تفسیر سخنگوی شورای ملی چنین است » اگر این بمباران ها  بنا به تصمیم سازمان ملل صورت گیرد شامل مداخله بین المللی نمی شود.» (اعضای شورا عبارتند از وکلای دعاوی، دانشگاهیان، قضات و افراد سرشناس جامعه لیبی. ) بنا بر این گزارش: «واشنگتن پست از قول شورشیان  نقل می کند که آنها می دانند نبرد با نیروهای وفادار به قذافی، بدون کمک غرب، ممکن است بدرازا بکشد و به قیمت جان عده زیادی تمام شود».

نقشه های حمله

آنچه ذر این گزارش چشمگیر است این است که سخنگویان از کسانی نیستند که در روند تولید در کارخانه، روستا و یا ساختمان سهیم هستند، یا دانشجو هستند یا از کسانی هستند که در نبرد حضور دارند، افرادی که خود در تظاهرات دیده شده اند. چرا آنقدر تلاش می شود شورشیان را بعنوان افراد سرشناس جامعه معرفی کنند، که از آمریکا  و ناتو می خواهند با بمباران های خود مردم لیبی را بکشند؟ روزی حقیقت آشکار خواهد شد ـ کسانی چون آن خانم استاد کرسی علوم سیاسی در دانشگاه بنغازی که با زبان فصیح و بلیغ از تجربیاتی هراس انگیز سخن می گوید که مردم عراق را چگونه کشتند، خانه هایشان را ویران کردند و میلیونها نفر را بیکار و مجبور به مهاجرت ساختند.(…)

تمام آن کسانی  که هنوز هم  فکر می کنند ممکن است حمله نظامی به لیبی  صورت نگیرد، باید خبر دوم مارس، خبرگزاری فرانسه را، که بنظر من خبرگزاری مطلعی است، بخوانند. در آن خبر تایید می شود که: «به گفته دیپلمات ها، چند کشور عضو ناتو مشغول طرح نقشه هائی بر اساس مدل تحریم پرواز در آسمان  بالکان، در سالهای 90، برای موقعی هستند که   جامعه بین المللی  پرواز بر آسمان لیبی را ممنوع کند.»

سخن را به پایان رسانیم: «دیپلمات هائی که به دلیل حساسیت موضوع، نمی خواهند نامشان ذکر شود، گفته اند نقشه هائی که مطرح شده اند، طبق مدل تحریم پروازی است که از سوی اتحادیه نظامی غرب در سال 1993، بنا به تصمیم سازمان ملل، در آسمان بوسنی به اجرا گذاشته شد. طبق مدلی که نیروی هوائی ناتو در حمله هوائی به یوگسلاوی ( کوزوو) در سال 1999 ، بدون ماموریت از سوی سارمان ملل انجام داد.»(…)   http://www.jungewelt.de/2011/03-05/052.php

3 پاسخ

  1. متاسفانه حد اقل در کشور ما گوش شنوایی برای توجه به این واقعیت ها ،وجود ندارد.بقول معروف بوی کباب شنیده اند ،ولی واقعیت این است که خر داغ میکنند.

  2. با درود به جناب نافعی گرامی
    تحلیل جنبش های کمونیستی با تئوری پرداز های سرمایه داری قطعا تفاوت دارد. سرمایه داری با دست اندازی به حرکت های مردمی بدون رهبری هم چنگ می اندازد و با انواع و اقسام نرم افزار و سخت افزار به فریب توده ها مشغول است. گرچه ارتجاع خاورمیانه رائ هم با خود همراه کردهئ است. تاریخ مصرف مستبدین مصر و تونس و بحرین و.. تماشده است در صدد تربیت مستبدین با قامتی کوتاه تر و اما با کار ائی بهتر در دست تهیه داردو وظیفه عاجل شما روشنفکران افشای ارتجاع و سرمایه داری و باید همگان را با جنبش صلح و سوسیالیسم اشنا کنید. ((مردم در انقلاب درس های خوبی یاد می گیرند))وظیفه شما افشای دسیسه های سرمایه داریست . بنیاد گرایی را هم افشا کنید که پل پیروزی انان در جهان هستند الخصوص بنیاد گرایان اسلامی.

  3. وقتی این روزها به رادیو و تلویزیون گوش میکنم .نمی دانم چرا هر بار یاد قضیه آن دزدی می افتم که سراسیمه در بازار میدوید و فریاد میکرد : آهای دزد ؛ آهای دزد . باز هم آغاز جنگ عراق یادم می آید ، که جورج بوش در نطق خود در سازمان ملل عراق را به داشتن سلاح های کشتار جمعی متهم کرد .از آن روز حدود ۹ سال می گذرد .هنوز هم که هنوز است هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق یافت نشده !!! به نوشته زیر که در روز نامه ای قدیمی پیدا کردم توجه کنید .

    در سال ۱۹۶۴، دو ناو چه ي اسکورت آمريکا اعلام داشتند که در خليج تونکن از جانب ناوهاي اژدر افکن ويتنام شمالي مورد حمله قرار گرفته اند. بلافاصله، تلويزيون و مطبوعات اين سانحه را به يک فاجعه ي ملي تبديل ساختند و فرياد از هتک حرمت از ملت آمريکا سرداده و خواستار مقابله به مثل شدند. پرزيدنت ليندون بي. جانسون اين حملات را بهانه ي اقدام به يک سري بمباران هاي تلافي جويانه عليه ويتنام شمالي قرار ميدهد. او خواهان تصويب قطع نامه اي از طرف کنگره ي آمريکا ميشود که در عمل به وي اجازه دهد که ارتش آمريکا را وارد کارزار سازد. بدينسان است که جنگ ويتنام آغاز مي شود تا تنها در سال ۱۹۷۵_ با شکست _ خاتمه پذيرد. و مدتها بعد، از زبان کار کنان دو ناوچه است که جهان در خواهد يافت، که حمله ي خليج تونکن اساسآ امري ساختگي بوده است…
    ملاحظه کردید ، آقای نافعی . حالا هم در جریان لیبی ، این فریب اذهان عمومی در حال تکرار شدن است . آیا شما هم مانند من یاد آن دزد نمیکنید که می دوید و میگفت : آهای دزد ؛آهای دزد !!!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s