در این شب عیدی چه بنویسم؟ مادرم مرا ندید و چشم بر جهان بست!


در این شب عیدی، چه بنویسم؟

مادرم

مرا ندید و چشم بر جهان بست!

مادرم «شمس الملوک» نام داشت. از دار دنیا، نه ملک داشت و نه از طایفه مُلوک بود. پولی نداشت که حساب بانکی داشته باشد، اما فامیلش «بانکی» بود. البته شمس الملوک نافعی هم نامیده می شد و این دومی زیبنده اش بود، زیرا نفعش به همه می رسید، همانقدر که همه از زیانش در امان بودند.

اینها را بی جهت نمی نویسم، بلکه از سر درد می نویسم. چرا؟

امروز خواهرم که همسر جناب آقای محمد علی عموئی است و غمخوار فراز و فرودهای حیرت انگیز زندگی او، از تهران تلفن کرد. با این تصور که پیشدستی کرده و خواسته عید را تبریک بگوید، فورا و با خنده گفتم، هنوز زود است! افسرده و غمگین گفت، شاید هنوز زود بود.

سکوت کردم تا بلکه معنای جمله اش را دریابم. بویژه در این دوران که هر حرف و سخنی در لفافه ای از احتیاط پیچیده می شود. سکوت طولانی نشد. خواهرم با صدائی آرام گفت: مادرمان ساعتی پیش از همه ما خداحافظی کرد و چشم بر جهان بست. تا آخرین لحظات هم بر این تصور بود که تو را پس از سالها دوری خواهد دید، که نشد و ندید!

بغض در این گوشه مهاجرت و دوری از وطنی که دلم برایش پر می کشد، در گلویم شکست. تلفن را از شبنم دردی که بر آن نشسته بود با کف دستی که می لرزید پاک کردم و پرسیدم: مراسمی می گیرید؟

گفت: آقای عموئی نظرش یادبودی در مسجد جامع شهرک قدس بود و همین کار را هم کردیم. برای ساعت 3 تا 5ر4 بعد از ظهر یکشنبه29 اسفند وقت گرفته ایم. شهرک قدسفاز 3 خیابان حسن صیف.

گفتم: در روزنامه آگهی داده اید؟

گفت: تعطیلات عید است و روزنامه ها منتشر نمی شوند. به دوستان و آشنایان خبر داده ایم.

گفتم: من هم در یک گوشه وبلاگی که دارم می نویسم. امیدوارم اقلا این آگهی را فیلتر نکنند و اهل درد و عشق به میهن آن را خوانده و بیآیند. هر سایت و وبلاگی، اگر در انتشار این خبر یاری کند، آنوقت جای خالی مطبوعاتی که نیستند تا آگهی یادبود را منتشر کنند، پر خواهد شد.

حرف دیگری رد و بدل نشد که در ادامه این یادداشت کوتاه بنویسم.

نوروز همه تان پیروز و شیرینی عید به کامتان.

Advertisements

77 پاسخ

  1. خیلی متأسفم.

  2. آقای نافعی عزیز،
    در گذشت مادر محترمتان را از صمیم قلب به شما، نسرین جان، آقای عمویی و دیگر اعضا خانواده تسلیت میگویم و برایتان صبر و شکیبایی آرزو دارم.
    ظاهرا این سرنوشت مادران و پدارن ما در این ۳۰ سال گذشته بود تا از فراق فرزندان خود خون بخورند و بالاخره چشم بر این دنیای بی رحم فروبندند. یاد همگی شان گرامی باد.
    شیرین تولایی

  3. من را هم در غم خود شریک بدانید .من هم دور از پدر بودم که خبر مرگش را شنیدم و او را سالها بود که ندیده بودم . کاملا شرایط شما در این لحظه و غم جانکاه تان را درک میکنم .حقیقتا متاسفم .

  4. م. ع .رجایی

    آقای نافعی دوست ندیده مرگ مادرتان را به شما وخانواده محترم تسلیت می گویم رجایی

  5. آقای نافعی بشما تسلیت میگویم

  6. دوستار شما

    انالله واناالیه راجعون. درگذشت عزیزترین منتظر شما مادر مهربانتان رابه شماووابستگان آن عزیز تسلیت میگوییم.

  7. از صمیم قلب برای شما آرزوی صبر و شکیبائی دارم. این رنجی است که هر یک از ما از راه دور طعم تلخ آنرا چشیده ایم.

    یاد مادر گرامی شما و همۀ پدران و مادران عزیزی که از راه دور با آنها وداع کردیم گرامی باد.

    در غم شما شریکم.

  8. .از صمیم قلب برای شما آرزوی صبر و شکیبائی دارم

  9. ‫رضای عزیز
    ‫تسلیت ما را پذیرا باش! یادش را با تو گرامی می داریم!

    ‫شاهد و امیر از آخن

  10. آقاي نافعي عزيز
    مصيبت وارده را خدمتتان تسليت ميگويم
    من هم در اين غربت اجباري شاهد از دست رفتن عزيزانم بوده ام
    آرزوي صبر و شكيبايي براي شما دارم
    با احترام
    رستم

  11. جناب نافعی گرامی تسلیت و صبر!
    من در وبلاگ خود منتشر نمودم. امیدوارم آخرین مصیبت باشد.
    بادرود و مهر
    http://masoud-naseri.blogspot.com/2011/03/blog-post_5252.html

  12. رفیق رضانافعی
    درگذشت مادرارجمندتان,سرکارخانم شمس الملوک بانکی را به شما و خوانواده رفیق عموئی تسلیت می گویم.
    واز صمیم قلب برای شما آرزوی صبروشکیبایی دارم. مسعود از برلین

  13. برباد رفتنش را می داند
    هر گل که چتر می زند
    و می کند بهار …

    اقای نافعی عزیز! صمیمانه تسلیت می گویم و برایتان آرزوی شکیبایی دارم.
    علی (کیوان)

  14. آقلی نافعی عزیز
    درگذشت مادر ارجمندتان را به شما تسلیت می گویم وصبر بردباری برایتان آرزو دارم

    مهران

  15. اسفند از برلین

    نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
    چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید

    رفیق عزیر نافعی !خبر ناگوار از دست رفتن مادر همه آشنایان و نزدیکان را عمیقا متاسر کرد.مادری که ورای مادری، هم درد و هم نفس عزیرانی بود که همه هستی زندگی خود را به پیشگاه مردم ایران تقدیم کردند . از این پنجره کوچک صمیمانه به تو ، نسرین عزیز ، واله جان ندیده و عموی گرامی تسلیت میگویم. به امید روز هایی بهتر از این روز ها

  16. درگذشت مادر را به شما تسلیت می گویم و بردباری برایتان آرزو دارم

  17. این جور وقتها نمی دونم باید چه گفت؟؟ فقط می تونم بگم رضا نافعی عزیز، من را هم شریک غم خودتون بدونید

  18. آقای نافعی عزیز
    درگذشت مادر گرامیتان را از صمیم قلب تسلیت گفته برایتان صبرو شکسیبائی خواستارم

  19. سلام! آقای نافعی عزیز، خبر درگذشت مادر گرامیتان را از رفیقی شنیدم. بسیار متاسف شدم.تسلیت میگویم مرا هم شریک عم خود بدانید. بهرام

  20. عسگر داوودی

    رفیق گرامی جناب نافعی، با کمال تاسف از درگذشت مادر ارجمندتان با خبر شدم، غم نبود عزیزان سنگین است اما واقعیت زندگی از آن هم سنگین تر، من هم دندان بر جگر گذاشتم و واقعیت طبیعت را پذیرفتم، مگر می توانستم جز این کنیم؟ در غم خانواده محترم شما شریک و به کلیه اعضائ خانواده محترم عرض ادب و تسلیت دارم.یاد ایشان گرامی است.

  21. تسلیت.نوشته های تو بهترین خدمت برای زنده نگاهداشتن خاطره مادر عزیزت است،که الحق این وطیفه را به خوبی انجام میدهی.

  22. فریاد سبز

    دوست عزیزآقای نافعی گرامی: ازدست دادن مادررا به شماصمیمانه تسلیت عرض میکنم. فوت مادرهمیشه بینهایت تاسف انگیزودردناک است حال آنکه دورازاو ودرایام نوروز. . .
    برای مادرگرامی آمرزش ورحمت ایزدی آرزومیکنم وبرای شما وخانواده محترمتان صبر.
    فریاد

  23. با غم واندوه فراوان در گذشت ان عزیز جانتال را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم.

  24. درگذشت مادرتان را به شما و آقای عموئی تسلیت می گویم.

  25. مجید مشیدی

    تقدیم به شما من را هم در این غم شریک خود بدانید.

    مزار مادر

    فردا دوباره به خانه باز خواهم گشت

    برای ديدنت مادر

    مي دانم كه تو نيز در انتظاری

    خواهم رفت به خانه

    آنجائی كه بوی تو می آيد

    ديرگاهی ست كه تو از خانه سفر كردی

    مي دانم

    اما روزهای من سرشار

    از خاطرات زيبای با تو بودن است

    و من اينجا

    دگر بار خود را تنها و غمگين و نا آشنا

    مي يابم

    نفرين را نثار آن كسی مي كنم

    كه

    باعث جدائی هاست

    و اما

    به عشق فردا برای بازگشت دوباره

    همچنان در حركتم

    آنروز با شاخه گلی بر مزار تو

    پناه مي گيرم

    و

    از هم اكنون اشكهايم را برای

    شستن مزار تو آماده كرده ام .

    مجید مشیدی

  26. مادر
    منم مادر:
    زنی که از کودکی شویش دادند
    نه آئین شوی داری؛ می دانست
    نه راه و رسم زندگانی را
    منم مادر:
    کز کودکی با کار آشنا گشتم
    بجای بازی در دشت؛ کودکم را بغل کردم
    بجای لالایی مادر؛ خود شدم مادر
    راه و رسم زندگی را؛ با کار آموختم
    منم مادر:
    تنم ز شلاقها و زنجیرهای این دوران، نقش در نقش است
    تنِ رنجور و درد آلود؛
    گوای سالها رنج است
    منم مادر: منم مادر : منم مادر:
    از شهرها و روستاهای دور و نزدیکم
    حدیث من؛ حدیثِ عشق و جانبازی است
    حدیث من؛ حدیثِ جانسپاری از برای فرزند است
    منم مادر:
    زمانی که شناختم خود را، شُویم به جرم احقاق حق من، در بند است
    چشمهایم سالها منتظر بر در؛ از برای شُوی یا فرزند در بندم
    تمام تار و پود من؛ حدیثِ سالها، چشم انتظاری است
    تمام تار و پود من، معنای خشم است
    مرا فریادهای خفته ای است در دل
    مرا فریادهای خفته ای است در دل
    منم مادر:
    هر تار وپود فرزندم را؛ با خون دل شاداب کردم من
    مکن معنا مرا عاشق؛ که من معنای صدها واژه دارم
    بِگاه کوچ گوسفندان؛ سراسر قله ها را در نوردیدم
    دستهایم پینه بسته
    سینه ام آکنده از درد است
    تنم سخت رنجور است
    تمام قامتم نقش بر نقش؛ رنج است
    مرا فریادهای خفته ای است در دل
    مرا ناله های بی صداست در دل
    مگو آسان مادر:
    چه شبها تا سحر راه پیمودم
    چه گوسفندانی؛ که چرا؛ بردم من
    چه شالیزارها، که سیراب؛ کردم من
    چه چرخهای که با نیروی من چرخید
    دلم دریاست؛ و دریا در سینه ام غرق است
    تمام اندیشه ام فرداست؛
    تمام عشق من؛ فرزند؛ تمام هستی ام را داده ام دیروز
    تمام هستی ام را داده ام دیروز؛ و دیگر هیچ
    ———–
    بيدخ
    درود و تسليت بر رفيق نافعي، آقاي عمويي و همه آنهايي كه راه مردم را پيشه كردند.

  27. با سلام و عرض تسلیت !
    از دست دادن عزیز بزرگترین غم هستی است . آنچه که به شما قدرت تحمل آنرا خواهد دادایمان به هدفی است که دارید .پس از دست ندهید . ستمگران 33 سال است که به ما داخل نشینان و خارج نشینان ستمها روا داشتند تا بشکنیم ولی بکوری چشمشان هرگز نخواهیم شکست .
    پیروز باشید و نوروز باستانی برشما مبارک .

  28. اقای نافعی تسلیت مرا پذیرا باشید
    درود بر خانواده ای که همواره کنار مردم بوده اند ودرود بر ان شیر زن که فرزندانی چون شما تربیت کرد روحش شاد ویادش ماندگار

  29. دوستی از میان دوست ها

    مادرتان را می شناختم و از این که در همه دوره ها همراه صبور و مهربانی بودند همیشه تحسین شان می کردم. برای اطرافیانشان که سال های سال با ایشان همدم بودند بسیار بسیار دشوار است و همچنین برای شما که خارج از جمع خانواده باید این روزها و لحظات را پشت سر بگذارید. خوشبختانه شاید بزرگترین فصیلت مادر شما پرورش فرزندانی است که زندگی خود را با زندگی همه مردم پیوند زده اند و از این رو با رنج ها و دردها بسیار آشنایند . میدانم این رنج بزرگ را نیز در خانه دل نهان می کنید و باز با قامت ایستاده راه خود را می روید که مادرتان نیز به همین روندگی و ایستادگی فرزندانش افتخار می کرد. خوشحالم که هر وقت ایشان رادیدم از نوشته های شما برایش گفتم و لبخند سرشار از محبت و افتخار بر لبانش و برق رضایت در چشمانش را دیدم. مرا و ما را در غم خود شریک بدانید. برایتان صبر و صبر و صبر ارزو می کنم.
    دوستی از میان دوست ها

  30. مهران مغانی

    تسلیت می گویم آقای نافعی روحش شاد و یادش گرامی باد

  31. با سلام و احترام درگذشت مادرگرامیتان را به جنابعالی و آقای عمویی تسلیئت عرض می نمایم و از حضرت حق برای او امرزش می طلبم
    جناب نافعی بنده فقط از وب شما را شناختم و هیچ آشنایی دیگری از گذشته و دیدگاههای قبلی شما ندارم ولی اندکی جناب عمویی را می شناسم قطعا از دامن شیرزنانی چو او فرزندان مبارز و منصفی چون شما تربیت شدند .امیدوارم سالم و سربلند باشید.خدایش رحمت کند

  32. دوست نادیده ی من
    غم از دست دادن مادرتان را تسلیت می گویم
    و عید نوروز را تبریک

  33. روحشون شاد

  34. پویا دانشور

    دوست بسیار عزیز،

    مرا در غمی اشنا شریک بدانید‌، تسلیت عرض می‌کنم. از تلاش بی‌دریغ شما در جهت روشنگری سپاسگزارم. نوروزتان مبارک.

  35. آقای نافعی عزیز
    من هم به سهم خود چون دیگر دوستان که لطف کردند و چند خطی بخاطر تحمل درد وغم از دست دادن عزیز مادرتان نوشتند من هم صمیمانه این مصیبت را به شما و همگی وابستگان فامیلی تسلیت می گویم و سال آینده را سالی بدون غم و همراه باسلامتی برای همگی شمارا آرزومندم

  36. حسرت ديدار

    اي دل
    راز دل را با كه گويم من
    اي دل اي تمام باورم مادر
    اي دل
    رد پايي مانده بر قلبم
    ردپايي مانده بر شنزار
    رفت؛ گذر كرد از برم تنها
    روي موجي زورقي تنها

    در شبي خسته سفر كردي
    مانده؛؛ روي قلبم زخم تنهايي

    مادر
    مادرم اي مهر بي پايان
    دردا؛ در دلم ماند حسرت ديدار

    آن كلام و صوت زيبايت
    مانده بر قلبم طنين انداز

    مادر، مادرم اي اوج تنهايي

    مانده ام؛ تنها ميان اوج غمهايم
    دردا؛ در دل را با كه من گويم
    اي دل؛ سوز دل را بر كه من گويم

    مادر
    خسته ام زين رسم اين دنيا
    دنيا؛ سرنوشت مادرم اين بود
    سرگذشتي سخت و رنجور بود

    سينه اي آكنده از درد بود
    ***
    گفتي؛ فرزند:
    تو مكن هرگز فراموشم
    فرزند؛ اي تمام هستي ام ديروز
    فرزند؛ اي تمام تار و پودِ من
    ياد آر؛ آن همه عشق بي پايان
    در دل؛ بسپار؛ اين غم و آن عشق ديرين را
    گفتي؛ تو مكن هرگز فراموشم
    ————
    بيدخ

    ننگ ونفرين بر آنهايي باد كه حسرت ناتمامي را بر دل شريف ترين انسانهاي اين مرز بوم گذاشتند.

  37. استاد عزیز تسلیت عرض میکنم.

  38. Doost e gerami agha Reza 2 sal pish taghriban yek hafteh zootar az hala saat 3 bamdad telephone zang khord va baradaram khabar dargozasht e pedaram ra beh man dad, 18 sall bood nedideh boodamash, az rooz e mohajerat midanam cheh hali dary, zemn e hamdardieh amigh darkat mikonam, yadeshan gerami bad, saboor bashid. khanandeh mataleb e shoma, Reza az Texas.

  39. آقای نافعی گرامی!

    درگذشت مادر گرامی تان را تسلیت می گویم.

    ب. الف. بزرگمهر

  40. لادن پیرنیا

    مرا در غم خود شریک بدانید‌.

  41. به یار ارزشمند ،
    درگذشت مادر گرامی شما را به خود و خانواده فداکار شما تسلیت میگویم. من کاملا احساس شما ردرک می‌کنم. در ۳۰ سال گذشته چه بسا بسیار هستند آنهائی که با همین مسائل احساسی‌ و عاطفی از دور دست و پنجه نرم کردند .
    بهروزی شما و خانواده شما را آرزو می‌کنم
    م.ر.ه

  42. رفیق گرامی من ونسترن را در غم خود شریک بدانید من هم حدود 2 ماه مئشود که تلفن مشابهی از ایران داشتم که اخرین لحظات خواهرم زنگ زد وگوشئ را نزدیک گوش مادرم گرفت ولی دئگر دئر شده بود و فرئادهای من هر گز به گوش مادرم نرسید

  43. صميمانه تسليت مي گويم و اميدوارم همه ي ايرانيان دور از وطن هرچه زودتر به خانه برگردند . روح مادرتان شاد

  44. علی اصغر راشدان

    جناب نافعی پرکارگرامی،درگذشت مادرمحترمتان را
    تسلیت میگویم،باشدکه این غم آخرتان بوده وسال پربارتروخالی ازفقدان عزیزان داشته باشید.
    راشدان

  45. آقای نافعی عزیز!
    در گذشت مادر گرامیتان را تسلیت می گویم.
    علی- آحن

  46. رفیق نافعی عزیز، درغمت شریکیم.

  47. آقای نافعی عزیز!
    در گذشت مادر گرامیتان را تسلیت می گویم.
    علی- آخن

  48. آقای نافعی بشما تسلیت میگویم

  49. افسانه نگاهی

    جناب نافعی گرامی

    به سایت شما امدم که یادداشت همدردی برای شما بنویسم ، ولی دوستان شمااینقدربا واژه های زیبا و گرم همدردی خودرا ابراز داشته اند که باید ابرازکنم ازخوشحالی این همه مهربانی که دریافت کرده اید دیگر بیش ازاین نمی توانم بنویسم.
    برایتان آرزو می کنم: روزی شما، بازماندگان آن مادرنازنین ، همدیگر رادرآغوش بگیرید. افسانه نگاهی

  50. بهمن پارسا

    گویی دیروز بود،دستانی که شمارا از هر خطری محافطت میکرد،گویی دیشب بود که بر بستر تب دار شما تا صبح پلک بر هم نزد… و امادیروز بود که خواهر خبر داد پلکهای منتظر مادر بسته شد! امّا آقا رضا مانده ام من که چگونه بگویم عیدت مبارک رفیق!؟
    جای مادر خالی !!!

  51. فروزنده فرزاد

    رفیق گرامی،
    خود را شریک اندوه شما میدانم. شریک درد از دست دادن مادر و تلخی حسرت دیدار دوباره.
    فروزنده فرزاد

  52. تسلیت و آرزوی آرامش و صبر فراوان برای شما عزیزان دارم…یادشان شاد و گرامی… سالی دو صد چندان بهتر داشته باشید پر از نوروزی و پیروزی و سرور…و ایرانی با بندهای نگون و گسسته و روزگاری شاد و خجسته…

  53. درگذشت مادر گرامتان را صميمانه تسليت عرض می‌کنم.

  54. شیرین فامیلی

    آقای نافعی عزیز خودرا در اندوه شما شریک میدانم و بهتون تسلیت میگم.
    این درد شمارا با تمام وجود حس میکنم چون من در غربت این سالها هم پدر و هم مادرم رااز دست دادم و دریغ که می ترسم چشم فرو بندم و فرصت دیدار از مزار آنها راهم نیابم .
    آقای نافعی عزیز صمیمانه دست شمارا می فشارم و در غم واشک شما سهیمم.

  55. Dargozashte madare azizetan ra beheton tasliat migoyam.roheshon shad va yadeshan gerami baad.

  56. درد ناک بود رفیق،منو در غم خودت شریک بدون.برقرار و پاینده باشی‌

  57. aghaye nafei aziz,
    dar gozashte madaretan ra tasliyat migam. gui hame maha dar ghorbat az in nazar ham shabihe ham hastim. man chand sal ghabl moghiyate shoma ra dashtam. be omide Iran Azad

  58. آقای نافعی دردتان را میفهمم و غمتان شریکم وبرایتان بردباری آرزو میکنم.
    مادر من هم چهل روز پیش رفت داغش هنوز مانند روز اول تازه است. غم از دست دادن مادر چیزی نیست که فراموش شود اما زندگی , همان زندگی که خود مادر به ما هدیه کرده راه کنار آمدن با این غم را به ما خواهد آموخت.
    امیدوارم در سال نو به دیدار مادر بزرگترمان : ایران» نایل شوید و در آزادی اش شادی کنید.

  59. در غم شماشریکم
    صدرا

  60. سلام . تسلیت مراهم پذیرا باشید . بقای عمر شما و سایر اعضا خانواده عزیزتان .

  61. ba arz salam v taslit gham akhratan bashad

  62. دوست عزیز با تمام وجودم غمت را حس می‌کنم این اتفاق پارسال برای من هم افتاد و هنوز هم هر وقت به مادرم میاندیشم بی‌ اختیار اشک از چشمانم روان می‌شه

  63. (باور نمی‌‌کند دل‌ من مرگ خویش را )

    متاسفم و امیدوارم این روز‌های سخت با سرعت بیشتری بر شما بگذرد

  64. دوست عزیزآقای دکتر نافعی
    بهار و سال نو شروع شد اما با نامهربانی که روزهای پایانی سال گذشته روا داشت مجالی برای تبریک سال نو باقی نماند. آرزوی سالی بهتر برای شما، همۀ خوانندگان و سایر هموطنان دارم.

    مثل همۀ خوانندگان مصرانه حظور مجدد شما را در سنگر روشنگری میخواهم. مارا از نوشته های گلچین شده محروم نکنید.

  65. سيبي بر علفزار افتاد
    و يك مادر از مادران جهان كم شد

    چه درد شريفي ست اين درد
    رنج آزادگان چه شكوهى دارد

    اي كاش قيامتى مى بود و ديدار ديگرى!

  66. مملکت ما…مردم ما…ایران ما… به امثال شما نیاز دارد
    آن خانمی که نافعی نامیده می شد نفعش به کشور ایران هم رسید
    و آن …شما و روشنگری هایتان هستید
    چون نسبتی با شما و اقوام نداشتم شرم ورود بود
    ولی به احترام شما و به پاس تشکر از روشنگری ها یتان چند لحظه ای آنجا ماندم
    روحش همیشه آرام باد
    مهربانم گوش کن گویی
    هیچکس یاد پرستو ها نمی افتد
    کوچ ما دیگر نه با فصل است
    فصل هم دیگر به باغ ما نمی افتد
    ای پرستوهای خسته
    سرزمین پاکیم کو
    این خیابانها غریبند کوچه های خاکیم کو
    ای صبا….

  67. Morad Zabardasti

    رضا گرامی .
    همگی دردی مشتراک داریم.بنده هم این درد راهشت ماه پیش کشیدم و هنوز برایم سنگینی میکند.
    در این شرایط سخت با شماهمراهم .

  68. سلام
    به شما تسلیط می گم امیدوارم خداوند به شما و خانواده محترم صبر دهد به هر حالی هر کس از ما روزی از این دنیا می رود و گاهی در حساس ترین شرایط می بینیم عزیزی زا میان ما رفت
    این قانون زندگیست بعضی ها در بهترین شرایط روحی و در حالی که به هیچ غمی فکر نمی کنند ناگهان عزیزی را از دست می دهند به هر حال آقای نافعی خودتان که می بیند با وجود این که خیلی ها شما را نشناختند به شما تسلیت گفتند این حس هم میهنی است هر گاه که کسی از ما فوت می شود فقط هم وطن است که دلش برای ما می سوزد
    برایتان آرزوی موفقیت و شادکامی دارم
    امیدوارم همیشه خوشحال باشید و غم از دست دادن مادرتان شما را نیازارد

  69. با سلام و عرض تسلیت آقاي نافعي عزيز درگذشت مادر ارجمندتان را به شما تسلیت می گویم,من را هم در این غم شریک خود بدانید

  70. سلام. جناب آقای نافعی عزیز
    من هر از چند گاهی سر سفره ی دل و اندیشه اتان نشسته و نمک گیر فکر نابی شده ام که کمتر مزه ی آن را در دیگر جاها چشیده ام. نمک گیری تنها به آب و نان که نیست.
    به حرمت این نمک، آرزوی سلامتی و طول عمرتان را از خداوند طلب کرده و برای مادرتان نیز طلب مغفرت. از صمیم قلب به شما تسلیت عرض می کنم. مرا هم در غم خود شریک بدانید.
    حسین مهرپویان. نیشابور

  71. سلام
    این اولین بار بود که وبگاه شما را دیدم و شوربختانه خبر درگذشت مادرتان را خواندم. من هم پدرم را روز اول سال نو ازدست دادم. امیدوارم روح ایشان شاد باشد و فراغ ایشان را با صبوری تحمل کنید چرا که همچون شما من هم در غربت هستم و غم شما را درک میکنم. هموطن عزیزم من را هم در غم خود شریک کن…

  72. من هم خیلی ناراحت شدم و دلم گرفت برای من هم همین جوری شد و پدرم رفت و من نتونستم برم ایران و ببینمش الان مثل یک ماشین زنده هستم فقط و در دلم ….. من هم به شما تسلیت میگم و براتون ارامش ارزو میکنم.

  73. یادش گرامی ، امیدوارم خاطره اش در دل شماهماره زنده بماند

  74. به جناب نافعی تسیت می گویم و امیوارم همه مبارزان با اسقامت بیشتر به مبارزه ادامه دهند . نوروز سال 90 را هم به شما شادباش میگویم و جای مادر نازنین شما را خالی میکنم و میگویم مادر گرامی دست مریزاد.

  75. اقای نافعی شما از کسانی هستید که دوست نادیده بسیاری دارید و من هم افتخار دارم از خیل انها هستم
    درگذشت ماردگرمیتان را به شما و خواهر داغدارتان تان و همچنین اقای عمویی اسطوره مقاومت تسلیت می گویم

  76. درود و صد درود بر شما دوست گرامی
    http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-65600
    با مهر و خضوع

  77. علی قدرتی

    این همه درآمد دولت به کجا می‌رود؟
    از لحاظ میزان ذخایر نفتی سومین کشور دنیا هستیم. در گاز هم دومین کشور دنیا هستیم. ده درصد معادن دنیا (فلزات، سنگ های قیمتی و …) هم در ایران است. دولت این همه درآمد دارد و با این حال همیشه ناله می کند و از مردم می‌خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند.
    مبلغی را کارت به کارت می‌کنید و 900 تومان از حسابتان کم می‌شود. می‌خواهید ببینید در کارت بانکی چقدر پول دارید 125 تومان از حسابتان کم می‌شود. حساب کنید در کل کشور چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می‌کند.
    جمع هزینه های دریافت گذرنامه 150 هزار تومان است. یک خانواده 4 نفری باید 600 هزار تومان بپردازد تا گذرنامه بگیرد و اگر بخواهد توسط پرواز هوایی از کشور خارج شود باید عوارض خروج هوایی که آن هم نفری 150 هزار تومان است را بپردازد. یعنی برای چهار نفر مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان پرداخت می شود برای هیچ چیز.
    هزینه بیمه کردن اتومبیل سواری حدود یک میلیون تومان است. هزینه دریافت گواهینامه پایه یک هم یک میلیون تومان است.
    درآمد جرایم رانندگی چقدر است؟ از یکی از سربازهایی که در چهارراه‌ها جریمه می کنند بپرسید که امروز چقدر جریمه نوشته. با کمال تعجب رقمی مثل 12 میلیون تومان را خواهید شنید. ببینید در کل کشور چقدر می شود!
    با این حال، دولت پول ندارد و همیشه از مردم می خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و مرتبا بهای برق، گاز و آب را افزایش می دهد.
    قیمت بنزین و گازوئیل یکدفعه افزایش داده شد. قیمت بنزین در مدتی کوتاه از صد تومان به هزار تومان رسید. چقدر درآمد دولت افزایش یافت!
    به قبض آّب، برق، گاز یا تلفن دقت کنید. ببینید روی یک قبض چند نوع مالیات و عوارض نوشته شده! در مغازه ای که سه عدد یخچال دارد مبلغ قبض برق به یک میلیون تومان می رسد.
    افراد خیر چقدر به دولت کمک می کنند و کارهای دولت را انجام می دهند؟ کمیته امداد چقدر درآمد دارد؟
    درآمد حاصل از کشت و صنعت مغان، ذوب آهن اصفهان، تراکتور سازی تبریز و سایر کارخانه های نیمه دولتی چقدر است؟
    و همچنان دولت پول ندارد و مردم از منت کشیدن برای ماهی 45 هزار تومان خلاصی ندارند.
    کسی که می خواهد خانه ای بسازد باید مبلغ گزافی مثلا 100 میلیون تومان به شهرداری بپردازد. کسی که مغازه می سازد مبلغ بزرگ تری مثلا 300 میلیون تومان باید بپردازد. خلافی هایی که از ساخت و سازهای بدون مجوز دریافت می شود، هزینه های انشعابات آب، برق و گاز، عوارض سالیانه مسکن، عوارض سالیانه خودرو، عوارض نصب تابلوهای تبلیغاتی …. مواظب باشید دود از کله تان بلند نشود.
    عوارضی که در اتوبان ها از سواری ها و کامیون ها دریافت می شود مانند چاپخانه ای است که شب و روز پول چاپ می کند. کامیونی که از تبریز به راه می افتد تا به تهران برسد 60 هزار تومان عوارض می دهد. همین طور در مسیر اصفهان، بعد در مسیر شیراز، بعد بندر عباس، در مسیر برگشت هم همان مبالغ را دوباره پرداخت می کند و این همه بر قیمت جنسی که در کامیون حمل می شود افزوده می گردد. حتی در تنگه هرمز نیز از کشتی ها عوارض گرفته می شود.
    خودروسازان، ماشین های سواری را که به قیمت کم تر از 10 میلیون تومان تمام می شود به قیمت بالای 30 میلیون تومان به مردم می فروشند. کامیون ها و تریلی ها را هم که خدا می داند.
    در اکثر خیابان ها پارکبان وجود دارد و برای نیم دقیقه پارک کردن ماشین باید هزینه بپردازید. هر پارکبان روزانه مبلغی حدود 100 هزار تومان به دولت می پردازد. ببینید در کل کشور چقدر می شود.
    به هر پارک یا ترمینالی که با ماشین بروید باید ورودیه پرداخت کنید. همین طور است شهرک های نمایشگاهی.
    ارث نیز شامل مالیات می شود و در حدود 30 درصد مبلغ ریالی ارث به دولت پرداخت می شود.
    با این وجود، دولت بی پول است و از مردم می خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و نان را گران می کند.
    کسی که برای موردی مثل چک برگشتی شکایت می کند باید به مبلغی مثلا پانصد هزار تومان تمبر باطل کند. هر چه مبلغ مورد شکایت بیشتر باشد مبلغ تمبرهای باطل شده نیز بیشتر می شود و مثلا باید به قدر پنج میلیون یا ده میلیون تومان تمبر باطل کند. بعد دادگاه تشکیل می شود و فرد محکوم را دولت جریمه می کند. یعنی هر دو طرف را دولت سرکیسه می کند اما خدا می داند که حقدار چه موقع به حقش خواهد رسید.
    گمرک چقدر درآمد دارد! یکی برای وارد کردن ماشین 100 میلیون تومان هزینه گمرک پرداخت می کند. برای هر کالایی که وارد می شود درصدی باید پرداخت شود. چقدر واردات وجود دارد! چه رقم بزرگی می شود! سپس کالاهای فوق را وارد کننده به عمده فروش می فروشد و 9 درصد مالیات بر ارزش افزوده می دهد. عمده فروش به خرده فروش می فروشد و 9 درصد مالیات می دهد. خرده فروش به مصرف کننده می فروشد و 9 درصد مالیات می دهد. چه اجناس خارجی و چه اجناس تولید داخل هر چند بار که دست به دست شوند برای هر بار 9 درصد مالیات پرداخت می شود. تصور کنید که چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می شود و این باعث می شود قیمت اجناس تا چند برابر افزایش یابد!
    لذا کارخانه‌ها مواد اولیه را به قیمت بسیار گرانی تهیه می کنند و نیز مبلغ زیادی برای برق، گاز و آب (که بصورت تصاعدی محاسبه می‌شوند) می‌پردازند و عوارض جاده‌ای حمل و نقل کالا و مالیاتی که کارخانه می‌پردازد و بیمه ای که برای کارگران، خودروها و … پرداخت می‌شود که همه‌شان به جیب دولت می‌رود سبب می‌شود که قیمت محصولی که تولید می‌کنند بسیار زیاد شود و به دنبالش میزان فروش کاهش می یابد و ناچار می‌شوند حقوق کمی به گارگرها بپردازند و تعداد کارگرها را به حداقل برسانند و یا واحدهای تولیدی را تعطیل کنند. بسیاری از مردم حداقل حقوق را دریافت می کنند اما نوبت به دولت که می‌رسد می‌گوید موادی که از معادن استخراج می‌شوند، بنزین، گازوئیل، تولیدات پتروشیمی، میل گرد، تیرآهن و … باید به قیمت جهانی به مردم فروخته شوند اگرچه به قیمت بسیار پائینی تولید می‌شوند.
    مردم ایران با بسته شدن راه های درآمد شان به ناچار سرمایه شان را به بانک ها منتقل می کنند تا از سود سپرده بانکی استفاده کنند که برای از بین بردن این درآمد نیز دولت مرتبا به بانک ها دستور می دهد که سود سپرده ها را کم کنند.
    از تمامی این ها که گفتیم بگذریم. در حرم امام رضا چندین محل جمع آوری نذورات وجود دارد. یکی چک می دهد، یکی گردن بندش را می دهد، یکی پول نقد می دهد، دیگری به حساب واریز می‌کند. خلاصه این که با درآمد شهر مشهد می توان یک مملکت را اداره کرد. من از یکی از جمع آوری کنندگان نذورات پرسیدم که این پول ها به کجا می روند؟ او جواب داد: «به اداره بهزیستی».
    ولی می دانیم که بهزیستی همیشه با کمبود بودجه مواجه است و اگر افراد خیر کمک نکنند نمی تواند اموراتش را اداره کند!
    قم چقدر درآمد دارد؟ جمکران چقدر؟ شاه عبدالعظم چقدر؟ چندین هزار امامزاده وجود دارد، درآمدشان چقدر می شود؟ فکر می کنم از کله تان دود بلند شد.
    چقدر ملک در اختیار سازمان اوقاف است؟ از کرایه این املاک چقدر درآمد دارد؟ سازمان اوقاف در سال 1385 بیش از 7400 ملک و بیش از 58 میلیارد تومان درآمد داشت و حالا درآمدش بیشتر از 4 برابر آن سال است.
    چقدر خمس و زکات جمع می شود؟ مال امام چطور؟ همه مردم ایران فطره می دهند، چقدر می شود؟ خلاصه اینکه اگر یک از میلیون درآمدهای اماکن متبرکه و فطره به فقرا داده می شد، یک نفر فقیر در ایران پیدا نمی‌شد.
    این که مال مردم را پاک می کنند خیلی جالب است. می گوید 10 میلیون تومان بده به من تا دارایی هایت پاک شوند. همه می‌دانیم صحیح این است بگوید: «به کسانی که ظلم کرده ای حق شان را بده تا دارایی هایت پاک شوند». این یعنی اینکه تمامی این تشکیلات به منظور دزدی کردن طراحی و ساخته شده‌اند.
    حال به اینجا می رسیم که این درآمدها به کجا می‌روند. واضح است که این همه سرمایه اگر در داخل کشور می ماند حالا ایران از آمریکا هم ثروتمندتر بود. پس به خارج از کشور می‌رود. به جیب کسانی که دنیا را اداره می‌کنند.
    چه کسانی دنیا را اداره می‌کنند؟
    زمانی بود که کشورهای اروپایی با روش‌های قدیمی دنیا را استعمار می‌کردند. متوجه می‌شوند که نگهداری آن همه سرباز در کشورهای مختلف هزینه بسیار زیادی دارد و بهتر است بجای آن، در حکومت‌ها و مذاهب نفوذ کرده و از این طریق استعمار کنند. بعد انقلاب ساختگی فرانسه را به راه می اندازند و سپس شاه‌های اروپایی به ظاهر از قدرت کنار می‌کشند و ادعا می‌کنند که مقامی تشریفاتی هستند و در اداره مملکت نقشی ندارند و این دروغی بیش نیست و دولت‌ها توسط آن ها اداره می‌شوند چون آن‌ها سرمایه غیر قابل تصوری دارند و برای تمامی امور دولت‌های دنیا برنامه ریزی و اعمال نفوذ می‌کنند. هم اکنون دنیا توسط خانواده های سلطنتی اروپایی و تعدادی خانواده یهودی اداره می‌شود که بارزترین آن‌ها خانواده یهودی روچیلد (Rothschild) در انگلستان و خانواده سلطنتی انگلستان است. ملکه انگلستان (الیزابت دوم) سه میلیون هکتار زمین در کشورهای مختلف دارد. شاید این گفته را شنیده باشید: «در زمین‌های متعلق به انگلستان آفتاب غروب نمی‌کند».
    این خانواده ها از 100 سال قبل برای همه چیز برنامه ریزی کرده‌اند و تمامی حکومت‌های دنیا برای آن‌ها کار می‌کنند. دولت‌ها ملت‌ها را می‌چاپند و به آن‌ها می‌فرستند. بانک‌های سوئیس را هم ایجاد کرده‌اند که آشکار نمی‌کنند که چه سرمایه‌هایی را در آنجا تلنبار می‌کنند.
    روشی که برای اداره تمامی دنیا استفاده می‌شود این است که دولت‌ها با افزایش مالیات‌ها، عوارض، قبوض و … ملت ها را می‌چاپند و روز به روز راه‌های درآمد برای مردم بسته می‌شوند. این وضع در اروپا حتی شدیدتر از ایران است و اروپایی‌ها 70 درصد درآمدشان را مالیات می‌دهند. برای نگه داشتن ماشین در پارکینگ خانه شان باید مالیات بدهند. اگر اتومبیلی بخرند باید به اندازه قیمت آن مالیات بپردازند و …
    جالب این است که برای کشورهای اروپایی برنامه ریاضت اقتصادی هم تدوین می‌کنند تا دولت‌ها مردم را بیشتر از این هم بچاپند. برای ما هم برنامه اقتصاد مقاومتی را می‌نویسند. هر دو برنامه توسط یک نفر طراحی شده.
    برای اینکه دولت‌های دنیا بتوانند خفقان ایجاد کنند و مردم دنیا جرات اعتراض به دولت‌ها را نداشته باشند، بطور مداوم جنگ و وحشت در دنیا تولید می‌کنند. زمانی جنگ سرد را بین آمریکا و شوروی سابق تولید کرده بودند. سران حکومت شوروی اعضای فراماسونری بودند. بعد از جنگ سرد هم نوبت آن رسید که از مسلمانان برای ایجاد رعب و وحشت استفاده کنند. طالبان، القاعده، داعش، حکومت جمهوری اسلامی ایران و … همگی تولید شده اند تا عامل ایجاد وحشت و ترس باشند و جنگ بین اسرائیل و حماس نیز در همین راستا است.
    از روزی که استعمارگران تصمیم گرفتند که از سربازان استفاده نکنند، جاسوس‌هایی را به مجامع مذهبی تمامی دنیا فرستادند و کم کم هدایت طرز فکر و ایدئواوژی مسلمانان را به عهده گرفتند. تعدادی خانواده یهودی در زمان حکومت عثمانی مسلمان شدند تا بتوانند در حکومت و مجامع مذهبی نفوذ کرده و در جهت براندازی امپراطوری عثمانی و ترویج افکار خرافی تلاش کنند. هم اکنون نواده‌های آن‌ها در تمامی کشورهای اسلامی شریان‌های اقتصادی را در دست دارند و دولت‌های اسلامی کاملا تحت کنترل این یهودی‌ها هستند. دولت‌های اسلامی را وادار می‌کنند تا در جهت ترویج افکار خرافی، تحریک مسلمانان بر علیه دنیا و تولید تروریست سرمایه گذاری های کلانی بکنند.
    شما ملاحظه می کنید دولت ادعا می کند که دچار کمبود بودجه است. اما عاشورا که می‌رسد پلاکاردهای پلاستیکی خیلی بزرگی که توسط دستگاه های مدرن و با هزینه بسیار زیادی چاپ شده‌اند در سرتاسر خیابان‌های تمامی شهرهای ایران نصب می‌شود.
    اگر به سخنان خامنه‌ای دقت کنید متوجه می‌شوید که همیشه از جنگ، دشمن، مکر، حیله و استکبار جهانی سخن می گوید. اما درست این است که بگوید که تا حالا هرچه شده را فراموش کنید و بیائید در صلح زندگی کنیم. اسلام دین رحمت است.
    تمامی دنیا با این سیستم اداره می‌شود که مثلا در ایران مردم عادی در سختی زندگی می‌کنند اما هنگامی که جذب سپاه، بسیج و سایر ارگانهای اسلامی می‌شوند منافع بسیاری نصیب‌شان می‌شود. مردم تمامی کشورهای دنیا به سختی پول در می‌آورند اما وقتی که جذب گروه‌های اسلامی می‌شوند کمک‌های فراوانی دریافت می‌کنند. در حقیقت این خانواده‌های یهودی که دنیا را اداره می کنند، تلاش می‌کنند تا کل دنیا را مسلمان کنند. چرا؟ جواب را مرحوم حسین پناهی داده:
    «اینکه شما در خانه چه برنامه‌‌اى می‌‌بينيد به ما مربوط است، اینکه در خيابان چه می‌‌پوشيد به ما مربوط است، آنچه می‌نوشید و آنچه می‌‌گوئید به ما مربوط است!
    با چه کسى بيرون مي‌رويد به‌ ما مربوط است،
    چه دینی داريد و چگونه آرایش مي‌کنيد به ما مربوط است؛
    اما …
    امنيت، قدرت خريد، کيفيت تحصيل، آينده فرزندان‌تان، تفريح جوانان‌تان، امنيت راه‌ها، مشکل مسکن و بقيه موارد:
    به ما مربوط نیست»
    یعنی در هر کشوری که حکومتش اسلامی می‌شود دولت مجوز پیدا می‌کند که در همه چیز مردم دخالت کند اما خودش در مقابل هیچ چیزی پاسخگو نباشد.
    در تمامی کشورهای دنیا مردم در سختی زندگی می‌کنند اما وقتی که مردم جذب گروه‌های اسلامی می‌شوند منافع بسیاری نصیب شان می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که در راه درستی قدم گذاشته اند. در ادامه این روند، مردم را از گروه‌های اسلامی به تدریج به گروه‌هایی مثل داعش و طالبان جذب می‌کنند. در گروه‌های تروریستی حقوق زیادی مثل 10 هزار دلار در ماه دریافت می کنند. ملاحظه می کنید که داعش روز به روز پیشرفت می‌کند. یک روز به مصر حمله می‌کند. فردا شهری را در یمن تسخیر می‌کند و ….
    در کشورهای اسلامی خرافات ترویج می‌شود و گروه‌های تروریستی هم به کشتن مردم خرافی تحریک می‌شوند تا همیشه مسلمانان درگیر جنگ و بمب گذاری باشند.
    در طول تاریخ، تولید خرافات، همیشه پر درآمدترین شغل بوده. این درآمد باعث شده که پیغمبر را معصوم کنند، 12 تا امام تولید کنند، آن‌ها را هم معصوم کنند، مراجع تقلید و رساله تولید کنند، چند صد هزار امام زاده بسازند، ولی فقیه تولید کنند، برای دنیا منجی بسازند و …
    شما در قران حتی یک کلمه در مورد این‌ها نمی‌توانید پیدا کنید. خدا با هیچ کس رودربایستی ندارد و اگر پیامبر یا کس دیگری معصوم بود در قران ذکر می‌شد. همچنین اگر امامی وجود داشت نامش گفته می‌شد. در قران گفته شده که از ولی تان پیروی کنید و با استناد به آن تفسیر می‌کنند که پیامبر، امامان و رهبر مسلمانان معصوم هستند. این گفته مثل این است که به کودک گفته می شود که به حرف پدرش گوش کند یا به مردم گفته می‌شود که از مسئولین پیروی کنند. این به معنی معصوم بودن پدر یا مسئول کشور نیست.
    پیامبر 21 عدد زن رسمی داشت. موقت‌ها را خدا می‌داند. در 54 سالگی با عایشه 9 ساله ازدواج کرد. در آیه 50 سوره احزاب هم اجازه داده شده که زن‌های مومن، بدون پرداخت مهریه به پیامبر حلال شوند. امام‌ها هم هر کدام شان بطور متوسط 50 تا زن داشتند. نکته اینجاست که آدم معصوم از عهده یک زن به سختی بر می‌آید. پنجاه تا زن و عصمت چطور یکجا جمع می‌شوند؟
    در آیه سوم سوره مائده ذکر شده که امروز دین تان را کامل کردم. یعنی تمامی مسائل دینی در قران بیان شده. از این آیه می‌توان فهمید که بغیر از قران و پیامبر، هر چیز دیگری که بنام دین تولید شده فقط برای این بوده که دزدها بتوانند دزدی کنند.
    استدلال می کنند که باید کسی باشد که راه را نشان دهد. در پاسخ باید گفت که این جهان محل امتحان است. هر کسی باید قران و هر آنچه را که لازم است مطالعه کند و بر اساس تصمیمی که در برابر مشکلات گرفته می‌شود ارزش اشخاص مشخص می‌شود. اگر کسی باشد که همه چیز را از خدا بپرسد و به مردم بگوید مثل این است که معلم یک نفر را آورده تا در جلسه امتحان به شاگردها تقلب برساند.
    امروزه سکان کشتی تولید خرافات به دست یهودی‌ها افتاده و میلیون‌ها صفحه تفسیر نوشته شده تا ثابت کنند که امام‌ها معصوم بودند. برای سنی‌ها هم برعکس این تفاسیر را می‌بافند تا همیشه جنگ و اختلاف بین شیعه و سنی حاکم باشد.
    این یک برنامه ریزی است که امام حسین یا امام رضا را این طور بزرگ و معصوم کرده‌اند تا راه باز شود برای معصوم کردن مرجع تقلید و ولی فقیه و در آخر نتیجه این می‌شود که هرچه مرجع تقلید یا ولی فقیه می‌گوید سخن خداست و مردم نباید در مورد دستورات مراجع تقلید یا ولی فقیه فکر کنند بلکه باید بدون چون و چرا اطاعت کنند.
    از آن طرف هم به داعش می‌گویند که شیعه کافر است و انسان را در حد خدا بزرگ می‌کند. بدین گونه انگیزه بزرگی برای داعش ایجاد می‌شود تا حرم‌های شیعه را منفجر و شیعه‌ها را قتل عام کند.
    مرتبا تبلیغ می‌کنند که فلان افراد بیمار از امام رضا شفا گرفتند. اما اگر به آمار نگاه کنیم می‌بینیم که بیشترین موارد ابتلا به سرطان دنیا در ایران رخ می‌دهد و ایران از لحاظ میزان بروز بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی در صدر دنیا قرار دارد. اگر تنها یک مورد بیماری مثلا قطع نخاع توسط آزمایشات و تصویر برداری پزشکی تائید می‌شد و پس از رفتن به حرم امام رضا توسط آزمایشات و تصویر برداری پزشکی تائید می‌شد که فرد مذکور شفا یافته، در کتب پزشکی جهان توصیه می‌شد که برای درمان آن بیماری از حرم امام رضا استفاده شود.
    این خانواده های یهودی، تمامی کشورهای دنیا را به این شکل اداره می‌کنند که در کشورهای مختلف تشکل‌هایی مثل حسینیه، هیئت عزاداران اباعبدالله الحسین، فراماسونری، کابالیسم، شیطان پرستی و … را تولید می‌کنند. در این تشکل‌ها تعدادی جاسوس را به عنوان نماینده خدا معرفی می‌کنند که دائما در تماس با خدا هستند و گفته‌های خدا را به مردم می‌رسانند. تعدادی افراد عوام پیدا می‌شوند که این گفته‌ها را قبول می‌کنند و کاملا مرید آن جاسوس‌ها می شوند. مقامات اجرایی کشورها (وزرا، رئیس جمهور و روسای ادارات) از میان این افراد عوام انتخاب می‌شوند. بعد جاسوس‌ها از زبان خدا به افراد عوام می گویند که چطور کشور را اداره کنند.
    نمونه بازر این نوع مدیریت، آقای احمدی نژاد است که در کابینه اش یک صندلی خالی و متعلق به امام زمان بود. احمدی نژاد گفته بود: «امام زمان هر روز می‌آید و به کارهای دولت نظارت می‌کند و کشور را در مقابل دشمنان محافظت می‌کند».
    امام زمان مرتبا از احمدی نژاد می‌خواست که یارانه پرداختی به نان، آب، برق، گاز و … قطع شود، قیمت بنزین، گازوئیل، فلزات، محصولات پروشیمی و … افزایش یابد و به قیمت جهانی برسد. مالیات‌ها، عوارض و هرآنچه که از مردم گرفته می‌شود افزایش یابد تا بودجه دولت افزایش یابد، به نفت وابسته نباشد و مملکت پیشرفت کند. احمدی نژاد مطابق برنامه‌های امام زمان عمل کرد، روحانی هم همان مسیر را ادامه می‌دهد غافل از اینکه این سرمایه‌ها به بانک‌های سوئیس منتقل می‌شوند و در دست دولت نمی‌مانند.
    به جرج واشنگتن (نخستین رئیس جمهور آمریکا. او فردی فراماسون بود) گفته بودند که واشنگتن شهر خدا است و خدا در این شهر فرود خواهد آمد. جورج واشنگتن را هم پیامبر خدا کرده بودند. همانطور که احمدی نژاد را یکی از 313 نفر اصحاب امام زمان کردند.
    مسئولین رده بالای کشور آمریکا در سازمان فراماسونری انتخاب می‌شوند. مجسمه‌ها و نمادهای فراماسون در کاخ سفید و بسیاری از میادین واشنگتن ساخته شده و حتی روی دلار چاپ شده‌اند تا در ذهن افراد فراماسون جنبه مقدس پیدا کنند. بدین شکل به برنامه هایشان جنبه مقدس و الهی می‌دهند تا افراد عوامی که از فراماسونری به قدرت می‌رسند تصور کنند که افراد برگزیده خدا هستند و بدون چون و چرا برنامه‌های خدا را که توسط سازمان فراماسونری در اختیارشان قرار می‌گیرد اجرا کنند.
    در ایران نیز برنامه مشابهی انجام می‌شود و افراد عوامی که به قدرت می‌رسند تصور می‌کنند که افراد برگزیده خدا هستند و بدون چون و چرا برنامه‌هایی که به اسم خدا و امام زمان دیکته می‌شود را اجرا می‌کنند.
    شما می‌بینید که مطهری، شریعتی، طالقانی، مفتح و سایر افراد سیاسی که فهم و شعور داشتند را به شکل مرموزی کشتند چون می‌دانستند که نمی‌توانند برنامه‌هایشان را روی آن‌ها پیاده کنند.
    پر واضح است که کشور ثروتمندی مانند ایران، اگر توسط ملاها و این افراد عوام که هیچ اطلاعی از علم سیاست، اقتصاد، مدیریت و … ندارند اداره می‌شد، در عرض یک روز حکومت را از دست می‌دادند. این ها ظاهر حکومت هستند. در واقع حکومت توسط خانواده‌های یهودی اداره می‌شود.
    گروه های جاهلی مانند داعش یا طالبان اگر حمایت کننده نداشته باشند و راه و روش را به آن‌ها نشان ندهند، خود به خود از بین می روند اما ملاحظه می کنید که این گروه‌ها به سرعت پیشرفت می‌کنند.
    اگر در گوگل کلمات دلار و 11 سپتامبر را به زبان انگلیسی وارد کرده و دکمه جستجو را بزنید تصاویر دلارهای تا شده را نشان می‌دهد که روی اسکناس 5 دلاری نقاشی برج دوقلو، روی 20 دلاری نقاشی آتش گرفتن برج دوقلو و روی 50 دلاری نقاشی فرو ریختن برج دوقلو چاپ شده. یعنی قبل از چاپ شدن دلار، نقشه 11 سپتامبر را کشیده بودند چون می‌دانستند زمانی خواهد رسید که در آمریکا بیلیونرهای جدیدی ظهور خواهند کرد که موی دماغ این خانواده‌های یهودی خواهند شد. برنامه این بود که آن بیلیونرها توسط مسلمان‌ها کشته شوند.
    لازم است متذکر شوم که هر نهضت، انقلاب، جنگ و رکودی که در جهان رخ می‌دهد توسط این خانواده‌های یهودی طراحی و تولید شده. مثلا برای شروع انقلاب اسلامی، کارتر (رئیس جمهور آمریکا) دست در دست فرح و شاه دست در دست همسر کارتر، رفتند و بر سر میزی نشستند که رویش لیوان مشروب بود. این را از تلویزیون ایران پخش کردند و جرقه انقلاب را زدند. بعد از آن هم هیچ کس خمینی را نمی‌شناخت. مردم در طول روز به تظاهرات می‌رفتند و شب به رادیو بی بی سی انگلستان گوش می‌دادند. شاه هم روی بی بی سی پارازیت پخش می‌کرد. خمینی را بی بی سی به مردم شناساند و مرتبا پیام‌های خمینی را به مردم می‌رساند و می‌گفت که فلان روز، مردم فلان شهر تظاهرات کنند. یعنی انقلاب اسلامی نتیجه عمل بی بی سی بود.
    بعد از انقلاب هم فرماندهان ارتش و عده زیادی را اعدام کردند. برنامه این بود که فرماندهان ارتش اعدام شوند تا صدام جرات پیدا کرده و به ایران حمله کند. پیامبر پس از فتح مکه، مشرکین و دشمنانش را بخشید. صحیح این بود که خمینی هم بعد از پیروزی انقلاب، فرمان عفو عمومی می‌داد.
    بعد از آن هم عراق به ایران حمله کرد. بعد از 6 ماه صدام متوجه شد که اشتباه بزرگی مرتکب شده و چندین کشور واسطه شدند تا غرامت ایران را بپردازند و جنگ خاتمه پیدا کند اما ایران راضی به صلح نشد یعنی از 8 سال، شش ماه عراق مقصر بود، هفت و نیم سال هم ایران راضی به صلح نمی‌شد. می‌گویند خمینی راضی به صلح نمی‌شد چون خاک کشورمان در دست عراق بود اما این گفته صحیح نیست چون هنگامی که او به صلح راضی شد نیز مقدار زیادی از خاک کشورمان در دست عراق بود. هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد صدام خاک ایران را پس داد.
    مسئله اینجاست که هفت و نیم سال از هشت سال را ایران مهاجم بود و حالا مدعی هستیم که کسانی که در جنگ کشته شده‌اند شهید هستند. مردم از بیچارگی نمی‌دانند چه کنند، دولت هم حقوق مردم را به خانواده شاهد و جانبازان می‌دهد. بیست و هفت سال از پایان جنگ گذشته و هنوز هم سهمیه های رزمندگان، جانبازان و اسرا برقرار است و بیشتر هم می‌شود. عراق را هم دوست شماره یک ایران می‌دانند. دوست شماره دو هم روسیه است که صدام را تجهیز می‌کرد.
    مطلب دیگر این که این خانواده های یهودی حتی به خود یهودی‌ها هم رحم نمی‌کنند. این ها مسبب جنگ‌های اول و دوم جهانی بودند. کشتن یهودی‌ها در جنگ دوم جهانی هم جزئی از دستور کارشان بود که آن را «هولوکاست» نامیدند و بهانه‌ای است تا در کشورهایی مثل آمریکا مالیات پرداخت نکنند و هر قدر که می‌توانند زور بگویند.
    این که خامنه ای می‌گوید: «اسرائیل محو خواهد شد» برنامه ای است که توسط این خانواده‌های یهودی طراحی شده. این‌ها اسرائیل را در نقطه حساس مسلمان‌ها ایجاد کرده‌اند تا برای مدت درازی جنگ و خونریزی ایجاد شود و در آخر هم یهودی‌های مقیم اسرائیل به این نتیجه خواهند رسید که نمی‌توانند تا ابد جنگ کنند و اسرائیل را ترک خواهند کرد.
    بدین ترتیب هولوکاست دوم که عبارت از نابودی اسرائیل است رخ خواهد داد تا بهانه‌ای باشد در دست این خانواده‌های یهودی برای زورگویی و پرداخت نکردن مالیات.
    این که خمینی گفت: «نظام سوسیالیستی شوروی فرو خواهد ریخت» و اینچنین هم شد بیانگر این است که آن خانواده‌های یهودی برنامه شان را از زبان خمینی می‌گفتند تا او را در نظر مردم جهان به اسطوره و فردی ملکوتی تبدیل کنند. علائم ظهور امام زمان را نیز بر طبق برنامه‌هایشان تدوین کرده‌اند تا در زمان مناسب، فردی را به عنوان امام زمان معرفی کنند و به بهانه برقراری عدالت در دنیا، مردم را به جنگ بکشانند.
    سرکردگان شوروی سابق و روسیه کنونی اعضاء فراماسونری بوده و هستند و سناریویی که با هماهنگی آمریکا بازی کرده‌اند و می‌کنند این است که هر جا جنگی رخ می‌دهد آمریکا به یکی از طرفین و شوروی به طرف مقابل کمک می‌کند تا هر چه ممکن است جنگ به درازا بکشد و کشور درگیر جنگ به مخروبه‌ای تبدیل شود مثل سوریه.
    بلشویک‌های روسیه یهودی هستند. مارکز و انگلز که مکتب کمونیسم را ابداع کردند نیز یهودی بودند. چند تا از خانوداه‌های یهودی که دنیا را اداره می‌کنند ساکن روسیه هستند و حکومت شوروی سابق و روسیه کنونی توسط آن‌ها اداره می‌شد و می‌شود.
    حال به اینجا می رسیم که چرا این خانواده‌های یهودی عاشق جنگ، خونریزی، رکود و تحریم هستند؟ این موضوع دو علت دارد. یکی اینکه جنگ سبب فقر و فقر سبب ایجاد ملتی جاهل و خرافه پرست می‌شود. چنین ملتی ملاها و مراجع تقلیدش را پرستش می‌کند و این خانواده‌های یهودی برنامه‌هایشان را از طریق ملاها و مراجع تقلید اجرا می‌کنند. دوم اینکه رشد اقتصادی کشورها سبب تولید بیلیونرهای جدیدی می‌شود که آن‌ها هم می‌خواهند با نفوذ در دولت‌ها، سیاست‌های خودشان را پیش ببرند. این خانواده‌های یهودی با ایجاد رکود سبب می‌شوند که بیلیونرها سقوط کنند و به گرد پای آن‌ها هم نرسند.
    چرا هیچ جا سخنی از این خانواده‌های یهودی گفته نمی‌شود؟ علتش این است که این‌ها مالک رسانه‌ها، استودیوهای فیلم سازی بزرگ دنیا و اینترنت هستند و اطلاعات از فیلترشان عبور می‌کند و بعد منتشر می‌شود. همچنین مالک بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ دنیا مثل شرکت‌‌های بیمه گر، تولید مواد خام و داروها، بازارهای سهام، سیاستمدارها، دولت‌ها، سرویس‌های اطلاعاتی و جنایات سازمان یافته هستند.
    بانک‌های بزرگ بین المللی متعلق به آن‌ها است. قسمتی از سرمایه‌هایی را که از دولت‌ها می‌دزدند به این بانک‌ها منتقل می‌کنند و سپس همان پول را به دولت‌ها وام می‌دهند و دولت‌ها رفته رفته در باتلاق بدهی فرو می‌روند. دولت آمریکا حدود 17 تریلیون دلار بدهی دارد.
    در تمامی کشورهای دنیا بسیاری از افراد معروف عضو سازمان فراماسونری هستند و با حمایت این سازمان توانسته‌اند به شهرت برسند. یعنی پیشرفت زیاد و معروف شدن برای افراد عادی فوق العاده دشوار شده. این‌ها تا می‌توانند دنیا را پر از نمادهای فراماسونری می‌کنند. این نمادها در بسیاری از نقاط دنیا و حتی در تابلوهای مترو تهران، کتب درسی مدارس ایران، سریال قهوه تلخ، لوگوهای صدا و سیما، تبلیغات ایرانسل، نمای بیرونی ساختمان مجلس شورای اسلامی که به شکل هرم ساخته شده، تعداد 33 پنجره مجلس، مطابقت گونیا و پرگار در عکس هوایی ساختمان مجلس، علامت ضربدر پشت رئیس مجلس، نقش ستاره داود در فرودگاه مهرآباد، هرم‌های بازار هنر مشهد و … یافت می‌شوند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s