رخنه آمریکا و انگلیس در دستگاه قذافی، به کمک پسر قذافی


رخنه امریکا و انگلیس

دردستگاه قذافی، به کمک پسر قدافی

یونگه ولت ــ ترجمه رضا نافعی

در ارتباط با مباحثات جاری در باره فرستادن سلاح برای « شورشیان» لیبی، گاه چنیین استدلال می‌شود که اصلاً معلوم نیست که، چه و که،  در پس این اتحادیه ناهمگون قرار دارد. قذافی هم مدعی است که بسیاری از مخالفان او اسلامگرایان خشونت طلب  و تروریست ها هستند. القاعده  هم که در «مغرب»  و در الجزایر  و دیگر کشورهای افریقای شمالی مسئول انفجاری گوناگون بوده است، برای استفاده تبلیغاتی به سود خود، نقش ویژه خود را ایفا می کند. روز 24 فوریه در اینترنت اعلام کرد که برای ساقط کردن قذافی از هیچ نوع کمکی به «شورشیان » خود داری نخواهد کرد. چپ های مخالف جنگ و راست هائی که مخالف دخالت در لیبی هستند نیز هر یک به نوعی از اسلام به عنوان ابزار ایجاد وحشت استفاده می کنند.

ولی واقعیت این است که دولت های غربی  رهبران لیبی را خیلی خوب می‌شناسند و از سال‌ها پیش با آن‌ها در ارتباط هستند و  برای اعتماد به آن‌ها دلائل کافی در اختیار دارند. اینکه در میان مردم ساده‌ای که در این شورش سهیم اند احیاناً کسانی هم هستند که در جنگ های عراق  وافعانستان شرکت داشته‌اند نقشی ثانوی بازی می کند. اولاً به این دلیل که اگر کمک‌های گسترده حملات هوائی ناتو نباشد خود این‌ها نیروی نظامی قابل اعتنائی  نیستند. ثانیاً از آنجا که مجموعه اپوزیسیون لیبی استراتژی خود را در درجه اول بر  همکاری نزدیک با غرب قرار داده است بالاجبار باید پیرو رهبرانی باشند که مورد اعتماد واشنگتن، پاریس، لندن و برلن هستند.

آن چند نفری که روز 27 فوریه «شورای ملی گذار» را  تشکیل دادند و  روز 23 مارس  وزرای «دولت دوران گذار» را معرفی کردند همین افراد هستند. همین که در آغاز پیدایش امواج  تظاهرات در 17 فوریه فوراً این شورای رهبری تشکیل شد حکایت از آن دارد که قبلاً روی این امر  کار اساسی   صورت گرفته بود. اگر این افراد از قبل همکاری نزدیک با غرب نداشتند نمی توانستند با این شتاب تصمیم بگیرند و برای رسیدن به هدف در جنگ داخلی شرکت کنند.

نخست وزیر« دولت دوران گذار» محمود جبریل نام دارد. او از سال 1980 تا 1984 در پترسبورگ، پنسیلوانیا تحصیل می‌کرد و  به دریافت پایان نامه تحصیلی در رشته علوم سیاسی و طراحی نقشه های استراتژیک نائل آمد. پس از آن وی مدتی دراز در همان دانشگاه تدریس می‌کرد و نقش عمده‌ای در تدوین برنامه آموزشی آمریکا برای مدیران کلان در مصر، عربستان سعودی، لیبی، امارات متحده عربی، اردن، کویت، بحرین، مراکش و تونس بر عهده داشت.  تازه، در سال 2005، پس از «عادی » شدن مناسبات آمریکا و غرب با لیبی، او هم به لیبی بازگشت و  بلافاصله از مقامات تصمیم گیرنده در امور اقتصادی شد. او  نیز مانند بسیاری  از دیگر مخالفان که امروز در صف اپوزیسیون قرا دارند، این ترقی سریع را مدیون حمایت سیف الاسلام پسر قذافی بود. آنچه در درجه اول مورد توجه جبریل قرار داشت خصوصی سازی اقتصاد و گشودن راه کنسرن های غربی بسوی معادن نفت و دیگر معادن و منابع کشور بود. از اسناد متعددی که  ویکی لیکس منتشر ساخته، چنین بر می‌آید که جبریل در نظر دیپلمات های آمریکائی همصحبتی است همراه و  دارای  تفاهم کامل برای نیاز های غرب.

جبریل از آغاز عضو « شورای دوران گذار» نبود، چون برای او نقش دیگری پیش‌بینی شده بود.  کار  او این بود که  همرا با علی الساوی تماس های خارجی را سامان دهد. او از جمله در 10 مارس با پرزیدنت سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه، ملاقات کرد و این در تاریخی بود که فرانسه هنوز به عنوان نخستین دولت جهان، دولت دوران گذار را به رسمیت نشناخته بود. الساوی وزیر دارائی و مدیرعامل سازمان خصوصی سازی بود. پس از آنکه وی از شتاب اندک اصلاحات انتقاد کرد این مقام را از دست داد و سفیر لیبی در هند شد.

علی طرحونی نیز یکی از دوستان خوب غرب است که در « دولت دوران گذار» وزارت دارائی را در اختیار دارد. او بخش عمده‌ای از عمر 60 ساله خود را در در آمریکا گذرانده است. او در دانشگاه میشیگان استیت به کسب درجه دکترا در علوم اقتصاد و مالی نائل آمد و سالها در دانشگاه واشگنتن تدریس می کرد. او در ماه مارس سال جاری به لیبی بازگشت.همسر او آمریکائی و وکیل دعاوی و کارمند وزارت دادگستری آمریکاست.

در رأس « شورای دوران گذار» مصطفی محمود عبدالجلیل قرا دارد. او پس گذراندن دورانی دراز در دستگاه قضائی لیبی در سال 2007 به وزارت دادگستری رسید و تا 15 فوریه 2011  که استعفا داد در این مقام بود. احتمالاً او دیر زمانی با « انقلابیون» ارتباط نزدیک داشته است. دیپلمات های آمریکائی که با او سر کار داشته‌اند او را مردی همراه و همکار توصیف کرده اند.

http://www.jungewelt.de/2011/04-01/024.php

Advertisements

یک پاسخ

  1. دولت انتقالی «انقلابیون» لیبی کسانی مانند محمود جبریل را در خود دارد که آینده ای نوید بخش برای جویندگان طلای سیاه است.
    نوشتۀ بسیار جالب و روشنگری است از یونگه ولت و ترجمه ای عالی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s