سوریه زیر فشار ـ چوب لای چرخ اصلاحات برای جلو افتادن ماشین شورش


سوریه زیر فشار

چوب لای چرخ اصلاحات

برای جلو افتادن ماشین شورش

کارین لویکه فلد ـ یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

تاریخ  سوریه  11 هزار سال پیش آغاز شده است. این سرزمین بخشی از منطقه ای بود که  محدود بود از جنوب به  مناطق باطلاقی جنوب عراق در سواحل خلیج فارس،  به کوههای زاگرس در شرق، دریای مدیترانه و سینائی در غرب. مرزی وجود نداشت.  این منطقه گذرگاه فرمانروایانی بود از شرق و غرب که در پی دست یافتن به قدرت و ثروت بودند. فرهنگ های گوناگون، از هر گوشه و هر سو، رد پائی از خود در سوریه برجای نهاده اند. پادشاهان آرامی ها ، آشوریها ، نو بابیلونی ها، پارس ها ( کوروش کبیر 540 قبل از میلاد حمله خود را به بابل آغاز کرد….در اکتبر سال 539 قبل از میلاد سپاهش …وارد بابل شد. دائره المعارف فارسی. م)  و بعد یونانیان و رومی ها همه بخت خود را در این سرزمین آباد و پر برکت آزموده اند. در سال 700 بعد از میلاد مسیح دمشق پایتخت اعراب و اسلام شد. در  دوران فرمانروائی بنی امیه و بنی عباس، سوریه  مرکز رونق اقتصادی، سیاسی، معنوی و فرهنگی  بود. بازرگانان از جنوب عربستان ادویه و مروارید های گرانبها، از چین و مناطق شرق جامه های پرندین، به  بازارهای دمشق می اوردند. زمانی خاندان های گوناگون عرب و مسلمان بر سرمینی که از هند تا پیرنه( اسپانیا و پرتغال امروزین) گسترده بود فرمان می راندند. اما  در قرن یازدهم میلادی مجبور شدند در برابر فشار علائق اقتصادی اروپا و سلجوقیان ترکیه پس بنشینند. درپایان قرن یازدهم جنگهای صلیبی  آغاز شد (جنگجویان مسیحی که تعدادشان به صد هزار می رسید واکثرا فرانسوی بودند مسلمانان آنان را فرنگی نامیدند واژه فرنگ و فرنگی نیز  بازمانده از آن دوران است.  م)   و پس از 200 سال،  به پایان رسید.

عثمانی ها در سال  1616 سوریه را تسخیر و آن را به چهار بخش تقسیم کردند:حلب دمشق، ترابلس و سیدون( لبنان امروزی).امپراتوری عثمانی نیز قلمرو خود را چون امپراتوری بنی امیه گسترش داد. کشورهای اروپائی که اینک بر اساس ملیت ها شکل گرفته بودند به مقاومت در برابر توسعه طلبی عثمانی ها پرداختند و متقابلا به لوانته ( در بر گیرنده کشورهای لبنان، اسرائیل، فلسطین، اردن، عراق) و شمال افریقا حمله کردند. بازرگانان اروپائی، مبلغان مذهبی، پژوهشگران و مسافران اروپائی اطلاعات مهمی از منطقه بدست می آرودند و تصاویری رؤیائی از شرق عرضه می کردند. در قرن نوزدهم ناپلئون راه استعمار اروپائی را به مصر و خاورمیانه گشود. فرانسه، انگلستان و ایتالیا این منطقه را بعنوان مناطق نفوذ بین خود تقسیم کردند.

استعمار و استقلال

با شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، اروپا برای به کرسی نشاندن علائق خود، در پی یافتن «همپیانهائی» در منطقه برآمد. لارنس، جاسوس انگلیسی، به نمایندگی از سوی » اعلیحضرت پادشاه انگلستان «، به شاهزاده فیصل، از خاندان سلطنتی هاشمی در مکه، گفت که پاداش همکاری او با امپراتوری انگلستان علیه آلمان و عثمانی، استقلال اعراب خواهد بود.  در سال 1918 نیروهای نظامی انگلیسی ــ عربی وارد دمشق شدند و فیصل در سال 1920 از سوی کنگره موقت سوریه به پادشاهی انتخاب شد. ولی طبق قرار داد محرمانه  Syket – Picot، منعقد در سال 1916 ، این منطقه میان انگلستان و فرانسه تقسیم شده بود. سوریه و لبنان سهم فرانسه بود  و عراق، ترانس اردن- فلسطین، سهم انگلستان. نیروهای فرانسه وارد دمشق شدند و فیصل را به فلسطین راندند. قرارداد Sevres  تایید کننذه مناسبات استعماری جدید بود. فرانسه لبنان را از سوریه جدا ساخت و کشور تازه ای ایجاد کرد بنام » لبنان بزرگ» . 1932 نظام مذهبی برای تقسیم قدرت سیاسی به اجرا گذاشته شد که تا امروز هم معتبر است. منطقه سوریه را فرانسویها چهار شقه کردند. چهار بخش اداری بوجود آمد حلب، لاتکیه (علوی ها) دمشق، جبل و دوروز ( دوروزیها) در جنوب. فرانسه منطقه اسکندریه را که در شمال قرار داشت در سال 1939 در اختیار ترکیه گذاشت که ترکیه آن را منطقه Hatay  نامید. سوریه تصمیمات فرانسه را نپذیرفت. 1925 جنگ آزادی بخش سوریه آغاز شد که فرانسه با تمام قدرت آنرا سرکوب و در سال 1936 دمشق را بمباران کرد. در سال 1941 ژنرال شارل دوگل  سوریه را آزاد اعلام کرد ولی انتخابات مجلس را، که در سال 1942  صورت گرفت، نپذیرفت و سیاستگران تشکیل دهنده دولت را دستگیر کرد. 1943 انتخابات تجدید شد، در سال 1945 سوریه به عضویت سازمان ملل و اتحادیه عرب  در آمد. در سال 1946 آخرین سرباز فرانسوی هم خاک سوریه را ترک کرد و سوریه روز 17 آوریل را بعنوان روز استقلال خود جشن گرفت.

رفتار قیم مابانه غرب در قرن بیسنم سبب پیدایش واکنش متقابل و آغازگاه ناسیونالیسم عربی گشت  و اعراب را در نبرد خود برای بدست آوردن استقلال راسخ تر ساخت. ولی فرانسه و انگلیس یا جلوی رشد ملی را گرفتند- یا با دستکاری هائی که در ساختار جامعه، آقتصاد  و سیاست کردند وضعیتی بوجود آوردند- که چنین تکاملی عملا ممکن نگردد و امروز هم هرگاه ضرورت اقتضاء کند می توانند آن مکانیسم را دوباره بکار اندازند. بیانیه بالفور (1917) میراثی مشکل آفرین برجای نهاد . در این بیانیه انگلستان با خواست و هدف جنبش صهیونیستی که خواستار ایجاد یک «خانه ملی» برای خلق یهود در خاک فلسطین بود، موافقت کرد. در پی این موافقت در سال 1948، با موافقت سازمان ملل متحد و مخالفت کشورهای عربی، کشور اسرائیل، در خاک فلسطین، بنیاد نهاده شد. اسرائیل از سال 1967 با نقض قوانین بین المللی سرزمین های عربی را اشغال کرد، از جمله ارتفاعات جولان را که از لحاظ اقتصادی، سیاسی و استراتژی برای سوریه حائز اهمیت است. سوریه سرسختانه خواستار بازگرفتن ارتفاعات جولان است. فلسطینی هائی که در سال 1948  از خانه خود رانده شدند به سوریه پناه آوردند و مقیم اردوگاه  سازمان ملل برای آوارگان شدند، که البته امروز به یک بخش واقعی از شهر دمشق مبدل شده است. آوارگان فلسطینی از تمام حقوق شهروندان سوریائی برخوردارند، مگر تابعیت سوریه.

پس از کسب استقلال در سال 1946 احزاب تازه ای در سوریه بنیاد نهاده شدند از جمله حزب بعث در سال 1947، که در سال 1953 نامش تغییر یافت و شد حزب عربی سوسیالیستی بعث. اوضاع داخلی کشور ناآرام بود. درپی انتخابات کودتا   شد، در سال 1951 نظامیان زمام قدرت را بدست گرفتند. در سال 1958 مصر و سوریه بهم پیوستند و نام   جمهوری متحدۀ عربی را برای خود برگزیدند، وحدتی که عمری سه ساله داشت. سوریه در سال 1961 نام جمهوری عربی سوریه را اختیار کرد، در سال 1963 حزب بعث با یک کودتا زمام قدرت را بدست گرفت. در سال 1967 اسرائیل در جنگ شش روزه ارتفاعات جولان را اشغال کرد، در سال 1970 حافظ اسد، وزیر دفاع سوریه، در پی یک کودتای بی خونریزی، زمام قدرت را بدست گرفت و در سال 1971 طی رفراندمی بعنوان دبیرکل حزب بعث و رئیس جمهور مورد تایید مردم قرار گرفت. او تا سال 2000 که در گذشت در همین سمت ماند و پس از او، فرزندش بشار الاسد جای او را گرفت.

جنگی و بحرانی در منطقه پیش نیامده که دامان سوریه را نیز بنحوی نگرفته باشد. جنگ یوم کیپور 1973، جنگ داخلی لبنان(1975 ـ 1990)جنگ ایران و عراق(1980 ـ 1988) جنگ های گوناگون علیه عراق، کشمکش با ترکیه بر سر آب فرات، همۀ این رخدادها سوریه را زیر فشار گذاشته است. هنگامی که مصر و اردن با اسرائیل صلح کردند(1977/1978) سوریه با اتکاء به قرارداد دوستی با شوروی پیشتاز مقاومت در برابر اسرائیل گشت. فشار غرب بر سوریه افزایش یافت، و ساختار قدرت در کشور تحکیم شد.

بزرگترین مسئله داخلی که حافظ اسد با آن روبرو گشت از ناحیه اخوان المسلمین بود که در سال 1982 با خاندان و حکومت حافظ اسد که علوی هستند به مخالفت برخاست. علوی ها شعبه ای از شیعیانند که عمدتا مقیم باختر سوریه ( لا تکیه) هستند. اسد نیروی نظامی به میدان آورد، هزاران تن کشته شدند و حزب اخوان المسلمین ممنوع گشت. از آن زمان سکولاریسم اصل مسلم و بی تردید حکومت در سوریه است. مذاهب مسیحی، مسلمان، علوی، اسماعیلی، یزیدی، دوروزی، یهودی، همه مورد احترام هستند ولی هیچ کدام حق دخالت در سیاست را ندارند. همین قاعده در مورد اقوام گوناگون نیز صادق است. هویت ملی  سوریائی اصل مسلم و خدشه ناپذیر است. کردها، ترک ها، ارمنی ها، چرکس ها، آسوری ها، لبنانی ها، عراقی ها، همه حق دارند جشن های سنتی خود را برپا دارند و  به زبان خود سخن گویند. ولی تابعیت سوریه به برخی از آنها داده نمی شود، هیچ گروهی مجاز نیست با دعاوی ملی در سیاست دخالت کند. «خط قرمز» برای همه همین جاست.

رشد اقتصادی

رشد جمعیت در سوریه سریع است. در سال 1999 جمعیت سوریه 17،2 میلیون نفر بود که در سال 2009 به 21 میلیون نفر افزایش یافت. در حدود یک میلیون عراقی پناهنده و پانصد هزار فلسطینی (از 1948 و نسل های بعدی آنان) نیز بر آن افزوده می شود.

سوریه یک کشور کشاورزی است. کشاورزی و کشت پنبه برای تولید پارچه، میوه، سبزی، و توتون دهها سال ممر در آمد مردم بوده است. یک خشکسالی چند ساله، فقدان آب ارتفاعات جولان و رشد جمعیت سبب کمبود شدید آب شد و به کاهش کشاورزی و کشت انجامید. 55 در صد از خاک سوریه دشت است که در حدود 1،5 میلیون نفر ساکنان بادیه نشین  آن  از طریق دامداری زندگی می کردند. خشکسالی دشت ها را تبدیل به کویر کرد که سبب فرار گسترده بادیه نشینان از آن مناطق گشت. شهرهای بزرگ سوریه در سالهای گذشته بگونه ای انفجاری رشد کرده اند. امروز شهر دمشق باید برق، آب، کار، مدرسه، بیمارستان و مواد خوراکی برای 4،2 میلیون نفر ساکنان رسمی خود را تامین کند. رقم غیر رسمی به 7 میلیون نفر تخمین زده می شود. کپر نشین های کمربندی پیرامون شهر ها پیوسته گسترده تر می شود. تخمین زده می شود که تا سال 2050، 75 درصد از اهالی سوریه مقیم شهرها خواهند شد.

نفت در کنار آب مهمترین ماده خام سوریه است که بر اساس تخمین وزارت نفت ذخائر معادن نفت به 2،4 میلیارد بشکه بالغ می گردد. استخراج نفت میان سالهای 1980 تا 1996 به 600 هزار بشکه در روز افزایش یافت. از این تاریخ میزان استخراج پیوسته رو به کاهش بوده است. طبق آخرین برنامه دولتی، تولید نفت در 15 سال آینده به 34 در صد کاهش خواهد یافت که دارای عواقب سنگین اقتصادی خواهد بود. در کنار بکار گرفتن تکنولوژی مدرن استخراج، باید جستجو برای یافتن معادن بیشتر در درون کشور و دریای مدیترانه گسترش یابد و ذخائر گاز که به 280 میلیون متر مکعب تخمین زده می شود، بهتر مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر تولید گاز به روزی 22،3 میلیون متر مکعب محدود است.

در سالهای اخیر صنعت جهانگردی یکی از منابع مهم در آمد سوریه بوده است  و طبق آمار رسمی در بر گیرنده  13 در صد از مشاغل است. هر بحرانی که در منطقه پدید آید تاثیر آن  بر این بازار حساس مشهود می گردد. از آغاز سال جدید بسیاری از کسانی که قصد سفر به سوریه داشته اند از تصمیم خود منصرف شده اند. پس از اشغال عراق در سال 2003 و جنگ لبنان در 2006 رکود بازار توریسم به حداکثر رسید.

تغییر نظام اقتصادی سوریه در سالهای اخیر، از اقتصاد با نقشه به اقتصاد بازاری، سبب ایجاد مشاغل تازه و پیدایش بخش خصوصی فعال شده است. سرآمدان اقتصادی از جمله از خانواده اسد  و پیرامونیان آن از رشوه خواری سود می برند. طبق یازدهمین برنامه اقتصادی که از آغاز سال 2011 به اجرا گذاشته شد، باید 1،25 میلیون شغل تازه ایجاد شود. عبدالله الدرداری معاون سابق نخست وزیر برای امور اقتصادی، در مصاحبه ای با ماهنامه «سوریه امروز» (ژانویه 2011) گفت در این برنامه باید بویژه به موقعیت زنان توجه شود. در عین حال باید از یارانه ها کاسته شود، قانون مالیات افزوده به اجرا درآید و هزینه برق و آب » تقسیم شود » تا   درآمد دولت افزایش یابد. الدرداری همراه با کلیه وزرای کابینه اخیرا از کار برکنار گردید. بسیاری از مردم سوریه او را مسئول گرانی روزافزون هزینه زندگی  و افزایش فاصله طبقاتی میان فقر و ثروت در کشور می دانند. پاسخ درداری در مصاحبه پیش گفته به این نظر آن بود که میزان مصرف، بویژه در میان طبقه متوسط جدید افزایش یافته است و این نشان آنست که افزایش درآمد بیش از افزایش قیمت ها بوده است.

با وجود پیشرفت محسوس و قابل دیدن اقتصادی، بخت بدست آوردن کاری با در آمد کافی اندک است و به همین دلیل بسیاری، در جستجوی کار، خاک میهن را ترک می کنند. جویندگان کار اکثرا به کشورهای همسایه عربی در منطقه خلیج فارس، عربستان سعودی، لبنان، اردن، مصر یا لیبی می روند. ترکیه و قبرس هم امکان کار عرضه می کنند. بسیاری به آنسوی جهان عرب، به آمریکای لاتین، ایالات متحده آمریکا، کانادا و همچنین اروپا روی می آورند. سوریائی های مقیم خارج با فرستادن پول برای کمک به خانواده های خود به رونق اقتصادی کشور نیز کمک می کنند. دولت در سالهای اخیر با تغییر مقررات و قوانین رفت و آمد به کشور تسهیلاتی برای باز گرداندن اتباع ثروتمند یا دانشمندان به کشور و تشویق آنها به سرمایه گذاری و ماندن در سوریه بوجود آورده است.

بهار دمشقی

این که چرا تعداد کمی از این تسهیلات و پیشنهاد ها استقبال می کنند دلائل گوناگون دارد. کسانی که در خارج در آمد خوبی دارند باید پس از بازگشت به درآمد ی کمتر تن در دهند، و اکثرا با نظام جا افتاده و پر رمز و راز کاغذبازی های اداری روبرو می شوند. سطح زندگی در سوریه بالا رفته، ولی وضع مدارس و بهداشت هنوز آنطور که باید نیست. کسانی که عادت به تفکر و عمل آزاد سیاسی کرده اند برای زندگی در سوریه باید خود را خیلی عوض کنند. قوانین وضع اضطراری آزادی مطبوعات، اجتماعات، سازمانها و آزادی فکر را محدود می سازند. بسیاری معتقدند که نقش رهبری حزب بعث که در قانون اساسی هم تثبیت شده است، کهنه شده است.

بشار الاسد که در سال 2000 جای پدر نسشت بر این نکات واقف بود. او که چشم پزشگ و   تحصیل کرده لندن است، علاقه ای به جانشیتی پدر نداشت ولی بنظر می رسد که خاندان فرمانروای اسد که صاحب قدرت و علائق اقتصادی است راه دیگری برای او باقی نگذاشته است. تحولاتی که در آن زمان روی داد و پایان یافتن نظم دوقطبی جهان، در آغاز برای اسد که خواستار اصلاحات است نوید بخش بودند. روی کار آمدن اسد که خود جوانی 35 ساله بود جوانان سوریائی را  ـ 60 در از جمعیت کشور زیر 25 سال هستند ـ ، امیدوار کرد. اسد راه دست یافتن به تلفن همراه، اینترنت و تلویزیون ماهواره ای را، که در زمان پدرش بشدت ممنوع بود،  برای آنان هموار ساخت.  امروز در حدود 15 درصد از جوانانی که در سن راه یافتن به دانشگاه هستند مشغول تحصیلات عالیه هستند. تعداد کاربران اینترنت نیز به نسبت جمعیت کشور 15 در صد است. اسد مردم  را به شرکت در بحث در بارۀ اصلاحات سیاسی تشویق می کرد، در سراسر کشور تالار هائی  برای بحث در بارۀ پایان دادن به وضع اضطراری ، قانون اساسی جدید، دادن اجازۀ فعالیت به احزاب  و تجدید مناسبات با لبنان بوجود آمد. تحت ریاست عالیه همسر او، سازمان های غیر دولتی فراوانی  آغاز به فعالیت کردند که در آنها جوانان می توانستند به تصورات  اجتماعی خود جامه عمل بپوشانند.

با اشغال عراق توسط آمریکا که در سال 2003 رخ داد «بهار دمشق » هم  پایان یافت. نگرانی از توسعه جنگ به دمشق  نابجا نبود، تونی بلر که در آن زمان نخست وزیر انگلستان بود، اخیرا اعتراف کرد که او و جورج بوش دربارۀ اشغال سوریه هم با هم صحبت کرده بودند. وضع اضطراری با قدرت و شدت تمام دوباره فعال شد، سازمانهای اطلاعاتی و نیروهای امنیتی دوباره سوار کار شدند. سالن های بحث و گفتگو تعطیل، افراد سرشناس دستگیر و کنترل اینترنت تشدید شد. در سال 2004  آمریکا تحت عنوان «حمایت از تروریسم»  سوریه را تحریم اقتصادی کرد. منظور مناسبات استراتژیک سوریه با ایران  و حمایت سوریه از حزب الله لبنان و حماس در غزه بود. تحریمی که هنوز هم ادامه دارد و داد و ستد با سوریه و مبادلات مالی با آن کشور را ممنوع می کند. میان سوریه و آمریکا خط پرواز هوائی وجود ندارد.

از آنجا که کشورهای غربی  و پیشاپیش همه، فرانسه، استعماگر پیشین سوریه، سوریه و شخص بشار الاسد را مسئول قتل رفیق حریری ( 14.2.2005) می دانند، باز فشارهای سیاسی داخلی افزایش یافت. اسد نیروهای نظامی مستقر در لبنان را فراخواند ولی  از فشار غرب کاسته نشد. اتحادیه اروپا قرارداد همکاری با سوریه را که تقریبا به مرحله امضاء رسیده بود به کنار نهاد.  اسد اتهامات غرب را رد کرد و سیاست دیگری در برابر  لبنان در پیش گرفت.  در سال 2008 با وساطت قطر و فرانسه دوباره میان سوریه و لبنان مناسبات سیاسی برقرار گشت. با پادرمیانی ترکیه، بار دیگر مذاکرات غیر مسقیم میان سوریه و اسرائیل نیز به جریان افتاد که احتمال داده می شود این امر در دعوت  پرزیدنت نیکولای سارکوزی از اسد برای حضور در اجلاس موسسان اتحادیه مدیترانه بی تاثیر نبوده است، و به این صورت سوریه دوباره  به صحنۀ بین المللی بازگشت.  اما با آغاز حملات اسرائیل به نوار غزه ( دسامبر 2008) سوریه بلافاصله به گفتگو با اسرائیل پایان داد. سوریه با سیاست فعالی که برای انتخاب متحدان خویش در پیش گرفت  دو باره اعتباری جهانی یافت. امروز سوریه از لحاظ سیاسی و اقتصادی نه تنها با ایران و قطر بلکه با روسیه ، ژاپن ، چین و اخیرا با آمریکای لاتین همبستگی نزدیک دارد.   سوریه اکنون روابط بسیار نزدکی نیز با ترکیه دارد.

امروز آمریکا (و همچنین اتحادیه اروپا) نقش کلیدی سوریه را در روند صلح خاور میانه  پذیرفته اند. استراتژی آنها در منطقه با شکست روبرو شده است،  شورش های مردم در تونس، مصر، یمن و بحرین، ــ  پایگاه نظامی و مرکزی آمریکا ــ، سستی این استراتژی را آشکار ساختند. در این دوران در سوریه تظاهرات چشمگیری رخ نداد. اسد در آغاز سال نو میلادی برنامه هائی برای خدمات اجتماعی به اجرا گذاشت و زندانیان سیاسی را آزاد ساخت.

حق اعتراض

بمحض آنکه از فیس بوک ، رسانه » اجتماعی» که فعالیتش در سال 2007 در سوریه ممنوع شده بود، رفع توقیف شد، یک سایت ناشناس به نام » انقلاب سوریه 2011″ مردم را دعوت به شورش کرد. در اواسط ماه مارس، در شهر » درا» مرکز استان جنوبی، شعارهائی علیه رئیس جمهور به دیوار نوشته شد و بدنبال آن چند تن از جوانان دستگیر شدند، در پی دستگیری  ها تظاهراتی در شهر صورت گرفت. پلیس و نیروهای امنیتی به مقابله پرداختند و چند تن کشته و مجروح شدند. در حمص و لاتکیه نیز در گیری شد. اسد افرادی را که تیراندازی کرده بودند از کار برکنار  و بکار بردن سلاحهای کشنده را ممنوع کرد. نمایندگان دولت از بستگان کشته شدگان دیدن کردند، با مردم تماس گرفتند و جوانان زندانی آزاد گشتند. سخنگوی اسد اعلام کرد که اصلاحات گسترده ای صورت خواهد گرفت و قرار است  بزودی قانونی برای پایان دادن به وضع اضطراری به بحث گذاشته شود، همچنین قوانینی برای تشکیل احزاب و تشدید مبارزه با رشوه خواری. صدها نفر از زندانیان آزاد شدند و قراراست قانون حجاب اجباری برای آموزگاران زن هنگام تدریس پس گرفته شود. قرار است  کردها  کاملا مشمول مقررات و قوانین کار شوند و به وضع اجتماعی آنان بعنوان » فاقد تابعیت » پایان داده شود. اسد دولت را از کار برکنار کرد و نسبت به توطئه های خارجی نیز هشدار داد ولی در عین حال یاد آور شد که این هشدار بمعنی نداشتن حق اعتراض نیست.

http://www.jungewelt.de/2011/04-08/019.php?sstr=wandel|in|damaskus

15 پاسخ

  1. سلام آقای نافعی
    خسته نباشی و دست مریزاد
    آلپو=حلب
    تریپولی=ترابلس

  2. شرف الدین

    سلام آقای نافعی کی ایرانیها بر سوریه حاکم بوده‌ان و نامشان چه بوده است؟

  3. درپایان قرن یازدهم جنگهای صلیبی آغاز شد (جنگجویان مسیحی که تعدادشان به صد هزار می رسید واکثرا فرانسوی بودند مسلمانان آنان را فرنگی نامیدند واژه فرنگ و فرنگی نیز بازمانده از آن دوران است. م) جنگ های صلیبی پس از 200 سال، در پایان قرن یازدهم به پایان رسید.

    چگونه ممکن است که پس از دویست سال باز هم در همان سده به پایان برسد

  4. عثمانی ها در سال 1916 سوریه را تسخیر و آن را به چهار بخش تقسیم کردند
    این تاریخ درست به نظر نمیرسد و بایستی 1619 باشد

  5. خواننده گرامی آقای شرف الدین
    «کوروش کبیر 540 قبل از میلاد حمله خود را به بابل آغاز کرد….در اکتبر سال 539 قبل از میلاد سپاهش …وارد بابل شد. و در سال 538 قبل از میلاد اجازه داد که یهودیانی که بخت النصر از فلسطین کوچ داده بود به زادگاه خود باز گردند، و دستورهائی برای تجدید بنای بیت المقدس صادر کرد » دائره المعارف فارسی.

  6. ممنون . تصحیح شد.

  7. خواننده گرامی ممنون از اشاره. تصحیح شد.

  8. wow shoma ham did gahe mokhalefetoon ro sansor mikonin??????????????
    wow
    wow

    wow
    omidvaram dige sansor nakonin…
    wow
    kheyli vahsahtnake sansor
    wow

  9. خواننده گرامی
    هر رسانه ای خط مشی مشخصی دارد و پیام مشخصی. هیچ رسانه ای برای نشر نظر یات مخالف خط مشی خود منتشر نمی شود. وظیفه رسانه های پشتیبان سرمایه داری تبلیغ برای سوسیالیسم نیست و شما هر قدر هم مصر باشید آنها در این راه گام بر نمی دارند. هوادران صلح نیز برای گسترش تسلیحات افزایش بودجه های نظامی، گسترش ارتش ها و جنگ تبلیغ نمی کنند. «آینده ما » از این قاعده مستثنی نیست. شما می توانید نظریات خود را در رسانه هائی که با نظرات شما همسو هستند منتشر کنید. این امکان را هم دارید که وبلاگی کاملا مستقل برای نشر هر نظری که درست می دانید منتشر کنید و خود را از موافقت یا مخالفت دیگران آزاد سازید. اگر میل داشتید می توانید به نوشته » اندیشه آزاد؟ » در صدر همین صفحۀ » اینده ما » نیز مراجعه فرمائید. با احترام . موفق باشید

  10. قربان جسارت می کنم
    ولی…
    1..هر سانسوری متکی به استدلال ی هست …
    2…هر رسانه ای خط مشی مشخصی دارد و پیام مشخصی
    نه…همه رسانه ها فقط یک پیام بایته است که داشته باشند…آگاهی رسانی…..فقط….تحریف واقعیت کار رسانه نیست کار زرد هاست
    3…یفه رسانه های پشتیبان سرمایه داری تبلیغ برای سوسیالیسم نیست…….یعنی تحریف هایی از اخبار چین رو هم که به نفع سرمایه داری هست و چین رو هنوز بجای پادشاهی …سوسیالیت معرفی میکنه از این قاعده مستثنی بدونیم؟
    4…هوادران صلح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    لابد مدافعان بسیجی که میرن پشت سفارت عربستان هواداران صلحند؟
    از کی تا حالا در جهان تشکیلات مدافع صلح غیر وابسته با توانای در خور… بوجود اومده؟؟؟یعنی باور کنم که شما خوش بین هستین؟لابد ماکرو سافت هم بخاطر نبوغ بیل گیتس بوجود اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    5…شما می توانید نظریات خود را در رسانه هائی که با نظرات شما همسو هستند منتشر کنید.
    یعنی اینجا هم نماز جمعه هستش؟؟؟؟؟فقط همسو ها حق ابراز نظر دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    6….
    اون جایی که من نظرم رو نوشتم بخاطر همین موضوع ساخته شده
    جلوش نوشته دیدگاه
    اگه می خواین اغیار نظر ندن درستش اینه که شما یا نظرات رو کاملا بردارین یعنی رسانه یک سویه …یا فقط به افرادی که در سایتتون عضو هستن اجازه نظر دادن بدین
    چیزی شبیه خودنویس یا رسانه های باصطلاح سبز یا پادگان رجوی در عراق
    7…خود را از موافقت یا مخالفت دیگران آزاد سازید.
    چرا به واقعیت باید بعنوان ملک شخصی نگاه کرد؟این باقی مانده تفکرات اون زمان ها نیست ؟؟؟؟زمانی که همه متخخصصان مارکس شناس بودن ولی اجازه دادن شریعتی و شاملو اسطوره بشن؟؟؟؟
    شما با من مخالفت نکردین شما یک نظر رو به خاطر هر دلیلی…سانسور کردین…
    امکان نداشت من توی این طور وبلاگی نظر بدم

  11. سلام
    لاتکیه=لاذقیه

  12. با درود به استاد نافعی گرامی. از اطلاعات جامع و خوبی که در اختیار من قرار دادید تشکر می کنم. به نظر شما تحولات دور و نزدیک کشور های عربی به هر شکل بازی سرمایه داری با خلق ها نیست؟ گرچه در این شورش های اصلاح خواهی باید جنبش های قوی و احزاب قدرتمند ضد امپریالیستی شکل بگیرند.به نظر شما اصلاحات دم بریده موقت تشویق رانت خواری مرحله بعدی سرمایه داران داخلی سوریه نیست؟ ایا امکان بروز و ظهور اخوان المسلمین جدید یا بنیاد گرائی خشن و سخت ضد کمونیستی و ضد خلقی در سوریه و بقیه کشور های عربی در حال شکل گیری نیست؟

  13. نمی خواستم دیگه چیزی بنویسم و لی هنوز تو شوک هستم
    راجع به این نظرتون
    شما می توانید نظریات خود را در رسانه هائی که با نظرات شما همسو هستند منتشر کنید. این امکان را هم دارید که وبلاگی کاملا مستقل برای نشر هر نظری که درست می دانید منتشر کنید
    نه نمی توانیم
    اینجا تو ایران پیدا مون می کنن
    حتی همین کامنت گذاشتن هم خطر ناکه
    شما ها انقلاب کردین بعد زود جنبیدین و رفتین
    ما نمی تونیم بریم
    و نمی تونیم وبلاگ یا سایت داشته باشیم تا آزادانه توش بنویسیم
    و الا …

  14. اندیشه آزاد ؟
    اندیشه های حاکم چگونه اِعمال می شود
    به نظر کارل مارکس:
    اندیشه های حاکم بر جامعه سرمایه داری، اندیشه های هیئت حاکمه است.
    پاول زته Paul Sethe از روزنامه نگاران برجسته دهه شصت در کنسرن رسانه ای و محافظه کاراشپرینگر(آلمان) ، در سال 1965 طی نامه ای که بعنوان خواننده برای هفته نامه اشپیگل نوشت بر این شناخت مارکس تاکید ورزید
    وی نوشت:
    آزادی فکر از آن 200 ناشری است که اندیشه های خود را منتشر می کنند.
    امروز، که 45 سال از آن تاریخ می گذرد شاید هنوز فقط پنج ناشر یا موسسۀ رسانه ای در میدان مانده باشند.
    هانس ماگنوس انسنسبرگرEnsensberger ( شاعر، نویسنده و متفکر معاصر آلمانی . م) می گوید :
    هرچه زمان بیشتر می گذرد روشن تر می شود که اسباب حکومت فقط سرمایه، کارخانه و اسلحه نیست، بلکه تسلط بر مغزها ست که مشخص می سازد برده کیست و برده دار چه کسی.
    بر اساس این گفته خانم ها و آقایانی که رسانه ها را در اختیار دارند بر ذهنیت عمومی حکومت می کنند و معیار اندیشه خود این ها نیزهمان منطق سرمایه داری است. از آن بخش از رسانه ها که در مالکیت خصوصی نیستند نیز انتظار نمی رود که در مسیری جز این حرکت کنند، زیرا این ها خود عمدتا تحت ”کنترل” احزابی هستند که خود این احزاب وابسته به کمک های مالی سرمایه بزرگ و ناشر امیال آنها.
    بنظر Colin Crouch (جامعه شناس انگلیسی و استاد کرسی علوم سیاسی. م.) ما مدت هاست که به مرحلۀ پس از دموکراسی “Postdemokratie” گام نهاده ایم. باین معنی که نمای انتخابات و مجلس ها هنوز بر جا و کاراست ولی رسانه ها ذهنیت رای دهندگان را بسوی دلخواه سوق میدهند و سیاستمداران نیز روند های سیاسی را در جهت خواست های از پیش تعیین شده، توسط موسسات فعال در عرصه جهانی هدایت می کنند…

  15. چندی پیش مقاله ای از نویسنده معروف مصری «Samir Amin » خواندم . به نظرم آمد در رابطه با این ترجمه شما قسمت کوچکی از آن مقاله را عنوان کنم .او مینویسد :
    شکل جهانی شدن کنونی ، برای اکثریت عظیمی از مردم جنوب چیزی به ارمغان نمی آورد : این شکل جهانی شدن برای اقلیتی انگشت شمار سود آور است، حال آنکه به قیمت تهی دست کردن دیگران، به ویژه جوامع دهقانی که بیش از نیمی از بشریت را تشکیل می دهند، تمام می شود. در مقیاسی کلی تر ، منطق سود طلبی رفته رفته موجب تخریب پایه های طبیعی تنازع بقا بر روی کره زمین است.
    و چند سطر پایینتر متذکر می شود : ( در این رابطه به چهار دلیل ، خاورمیانه به مثابه منطقه ای که در «خط اول حمله» قرار دارد مطرح است :

    ـ این منطقه دارای غنی ترین منابع نفتی است و کنترل آن به واشنگتن امکان می دهد تا موقعیت ممتازی بدست آورد که هم متحدینش (اروپا و ژاپن) و هم رقبای احتمالی او (چین) را در موضع نامطلوب وابستگی سوختی به ایالات متحده قرار دهد.

    ـ خاورمیانه در قلب دنیای باستان قرار دارد و موقعیت آن مورد تهدید نظامی قرار دادن چین ، هند و روسیه را تسهیل می کند.

    ـ منطقه دوران شکننده و پرآشوبی را طی می کند که به متجاوز امکان می دهد تا حد اقل در کوتاه مدت به یک پیروزی آسان دست یابد.

    ـ ایالات متحده در این منطقه دارای متحد مطمئنی، یعنی اسرائیل است که سلاح اتمی نیز دارد.
    اجرای برنامه دست اندازی به خاور میانه به پیش می رود : فلسطین، عراق و افغانستان اشغال شده اند و بعد از لبنان، سوریه و ایران مورد تهدید قرار گرفته اند ) .
    البته این مقاله در سال ۲۰۰۷ نگاشته شده .یعنی زمانی که هنوز لیبی مورد حمله قرار نگرفته بود و سوریه و یمن مانند اینک نا آرام نبودند .اما جناب نافعی لطفا منظور مرا اشتباه درک نکنید .من قیام توده های به جان آمده از ستم دیکتاتوری های تونس ، مصر ، لیبی ، یمن ، سوریه و …. را نفی نمی کنم . فقط مرادم آن است که خطر استفاده منفی امپریالیسم را از خشم و اعتراضات توده مردم و به قهقرا کشاندن قیام بر حق مردم به سمت و سویی که بر اساس منافع کثیف وامپریالیستی خود در دوردست دید خویش دارد ، را یادآور شوم .متشکر از زحمات شما برای این ترجمه .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s