لیبی ـ با نام رمز » دموکراسی» کشوری آباد را نابود کردند


لیبی

با نام رمز «دمکراسی»

کشوری آباد را نابود کردند

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

از آغاز جنگ کشورهای عضو ناتو با لیبی هفت هفته می گذرد. معلوم نیست این جنگ چه وقت به  پایان می رسد. تریپولی پایتخت لیبی در اثر بمباران های مهیب پیوسته به لرزه در می آید. توجیه سست پایه اتحادیه نظامی غرب برای بکار گرفتن این روش چنین است: می خواهیم فشار بر رژیم قذافی را آنقدر ادامه دهیم تا خود دست از خشونت بردارد.

در تظاهرات اعتراضی جنبش صلح، از جنگ جدید ناتو علیه لیبی، تقریبا، سخنی به میان نمی آید، از جمله در راهپیمائی های ایام عید پاک، در هفته گذشته. در سال 1986 ، زمانی که آمریکا به تریپولی و بنغازی حمله کرد(روز 15 آوریل 1986 به فرمان رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا هواپیماهای جنگی آمریکا  شهر های تریپولی و بنغازی  را بمباران کردند.  درنتیجه این بمباران که به نام »  عملیات  ال دورادو کانیون  » معروف است ، 36 غیر نظامی به هلاکت رسیدند.م)  هزاران نفر به خشم آمده از این بمباران ها، در خیابانها بانگ پرخاش برآوردند، اما امروز اعتراض ها کم توش و توان است. در طول تدارک تبلیغاتی جنگ، غرب توانست در اندک زمانی چنان چهره دیوگونه ای از قذافی بسازد که امروز بسیاری از موضع گیری علیه جنگ پرهیز می کنند. حتی بسیاری ازآنها که با جنگ مخالفند، همان تصویری را که سیاست و رسانه ها از جنگ «حق» علیه  «استبداد قذافی»  به میان آوردند، پذیرا شده اند. با این همه، قذافی هنوز در میان مردم طرفداران زیادی دارد، و ویرانی هائی که جنگ به بار می آورد، مردمی  را خانه خراب می کند، که صرفننظر از موافقت یا مخالفتشان با قذافی، حتما چنین سرنوشتی را برای خود و میهنشان نمی خواستند.

به آسانی فراموش می شود که حمله ناتو چه هزینه سنگینی را به لیبی تحمیل می کند. لیبی تا امروز بالاترین سطح زندگی را در آفریقا داشته است و «برنامه عمرانی سازمان ملل» (UNDP) تایید کرده بود که لیبی تا سال 2015 به هدف های تعیین شده در برنامه عمرانی سازمان ملل دست خواهد یافت. ولی جنگ ناتو این امید را ویران کرد. اینک سقوطی چون سقوط عراق در انتظار لیبی است.

در سال های گذشته خبر چندانی از لیبی شنیده نمی شد، مناسبات با غرب بی تشنج بود، رؤسای دولت های غربی با قذافی دیدارهای مکرر داشتند، بازار داد و ستد  داغ بود. ولی، در روند تبلیغاتی برای تدارک جنگ، ناگهان لیبی به خوفناک ترین دیکتاتوری تبدیل شد و بسیاری از مخالفان جنگ هم توصیفات تبلیغاتی را پذیرفتند و خواستار سقوط » دیکتاتور» شدند. ولی آیا نظام اجتماعی حاکم بر لیبی را می توان در وجود قذافی خلاصه کرد؟ آیا اوضاع لیبی واقعا بد تر از صد کشور دیگر جهان است؟ آیا جز آزادی های رایج در کشورهای سرمایه داری معیار و ملاک دیگر برای سنجش شرائط زندگی در لیبی وجود ندارد؟

به نظر ریچارد فالک ، که گزارشگر ویژه سازمان ملل برای حقوق بشر در فلسطین است،  » میزان» سرکوبی در لیبی «شدید تر و وسیع تر، از دیگر کشورهای دیکتاتوری نیست. در گزارش سازمان عفو بین المللی نیز وضع حقوق بشر در لیبی با بسیاری از کشور های دیگر فرقی ندارد، وضع حقوق بشر در عربستان سعودی، که در همین جنگ دست در دست ناتو با لیبی می جنگد، بمراتب  بدتر ازلیبی است. شورای حقوق بشر در سازمان ملل متحد، در آخرین گزارش خود، » نظارت عمومی و منظم » بر حقوق بشر، که در پایان سال گذشته تهیه شده است،  لیبی را به دلیل پیشرفت هائی که در عرصه اجرای حقوق بشر کرده، حتی مورد ستایش هم قرار داده است. بسیاری از کشورها از جمله ونزوئلا، کوبا و همچنین استرالیا و کانادا، در بیان نامه های خود هر یک نکات ویژه ای را برجسته کرده اند.

بحث نهائی در بارۀ این گزارش که قرار بود در ماه مارس صورت گیرد، ناگهان به تعویق انداخته شد و به ماه ژوئن موکول گردید، این گزارش از دیدگاه رسانه های غربی، آبروریزی است، بنظر این رسانه ها، این گزارش به تائید آن اعضای شورای حقوق بشر رسیده که خود از کشورهای نیمکره جنوبی و در واقع از کشورهای  «کمتر متمدن» هستند. ولی این شورا شرائط زندگی را از دیدگاهی دیگر،ــ از منظر تحقق حقوق اجتماعی ــ مورد توجه و بررسی قرار می دهد، یعنی موضوعاتی که برای اکثر انسان ها بیشترین اهمیت را دارند، که عبارتند از: تامین نیاز های اساسی و اولیه زندگی، در آمد کافی، خوراک، خانه، تامین بهداشت و فرهنگ.

از این دیدگاه نیز، با توجه به رشوه خواری ومیزان بالای بیکاری جوانان، وضع لیبی رضایت بخش نیست. اما در قیاس با دیگر کشورها وضع لیبی خوبست و اهالی در اثرحمله ناتو خیلی چیزها را از دست می دهند. نرخ نسبتا بالای طول عمر یکی از دلائل حمایت بسیاری از افراد مسن از قذافی است، یعنی کسانی که گذشته  را بیا دارند.

جلوی پیشرفت گرفته شد

در سال 1969 که سلطان ادریس، سلطان دست نشانده آمریکا و انگلیس ساقط شد، لیبی هنوز فقیر بود. و گرچه استخراج نفت از سال 1961 آغاز شده بود اما صدماتی که استعمار بر این کشور وارد آورده بود هنوز برجای  بود. در اثر ملی شدن گام به گام صنعت نفت رشد اقتصادی کشور و بهگشت شرائط زندگی شتاب یافت. با سقوط شدید بهای نفت میان سالهای 1985 تا 2001 این روند دچار وقفه گردید. محاصره اقتصادی آمریکا علیه لیبی که  از سال 1993 آغاز شد بر وخامت اوضاع اقتصادی بشدت افزود. در آمد سرانه و ناخالص ملی که در سال 1990 به 6600 دلار رسیده بود در سال 2002 به 3600 دلار کاهش یافت و پس از پایان محاصره اقتصادی سازمان ملل، در سپتامبر 2003، دوباره افزایش جدی یافت.

در آمد سرانه و ناخالص ملی در لیبی، طبق محاسبات UNDPT در سال 2008 به 16200 دلار افزایش یافت. برای قیاس: در آمد سرانه و ناخالص ملی در مصر در همان سال 5900 دلار و در الجزائر تقریبا 8  هزار دلار بود. این رقم در عربستان سعودی 24 هزار، در کویت 51500 دلار و در قطر 72 هزار دلار بود.

دست آوردهای اجتماعی

تحریم اقتصادی جلوی نوساری زیربنای لیبی  را گرفت و نه تنها اجرای برنامه های مربوط به گسترش صنایع نفت بلکه تمام برنامه های صنعتی را متوقف ساخت. روشن است که با متوقف شدن برنامه های اقتصادی برنامه های اجتماعی نیز دیگر قابل اجرا نبودند.  لیبی که در اواسط  سال های 90،  در فهرست پیشرفت های انسانی HDI (   Human Development Index) در مرتبه 67 قرار داشت به مرتبه 73 سقوط کرد.  این فهرست  معیاری است که با سنجش برخی از عوامل زندگی اجتماعی، مانند طول عمر، مرگ و میر کودکان و سوادآموزی، میزان پیشرفت احتماعی، سطح زندگی یک کشور را مشحص سازد.

پس از افزایش بهای نفت و بالارفتن در آمد دولت، شرائط زندگی در لیبی نیز دوباره بهتر شد.   تاقبل از جنگ، لیبی در فهرست HDI در مرتبه 53 قرار داشت، یعنی نه تنها از تمام کشورهای آفریقائی جلوتر بود بلکه از برخی کشورهای ثروتمند و مورد حمایت غرب، مانند عربستان سعودی نیز پیش رفته تر بود. «همزمان با افزایش بودجه کشور»فقر فوق العاده» نیز عملا از بین رفت. این داوری United Nations Development Programme (UNDP ) در بارۀ لیبی است که در مونیتور سازمان ملل در بارۀ اهداف تکاملی هزاره منتشر شده است.   میزان طول عمر در لیبی به 74،5 سال افزایش یافت، که بالاترین رقم طول عمر در کل قاره آفریقاست. مرگ و میر کودکان به 17 از  هزار نوزاد کاهش یافت. میزان مرگ و میر نوزادان در الجزائر 41 از هزار و در عربستان سعودی 21 در هزار است. لیبی در حمایت از مادران باردار و تقلیل مرگ مادران نیز جلوتر از دیگرکشورهای آفریقائی است. بیماری مالاریا را نیز در خاک خود ریشه کن کرده است.

میزان بی سوادی در لیبی نیز به 11،6 در صد کاهش داده شد که به مراتب کمتر از مصر   ( 33،6 درصد) الجزائر(27،4) تونس(22) عربستان سعودی( 14،5) است. باز طبق محاسبه UNDP تعداد دانش آموزانی که در لیبی به مدارج بالاتر تحصیلی و دانشگاهی می رسند، حتی ازشیخ نشین های کوچک ولی فوق العاده ثروتمندی مانند کویت و قطر، که از لحاظ وسعت خاک و جمعیت با لیبی قابل قیاس نیستند، نیز بیشتر است.

سطح زندگی درعراق نیز در سالهای دهه 1980 بالا بود، حتی بالاتر از لیبی. ولی تحریم تبهکارانه سازمان ملل آنرا نیز به خاک افکند. » آزادی» سبب سقوط عراق به اعماق گشت. و این فروپاشی هنوز هم ادامه دارد. امروز میلیون ها عراقی گرسنه اند و کمبود مواد غذائی حتی رو به افزایش هم هست. امروز نیمی از جمعیت تقریبا  30 میلیونی عراق در فقر مطلق بسر می برند. 55 در صد آنها آب آشامیدنی پاکیزه ندارند، 80 در صد آنها از داشتن مجاری فاضل آب محرومند. در 24 ساعت فقط چند ساعت برق دارند و نظام بهداشتی و آموزشی آن، که روزی نمونه بود، امروز به خاک افتاده است.

دلیلی در دست نیست که بتوان فرض کرد «تغییر رژیمی» که ناتو می خواهد به لیبی تحمیل کند نتایج درخشانی به بار خواهد آورد، تا چه رسد به جنگ دراز مدت داخلی و تقسیم لیبی . قدرت های مهاجم امروزی و برنامه هائی که در پیش دارند فرق چندانی با قدرت های آنروز و برنامه هائی  که در عراق پیاده کردند، ندارد، از شورشیان عراقی که آمریکا  در عراق بر سر کار آورد ــ گرفته  تا سازمان های تندرو اسلامی و هوادار غرب، هواداران سینه چاک نئولیبرالیسم و خصوصی سازی تمام عیار   و گشودن دروازهای اقتصادی کشور.

http://www.jungewelt.de/2011/05-05/001.php

6 پاسخ

  1. با سپاس از جناب نافعی

  2. سلام .شما همیشه ترجمه های خوبی را انتخاب می کنید ولی بعضی اوقات دیگر این خوب بودنها تبدیل به » احسنت » میگردد . این مقاله یکی از همان احسنت هاست .اما در مقاله اشاره به کم توش و توان بودن اعتراضات ضد جنگ و دلیل آن هم موفقیت تبلیغات غرب برای ساختن چهره دیو و دد منشانه ای از قذافی شده بود . من فکر می کنم درست است که این همه تبلیغات بالاخره تاثیرات خود را گذاشته است ، ولی علت واقعی این کم رنگ بودن را نبود و فقدان قدرت کشور شوراها میدانم .در سال ۱۹۶۸ که صفوف اعتراضات زیاد بود ،یک علت بزرگ آن دلخوشی توده های مردم به وجود یک تکیه گاه حداقل از نظر ذهنی و روحی بود . آنها موفق شدند . عراق و لیبی را ویران کنند .زیرا سالها قبل امید خلق های جهان را یعنی باور یک قدرت سوسیالیستی را در ذهن آنها ویران کردند . و مادامی که این قدرت باز نگردد ، همین آش است و همین کاسه . در مورد آمارها .بسیار کار بجا و درستی است که در این مقاله روی داده ها و آمار ها تاکید شده .زیرا در این حالت دهان هر مخالفی را به صورت منطقی می شود بست .اگر فرد تحت تاثیر تبلیغات امپریالیستی به مقدس بودن این جنگ نابرابر اعتقاد پیدا کند ، با همین داده ها و آمار می توان او را بی اعتقاد به جنگ کرد .یکبار دیگر متشکرم .

  3. تحلیلی رسا و کامل از واقعیت. با تشکر از یونگه ولت و دکتر نافعی.

  4. احتمالاًسال 1968 علط و سال 1986 صحیح است

  5. آقای نافعی سلام
    در متن هم 1968 آمده که باید به 1986 تغییر یابد

  6. صبا عادل

    با درود فراوان . نمیدانم با این ارقام و شرح اوضاع لیبی یقینا میخواهید بگوئید که دوران قذافی زمان بالندگی و پیشرفت لیبی بوده؟؟!! واقعا اینطور فکر میکنید.عناد و دشمنی با غرب و عرب ستیزی و متوسل شدن به تحلیل های احزاب کمونیستی با رویکردهای دهه های 60 و 70 یک ذهن گرائی مطلق و واپسگرا میباشد . زمانی حز ب توده ایران با چاپ کتاب های کم حجمی دست به اشاعه طرز تفکری میزد بنام راهرشد غیر سرمایه داری نویسده اولیانوسفکی و عجیب پافشاری میکرد و مطمئن بود . این امار را نگاه دارید نگاهی به کوبا کنید انجا که خبری از حمله ناتو نیست .واقعا تبلیغ انچه که شما بنام کمونیست البته داخل پرانتز که به این شکل و شیوه در هیچ کدام از اثار کلاسیک دیده نشده میکنید فقط منتهی به یک کشور عقب افتاده استبداد زده و منزوی که فقط ریشه در غرب ستیزی دارد. نگاهی به تحلیل های خود بیاتدازید بی دلیل نیست که دقیقا نقطه نظرات جمهوری اسلامی را بیان میکند.اگر واقعا معتقد به عدالت اجنماعی و سوسیالیسم هستید نگاهی به تحلیل ها و موقعیت احزاب سوسیال دمکرات بیاندازیذ و ببینید کشورهائی که در چهار چوب فکری این احزاب حرکت میکنند چه پیشرفتهای شگرفی در جهان دارند و گل سر سبد جامعه جهانی هستند . سوئد و نروژو فنلاند نمونه های خوبی برای این طرز تفکر هستند.ولی انچه که شما در قالب فکری پی کا دی بیان میکنید انسان در جبهه صدام و قذافی مینشاند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s