ترکیه » چین اروپا » می شود ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها


گزارش اشپیگل از ترکیه نوین

در آستانه انتخاباتی که دیروز در آن کشور برگزار شد

ترکیه «چین اروپا» می شود

ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها

اشپیگل شماره 23 ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

انتخابات پارلمانی در ترکیه شب گذشته پایان یافت  حزب عدالت که «اردوغان» رهبری آن را در دست دارد به پیروزی رسید. با توجه به این انتخابات و نتیجه آن، تفسیر اشپیگل شماره 23 که در آستانه این انتخابات انتشار یافت خواندنی است.

«در حالی که اروپا برای تامین آینده خود سخت در تکاپوست، ترکیه اوج گرفت و خود را تبدیل به یک قدرت منطقه ای کرد. اینک اردوغان سومین پیروزی انتخاباتی خود را تدارک می بیند  وقصد دارد قانون اساسی تازه برای ترکیه وضع کند.   به  اروپا   دیگر اعتنائی ندارد.

دست آوردهای اردوغان زیاد است.  او دل و جرئت را از ژنرال ها گرفت، سکولارها را خاکسار کرد، پر وبال سلاطین پنبه و بتون ـ تیکونس را چید، که زمانی کشور را بین خود و ژنرال ها  تقسیم کرده بودند. ترکیه را از یک کشور بحرانی و کودتا زده به یک قدرت منطقه ای تبدیل کرد. اردوغان در لندن و واشنگتن چون عربستان و چین، طرف مذاکره جدی تلقی می شود. حتی اسرائیل که اردوغان با آن شاخ به شاخ شد و بهمین دلیل مورد ستایش اعراب قرار گرفت، نیز با دقت اقدامات او را دنبال می کند. حتی آنها که از او خوششان نمی آید نیزاعتراف می کنند که او به ترکیه اعتماد بنفسی داده که قبل از آن نداشت.

امپراتوری عثمانی کشوری بیمار بود ولی ترکیه امروز سالم و شاداب است. ترکیه پس از 8 سال حکومت اردوغان بسیار ثروتمند و مدرن تر از بیست سال پیش شده است، زمانی که بعنوان کشوری فقیر تقاضای عضویت در اتحادیه اروپا را کرد. امروز رشد اقتصاد ترکیه سه برابر بیشتر از دیگر کشورهای اروپاست.

در عین حال امروز اسلامگرایان مخالفان خود را با همان شدتی تعقیب می کنند که  روزی خود تحت تعقیب بودند، به هنرمندان و مشاهیری که با آنها هم عقیده نباشند آزار می رسانند. موسسات رسانه ای را که  مطبوعاتشان از دولت انتقاد کنند خاموش می سازند و روزنامه نگاران را به اتهامات مضحک به زندان می افکنند.

هنگام آن رسیده که اروپا یک بار دیگر در باره این همسایه ستبر بازو  و بد قلق بیندیشد که با او چه باید بکند: آیا باید او را جدی گرفت و به خود وابسته ساخت؟ یا یکبار دیگر او را بیست سال معطل کرد  ـ یا این که گفت ترکیه در اروپای  مسیحی مغرب زمینی جائی ندارد. اینک وقت سنجش است، زیرا مقدمات اولیه پیشین که   یکی از دشوار ترین و  وقت گیرترین مباحثات چند سال گذشته  را به دنبال خود داشت، امروز  بکلی تغییر کرده است.

غازیانتپ، یکی از مراکز صنعتی  ترکیه تقریبا در هزار کیلومتری جنوب شرقی استانبول قرار دارد. در حاشیه جاده کارخانه ها ردیف شده اند. یکی پس از دیگری. جاده پر است از اتوبوس ها و اتوموبیل های باری که لحظه ای  صدای  آمد و رفتشان قطع نمی شود. کسی که بخواهد صعود ترکیه را به هفدهمین قدرت اقتصادی جهان مشاهده کند، باید به اینجا بیاید. غازیانتپ که در گذشته شهرتش را مدیون کباب بادمجان و پسته اش بود امروز تبدیل به یکی از زنده ترین مراکز اقتصاد  ترکیه  ـ » ببر آناتولی » ـ شده است. تولیدات صنعتی این شهر از سال 2005 تا کنون دوبرابر شده است. صادرات این شهر در سال 2008 ـ 3،9 میلیارد دلار بوده است.

شاهد نجیب اوغلو 63 ساله ، یکی از کسانی است که در ایجاد معجزه صنعتی غازیانتپ  نقش بسزائی داشته است. او رئیس نکسان هولدینگ، سومین  تولید کننده کیسه های نایلونی در اروپاست  که » پیر کاردن » و مبل سازی عظیم » ایکه آ » از جمله مشتریان او هستند. او می گوید:» دولت به ما هیچ کمکی نکرده است. دهها سال  فقط سنگ جلوی پای ما می انداخت».

از سال 2002 که حزب عدالت و پیشرفت اردوغان قدرت را بدست گرفت، وضع عوض شد. یک بحران شدید مالی ترکیه را در سال2001  تا لب پرتگاه سقوط برد. کمال درویش، یکی از مدیران بانک جهانی، که اخیرا صحبت آن بود که جای استراوس کان، رئیس بانک جهانی را بگیرد، یک برنامه عظیم اقتصادی را به راه انداخت که میوه آن نصیب دولت حزب عدالت و پیشرفت شد. رشد اقتصادی ترکیه تا سال 2007  سالی 6 درصد بود، تقریبا هیچ کشوری بخوبی ترکیه بحران مالی سالهای 2008 و 2009 را از سر نگذرانید.

اردوغان، برخلاف پدران معنویش که دنبال » نظام اقتصادی اسلامی» بودند، سرمایه داری و اسلام را با هم در تضاد نمی دید.  نخست وزیر جدید، به تبعیت از علائق اقتصادی مسلمانان طبقه متوسط که مهمترین پشتیبان انتخاباتی حزب عدالت و پیشرفت هستند، اقتصاد کشور را باز و آزاد کرد.

رشد اقتصادی ترکیه در سال گذشته 9 در صد بود. بیکاری 11 درصد، تورم به 6 درصد کاهش یافته، مجموعه بدهی کشور 41 در صد از کل تولید ناخالص ملی است، رقمی که اغلب کشورهای اروپائی آرزوی آن را دارند. در آمد سرانه ملی در ترکیه ، از زمانی که اردوغان زمام  کار را بدست گرفته  سه برابر شده است. روزنامه اکونومیست لندن به ترکیه لقب » چین اروپا » را داده است.

و همانطور که نمونه غازیانتپ نشان می دهد فقط بخش های غربی ترکیه نیستند که از رونق اقتصادی سود می برند. شهر های دنیزلی، قیصری، طرابوزان و سامسون هم هستتد. کسی که دهسال پیش این شهر ها را دیده امروز آنها را باز نمی شناسد:  با اتوبان های شهری، آسمانخراش ها و بندرگاههای نوی که در آنها ساخته شده. قرار است تا پایان سال جاری یک خط قطار سریع السیر دیگر میان اسکی شهیر و قونیه بکار افتد.

در آستانه  سومین پیروزی انتخاباتی اردوغان، تنها نگرانی این است که گرمای بازار سوزان شود:  ترک ها آنقدر مصرف و تولید می کنند که وارداتشان حتی از صادرات فزاینده آنها بیشتر است.    » وال استریت ژورنال » می نویسد » با وجود این عدم توازن قدرت رونق اقتصاد ترکیه با دوام است :» داستان  رشد می تواند ادامه یابد». از نظر اتاق فکر » بروکینز اینستی توشن» در واشنگتن،استانبول پر تحرک ترین شهر اقتصادی جهان است…

گذشت دورانی که فقط سیل کارگران فصلی برای چیدن برگ چای یا  فراریان و پناهجویان کرد از مناطق جنگ زده کردستان راهی استانبول می شدند. امروز اروپائی ها و آمریکائی ها هم استانبول را کشف کرده اند، شهری که هرگز خواب ندارد . مدرن ترین شهر در جهان اسلام است. آنها ها هم آمده اند، یعنی بازگشته اند، ترک های آلمانی، آنها که پدر و مادر  یا پدر بزرگ و مادر بزرگشان برای یافتن کار به آلمان آمده بودند و امروز در ترکیه آنها را به تمسخر » آلمانچی لر» می خوانند، آنها هم در اینجا جنب و جوشی می بینند که نظیرش را در آلمان نمی بینند.

مثلا خانم دکتر اشتگه مان، که پدر و مادرش در آلمان کارگر بودند و خودش امروز «ارتوپد»(متخصص استخوان) و جراح است و با یک آلمانی ازدواج کرده و در باره خودش می گوید :» من آنقدر آلمانی شده ام که آلمانی تر از این نمی توان شد» دوسال پیش با خانواده خود به استانبول آمد. در استانبول با چنان تنوع  و وفور فرهنگی روبرو شد، از گالری های نقاشی گرفته تا نمایشگاه ها و  مساجد و بازارها که تصورش را هم نمی کرد. به او کاری پیشنهاد کردند که پذیرفت و درآمدش امروز بیش از در آمدی است که در آلمان در شهر هانفر داشت.

اشتگه مان یکی از هزاران است.  مدت هاست که تعداد ترک هائی که از آلمان به میهنشان باز می گردند بیشتر از ترک هائی است که به آلمان می آیند:  در سال 2009 تعداد آنها 40 هزار نفر بود. بسیاری از آنها دارای تخصص های بالا هستند وخود را بسیار خوب با موازین جهان گلوبال تطبیق داده اند.. به نظر بسیاری از اروپائی ها ترک ها   قومی بیگانه و پر زاد و ولد هستند.. آیا اینطور است؟ ترکیه، بر خلاف بسیاری از دیگر جوامع اروپائی، از لحاظ جمعیت دارای  یک هرم سالم است نظیر آمریکا یا کانادا: نرخ نوزادا در سالهای اخیر،  به  نسبت هر زن 2،1 بچه تنزل کرده است…اردوغان، نخست وزیر، از ترس آنکه مبادا جمعیت ترکیه از سال 2030 کاهش یابد،  گفت هر زن ترک باید  در آینده سه بچه داشته باشد، ولی زنان ترک اصلا در فکر پذیرفتن این پیشنهاد نیستند.

از لحاظ اقتصادی ترکیه  نیازی هم به آن ندارد. در حال حاضر سن متوسط در  ترکیه 29 سال (در آلمان 43 سال) است. هر سال در حدود 700 هزار نفر از دانشگاه های ترکیه فارغ التصیل می شوند و به بازرا کار روی می آورند. تعداد نوزادان در ترکیه تقریبا باندازه نیاز آن کشور برای رشد مستمر اقتصادی است، نه کم است نه زیاد.

سالهاست که آمریکا و انگلیس و همچنین سیاستمداران آلمانی مانند یوشکا فیشر، گرهارد شرودر، صدر اعظم سابق آلمان و دیگران استدلال می کنند که بهترین اهرم در دست اروپا، برای نفوذ درجهان اسلام، کشوری مدرن چون ترکیه است.

احمد داود اغلو، وزیر خارجه ترکیه، که اهل قونیه است، می گوید در پنج سال گذشته شاید ده بار به شهر زادگاهش، که در آن خانه نیز خریده سفر کرده ولی تعداد سفر هایش به دمشق بسیار بیستر بوده، تخمیننا  60 بار.

داوید اوغلو خواستار تنظیم تازه استراتژی ترکیه است. آنکارا امروز با تقریبا تمام همسایگان خود روابط حسنه دارد. دیپلمات های ترک در سالهای گذشته در باکو در باره کشیدن خط لوله » نابوکو» برای انتقال نفت و گاز به اروپا مذاکره کردند، در تهران در باره برنامه اتمی ایران،  در تریپولی با رژیم متزلزل قدافی. سرمایه داران ترک در شمال عراق فرودگاه می سازند، در مکه مجتمع های بزرک مسکونی، در لیبی دستگاهای تصفیه آب شور دریا. بر این سیاست خارجی و  اقتصادی نام «عثمانی گرائی نو» نهاده اند. این نام در غرب ایجاد هراس می کند. آیا ترک ها می خواهند آن امپراتوری را که 400 سال بر خاور نزدشیک حکمرانی می کرد، دوباره برپاکنند؟

 البته سخن از ترس گفتن مبالغه است، آنچه بیشتر در حال شکل گیری است نوعی کشورهای مشترک المنافع است با کشورهائی هائی که قبلا جزو امپراتوری عثمانی بوده اند. آنچه اهمیت دارد سرمشق شدن ترکیه است برای منطقه ای عقب افتاده به این معنی که : یک کشور اسلامی هم می تواند  دموکرات باشد و برای دست یافتن به رفاه حتما نباید نفت داشت.

نکته دیگری که حائز اهمیت است مناسبات ترکیه است. آنها از بغداد گرفته تا تریپولی با همه صحبت می کنند از جمله با گروه های تند روئی که غرب برای رعایت موقعیت اسرائیل، با آنها صحبت نمی کند ـ با کسانی که شاید روزی مجبور به گفتگو شود مانند : حماس از فلسطین، حزب الله لبنان و رهبر شیعیان عراق مقتدا  الصدر.

پیش بینی نمیشود که ترکها  احتمالا از غرب روی بگردانند. آنکار، با وجود بحران های شدیدی که پیش آمد روابط خود را با اسرائیل قطع نکرد. همچنین بنظر نمی رسد که اردغان از ناتو نیز خارج شود، برغم رفتار بسیار زننده ای که فرانسه  در ارتباط با لیبی با ترکیه  کرد. برعکس در مورد قطعنامه لیبی ترکیه بمراتب از آلمان فعال تر بود….

در سال 2008 استانبول گروهی از مقامات برجسته  پیشین ارتش را که گویا در آغاز حکومت اردوغان نقشه هائی برای سرنگون کردن او کشیده بودند به دادگاه فرخواند. دادگاهی که به  محاکمۀ  «اِرگِنِه کُن» شهرت یافت. گروه توطئه گر مذکور خود  این نام را بر خویش  نهاده است .»ارگنه کن» نام یک منطقه اسطوره ای در آسیای مرکزی است که زادگاه  و میهن نخستین ترک ها محسوب می گردد و اثری سحر آسا برخلق ترک  دارد و خلق را بسوی معنویت  و تعالی روح و روان سوق می دهد ـ اینک، برای نخستین بار، افسران مصون از تعرض، در برابر دادگاه قرار گرفته بودند. (برای اطلاع از ارگنه کن  ایرانی مراجعه کنید به: http://shahbazi.org/  )

ولی هرچه دادگاه بیشتر بطول می انجامید دایره دستگیر شدگان نیز گسترده تر می شد و استادان دانشگاه، کارمندان دولت، وکلای دعاوی و روزنامه نگاران را نیز در بر می گرفت.. تا  امروز 67 روزنامه نگار و دهها استاد دانشگاه  در زندان هستند( ویکی پدیا 300 نفر).

نخست وزیری  که آغاز گر یک تحول تاریخی در کشورش شده بدلیل خود پسندی خویش می تواند برای کشورش اسباب زحمت نیز بشود . بسیاری از منتقدان  او را با پوتین، نخست وزیر روسیه مقایسه می کنند با این تفاوت که او برخلاف ترکیه، تقاضای عضویت در اتحادیه اروپا را نکرده است….

بنا به گزارش روزنامه ها افراد متعصب مذهبی  در مرسین به پای دختران مدارس که پوشیده نبوده اسید پاشیده اند، زنی را در نزدیکی ملاطیه به این اتهام که گویا با مردی دوستی داشته است زنده بگور کرده اند نزدیک به صد مرد به دو خواهر در سی یرت  تجاوز کرده اند.

عمر خشونت نسبت به زنان بدرازای عمر ترکیه است، دولت های پیشین نیز در این مورد پرونده بهتری ندارند، همه در مورد دفاع از مظلومان باشکست مفتضحانه روبرو بوده اند. ولی از سال 2002 تا 2009 تعداد خشونت ها بعبارت دیگر قتل های ناموسی از 66 فقره به 953 مورد افزایش یافته است. کنشگران حقوق بشر می گویند» هر روز در ترکیه یک زن به قتل می رسد».  حزب عدالت و پیشرفت پاسخ می دهد که تفاوت امروز با دیروز این است  که امروز تعداد قتل ها ثبت می شود و به آمار راه می یابد.

خانم بی ناز توپراک، جامعه شناس ترک، این را می پذیرد ولی آن را بگونه ای دیگر توضیح می دهد » فشار برای انجام مراسم مذهبی، نماز خواندن مرتب و روزه گرفتن و  دوری از مشروبات الکلی افزایش یافته است. جامعه محافظه کار تر شده است». جوی ایجاد شده که زنانی که ساکن شهرهای بزرگ نیستند  با تاریک شدن هوا  دیگر در خیابان دیده نمی شوند، در پی شرایطی که بوجود آمده بعضی ها تشویق به تفسیر قران بگونه ای شده اند که ضد زن باشد…..

7 پاسخ

  1. Mohammad Haghighat

    مطلب بسیار جالب وبا ترجمه ای جذاب و روان. خسته نباشید. امید که که در این راه سربلند و پیروز باشید

  2. Mohammad Haghighat

    مطلب بسیار جالب و مثل همیشه با ترجمه ای جذاب و روان. خسته نباشید. امید که که در این راه سربلند و پیروز باشید

  3. لینک اصل مقاله را هم بدهید لطفا

  4. خواننده گرامی
    نشانی منبع ترجمه در صدر مقاله داده شده است: مجله اشپیگل شماره23 . مطالبی که اشپیگل در هفته نامه خود چاپ میکند، آنلاین نمی کند. چون در این صورت مجله فروش نخواهد رفت و اکثر خوانندگان نیاز خود را با مراجعه به اینترنت برآورده می سازند. شاد باشید

  5. دوست عزیز ممنون از مطلبت
    کتاب هایی که هر ایرانی‌ باید بخواند
    دانلود همهٔ کتاب‌های ممنوعه در ایران به صورت رایگان و با لینک مستقیم
    http://www.azadieiran2.wordpress.com

  6. سلام .بله رفیق نافعی همانطور که انتظارش می رفت ، حزب آقای اردوغان اکثریت بیشتر از دیگران کسب کرد . موارد مختلفی مانند » رشد اقتصادی ۹ درصد ،کاهش تورم ،بیکاری ، بدهی ملی .افزایش درآمد سرانه ملی و ….. » واقعا هم بهترین دلایل برای یک انتخاب دوباره هستند . اما من می پرسم آیا همیشه رشد و توسعه دال بر حرکت صحیح یک دولت است؟ در زمانی که یک نوع ایدولوژی خاص در جامعه تبلیغ می گردد . شاید بهتر است به اعلامیه حزب کمونیست ترکیه که قبل از انتخابات صادر شده .نگاهی بکنیم .
    در روز يک‌شنبه ۱۲ ژوئن، در ترکيه انتخابات سراسری برگزار خواهد شد. اجماع عمومی تقريباً بر اين است که حزب حاکم، حزب عدالت و توسعه، برنده انتخابات خواهد بود و برای سومين بار دولت را تشکيل خواهد داد.

    پرسش اصلی اين است که تفاوت آراء حزب عدالت و توسعه و احزاب اپوزيسيون چه مقدار خواهد بود. حزب عدالت و توسعه يک کارزار انتخاباتی تهاجمی را پيش برده است، حتا به باج‌گيری از طريق ضبط محرمانه نوارهای ويديويی از نامزدهای ديگر احزاب، تقلب در تعداد رأی دهندگان، استفاده از تمام ابزارهای ماشين دولتی برای کارزار خود و دستور به پليس برای حمله ددمنشانه به نيروهای مترقی- که به کشته شدن يک آموزگار در هوپا، شهر کوچکی در منطقه دريای سياه منجز شد- متوسل شده است. تبليغات تهاجمی حزب عدالت و توسعه برای آن است که حزب حاکم اين پيام را به توده‌ها القاء نمايد که آن حزب در تغيير ارتجاعی کشور- که حزب عدالت و توسعه طی ۹ سال گذشته دنبال کرده است- با کفايت است.

    برنامه حزب عدالت و توسعه برای بعد از انتخابات اين است که در جهت تغيير رژيم در ترکيه گام‌های نهايی را بردارد. گام نهايی پيش از اين از طرف حزب حاکم اعلام شده است؛ تغيير قانون اساسی و تدوين يک قانون اساسی جديد با ساختار اداری غيرمتمرکزتر، حملات حتا بيش‌تر به حقوق توده‌های زحمتکش، کنار گذاشن سکولاريسم در آموزش و ديگر عرصه‌های حيات اجتماعی، و يک نوعی نظام رياست جمهوری همراه با يک پارلمان متشکل از دو مجلس، آن‌طور که در ايالات متحده وجود دارد.

    با اين وجود، حزب عدالت و توسعه تا همين جا به مهم‌ترين اهداف خود در ساختن يک رژيم جديد در ترکيه رسيده است، اما پيروزی در انتخابات مشروعيت فرسايش‌يافته آن را تازه خواهد کرد، و به آن فرصت خواهد داد در جهت تغيير تيره پيش برود.

    احزاب بورژوايی عمده اپوزيسيون، حزب جمهوری‌خواه مردم و حزب جنبش ناسيوناليستی منطق رژيم جديد را پذيرفته اند و سعی دارند نقشی را که در درون اين ساختار بازی می‌کنند، گسترش دهند. در موضوعات سياسی اصلی و اصول، تفاوتی بين اين احزاب و حزب عدالت و توسعه وجود ندارد. همه آن‌ها سياست‌های هوادار امپرياليسم، هوادار بازار، منطق عثمان‌‌ايسم جديد و دنبال کردن عدم تمرکز بيش‌تر و محلی کردن ساختار اداری را پذيرفته اند.

    بنا بر این من نمی توانم به انتخابات دیروز بعنوان انتخابات عادلانه و درست نگاه کنم . درست است که غازیانتپ ، سامسون ، طرابوزان و …. چهره شان نسبت به چند سال پیش تغییر کرده است .و باز درست است که

    گذشت دورانی که فقط سیل کارگران فصلی برای چیدن برگ چای یا فراریان و پناهجویان کرد از مناطق جنگ زده کردستان راهی استانبول می شدند. امروز اروپائی ها و آمریکائی ها هم استانبول را کشف کرده اند، اما این همه فقط و فقط در سایه وابستگی به سیاست های بازار جهانی و منطق جهانی شدن و این واقعیت محض بوده است که ، همانطور که کمونیستها می گویند : امپریالیسم مادامی که حزب عدالت وتوسعه محکم کننده گره غامض ریسمان های وابستگی مقدور به گرد ترکیه رادارد وترکیه را به ننگین ترین دوران در تاریخ ترکیه هدایت می کند به هیچ وجه باانتخاب های دیگری وارد معامله نمی شود.

  7. شمشیر دولبه کردها بر امپراتوری عثمانی اردوغان……اما رؤیای اردوغان را بیش از هر چیز، کردها می توانند به کابوس بدل کنند

    رکورد دیگری که اردوغان به نام خود ثبت کرد، نام بردن از اقلیتهای قومی دری خطابه پیروزی انتخاباتی بود: «امروز برادر ترک من، برادر کرد من، زازا، عرب، لاز، گرجی، کولی، همه برادرانم پیروز شدند».

    …پیروزی اردوغان در انتخابات نوعی پیروزی برای کردهای ترکیه هم بشمار می رود

    وقتی هم که وعده اصلاح قانون اساسی داد، گفت که قانون اساسی تازه بر برادری، همبستگی، مشارکت، یگانگی و برابری ترک، کرد، زازا، عرب، چرکس، لاز، گرجی، کولی، تاتار، ترکمان، علوی و سنی پایه گذاشته خواهد شد.

    شاید اقلیتهایی که در فهرستش ردیف کرد حساب شده انتخاب شده بودند، او دو بار از کولیها اسم برد اما حتی اشاره ای به ارمنیها و آشوریها نکرد.

    اقلیتهای کوچک و رو به انقراضی چون چرکس و لاز و گرجی و تاتار و ترکمان مسئله ترکیه نیستند، چالش اصلی در وعده برابری به کردهاست.

    انتخابات روز یکشنبه نمایندگان کردی را وارد جرگه قانونگذاران کرده که سالها برای حقوق قوم خود مبارزه کرده و زندان کشیده اند و حتی چند نفرشان هنوز در زندانند، این انتخابات به همان اندازه که پیروزی حزب عدالت و توسعه بود، برای کردهای ترکیه هم پیروزی بی سابقه ای بود.

    برای سیاسیون کرد، وعده برابری به راه اندازی یک شبکه تلویزیونی کردی و احیاناً اجازه راه اندازی تعدادی نشریه به زبان کردی و تدریس این زبان در کلاسهای خارج از مدارس محدود نمی شود، خواسته هایشان چون شمشیری دولبه است؛ تن دادن به این خواسته ها قومگرایان ترک را که در خود حزب عدالت و توسعه هم فراوانند علیه آقای اردوغان می شوراند و سرباز زدن از آنها، خطر شورش و نا آرامی در کشور را در پی دارد.

    در شرایطی که کالای شورش و قیام در بازار خاورمیانه خریدار پیدا کرده، لازم نیست که کردها اسلحه به دست بگیرند، کافی است در خیابانها راه بیفتند و آنگاه است که دولت اردوغان اگر بخواهد عقب بنشیند بخش دیگری از کشور را علیه خود می شوراند و چه بسا مهار امور از دستش خارج شود، اگر هم بخواهد به شیوه همیشگی سرکوب متوسل شود، هم رؤیای اروپایی شدن نقش بر آب می شود و هم سودای احیای امپراتوری عثمانی بر باد می رود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s