ترکیه قدرتمند و ایران نیازمند


ترکیه قدرتمند و ایران نیازمند

نجات از شر نظامی ها

افتادن به کمین سپاهی ها

دیروز پیام های بسیاری از خواننده این وجیزه اینترنتی دریافت کردم که یا انتقاد داشتند و یا پرسش، درباره عنوانی که برای مقاله اشپیگل انتخاب کرده بودم. «ایران حیاط خلوت شیخ نشین ها- ترکیه «چین اروپا» به همین دلیل فکر کردم این توضیح را بنویسم:

 

عنوان مقاله اشپیگل این است :» سلطان استانبول»

اشپیگل که سیاست بخشی از حاکمیت آلمان و اتحادیه اروپا را بازتاب می دهد، با انتخاب این عنوان، درست در آستانه انتخابات پارلمانی ترکیه، علیرغم اذعان به واقعیات مربوط به پیشرفت های اقتصادی و حتی دمکراسی در ترکیه، نه تنها می خواست بگوید، بلکه در متن مقاله اش نیز با زهر و نیش مار نوشت:

اردوغان دموکرات نیست و مستبد است.علاوه بر این در ترکیه دموکراسی نیست. حقوق بشر رعایت نمی شود، روزنامه نگاران  در زندانند و زنان سنگسار می شوند.

نتیجه : ترکیه صلاحیت ورد به اتحادیه اروپا را ندارد.

اینها ظاهر قضیه است.

واقعیت پنهان در پشت این ارزیابی اشپیگل اینست که ترکیه از نظر اقتصادی قدرتمند شده و دارای وسعت خاک و جمعیت است.

یعنی علاوه بر آنچه هست، دارای امکانات  بالقوه  ای نیز هست  که اگر بیاید به خانه اروپا تناسب کنونی قوا را در اروپا بر هم می زند. و چون  ترکیه عضو ناتو هم هست و با غرب هم همپیمان است، همه شرایط لازم برای  برکشیدن خود تا سطح قرار گرفتن در جمع رهبری اتحادیه اروپا را دارد و این کار نباید صورت گیرد.

چگونه؟

به همان دلائلی که بر شمردیم، حقوق بشر و غیره.

ایرادات حقوق بشری به اشکال گوناگون به بسیاری از دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا – بویژه اعضای جدید که از اروپای شرقی آمده اند- نیز وارد است ولی مانع عضویت آنها نشده است و من فعلا نمی خواهیم به آنها بپردازیم چون از موضوع دور می شویم.

مطالبی که من در وبلاگم منتشر می کنم ترجمه هستند. گزینش من هستند بدون تفسیر. انگیزه من در گزینش نیز ارتباط  مستقیم یا غیر مستقیم  موضوعات با ایران است، که  بزعم من می تواند برای خواننده علاقمند تامل انگیز باشد. یگانه امکان مانور من برای رساندن نظرم انتخاب عنوان است، زیرا در متن ترجمه دخل و تصرف نمی کنم. انتخاب عنوان نیز در عرصه روزنامه نگاری کاریست متداول  و مشروع . انتخاب عنوانی که توجه و کنجکاوی خواننده را جلب کند.

اما بازگردیم به پرسش برخی خوانندگان :

پرسیده اند چرا نوشته ام » ایران حیات خلوت شیخ نشین ها»؟.

این که ترکیه و اروپا چه مناسباتی با هم دارند برای ما ایرانی ها از اهمیت درجه اول بر خوردار نیست. اما این بدان معنا نیست که از خود نپرسیم چرا ترکیه توانست طی ده سال به اینجا برسد و ایران با وجود داشتن منابع عظیم نفت وگاز و میلیارد ها دلار در آمد نفتی طی همین چند سال اخیر، که می گویند بالغ بر 460 میلیارد دلار بوده امروز هشتش در گرو نهش است؟ چرا گوشت و سبزی و میوه و خواروبار تولید ترکیه ای که نفت هم ندارد اروپا را تسخیر کرده و ایران حتی برای چهارپایان جو و یونجه وارد می کند؟ چرا راکتور اتمی ترکیه بی سر و صدا و بدون جنجال سازی دولتش در حال اتمام است و ما هنوز پس از نزدیک به 40 سال در راه اندازی نیروگاه بوشهر عاجز مانده ایم؟ این ها برای شما سئوال نیست؟ میدانم که بسیاری از شما نیز همین سئوال را دارید. من درعنوانی که انتخاب کردم خواستم تامل و تفکر بیشتری را در مقایسه دو کشور ترکیه و ایران دامن بزنم.

امروز شیخ نشین های قطر، ابو ظبی، شارجه، دوبی، و خلاصه همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که سر جمع آنها باندازه یک استان ایران هم وسعت خاک و جمعیت ندارند از برکت تبدیل شدن به دروازه واردات به ایران آباد شده اند. صدها شرکت عظیم صادراتی دراین شیخ نشین ها فعال اند و در آن دفتر و دستک در برج ها دارند و یا اگر مرکزشان در ایران و تهران است، در این شیخ نشین ها نمایندگی و کیا و بیا دارند. چرا؟

زیرا در طول سال به اعتراف خود آقایان حداقل 64 میلیارد دلار پول نفت هزینه واردات رسمی و زیر 10 میلیارد دلار هم هزینه واردات قاچاق به کشور می شود و همین شیخ نشین ها از کنار این تجارت عظیم تبدیل به قدرت اقتصادی در خلیج فارس شده اند. باز هم تعجب می کنید که ایران تبدیل به حیاط خلوت این کشورها در خلیج فارس شده؟ این فاجعه را به فاجعه تبدیل کشور به جاده ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اقصی نقاط جهان و غرق شدن کشور در نکبت اعتیاد و فحشی و بیکاری کنید.

برخلاف تصور رهبر جمهوری اسلامی، امروز کسی به  نفرات و تجهیزات نظامی و توپ و تانک و مانورهای نظامی اهمیت نمی دهد، زیرا از راه دور (موشک کروز) و بمباران با هواپیماهای بی سرنشین می توانند در عرض چند هفته همه آنها را باد هوا کنند. چنان که در لیبی شاهدیم کردند. بلکه به قدرت اقتصادی است که اهمیت میدهند. یعنی برخلاف دورانی که قدرت از لوله تفنگ بیرون می آمد، امروز قدرت از ذخیره ارزی دولت و سفره پر مردم و گردش چرخ تولید و زمین های بارور از گندم و ذرت و صیفی جات و باغ های آباد مرکبات و میوه و زمین های زیر کشت چای و توتون و پنبه بیرون می آید. به همین چین نگاه کنید که چگونه شکم جمعیت بالای یک و نیم میلیاردی اش را سیر کرده و بازار اروپا و آسیا و از جمله ایران ضربه فنی شده را تسخیر کرده و پنبجه بر گلوی امریکا انداخته است!

ترکیه اگر طی 10 سال اخیر به قدرتی مطرح در اروپا و منطقه تبدیل شده نه بخاطر ارتش و قدرت نظامی اش، بلکه به دلیل قدرت اقتصادی و بیرون کشیدن خود از زیر بار آن بحران اقتصادی است که چند ده سال حکومت ژنرال های ترک بر این کشور تحمیل کرده و خود از قِبَل آن پروار شده بودند. حزب نخست وزیر گرجی تبارش «اردوغان» نیز اگر نبود رضایت و حمایت مردم در انتخابات یکشنبه پیروز نمی شد.

اگر نبود استبداد و خودکامگی و غارت منابع ملی و سقوط تاریخی پول ملی، و اگر نبود چنین سیل عظیم واردات به ایران که از شورت زنانه تا کفن کربلا و مکه و پرده بکارت و پارچه عبا و عمامه را هم شامل شده، و اگر بود قدرت اقتصادی ایران و صادرات تولیدات غیر نفتی اش، شیخ نشین های خلیج فارس امروز محلی از اعراب داشتند؟

من در آن عنوان انتخابی همین را خواستم بگویم.  بی جا گفته ام؟

این ها یک روی سکه است. زوی دیگر آنرا می توان در کامنت قابل تعمق  » پور «خواننده گرامی » آینده ما»  دید.

Advertisements

14 پاسخ

  1. چرا غرب در توسعه ترکیه،تایوان،کره جنوبی،مالزی،سنگاپور و…کارشکنی نمیکند ووسایل ارتباط جمعی فدرت مند غرب آنها را آماج حملات خود قرار نمیدهد ولی از ابتدا و زمانی که قذافی به سازندگی کشور خود میپرداخت، همیشه بمباران رسانه ای میشد.از تاریخ نمیتوان اینگونه نتیجه گیری کرد.آیا به نظر شما عقب ماندگی کره ثمالی در مقابل جنوبی هم میتوان با همان استدلال شما توجیه کرد؟
    در این صورت سه سه بار نه بار غلط کردیم که انقلاب کردیم.ترکیه همیشه شریک توطئه کشورهای سرمایه داری در منطقه بوده و مزد خود را در قبال خرابی سایر کشورها گرفته است.بدبختی عراق،سوریه،ایران،مصر و….را باید در مقابل خوشبختی اسراییل و ترکیه باهم دید و نه جدا از هم.ایندو لازم و ملزوم یکدیگرند.متاًسفانه آقای نافعی در اینمورد کاملاً در اشتباه هستند.

  2. یک سوای ذیگر از آقای نافعی که بسیار مهم است
    چرا غرب از حکومت نظامی ها در ایران پشبیبانی میکند ولی در ترکیه بر عکس؟چرا اوجلان را دو دستی تقدیم ترکیه کردند ولی رجوی خیر؟

  3. درود بر هر هموطنی که با قدمی یا قلمی در راه رهایی ایران از طاعون استبداد می کوشد. مطلب بالا حقایق تلخی را بازتاب می دهد که امروز گرفتار آنیم. دردناک این است که 18.500.000.000 دلار پول و شمش طلای مردم دردمند ایران که در مسیر اروپا در ترکیه مصادره شد از جانب آقای اردوغان هدیه خدا به مردم ترکیه اعلام شد. حکایت ما با این حکومت مانند شبانی است که خود به جای گرگها به جان گله افتاده و همه را یک به یک سر می برد. مگر قرار است که درآمد نفتی ایران چند سال دیگر دوام داشته باشد؟ گرانی نفت در سالهای اخیر بهترین فرصت برای بازسازی ایران بود که متاسفانه به دلیل عقل جمعی ضعیف ما ملت ایران از دست رفت.

  4. راستی شما اگر سا کن کره شمالی بودید،در توضیح عقب ماندگی شمالی ها در مفابل جنوبی ها،حتماً میگفتید ،»جنوبی قدرتمند در مقابل شمالی نیازمند».دلیل آن هم حتماً اختلاف ژنتیک شمالی ها و جنوبی ها است،نه همکاری و پشتیبانی امپریالیسم ازیکی و توطئه جینی بر علیه دیگری !شمالی به لحاظ اقتصادی،اجتماعی و تمام شاخص های توسعه از کره جنوبی عقب تر است.در مورد ترکیه و ایران هم همین قانون صادق است.
    لطفاً پاسخ دهید که اختلاف دو کره را چگونه توضیح میدهید.

  5. سوسیالیسم نهایت خرد ناب انسان در برپایی امنیت و بیمه های کامل اجتماعی او است . مرحله است که بلاخره بشر به برداشت میوه حاصل از تجربیات هزاره های هستی خود می نشیند. تا آن هنگام انسان مجبور است از مراحل گوناگونی از تجربه های اجتماعی و باور های غیر علمی عبور کند و در این مسیر آموزه های خویش را در حافظه خود برای انتقال به این سامانه نوین بشری ذخیره کند . سوسیالیسم همانند دانش تکامل ( دگرگونی پیوسته ) تحول اجتماعی تدریجی است و نه با انقلاباتی که در قرن 20 در جهان بوقوع پیوست آغاز شده و نه با فروپاشی یا به بیراه رفتن آنها به پایان رسیده است . انقلابات زود هنگام «سوسیالیستی» قرن بیست به هیچ گونه نباید مبدا سنجش ما در تائید یا نفی سوسیالیسم باشد. مارکس و انگلس هر دو بر آغاز انقلابات سوسیالیستی از کشورهای صنعتی پیشرفته و نه کشور های عقب مانده تاکید کرده اند اگر چه در محاسبات وقوع آن را در رابطه با شرایط حاد سیاسی قرن نوزده ، تا حدودی قریب الوقوع پیش بینی میکردند . برای اینکه بدانیم چقدر سوسیالیسم محتمل و انسانی است ، باید از خود به پرسیم آیا این صحیح است من ، خانواده و عزیزانم تنها بخاطر اینکه همسایه مان میخواهد در رفاه زندگی کنند استثمار شویم و به بیگاری گرفته شویم ؟ آیا این انسانی است که اکثریتی در یک جامعه بعلت رفاه اقلیتی در فقر و بدبختی زندگی کنند ؟ پایه سامانه جامعه سوسیالیستی نیازمند انسانی با اندیشه پیشرفته و جامعه جهانی او است . این سیستم اجتماعی قابل اجرا در کشورهایی که مرحله کامل سیستم سرمایه داری – دموکراسی را طی نکرده اند ، نمی باشد . مارکس در اواخر عمر خویش به این مسئله مهم اشاره داشت که دموکراسی راهِ به سوسیالیسم است . اساس رشد سرمایه بر مبنای استثمار نهفته است. امروز شاهدیم زمانیکه بخشی از این سرمایه از امریکا بعلت مزد کار ارزان راهی چین و هند میشود چگونه بیکاری ورکود سال های 1930 امریکا را سبب میگردد. آمریکا کماکان کشوری ثروتمند و پیشرفته است اما باید از خود بپرسیم این ثروت بقمیت جان و نابودی زندگی چند میلیارد انسان بر این کره خاک حاصل گشته است ! آیا منظور از پیشرفت یک کشور تنها پیشرفت صنعتی و انباشت سرمایه است یا پیشرفت اجتماعی و نگرش عادلانه به حقوق شهروندان و مجموعه روابط انسانی در رابطه با آن! آیا باید فریفته ظاهر شد یا به اصل حقوق انسان سمج باقی ماند.
    شعری از چارلز بوکفسکی
    http://www.youtube.com/user/2009kaveh#p/u/1/Oy0pq8JB6jU

  6. ممنون و خوشحالم از اظهار نظر و پرسش شما. من پرسش شما را به بحث می گذارم و از خوانندگان » اینده ما » که کم نیستند و بی اطلاع هم نیستند دعوت می کنم که در این بحث شرکت کنند. باسپاس دوباره از شما و خوانندگانی که نظرات منطقی خود را بیان می کنند.

  7. با درود،
    در زیر تظاهرات ضد اسرائیل و ضد آمریکا ایی ترکیه ،جریان فا شیستی خوابیده که اردوغان پیش آن دمکرات است.
    این جریان را من از ۲۴ سا ل پیش میشناسم و با دوستانی که آنموقع در ترکیه بودیم من این موضوع را بیان کردم که این جریان در اینجا در حال رشد است و در اعماق جامعه ترکیه در حال فعالیت است .
    این جریان فا شیستی،در واقع اردوغان را ،که خود نیز فا شیست هوشیاری است ،سپر قرار داده و مانند فا شیست‌ها ی حجتیه عمل می‌کند و در حال حاضر با اردوغان و نا‌ سیو نا‌ لیستها همسو است.
    حتما جریان خلیفه کلن در کشور آلمان را به یاد دارید؟
    می‌دانید که آو طرح حکومت خلیفه گری را برای جهان ریخته بود ؟ –یعنی‌ طرح فا شیم—و هوادارن آو به ز یا رتش می‌‌آمدند.
    فقدان ظرفیت حکومتها ی کودتا ایی در اداره جامعه ترکیه در روند ورود آن به با زا ر مشترک و از طرف دیگر فقدان ظرفیت نیرو‌ها ی دموکراتیک در به قدرت رسیدن از طریق انتخا با ت ،باعث به قدرت رسیدن جبهه فا شیستها شد.
    این اتحاد شیطانی چند استراتژی را دنبا ل می‌کند .
    ۱- جذب نیرو‌ها ی مذهبی‌ و غیر مذهبی‌ جامعه و سا ز ما ن دادن آنها در ارگا نها ی فا شیستی -مذهبی‌ و شرکت دادن آنها در مرا کز قدرت بعئوان خبر چینان .
    جذب نیرو از اتحادیه‌ها ی دموکراتیک ،کا ر گران ،معلمان و پا شیدن آنها و در نتیچه ایزوله و سرکوب کردن آزادی خواهان . در این رابطه یکی‌ از آزادیخواهان ترک ماجرای زیر را بیا ن کرد ،که دولت ترکیه به تمام هنرمندان ترک در اروپا نا‌ مه‌ نوشته و از آنها دعوت به همکاری کرده و یکی‌ از زنان هنرمند که در اروپا این دعوت را پذیرفته به ترکیه رفته و با رو سری اسلامی برگشته .آو توضیح دا د که دولت این افراد را گر‌ و‌ها ی مذهبی‌ سا زما ندهی می‌کند .
    ۲-تاکید بر شعار ضد اسرائیلی ،جهت سرکوب دموکراسی در ترکیه و با شعار ضد اسرائیلی نفوذ در جهان عرب برای منا فعع اقتصادی در جهان عرب به کمک سر ما یه‌ها ی اروپا ایی ،آمریکا ایی و اسرائیلی . در این رابطه نباید حجم سر ما یه‌ها ی اروپا ،آمریکا و اسرائیل را در ترکیه فرا موش کرد و آقای اردوغان و اربا کا ن نباید این موضوع را فراموش کنند که ترکیه متحد غرب که پیگا ه نظامی غرب است نمیتواند ضد اسرائیل و غرب باشد.و این شا رلتا ن با ز ی را نمیتوانند مدت طولانی ادامه دهند و ارباب یک روز گوش آنها را خواهد گرفت .
    این جریان اخطاری نیز به مردم ترکیه است ،زیرا این ماجرا جوی‌ها اقتصاد ترکیه را نا‌ بود می‌کند و کشور به سمت انزوا ی کامل می‌کشاند .
    این وظیفه نیرو‌ها ی مترقی و آراد اندیش ترکیه است مردم را آگاه کرده و خطر این روش حکومت را به بازار مشترک گوشزد کنند.

  8. آقای نافعی پیروز باشی واقعا حرف دلمو ترجمه کردید. همیشه این حرفها در مغزم به طور پراکنده و گوناگون و خودجوش چرخ میزد. شما با ترجمه این مطلب از روزنامه اشپیگل واقعا افکار من یکی را یکدست و هماهنگ کردید. موفق وپیروز باشید. بامید روزی که کشور عزیزمان ایران را در هر گوشه و کنارش از شمال تا جنوبش از مشرق تا مغربش را با کوشش و تلاش بیوقفه بدست توانمند تمام مردم غزیز و غیور و شریف ایرونی که من مثل باقی مخلص شونم از دست این جنایت کاران مفسد ریا کار نجات دهیم و بتوانیم کشوری را که با اتحاد و عشق و دلسوزی بنیان کذاشتن از نو مرمت کنیم. خدایش نبخشد کسی را که راه بیراهه گذیند.

  9. ارقام رشد اقتصادی مطرح شده برای ترکیه که در سالهای اخیر حتی به 9 در صد رسیده قابل تامل است. این رشد وابستگی بسیار شدیدی به بازارهای سرمایه و مصرف حهانی دارد و با هر نوسان در اقتصاد جهانی میتواند متزلزل شود وفاجعه بیافریند.
    درترکیه به بخش کشاورزی ملی اهیمت بسیار کمتری داده شده و سود های حاصل از بازار های جهانی را بر آن ترجیح داده اند. در زمین های کشاورزی کشت کالاهای صادراتی در جریان است.
    برای ترکیه میتوان دعا کرد که تنور داغ بازارهای حهانی سرد نشود که در این صورت این کشور تا عمق استخوان طعم بحران را خواهد چشید.
    اتکای بیش از حد به بازارهای بی ثبات در عین حال که در کوتاه مدت آثار رشد را به کشور میآورد، آیندۀ مبهمی دارد.

  10. سلام. هدف آقای نافعی از این نوشته اعتراض به حاکمیت سرمایه تجاری وزمینخواری وتعیین کندگی فروش نفت در اقتصاد ایران بجای تکیه بر تولید وایجاد ثروت و انباشت سرمایه ملی از طریق کار و تولید است که ضامن تداوم پایدار رشد اقتصادی میگردد. اما: نرخ رشد اقتصادی بالا بتنهایی و بدون در نظر گرفتن توسعه ورشد نیروی کار، به گواهی تجربه، ضامن تداوم رشد اقتصادی تثبیت شده و پایدار نیست.از این رو توزیع عادلانه و برخورداری حد اقل نیروی کار از امنیت اقتصادی اهمیت بسیار تعیین کننده ای میابد. در تونس زمان بن علی رشد اقتصادی قابل توجهی و جود داشت سرمایه گذاری خارجی هم انجام میگرفت،ثروت سرمایه گداران خارجی و داخلی دم بدم افزایش میافت اما نیروی کارو اکثریت مردم تونس هیچ نفعی از رشد اقتصادی نمیبردند. در مصر و مراکش نیزچنین است.حتی در سوریه و لیبی نیزبویژه از ده سال پیش به اینطرف نابرابری شدید اقتصادی و فاصله عظیم فقر وثروت ورشد اقتصادی بدون توجه لازم به برخورداری حداقل امکانات لازمه زندگی برای نیروی کارو شهروندان کشور، نتیجه ای جز از همپاشی کل بنیانهای اقتصادی و اجتماعی کشور را بهمراه نداشته است.اولین جرقه انقلاب عرب، از خود سوزی جوانی دستفروش در تونس شعله کشید و در لیبی و سوریه نیز شهرهای کوچک و روستاها ونه طبقات متوسط و روشنفکران بودند که به آتش اعتراض میدمند. اختلاف طبقاتی شدید وزندگی سخت اکثریت مردم الزاما با استبداد و محدودیت آزادی سیاسی از طرف حاکمان وضع موجود توام گردیده و اعتراضات اقتصادی به سیاست فرا خواهد رویئده است.
    ترکیه فقط استانبول ویا مناطق تفریحی با چند خیابان اصلی شیک و هتلهای چند ستاره نیست. کافی است در همین استانبول، حتی بعنوان یک توریستی که فقط بدنبال دیدن زرق و برقها نیست، سری به خیابانهای فرعی وکوچه پس کوچه های استانبول بزنید. خانه های قدیمی توسری خورده ، مغاره های کوچک عهد بوق، حمام های قدیمی زمان فیلم قیصر درتهران، نبود امکان حمام کردن در اکثریت خانه هابدلیل گرانی سوخت، بیکاری،زندگی در فقر با وجود داشتن کار، امرارمعاش از طریق بزهکاری، دستفروشها ،گاریهای دستی فروشنده «سوجوق» ، بچه های کوچکی در پارکها و اماکن زیبای تاریخی ـ توریستی که برای واکس زدن کفش به شما التماس میکنند، فروشندگان سرگردان بلیط های بخت آزمایی (یادآورسالهای دهه چهل و پنجاه ایران و بجه های سرگردان ادامس و گل فروش در شهرهای بزرگ ایران و بویژه تهران کنونی) و….. باید در میان این مردم زندگی کرد تا عمق فاجعه و شرایط انفجاری را پس از فروکش کردن غبار بمب عظیم نرخ رشد اقتصادی 9 در صدی را حس کرد. شرائط کار کارگران در مزارع بزرگ تولیدات کشاورزی برای صادرات را باید دید. اکثرا این کارگران روستایی بی زمین و کم زمین بصورت خانوادگی بازن وبچه در این مزارع کار میکنند و فاقد ابتدیی ترین نیازهای انسانی هستند. در چادرها کنار مزارع زندگی میکنند. توالت آنها همان گوشه و کنار مزرعه است. دریغ از حمام. بیمه درمانی چیزی است که مردم با آن اصلا آشنا نیستند. ترکیه در شهرهای بزرگ طبقه متوسط هم دارد. طبقه متوسط سنتی که ریشه در پیشه وری و کارگاههای کوچک و تجارت با کشاورزی سنتی ترکیه دارد. و طبقه متوسط مدرنی که در ارتباط با غرب واز صدقه سر سیاست نزدیکی به غرب آتاتورک پا گرفت. وبورژوازی بزرگ ترکیه ، شارلاتاتنرین بخش جمعیت که از اب هم کره میگیرد وتنها رگ ارتباطش با ترکیه، نیروی کارتقریبا مفت ترکیه است و عرق خوریهای شبانه و انس و الفتش باغرب و خویشاوندان غربی . آنچه گفتم کلیات و ترسیم تابلویی بسیار کلی از ترکیه در یک نگاه است. ترکیه مریضی سرطانی است که لباس نو برتنش میکنند وعصایی زیربغلش گذاشته و برچهره اش سرخاب سفید آب میمالند که بزندگی امیدوارش کنند. من اواخر سال 2005 در ترکیه بوده ام. از انزمان تاکنون تغییرات زیادی دراین کشور صورت گرفته. غازیانتپ و تولیداتش را نمیتوان منکر شد.هرچه باشدبیرون کشیدن روستائیان از اقتصاد خودکفا وحقیر و بسته وادغام انها در بازارجهانی، با تمام فشارها و کمبودهای زندگی انسانی که بر آنان تحیل میشود، گامی به جلوست.و همین دلیل درتاختن به سیاستهای اقتصادی اردوغان ها نباید مارا درکنار ژنرالهای نظامی سکولار مدافع اقتصاد بی تحول بسته قرار دهد.موضع ما جانبداری ازحقوق زحمتکشان است.

    در شرائط امروز جهانی بسیار بیشتر از سابق سیاستهای اقتصادی و سیاست خارجی یک کشور در هم تنیده وبر هم تاثیر میگذارند.بخصوص کشورهای باصطلاح جهان سومی ازهمان زمانیکه انتخاب میکنند دوست بلوک غرب یا دربرابر آن باشند،دیگر نمیتوانند چندان سیاستهای مستقل اقتصادی خود را داشته باشند.ویا میشود گفت سیاستهای اقتصادی منطبق برمنافع گروه حاکم دراین کشورها ایجاب میکند که در برابر یا همسوی اهداف سیاسی و اقتصادی غرب باشند. البته درجه تکامل اقتصادی هر کشورو شیوه غالب تولید اقتصادی تعیین کننده ترین فاکتوردر اتخاذ سیاستهای جدید اقتصادی است. با اینحال بطور مثال وقتی آمریکا ایران را تحریم میکند،بنگاههای اقتصادی ترکیه براساس سیاست خارجی این کشور، دست بازی برای انعقاد قراردادی اقتصادی با ایران نخواهند داشت (حتی اگر این قرارداد بسودشان باشد).یا برعکس در زمان جنگ ایران و عراق، ترکیه عمده ترین پل ارتباطی برای ورود کالاهای غربی به ایران بود و سود های کلانی از این موقعیت نصیبش شد.در همین رابطه میتوان اضافه کرد که با وجود سود فراوانی که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس از ارتباط اقتصادی با ایران برده اند، در حال حاضر باتنشهای موجود سیاسی بین ایران و آمریکا و به تبع آن با خود این کشورها، محدودیتهای فراوانی در ارتباط اقتصادی خود با ایران ایجاد کرده اند. مسئله گاز آذربایجان و کشیدن خط لوله ناباکو، باوجود قطعیت به صرفه بودن طی مسیر آن از ایران، قرار است از طریق ترکیه انجام گیرد. تمام اینهانشانگر این است که رشد اقتصادی ترکیه بدون سرمایه گذاری خارجی و بدون تبعیت از سیاستهای کلی غرب چشم اندازپایداری ندارد. زیرا که این رشد ریشه داخلی چندان محکمی ندارد.بنظرمیرسد اگر قرار باشد ترکیه نه چین اروپا بلکه کره جنوبی اروپاگردد،به بهای کره شمالی گشتن ایران و خانه خرابی بسیاری از همسایگان و خاورمیانه جدیدی خواهدبود.

  11. بهرام گرامی از این که با روشن بینی اطلاعات مشخص و تحلیل گویا در بحث شرکت کردید ممنونم

  12. دلسوخته گرامی
    ممنون از اظهار شما . به امید روزگازی بهتر برای ایرانیانی که بقول شما برای آبادی میهن عزیز همه ما ، زحمت می کشند.

  13. با درود بر جناب آقای نافعی و سپاس از پاسخی که به مطلب پیشین من دادند. و با درود به خوانندگان محترم مایلم نظر خود را در باب موضوعی که آقای جواد در باره تفاوت دو کره مطرح کردند بنویسم: اول باید عرض کنم که از دیدگاه من کره شمالی نماینده سوسیایسم نیست. من بعید می دانم جامعه کره شمالی تشابهی با جامعه یشنهادی مارکس داشته باشد. اما این که دو کشور کره از نظر جایگاه اقتصادی در جهان متفاوتند تا اندازه ای روشن است. شمالی ها خواستند به اصطلاح با خود کفایی و عدم وابستگی به دنیای سرمایه داری جامعه شان را بنا کنند و در مقابل جنوبی ها نه تنها از غرب نسخه برداری کردند که حتی با سرمایه های غرب حمایت شدند. از لحاظ ژئوپولیتیک جلوگیری از پیشرفت کمونیستها در شبه جزیره کره اهمیت حیاتی داشت و از این رو با دست و دلبازی پس از جنگ دو کره به حمایت از اقتصاد جنوبی ها ادامه دادند. به هر حال سرمایه داری غرب در یکصد سال گذشته همواره سوسیالیزم را اصلی ترین خطر علیه موجودیت خود دانسته و در سرتاسر جهان به تضعیف آن پرداخته تا جایی که از طریق بازوهای اطلاعاتی و عملیاتی خود نظیر سازمان سیا به کمونیست کشی روی آوردند و از آمریکای جنوبی تا آفریقا و آسیا و جاهای دیگر عملا به ترور کمونیستها روی آوردند. مستند های زیادی در این باره وجود دارد که می توانید در یوتیوب ببینید. به هرحال جدال میان سوسیالیست ها و سرمایه داری به نوعی جدال فقرا با ثروتمندان است و پیروزی ثروتمندان لزوما بر حقانیت آنها دلالت ندارد.

  14. با اطلاعات بهرام تا حدود زیادی قضیه برایم روشن شد.مقایسه ترکیه کنونی با تونس بن علی بسیار گویا بود.
    با تشکر از بهرام.
    همینطور توضیح کاوه برای من روشن گر بود.
    با تشکر از کاوه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s