جنبش » خشم مردم » سرنوشت یونان را بدست گرفت !


 

جنش «خشم مردم»

سرنوشت یونان را بدست گرفت!

فرایتاگ ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

چه استاد دانشگاه، چه یک بیکار، در میدان «سینتاگما» هر کس حق صحبت دارد. دموکراسی  تا این حد مدت هاست که در هیچ کجای اروپا دیده نمی شود.

هنگامی که «استفان هسل» در نوشتار اعتراضی خود با عنوان  «به خشم آئید» نوشت که خشم از بی عدالتی باید به یک شورش مسالمت آمیز بینجامد، احتمالا انتظار نداشت که جنبش «خشم» در اسپانیا و  در یونان  توصیه او را با شتاب و چنین حیرت انگیز بگوش جان بشنوند و بکار بندند.

انتظار آن می رفت که اقدامات اقتصادی نکبت زا در یونان با مقاومت مردم روبرو شود. مردم یونان  در سراسر تاریخ معاصر با اراده ای استوار و با تحمل قربانیان فراوان، چه در برابر اشغالگران خارجی  و چه  در برابر  دیکتاتور داخلی جانانه ایستاده اند. اوامر صندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپا و بانک مرکزی اروپا برای صرفه جوئی های تحمل ناپذیر، از یکسو، و اطاعت و چه بسا استقبال کامل دولت یونان از این اوامر، از سوی دیگر، سبب یازده روز اعتصاب عمومی و همچنین اعتصابات محلی متعدد و بسیاری اقدامات خلاق اعتراضی دیگر گشت. تظاهرات اعتراضی یونانی ها زیر رهبری احزاب چپ و اتحادیه های کارگری چنان نیرومندند که اعتراضات بقیه کشورهای اروپائی در قیاس با آن بی رنگ و روست. ولی کارزار بی وقفۀ رسانه های  وابسته به هیئت حاکمه و گفته های باصطلاح کارشناسان و روشنفکران برجسته و وابسته به هیئت حاکمه،توی دل اکثر مردم را خالی و آنها را دچار عذاب وجدان کرد و تاثیر شتابان آن سبب گشت که از مقاومت کاسته شود.

اما سه هفته پیش ورق دو باره برگشت. انبوهی  از زنان و مردان خشمناک، رنگارنگ، از احزاب و جریان های سیاسی گوناگون، پیر و جوان  که بسیاری از آنان رانده شدگان از کار خود بودند، در میدان سینتاگما روبروی ساختمان مجلس در آتن  و پیرامون برج سفید در شهر تسالونیکی، و میدان های عمومی در شهر های دیگر گرد آمدند. هر روز می آمدند، گاه تا بیش از صد هزار نفر، با اعتراض به این که چرا آنها که کار می کنند روز بروز بینوا تر می شوند، چرا   کشور و استقلال آن نزد بانک های بین المللی  به گرو گذاشته شده؟ چرا راه  بر استعمار نو گشوده شده، چرا دموکراسی  از میان رفته و خواست مشترک آنها این است که سیاستگران حرفه ای، که فاسد و رشوه خوارند، که 30 سال است بر کشور حکم می رانند و آنرا بر لب این پرتگاه فروپاشی کشانده اند، باید بروند.

هر روز هزاران نفر به میدان سینتاگما می آیند تا در باره گام های بعدی رای زنی کنند. شباهت این گرد هم آئی ها  با آنچه در آتن عهد باستان در آگورا ـ بازار شهر ـ که در چند صد متری همین مکان قرار داشته، چشمگیر است.  به هر کس که قصد سخن گفتن دارد نمره ای داده می شود، سپس قرعه کشیده می شود، قرعه بنام هرکس افتاد  به پشت کرسی خطابه خوانده می شود. برای آن که هرکس سخنی دارد بتواند حرفش را بزندت به هرکس دو دقیقه وقت داده می شود. همه این قاعده را بدقت رعایت می کنند. گرد هم آئی پربار است، وقتی کسی سخن می گوید بر خلاف معمول، شعار داده نمی شود و کسی سخن سخنران را با تک مضراب های خود قطع نمی کند. موضوعاتی که طرح می شود شامل مسائل مربوط به سازماندهی مقاومت و اعتراضات، همبستگی بین المللی و جستجوی راه هائی  دیگر غیر از صرفه جوئی های غیر عادلانه کنونی است. موضوعی نیست که نتوان در باره آن صحبت کرد. در مباحثات هفتگی که خوب سازمان داده شده، از کارشناسان اقتصاد، روزنامه نگاران و صاحبنظران فلسفه سیاسی دعوت می شود تا در باره راههای دیگری برای مقابله با بحران سخن گویند.

این یعنی دموکراسی در عمل. به یک کارگر بیکار همانقدر وقت گفتن داده می شود که به یک استاد دانشگاه، سخنان آنها به یک نسبت مورد بحث جدی قرار می گیرد و به رای گذاشته می شود. خشمناکان میدان را دوباره به تصرف خود در آورده و آنرا تبدیل به میدان تعامل ( یا اندرکنش) اجتماعی  در آورده اند. وقتی را که مردم در گذشته، در خانه، در برابر تلویزیون می گذراندند، امروز با هم در خیابان می گذرانند و برای یافتن بهترین راه برای همه با هم گفتگو می کنند. اگر دموکراسی بمعنای حکومت مردم  بر مردم باشد، یعنی کسی نخواهد به دلیل داشتن  ثروت زیاد، یا داشتن قدرت  یا دانش و اطلاعات ـ بر مردم حکومت کند، این گرد هم آئی ها نمونه  بارز آن هستند.

بحث های کاملا قابل فهم و روشن در میدان سینتاگما نشان می دهند که این ادعای  تکراری که چون  بیشتر موضوعات سیاسی  پیچیده هستند و چون  مردم عادی آنرا درک نمی کنند  باید آنرا به کارشناسان سپرد، حرفی است پیش پا افتاده و نادرست. این سخن درست که عقل جمعی مردم از عقل هر رهبری بیشتر است باز  به آتن بازگشته است. خشمناکان نشان دادند  که دموکراسی پارلمانی را باید با دموکراسی مستقیم تکمیل کرد. رسیدن به این نتیجه بسیار به موقع است، زیرا در سراسر اروپا، اعتماد به سیاستگران حرفه ای که نمایشگران سیاست های حاکم هستند بسرعت رو به زوال است.

واکنش حزب پاسوک که حکومت را در دست دارد، تا امروز به گونه  ای شرم انگیز بی تفاوت بوده است. مبلغان هیئت حاکمه ، چپ نفاق زده را مسئول تظاهرات و  خشونت گرائی های ملایم اعلام می کنند. ولی این تاکتیک شناخته شده تاثیری بر رفتار خشمناکان  که بخشی از آنها  اصلا عضو حزبی نیستند و بقیه هم اعضائ احزاب مختلف هستند، ندارد. آنها به این توافق رسیده اند که با پافشاری تمام مانع از آن گردند که مجلس تصمیمات و توافق های تازه را بتصویب رساند. توافق هائی که میان پرزیدنت پاپاندرئو با بانک ها و صدر اعظم آلمان صورت گرفته  که نتیجه آن ادامه رکود کنونی اقتصاد، دست کم، تا سال 2015 است. یعنی داروئی که ازخود  بیماری خطرناک تر است.

دیروز(پنجشنبه) مردم گرد آمده در میدان سینتاگما همراه با اتحادیه های کارگری که دست به اعتصاب عمومی زد و مجلس را محاصره کردند، پاپاندرئو را مجبور کردند که شکست سیاست خود را بپذیرد و تقاضای استعفا کند. صرفنظر از این که  جریان چگونه ادامه یابد یک نکته مسلم است و آن دست یافتن به  نخستین پیروزی جنبش مقاومت در برابر صرفه جوئی های تحمل ناپذیر در سراسر اروپا ست.

اینک شباهت میدان سینتاگما به میدان آزادی قاهره بیشتر است تا با «پوئترا دل سل»  در مادرید. واژه » استاسیس » در زبان یونانی دو معنی دارد، یک معنی آن کردار صادقانه است  و معنی دیگرش  شورش و قیام است. نام کنونی این میدان پس از تظاهرات قرن نوزدهم به آن داده شد. در آن تظاهرات مردم از پادشاه  خواستار قانون اساسی ( سینتاگما) بودند. و این آن چیزی است که امروز خشمناکان تکرار می کنند: آنها صادقانه ایستاده  اند و خواستار راه سیاسی تازه ای هستند که آنان را از تسلط و فرمان لیبرال گرائی نو  وفساد سیاسی رهائی بخشد.

http://www.freitag.de/politik/1124-auf-der-agora-2011?searchterm=griechenland

Advertisements

7 پاسخ

  1. ظاهراً قرار است عقب افتاده ترین کشورهای سرمایه داری ،پیشتاز مبارزات ضد نئولیبرالیستی باشند،چگونه بایدتوضیح داد؟

  2. عسگر داوودی

    آقای نافعی گرامی با تشکر از ترجمه ارزشمند شما.

  3. با درود
    این خیزش میبایست در روند سیاسی و انتخابات احتمالا نزدیک پارلمان یونان هویت خویش را مشخص سازد . یعنی اینکه آیا این جنبش یک جنبش اعتراضی حول هدف مشخص یعنی اعتراض به برنامه ریاضت اقنصادی دولت است یا اینکه بدنبال تحولات رادیکال تر اجتماعی با مفهوم عدالت خواهانه ریشه ای آن است . آیا این جنبش میتواند خود را حول یک برنامه سوسیالیستی رادیکال سامان دهد و به اتخاذ اکثریت آرا در پارلمان نائل آید یا اینکه شقاق در دگر اندیشی درون آن در موارد دیگر مانع چنین اتحادی میگردد. این پرسش ها میتواند نخستین سنجه ما در شناخت میزان رشد آگاهی طبقاتی این جنبش باشد .
    نباید فراموش کرد که اندیشه چپ در یونان ریشه بسیار قوی دارد . در پایان جنگ دوم جهانی پارتیزان کمونیست یونان در یک قدمی تصرف قدرت در یونان بودند . مصالحه استالین با غرب در ترسیم نقشه جدید اروپا و تنها گذاشتن حزب کونیست یونان نه تنها مانع این پیروزی گردید بلکه باعث گردید راست هار یونان با کمک امریکا و متحدانش به تعقیب و گشتار وحشیانه اعضای این حزب قادر شوند .
    آنچه که ما امروز شاهد آن هستیم خودنمائی پرعظمت قدرتی است که آغازگرتحولی نو در این هزاره میباشد . این مارش بزرگ و استوار جهان گرسنه نگه داشته شدگان میباشد که حق خود را تقاضا میکند . این خروش اگر این چنین ادامه یابد به اقتصاد غرب ضربات بسیار جدی وارد خواهد کرد . آسیبی که میتواند طولانی و مزمن شود . نمیدانم آن استاد تاریخ که با فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی سابق ، یکشبه پایان تاریخ اجتماعی بشر را اعلام کرد ، هنوز حال و حوصله دنبال کردن این تاریخ را دارد یا همچو ما حیران و انگشت بدهان مانده است !

  4. سلام. آقای نافعی عزیز، بجز قلم روان وثلیث شما،اهمیت انتخاب مطالب برای ترجمه بسیار ارزشمند است. بخصوص در شرائطی که رسانه های کشورهای غربی احتکارخبر یا کم فروشی را پیشه کرده اند. بطور مثال در رادیو تلویزیون و رسانه های دیگر آلمان به موضوع جنبش های اعتراضی مردم در یونان یا اسپانیا و ایرلندوپرتغال، بسیار کم پرداخته وعلت و کنه مسائل را عنوان نمیکنند.
    در اخبارو تحلیلها به علت پوجود امدن بدهی های سنگین یونان طی سالهایی که دولت سوسیالیست یونان زمام امور را بدست گرفته اشاره ای نمیشود.نمیگویند چه شد که وضع به اینجا کشید. نمیگویند که چه همپیوندی میان سیاستهای دولتهای باصطلاح سوسیالیست اروپا و راست ترین گرایشات سرمایه داری آمریکا بوده که امروز حتی نخست وزیر یونان از بانکهای آمریکایی میخواهد که به «مسئولیت خود در برابر این بحران عمل کنند، زیرا که در پیدایش این وضع تاثیر داشته اند.» فقط بصورت گدرا و کلی عنوان میکنند که «مردم یونان به سیاست ریاضت اقتصادی اعتراض دارند». با این شیوه اطلاع رسانی با یک تیر دو نشان میزنند. هم مردم یونان را مشتی غیر واقع بین جلوه میدهند ـ که گویا آنها میخواهند از آلمان پول قرض گرفته و از طرف دیگر حاضر به تحمل قدری سختی برای پس انداز و ادای قرض خود نیستند ـ و هم سمت و سوی اعتراض مردم خود آلمان را منحرف میکنند. نمیگویند که قرار است پولهای قرض گرفته شده به چیب بانکداران یونان که خودمسبب درجه اول بالا آمدن این بدهی ها هستند ریخته شود. این همان اعتراضی است که بسیاری از آلمانیها هم دارند. مردم یونان میگویند «پولی که قرض گرفته میشود نباید به جیب بانکداران ریخته شود. آنهاامتحان خود را پس داده و تنها به فکر سودجویی خود هستند.چرا باید مردم فدای بانکها شوند؟» بهمین دلیل انعکاس درست اخبار و ترجمه مطالبی که علل پیدایش چنین وضعی را بروشنی بیان کرده و راههای حل مشکل و یا تخفیف آنرا نشان دهند، بسیار پر اهمیت است.
    آنچه که من در صحبت با برخی دوستان یونانی شنیده ام این است که طی سالها دولت یونان با پیگیری سیاستهای نئولیبرالیستی، نه تنها نظارتی چدی ای برسرمایه گذاریها نداشت، بلکه عملا دست بانکها و سرمایه مالی را برای اجرای همان سیاستهای بانکهای آمریکایی باز گذاشته بود. سرمایه گذاری به جای تولید به زمین بازی ورشته های غیر تولیدی و حتی نوعی قمار با پول کشیده شده بود.
    کاری کرده اند که تولید دریونان بصرفه نباشد و بجایش واردات و زمین بازی و وام گرفتن و دادن،سرمایه ها را بسمت خود جلب میکرد. اگر بادتان باشد در سالهای قبل چندین بار اخبار آتش سوزی در جنگلهای نزدیک شهرها را در یونان در رسانه ها داشتیم. این دوستان یونانی من که در آلمان کارگرند،میگویند که بسیاری از مردم فکر میکنند این آتش سوزیها عمدی انجام شده و هدف از ان ساختمان مسکونی یا هتل سازی است که قیمت وسود فراوانی دارد.
    در شکل کلی این همان وضعیتی ست که در ایران نیز موجود است.دست بخش خصوصی با نقدینگی بسیار بزرگ وانواع شرکتهای دولتی و غیر دولتی یا در واردات فعال است، یا روبه زمین بازی و بالا بردن قیمت زمین و ساختمان آورده، ویا در بازار خرید فروش ارز و سکه جولان میدهد.
    مردم یونان خواهان این هستندکه نظارت و کنترل جدی بر سرمایه، بخصوص بانکها وحتی خود دولت اعمال گردیده و سرمایه گذاری در کشور با نظارت نمایندگان واقعی انها وبرای اینده بهترانجام گیرد.
    آقای نافعی! ترجمه مطالبی که وضع کشورهایی مثل یونان را دقیقتر و روشنتر انتقال دهد،برای ما ایرانیان نیزبسیار مفید خواهد بود. زیرا که درد های مشترکی داریم.

  5. خواننده گرامی بهرام
    از شرکت شما در بحث و اظهار نظر های مفید و آموزنده شما سپاسگذارم.

  6. سلام .این بار هم ترجمه خوبی را انتخاب کردید . که در آن بوضوح به درد ها و مشکلات پرداخته شده است . و دیگر دوستان نیز روی مسائل مهمی انگشت گذاشتند .پس من هم اینجا فقط این مشکل اساسی را مطرح می کنم .و بعد میروم روی کامنت خودم . اداره مالیات یونان داده ای انتشار داده که اگر مرغ پخته هم آن را ببیند به خنده می افتد . در این داده ها میزان درآمد کارگر و کارمند از بازرگانان و ثروتمندان بیشتر است . درآمد سالانه اعلام شده صاحبان حرفه های آزاد (پزشکان، وکلا، آرشیتکت ها) ۱۰ هزار و ۴۹۳ یورو، و سوداگران و بارزگانان ۱۳ هزار و ۲۳۶ یورو بود، در حالی که در آمد سالانه کارمندان و بازنشستگان به ۱۶ هزار ۱۲۳یورو می رسید. برای اداره مالیات، کارگران، کارمندان و بازنشستگان ثروتمندتر از دیگران اند . از همین جا ما میتوانیم به وخامت شرایط در یونان پی ببریم .
    خب همه ما درد را شناختیم .اما من می پرسم آیا دوای درد را هم می شناسیم ؟ قدر مسلم حزب دمکراسي نوين (دست راستي) و پازوک( سوسياليست) که در این سالها قدرت را بين خويش تقسيم کردند و حزب کمونيست (KKE که «خارج کشوري» خوانده مي شود) به دليل سنت استاليني اش نمي تواند آن نيروي جايگزيني بنظر آيد که قابليت ارائه راه حل را دارد. آیا باید به چپ متزلزل مانند مابقی جاهای دیگر اروپا ( آلمان ؛انگلستان ؛و …. ) تکیه کرد ؟ شاید در اینجا بهتر باشد ؛وقتی خودمان راه حلی نداریم . به معلم بزرگ خود مارکس مراجعه کنیم . زیرا همه ما میدانیم اکنون در آغاز يک حالت اضطراري اقتصادي دائمي هستيم. که در بسیاری از ممالک مانند یونان ؛اسپانیا ؛پرتقال ؛ ایرلند :ایتالیا و ….. سایه شومش را افکنده . دیگر باید شرایط سالهای بعد از بحران ۱۹۲۹- ۱۹۳۰ امریکا و جهان امپریالیستی و دوران رونق اقتصادی پس از آن را فراموش کرد .بقول ما ایرانیها : این تو بمیری ؛ دیگر از آن تو بمیری ها نیست !!! شاید این پرسش پیش آید که به اندازه کافی فشار مردمی که در میدان جمع می شوند و مثلا آن آقای استاد دانشگاه وجود دارد .و بقول این ترجمه آقای نافعی : بحث های کاملا قابل فهم و روشن در میدان سینتاگما نشان می دهند که این ادعای تکراری که چون بیشتر موضوعات سیاسی پیچیده هستند و چون مردم عادی آنرا درک نمی کنند باید آنرا به کارشناسان سپرد، حرفی است پیش پا افتاده و نادرست. این سخن درست که عقل جمعی مردم از عقل هر رهبری بیشتر است باز به آتن بازگشته است. خشمناکان نشان دادند که دموکراسی پارلمانی را باید با دموکراسی مستقیم تکمیل کرد.

  7. مارکسیسم می گوید : حتی در شرایط دموکراتیک ( مبارزه طبقاتي اين ايده غالب است که زندگي اجتماعي «صلح آميز» نشانه پيروزي (موقتي) طبقه مسلط است. از ديدگاه آنان که تحت سلطه اند، وجود دولت به خودي خود نوعي عمل خشونت بار است. اين اصل اعتقادي ليبرال که خشونت هيچ گاه مشروع نيست ولي گاهي ناگزير است به نظر به شدت نارسا مي آيد. از يک ديدگاه راديکال و آزاديبخش، گزاره هاي اين اصل بايد جا به جا شوند: خشونت آنان که تحت سلطه اند همواره مشروع است – چرا که موقعيت آن‌ها خود نتيجه خشونت است – اما هيچ گاه ناگزير نيست: گزينش ميان دست يازيدن يا دست نيازيدن به خشونت عليه دشمن تنها و تنها بسته به ملاحظات استراتژيک است ) . پس در حالت اضطراري اقتصادي روزگار ما کاملاً روشن است که ما با جا به جاييهاي مالي کور سر و کار نداريم، بلکه سر و کارمان با مداخلات استراتژيک به دقت سنجيده قدرتهاي عمومي و نهادهاي مالي است که مي‌خواهند براي بحران راه حلهايي مطابق معيارها و منفعت خود اعمال کنند. چگونه مي‌توان در چنين شرايطي به يک ضدحمله نينديشيد؟ و به نظر من در یونان نیز می توان از دموکراسی ایجاد شده کنونی نقبی به شرایط بولیوی زد .اوو مرالس در بوليوي، از راه انتخابات دمکراتيک «منصفانه» به قدرت رسيده ، نه از راه شورش . و بعد از آن تازه به همراه اردوگاه های خلقی تر مانند بولیوی .ونوزئلا .نپال به مبارزه با مسائل اصلی جهان و رسیدن به سوسیالیسم پرداخت . و به باور من برای جنبش مردم یونان اگر می خواهند دوباره مانند سال ۲۰۰۹ ، به عقب نشینی وادار نشوند .تنها راه خروجی یک مبارزه پی گیر با تکیه بر ایدولوژی مارکسیسم انقلابی و حتی به صورت مسلحانه است ،که حتما سالیان درازی به طول خواهد انجامید .و در این راه دشوار تمامی ما که خود را چپ میدانیم .باید با مردم یونان همکاری کنیم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s