گروه های اسلامی در نقش ستون پنجم » ضد انقلاب مصر «


گروه های اسلامی در نقش

ستون پنجم «ضدانقلاب مصر»

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

در حال حاضر انقلاب مصر روند تفکیک را طی می کند. همراهی ارتش  و مردم، که بیشتر هم جنبه نمایشی داشت، متعلق به گذشته است. همراهی ژنرال های ارتش با مردم در برکناری مبارک، در حقیقت برای جلوگیری از سقوط واقعی نظام بود و ارتش نشان داد که بعنوان نیروی باز سازنده نظام، پیوسته این هدف را در مصر دنبال کرده و اکنون نیز می کند. البته تا آنجا که ممکن است، زیرا آنها نمی خواهند در مصر، دست به ترکیب مناسبات قدرت و ثروت بخورد. نیروئی که در مقابل ارتش قرار دارد  جنبش دموکراتیک مردم با خواست تغییرات بنیادین اجتماعی و مردمی است . » بچه های میدان آزادی »  در واقع یک نیروی ائتلافی اند، ائتلاف میان نیروهای لائیک ــ  نیروهای چپ، لیبرال و ملی که دیگر نمی خواهند » انقلابشان» را رهبران ارتش اداره کنند. سومین نیروئی که جای خود را محکم کرده گروه های اسلامی اند.

یک بخش از این نیرو را اِخوان المسلمین تشکیل می دهد که جنبشی است محافظه کار و با جهت گیری اقتصادی لیبرال. این ها در چند هفته ای که روند ساقط کردن مبارک بطول انجامید، در میان اردوگاه های حاضر به این سو و آنسو می رفتند و می خواستند موضعی بعنوان خط سوم اتخاذ کنند. آنها فعلا وظیفه خود را در این می بینند که  نیروهای مردمی را آرام کنند. بعبارت دیگر نوک تیز و رادیکال جنبش را بشکنند. این نقش را در لباس هواداری از حکومت نظامیان نمی توانند ایفا کنند. افزون بر این رهبری اِخوان المسلمین باید ملاحظه بدنه خود را که با توده های مردم در ارتباط است نیز بکند. به همین دلیل هم آنها نتوانستند جهتی را که برای بازگرداندن آرامش و قانون انتخاب کرده بودند، ادامه دهند.

سلفی ها هم بخش دیگر از اسلامگرایان هستند، با گرایش های فاشیستی  که به ابتکار و با پول عربستان سعودی بوجود آمده اند. در وضع کنونی مصر، سلفی ها وظیفه خود را  درجه اول در این می بینند که  از طریق  کارزارهای ایجاد نفرت علیه قبطی ها وشیعیان  نیروی  جوشان انقلاب ر ا به این سو منحرف سازند. با این کار دو هدف را دنبال می کنند که یکی از هم گسیختن وحدت مردم در مصر است  و دیگری انجام ماموریتی که عربستان به عهده آنها گذاشته است، یعنی ممانعت از نزدیکی میان مصر و ایران شیعی و حزب الله.

روز جمعه گذشته یک زور آزمائی علنی میان نیروهای سکولار و نیروهای اسلامی رخ داد. به این صورت که سلفی ها تعهد پذیرفته شده از سوی همه نیروها را نقض کردند و شعاری تفرقه افکنانه مطرح ساختند و میدان آزادی را منطقه خلافت اعلام کردند. شناختن کسانی که از تحریکاشت سلفی ها سود  می برند کار دشواری نیست. سلفی ها  به یک پاسگاه پلیس در شبه جزیر سینائی حمله کردند که بمعنی دعوت از ارتش است برای استقرار آرامش و پایان دادن به «ترور انقلاب».  گرچه  میدانستند قرار است دادگاه خاندان  مبارک برپا خواهد شود اما اعتقاد دارند که کار نظام هنوز به پایان نرسیده است.

http://www.jungewelt.de/2011/08-01/029.php

4 پاسخ

  1. آیاصف اصلی بین گروه های اسلامی و لائیک است.مردم کجا هستند؟من فکر میکنم دشمنان مردم میخواهند این صف مصنوعی را درست کنند و یونگه ولت هم در این دام افتاده و مبلغ آن شده است.

  2. با درود به استاد نافعی گرامی. از ترجمعه زیبای شما سپاس . به نظر شما امپریالیست ها با علم کردن اخوان المسلمین و گروه های تندر رو در مصر تلاش نمی کنند تا جنبش مردم سر کوب شود. و یا با به قدرت رساندن هم پیمانان خود ارتجاعی ترین محافل سرمایه داری داخلی مصر را حاکم کرده تا دوباره از گذشته بد تر دیوار ضد کمونیستی خود را شکل بهتری داده تا مردم خاورمیانه را در جهالت محض نگهدارند؟

  3. این تعریف یونگه ولت که «ارتش مصر بخاطر برکناری مبارک با مردم همراهی کرد»، اشتباه بزرگی است. کودتا را نمی توان با استفاده از کلمه «همراهی» پوشاند. در ادبیات سیاسی هر چیز با نام خود تعریف می شود. ارتش مصر بعد پیام باراک اوباما مبنی بر اینکه «من امیدوارم ارتش مصر اوضاع را کنترل نماید…»، کودتا کرد.
    داستان نقش گروههای اسلامی تندرو بعنوان ستون پنجم نیز موضوع تازه ای نیست و با تاریخ، مالکیت، استعمار و سلطه گری همزاد است.

  4. روزنامه تایم نوشت : معترضانی که زمستان گذشته به میدان تحریر ریختند و شجاعت به خرج دادند تا در مقابل سنگدلی نیروهای ‘مبارک’ مقاومت کنند، خواستار ‘تغییر رژیم’ بودند. اما آنچه این مردم تاکنون به دست آورده اند، مجموعه ای از تغییرهای درون رژیم بوده است. هیچکس در مصر، از اسلامگرایان تا لیبرال ها و هواداران دموکراسی، از این راضی نخواهد شد که ارتش نسبت به حکومت انتخابی از قدرتی برخوردار باشد که در کشورهای دیکتاتوری می بینیم. ارتش پس از کناره گیری ‘مبارک’، از انجام تظاهرات ها و اعتصاب های بیشتر جلوگیری کرده و بیش از ۷ هزار نفر را نیز بازداشت کرده است. در این میان گزارش های بسیاری هم از وجود شکنجه در بازداشتگاه های نظامی مصر وجود دارد. البته بعضی قسمت های امنیتی ارتش دوباره سازماندهی شده و برخی مقام های نظامی هم برکنار شده اند. اما هرگز نمی توان تغییری کلی در ساختار امنیتی آن مشاهده کرد.

    این هم خبری از روزنامه المحیط : پس از اظهار نظرهای کاخ سفید مبنی بر ابراز تمایل برای برقراری رابطه با جماعت اخوان المسلمین در مصر پس از انقلاب ۲۵ ژانویه، بحث مناقشه‌های بسیاری در محافل سیاسی مصر درباره دلایل نهفته در پس این خواست آمریکایی‌ها در گرفت و مهم‌تر از آن اینکه چرا مشخصا آمریکا این مرحله را برای گفت‌وگو و تماس با اخوانی‌ها درنظر گرفته است. » غزلان ” سخنگوی جماعت اخوان‌ المسلمین در این باره گفت : اخوانی‌ها از گفت‌وگو و مذاکره با آمریکا استقبال می‌کنند، به امید آن که دولت آمریکا درس‌های لازم را از انقلاب‌های عربی گرفته باشد . اما جریان‌های سیاسی چپگرا و لیبرال از این بابت نگرانند ! “رفعت السعید ” رئیس حزب چپگرای تجمع نسبت به برقراری رابطه و مماشات با آمریکا هشدار داد و در مصاحبه با “الشرق الاوسط ” گفت که هربار که اخوانی‌ها تلاش کردند، با طاغوت تحت عنوان نیازها محدودیت‌ها را توجیه می‌کند، متحد و هم‌پیمان شود، انگشتانشان سوخته است. در ادامه افزود: اخوانی‌ها به خود اجازه دادند، در بازی منافع مشترک با کشورهای بیگانه رابطه برقرار کنند و این مربوط به امروز نیست بلکه از گذشته وجود داشته است. و در این باره به اسنادی آلمانی استناد جست که در دفتر یک روزنامه‌نگار آلمانی دست یافت که در آنها عنوان شده بود، “حسن البنا ” بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در سال ۱۹۲۸ اموالی دریافت کرد تا در قبال آن برای کشورهای محور یعنی آلمان و ایتالیا و ژاپن در مصر تبلیغ کند و بنا به گفته‌اش حتی البنا در آن زمان بشارت داده که این سه کشور به آیین اسلام درآمده‌اند. و سرانجام خانم کلینتون می گوید : برقراری رابطه با اخوان المسلمین بخشی از سیاست آمریکا از سال ۲۰۰۶ تاکنون بوده است.
    لغو ممنوعیت فعالیت اخوان المسلمین که در خرداد ماه امسال اعلام شد به این مفهوم است که این جمعیت به عنوان یک حزب سیاسی می تواند در انتخابات پارلمانی سپتامبر امسال، شهریور ماه سال جاری، فعالیت کند. از هم اینک بسیاری از ناظران می گویند که نظر به پیشینه طولانی و ریشه دار بودن این جمعیت در لایه های جامعه مصر، هیچ بعید نیست که اکثریت کرسی های مجلس در اختیار نیروهای اخوان المسلمین قرار گیرد، هرچند که جمعیت تصریح کرده که قصد اعلام نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری مصر را ندارد. رسمی شدن فعالیت های اخوان درحالی است که همین هفته تازه ترین نظرسنجی که از سوی مؤسسه گالوپ از مردم مصر به عمل آمد، نشان می دهد که تنها ۱۵ درصد از مصریها حامی اخوان المسلمین به عنوان نهاد محبوب خود برای حاکمیت برمصر هستند و می گویند که قوانین شریعت به سبک و سیاقی که اخوان می خواهد، باید در جامعه جاری شود. ۶۹ درصد مصری ها گفته اند که حکومت باید مدنی باشد نه مذهبی و روحانیون باید صرفاً جایگاه مشاور مذهبی داشته باشند. نظرسنجی چند هفته پیش مصر نیز نظرات مشابهی را نشان می داد. اما این نظرسنجی ها نگرانی های سکولارهای مصر را برطرف نمی کند. آنها در هراس هستند که زمانی که اکثریت کرسی های مجلس بدست اخوان المسلمین بیفتد، آن گاه این جمعیت برای تسلط بر ریاست جمهوری نیز تقلاء کند و دلیل این نگرانی شان، برخی اظهارات جسته و گریخته سران اخوان در این راستاست .

    خب رفیق نافعی اگر تمام این تکه های پازل را کنار هم بگذاریم .آنوقت دستگیرمان می شود که یک جنبش یا قیام اگر به حالت سرخود و بدون رهبری و تاکتیک و استراتژی از قبل تعیین شده باشد .بر سر آن همین می آید ،که بر سر مصر آمده .امریکا موفق شده جای پایی برای خود در مصر پیدا کند .من که چشمم آب نمی خورد ،آینده خوب و آزادی برای مردم مصر ایجاد شود . امیدوارم اشتباه کرده باشم . ممنون از انتخاب مطلب و ترجمه خوب شما .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s