راه حل بحران اقتصادی از زبان بزرگترین بورس باز جهان


راه حل بحران اقتصادی
از زبان بزرگترین بورس باز جهان
آشپیگل آنلاین ــ ترجمه رضا نافعی

«جورج سوروس»  از بزرگترین بورس بازان جهان است. و درعین حال از نظریه پردازان اقتصادی و سیاسی جهان.  متولد  بوداپست «مجارستان» و   اکنون تابع و مقیم امریکاست. نامش در انگلستان، بدنبال چند بازی بزرگ اقتصادی که او را در صدر میلیاردهای جهان قرار داد بر سر زبان ها افتاد. در جریان انقلاب های رنگی در کشورهای شرق اروپا بدلیل نقشی که در تامین هزینه آن انقلاب ها – بویژه گرجستان- داشت، شهرت سیاسی و نظریه پردازی نیز یافت. درباره نقش و اعتبار اقتصادی- سیاسی او درجهان سرمایه داری همین کافی است که هفته گذشته نظراتی را درباره بحران اقتصادی در کشورهای اروپائی مطرح کرد که زمینه ساز دیدار و گفتگوی دو رهبر آلمان و فرانسه، یعنی صدراعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه شد. او از »  یورو بوندز»   سخن گفت  » بوند » اصطلاح بانکی است و بمعنی سهامی است که بنام صاحب آن ثبت می شود  و بهره ثابت دارد . اما معنی که امروز به آن داده می شود این است که کشورهای ثروتمند اروپائی باید تضمین کننده ارزش یورو در تمام کشورهای عضو باشند . بعبارت ساده : پرداخت بدهی های کشورهایی که از لحاظ اقتصادی ناتوان هستند، در نهایت بگردن آلمان می افتد. و این که آلمان هیچ چاره ای ندارد که با توجه به قدرت و توانی اقتصادی که هنوز دارد، باید پرچم رهبری اروپا را بدست بگیرد. هم اقتصادی و هم سیاسی. صدراعظم آلمان زیر بار این پیشنهاد او نرفت اما سرکوزی اجرای آن را در آینده منتفی ندانست!  جورج سورو، دارای چنان اعتباری در بازارهای مالی جهان است که بسیاری بعید نمی دانند، نظر او در باره نقش آینده ای که آلمان باید در اروپا برعهده بگیرد، از سوی بزرگترین محافل اقتصادی وسیاسی امریکا و انگلستان نیز حداقل مورد توجه قرار گیرد.
این توضیحات را نوشتم تا دلیل و انگیزه ام  را برای ترجمه ای که مجله اسپیگل با او کرده و بواسطه اهمیت آن، بلافاصله اشپیگل آنلاین نیز آن را بازتاب داده  گفته باشم. شاید آنچه که می گوید کمی پیچیده به نظر بیآید، اما اگر پوست حرف هایش را بشکافید، به هسته ای می رسید که من کاری به تلخ یا شیرین بودن آن ندارم، اما میدانم که ممکن است هم آلمان و هم فرانسه بعنوان دو قدرت بزرگ اقتصادی و سیاسی اروپا چاره ای نداشته باشند جز آن که آن را به دهان بگذارند و پیش از آن که بجوند تا مزه آن را چشیده باشند، قورت بدهند. و این آغاز فصل تازه ای خواهد شد هم برای المان و هم برای کشورهای گروه دوم اروپا. مانند پرتقال، اسپانیا، یونان و دیگران. او از تردید و دو دلی آلمان و چین برای یافتن یک جانشین برای «دلار» سخن می گوید و این که آنها هر کدام سعی می کنند توپ را به زمین دیگری بیاندازند. از ناتوانی کاخ سفید و از تعمیق بحران اقتصادی در امریکا می گوید و راه حل هائی که پیشنهاد می کند.  :

اشپیگل ـ  آقای سوروس، ماههاست که دول اروپائی در جستجوی راههائی برای برونرفت از بحران بدهی هستند. ولی می بینیم که مسائل روز به روز حاد تر می شوند، آیا این به آن معنی است که پیچیدگی بحران بیش از آنست که سیاست  قادر به حل آن باشد؟
ــ سیاستگران  تاکنون تلاشی واقعی برای حل  بحران نکرده اند. قصد آنها تا کنون این بوده که وقت بدست بیآرند. آنها معتقدند که زمان حلال مشکلات است، ولی   در این مورد این طرز فکر مشکلی را حل نمی کند. طفره رفتن از پذیرفتن  واقعیت، به هدر دادن فرصت و نگفتن واقعیت  به مردم ، فقط  وضع را بد تر می کند.
ــ بنظر می رسد سرزنش هائی که می کنید در درجه اول متوجه دولت آلمان است که پیوسته مورد این انتقاد قرار می گیرد که  به حد کافی زمام رهبری را بدست نمی گیرد و حل مشکل را به طفره و تعلل می گذراند.
ــ آینده اروپا فقط و فقط وابسته به آلمان است. این آن نکته ایست که می خواهم در اینجا کاملا تصریح کنم. آلمان بعنوان نیرومند ترین کشور اتحادیه اروپا با مازاد بازرگانی دائمی خود باید به تنهائی سکان هدایت را در دست گیرد و راه حل را به اروپا دیکته کند.
ــ ولی شما با این سخن وضع را در اروپائی که همه حق صحبت دارند، خیلی آسان جلوه می دهید.
ــ روشن است که وضع پیچیده است.  ولی اینطور بنظر من می رسد که  هنوز درک نشده که اگر یورو درهم شکسته شود چنان بحرانی گریبان بانک ها را خواهد گرفت که دیگر مهار شدنی نیست. این بحران نه تنها آلمان، نه تنها اروپا، بلکه سراسر جهان را به ورطه یک رکود تازه و بزرگ خواهد افکند.
ــ بنظر شما تا کنون چه خطاهائی رخ داده است؟
ــ فراموش می شود که ما هنوز  با همان بحرانی دست به گریبانیم که در سال 2008 آغاز شد. البته دولت ها یک حلقه نجات بسوی نظام مالی پرتاب کردند ولی عدم توازن را بر طرف نساختند. البته تصمیم این بود که از این پس نباید گذاشت هیچ موسسه مالی معتبر ورشکست شود. ولی بعد خانم آنجلا مرکل  آمد و گفت:  بله ما این موافقت را اعلام می کنیم ولی اروپا تضمین کننده آن  نیست، هر کشور خود باید آنرا تضمین کند. آغاز بحران یورو در این جمله نهفته است.
ــ در قرار داد ماستریخت، برای تثبیت یورو، از جمله به روشنی تصریح شده است که یک کشور عضو اتحادیه هیچ گاه نباید برای کشوری دیگر پولی بپردازد. پیشنهادهای مشخص شما برای حل مسئله کدامند؟
ــ راه فقط یکی است. صرف نظر از این که آنرا بپسندیم یا نپسندیم،  یورو موجود است و  برای این که کارآمد باشد کشورهای پذیرنده آن باید در موقعیتی قرار داشته باشند که بتوانند بدهی خود را با شرائط برابر، بپردازند. این کار آلمان است. به همین دلیل هم به   واژه آلودۀ » یورو بوندز» نیاز هست.( معنی این اصطلاح این است که کشورهای ثروتمند اروپائی ، برای حفظ ارزش یورو،  بدهی های کشورهای ناتوان را بپردازند) .
ــ » یورو بوندز » را نمی توان از لحاظ سیاسی به کرسی نشاند، بویژه در آلمان، که  در نهایت  ببیند » مامور پرداخت »  بدهی  همه کشورهائیست که   مشترکا  اوراق قرضه های دولتی را به بازار عرضه کرده اند.
ــ » یورو بوندز » وقتی برای رای دهندگان آلمانی پذیرفتنی خواهد بود که ببینند متکی بر قواعد روشنی است که واضع آنها خود آلمان است. متاسفانه در این مورد آلمان فدرال دارای افکار غریبی است. آلمان ها باید قواعدی وضع کنند که دیگران هم بتوانند از آن تبعیت کنند. مثلا به کشورهائی مانند اسپانیا باید اجازه داده شود کسربودجه خود را پس از بهبود وضع اقتصادی خود، برطرف سازند.
ــ یک امکان دیگر هم می تواند این باشد که کشورهائی که در آستانه ورشکستگی قرار دارند، مانند یونان، بتوانند اتحادیه اروپا را ترک کنند.
ــ با مسئله یونان چنان برخورد نادرستی شده که خروج آرام و منطقی  آن کشور،احتمالا بهترین راه می تواند باشد. برای پرتغال همین طور. خروج این ها   اتحادیه اروپا و  یورو را از پای در نخواهد آورد.
ــ شما سیاست را بشدت مورد انتقاد قرار می دهید. آیا صنف خود شما، بورس بازان تندرو ، خود در پیدایش این بحران نقشی جدی نداشته اند؟
ــ البته که بورس بازی وضع را پیوسته وخیم تر می کند. به همین دلیل من خواستار آنم که  تولیدات بسیار خطرناکی مانند Credit Default Swaps    باید ممنوع گردند. زیرا این تولیدات مشوق شرط بندی برای سقوط هستند.
ــ اخیرا چندین کشور اروپائی   شرط بندی بر سر سقوط ارزش سهام را ممنوع کردند. مقابله شدید با بورس بازان می تواند کمک اساسی به کاستن از شدت بحران بکند.
ــ امروز بزرگترین بورس بازان خود بانک های مرکزی هستند. خود این ها بزرگترین خریداران و فروشندگان ارز ها هستند. آنها مدتهاست که جای » هج فوند » ها را گرفته اند.
ــ بنظر شما بانک مرکزی اروپا هنوز هم بخشی از حل مسئله است یا  هم اکنون خود بخشی از مسئله است.
ــ بانک مرکزی بخشی از حل مسئله است،  ولی مسئولیت آن پرداختن به این نیست که کسی یا چیزی ورشکست   بشود یا نشود.   این وظیفه وزارت دارائی است.
ــ ولی وزارت دارائی اروپائی نداریم.
ــ درست به همیت دلیل بانک مرکزی مجبور بود از مرز وظائف خود بگذرد و اوراق قرضه دولتی کشوری را بپذیرد که به وضوح ورشکسته است.
ــ تصور ما این است که منظور شما یونان است. و حالا بانک مرکزی اوراق قرضه ایتالیا و اسپانیا را هم می خرد.عاقبت این کار به کجا خواهد انجامید؟
ــ این یک مسئله است، آری،  ولی این هم یک رفتار برسمیت شناخته شده است که وظیفه  اصلی بانک مرکزی  در درجه اول این است  که از هیچ کوششی برای زنده نگاه داشتن نظام مالی فرگذار نکند. مسائل حقوقی بعدا  روشن خواهند شد.
ــ آمریکا در ورطه قرضی ژرف تر از اروپا غرق است. آیا رکود اقتصادی تازه ای آمریکا را تهدید می کند؟
ــ در این مورد تا چند هفته پیش هنوز تردید وجود داشت. ولی بازارهای مالی یک راه بسیار مطمئن برای پیشگوئی در باره آینده دارند: آنها خود آینده را بوجود می آورند.
ــ شما در انتخابات گذشته یکی از حامیان بزرگ باراک اوباما بودید. آیا از سیاست اقتصادی او راضی هستید؟
ــ البته که راضی نیستم. ولی در عین حال باید دانست که بی خطر ساختن ماده منفجره ای، که ترکیبی است از قرض و زیاده روی، که طی بیست و پنج سال انباشته شده، نیز کار آسانی نیست.
ــ نتیجه این بود که یک موسسه ارزشگذاری، برای نخستین بار از میزان اعتبار آمریکا کاست. آیا این کار به حق صورت گرفت؟
ــ فکر نمی کنم. مبنای این تصمیم کوشش این موسسات برای ایجاد نقش تازه ای برای خود است. تا کنون کار آنها این بود که تغییرات جاری را ارزیابی کنند، اینک می خواهند به پیشگوئی آینده بپردازند. حالا ناگهان به ارزیابی روندهای سیاسی روی آورده اند. این تازگی دارد، دست کم با این شکل.
ــ آیا شما از داوری های موسسات ارزشگذاری پیروی می کنید؟
ــ نه. من نه. ولی دیگر سرمایه گذاران این کار را می کنند، چون مجبور به این کار هستند. چون قاعده کار بر این است.
ــ موسسات ارزشگذاری متهم هستند به این که بحران را تشدید می کنند. آیا باید نقش آنها در نظام مالی محدود گردد؟
ــ راستش را بگویم، برای این پرسش پاسخی ندارم. این یک مسئله حل نشده است.
ــ یعنی چه ؟
ــ  چون جای گزینی ندارند.
ــشما به دلیل حمله ای که به عنوان بورس باز به پوند انگلیس کردید شهرت جهانی یافتید. امروز شما بعنوان سرمایه گذار علیه یورو شرط بندی خواهید کرد؟
ــ من قطعا علیه یورو شرط بندی نخواهم کرد. چون چینی ها علاقه زیادی به وجود یک جایگزین برای دلار دارند و آنها نهایت تلاش را برای حمایت از یورو ونجات آن بخرج خواهند داد. وجود خریداران مرموزی که پیوسته  از یورو حمایت می کنند نیز ناشی از همین امر است.
ــ  در نهایت چینی ها تنها برنده این بحران خواهند بود؟
ــ چینی ها بزرگترین برنده گلوبالیزاسیونa( جهانروائی)  بودند. آنها باید  علاقه زیادی به حفظ نظام جهانی کنونی داشته باشند. اما آنها هم به اندازه آلمان مردد هستند: چین حاضر نیست مسئولیتی برای جهان بپذیرد، آلمان هم حاضر نیست مسئولیتی برای اروپا قبول کند.

http://www.spiegel.de/spiegel/0,1518,780338,00.html

 

2 پاسخ

  1. تاوقتی که بشریت نتواند بفهمد که آسایش وآرامش دیگران متضمن آسایش وآرامش هرکس است ونباید برای خوشبختی خود دیگران را بدبخت کرد این قافله تا بحشر لنگ است .
    بحران سرما یه داری ذات سر ما یه داری است تا سر مایه داری وجود دارد این بحران هم وجود دارد بسا دگی میتوان دید که عامل اصلی وموثر بحرانهای اقتصادی جهان سز ما یه داران هستند و در هر بحرا نی که ایجا د میشود تعد اد میلیاردرهای جها ن بیشتر میشود وبر تعد اد فقرای جها ن افزوده میگردد آیا الن سا ده ترین دلیل برای شنا خت بحرانهای مالی دوره ای جها ن کافی نیست برعهد ه ی اندیشمند ا ن آکاه و متعهد جها نی است تا به مرد م آنرا بصورت منسجم ارا ئه دهند و مردم را با ریشه ی واقعی بحرا نها ی جها نی آشنا سازند

  2. در سالهای اخیر با برنامه های اجندا 2010 حقوق و دستمزدها درآلمان دائم در حال سقوط بوده و عکس آن در چهار کشور پرتقال، ایرلند، یونان و اسپانیا افزایش یافته اند. حاصل چنین روندی افزایش سرمایه گزاری درآلمان، کاهش هزینۀ تولید و افزایش صادرات آن بوده است.
    قرارداد ماستریخت از این نظر ناقص است که کشورهای عضو را از اتخا ذ برنامه های اقتصادی غیر هماهنگ با دیگر اعضاء باز نداشته است. آلمان حاصل بردی را که براثر اجندا 2010 داشته باید صرف وصله پینۀ سوراخ های ایجاد شده در اتحادیۀ اروپا بنماید. انتشار اوراق قرضۀ اروپائی یک راه حل است که در آن کشورآلمان ضامن اصلی این اوراق ودر صورت بروز هرنوع مشکلی پرداخت کننده آن است. اما این را هنوز نمیدانیم که موسسات اعتبار سنجی چه رتبۀ اعبتاری را به اتحادیۀ اروپا میدهند. اتحادیۀ اروپا تا بحال به عنوان نهاد ناشر اوراق بهادارنبوده و دلیلی برای دادن رتبۀ اعتباری به آن وجود نداشته است. هرچه رتبۀ اعتباری بالاتر باشد تهیۀ وام و نقدینگی با بهرۀ کمتری مقدور است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s