آلمان وفرانسه اروپای واحد را، اروپای تابع می کنند


آلمان و فرانسه

اروپای واحد را، اروپای تابع می کنند

اشپیگل 36 ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی

صدر اعظم آلمان «مرکل» در نظر دارد اروپا را به دو گروه تقسیم کند. کند روها و تند روها.  آیا این برنامه می تواند مانع سقوط «یورو» شود؟

صدر اعظم آلمان تا چندی پیش پیوسته اطمینان می داد که او مانع ایجاد افتراق در اروپا خواهد بود. ولی تازگی ها، زیر فشار بحران یورو، در فکر اینست که با برنامه اروپای واحد وداع کند.

تاکنون دقت فراوان می شد که یا تمام اعضای اتحادیه با هم پیش بروند، یا همه با هم  درجا بزنند. اینک که بیم فروپاشی یورو می رود، 17 کشور منطقه ـ یورو نیاز به سیاست اقتصادی و مالی واحد دارند. بحران نشان داد که غیر از این راهی نیست  و اگر چنین نشود یورو نمی تواند سرپا بماند.

امروز انگلستان است که در درجه اول مانع رشد پیوند تنگاتنگ میان کشورهای عضو اتحادیه اروپاست. حال دیگر مرکل حاضر به تحمل این رفتار نیست و طرح اروپا با دو سرعت را در سر دارد. منطقه ـ یورو  در اروپا در هم تنیده خواهد شد… و بنظر مرکل کسی که باید  در راس این کانون جدید قدرت قرار گیرد » فان رُمپوئی »  است که اکنون هم رئیس شورای اروپاست. اگر مرکل طرح خود را به کرسی بنشاند، در آینده دو اروپا خواهیم داشت: یکی با عضویت 27 کشور که کارش کنترل بازار داخلی خواهد بود و دیگری  کشورهای هفده گانه منطقه ـ یورو با سیاست واحد در عرصه مالی، بودجه و سیاست اجتماعی.

پرسش های زیادی در این رابطه مطرح است، که پاسخی ندارند ولی تردید در صحت این طرح فراوان است.

کمسیون اروپا نیز چون اکثر نمایندگان پارلمان های اروپائی و همچنین بسیاری از کشورهای کوچک اروپائی با این طرح مخالف است، در میان همراهان مرکل نیز کم نیستند کسانی که چین بر پیشانی می افکنند. زِهوفر رهبر حزب سوسیال مسیحی می گوید راه نجات یورو افزودن دائمی بر تعداد  ادارات و ایجاد دستگاه های تازه  نیست.

تمام تدابیری که در نظر گرفته شده اند باید نهایتا به آنجا بیانجامند که کشورهای منطقه ـ یورو بتدریج از حاکمیت ملی خود چشم بپوشند. در واقع بحران بود که آمادگی برای این کار را افزایش داد. مدل این برنامه نیز کشورهای یونان، ایرلند و پرتقال هستند که قبلا از حاکمیت ملی خود چشم پوشیدند. اینک کشورهائی که از سلامت مالی برخوردارند نیز باید بخشی از حاکمیت ملی  و استقلال خود را به ارگان های اروپائی تفویض کنند.

معلوم نیست که مرکل بتواند طرح خود را در مورد هسته اصلی اروپا  به کرسی بنشاند، با توجه به تجارب گذشته باید تردید داشت که  کشورهای عضو اتحاد اروپا بتوانند برای برداشتن یک گام مهم در جهت ادغام سیاست اقتصادی  با هم به توافق برسند.

بویژه کشورهای کوچک بیم دارند که بدون کمک کمسیون نتوانند در برابر کشورهای نیرومند اروپائی از خود دفاع کنند و می ترسند که  بالاخره کار به آنجا بکشد که بزرگترها بر کوچکترها مسلط شوند.

در خود دولت ائتلافی آلمان نیز نقشه مرکل با مخالفت روبروست. مثلا زِهوفر رهبر حزب سوسیال مسیحی بشدت با دادن حق حاکمیت ملی  به یک اتحادیه اقتصادی ومالی اروپائی مخالف است. وی می گوید : ما خواستار یک  ابرکشور اروپائی نیستیم».

حزب دموکرات آزاد  نیز که جزو دولت ائتلافی است هیچ موافقتی با نقشه مرکل  ندارد. این حزب هم  با «یورو بوندز» مخالف است هم با دادن اختیارات بیشتر به اروپا.

بدین ترتیب، نقشه مرکل برای ایجاد دو شتاب در اروپا، نه تنها در اروپا، بلکه در سیاست آلمان نیز ایجاد افتراق می کند. احزاب دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات و سبزها خواستار درهم آمیزی سیاسی اروپا هستند و احزاب سوسیال مسیحی و دموکرات آزاد زیاد موافق نیستند. در ماههای گذشته کسانی چون نیکلاس برگ گروئن، میلیاردر، گرهارد شرودر صدراعظم سابق آلمان، تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلستان، فیلیپه گونزالس نخست وزیر سابق اسپانیا و ژاک دلور، رئیس سابق کمسیون اروپا به حمایت از مرکل برخاستند.

خواست شورای اروپا این است: گرایش به اروپا باید بیشتر بشود و کمتر نشود. اتحادیه اروپا باید چتر نجات خود را گسترده تر سازد، همکاری باید بیشتر شود، اختیارات ملی بیشتری باید به بروکسل تفویض شود، آنهم  نه تنها در عرصه اقتصادی و مالی. در عین حال گفته می شود که ــ در میان مدت  ــ باید به بروکسل اجازه گرفتن مالیات هم داده شود. افزون بر این، باید برنامه ای برای رشد اقتصادی و اشتغال در اروپا در نظر گرفته شود و همچنین    تمام بازارهای کار و نظام های اجتماعی کشورهای عضو اتحادیه باید مورد تجدید نظر قرار گیرند. یعنی آگندای(وظائف فوری) 2010 که شرودر در دوره زمامداری خود به اجرا گذاشت در اروپا به اجرا در آید. جای شگفتی نیست اگر می بینیم که شرودر، عضو کمسیون، پیشنهادهای مرکل را برای  در هم آمیزی اروپا تقریبا بدون کم و کاست تایید می کند. وی می گوید» آلمان و فرانسه با نقشه ایجاد یک دولت اقتصادی اروپائی، سیگنالی قدرتمند داده اند. راه درست همین است».

Advertisements

3 پاسخ

  1. ba salam vadorood beh shoma man fekr mikonam keh hameh in janjajalna vabohranha ra uk bevojood miavarad chon az ebteda ba yeki shodan europ mokhalef bood va hata hazineh toonel manch ra tamaman be ohdeh franceh gozasht va sahm khod ra nadad va bayad moshkel ra az taraf uk hal kard

  2. سلام .مثل همیشه گلچین کرده اید .راستش حرف زیاد است .اما دو مورد خیلی توجه من را جلب کردند .۱- مورد » گرهارد شرودر «واقعا گاهی اوقات بر بازیهای این چرخ گردون لعنت می فرستم .چند سال پیش روزی که در مطب دکتر در اتاق انتظار نشسته بودم . برای وقت کشی و سرگرم شدن شروع به ورق زدن مجله های روی میز کردم .در یکی از آنها به مطلب نسبتا زیادی تحت عنوان خاطرات شرودر بر خوردم . که در آن از زندگی خودش و اینکه در خانواده فقیری بدنیا آمده سخن گفته بود .در یکی از پاراگراف ها به دوران دانشجویی خودش و اینکه در تظاهرات علیه شاه ایران شرکت کرده بود اشاره ای داشت .و در پایان هم گفته بود .درست است که بر طبق شرایط موجود ما نمی توانیم آنطور که دلمان می خواهد حکومت کنیم و مجبور به زیر پا گذاشتن یکسری مسائل هستیم . اما بعضی پرنسیپ ها هستند که دیگر نمی شود آنها را نادیده گرفت .و ما بعنوان یک نیروی سوسیال دموکرات متعهد به اجرای آن پرنسیپ ها می باشیم .
    اکنون مایلم از آقای شرودر بپرسم : قربان شما حتی برای ته مانده پرنسیپ ها هم دیگر جایی باقی نگذاشتید !!!گذاشتید ؟ او در مصاحبه خود با اشپیگل خواستار اصلاحات گسترده در اتحادیه اروپا شده و اظهار داشت: آن اروپایی که من تصور آن را می کردم اتحاد محکمتری داشته و با عضویت ترکیه در این اتحادیه و مشارکت با روسیه کامل می شود.شرودر در بخش دیگری از این گفتگو انتقاد شدیدی به نقش انگلیس در اتحادیه اروپا وارد کرده و اظهار داشت: انگلیس بزرگترین مشکلات را برای اتحادیه ایجاد می کند. این کشور عضو منطقه یورو نمی باشد اما همواره درباره شکل گیری یک منطقه اقتصادی اروپایی اظهار نظر می کند و این دو با هم جور در نمی آیند. او همچنین با اشاره به رقابت های بین المللی قدرتهای نوظهور جهانی اظهار داشت: اروپا و کشورهای عضو این اتحادیه بین آسیا با رهبری چین و آمریکایی که به دنبال به دست آوردن دوباره قدرت است در حال غرق شدن در امواج بی مفهومی و بی اهمیتی است .و همچنین خواستار تعیین یک وزیر اقتصاد اروپایی مشترک شده که زیر نظر پارلمان اروپایی کار می کند و اظهار داشت: ما باید به این ترتیب انصراف از ملی گرایی را تمرین کنیم. آنچه که در پارلمانهای ملی ارائه می شود باید در پارلمان اروپایی به عنوان عالیترین مرجع صلاحیت رسیدگی شود. برای این منظور می توان یک کمیسیون ویژه پارلمان اتحادیه اروپا ایجاد کرد که از اعضای منطقه یورو تشکیل شده و این بازرسی را بر عهده می گیرند.
    ۲- مسئله بحران یورو که اشپیگل مطرح کرده . مرا بیاد مصاحبه جدید فریدمن انداخت . در این مصاحبه » توماس فریدمن» اقتصاددان معروف که به نظر من همان نقشی که آدم اسمیت در قرن هجدهم برای اقتصاد سرمایه داری بازی کرد ؛ او در این سالها برای نجات اقتصاد سرمایه داری با ارائه نظریات خود ایفا نموده است . اینگونه اظهار نظر می کند : اتحادیه اروپا و منطقه یورو ادعا می کنند طرح جالبی را به اجرا گذاشته اند: آنها یک واحد پولی مشترک برای تمام کشورهای اروپایی در نظر گرفتند اما به هر کدام از کشورها این اجازه را دادند که به تنهایی می تواند برای سیاستهای مالی و اقتصادی خود تصمیم بگیرد. این طرح برای کشورهایی مثل آلمان که به کار و صرفه جویی متعهد هستند بسیار خوب و بی نقص بود. اما برنامه های رفاهی گسترده ای که برخی کشورها اروپایی بدون در اختیار داشتن درآمد مالی حاصل از تولیدات داخلی به اجرا گذاشتند، آنها را با یک بدهی بسیار عظیم و غیر قابل بازپرداخت روبرو کرد.
    این کشورها بخش اعظم بدهی ها را به بانک های اروپایی بدهکار بودند. اتحادیه اروپا اکنون در فکر راه حل جدیدی برای آن دسته از کشورهایی است که بیشتر از توان مالی خود خرج کرده اند و اکنون دچار بدهی های سنگینی شده اند، مانند پرتغال، ایتالیا، ایرلند، یونان، و اسپانیا، پیدا کند.
    به طور قطع آلمانی ها به همکاری خود با اتحادیه اروپا ادامه خواهند داد، چرا که کمکهای مالی آنها همچنان به کشورهایی که نیازمند کمک های اقتصادی می باشند ادامه دارد. کشورهای شمال اروپا تلاش می کنند، با اعمال قوانین انضباطی، در کشورهای بحران زده شرایط اقتصادی بهتری را به وجود آورند.
    اما ریاضت اقتصادی در این کشورها تا چه زمانی می تواند ادامه داشته باشد، به خصوص اگر ناآرامی های اجتماعی به دنبال عمیق تر شدن رکود اقتصادی، بیشتر و بیشتر گردد؟ اکثر لندن نشین ها در پی بحران بیکاری و رکود اقتصادی به خیابان ها هجوم آورده اند. این شرایط یکی از راه هایی است که نهایتا به کوچک شدن و یا سخت گیر تر شدن اتحادیه اروپا می انجامد. و با این حساب در نهایت مصاحبه خود، فریدمن نتیجه می گیرد که فقط امریکا ست که نقطه اتکای اساسی و مهم در جهان است .پس باید در درجه اول به حل مشکلات بحران موجود در امریکا کمک کرد .تا در سایه آن بتوان مابقی مسائل بحران های جهانی را درمان کرد !!!!!!
    حالا با این تفاسیر،آیا واقعا می توان از سقوط یورو جلوگیری کرد ؟؟؟ ممنون از انتخاب و ترجمه خوب شما .

  3. سلام دوست گرامی
    ممنون از توضیحات مکمل و روشنگر شما.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s