» اردوغان» دزد سومی، که زد و برد


«اردوغان«

دزد سومی، که زد و بُرد

اشپیگل آنلاین ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

آخرین اقدام نظامی بزرگ نیروی دریائی ترکیه همان بود که ناو «پیروزی» انجام داد و گذرگاه آبی داردانل را مین گذاری کرد. در پی آن انگلیس و فرانسه، در بهار 1915، آنقدر کشتی از دست دادند که مجبور شدند عملیات دریائی را متوقف سازند و نیروی زمینی اعزام دارند: نتیجه آن شکست فاحش متفقین( انگلستان و فرانسه) در گالیپولی بود.

» نبرد گالیپولییا نبرد چاناق‌قلعه، نام جنگی است که در جنگ جهانی اول بین کشور عثمانی و نیروهای ائتلافی (انگلستان، فرانسه و آنزاک‌ها) در تنگه داردانل در گرفت. این نبرد که بیش از شش ماه طول کشید سرانجام در دسامبر سال ۱۹۱۵ به پایان رسید. در برخی کشورها مانند استرالیا، نیوزلند و ترکیه هر ساله، خاطره این نبرد گرامی داشته می‌شود.

در سال ۱۹۱۴ نیروهای متفقین، به فکر تصرف تنگه داردانل افتادند، اما با اعلام بی طرفی دولت عثمانی، این حمله‌ صورت نگرفت. اما پس از ورود دولت عثمانی به جنگ، وینستون چرچیل که در آن زمان وزیر دریانوردی انگلستان بود، به نقش کلیدی این منطقه برای تسخیر استانبول اشاره کرد و در نهایت توانست نظر خود را به کابینه و ارتش انگلستان بقبولاند. هدف این نبرد به زانو درآوردن عثمانی و امکان ارتباط نزدیک‌تر با روسیه بود.

نخستین بار، در نوزدهم فوریه ۱۹۱۵، ناوگان دریائی مشترک انگلستان و فرانسه با محاصره منطقه، به مدت یک ماه نیروهای عثمانی مستقر در دو سوی تنگه را گلوله باران کردند. نبرد ۱۸ مارس، آخرین برگ این حمله بود که نتیجه را در پایان به سود عثمانی‌ها رقم زد. متفقین در این روز تمام نیروی خود را به کار بستند تا کنترل تنگه داردانل را به دست آورند اما با دفاع عثمانی‌ها، دست آخر هفت کشتی آنان در این روز غرق شد که منجر به عقب‌نشینی این نیروها شد.

متفقین برای جبران این شکست و اعاده حیثیت، تدارک نبرد همه جانبه‌ای را با حضور نیروی دریایی و زمینی دیدند. در ۲۵ آوریل، لشکر هفتاد هزار نفری متفقین، در چاناق‌قلعه پیاده شدند و آنان را ۱۰۹ ناو جنگی و صدها شناور دیگر از دریا حمایت کردند. این نبرد چندین ماه به طول کشید و با دفاع سرسختانه عثمانی‌ها روبرو شد. سرانجام، به دلیل تلفات سنگین، نیروهای متفق در ماه دسامبر آغاز به تخلیه منطقه کردند و کنترل منطقه در دست عثمانی باقی ماند.

برخی منابع مانند [۱] تعداد کشته شدگان این جنگ را نیم میلیون نفر نوشته‌اند، اما بر اساس [۲] شمار کشته شدگان و مجروحان روی هم نیم میلیون نفر بوده‌است که تقریباً دو طرف به اندازه برابر کشته و زخمی داده‌اند. تعداد کشته‌های عثمانی و متفقین به ترتیب ۸۶ و ۴۴ هزار نفر بوده‌است. زخمی شدگان نیز به ترتیب ۹۷ و ۱۶۴ هزار نفر بوده‌اند که جمع تلفات (کشته شدگان و زخمی‌ها) به بیش از نیم میلیون نفر می‌رسد«.

 (ویکیپدیا فارسی).

اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در این روزها هدیه ای به نیروی دریائی خود اهداء کرد: فقط اعلام این که دومین کشتی امداد برای غزه با کشتی های جنگی اسکورت خواهد شد سبب شده است که ترکیه در جهان اسلام سخت مورد ستایش و احترام قرار گیرد.

اردوغان اهل دل به دریا زدن نیست. او اهل حساب و کتاب است و کارش دقیقا از روی حساب است. دقیق تر از اسرائیلی ها. آمریکا ضعیف شده، کشورهای عربی در جوش و خروشند.

در شرق مدیترانه جهت باد تغییر کرده است و نخست وزیر ترکیه آن را شناخته است. او ترکیه را به مسیر تازه ای هدایت می کند، در حالیکه اسرائیل با توفان دست به گریبان است، اینک اسرائیل می خواهد با یک قطب نمای سیاسی که در گذشته اسرائیل را از مسیر منحرف کرده است، راه به عصرجدید پیدا کند. این کار بجائی نخواهد رسید و زیان آن را مردم اسرائیل باید تحمل کنند.

بی توجه به تناسب

یک سال پیش که نیروهای امنیتی اسرائیل ، در آبهای بین المللی، کشتی مرمره را تسخیر کردند و هشت تن از اتباع ترکیه و یک آمریکائی را کشتند، در واقع دولت اسرائیل همان کاری را کرد که از زمان جنگ شش روزه در 44 سال پیش، کرده است، یعنی : برای به کرسی نشاندن امری که فکر می کند منافع اسرائیل در آنست، بدون در نظر گرفتن تناسب هر ابزاری را که خواسته بکار گرفته است. و این بار هم، مثل اغلب موارد پیشین، ضربه سنگینی به این علائق وارد آورد: مناسبات با ترکیه، که خواه ناخواه ملتهب بود، فعلا تا مدت زیادی به هم خورده است. اسرائیلی ها با یک بی خیالی تصور ناپذیر مناسبات خود را با مهمترین شریک خود در منطقه خراب کردند. آنها در سال 2008 نیزاردوغان را سخت رنجاندند، باین صورت که اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در آن زمان ، برای دیدار به آنکارا رفت و با همکار ترک خود در بارۀ همه چیز صحبت کرد جز در بارۀ حمله بزرگ اسرائیل به غزه که اندک زمانی بعد صورت گرفت. رفتار متکی بر اعتماد با دوستان شکل و شمایل دیگری دارد.

وقتی شورش مردم کشورهای عربی در بهار سال جاری آغاز گشت، اسرائیل بدون لحظه ای تامل ، از همان آغاز نشان داد که که ترجیح می دهد باز هم مبارک در راس کار بماند و این چه سیگنال فاجعه آمیزی بود برای مردم کشورهای عربی  که در آستانه سرنگون سازی دیکتاتور قرار داشتند! چقدر مدبرانه تر بود اگر اسرائیل موقعیت را درک می کرد و برای آغازی دوباره در روابط اعراب و اسرائیل، دست دوستی بسوی شورشیان دراز می کرد! ولی این کار در صورتی میسر بود که اسرائیل در سالهای پیشین مسئله خود را با فلسطینی ها حل کرده بود، ولی در آنجا هم دولت اسرائیل خرابکاری کرده بود. ایجاد دوکشور در خاک فلسطین، که امروز در سراسر جهان بعنوان یگانه راه حل این مسئله دائمی نگریسته می شود، باز هم در مد نظر قرار ندارد. این سماجت سیاسی اسرائیل یک نوع سماجت پاتولوژیک( بیمار گونه) است. اسرائیل از آینده می ترسد و پاسخ دیگری هم غیر از متوسل شدن به زور ندارد.

غرب به ارزش های خود معتقد نیست

باحتمال بسیار زیاد فلسطینی ها روز 20 سپتامبر، در اجلاس عمومی سازمان ملل تقاضا خواهند کرد برسمیت شناخته شوند. و درخواستی که، در حقیقت همه آن را به حق می دانند، تحت رهبری آمریکا رد خواهد شد. غرب با این کار دوباره ثابت خواهد کرد که خودش به حرف خودش اعتقاد ندارد. و مردان جوان در قاهره و عمان، در غزه و تریپولی، درسی را که باید از این رفتار بگیرند خواهند گرفت

اسرائیل فرصت چندانی ندارد. تضمین آمریکا اعتبارش را از دست می دهد. آمریکا نه توانست مانع بالا گرفتن دعوا میان ترکیه و اسرائیل گردد و نه جلوی یورش به سفارت اسرائیل در قاهره را بگیرد. دوستان اسرائیل در اروپا هستند. ولی آنها هم نمی توانند به اسرائیل کمک کنند، اگر باهمسایگانش یا حتی با ترکیه، روی به جنگ و ستیز آرد. و دیگر فرقی هم نمی کند که این سیاست ناشی از لجاجت، خودپسندی،خودبزرگ بینی، ناشیگری و یا ترکیبی از همه اینها بوده است.

با تحلیل رفتن قدرت آمریکا اسرائیل چاره ای ندارد جز صلح با فلسطینی ها. در نظام آتی جهان مسئله خاور نزدیک دیگر نقش مهمی بازی نخواهد کرد.چینی ها اعتنائی به اسرائیل ندارند.

http://www.spiegel.de/politik/deutschland/0,1518,786383,00.html

Advertisements

9 پاسخ

  1. پیام مقاله را متوجه نشدم.نقش اسراییل در تأثیر گذاری بر تحولات کشورهای عربی،به ترکیه منتقل میشود ،پیام اصلی باید این باشد ولی متأسفانه مقاله ،استقلال رأی ترکیه را القا میکند

  2. دذد اول ودوم کی

    مدت ها طول خواهد کشید شاید یک قرن که مصر از دست اخوان مسلمین نجات پیداکند

    وفکر میکنم پس از مدت کوتاهی مثل ملت ایرانکه خدا بیاموز شاه از زبا نشان نمی افته

    خدا بیاموز را شروع خواهند کرد

  3. «،….پیام اصلی باید این باشد ولی متأسفانه مقاله ،استقلال رأی ترکیه را القا میکند» چرا متاسفی.بنظر من نباید متاسف بود واصولا این دیدگاه که ترکیه نوکری امریکا در منطقه را عهده دار است بسیارکودکانه و غرض ورزی ناشی از خود تحقیری ماست. بنظر من ترکیه بسیار اصولی و همگام با منافع ملی خود به موازات خواسته های منطقه عمل میکند.

  4. جواد جون یه بار دیگه ولی با دقت بیشتر بخون عزیزم نه پیام و نه برداشتت دفیق نیست . اگه لازم بود میتونیم بیشتر صحبت کنیم. علی

  5. واقعیت این است که یک جنگ زرگری تمام عیار بین ترکیه و اسرائیل در جریان است،ترکیه عضو پیمان ناتو است و نمیتواند سیاستی مستقل از ناتو اتخاذ کند. هدف از این «جنگ» اساسا، جلب توجه خاورمیانه «مسلمان» بسوی ترکیه است که صهیونیستهای اسلامی بر آن حاکمرانی می کنند.
    این هیاهوی بظاهر ضد اسرائیلی ترکیه می تواند با به صف کردن نیروهای آزادیخواه خاورمیانه در پشت ترکیه، آنها را به سمت دلخواه امپریالیسم غرب هدایت نماید.
    در شرایط تعمیق روزافزون بحران ساختاری و رکود اقتصادی سرمایه داری، جنگ و بی ثباتی، دامن زدن به تشنج و ناامنی در منطقه نفت خیز خاورمیانه، احتمالا مطمئن ترین گزینه امپریالیسم جهانی است که ترکیه برای دامن زدن به آن ،وارد میدان رجزخوانی با اسرائیل شده است.
    ترکیه سعی و همت خود را بر بدست گرفتن رهبری جهان اسلام قرار داده و برای آمریکا و غرب چه چیزی بهتر از این که یک دوست این رهبری را داشته باشد. برخورد ومخالفت های ظاهری با اسرائیل در جهت پیشبرد این سیاست است. در جهان عرب این موضع گیری ها ،اردوغان را در نظر بعضی ها به قهرمان تبدیل کرده است.
    ترکیه نمی تواند به مخالفت با امپریالیسم غرب و اسرائیل برخیزد، زیرا که اقتصادِ آن که در سالهای اخیر بسیار رشد یافتۀ ،بر پایه های همکاری و اتکاء به غرب بنا شده است. اگر غرب یا اسرائیل اراده کنند چیزی از اقتصاد ترکیه باقی نمیماند و اینرا اردوغان بهتر از هر کسی میداند.
    فریب نمایش های ظاهریِ مخالفت با اسرائیل را، که به درستی باید جنگ زرگری نامیده نخوریم. سپر دفاعی ناتو شاهدی بر این گفتار است.

  6. .قتی نادانی برجامعه ای حکمفرما باشد هر بلائی ممکن است برآن جامعه نازل کرد آیا تحمیل حکومتی مانند ولا یت فقیه ممکن است بر مردم سویس هم تحمیل کرد که قطعا جواب منفی است اما برمردم ایران تحمیل شد .
    اگر بر جنبش آزادیخواهی منطقه همین رود که بر مارفت چند ان غیر عادی نیست زیرا سطح دانش وبینش ما مردم منطقه بسیار پائین است که ارآن غارتگران جها نی به سود خود وبضرر منطقه استفاده میکنند .
    همیشه بمرگمان میگیرند تا به تب راضی شویم که تب هم آنقدر بی درمان میما ند که مجددا به مرگ گرفته شویم برای فرار از این دور وتسلسل نکبت بار باید تلاش کنیم تا سطح فرهنگ مردم را بالا ببریم ولی بدانیم که خودمان هم به یاد گرفتن نیاز داریم واینرا بدانیم که هرکس که نداند و بداند که نداند ممکن است بسر مقصد منرل برسد .

  7. پور نا امید

    سلام . به نظر من هم این دعواها تا حدی ساختگی است .در شرایطی که انقلاب مردم مصر به سوی رادیکالیزه شدن پیش می رود . و امپریالیسم فعلا نتوانسته همان بلایی که بر سر انقلاب مردم ایران آورد ( با پا دادن به یک نیروی مذهبی خرده بورژوای سنتی ؛ که از خیلی از نیروهای مترقی آن دوران از لحاظ ایدولوژی طبقاتی عقب تر بودند ) آن را منحرف کرد ؛ بر سر این انقلاب مصر بیاورد . احتمال اینکه در مصر و پس از آن شاید تمام شمال آفریقا نیروی جایگزین یک نیروی ملی و نسبتا خالص باشد . زیادتر گشته . و همین سبب هول و هراس آقایان شده است ! با توجه به نقش کلیدی مصر وپیمان صلح آن با اسراییل و همسایگی آن با اسراییل ؛ طبیعی است که صهیونیسم و امپریالیسم نمی توانند به شرایط بی اعتنا باشند . بایستی هر چه زودتر دست به کار شده و راه نجاتی بیابند .و اینک دست آنها از آستین اردوغان بیرون آمده . مگر ما فراموش کرده ایم چه نیرویی عبدالله اوجلان رهبر پ. ک.ک را لو داده و دست بسته تسلیم نیروهای ارتش ترکیه کرد ؟ این که دیگر امروز کاملا روشن و آشکار است که نیروهای موساد اسراییل و سیای امریکا با سازمان امنیت ترکیه برای دستگیری این مرد بزرگ با هم همکاری کردند .آن موقع آنها به کمک ترکیه شتافتند . اینک نوبت ترکیه است که میزان وفاداریش به درگاه امپریالیسم و متحد طبیعی آن صهیونیسم ثابت کند . چرا دقیقا می بایست در سفر به قاهره و دیدار با اخوان المسلمین ، اردوغان به حمله لفظی به اسراییل بپردازد !!!! آیا اینکه ترکیه خود را طرفدارفلسطین مظلوم جای بزند و با اتوریته رهبری جهان اسلام و ماسک مبارزه با اسراییل . کمک بزرگی به اخوان المسلمین نکرده ؛ تا با حمایت تبلیغاتی ترکیه و در لفافه مبارزه با اسراییل توده عوام مسلمان را به سوی خود جذب نموده و سکان رهبری انقلاب کامل نشده مصر را بر دست گیرند ؟ و همان کنند که سی و اندی سال پیش با انقلاب مردم ایران کردند ؟ نیروهای مذهبی ارتجاعی از طالبان در افغانستان گرفته تا خود انقلاب ایران و بعد عراق و اینک انقلابهای شمال آفریقا همیشه در خدمت اهداف امپریالیسم حرکت کرده اند . ممنون از شما جناب نافعی و خسته نباشید .

  8. با درود به جناب نافعی. شاید ترکیه بدلیل وابستگی به امپریالیسم جهانی و با عضو شدن در ناتو کمی از مشکلات اقتصادی خود را پوشش دهد اما این رمز پیروزی نیست . ژاپن بدیل بدیست . مردم ان طی این سال ها در برابر ارتش امریکا تحقیر شده اند و می شوند مانند پادشاهان عقب مانده عربستان که صد درصد وابستگان و سگ های زنجیری ان هستند . و بسیار ی از کشور های دیگر . برای امپریالیسم جهانی خصوصا انگلیس و امریکا و فرانسه هرکس سگ شکارشان باشد به انها صنایعی خواهند داد مانند کره و هر جا کسانی مخالف انا ن باشند تحریم می شوند. من ترکیه و کشور های وابسته به حوزه امپریالیست ها را موفق نمی بینم. چون با این تصور لیبی و مصر و تونس و ایران زمان پهلوی باید از همه موفق تر می بودند و می بودیم . سرمایه های انحصاری و شرکت های فراملی روزی ترکیه و کشور های وابسته به خود را چون سگ شکاری به بازی می گیرند. باید ببینیم اپوزیسیون چپ در ترکیه در بارۀ این روش کشورداری اردوغان چگونه فکر می کنند. این حق برای مخالفین محفوظ است که در مورد ناتو و کشور های وابسته به امپریالیسم نظر بدهند . این کشورها تابع سیاستگذاری های صندوق بین المللی پول بوده و هستند. یونان وابسته به اتحادیه اروپا و کشور های امریکای لاتین راهی را رفتند که ترکیه می پیماید . جوجه را اخر پاییز می شمرند.

  9. دوستان! تصور مي كنم كه بايد چشم ها را شست و جور ديگر بايد ديد! به نظر من يك مساله اينك قطعي است و آن اين كه ديگر امپرياليسم نمي تواند مانند سابق حكومت كند. بگذاريد كمي متفاوت بيانديشيم. تفكرات ناشي ازتئوري توطئه و يا خدايگان پنداشتن كشورهاي قدرتمند ديگر كهنه شده اند. ورود بازيگران جديد به عرصه جهاني مانند چين، هند، برزيل و بويژه اخيرا تركيه و ايجاد بلوك هايي مانند پيمان شانگهاي كه روسيه درآن نقشي جدي و مهم را ايفا مي كند؛ شكست سخت نظام تك قطبي كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي، ايالات متحده با پندار فاتحانه و به رهبري تندروترين محافل صهيونيست ومحافظه كار امپرياليستي به دنبال آن بود؛ نقش پررنگ شبكه هاي مجازي كه پديده نويني در رهبري همگاني است، بالارفتن آگاهي دمكراتيك مردم جهان و عدم پذيرش جدي سياست هاي استعمارنو و… همه و همه نشان از آن دارد كه وضعيت جهان ديگرگون شده و به سرعت درحال دگرگون شدن است. نتايج فروپاشي دنياي جنگ سرد امروز به تدريج آشكار مي شود.
    صد البته كه هر كشوري به دنبال منافع خويش است. دنيا صحنه شطرنجي است كه هركس براساس انديشه خود براي برنده شدن بازي مي كند. فقط خيانتكاران ووطن فروشانند كه منافع ملي خود را به دشمنان خود مي فروشند يا بي خرداني كه با ترجيح منافع شخصي خود برمنافع مردماني كه به زور برآنان حكومت مي كنند انديشه هاي نادرست خويش را تحميل كرده كشورشان را به ورطه هايي دهشتناك فرو مي غلتانند.
    دراين كه حكومت امروز تركيه يك حكومت ملي است ترديدي نيست ازين رو بديهي است كه آنان براي افزايش عرق ملي كشورشان امپراتوري عثماني را علم كنند همان گونه كه درايران، مشايي گرايان ناشيانه و با زبان الكن از كوروش سخن مي گويند كه به لحاظي نماد نهان امپراتوري قدرتمند پيش ازاسلام ايران است زيرا آنان به فراست دريافته اند كه دوران افسانه هاي عدالت خواهانه ولايت فقيه با الهام از حكومت ها ي صدر اسلام با گرايش هاي تند عرب گرايي پايان يافته و حتي قهرماني هاي بزرگان دين نيز به واسطه عملكرد خاينانه رهبران جمهوري اسلامي در نزد مردم حتي مذهبيان چندان جاذبه اي ندارد!
    عنوان مقاله بسيارجالب وزيركانه است. اردوغان فرصت طلب بزرگي است كه ضعف هاي كنوني قدرت هاي جهاني را دريافته و همچنين دريافته است كه بازي درحال عوض شدن است. مقايسه سياست هاي او با آنچه كه جمهوري اسلامي با انقلابي نمايي مي خواهد در برابر اسراييل براي خود امتيازاتي دست وپا كند بسيار متفاوت است و مانند روز روشن است كه اينك با حمله هايي حساب شده و يارگيري هاي درست در منطقه و بلكه درجهان درارتباط با اسراييل دست بالا را داشته باشد. به نظرمن وقايع اتفاق افتاده در ماه هاي اخير و موضع گيري هاي آمريكا وكشورهاي غربي در مورد ديكتاتورهاي منطقه و جهت گيري موافق با بهار عربي درمنطقه از سوي آنان وضعيت تاريخي استثنايي را ايجاد كرده كه امريكا وقدرت هاي جهاني را در برابر انتخاب بسيار دشواري قرار داده است بدين ترتيب با طرح استقلال دولت قانوني فلسطين در سازمان ملل كه يك فرصت طلبي درست و حساب شده از سوي رهبران فلسطين است، تركيه با يك موضع گيري صحيح ويارگيري دقيق، منطقي و به موقع چنان عمل كرده است كه اگر طرح استقلال فلسطين در سازمان ملل موفق شود، برنده بازي اي خواهد بود كه جمهوري اسلامي ميليون ها دلار تاكنون براي آن خرج كرده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s