ترکیه، قیچی بدست چنگ به ریش دولت اسرائیل زده


ترکیه، قیچی بدست

چنگ به ریش دولت اسرائیل زده

نویسنده :مراد چاکر- یونگه ولت

گزینش و ترجمه: رضا نافعی

ترکیه از شدت غرور نزدیک به انفجار است. و اگر کسی در این مورد تردید داشته از هنگام حضور عبدالله گل در آلمان، تردیدش بر طرف شده است. به نظر عبدالله گل » نفوذ ترکیه بقدر نفوذ مجموع اتحادیه اروپاست» و او  هدف استراتژیک ترکیه را نیز برجسته ساخت که عبارت است از «دست یافتن به مسئولیت بین المللی «. وولف، رئیس جمهور آلمان، نیز  بر «نقش بین المللی ترکیه که افزایش یافته» تکیه و ترکیه را بعنوان » یک کشور مدرن و سکولار و سرمشق برای کشورهای عربی» توصیف  کرد….

دیر زمانی اسرائیل و ترکیه شرکای استراتژیک محسوب می شدند. این همکاری در سال 1998 با مانور نیروی نظامی دو کشور که نیروی نظامی آمریکا هم به آنها پیوست، گسترش یافت. ولی از سال 2002 که حزب «عدالت، رفاه و پیشرفت» زمام قدرت را در دست گرفت، استراتژی ترکیه در اتحاد با اسرائیل تغییر کرد.

این تغییر ارتباطی با  اسلامگرائی  درون حزبی نداشت، بلکه ناشی از ساختار گرد گرفته و کهنه ارتشی و اداری ترکیه بود که دیگر پاسخگوی نیازهای برخاسته از  نظم نو در خاورمیانه نبود.

تردیدی نیست که رژیم سرمایه داری نظامی ژنرالهای ترکیه، دیرزمانی برای دفاع از علائق آمریکا در منطقه مفید بود. و آنها توانستند با استفاده از جنگ علیه جنبش آزادی بخش کرد، دومین قدرت نظامی ناتو را مدرن کنند. برای رسیدن به این هدف همکاری نظامی با اسرائیل وسیله مناسبی بود.

 از همان سالهای دهه 50 قرن گذشته، آمریکا سرآمدان دو کشور را به همکاری با یکدیگر تشویق می کرد. این تشویق سبب شد که در سال 1958 قراردادی برای همکاریهای استراتژیک میان ترکیه و اسرائیل منعقد گردد که البته عمر زیادی نیافت. در سالهای 60 مسئله قبرس و نیاز ترکیه به نفت کشورهای عربی تغییراتی در سیاست خارجی  ترکیه پدید آورد. از این رو از سال 1966 ترکیه سیاست قبلی خود را در برابر اسرائیل تغییر داد و جامه مدافع علائق فلسطین را در بر کرد. این سیاست در 12 سپتامبر 1980 که نظامیان با یک کودتا قدرت را بدست گرفتند، عوض شد. » جنگ سرد»، انقلاب ایران و علائق استراتژیک غرب همکاری جدی تر میان ترکیه و اسرائیل را ضروری ساخته بود. این مناسبات به این صورت ادامه یافت تا سال 2011 که ورق برگشت و نقطه عطف تازه ای در این مناسبات  دو کشور روی نمود.

با روی کار آمدن حزب » عدالت، رفاه و پیشرفت » داستان موفقیت نوین ترکیه نیز آغاز شد. پس از بحران مالی سال 2001، دولت » اجویت » در ترکیه با پشتیبانی  صندوق بین المللی پول و بانک جهانی  دست به انجام یک سلسله اقدامات سخت و نفس گیر اقتصادی زد که «حاصل» آن نصیب حزب «عدالت، رفاه و پیشرفت» شد. روند نزدیکی به اتحادیه اروپا، رشد اقتصادی بالا، عضویت در گروه کشورهای موسوم به » جی 20 » و رشد اهمیت استراتژیک ترکیه، موقعیت حزب  مذکور را تحکیم کردند.

افزون بر این، حزب «ع. ر.پ. » موفق شد سیاست اقتصادی خود را با استناد به منابع اسلامی مشروع جلوه دهد و پشتیبانی از جنگهای ناتو را در جهان اسلام  بعنوان «ضرورت یک سیاست خارجی اسلامی» به رأی دهندگان خود بقبولاند. حزب رجب طیب اردوغان با «انقلاب منفعل» خود در کار تحکیم تدریجی سرکردگی  اجتماعی خود بود. به این صورت بود که افسانه  «اسلام میانه رو، امکان ترکیب دین و دموکراسی » متولد شد.

با افزایش تعداد رأی دهندگان و حمایت آنها حزب «ع.ر.پ. » موفق شد دست در ترکیب رهبری ارتش ببرد و نفوذ آن را پس براند. برداشتن این گام همواره از پشتیبانی عملی هر حکومتی که در آمریکا بر سر کار بود، نیز برخوردار بود. حزب مذکور با تکیه بر اکثریتی که در پارلمان داشت موفق به تغییر آن دکترین نظامی شد که تا آنزمان اعتبار داشت. و در سال 2007 در پی موفقیت دوبارۀ حزب در انتخابات، نبرد قدرت تشدید شد.

ترکیه می رفت تا به یک قدرت منطقه ای تبدیل گردد و می کوشید تا در چالش های منطقه ای نقش «میانجی» را ایفا کند. در عین حال سیاست خارجی خود را به سوی سیاست «امپریال» سوق داد؛ با هدف دریافت » سهمی از شیرینی » .

این سیاست خارجی «امپریال » تغییراتی را در سیاست داخلی ضروری می ساخت که عبارت بود از ایجاد یک دستگاه پلیسی با خصلت های نظامی، بستن دست قوه قضائیه و تسلط بر رهبری ارتش. از این لحظه دستور کار در عرصه سیاست خارجی  عبارت بود از: «نداشتن مسئله با همسایگان». ازین پس ترکیه هر جا که در منطقه چالشی پدید می آمد، بعنوان میانجی به میان می آمد تا بتواند استحقاق دعوی خود را برای بکرسی نشاندن قدرت محلی خود مشروعیت بخشد.

اردوغان می خواست در چالش اسرائیل ـ سوریه هم خود را بعنوان میانجی عرضه کند. به هر حال ترکیه توانست  با ایران  و حتی دشمن دیرین خود «ارمنستان »  و نیز یونان مناسبات حسنه بر قرار سازد. البته قابل پیش بینی بود که اسرائیل نمی تواند با این بلند پروازی های ترکیه موافق باشد. در سال 2008  اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در آن زمان، پیشنهاد اردوغان را رد کرد. اردوغان از اولمرت خواسته بود که موانع موجود در راه مذاکرات صلح را » شخصا بر طرف سازد». ولی روز بعد از این دیدار ارتش اسرائیل به نوار غزه حمله کرد.

آنکارا عملیات » سرب مذاب » را پاسخ اسرائیل به خواست های خود تلقی کرد. در مناسبات اسرائیل ـ ترکیه دوران یخبندان آغاز شد. آز آن پس لحن ترکیه در برابر اسرائیل پیوسته تند تر و تند تر گشت.

این بحران مناسبات، در سی ام ژانویه 2009 ، در کنفرانس اقتصادی سران کشورها در «داووس ـ سوئیس»  به آبروریزی کشید. اردوغان در حین بحث با شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل، با عصانیت صحنه را ترک کرد. و در همان شب، در ترکیه مورد استقبال پرشور هواداران خود قرار گرفت.

اما همه اینها تبعاتی برای مناسبات دو کشور در بر نداشت. بویژه همکاری نظامی  نه تنها همچنان ادامه یافت، بلکه سفارشات به اسرائیل از سابق هم بیشتر شد وهمکاریهای اطلاعاتی حتی عمیق تر هم گشت.

حتی تحقیر سفیر ترکیه در 11 ژانویه 2010  و سپس حمله به کشتی «مرمره» که طی آن 9 نفراز مسافران کشتی کشته شدند، غیر از تشدید لحن علیه اسرائیل و این که ترکیه روابط سیاسی خود را با اسرائیل قطع خواهد کرد، هیچ اتفاقی در پی نداشت. حزب » ع.ر.پ.» نخست اعلام کرد که قراردادهای موجود را مورد بازبینی قرار خواهد داد و مانوری را که قرار بود صورت گیرد، لغو کرد. ولی هنوز وقت مناسب نبود.  ـ اطلاعیه سرفرماندهی ارتش ترکیه توضیح داد که » برای مدرن کردن هواپیماهای F4   و  F5 و تانک های M 60  خود به وسائل یدکی ساخت اسرائیل نیاز داریم. از این رو ادامه همکاری ضرورت دارد.»

هنوز گارد قدیم رژیم، ژنرال های کمالیست، به دلائل استراتژیک مخالف قطع مناسبات بودند. ولی با استعقای سرفرمانده ارتش ترکیه در 11 آگوست 2011 آخرین مانع نیز برطرف  شده بود. حال دیگر راه برای رسیدن  نوعثمانی ها  به  ویار امپراتوری باز شده بود. با انتشار گزارش پالمر در 1 سپتامبر 2011 در نیویورک تایمز کلید حمله زده شد.

ولی هیچ چیز چنان که می نماید نیست. بنظر می رسد بحران کنونی مناسبات اسرائیل ـ ترکیه  پر از تضاد است. از این رو ضروری است که سکه را از جوانب مختلف آن بنگریم.

یک روی سکه این است که هر دو کشور بدلیل وضع خاصی که دارند بهم متصل هستند. این دو مشابهتی به دیگر کشورهای خاور نزدیک ندارند. از » نوعی دیگر » هستند. در حالی که  به اسرائیل بعنوان یک کشور اروپائی نگریسته می شود، ترکیه ـ کم و بیش ـ یک جمهوری مدرن محسوب می گردد که هیچ گاه بخشی از جهان عرب نبوده است.

افزون بر این علائق اساسی دو کشور در مورد موجودیت جغرافیای سیاسی آن دو مشابه یکدیگر است. به این معنی مسئله کردها چشم اسفندیارترکیه است و اسرائیل هم بدلیل برخوردش با فلسطینی ها می رود که خود را بکلی منزوی کند.

دیگر این که هر دو کشور وابسته به غرب هستند. اگر سرمایه گذاری های غرب به این دوکشور قطع شود، فاتحه اقتصاد آنها خوانده شده است. پیوند تنگانگ با ناتو، آمریکا و بخش کانونی اروپا، برای اسرائیل و ترکیه ، از مصالح عالیه بشمار می رود، حمایت از استراتژی جهانی غرب  و پیوند با آن از اصول ثابت سیاست خارجی دو کشور است. خروج از نظام سیاسی غرب برای هیچ کدام از دو کشور مطلقا مطرح نیست.

مبلغان حکومت «ع.ر.پ.» از تاکید بر این نکته خسته نمی شوند که آنها مخالف حکومت  اسرائیل هستند، نه مخالف اسرائیل. بنا براین باید اینطور نتیجه گرفت که بحران کنونی  بحران میان دو حکومت است نه میان دو دولت، یا دو کشور. اسرائیل و ترکیه هر دو در یک قایق نشسته و در آبهای خطرناکی شناورند، هیچ یک از آن دو قادر به ترک  این قایق نیستند.

این بحران دلائل گوناگون دارد. یکی از آنها خود حکومت اسرائیل است. ایالات متحده از حکومت  تندروان در اسرائیل راضی نیست. سیگنال هائ واشنگتن حاکی از آنند که واشنگتن حکومت ائتلافی نتانیاهو ـ لیبرمان را برای ثبات منطقه و در نتیجه برای علائق استراتژیک خود خطرناک می بیند. ولی دستانش بسته است، زیرا وضع داخلی آمریکا امکان عمل را از پرزیدنت اوباما سلب کرده است.

در اینجا  حرب » عدالت، رفاه و پیشرفت »  وارد بازی می شود: این حزب می خواهد با نشان دادن ضعف حکومت اسرائیل ثابت کند که ترکیه عامل بهتری برای حفظ  ثبات و در نتیجه شریک تواناتر استراتژیک برا ی غرب است و می داند که از حمایت آمریکا هم برخوردار است، بویژه از آن رو که می تواند در برابر اسرائیل بایستد و با وجود محبوبیت در کشورهای  عربی آماده دفاع از منافع آمریکا هم هست.

تصمیم واشنگتن مشخص شده و ترکیه ترجیح یافته است. سپرهای دفاعی ناتو در ترکیه مستقرخواهد شد. تر کیه هم می خواهد و هم می تواند برای  تمام اقدامات به میدان آید و با جهان اسلام  هم ارتباط های  عالی  دارد، ارتباط هائی که با رو در روئی با اسرائیل پیوسته عمیق تر هم می شود. از این منظر ترکیه بهترین دستیار برای  بکرسی نشاندن علائق آمریکا در منطقه است.

در اینجا اهداف استراتژیک آمریکا و ترکیه همآنگ هستند. حکومت ائتلافی نتانیاهو ـ لیبرمان، هم مزاحم اشتیاق های ترکیه  است و هم اسباب زحمت برای آمریکا که خواستار    ثبات  در منطقه است. آمریکا در موقعیتی قرار ندارد که بتواند به فشار بر نتانیاهو را زیاد کند، انجام این وظیفه را اردوغان بعهده گرفته است

مهمترین دلیل بحران کنونی، تلاش ترکیه برای بدست گرفتن رهبری در منطقه است. ترکیه می خواهد خلاء قدرتی را که در اثر تحولات اخیردر کشورهای عربی پدید آمده است، با بازی با ورق ضد اسرائیلی پر کند. تردیدی نیست که حکومت کنونی اسرائیل با رفتار لجوجانه و خطاهای نابخشودنی خود، کار را بر اردوغان و بازی او را با این ورق آسان کرده است.

البته نمی توان گفت که اگر در اسرائیل حکومت دیگری بر رأس کار بود، بازی چگونه می شد، ولی احتمالا کار به اینجا نمی رسید. اما، به هرحال، کار به اینجا رسیده و ترکیه هم استفاده های عدیده از این بحران می کند.

از جمله این که موضع گیری ضد اسرائیلی سرپوشی شده است برای پوشاندن اهمیت استقرار سپر موشکی ناتو در ترکیه. درست است که فعلا فقط سیستم رادار مستقر می شود ولی روزنامه های ترکیه هم اکنون خبر از طرح هائی برای استقرار سیستم های تسلیحاتی دیگری نیز می دهند که دارای اهمیت استراتژیک هستند ، سیستم هائی که هدف همه آنها ایران است. ترکیه  با سیاست ضد اسرائیلی خود می تواند این انتقاد را که عامل اجرای علائق ناتو  وغرب شده است به آسانی  دفع کند.

افزون بر این، سخنان تندِ ضد اسرائیلی  توانسته در کشورهای عربی  محبوبیت زیادی برای ترکیه  بوجود آورد و پرتوی مشعشع بر اردوغان افکند. حزب » ع.ر.پ.» می داند بدون داشتن محبوبیت در کشورهای عربی سیاست امپریالیستی آن حزب نمی تواند شکوفا گردد ومی داند بدون دشمنی با اسرائیل محبوبیتی در کار نیست و بدون این محبوبیت خبری از هدایت افکار نخواهد بود ــ  عمل کرد سیاست قدرت به همین سادگیست.

یکی دیگر ازموارد استفاده از بحران، منابع احتمالی گاز در بخش شرقی مدیترانه  و دعوا بر سر آنست. گزارش ها حاکی از آنند که درمنطقه Levente – Becken در حدود 3،5 بیلیون متر مکعب گاز قرار دارد. ناروشنی موجود در مورد مناطق اقتصادی، در قرارداد حقوق دریائی سازمان ملل که در سال 1982 منعقد شد، وضع را در بخش شرقی مدیترانه  پیچیده کرده است. همکاری کنونی  اسرائیل و قبرس برای استخراج منابع گاز  انگیزۀ اضافی دیگری برای شاخ و شانه کشیدن در آنکارا شده است.

در 22 سپتامبر 2011 ، اردوغان در سخنانی که در اجلاس عمومی سازمان ملل بیان کرد، تصریح کرد که او نه از بیان سخنان ضد اسرائیلی خود چشم خواهد پوشید و نه  سیاست ضد اسرائیلی خود را کنار خواهد نهاد. او در گفتگو با چارلی رز   Rose  ، خبرنگار تلویزیون از این هم فرا تر رفت و گفت : » اگر ضرورت ایجاب کند ما حملات اسرائیل را دلیلی برای جنگ خواهیم دانست.» وزیر نیرو و مواد خام حکومت اردوغان در برابر نمایندگان رسانه ها گفت : » فردا کشتی پژوهشی ما موسوم به » پیری رایس » عازم مناطق شرقی مدیترانه خواهد شد». و در حال حاضر چندین کشتی جنگی  و زیر دریائی  ترکیه در آن منطقه در گردشند.

حرف ترکیه جدی است و بنظر می رسد که فکر می کند برای «روز واقعه » خوب مجهز است. و در عین حال می خواهد با بنمایش گذاشتن قدرت نظامی خود به رخ بکشد که برای دفاع از منافع آمریکا از همه همآوردان نیرومند تر است.

چالش کنونی اسرائیل ــ ترکیه را باید در ارتباط با تغییرات رخ داده در حوزه مدیترانه و خاور نزدیک، منافع استراتژیک آمریکا، نبرد محلی برای استخراج منابع گاز و دعاوی ترکیه برای صدرنشینی دید. نکته ای را که نباید فراموش کرد این است که این هر دو کشور هم بیکدیگر نیاز دارند و هم این که هر دو در یک جبهه قرار دارند. سخنان سفت و سخت و ضد اسرائیلی اردوغان نمی تواند ناظران را گمراه کند.

تاکید مکررِ محافل دولتی ترکیه بر این است که باید میان اسرائیل و حکومت آن فرق گذاشت.  برای ترکیه و همچنین حکومت آمریکا، حکومت ائتلافی نتانیاهو ــ لیبرمان یک مسئله است. ولی این مسئله را فقط رای دهندگان اسرائیلی  می توانند حل کنند. احتمال این هست که اعتراضات اجتماعی هفته های اخیر در اسرائیل سرآغازی برای تغییری باشد  که به تعویض دولت بیانجامد. ولی این که آیا بدنبال این تعویض سیاست اسرائیل هم تغییر خواهد کرد، روشن نیست.

نکته ناروشن دیگر این است که آیا  ترکیه موفق به کسب رهبری و هدایت اعتقادی جهان اسلام خواهد شد؟ محبوبیت زیاد اردوغان ناشی از شرائط روز است و نباید به آن پربها داد. حتی اگر تداوم سیاست نواستعماری غرب سبب گردد که  یوغ استعمار عثمانی کم رنگ تر جلوه کند. ممکن است که  توصیه ترکیه به جوامع عربی مبنی بر این که راه ترکیه برگزینند و شیوه حکومت سکولار ترکی را در پیش گیرند، بگوش اروپای غربی خوش بیاید و حتی برای آن کف هم بزنند ولی تأییدات اروپای غربی از این فراتر نخواهد رفت.

چون کشورهای عربی هم با سوءظن رفتار اردوغان را دنبال می کنند. تلاش های نوعثمانی گری خیلی آشکار است، و در عین حال کشورهای عربی این را هم فراموش نکرده اند که بدنبال تند گوئی هائی که پس از حمله به کشتی » مرمره » صورت گرفت، گام دیگری برداشته نشد. رفتار اردوغان با سوریه هم تاجی بر سر او نمی گذارد. این واقعیت هم از نظر دور نمی شود که مصر به هیچ وجه حاضر نیست نقش در جه دوم را در منطقه ایفا کند. افزون بر این اردوغان با جانبداری هائی که از حکومت سکولار کرد، تا حدود زیادی از چشم اِخوان المسلمین، که در مصر نیروئی صاحب نفوذ است ، افتاد.

ولی حتی اگر جهان عرب حاضر به پیروی از نوعثمانی ها هم بشود، چشم اسفندیار ترکیه ـ مسئله کرد ها ــ  می تواند با یک حرکت تمام نقشه های نوعثمانی ها را نقش بر آب سازد. نقشه مجنونانه ای که بصراحت مطرح گشته  و گفته شده که باید با کرد ها همان کاری را که در سری لانکا با تامیل ها کردند و دست به قتل عام آنها زدند ، در کردستان هم تکرار کرد و با قدرت متمرکز و شدید نظامی مسئله را حل کرد ، نشان آنست که سرمستی قدرت ، حزب » عدالت، رفاه و پیشرفت » را کور کرده است. زیرا نه کردستان را می توان با سری لانکا مقایسه کرد ، نه جنبش تامیل ها را با جنبش کرد. جنگی تازه در کردستان می تواند بالقوه چنان توانی داشته باشد که سراسر منطقه را به خون و آتش بکشد.

به هر حال آنچه مسلم است این است که سیاست ترکیه به هیچ وجه در خدمت صلح  در منطقه نیست. شاید هم اختلاف اسرائیل ــ ترکیه با تعویض حکومت در تل آویو به پایان برسد. ولی تا زمانی که اسرائیل و ترکیه سیاست کنونی خود را دنبال کنند، نه به جوامع خود خدمتی کرده اند و نه به منطقه.

http://www.jungewelt.de/2011/10-04/018.php

8 پاسخ

  1. تیتر انتخابی با محتوای مقاله در تضاد است.عنوان مقله میتواند اینطور باشد»ترکیه به جای اسراییل میخواهد مجری سیاست های امپریالیسم در منطقه باشد»

  2. این را بدانید که پوست خربزه بزرگی زیر پای ترکها انداخته اند و با هندوانه گذاشتن زیر بغلشان چنان آنها را به اشتباه خواهند انداخت که در نهایت ترکیه تجزیه و غرب کنستانتینوپل خود راپس خواهد گرفت و دنیای اسلام رو هم ضعیفتر خواهد کرد

  3. بيچاره مردم جهان كه در همه زمانها و مكانها بازيچه اي بيش نبوده و نيستند،بازيچه دست سياست بازان و قدرتهاي سياسي.و چه راحت مردم فريب سياست مداران را مي خورند ، اين فريب يا ناشي از ناتواني مردم در مقابل قدرت است و يا اينكه واقعا مردم به معناي وسيع و عمومي آن افرادي عادي و همانطور كه در فرهنگ ايرانزمين است رعايايي بيش نيستند.هميشه چنين بود،اكنون نيز چنين است و در آينده تا ابديت نيز چنين خواهد بود.

  4. در بعضی از کامنت ها حسودی به ترکیه را میشود دید که این کشور خود را در این 30 سال به یکی از قدرت های بزرگ دنیا تیدیل کرده و مردمش روز به روز در کشوری ازاد تر زندگی میکنند ولی در عوض ایران هم از نظر اقتصادی و هم از نظره فرهنگی دارد از جهان سومی به جهان چهارمی سقوط میکند فقر و فساد فحشا در بیش از 2/3 جمیت ایران در حالی که ترکیه روز به روز اروپایی تر میشود از این رو ایرانی از حسودی که همیشه به ترکیه داشته در حال انفجار است وقتی نویسنده این وبلاگ از واقعیت ها ترکیه مینوسد او را به پان ترکیست بودن متعم میکنند تفاوت مردم ترکیه با ایران در یک مثال کوچک شما به عنوان زن میتوانی به تنهایی در تمام کشور سفر کنی بدون اینکه کسی مزاحم شما بشود ولی در ایران هیچ زنی جرات نمیکند دست به یک چنین کار خطرناکی بزند تفاوت فرهنگی مردم را در همین یک نقطه میتوانی ببینی کاری به دولت یا سیاست دولت هم ندارد

  5. خواننده گرامی مونیک
    از حسن ظن شما نسبت به خود و از حمایتی که از من کرده اید،ممنوم. همانطور که می دانید و می بنید من فقط روایتگر نظریات ، گزارش ها و تحلیل های دیگران در بارۀ مسائل روز هستم و می خواهم توجه هم میهنان خودم را به بحث ها وبرداشت های دیگران از مسائل روز جلب کرده باشم . و می کوشم بویژه بر دیدگاه هائی انگشت بگذارم که رسانه های خط دهنده یا بقول معروف Mainsresm ـ بدلائل گوناگون ، سهوا یا تعمدا ـ ولی بیشتر تعمدا ـ به حاشیه می رانند و مسکوت می گذارند. یا بر عکس آنها را مطرح و بر آنها تکیه می کنند ـ باز هم بدلائل خاص و برای بهره برداری های خاص ــ در این کار من نظر خود را در بارۀ درستی یا نادرستی این مطالب بیان نمی کنم و از داوری در بارۀ انها دوری می کنم.
    اما در مورد نظر شما در بارۀ آزادی زن در ترکیه در همان گزارش بحث انگیز اشپیگل شماره 23 نکاتی در بارۀ وضع زنان در ترکیه گفته شده بود که احتمالا از نظر شما دور مانده است. من در اینجا آن اطلاعات را با ذکر مأخذ نقل می کنم . شاد باشید. با ابراز امتنان دوباره از محبت شما و اظهار نظرتان.
    اشپیگل شماره 23 ـ بنا به گزارش روزنامه ها افراد متعصب مذهبی در مرسین به پای دختران مدارس که پوشیده نبوده اسید پاشیده اند، زنی را در نزدیکی ملاطیه به این اتهام که گویا با مردی دوستی داشته است زنده بگور کرده اند نزدیک به صد مرد به دو خواهر در سی یرت تجاوز کرده اند.
    عمر خشونت نسبت به زنان بدرازای عمر ترکیه است، دولت های پیشین نیز در این مورد پرونده بهتری ندارند، همه در مورد دفاع از مظلومان باشکست مفتضحانه روبرو بوده اند. ولی از سال 2002 تا 2009 تعداد خشونت ها بعبارت دیگر قتل های ناموسی از 66 فقره به 953 مورد افزایش یافته است. کنشگران حقوق بشر می گویند” هر روز در ترکیه یک زن به قتل می رسد”. حزب عدالت و پیشرفت پاسخ می دهد که تفاوت امروز با دیروز این است که امروز تعداد قتل ها ثبت می شود و به آمار راه می یابد.
    خانم بی ناز توپراک، جامعه شناس ترک، این را می پذیرد ولی آن را بگونه ای دیگر توضیح می دهد ” فشار برای انجام مراسم مذهبی، نماز خواندن مرتب و روزه گرفتن و دوری از مشروبات الکلی افزایش یافته است. جامعه محافظه کار تر شده است”. جوی ایجاد شده که زنانی که ساکن شهرهای بزرگ نیستند با تاریک شدن هوا دیگر در خیابان دیده نمی شوند، در پی شرایطی که بوجود آمده بعضی ها تشویق به تفسیر قران بگونه ای شده اند که ضد زن باشد…..

    /
    https://aayande.wordpress.com/2011/06/12

  6. منصور عزیز
    از اینکه ترکیه بواسطه بی کفایتی ما در مدیریت و از قبل ما ایرانی ها به نون و نوایی رسیده در آن هیچ شکی نیست و رشد و توسعه ترکیه به کمک امپریالیستها را هم نمیتوان نادیده گرفت و نویسنده مقاله هم به ان اشاره کرده ولی همه اینها را با حساب حسادت نویسنده !!! نمیشود تحلیل کرد. اینکه زنان در ترکیه ازادانه میگردند خوب است ولی تمام مسایل اجتماعی به این موضوع ختم نمیشود. شما اطمینان داشته باشید ترکیه میخواهد نقش حساب شده ای را برای ناتو در منطقه ایفا نماید. در اینده این سیاست خودش را بصورت عریان نشان خواهد داد.
    صابر

  7. هم میهن گرامی، دید شما نسبت به ترکیه بیش از اندازه مثبت است. اگر نگاهی ژرفتر به جامعه ترکیه بیاندازید، عمق فاجعه را بهتر خواهید دید. مشکلات زنان در ترکیه (بویژه در شرایط کنونی) اگر از زنان ایران بیشتر نباشد کمتر نیست.تنها تفاوتش این است که ترکیه دارای سیستم تبلیغاتی خوبی است که توانسته است چهره ای مدرن از ترکیه را به خورد مردم دنیا بدهد. البته در این راه میلیونها دلار هزینه کرده است. از پخش دی وی دی های رایگان که خوانندگان مجلات معتبر جهانی مانند تایم دریافت می کردند گرفته تا آگهی در تلویزیونهای غربی و خریدن نمایندگان پارلمان ها با گذرندان تعطیلات در این کشور. ولی همان گونه که می دانید سرانجام گند کار در می آید و این گونه تبلیغات رنگ خود را خواهند باخت.
    نابسامانی ها در ایران بی درنگ در رسانه ها آمده و گاه بر غلظت آن نیز افزوده می شود ولی همین نابسامانی ها اگر در ترکیه، عربستان، امارات و قطر رخ دهد کمتر راه به رسانه های بزرگ پیدا می کند. ولی این به این معنی نیست که این مشکلات وجود ندارد.
    در زمینه آزادی های اجتماعی، تغییرات تنها به حجاب همسر رییس جمهور محدود نمی شود. این تغییرات حساب شده و آرام آرام خود را نشان می دهند به گونه ای که حتی اثرات آن را نیز در مهاجران ترک در کشورهاتی اروپا می توان دید.
    در رابطه با اقتصاد ترکیه نیز، این گونه اقتصادها بسیار آسیب پذیر هستند و به همان تندی که بالا آمده اند می توانند به پایین بیفتند.
    در زمینه سیاسی، هم اکنون در ترکیه انقلابی بیصدا در جریان است که نتایج آن برای مردم ترکیه می تواند مصیبت بارتر از نتایج انقلاب ۱۳۵۷ برای ایرانیان باشد. از میان برداشتن سازمان ها و گروههاهی ملی گرا نخستین گام در راه فروپاشی ترکیه است. اروپا هیچگاه ترکیه را به خانواده خود راه نخواهد داد. البته این بدین معنی نیست که همزیستی مسالمت آمیز را با آن ادامه خواهد داد. در استراتژی اروپا، ترکیه به شکل کنونی جایی ندارد. چیزی که روسیه نیز آن را در پنهان تایید می کند. اروپایی ها هیچگاه از اندیشه بازگرداندن بخش اروپایی ترکیه به اروپا باز نخواهند نشست. چه چه و به به های سران اروپا در رابطه با ترکیه را فراموش کنید. از این گونه تمجیدها نیز در مورد لیبی و قذافی به کار برده می شد. در حالی که همان زمان برنامه فروپاشی این کشور را روی میز خود داشتند.
    از میان برداشن احساسات میهن پرستانه، نخستین گام برای تجزیه ترکیه است. این کار را باند اردوغان بسیار خوب انجام می دهد و دور نیست که در این زمینه حتی در قانون اساسی این کشور نیز تغیراتی وارد کند.
    سرانجام آشکار خواهد شد که اسلام گراها در ترکیه همان دیکته ای را دارند می نویسند که سی سال پیش اسلامگراها در ایران نوشتند. با این تفاوت بزرگ که ایران بدلیل قدمت تاریخی اش به آسانی قابل تجزیه نیست ولی ترکیه با وجود مشکلات بزرگی که در شرق این کشور بویژه در رابطه با کردها با آن دست به گریبان است، می تواند در دراز مدت سرنوشت دیگری را انتظار داشته باشد.

  8. با تشکر از آقای نافعی که این بار به ترجمه مقاله ای پرداختند که به بررسی مسائل حول و حوش اختلاف ترکیه و اسراییل بخوبی نگاهی هر چند کوتاه نموده بود .من هم آن را کافی دانستم و دیگر کامنتی اضافه نکردم . اما دیدگاه های دیگر دوستان مرا بر آن داشت که بی تفاوت نشینم . چون نه دم خروس ؛ بلکه این بار دم روباه از زیر عبای ترکیه پیداست !!!!
    از همین ترجمه و ترجمه های قدیمی تر این وبلاگ یک خروجی بدست می آید . و آن این است که می توان به نحو بارز و آشکار متوجه یک نوع تضاد و دوگانگی در سیاستها و واکنشهای دولت ترکیه شد . مثلا واکنش آقای اردوغان در نشست داووس در برابر شیمون پرز و ماجرای ارسال کمک به غزه و واکنش متقابل سربازان اسراییلی که سبب مرگ ۹ شهروند ترکیه شد . بعد یک دوره نسبتا سکوت واقعا برای من سوال بر انگیز است ! یا مثلا زمانی که به همراه برزیل به قطعنامه شورای امنیت که در جهت تحریم ایران بود ؛ رای منفی داد . همه فکر میکردند ترکیه و سیاستهایش راه منطقی تری در پیش و در کنار مواضع ایران قرار گرفته اند . اما اینک این ماجرای استقرار سپرهای موشکی ناتو در خاک ترکیه !!!!!! آدم را بیاد ضرب المثل » قسم حضرت عباس یا دم خروس » می اندازد .
    آیا واقعا سوال برانگیز نیست که سرزمینی که دارای فرهنگ شرقی است . چرا باید طالب ورود به اتحادیه اروپا باشد ؟یا چرا ترکیه نخستین و تنها کشور اسلامی است که عضو ناتو شده ؟ چگونه است که پزهای ضد اسراییلی آنها چشم همگان را خیره می کند ؛ اما از سویی دیگر بر همگان تمایل ترکیه به سقوط بشر اسد در سوریه بارز است .مگر نه آنکه مقر حماس در سوریه است ؟ حمایت های دولت سوریه از جنبش آزادی بخش فلسطین زیربنای سیاستهای آن دولت است . پس ترکیه بقول زنده یاد » گلسرخی » در کجای جهان ایستاده است ؟
    یکی از محورهای سیاست حزب آقای اردوغان از بین بردن تنش ها و اختلافات با همسایگان خود است . در همین راستا تلاش نمود اختلافات دیرین و قدیمی فی ما بین ارمنستان و ترکیه را خاتمه بخشد . اما مانند همیشه این سیاست نیز اشتباه بود . زیرا از آن طرف پیمان دوستی و منطقه ای باکو- آنکارا بر هم خورد .یعنی رابطه خوب با متحد درجه یک خود ( آذربایجان )را قربانی یک رابطه نه چندان مهم برای ترکیه کرد ! که البته بعدا مجبور شد دوباره سطح روابط با ارمنستان را به دلیل همین موضع گیری آذربایجان مجددا به حالت نخست برگرداند ! بنا بر این میبینیم آنها خود نمی دانند واقعا چه می خواهند . یا شاید این دیگران هستند که سیاستهای آنها را به آنها دیکته می کنند ؟!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s