در غرب و شرق زمین زیر پای استبداد و سرمایه داری می لرزد!


در غرب و شرق

زمین زیر پای استبداد و سرمایه داری می لرزد!

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

شورش خیابانی عربی، ایستادگی مردم یونان در برابر وقاحت های نئولیبرالی  اتحادیه اروپا و حکومت خودی ها، جنبش خشمگینان اسپانیا، اعتراضات شدید اجتماعی در اسرائیل و سرانجام جنبش «اشغال وال استریت » در آمریکا.

گرچه اینها هنوز به معنی انقلاب جهانی نیست، اما نشان از آمادگی فزاینده مردم برای طرح پرسش دارد. آمادگی برای تغییر سلطه سرمایه بر جامعه ـ دست کم به شکل نئولیبرالی آن و زیر پرسش بردن این شکل از تسلط  سرمایه داری.

روز شنبه، روز جهانی پرخاش بر نتایجی بود که بحران سرمایه داری برای مردم جهان ببار آورده است.

روشن است که میان شورش های جهان عرب  و پرخاش مردم بر مدیریت بحران در مراکز سرمایه داری جهان ارتباط مستقیم وجود ندارد. در کشورهای تونس، مصر و یمن، توده های مردم بر فقر عریان شوریدند و برای سرنگون ساختن رژیم های استبدادی و گوش بفرمان قدرت های استعمارگر غربی به میدان آمدند. در کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری نبرد توده های مردم بر سر مسائلی متفاوت است. آنها در درجه اول به کاستن از دست آوردهای اجتماعیشان اعتراض دارند  و با محدود کردن دموکراسی در پیکارند، توده های مردم نمی خواهند تاوان زیان های ناشی از بحران را آنها بپردازند. گرچه این تفاوت ها میان این مبارزات هست اما هر دو آنها  با سرمایه داری جهانی در پیکارند. سلطه نئولیبرالیسم در آنجا که باصطلاح «جهان سوم»  خوانده می شود آغاز نمی گردد.  بروکسل (پایتخت اتحادیه اروپا) در پی آن نیست که سیاست نئولیبرالی خود را  فقط در بیرون از مرزهای اروپا پیاده کند، بلکه در خود اروپا هم این سیاست را به اجرا می گذارد. اختلاف سطح اقتصاد میان کشورهای اتحادیه اروپا، کشور بدهکاری چون یونان را تبدیل به عرصه تاخت و تاز ترور اصلاحات نئولیبرالی ساخت و بگونه ای نمونه وار نشان داد که چگونه از یک کشور عضو اتحادیه اروپا سلب اختیار می گردد و برایش قیم تعین می شود.

اعتراضات در اسرائیل درستی نظر مارکس را به اثبات رساند که وقتی خلقی خلق دیگر را سرکوب می کند، خود نیز نمی تواند آزاد باشد. گرچه انگیزه آغازین اعتراضات در اسرائیل ناشی از وضع اسفناک مسکن بود، اما سخنی از وضع فلسطینی ها که آنها هم بشدت از همین مسئله در رنج هستند به میان نیامد. و از این هم سخنی گفته نشد که اقدامات شدید صرفه جویانه در اسرائیل ناشی از تحمیل  سیاست پر خرج اشغالگری و سیاست اسکان آن دولت است. این که تظاهر کنندگان خیابان روتشیلد را در تل آویو میدان تحریر نامیدند، نشان می دهد که   شاید میان توده های زیرین یهودی ـ عربی روزی امکان تفاهم باشد.

جو حاکم بر کشورهای پیشرفته سرمایه داری که جوی ضد سرمایه داری است از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون نظیر نداشته است. این که حالا در خود آمریکا هم که سرمایه داری نوعی مذهب ملی تلقی می شود، این گرایش به خیابان آمده است، بی تردید دورنمای ( global change) «تغییر جهانی»  را بهتر می سازد. البته این خطر هم هست که دیر  یا زود،   هیئت حاکمه دموکرات در آمریکا موفق شود این جنبش نقاد را در خود هضم کند و راه پاخوردۀ آمریکانیسم کماکان ادامه یابد.

http://www.jungewelt.de/2011/10-17/044.php

4 پاسخ

  1. دلم حال مياد وقتي كه عليه نظام سرمايه داري جنبشي شكل ميگيره !
    بياد تمام دوستان و رفقايي كه در اين جامعه در اين مسير تلاش كردند و سختي كشيدند و تاوان دادند و بعضي رفتند و برخي مانده اند !
    درود بر پيشگامان راه سعادت بشر … سوسياليسم !

  2. عجب جمله قشنگي گفته ماركس.ممنون از نقل قولتون.

  3. با تشکر به مصاحبه برونو کرايسکی در زمان خودش با مجله اشترن مراجعه کنيد

  4. سلام . در پایان مقاله این جملات به چشم می خورد . » البته این خطر هم هست که دیر یا زود ، هیئت حاکمه دموکرات در امریکا موفق شود این جنبش نقاد را در خود هضم کند و راه پا خورده آمریکانیسم کماکان ادامه یابد . » اما من برخلاف این فکر میکنم . به احتمال قوی این تازه نقطه آغاز است .جهان با گسترش نظام مند خشم ،‌ اعتراض و تغییر و تحولات سیاسی روبرو خواهد شد که طی سال ها و دهه های آینده فرا گیرتر می شود . امپریالیسم چهره کثیف خود و مسائل و مشکلاتی که خود آفریننده آن است برای چندین دهه در پشت نقاب بزرگ کردن خطر کمونیسم و پس از آن القاعده پنهان کرد . اما دیگر نمی تواند به این سیاست ادامه دهد . اینک مردم به جان آمده از شرایط نا عادلانه اقتصادی و اجتماعی به خیابانها آمده اند . برخلاف آنچه که نگارنده » Junge Welt » معتقد است و می گوید : » میان شورش های جهان عرب و پرخاش مردم بر مدیریت بحران در مراکز سرمایه داری ارتباط مستقیم وجود ندارد . در کشورهای عربی مردم بر علیه فقر شوریدند .اما در کشورهای پیشرفته مردم در درجه اول به کاستن از دست آوردهای اجتماعی خود اعتراض دارند و با محدود کردن دموکراسی در پیکارند. » من معتقدم نخیر در اینجا هم مسئله اساسی مردم همان فقر عریان است . تعجب نکنید . دلیل من واقعیت غیر قابل انکار شرایط مدارس آلمان است .من خودم در اینجا زندگی می کنم و از نزدیک با مسائل درگیر و آشنا هستم . زمانی که بچه های خواهر من حدود ۱۴ ، ۱۵ سال پیش به دبستان می رفتند .تفاوت زیادی بین کودکان در کلاس و مدرسه وجود نداشت . البته اینطور نبود که همه از نظر مالی در یک سطح باشند . ولی همه بچه ها صرف نظر از اینکه شغل و درآمد والدین آنها چیست ؛ از لباسی و تغذیه ای مناسب برخوردار بودند .اما چند ماه پیش در روزنامه محلی خواندم که کودکانی که اینک به این مدرسه ( دقیقا نام همان دبستان ذکر شده بود ) می روند . در هفته اول ماه از سوپ یا غذایی که اولیای مدرسه در آشپزخانه تهیه می کنند . با پرداخت پول اندکی بهره برده و سیر میشوند . در هفته دوم خیلیها دیگر در این برنامه غذایی شرکت نمی کنند و یا اینکه یک روز در میان از غذای مدرسه استفاده می نمایند . اما دو هفته بعدی و پایانی ماه را اصلا در مدرسه همراه بچه های دیگر سه میز برای ناهار خوردن نمی نشینند .خبرنگار روزنامه دلیل آن را اینطور توضیح میدهد : اکثر بچه ها متعلق به خانواده هایی هستند که والدین آنها بیکارند و از کمکهای دولتی » Hartz 4 » برخوردار می گردند . در آغاز هفته اول ماه چون والدین با گرفتن این پول و کمک دولتی دستشان به دهان و جیبشان میرسد . بچه ها نیز متعاقبا پولی از پدر و مادر برای تغذیه در مدرسه دریافت می کنند .و می توانند همانند کودکان دیگر سوپ بخورند . اما چون مقدار این کمک دولتی کم است و کفاف هزینه های عادی و معمولی این خانوارها را نمی نماید .از هفته دوم و پس از آن کودکان نیز پولی بابت تغذیه در مدرسه دریافت نمیکنند ! و در برابر پرسش اولیای مدرسه یا همین خبرنگار سر به زیر انداخته و می گویند گرسنه نیستم یا مادر در خانه غذا برای من اماده می کند و یا بهانه های دیگر . حالا شما در نظر بگیرید این اتفاق در آلمان ثروتمند رخ می دهد .وای به حال یونان ، اسپانیا ، ایتالیا ، ایرلند و ….. که مانند آلمان شرایط مالی خوبی ندارند . یا توجه به معضل شرایط تحصیلی و موارد دیگر را در اروپا و امریکا و اختلافات طبقاتی که بیش از هر زمان دیگر فاحش و برجسته شده ، انسان در می یابد درد اصلی مردم اروپا و امریکا هم مانند اعراب فقر است . ستم و اختلاف طبقاتی است .و در مراحل بعدی سایر مشکلات مثل محدودکردن دموکراسی و اجحاف به حقوق اجتماعی مطرح می شود .
    مردم معترض آمریکایی خود را ۹۹ درصد جمعیت آمریکا می دانند که در سایۀ استثمار یک درصد طبقۀ سرمایه دار اعم از بانکداران و متمولان آمریکایی قرار دارند. گروهی که انحصار قدرت و ثروت در آمریکا را در اختیار دارند .همین حالت را کمابیش بین اروپاییان هم دیده میگردد .
    اما موردی که می خواستم اینجا مطرح کنم و البته زیاد ربطی به موضوع ترجمه امروز شما آقای نافعی ندارد . این است که من خوشحالم از اینکه آقای » اوباما » از خواسته های تظاهر کنندگان حمایت لفظی کرده .این به احتمال زیاد در داوری مردم کوچه و بازار آمریکایی در مورد عملکردهای جمهوری خواهان و دموکراتها به نفع دموکراتها تمام خواهد شد . جنبش وال استریت شکاف و فاصلۀ طبقاتی بین دارا و ندار و همۀ مشکلات موجود را صرفا از چشم دولت اوباما نمی بیند . بیش از اینکه اوباما و حزب دمکرات مسئول قلمداد شود، این جمهوری خواهان هستند که همواره با توجه به سیاست های خود حامی و پشتیبان ثروتمندان و سرمایه داران بوده اند . و به مسائل اجتماعی و اقتصادی طبقات پایین تر مردم توجه کمتری دارند . شاید این فشار از پایین و طبقات زحمتکش به طبقه بالای حاکمه مانند اهرم در جهت هر چه مردمی تر شدن سیاست های حزب دموکرات عمل کرده ، و اقشار خلقی تر این حزب را از دیواره های آن یعنی خود حزب جدا سازد . ممنون از انتخاب و ترجمه آقای نافعی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s