اکتبر 1956 از مجسمه اسرائیل پرده برداری شد


اکتبر 1956

از مجسمه اسرائیل

پرده برداری شد

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی

گرچه مصر تا آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 رسما بخشی از امپراتوری عثمانی بود ولی در واقع از 1882 تا 1954 تحت الحمایه Protektoratانگلیس بود. مقوله پروتکتورات در ربع آخر قرن 19 باب شد و به مناطقی از  افریقا اطلاق می شد که کشورهای اروپائی به تصرف خود در می آوردند و برای آنکه مانع دست اندازی دیگر رقیبان به آن سرزمین شوند آنرا منطقه  تصاحب شده و تحت حفاظت خوداعلام می کردند. ایجاد آبراه سوئز که از سال 1859 تا 1869 بطول انجامید مصر را به ورشکستگی کشاند. تقریبا تمام سودی که از کشتیرانی در آبراه بدست می آمد نصیب پاریس و لندن می شد.  نخست یک برنامه ریاضت اقتصادی  زورگویانه را به مصر تحمیل کردند و سرانجام  در سال 1882 انگلستان با اعزام نیروی نظامی به مصر آن کشور را اشغال کرد.

پس از آغاز جنگ جهانی اول مصر به یک کشور مستقل  سلطنتی تبدیل شد. اما با وجود آن  که  مصر در سال 1922   کشوری مستقل اعلام شد ولی همچنان در اشغال انگلیس باقی ماند و پادشاه مصر عامل قدرت استعماری انگلیس بود. در دوران سلطنت او مناسبات ارباب – رعیتی در مصر تثبیت گشت . املاک 11 هزار مالک بزرگ برابر بود با زمین هائی که 2،6 میلیون دهقانان خُرده پا در اختیار داشتند. کلیه موسسات سود آور اقتصادی در مالکیت اروپائی ها بود.

این وضع و عقب ماندگی کشور سبب شد که گروهی از افسران میهن دوست کشور دست به تشکیل سازمان مخفی افسران آزاد بزدند که رهبری آنرا جمال عبدالناصر داشت. افسران آزاد که مورد حمایت یک جنبش بزرگ مردمی بودند در 23 ژوئیه 1952 دست به یک کودتا زدند و ملک فاروق را سرنگون کردند.

ناصر کمونیست نبود، او نماینده بورژوازی مصر بود، که  ادامه تسلط استعمار  و بهره کشی های آن مانع رشد این بورژوازی بود. بورژوازی حمایت از ناسیونالیسم عربی را برای اثبات مشروعیت خود مناسب تشخیص داد.

در 18 آوریل 1954 ناصر نخست وزیر مصر شد. ناصر که  خود را در کشمکش دائمی با دولت استعماری انگلیس می دید سرانجام  در عرصه سیاست خارجی به اتحادیه عرب و اروپای شرقی که در آن زمان سوسیالیستی بود، نزدیک شد ولی  در عین حال حزب کمونیست را در مصر غیرقانونی کرد. اعضای حزب کمونیست نیز چون هوادارن اِخوان المسلمین تحت پیگرد قرارداشتند.

در 29 اکتبر 1956 نیروهای نظامی اسرائیل از مرز کشور همسایه خود مصر گذشتند. این سرآغاز «بحران سوئز» بود. دولت اسرائیل این تجاوز را جنگ پیشگیرانه نامید. در مرزهای نوار غزه که در آن زمان تحت کنترل مصر قرارداشت کار به ضد و خورد مسلحانه کشید. رزمندگان فلسطینی که ساکنان اصلی و قبلی منطقه بودند و همه را  به زور از خانه و کاشانه خود در اسرائیل رانده بودند  حاضر به پذیرفتن این وضع نبودند. اسرائیل در 27 اکتبر ارتش خود را بسیج کرد  و علتی که برای آن ذکر کرد این بود که در اثر اتحاد نظامی بین مصر، سوریه و اردن احساس ناامنی می کند. این ظاهر قضیه بود. واقعیت آن بود که این عملیات نظامی بخشی از یک نقشه دقیق برای ساقط کردن جمال عبد الناصر و دست یابی دوباره  استعمارگران سابق، انگلیس و فرانسه به آبراه سوئز بود که دولت  عبدالناصر آنرا ملی کرده بود.

 

حمله با نقشه

یکی از خواست های اساسی انقلاب مصر در سال 1954 بیرون رفتن نیروهای دولت استعمارگر انگلیس از منطقه سوئز بود که کماکان آنرا در اشغال خود داشت. پس از کشمکش هائی که چند سال بطول انجامید، سرانجام ناصر موفق شد. در 19 اکتبر 1954 انگلستان اعلام کرد که حاضر است 80 هزار سرباز خود را از منقطه سوئز خارج کند؛ در 13 ژوئن 1956 آخرین سرباز انگلیسی نیز ازمنطقه خارج شد، روز 29 ژوئن مصر اعلام کرد که آبراه سوئز ملی شده است. پیش از آن آمریکا و بانک جهانی اعلام کرده بودند که حاضر نیستند اعتبار لازم برای ایجاد سد آسوان را در اختیار مصر بگذارند. ناصر قصد داشت با ایجاد سد آسوان که هزینه آن سر به میلیارد می زد، فقر مردم روستانشین مصر را چاره کند و در عین حال زمینه صنعتی سازی کشور را فراهم آورد. تصور این بود که  درآمد حاصله از آبراه ( که بخش  عمده  هزینه آن با پول مصر تامین شده بود) جای اعتباری را که رد شده بود بگیرد.

پس از آن که شرکت آبراه  سوئز که سهامداران اصلی آن سرمایه داران انگلیسی و فرانسوی بودند، بدون پرداخت خسارت ملی شد، دو دولت مذکور تصمیم گرفتند موفقیت ناصر را که آنها او را «موسولینی نیل» نام گذارده بودند، با شکست مواجه کنند و آب رفته را به جوی بازگردانند. افزون بر این ناصر از جنبش ازادی بخش الجزایر نیز حمایت می کرد، و این هم برخشم فرانسه که برای سرکوب آن جنبش تلاش می کرد می افزود.  از 22 تا 24 اکتبر 1956 در ویلائی در حومه پاریس یک نشست محرمانه برپا شد که در آن نشست «گی موله» نخست وزیر فرانسه و «سلیوان لوید»، وزیرخارجه انگلیس ، با  «بن گورین» نخست وزیر اسرائیل برای تجاوز به تفاهم رسیدند.

برای اسرائیل که  هم با همسایگان  عرب خود در کشمکش دائم بود و هم خشمگین از این که پس از ملی شدن آبراه سوئزعبور کشتی های اسرائیلی از آن ممنوع شده بود، همدستی با  قدرت های استعماری کار دشواری نبود.

بخش اول نقشه این بود که ارتش اسرائیل، ظاهرا بعنوان عملیات کماندوئی علیه مقاومت فلسطینی ها تا آبراه سوئز پیش برود. بخش دوم نقشه این بود که  واحد های نظامی انگلیس و فرانسه به بهانه تضمین حرکت کشتی های بین المللی  در آبراه، منطقه سوئز را اشغال کنند و فقط وقتی خاک مصر را دوباره ترک کنند که ناصر سرنگون  و قانون ملی شدن آبراه پس گرفته شده باشد.

بخش اول کار تقریبا طبق نقشه انجام شد. ارتش مصر که کاملا غافلگیر شده و توان مقاومت در برابر نیروی زرهی و تانک های اسرائیل و واحدهای چترباز آن را در خود نمی دید بسوی آبراه سوئز عقب نشست، ولی  مقاومت مصری ها مانع از آن شد که اسرائیلی ها بتوانند خود را به موقع به آبراه برسانند. روز 31 اکتبر همانطور که قرار بود دولت های انگلیس و فرانسه از مصر و اسرائیل خواستند که عقب بنشینند. بازی کاملا آشکار بود. دولت مصر اولتیماتوم ساختگی دولت های استعماری را بلافاصله رد کرد. بدنبال آن بمباران  شهرهای مصر آغاز شد. روز 5 نوامبر نیروهای دریائی انگلیس و فرانسه و واحد های چتر باز آنان  به منطقه سوئز پیاده شدند.

دولت و مردم  مصر در برابر این  تجاوز آشکار دست به مقاومت زدند. واحد های ارتشی و گروههای داوطلب  تلفات سختی به مهاجمان وارد آوردند. شهر پورت سعید در طول جنگهای خیابانی تقریبا بکلی  ویران گشت. ولی نیرو های تجاوزگر موفق به اشغال کامل منطقه سوئز نشدند.

عمل تجاوزکارانه بریتانیای کبیر و فرانسه  آتش خشم جهانی را برافروخت. فقط کشورهای عضو اتحادیه عرب  و بخش سوسیالیستی اروپا نبودند که با مصر اعلام همبستگی کردند و خواستار عقب نشینی فوری اشغالگران شدند. آمریکا هم که به مذاکرات پنهانی دعوت نشده بود، واکنشی خشمگین نشان داد و انگلستان را تهدید به جنگ اقتصادی کرد و کمک اقتصادی خود به اسرائیل را نیز برای مدتی کوتاه قطع کرد. از آنجا که شورای امنیت سازمان ملل بدلیل حق وتوی دو کشور متجاوز انگلیس و فرانسه  قادر به تصمیم گیری نبود اجلاس عمومی سازمان ملل  در یک نشست فوق العاده، در 2 نوامبر خواستار قطع فوری عملیات نظامی گشت. اما عامل تعیین کننده برای شکست این تجاوز، تهدید اتحاد شوروی بود که  پاسخ حمله به مصر حمله  نظامی به اروپای غربی خواهد بود.

در اثر فشار فزاینده بین المللی نیروهای نظامی انگلیس و فرانسه روز 7 نوامبر حملات خود را متوقف ساختند. تجاوزگران روز 15 نوامبر منطقه اشغال شده سوئز را ترک کردند. سرانجام پس از تصمیم مجدد سازمان ملل ارتش اسرائیل نیز در روز 7 مارس 1957 از  مناطق متصرفی سینا و نوار غزه عقب نشست و   نیروی صلح سازمان مدت ده سال در منطقه مرزی میان مصر و اسرائیل  حافظ صلحی شکننده  میان دو کشور بود.

برنده سیاسی در بحران سوئز دولت مصر بود. ناصر با مقاومت در برابر قدرت های استعماری سابق پرچمی را برافراشت که اندک زمانی بعد سبب فروپاشی امپراتوری های استعماری انگلیس و فرانسه شد و از آن پس هر دو کشور بعنوان کشورهای درجه دو پس از آمریکا قرار گرفتند. نقش اسرائیل سبب انتقاد عمومی شد . ناهوم گلدمان ، دبیرکل کنگره جهانی یهود و سازمان جهانی صهیونیستی  در این مورد گفت » تصویر اسرائیل در جهان عرب بعنوان همدست  قدرت های امپریالیستی برای همیشه تثبیت شد «.

http://www.jungewelt.de/2011/10-22/009.php

http://www.jungewelt.de/2011/10-22/008.php

Advertisements

2 پاسخ

  1. سلام . جناب نافعی به ابتکار نسبتا جدیدی دست زده اید .معمولا ترجمه های شما اشاره به مسائل روز دارند .ولی این بار یک واقعه تاریخی را هدف ترجمه قرار دادید .خیلی هم کار خوبی است . اما از آنجایی که از قدیم گفته اند: از هر چه بگذریم ، سخن دوست خوش تر است . من میخواهم با اجازه شما به نقش ایران در ماجرای ملی شدن کانال سوئز اشاره اندکی بکنم . البته اطلاعات من منحصر به یکی دو کتاب است . وبنا بر این نمی توانم آنطور که باید و شاید حق مطلب را ادا نمایم . خیلی خوشحال می شوم اگر فرد یا افرادی از خوانندگان این وب سایت چنانچه آگاهی بیشتری در این زمینه دارند. آن را بیان دارند .
    به نظر من مهمترین دست آورد این قضیه برای ما ایرانیان چرخش تاریخی شاه ایران به سوی سیاستهای امریکا و پشت پا زدن به سیاستها و حاکمیت بریتانیا بود . البته ما اوج این دگرگونی و چرخش را بعد ها در جریان » انقلاب ششم بهمن ۱۳۴۶ یا انقلاب سفید » می بینیم . اما وقایع کانال سوئز آتش بیار معرکه بودند .قضیه از این قرار است که :
    بعد از کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت مصدق ٬ دولت زاهدی خوا ستار نزدیکی با غرب شد. او ضمن نامه ای که در تاریخ چهارم شهریور ۱۳۳۲ برای آیزنهاور فرستاد ٬گفت : “حکومت من مایل است با سایر اعضای خانواده ملل روابط دوستانه ٬ بر اساس احترام متقابل ٬ داشته باشد و خواهد کوشید اختلافاتی را که بین ایران و سایر کشورها وجود دارد با روحیه دوستی و بر طبق اصول مورد قـبول روابـط بـین المـللی ٬ بـرطرف سازد.”در فاصله سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶ مبلغ دویست میلیون دلار کمک اقتصادی آمریکا به ایران سرازیر شد و به همین مقدار ایران کمکهای نظامی نیز دریافت کرد. حمایت ایران از بلوک غرب و منافعش با پیو ستن ایران به پیمان بغداد در بیست ودوم اکتبر ۱۹۵۵ رسمیت یافت. آمریکا٬ گرچه عضو نبود و به عنوان ناظر بود٬ لیکن در هیجدهم آوریل ۱۹۵۶ به کمیته اقتصادی پیمان بغداد پیوست. این اقدام ایران ٬ یعنی پیوستن بـه پـیمان بغداد ٬ نارضایتی شوروی و مصر را در پی دا شت. پس از ملی کردن کانال سوئز از سوی جمال عبدالناصر و به وجود آمدن بحران کانال سوئز ٬ نگرانی شاه افزایش یافت زیرا مسدود گشتن کانال سوئز منجر بـه مـختل شـدن صادرات نفت ایران و کاهش درآمد ارزی ایران میگردید ؛ لیکن چون خو د او اصل ملی نمودن صنعت نفت در ایران را پذیرفته و بر آن صحه نهاده بـود نـمیتوانست مـخالف حقوق مصریان و حا کمیت آنها بر کانال سوئز باشد. با وجود ایـن ٬ ایـران در کـنفرانس دوازدهم اوت ۱۹۵۶ در لندن ٬ که مرکب از ۲۲ کشور بود ٬ مشارکت نمود. در قطعنامه نهایی کنفرانس تأ کید شده بود که مسئله کانال باید جدا از سیاست کشورها مورد بررسی قرار گیرد؛ و خواستار اداره کانال به توسط یک نهاد یا سیستم بین المللی گـردید.موافقت با قطعنامه کنفرانس ٬ یک کمیته پنج نفره به ریا ست رابرت منزیس نخست وزیراسترالیا و عضویت نماینده وزیر خـارجـه آمـریکا٬ وزیـرخارجه سوئد٬ دکتر علیقلی اردلان وزیر خارجه ایران و وزیر خارجه اتیوپی مأمور ملاقات با ناصر در قاهره و ابلاغ نتایج کنفرانس لندن شدند. هیئت مزبور درسوم سپتامبر ۱۹۵۶ اولین دیدار خود را با ناصر انجام داد. ناصر خطاب به وزیر امـورخارجه ایران اظهار داشت : “شما دیگر چرا عضویت این هیئت را پذیرفته اید که مخالفان ملی شدن کانال برای انصراف من اعزام دا شته اند؟ مگر من عملی غیر از آنچه ایران درپنج سال پیش در مورد ملی کردن نفت خود کرد٬ انجام داده ام؟ کشور شما که در ملی کردن نفت خود پیشکسوت همه کشورهای جهان سوم بوده است.” در جلسه ای که فردای آن روز تشکیل گردید ٬ ناصر به شدت با بین المللی کردن کانال مخالفت کرد و آن را نوعی بی اعتمادی به ملت مصر قلمداد نمود. او فقط بر حا کمیت مصر برکانال تأ کید مینمود. جلسه دچار تشنج گردید و دو طرف درصدد تـرک مـحل بودند ؛ ولی سایر اعضای هیئت درصـدد مـیانجیگری بـرآمـدند. عـلیقلی اردلا ن وزیـرخارجه ایران ٬ با تأ کید بر این موضوع که در صورت توسل هیئت به تهدید مصر٬ خود رااز آن کنار خواهد کشید٬ اظهار داشت : “ باید خاطرنشان سازم که عضویت مـن در ایـن کمیته هرگز به معنای تمایل ایران در قبولاندن راه حلهای پیشنهادی کنفرانس لندن به مصرنیست .زیرا ایران با هر آنچه مغایر حق حا کمیت مصر باشد به هیچوجه موافقت نخواهد کرد.”در پی شکست مذا کرات هیئت ٬ انگلیس و فرانسه قضیه کانال را در بیست و سـوم سپتامبر ۱۹۵۶ در شورای امنیت سازمان ملل مطرح ساختند ؛ لیکن چون فرانسه ریا ست شورای امنیت را بر عهده داشت ٬ و از سوی دیگر٬ خود طرف دعوا بود٬ ریاست شورا را به ایران وا گذار نمود. قبل از تشکیل جلسه ٬ دکتر محمو د فوزی وزیر خارجه مصر طی ملاقاتی با جلال عبده نماینده ایرانی در سازمان ملل گفت : “ما البته از ایران نمیخواهیم که در مقام ریا ست شورا جانب مصر را بگیرد ولی حداقل انتظار داریم بیطرفی را کامل رعایت کند.”؛ لیکن هنگامی که عبده عقیده خود را مبنی بر لزوم انـتخاب یک کـمیسرعالی جهت اداره کانال از سوی دول ذینفع به ااطلاع فـوزی رسـاند٬ فـوزی سـعی در انصراف عبده از چنین پیشنهادی نمود؛ اما موفق نگردید. در پی هجوم اسـرائـیل بـه مصر و مداخله نظامی نیروهای مشترک فرانسه و انگلیس در بیست ونهم اکتبر ۱۹۵۶ ٬ شاه دستپاچه شد. گرچه شاه از ضرباتی که متوجه ناصر شده بود خـرسند بـود لیکـن نگرانی شدید شاه به علت اختلال در صدور نفت به غرب بود. شاه که دنباله رو سیاست آمریکا بود خواستار حذف بریتانیا از پیمان بغداد٬ حداقل برای مدتی ٬ و شرکت آمریکابه جای آن شد. از این رو٬ از سران دول اسلامی عضو پیمان بغداد خواست تا در یکجلسه فوق العاده در کاخ مرمر که در ششم نوامبر ۱۹۵۶ تشکیل می شد شرکت کنند تا موقعیت پیمان بغداد را ٬ که در تلاش جهت جلب عضویت دول عـربی بـرآمـده، لیکـن حیثیت آن در نتیجه هجوم بریتانیا به مصر زیر سؤال رفته بود٬ مورد بررسی قرار دهند.در جریان آن اجلاس ٬ موضوع کنار نهادن بریتانیا از پیمان و محکومیت حمله اسرائیل ومتحدان او مورد بحث قرار گرفت. در اولین جلسه ٬ شاه گفت:من از انگلیسیها خواسته بودم به صلا حشان است از مصر خارج شوند و کارها را به یک نیروی نظامی بین المللی وا گذار کنند؛ زیرا ا گر می خواهیم پیمان بغداد و انگلیسرا حفظ کنیم ٬ آنها ناچارند دست به این کار بزنند. ضمنا ما چون طبعا در آینده بـه انگلیس احتیاج داریم لذا در حال حاضر بهتر است انگلیسیها از پیمان بغداد خارجشوند یا حداقل سعی کنند برای مدتی ظاهرا از پیمان کناره بگیرند و البته تردید هم نداشته باشند که اعضای باقی مانده در پیمان ٬ کماکان ٬ دوستی و اتحاد خود را بـاانگلیس حفظ خواهند کرد.در آخرین جلسه ٬ که در هشتم نوامبر برگزار گردید ٬ شاه بر پیو ستن آمریکا به پیمان بغداد
    تأ کید نمود: در حالی که همه ما از آنچه که بریتانیا میخواست به سر نا صر بیا ورد واقعاخوشحالیم ولی باقی ماندن بریتانیا را در پیمان بغداد جز ایجاد دردسر برای ایران وعراق و پا کستان نمیدانیم. اعتقاد من بر این است که چون فعلا بریتانیا نمی توانـد کمکی به ما بکند پس نا گزیرآمریکا باید جایش را بگیرد٬ و به خصوص ٬ میخواهم بر این نکته تأ کید کنم که اصول یکی از علل اساسی درهم ریختگی اوضاع خاورمیانه هم عدم حضور آمریکا در پیمان بغداد است در دهم نوامبر ۱۹۵۶ اعلامیه دول شرکت کننده در اجلاس تهران صادر شد. در آن اعلامیه ٬ ضمن محکوم کردن اقدام تجاوزکارانه اسـرائـیل از تـوصیه های سـازمان مـلل دربــاره لزوم خــروج نــیروهای مـهاجم از خـا ک مـصر حـمایت شـده بـود. هـمچنین نخست وزیران چهار کشور ایران ٬ پاـکستان ٬ عـراق و تـرکیه در روزهـای بـیست و دوم وبیست و سوم نوامبر ۱۹۵۶ در بغداد تشکیل جلسه دادند و اعلام کردند : “ تـوصیه های کنفرانس تهران یگانه وسیله حل مسائل خاورمیانه بـه طـریقی عـادلانه ٬ آبـرومندانـه ومسالمت آمیز و پایدار به شمار می رود.” در بیست و هشتم نوامبر آمریکا این اعلامیه رامورد حمایت قرار داد و اعلام نمود “هر نوع تهدیدی علیه امنیت و اسـتقلل سـیاسی ترکیه ٬ پا کستان ٬ عراق و ایران را با منتهای وخامت تلقی خواهد کرد.”در نهم د سامبر ٬ ۱۹۵۶ دکتر اردلان در مجلس شورای ملی به توجیه سیا ست ایران مبادرت نمود و از دو دستگی دول عربی اظهار تأسف نمود و پیشنهاد کرد کـنفرانسـی مرکب از۹ کشور اسلامی جهت حل اختلاف بین دول عرب تشکیل شود؛ و روز بعد درجلسه ای با حضور سفرای کشورهای اسلامی پیشنهاد خـود را ابلاغ کـرد؛ لیکـن دول مزبور توجهی نکـردند. شکـاف بـین ایـران ٬ عـراق ٬ لبـنان و اردن از یک سـو٬ و سـایرکشورهای عربی به رهبری مصر از سوی دیگر عمیق گـردید. در پـنجم ژانـویه ۱۹۵۶ آیزنهاور دکترین خود را اعلام نمود. بر ا ساس آن دکترین ٬ آمریکا توان نظامی و اقتصادی خود را در اختیار آن دسته از کشورهایی قرار می داد که برای حفاظت از امنیت و استقلال .گروه ٬ خو د در برابر خطر کمونیسم خوا ستار کـمک از آمـریکا مـیگردیدند.در ژانویه ۱۹۵۷ ایران ٬ پا کستان ٬ ترکیه و عراق حمایت خود را از دکترین آیزنهاور اعلام نمودند وآن را بهترین وسیله برای حفظ صلح در منطقه و پیشرفت اقتصادی مردم آن دانستند. دردیدار حسین علاء نخست وزیر ایران با جیمز ریچاردز نماینده مخصوص رئیس جمهورآمریکا که برای توجیه دکترین آیزنهاور به منطقه آمده بود٬علاء سیاست جدید آمریکارا مورد تأیید قرار داد. ریچاردز نیز اظهار داشت : “بـا تـوجه بـه قـابلیتهای زیـاد ایـران ٬کمکهای مالی و اقتصادی آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت تا ایران را موفق به انجام برنامه های رفاهی و افزایش سطح زندگی و تأمین اجتماعی کامل برای ملتش بنماید.او به تصمیم آمریکا جهت افزایش کمکهای نظامی به اعـضای آسـیایی پـیمان بـغداد والحاق به کمیته نظامی پیمان ٬ اشاره نمود.به طور کلی ٬ در این قضیه ٬ یعنی بحران کانال سـوئز٬ سـیاست ایـران دنـباله روی ازسیاست آمریکا بود. از این روست که ایران نخست در کنفرانس لندن شرکت میکند وهمزمان با کاخ سفید٬ که تجاوز متفقین را به مصر محکوم می کند٬ در اجلاس تهران نیز اعلامیه ای را مبنی بر محکومیت اقدام دول مهاجم به مصر٬ که در آن از آنها خـواسـته شده مصر را ترک کنند٬ امضا میکند. شاه ایران دریافته بود که دوران سـلطنت بـریتانیا به ـسر آمده و اکنون نوبت حاکمیت آمریکاست. لذا میبینیم که ایران بلفاصله دکترین آیزنهاور را تأیید و پشتیبانی خود را از آن اعلام میکند به طوری که میتوان گفت دهه ٬ ۱۹۵۰ دهه وابستگی سیا سی ایران به آمریکا میبا شد.

    عبدالرضا هوشنگ مهدوی. سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی. تهران٬ پیکان ۱۳۳۷ ٬.ص ۲۲۱ .
    باری روبین. جنگ قد رتها د ر ایرا ن. ترجمه محمود مشرقی. [بیجا]٬ آشتیانی۱۳۶۳ ٬.ص ۸۹ ـ.
    میخائیل سرگه یویچ ایوانف. تا ریخ نوین ایران . ترجمه هوشنگ تیزابی و حسن قائمپناه. [بیجا] ٬ نشـر حـزب
    توده ایران٬ و نیزالاهرام ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۳
    .رمضانی . انتشارات دانشگاه ویرجینیا .Iran’s Foreign Policy 1941-1973 .
    مقاله آقای قاسمی

  2. در گزارش بالا اشتباها تاریخ انقلاب سفید شاه را سال ۱۳۴۶ ذکر کردم .تصحیح می کنم . تاریخ درست ۱۳۴۱ می باشد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s