جنگ روانی با افکارعمومی پیش از حمله اتمی به ایران


جنگ روانی با افکارعمومی

پیش از حمله اتمی به ایران

هفته نامه اشپیگل 45 ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی

آیا اسرائیل قصد حمله به تاسیسات اتمی ایران را دارد؟ ماههاست که » مه ایر داگان»، رئیس پیشین موساد علنا هشدار می دهد و امیدوار است با این کار جلوی یک فاجعه را بگیرد. دولت نتایاهو از این کار خشمگین است.

» مه ایر داگان » دوباره سخن می گوید. این بار در باشگاه صنایع و بازرگانی در تل آویو، در محلی نه چندان مناسب برای طرح پرسشی بزرگ. این پرسش که آیا اسرائیل باید به تاسیسات اتمی ایران حمله کند؟ «مه ایر داگان » ، 66 ساله، که تا آغاز سال جاری رئیس موساد، سازمان اطلاعات اسرائیل برای خارج از کشور بود، معتقد است: نه !

او باز هشدار می دهد و باز این جمله را تکرار می کند: باید فکر کرد که روز بعد از حمله چه خواهد شد. او بارها گفته است که چنین حمله ای برای اسرائیل فاجعه ایست تصور ناپذیر.

روزچهارشنبه گذشته، آشکار شد که جت های جنگنده اسرائیل بر فراز جزایر ساردنیا تمرین کرده اند. برنامه آموزشی آنها عبارت بوده است از: حمله به اهداف بسیار دور، سوخت گیری در هوا، دفع راکت های زمین به هوا. بعد از ظهر، در اسرائیل خط دودی از زمین به هوا بلند می شود، این موشک یریشو 3 است که تازه ساخته شده و احتمالا قادر به حمل بمب اتمی هم هست، با بردی تا 4500 کیلومتر.

همزمان » گاردین» از انگلستان خبر می دهد که داوید کامرون در نظر دارد کشتی های مجهز به راکت های» کروز میسایل» را بسوی ایران گسیل دارد. صبح روز بعد صدای آژیر در منطقه وسیع تل آویو بلند می شود. مردم وحشت زده از اتومبیل های خود بیرون می پرند و می کوشند تا خود را به پناهگاههای زیرزمینی برسانند، می ترسند که جنگ شروع شده باشد. ولی این فقط تمرین است.

آیا اینها تصادف است؟ اسرائیل خود را برای مقابله با حمله ای آماده می کند یا این که اینها بخشی از یک جنگ روانی است؟ و می خواهد به جهان فشار بیاورد، به اروپا و به آمریکا که یا شما کاری بکنید یا ما دست به حمله می زنیم؟

در این هفته در وین گزارش تازه ای از سوی مقامات بین المللی اتمی منتشر می شود، که گویا قرار است  برای نخستین بار رسما تایید کند که ایران فناوری هائی  را آزمایش می کند که فقط یک هدف می توانند داشته باشند : ساختن بمب. (این گزارش دیشب منتشر شد) برای اسرائیل موقعیت مناسبی است که برای تشدید اقدامات ایذائی علیه ایران فشار آورد. نه تنها بعید نیست که این یک مانور سیاسی باشد، بلکه احتمالا همین هم هست.

معهذا این به آن معنی نیست که اسرائیل در تدارک یک حمله نظامی نیست.  بلکه برعکس کاملا امکان دارد در این لحظه مسیر مشخص شود، هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ نظامی. اسرائیل تصور می کند که برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران حداکثر 9 تا دوازده ماه وقت دارد. آمریکائی ها زمان باقی مانده را 18 تا 21 ماه فرض می کنند. این مدت زیادی نیست.

اسرائیل هرگز چنین آشکار و صریح  در بارۀ حمله به بحث نپرداخته بود. بحثی که نمی تواند بخشی از یک بلوف باشد، چون اگر ناگهان مردم هم بخواهند در این باره صحبت کنند برای نتانیاهو خوب نیست. روزنامه نگاران همیشه در باره حمله به گمانه زنی پرداخته بودند، ولی ناگهان سیاستگران، نظامیان، و اطلاعاتی ها هم با صراحت تمام به اظهار نظر پرداخته اند. وزیر کشور می گوید این عملیات خواب را از چشم او ربوده است، که البته روز بعد  این سخن  تکذیب میشود. روزنامه » یدی اوت آخارونوت » داستانی منتشر می کند تحت عنوان » فشار اتمی » که با پرسشی تلقینی آغاز می شود: «آیا نخست وزیر و وزیر دفاع با هم تصمیم گرفته اند به تاسیسات اتمی ایران حمله کنند؟».

این آن پرسش اساسی است. و پاسخ آن را  «مه ایر داگان » می داند که بحث را   از اطاق های پنهان سازمان های اطلاعاتی به صحنه مباحثات اجتماعی منتقل کرده است .

داگان در مدت زمانی بیش از 8 سال که در رأس موساد قرار داشت، لب بسته ترین مرد در اسرائیل بود. در آنجا به او می گفتند مردی که چاقوئی میان دندان هایش نگاه داشته. آریل شارون که او را به ریاست موساد گماشت می گفت توانائی ویژه او این است که گردن یک عرب را بزند. ولی داگان از ششم ژانویه زبان گشاده است.

او در روز آخر خدمتش روزنامه نگاران را به  مرکز موساد دعوت کرد. مرکزی که نه آدرس دارد و نه  آنرا در هیچ نقشه ای می توان یافت. آنوقت  او اعلام کرد که اگر  هیچ اتفاقی نیفتد و هیچ کس مزاحمت ایجاد نکند، در مناسبت ترین شرائط  ایران در اواسط دهه جاری به بمب دست خواهد یافت. پس از آن ایران برای  ساختن کلاهک اتمی سه سال دیگر وقت می خواهد. یعنی در سال 2018. با توجه به این رقم هر نوع حمله ای که حالا صورت گیرد بی معنی خواهد بود.

داگان به سخنان خود چنین ادامه می دهد که حتی اگر اسرائیل فورا دست به حمله بزند نیز نمی تواند جلوی ادامه برنامه اتمی را بگیرد. درست بر عکس، آنوقت ایرانی ها یک مشی نظامی در پیش خواهند گرفت و حسابی دست به مسلح کردن خود خواهند زد، ولی اسرائیل باید «هزینه ای وحشت انگیز و تحمل ناپذیر  بپردازد».  ایران و سوریه، که آن موقع هنوز با ثبات بود، و میلیشیای ترور حماس و حزب الله که هزینه آنها را سوریه و ایران تامین می کنند، از شمال و جنوب اسرائیل را زیر باران راکت های خود خواهند گرفت که می تواند به مرگ هزاران نفر بینجامد. «ما چطور می توانیم، در برابر چنین حمله ای از خود دفاع کنیم؟ من برا این پاسخی ندارم.»

هنگامی که داگان این سخنان را می گوید، خانمی که رئیس کل سانسور نظامی اسرائیل است نیز  در کنار او نشسته است. در  پایان این خانم به روزنامه نگاران می گوید: هیچ یک از سخنانی که شنیدید نباید منتشر گردد. این بار رئیس موساد نیست که باید از چشم جامعه پنهان بماند بلکه جامعه را باید از خطر رئیس موساد محافظت کرد.

تا کنون چنین چیزی در اسرائیل رخ نداده بود که رئیس سازمان اطلاعات، به این دلیل که به دولت سوء ظن دارد، به جامعه هشدار دهد، زیرا از آن می ترسد که مبادا دست به جنگی خطرناک و غیر ضروری زده شود. چون این طور بنظر می رسد که او مطمئن است چنین تصمیمی گرفته شده یا بزودی گرفته خواهد شد.

به این صورت داگان، کشمکش محرمانه میان سیاستگران و نظامیان را بر سر موضوعی که برای اسرائیل اهمیت حیاتی دارد، در برابر افکار عمومی قرار می دهد. و اگر آنچه که داگان با حضور نامنتظر خود بر صحنه تکرار می کند درست باشد، نخست وزیر و وزیردفاعش واقعا قصد حمله دارند.

برغم وجود سانسور، قطره هائی از سخنان داگان به مطبوعات «نشت» می کند و سبب بلند شدن سر و صدا می شود. حالا داگان در مورد تمام موضوعات  سیاسی اظهار نظر می کند. بنظر او مبادله بیش از هزار زندانی فلسطینی با «جیلاد شالیت» یک » خطای بزرگ» بوده است. او از دولت انتقاد می کند که با فلسطینی ها مذاکره نمی کند، ترکیه را از دست داد و اسرائیل را منزوی کرد. بویژه او مکرر در مکرر هشدار می دهد که نباید به تاسیسات اتمی ایران حمله کرد.

از آنوقت او برای یک گروه قهرمان است و برای گروهی دیگر دشمن اسرائیل. دولت او را خائن و دیوانه می داند، افرادی که نزدیک به نخست وزیر هستند، او را حتی متهم به خرابکاری می کنند و ادعا می کنند چون از ریاست موساد برکنار شده است، می خواهد انتقام بگیرد. باید پاسپورت دیپلماتیک خود را پس بدهد و بعضی از سیاستگران راستگرا حتی خواستار محاکمه او هستند. یکی از نظامیان عالی رتبه می گوید اگر دستگیری او ممکن بود، این کار را هم می کردند….

بزرگترین هدف زندگی برای نتانیاهو و داگان این است که مانع دست یافتن ایران به بمب اتمی شوند. ولی استراتژی و زمانی که برای این کار درنظر گرفته اند با هم متفاوت است. نتانیاهو می خواهد پیش آز آن که دیر شده باشد، حمله کند. الگو هائی هم که در نظر دارد بمباران تاسیسات اتمی عراق در سال 1981 و سوریه در سال 2007 است. در هر دو مورد رژیم ها واکنشی نشان ندادند.

ولی داگان معتقد است حمله نظامی باید آخرین گزینه باشد » فقط وقتی که شمشیر روی گردن ماست». او معتقد است که یک حمله سبب واکنش های بی پایان خواهد شد. وقتی که او رئیس موساد بود جنگ نامرئی می کرد و هدفش این بود که زمان دست رسی به بمب را به تعویق بیاندازد. آنطور که در یک گفتگوی خصوصی گفته است با کمک  ویروس استاکس نت، با ایجاد تصادفات عجیب و غریب و  با «حذف افراد مهم » . او  می گوید تعداد دانشمندانی که  همکاری داوطلبانه برای برنامه اتمی می کنند کاهش می یابد که او آنرا نوعی از » فرار سفید ازخدمت زیر پرچم» می نامد.

ساخت بمب باید آنقدر به تعویق افتذ تا رژیم تهران سقوط کند. و داگان معتقد است که چیزی به سقوط رژیم نمانده است. حالا او از این می ترسد که نتانیاهو با عجله ای که به خرج می دهد، نقشه او را به هم بزند. نتانیاهو اهل صبر نیست و معتقد نیست که تنها با جنگ نامرئی داگان میتوان جلوی ساخت بمب را گرفت. برخی از نظامیان و سیاستگران عالیرتبه حتی داگان را متهم می کنند به این  که برای ایرانی ها فرصت ایجاد کرده است.

ولی داگان از استراتژی خود دفاع می کند و خود را متعهد می داند که هشدار دهد. کسی که فرمان حمله بدهد در باره سرنوشت نسل های آینده تصمیم می گیرد. چنین کاری را نه می توان در یک محفل کوچک انجام داد و نه با سیاستگران.

بنظر داگان نتانیاهو قادر به هدایت اسرائیل نیست، و در همه زمینه ها شکست خورده است. اسرائیل هیچ گاه نه تا این حد از لحاظ نظامی نیرومند و نه  این قدر از لحاظ سیاسی ضعیف بوده است. در تمام دورانی که او با نتانیاهو همکاری کرده است نه در مورد اهداف سیاسی  و نه نظامی هیچ گاه از او نظر مشخصی  ندیده است. فقط در مورد ایران یک نظر و یک هدف دارد. نتانیاهو و وزیر دفاعش «اهود باراک» برای رسیدن به این هدف می کوشند تا هر منتقدی را حذف کنند. آنها می خواستند، دونفری، بدون آن که دیگر اعضای دولت را سهیم سازند، خود تصمیم بگیرند، کاری که بنظر داگان از لحاظ قانونی خالی از اشکال نیست.

داگان می گوید دلیل این که او و » گابی اشکنازی «، فرمانده ارتش ، در نخستین ماههای سال 2011  از کار برکنار شدند و» جوال دیسکین «، رئیس سازمان اطلاعات کشوری، نیز به ریاست موساد گماشته نشد، همین است. کسانی بجای آنها در رأس این کار ها قرار گرفتند که چندان مخالفتی با حمله به ایران ندارند، یا دست کم انقدر تجربه ندارند که بتوانند با قاطعیت مخالفت کنند. داگان آنرا کودتای بی سرو صدای سیاست علیه نیروهای امنیتی می داند «دیسکین، اشکنازی و من می توانستیم جلوی ماجراجوئی های خطرناک را بگیریم «.

این نظر به این دلیل صحیح بنظر می رسد که بسیاری از نظامیان، اطلاعاتی ها و سیاستگران سابق از داگان حمایت می کنند و  خود نیز حرف های مشابهی می زنند. خانم زیپی لیونی، رهبر اپوزیسیون می گوید :» در هر زمینه ای، حرف این ها را بشنوید». قبلا انتقاد علنی بندرت صورت می گرفت، ولی امروز دیگر اینطور نیست.

«دانیل جاتوم»  و » افرایم هالوی» ، هر دو رؤسای سابق موساد، می گویند داگان حق دارد نظرش را بیان کند و اینطور که بنظر می رسد دلائل خوبی برای نظریاتش دارد. جاتوم می گوید افکار عمومی باید نظر او را در بارۀ ایران بشنود. کسانی که داگان را می شناسند، بویژه ژنرالهای سابق و همکاران پیشینش تایید می کنند که رئیس سابق موساد اعتقادش را بیان می کند. نه می خواهد وارد سیاست شود و نه از سر سود جوئی سخن می گوید.

آمریکائی ها هم مدت هاست که نگرانند و می ترسند که اسرائیل تهدید های خود را عملی سازد. در بهار سال 2008، جورج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، سفری نا منتظر به اسرائیل کرد. او خواستار دیدار با اهود اولمرت، نخستوزیر وقت اسرائیل و اهود باراک وزیر دفاعش شد. دلیل این دیدار را کسی نمی دانست، حتی خود آن دو نفر. بوش که نگران بنظر می رسید، با تاکید به آنها گفت: » شما باید به من قول بدهید که از فاصله زمانی انتقال ریاست جمهوری از من به آنکس که بعد از من می آید، برای حمله به ایران استفاده نکنید».

در ماه اکتبر نیز، لئون پانتا، وزیر دفاع  آمریکا سفرمشابهی به اسرائیل کرد. او در اورشلیم گفت هر گامی که علیه تاسیسات اتمی ایران برداشته شود باید با جامعه جهانی هم آهنگ شود ـ هشداربسیار صریح بود و حاکی از آن که گویا سازمانهای اطلاعاتی آمریکا خبر یافته اند که حمله ای در پیش است.

 آیا داگان حمله ای را بتعویق انداخته و یا مانع آن گشته است؟ شاید روزی به این پرسش پاسخ داده شود، شاید هم نشود. آنچه مسلم است هیچ چیزی برای یک حمله غافلگیرانه بد تر از حرف زدن در باره آن نیست. مناخیم بگین فرمان حمله به رآکتور عراق را در»اسیراک » به این دلیل متوقف کرد،  که فهمید شیمون پرز، رهبر اپوزیسیون در آنزمان، از جریان مطلع شده است. خلبان ها در جت ها نشسته بودند، که عملیات قطع شد. یک ماه بعد حمله به رآکتور صورت گرفت.

داگان می گوید:» مرا ببخشید ولی من هرجا فرصتی پیش آید حرف خواهم زد». نباید برای ساکت کردن او تلاش کرد او هم یک وکیل مدافع خوب دارد و هم حافظه ای خوب.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s