با تشکیل اتحادیه حوزه کارائیب امریکا ی لاتین امریکا و کانادا را دور می زند


با تشکیل اتحادیه حوزه کارائیب

امریکا ی لاتین

امریکا و کانادا را دور می زند

نویس دویچلاند ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب اتحادیه تازه ای ایجاد می کنند، بدون آمریکا و کانادا.

وحدت بیشتر اما بدون آمریکا و کانادا. این شعار 33 کشور آمریکای لاتین و حوزه کارائیب است که در روزهای جمعه و شنبه برای اعلام رسمی اتحادیه کشورهای پیشگفته گرد هم می ایند.

دهسال پیش کسی فکرش را هم نمی توانست بکند که کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب بتوانند خارج از کنترل آمریکا برای خود اتحادیه ای مستقل بر پا سازند. اینک این زمان فرارسیده و همین گرد همآئی نشان می دهد که که آمریکا حتی در آن بخش از جهان که آنرا » حیاط خلوت » خود می خواند، یعنی جائی که آمریکا اختیار دار آنست و هر کار بخواهد می تواند بکند، نیز نفوذ سنگین خود را از دست داده است، چه رسد به بقیه جهان. ایجاد اتحادیه کشورهای آمریکای لاتین، حوزه کارائیب و مکزیک، که از لحاظ جغرافیائی بخشی از آمریکای شمالی محسوب می گردد، نقطه اوج سیاست خارجی مستقل این کشورها در لحظه کنونی است.

عوامل گوناگونی به پیدایش این روند کمک کردند. دلیل اصلی آن بود که آمریکا در سالهای 1990 در دوران بیل کلینتون، روی به اروپای شرقی آورد و رئیس جمهور بعدی، جورج دابلیو بوش، در صدد گسترش نفوذ آمریکا در خاور میانه و آسیا برآمد. نو محافظه کاران تندرو در آغاز قرن حاضر زبان به انتقاد گشودند و گفتند در زمانی که نفوذ اقتصادی اروپا و چین فزونی می باید، آمریکا به » حیاط خلوت» خود ، کم توجه است. دولت بوش در صدد برآمد یک بار دیگر بر آمریکای لاتین مسلط گردد و منطقه بازرگانی آزاد( آلکا )  را بوجود آورد که  قرار بود از آلاسکا تا مجمع الجزائر » ارض النار » یا  «سرزمین آتش «، در جنوبی ترین دماغه آمریکای جنوبی  را در بر بگیرد. ولی بوش (پسر) در کنفرانس سران کشورهای آمریکا، که در سال 2005 در » مار دلپِلاتا » واقع در آرژانتین بر پا شد، تیرش به سنگ خورد و کشتی اش به گل نشست. زیرا برزیل  که در عرصه سیاست خارجی پر نفوذ ترین کشور آستانه ای در منطقه بود، بدلائل اقتصادی و نیز قدرت سیاسی ، علاقه ای نداشت که در برابر فرمان های آمریکا سر تعظیم فرو آورد، در مقابل آمریکا ایستاد و کنفرانس » آلکا » شکست خورد.

عامل دیگر این بود که پرزیدنت چاوز رئیس جمهور  ونزوئلا همراه با فیدل کاسترو ، رهبر کوبا، بدیلی برای سازمان آمریکائی » آلکا » ایجاد کردند به نام » آلبا» (برای خلقهای آمریکای خودمان)، که نه تنها از لحاظ زبانی، بلکه از جهت اقتصادی،صنعتی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز بهم نزدیک بودند.

تلاش های متنوعی که برای نزدیک تر کردن کشورهای آمریکای جنوبی صورت گرفت سرانجام  در سال 2008 به تشکیل سازمان » اوناسور» ( اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی) انجامید. این سازمان در واقع رقیبی بود برای » اُ . آ. آس» ( سازمان کشور های آمریکای جنوبی). آمریکا روی به خصومت آورد و از جمله در هندوراس دست به کودتا زد.   گرچه » اوناسور» یکپارچگی سیاسی نشان داد ولی نتوانست مانع تشکیل حکومت کودتا گردد.

همراه با آن آمریکا حضور نظامی خود را تقویت کرد و ناوگان چهارم خود رادر منطقه فعال ساخت. نیروی نظامی آمریکا کماکان  مجموعه منطقه کشورهای آمریکای جنوبی و حوزه کارائیب را زیر نظر دارد. تولید ناخالص ملی در این منطقه 6.3 تریلیون دلار است.( تولید ناخالص ملی آمریکای شمالی 14 تریلیون است) این منطقه  صاحب بزرگترین ذخائر نفتی جهان است و   تولید   کنونی آن به 338میلیارد بشکه بالغ می گردد.  مذاکرات نفتی آمریکا و اروپا در آینده   با اتحادیه واحد » کلاک» خواهد بود که قطعا برای آنها مذاکراتی آسان نخواهد بود.

تفسیری بر مقاله بالا

مقاله «اینگو نیبل» کامل است و اهمیت » کلاک» را برای 33 ملیت  در آمریکای لاتین و حوزه کارائب اما بدون آمریکا و کانادا و بدون » شرکای » ناتو:  انگلستان،هلند، فرانسه، روشن می سازد.    جزائر  فالکلاند و جورجیای جنوبی هنوز در اشغال انگلستان است. انگلستان در منطقه کاربیک درCayman Island     و درBritish Virgin Island        بانک هائی دارد که کارشان » پولشوئی » است، شست وشوی پولهائی که از تبهکاری بدست آمده است  و محلی است امن برای نهگداری پول آنها که می خواهند از پرداخت مالیات بگریزند . جزائرTurks & Caicos   و Monserrate نیز هنوز وابسته به انگستان هستند. هلند  جزائر »  Niederland Antillen    و نیمی از جزیره  سنت مارتین را در اشغال دارد که در برابر ونزوئلا قرار دارد. نیمه دیگر سنت مارتین در اشغال فرانسه است و از مستملکات آنسوی دریاهای فرانسه بشمار می اید. مارتینیک، گوادلوپ، و چند جزیره دیگر در کاربیک  نیز از جمله بخش هائ آنسوی دریاهای فرانسه هستند، همچنین گویانه فرانسه در شمالغربی آمریکای جنوبی: که به وسعت بنلوکس است پایگاه  فضاپیمائی کورو ..فرانسه مرزی هم با برزیل دارد و اهالی آمریکای لاتین و برزیل  فرانسه را » دوست » می دانند. دشمنان ژئوپولیتیک برای آمریکای لاتین ایالات متحده آمریکا وانگلستان هستند و هلند که  آمریکا در جزیره اش  که نزدیک  ونزوئلاست پایگاه نظامی   ایجاد کرده است. عوامل و جاسوسانی که در تمام عرصه ها استقلال آمریکای لاتین را محدود می سازند، در درجه اول عبارتند از: هزاران نفر از اعضای   National Reconnaissance Office  سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلستان، هلند، سوئد، آلمان، واتیکان  و البته سازمانهای اطلاعاتی  بنیاد های حزبی، سازمانهای تبلیغات مذهبی . دست آخر هم تامین هزینه ها و مدیریت «دائمی» «علائق » ژئو پولیتیک  این شرکای » ناتو»  قرار دارد. ایالات متحده آمریکا می خواهد ناتو را در » اتلانتیک جنوبی» گسترش دهد: „  Cut the Atlantic- divide“ .

 

تفسیر دوم : آیا » کلاک » را باید  بمعنی تغییر بنیادین ژئو پولتیک در آمریکا لاتین فرض کرد؟

» کلاک » باید » همکاری» و همبستگی» 33 کشور آمریکای لاتین را ممکن سازد. چند روز قبل هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا، و سانتوس رئیس جمهور جدید کلمبیا  در کاراکاس با یکدیگر دیدار کردند، عادی شدن مناسبات دو کشور ی که قبلا نه با هم همکاری داشتند و نه همبسته بودند موجب رضایت دو رئیس جمهور و مورد تایید 31 کشور دیگر است. چاور اطمینان داد که ونزوئلا اجازه نخواهد داد که پارتیزانها، تروریست ها و تبهکاران مواد مخدر خاک این کشور را پایگاه عملیات خود سازند. و رائول کاسترو رئیس جمهور کوبا گفت » کلاک»  ضد هیچ کشوری نیست… یعنی بطور غیر مستقیم بر همکاری های کشورها با یکدیگر تکیه کرد بی آن که بهانه ای بدست واپسگرایان در آمریکا داده باشد که می خواهند ونزوئلا را مرکز عملیات خرابکارانه معرفی کنند و ادعا کنند که  شرکت کوبا   در آن نشانی    ضد آمریکائی بودن این اتحادیه  است.

Feuerland (spanisch Tierra del Fuego, ins Deutsche übersetzt „Land des Feuers“) ist eine Inselgruppe an der Südspitze Südamerikas.

http://www.neues-deutschland.de/artikel/212440.adios-usa-und-kanada.html

یک پاسخ

  1. با سلام و عرض ادب
    من فکر می کنم یکی از دلایل نومیدی و روی برگرداندن کشورهای امریکای لاتین در بستن قرارداد های تجاری از آمریکا ، شناخت ماهیت کثیف آن از سوی این کشور هاست .همه میدانیم که کلمبیا، مهمترین متحد آمریکا در منطقه آمریکای لاتین است . اما دولت آمریکا نتوانست به رای کنگره در تصویب تجارت آزاد با کلمبیا دست پیدا کند. توافقنامه تجارت آزاد کلمبیا در دوران ریاست جمهوری بوش به امضا رسیده بود.
    “هوگو چاوز “ رئیس جمهور ونزوئلا در این مورد گفت : « سرنوشت اعتماد به “یانکی‌ها ” همین است . تنها ماندن در قربان‌گاه. » یعنی زمانی که منافع یانکی ها اقتضا کند ، حتی به پیمان و قراردادهای خود پشت پا میزنند ! استقبال آمریکا از عقد پیمانهای رنگارنگ با آمریکای لاتین در دهه‌های پیشین، دلیل عمده اش جلوگیری از نفوذ شوروی به این قاره بود . اما اینک دیگر دوران جنگ سرد نیست که امپریالیسم نیازی به همبستگی با دیکتاتوری‌های نظامی در آمریکای لاتین داشته باشد .بنا بر این دیگر دلیلی برای اثبات صداقت از نوع مدل آمریکایی باقی نمی ماند !!!
    سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ سال‌های مهم و حساسی برای استقرار دمکراسی بومی و تجدید حیات احزاب چپ در کشورهای آمریکای لاتین بودند.که البته به نظر من ظهور و سقوط حکومت مردمی « آلنده » در شیلی دهه ٧٠ نقطه استارت آن بود . این کسب تجربه از انقلاب شیلی و سرمایه داری فاسد حاکم بر آمریکای لاتین که سبب فقر و بدبختی مردم بود . موجبات گرایش جوامع آمریکای لاتین به چپ گرایان در یک پروسه حدوداً بیست ساله فراهم آورد . ولی اینک این تجدید حیات مورد تهدید قرار گرفته ! از طرفی بیم سر برداشتن دوباره راستگرایان (مانند «شیلی» در سال ۲۰۱۰ از درون صندوق های رأی، یا «هندوراس» در سال ۲۰۰۹ به زورکودتای آمریکایی ) و از طرف دیگر ایجاد جنبش های اعتراضی که امیدهای سرخورده مردم کوچه و بازار جرقه زننده آنست . بطور مثال (مخالفان دولت در «ونزوئلا» هنگام انتخابات قوه قانونگذاری سال ۲۰۱۰ با گردآوری ‌۵۰‌% آراء پیشرفت چشم گیری کردند . گرچه حزب سوسیالیست متحد «ونزوئلا»، تشکل «هوگو چاوز» رئیس جمهور کشور، توانست برجای مانَد، اما در حفظ اکثریت دو سوم نمایندگی در مجلس ملی ناکام ماند. این موفقیت دست راستی ها با کارزار بر هم زدن ثباتی که ایالات متحده در سرتاسر آن کشور پیش می برد چندان بی ارتباط نیست: به تازگی «Jeremy Bigwood» روزنامه نگار، پرده از وجوهات چندین میلیون دلاری برداشت که وزارت خارجه آمریکا میان سال های ۲۰۰۷‌ تا ۲۰۰۹ به جیب روزنامه نگاران آمریکای لاتین و مشخصا ونزولائی سرازیر کرده بود . با اینهمه نتیجه انتخابات سال ۲۰۱۰، بازتاب دلسردی و خانه نشینی بخشی از هواداران «انقلاب بولیواری » نیز هست. دلائل آن چندگانه است: دشواری های اقتصادی به ویژه ناشی از کاهش درآمدهای نفتی، عدم امنیت ، فساد مزمن، ابن الوقتی در جمع برجستگان «انقلابی»، کُندی پویه دگرگونی جامعه و غیره. بر چنین زمینه ای، بیانیه رسمی ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱ که به موجب آن رئیس جمهور کشور از ابتلاء به بیماری سرطان رنج می برد، پرتوی بر ضعف دیگری در پویش «ونزوئلا» انداخت: تمرکز قدرت گرداگرد رئیس کشور، که چپگرایان را به تردید درباره جانشینان بالقوه رهبر کنونی واداشته است.) به نقل از » نشریه گزارش کشورهای قاره آمریکا (Report on the Americas)، نیویورک، شماره دو ماهه سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۰.»
    بنا بر این به نظر من چپ در آمریکای لاتین در حال حاضر مهمترین وظیفه اش دور نگری و جانب احتیاط را رعایت کردن در هر موردی خصوصا بستن قرار داد با جهان پیرامون می باشد . در اینجا مایلم به موردی که باعث نگرانی من هست ، اشاره کنم :
    شما اقای نافعی در ترجمه خود از «اوناسور » نام برده اید که شامل ( آرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، کلمبیا، اکوادور، گویان، پاراگوئه، پرو، سورینام، اوروگوئه و ونزوئلا ) است و در چارچوب طرح یکپارچگی آمریکای جنوبی حرکت می کند . ولی جریان دیگری بنام «مرکوسور» هم وجود دارد که مرکب است از( برزیل، آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه، ونزوئلا ) کشورهای شیلی و بولیوی هم به عنوان عضو وابسته، به آن وصل‌اند. این بازار که بنیان آن در سال ۱۹۹۰ پی نهاده شد، استراتژی استقلال خود را بر دو پایه استوار ساخته است؛ یکی افزایش مبادلات درون منطقه‌ای و دیگری برقراری رابطه با اتحادیه اروپا. به نظر من این خودش بدترین عامل تفرقه را در آمریکای لاتین ایجاد خواهد کرد . بدان معنا که اتحادیه اروپا تا خرخره غرق در نابسامانیها و تفرقه است .بطور مثال به موضع گیری آلمان و فرانسه در جریانات اخیر باید اشاره کرد که خواستار تغییرات در پیمان اتحاد اروپا با هدف بازنگری در ساختار آن هستند تا یورو از گزند آسیب‌های موجود در امان بماند. و این به مذاق دیگر اعضا مانند یونان یا ایرلند و اسپانیا خوش نمی اید ! حالا چگونه « مرکوسور » میخواهد استقلال خود را از این جریان حفظ کند ؟ من نمیدانم ! وبدتر از ان هم پیوند سرنوشت «اوناسور » به « مرکوسور » است ! که این خود بخود وحدت و یکپارچگی آمریکای لاتین را زیر علامت سوال میبرد !!!
    ممنون از زحمات شما برای ترجمه . میری پور

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s