بر محور ایران سال فاجعه از یکماه دیگر آغاز می شود


بر محور ایران

سال فاجعه

از یکماه دیگر

آغاز می شود

یوشکا فیشر وزیرخارجه اسبق آلمان

گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

 

یوشکا فیشر وزیر خارجه اسبق آلمان از حزب سبزها، اخیرا تحلیلی با عنوان «خطر ایران» نوشته که در سایت project-syndicate.org منتشر شده است.

این سایت خود را ارگان  سندیکائی معرفی می کند که 430 روزنامه و مجله  از 150 کشور جهان عضو آن هستند، با 70 میلیون تیراژ. مرکز آن در پراگ است و بودجه آنرا اعضای آن تامین می کنند.   تامین کنندگان هزینه این نشریه رسانه های هوادار سرمایه داری هستند.   مقالات آن به چند زبان ترجمه می شود. نویسندگان آن شخصیت های  شناخته شده بین المللی هستند.

این  ترجمه حاوی  تز های فیشر در باره مسئله ایران است.

ایرانی که  مسلح به سلاح اتمی  و یا نزدیک به آن  باشد، یعنی  به حدی رسیده باشد که برای تولید آن فقط اتخاذ تصمیم سیاسی کافی باشد، سبب خواهد شد که توازن استراتژیک قدرت سیاسی در خاور نزدیک و میانه بشدت تغییر کند. افزون بر این،  ایران پس از انقلاب  سال 1979  سیاستی را دنبال می کند که در عرصه سیاست خارجی مخالف وضعیت  موجود در منطقه است و بسیاری از همسایه های ایران  از این سیاست احساس نا امنی می کنند.

راکت های موشکی ایران برای اسرائیل، کشورهای عربی همسایه و نیز ترکیه کابوس هستند. فرق میان اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه این است که اسرائیل با سلاح های اتمی خود توان وارد آوردن ضربه دوم را به ایران دارد ولی کشورهای عربی و ترکیه فاقد این سلاح  و این امکان هستند.

و درست همین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی بیش از اسرائیل موجودیت خود را در خطر می بینند.

اگر ایران دارای راکت های مجهز به کلاهک های اتمی بشود وضع امنیتی اروپا نیز به طرزی دراماتیک تغییر خواهد کرد.

تا کنون تمام مذاکرات با ایران به بن بست رسیده اند، ایران به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد و می کوشد تا فن آوری خود را بهترسازد. اقدامات محدود کننده  ایذائی نیز فقط در دراز مدت و به آرامی تاثیر می گذارند، تغییر اوضاع داخلی نیز در کوتاه مدت  ممکن بنظر نمی رسد.

وقت زیادی باقی نمی ماند، پس از آن این پرسش مطرح می گردد که آیا جهان حاضر است ایران را بعنوان قدرت اتمی در منطقه بپذیرد یا این که  قبل از طرح این پرسش، برای پیشگیری ازخطر اتمی شدن ایران، جنگ آغاز می گردد؟

سال 2012 سال بسیار حساسی خواهد بود و پرزیدنت اوباما از مدت ها پیش تصریح کرده است که آمریکا تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرفتن ایران بعنوان یک قدرت اتمی نخواهد بود. موضع اسرائیل و کشورهای عربی منطقه  خلیج فارس نیز همین است.

سال 2012 به دلیل مسئله ایران می تواند سالی بسیار حساس گردد. دولت اسرائیل اخیرا سخن از این گفت که ایران تا 9 ماه دیگر به آستانه دست یافتن به سلاح اتمی خواهد رسید. افزون بر این، سال 2012 سال انتخابات آمریکاست و ایران می تواند یکی از موضوعات مرکزی انتخاباتی گردد. از این گذشته بدشواری می توان تصور کرد که دولت نتانیاهو دست روی دست بگذارد و ناظر اتمی شدن ایران  یا نزدیک شدن ایران به سلاح اتمی گردد. از سوی دیگر با توجه به وضع موجود  سخن گفتن از عملیات نظامی، که با توجه به شرابط حاضر عمدتا بمباران خواهد بود، آسان است. ولی آنچه  باید بشدت مورد تردید قرار گیرد این است که  از هوا بتوان  برنامه اتمی ایران رامتوقف کرد، بلکه  برعکس چنین حمله ای می تواند رسیدن به سلاح اتمی را شتاب بخشد و راه مستقیم دستیابی به آن را باز کند. راهی که  دراین  حالت،  مورد حمایت بخش های دیگری از افکار عمومی جهان نیز قرار خواهد گرفت. بهتر آنست که از تجسم وضع خاور نزدیک پس از چنین حمله ای خودداری کنیم. در این حالت بهار عربی حتما  به پایان خواهد رسید و جای آنرا امواج شدید همبستگی با ایران و ضدیت با غرب  خواهد گرفت. و بجای آن که منطقه از پائین شروع به تغییر کند به دامان خشونت و ترور پس افکنده خواهد شد. مخالفان دولت در خود ایران نخستین قربانیان چنین عملیاتی خواهند بود و مجموع منطقه بوضعی دچار خواهد شد که احتمالا دیگر هیچ کس قادر به کنترل آن نخواهد بود. از توصیف عواقب مصیبت بار این وضع برای خود مردم ایران و خارج از آن نیز سخن نمی گوئیم. شانس حل مشکل در آخرین لحظات چندان امید بخش نیست، زیرا نبرد بر سر قدرت در درون رهبری در خود ایران نقشی قاطع ایفا خواهد کرد. کسی که آنجا بخواهد عقب بنشیند، بازنده است. افزون بر این بنظر میرسد رهبری در ایران از این موضع حرکت می کند که ایران بزرگتر و نیرومند تر از آنست که بتوان آنرا با اقدامات ایذائی و بمباران های هوائی به زانو درآورد. اگر نگاهی به کتاب های تاریخ بیافکنیم می بینیم که معمولا راه هائی که به فاجعه انجامیده اند با حسن نیت و اشتباهات عظیم سنگ فرش شده اند. بنظر می رسد در سالی که در پیش داریم باز با چنین صحنه ای روبروخواهیم گشت.

یا جنگ؟ یا ایران اتمی؟ و یا وجهی دیگر که کاملا واقع بینانه است: هم جنگ و هم  ایرانی اتمی؟ بنظر می رسد وضع  خاور نزدیک در سال آینده بسوی این  بدیل های نامیمون در حرکت است، مگر آن که  راهی برای حل دیپلماتیک مسئله یافت شود، یا دست کم با تلاش های شدید دیپلماتیک فرصت بیشتری بدست آید. برای رسیدن به این بدیل ها باید حداکثر تلاش های دیپلماتیک صورت گیرد، از جمله از سوی اروپا  و بویژه  آلمان .

 http://www.project-syndicate. org

یک پاسخ

  1. با سلام و عرض ادب
    همه جا صحبت از نیروگاه های هسته ای ایران وهراس غرب و اسراییل از آن است . و خب با توجه به سخنان رهبران جریانهای داخل حکومت ایران ، از خود ولی فقیه گرفته تا ‌رییس جمهور رژیم و تا جریانهای در کنار گودتر مانند رفسنجانی که بارها وبارها خصومت خود را با اسراییل بیان کرده اند . این ترس و بیم قابل فهم است . اما با توجه به شناختی که جهانیان از رژیم صهیونیستی دارند .‌ هر زمان و هر کجا که اسراییل احتمال کوچکترین خطری برای حفظ امنیت و بقای خود دیده است . بدون کسب اجازه از دیگران خود شخصاً دست بکار رفع خطر احتمالی گردیده ( مانند بمباران رآکتور عراق در سال ۱۹۸۱، و رآکتور هسته ای مخفی سوریه در سال ٢٠٠٧ ) این پرسش مطرح میشود، که چگونه است اسراییل در قبال ایران واکنش لازم را انجام نمیدهد ؟ به نظر من سوال کلیدی و هم پاسخ کلیدی آن همین جاست .
    آیا دلیل این هست که شاید از لحاظ فنی، انجام عملیاتی مانند آنچه در عراق انجام گردید در ایران بخاطر وجود تعداد زیاد مراکز هسته ای و حتی نامشخص بودن برخی از سایتهای اتمی و یا پنهان بودن این سایتها در زیر زمین ،امکان پذیر نیست ؟ یا شاید اسراییل از اقدامات تلافی جویانه ایران در فردای پس از بمباران مانند حملات موشکی، استفاده از جریانات تروریستی چون حزب الله و حماس می ترسد ؟
    راستش من فکر نمیکنم هراس اسراییل و یا آمریکا و متحدان آنها هیچکدام از این موارد باشد ! دلیل اصلی فقط در واکنش ایران خلاصه نمیشود بلکه واهمه از نفوذ ایران در قلب میلیونها انسان خاور میانه ای و مسلمان است که هر گونه مخاصمه با ایران را به صورت جنگ یک کشور غربی با جهان اسلام تلقی می کنند !!! با غرور شکسته شده و قلب مجروح مردمان عراق ، لیبی ، افغانستان و … که در
    نبود رهبری واقعی و دلسوز ( کمونیستها ) به سرابی واهی چون « احمدی نژاد » روی آورده اند !چه باید کرد ؟ این مردم همانهایی هستند که در اجلاس سازمان ملل (در غیاب نمایندگان کشور هایی که به سخنان رییس جمهور ایران اعتراض داشته و به همین دلیل هم صندلی های خود و محل اجلاس را ترک کردند ) شنوندگان واقعی حرفها و پیام آقای احمدی نژاد بودند !
    و بعد هم جناب نافعی کدام عقل سلیم قبول می کند که ایران با استفاده از قدرت هسته ای خود ، در حقیقت خودکشی سیاسی بکند !!!!!!!! بقول آقای رفسنجانی : » رژیم اسلامی که در پس انقلاب سال ۵۷ بوجود آمده . بدین جهت متولد نشده که چند صباحی بماند و بعد هم برود . ما آمده یم که بمانیم » مطمنا آنها از سلاح هسته ای استفاده نخواهند کرد . زیرا از واکنش تند دولتهای جهان آگاهند !
    بقول مفسر آمريکائي مايکل مان: « چنين سلاح هائي تهاجمي نيستند. هرکس که به فکر پرتاب چنين کلاهکي به سوي ايالات متحده بيافتد، سند نابودي خود را امضاء خواهد کرد. همچنين مطلقا غيرممکن است که اين سلاح ها خطري براي تهديد آمريکا به حساب آيد. علاوه بر آن، نميتوان براي توجيه کاربرد آن ها عليه يک دولت همسايه (همانطور که در متن ترجمه شما آمده ؛ مثلا عربستان ) ، دلايلي آورد که معمولا باعث آغاز جنگ مي گردد. زيرا راديوآکتيويته حاصل، هردو سوي منازعه را خواهد پوشاند. باوجوداين، هردولتي که از ايالات متحده يا همسايه اي بسيار نيرومندتر از خود هراس دارد.، آرزوي وافرش مجهز شدن به اين سلاح ها به بهانهء دفاع مشروع است.»
    بنا بر این من از ایران اتمی نمی ترسم . هر چند که به دلایل زیست محیطی به سلاح و راکتور های هسته ای در هر جای جهان اعتراض دارم . ولی خطر واقعی جهان را نه ایران یا خاور میانه هسته ای ، بلکه در نفس وجود سیستم سرمایه داری و جهانی شدن آن می بینم .
    زنده و پاینده باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s