جنگ سیاه در انتظار خلیج فارس است؟


جنگ سیاه

در انتظار خلیج فارس است؟

اشپیگل 2( 2012) گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

نفت بار دیگر تبدیل به اسلحه می شود: ایران تهدید می کند که آبراه هرمز را خواهد بست. کشورهای صنعتی هم گام بسوی حمله متقابل بر می دارند. آنها می خواهند گرانبهاترین ماده خام ایران را دیگر نخرند. این تشدید در گیری بسود کیست؟

 تانکرهای بزرگ بگونه ای حیرت انگیز بد می سوزند. گرچه نفت خامی که آنها حمل می کنند بشدت قابل احتراق است ولی چون فاقد اکسیژن است قدرت انفجاری ندارند.

روزانه بطور متوسط 14 تانکر عظیم از آبراه هرمز میان ایران و عُمان می گذرند. ولی برای آتش افکندن در بازار نفت فقط چند تهدید لفظی از تهران کاملا کفایت می کند.

هفته پیش بهای هر بشکه نفت به بالای 100 دلار بود صعود کرد.

نیروی دریائی ایران ، ده روز تمام در منطقه ای که مهمترین مسیربین المللی نفت است، دست به یک مانور دریائی زد. حدود یک سوم از نفتی که در جهان بوسیله کشتی حمل می شود از این راه باریک می گذرد. محمد رضا رحیمی معاون رئیس جمهور ایران هشدار داد که  اگر غرب  دست به تحریم های بیشتر علیه ایران بزند، تهران اجازه نخواهد داد حتی یک قطره نفت از آبراه هرمز بگذرد.

ولی این درست همان کاریست که کشورهای صنعتی می خواهند بکنند. شب سال نو میلادی اوباما رئیس جمهور آمریکا قانونی را امضاء کرد که طبق آن هرکس که در آینده بخواهد با آمریکا خرید و فروش کند اجازه ندارد با بانک مرکزی ایران داد و ستد داشته باشد، با این قانون باید خرید نفت از ایران غیر ممکن شود.

وزرای خارجه کشورهای اتحادیه اروپا که قرار است در پایان ماه جاری با یکدیگر ملاقات کنند قصد دارند تحریم را شدیدتر هم بکنند، 27 کشور اتحادیه اروپا حتی یک بشکه نفت هم نباید از ایران بخرند.

سلاح نفت بار دیگر به میدان آمده است اما نه فقط از سوی صادر کننده آن بلکه همچنین از سوی خریداران آن. حالا کشورهای صنعتی از این سلاح علیه ایران استفاده می کنند. باید دید این سلاح  تا چه حد کارآمد است.

اشتفن بوکولد که کتابی در بارۀ نفت نوشته به یک نکته نامنتظر اشاره می کند و می نویسد در انظار عمومی سلاح نفت اهمیت زیادی دارد ولی تاثیر واقعی  آن بر بازار نفت نظر بسیار ناچیز است.

اولین بار در سال 1967 ، پس از جنگ شش روزه ، وزرای خارجه کشورهای عربی برای تنبیه غرب و اسرائیل تصمیم گرفتند که دیگر به آمریکا و انگلستان نفت نفروشند. این تصمیم بی نتیجه بود چون کشورهای مذکور نفت مورد نیاز را از شوروی خریدند. علاوه بر این کشورهای عربی در آمد خود را از دست دادند و پس از چند روز دست از تحریم فروش برداشتند و به این ترتیب اولین آزمون سلاح نفت با شکست روبرو شد.

هفت سال بعد، در  1973 بلافاصله پس از جنگ یوم کیپور سازمان اپک تصمیم گرفت، بهای نفت را که در آنزمان بشکه ای 2،9 دلار بود به 5،11 دلار افزایش دهد و تا زمانی که اسرائیل مناطق اشغالی را ترک نکرده ماهی 5 درصد از تولید نفت بکاهند.

واکنش غرب تقریبا هیستریک بود، مصرف کنندگان شروع به ذخیره نفت، بنزین و گازوئیل کردند، رانندگی در روزهای یکشنبه ممنوع شد. گرچه این حوادث  از لحاظ سیاسی  بسیار موثر بودند ولی  از لحاظ اقتصادی تاثیر چندانی نداشتند و بازار نفت تقریبا دست نخورده ماند. آلمان که نیاز سالانه اش  370 میلیون تن بود فقط 12 میلیون تن کم آورد و این مقدار  هم بآسانی از منابع دیگر تامین شد. بعبارت دیگر کمبود واقعی بوجود نیامد. آنچه واقعی بود ترس از کمبود بود.

در اوائل سالهای هشتاد تقاضا برای نفت اپک از 50 درصد به 30 درصد کاهش یافت زیرا غرب خود در دریای شمال ، در آلاسکا و خلیج مکزیک باستخراج نفت پرداخت. تولید جهانی چنان زیاد شد که قیمت ها به زیربشکه ای  10 دلار تنزل پیدا کرد. بعبارت دیگر به کار بردن  سلاح نفت در نهایت به زیان کسی تمام می شود که آنرا در دست دارد. در مورد سوریه و ایران  هنوز نمی توان  قضاوت نهائی کرد ولی نمونه های عراق، نیجریه، سودان و لیبی نشان دادند که بآسانی میتوان مشکل را حل کرد.

از سوی دیگر گروه مصرف کنندگان نیز یکدست نیستند، نمونه آن بایکوت خرید نفت از ایران است . برای  کشورهائی مانند ژاپن و کره جنوبی که هرکدام ده درصد از نفت مورد نیاز خود را از ایران تامین می کنند ، دشوار است که در کوتاه مدت جایگزین پیدا کنند. کره جنوبی با ایران قراردادهائی دارد که بآسانی نمی تواند آنها را بر هم بزند. ژاپن هم پس از  فاجعه فوکوشیما برای سرپا نگه داشتن نیروگاههای خود بشدت نیاز به مقادیر زیادی نفت دارد.

ترکیه هم که سی درصد از نفت مورد نیاز خود را از ایران دریافت می دارد نمی خواهد سبب نارضایتی همسایه خود شود: چهارشنبه گذشته احمد داوداوغلو  وزیرخارجه ترکیه سفری فوری به ایران کرد و همان روز اعلام کرد که آنکارا از واشنگتن تقاضا خواهد کرد ترکیه را ازشرکت در تحریم ایران مستثنی کند.

کشور بسیار بزرگ هند  12  درصد از از نیاز نفتی خود را از ایران تامین می کند و روابط بسیار نزدیک با تهران دارد. و سرانجام چین هم نقشه های واشنگتن را برای تحریم ایران را مورد انتقاد قرار داد و آنها را حاکی از تفرعن دانست. گرچه پکن از میزان خرید خود از ایران کاسته بود ولی هرگز حاضر به  شرکت در تحریم ایران نخواهد شد.

 کارشناسان از این که باز یک کشور نفت خیز کلاسیک از خاور نزدیک مورد تحریم قرار گرفته است  نگران هستند. فاتیح بیرول رئیس بخش اقتصادی آژانس بین المللی انرژی که مقر آن در پاریس است می گوید طی دهسال آینده بیش از 90 در صد از رشد تولید و استخراج جهانی نفت در خاور میانه و آفریقای شمالی خواهد بود.

حوادث مربوط به بهار عربی که بسیاری را خوشحال و امیدوار کرد هم اکنون فضای نامناسبی ایجاد و سرمایه گذاری در منطقه را دشوار کرده است. کشورها ترجیح می دهند   بجای  سرمایه گذاری در گسترش صنایع  نفتی در برنامه های اجتماعی و امدادی سرمایه گذاری کنند. سرآمدان سیاسی بیش از آن که به فکر نیازهای بازار نفت باشند به فکر سرنوشت خود هستند. و هر قدر وضع امنیت بد تر باشد بهمان نسبت جلب  مهندسان و کارشناسان بین المللی به منطقه دشوار تر است.

 

بیرول می گوید «اگر حالا تنگنائی در عرصه مصرف بوجود آید کشورهای حوزه خلیج فارس توانائی جبران آنرا دارند. بویژه عربستان سعودی که میل دارد خود را بانک مرکزی معاملات نفت  بخواند در چنین مواقعی رفتاری کاملا مسئولانه داشته است». کشورهای عضو آژانس بین المللی انرژی خود نیز دارای مقداری ذخیره نفتی هستند که در صورت ضرورت بتوانند آنرا بکار گیرند حتی برای مدت زمانی  بیش از 90 روز.

ولی بیرول که کارشناس اقتصادی است، در عین حال تردید دارد که بازارهای نفت از این پس نیز کارشان چنان بی عیب باشد که موجب رضایت مصرف کنندگان را فراهم سازد. بازار ها   در آینده  بیش از امروز تحت تاثیر علائق ژئوپلیتیک قرار خواهند داشت، بویژه در خاورنزدیک و به زیان  اروپائی ها: در سال 2015 واردات نفتی  اروپا   بیش از آمریکا خواهد بود. تا کنون آمریکا  خود را مسئول ثبات خاور نزدیک حس می کرد. در آینده اهمیت این منطقه برای اروپا و چین بیش از آمریکا خواهد بود . بنظر بیرول :»  اروپا  در خط اول جبهه قدراتمندانی قرار خواهد داشت که  مسئول  تامین و تضمین جریان نفت خواهند بود».

آنچه جای بحث دارد این است که آیا  در چنین شرائطی پیوستن اروپا به  صف تحریم خردمندانه است؟

2 پاسخ

  1. میری پور
    با سلام و عرض ادب
    بله این درست است که سلاح نفت بار دیگر به میدان آمده است . و این که حالا کشورهای صنعتی از این سلاح علیه ایران استفاده می کنند . را هم قبول دارم . ولی از همه جالبتر و رساتر حرفهای آقای بیرول هست که پیام مهمی به خواننده اشپیگل منتقل می نماید . او می گوید : « بازار ها در آینده بیش از امروز تحت تاثیر علائق ژئوپلیتیک قرار خواهند داشت، بویژه در خاورنزدیک و به زیان اروپائی ها: در سال ۲۰۱۵ واردات نفتی اروپا بیش از آمریکا خواهد بود . باید به ایشان گفت . بله دقیقا تمام این وحشی گریها و جنایات و جنگ های آمریکا در عراق ، افغانستان ، لیبی به همین مسئله نفت باز می گردد !
    برای اینکه روشن تر منظورم را بیان کنم . سوالی را مطرح مینمایم :
    بسیار خب اگر ما منطق آمریکا را در موردخطرناک بودن نیروگاه های اتمی ایران قبول کنیم . و ایران را مستحق این تحریم گسترده و استفاده از هر گونه استراتژی مانند بهره گیری از سلاح نفت برعلیه ایران بدانیم . پس این را هم باید قبول کنیم که پاکستان که هم داراي سلاحهاي اتمي , هم سرزمینی است که دولتهای آن حالت ثابت و با دوام ندارند و هر چند گاهی با اعلام کودتا تغییر پیدا می کنند ، و هم کشوری هست ،که سابقه پرورش تروریسم در خاک خود را دارد . چگونه است این همه سر و صدا و گرد وخاکی که آمریکا و متحدانش بر علیه ایران بر پا میکنند . حتی یک صدمش را بر ضد پاکستان به کار نمی گیرند ؟ آیا بغیر از این هست که تمام این خیمه شب بازیها اتفاقا همان نفت ایران را در تیر رس طمع خود دارد . مگر همین آقای جرج بوش نبود که اعلام کرد : سه محور شرارت وجود دارد ( ایران ، کره شمالی و عراق ) چرا بجای اینکه آمریکا به کره شمالی که همگان حتی خواجه حافظ ما هم میداند دارای سلاح اتمی است .حمله کند . به عراق هجوم برد ؟ که در داشتن سلاحهای کشتار جمعی آن جای شک و تردید بود ! آیا دقیقا مخازن نفت عراق دلیل این هجوم وحشیانه نبود ؟پس چطور شده حالا آقایان برای ما ملت خاور میانه طاقچه بالا می گذارند و نفت ما را تحریم میکنند ؟ !!!!
    این ایده بخش کاملا راست هیئت حاکمه و کنگره آمریکاست که به تحریم نفت دست بزنند . دست بر قضا نئو- کنسرواتيو ها واقعا باهوش ترین سیاستمداران آمریکا می باشند . زیرا تحریم نفت ایران سبب بالا رفتن قیمت نفت شده و آمریکا می تواند از دستبرد به خوان به یغما رفته چاههای نفت عراق و لیبی ، به سود سرشاری دست یافته و در این شرایط وانفسا اوضاع خراب اقتصادی خود را سر و سامانی ببخشد ! و این تازه اول قضیه این » سود سرشار » است ! زیرا با شکست ایران در این بازی ؛ آمریکا بر نفت ایران نیز دست درازی کرده و مطمنا در آینده خوابهای وحشتناکی برای عربستان هم دیده اند . کیست که نداند با در دست گرفتن نفت عراق و ایران و عربستان توسط آمریکا ، دیگر چین که سهل است .اگر همه دنیا جمع شوند . دیگر ذره ای به سیادت و آقایی آمریکا در جهان نمیتوانند لطمه بزنند !
    ممنون آقای نافعی و خسته نباشید .

  2. very good article

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s