روسیه مانع این سناریو در سوریه است: یا تسلیم، یا سرنوشت لیبی!


روسیه مانع این سناریو در سوریه است:

یا تسلیم، یا سرنوشت لیبی!

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

شنبه گذشته چین و روسیه با وتوی خود مانع تصویب قطعنامه ای علیه دولت سوریه در شورای امنیت سازمان ملل شدند و با این کار موجب خشم و عصبانیت دولت های غربی گشتند. روز یکشنبه، در همان زمان که بنا به گزارش خبرگزاری صنعا صدها نفر از مردم سوریه در برابر سفارتخانه های روسیه و چین شادی و پایکوبی می کردند، وزیرخارجه آلمان در جوار » کنفرانس امنیت مونیخ»  گلایه کرد که » تصمیم نادرستی » در مورد مردم سوریه گرفته شده است. همکار آمریکائی او خانم هیلاری کلینتون با پرخاش گفت » کار خلاق با روسیه ممکن نیست».

سرگئی لاوروف وزیرخارجه روسیه ، روز یکشنبه، در حاشیه کنفرانس امنیت مونیخ،  این نکوهش ها را رد کرد و گفت از مدت ها پیش روشن بود که رای روسیه در شورای امنیت چگونه خواهد بود. قطعنامه مذکور حاوی «خواست های  کاملا مشخصی از رژیم سوریه بود» ولی  در مورد گروه های مسلح و مخالف دولت که در سوریه فعالیت می کنند، و با آزار و اذیت مردم آنها را به ستوه آورده اند   و به ساختمان های دولتی حمله می کنند، موضع مشخصی گرفته نشده بود. لحن قطعنامه چنان بود که دمشق باید تسلیم شود. لاوروف گفت «بدشواری می توان تصور کرد که رهبر کشوری قدرت را تسلیم گروه های مسلح و غیر قانونی کند». او به قطعنامه 1973 در باره لیبی اشاره کرد که در ماه مارس سال گذشته با رای موافق روسیه و چین در شورا امنیت به تصویب رسید. لاوروف با زبان  پیچیده دیپلماتیک زبان به انتقاد گشود و گفت این قطعنامه «موجب استفاده نامتناسب از خشونت » توسط ناتو شد. استدلال لاوروف برای رای مخالف مسکو این بود «از این رو روسیه با قاطعیت در برابر  سناریو لیبی می ایستد».

«لی بادونگ» نماینده چین در شورای امنیت به خبرگزاری  «شین هوا» گفت برخی از قدرت ها در شورای امنیت مصرانه خواستار رای گیری بودند، گرچه موارد اختلاف روشن بود. «در شرائط حاضر، فشار آوردن به دولت سوریه یا منتظر نتیجه گیری از مذاکرات نشدن و یا خواستار تحمیل خواستی شدن، نه تنها به حل مسئله سوریه کمک نمی کند ، بلکه وضعیت را پیچیده تر می سازد.»

در کنفرانس کاراکاس رهبران کشورهای عضو «اتحادیه بولیوی برای خلقهای آمریکای ما» ( آلبا)  بطور سمبلیک به وتوی روسیه و چین پیوستند. پرزیدنت هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا گفت امپریالیسم نه تنها در عرصه اقتصادی بلکه در زمینه اخلاق و سیاست نیز مبتلا به » شیزوفرنی » است.

رادیو دولتی صدای روسیه روز یکشنبه مقاله ای از روزنامه عربی  زبان الشرق الاوسط را قرائت کرد. در این مقاله از قول محافل دیپلماتیک در سازمان ملل گفته شده که میان مسکو و واشنگتن توافقی صورت گرفته است. استفاده روسیه و چین از حق وتو به  روسیه فرصت کافی می دهد تا اسد را قانع کند که «کناره گیری او از قدرت  اجتناب ناپذیر است». اگر این تلاش با موفقیت روبرو نگردد آمریکا قطعنامه تازه ای به شورای امنیت ارائه خواهد کرد که روسیه دیگر نمی تواند با آن مخالفت کند. فرستنده رادیوئی پیشگفته بعنوان تایید غیر مستقیم این خبر، گزارش داد که   لاوروف  و میشائیل فرادکف، رئیس سازمان اطلاعات خارجی روسیه،  روز سه شنبه برای گفتگو با پرزیدنت اسد به دمشق خواهند رفت.

http://www.jungewelt.de/2012/02-06/060.php

چرا  آمریکا سر اسد را می خواهد ؟

سوریه هم باید سرنوشت لیبی را  پیدا کند

روت فوکس ناشر افکار کمونیست ها و سوسیالیست های آلمان ــ

 

گزینش و ترجمه رضا نافعی

 

گرچه وضعیت در سوریه و پیرامون آن در قیاس با وضعیت لیبی ، درست قبل از حمله ناتو تفاوت دارد ولی هدف های استراتژیک غرب در سوریه  تا حدود زیادی با اهداف استراتژیک آن در لیبی یکسان است : در هر دو مورد قدرت های تعیین کننده در ناتو همپیمان با اسرائیل و رژیم های واپسگرای عرب یک هدف را دنبال می کنند  که عبارتست از برکنار کردن رهبری سیاسی کشوری  که حاضر به اطاعت از امپریالیسم نیست. پس از کشتن قذافی به این یا آن صورت حالا بدخواهان سوریه سر بشارالاسد را می طلبند.

هنگامی که به تاریخ پرنشیب و فراز سوریه  نگاه می افکنیم ، می بینیم که آن  قدرت های همدست   که به  اتحاد نامقدس  معروفند، خواستار راندن این کشور به    صف اقمار سرسپرده غرب هستند. تردیدی نیست که محفل صهیونیستی حاکم بر اسرائیل، که در جنگ شش روزه   1967 ارتفاعات گلان  را از سوریه جدا و غصب کرد، در توطئه  امروز هم نقش اساسی دارد. از سال 1946 که سوریه از بند اشغال  فرانسه رها شد همواره تنازعات   و تشنجات  داخلی ثبات این کشور عربی را مختل کرده است. دلائل آن به دو دسته تقسیم می شوند : تاریخی و امروزی.

از قرن شانزدهم تا جنگ جهانی اول سوریه بخشی از امپراتوری عثمانی بود. طی این چهارصد سال حکومت در دست طبقه حاکم فئودال و سنی مذهب بود .    اکثریت ساکنان آن روز این کشور نیز چون امروز سنی بودند .   پیروان  مذاهب دیگر اعمم از شیعیان علوی، دوروزیها و مسیحیان اقلیت هائی بودند که وحشیانه سرکوب می شدند.

در آنزمان منطقه سوریه بزرگ لبنان، فلسطین،اردن و حتی بخشی از حاک ترکیه  را نیز در برمی گرفت. پس از جنگ جهانی اول سوریه تحت کنترل فرانسه در آمد. اقلیت هائی که تا آنزمان تحت ستم بودند نیز از این پس امکان آموختن و ترقی یافتند از جمله در ارتش. پاریس که امتیاز اداره سوریه بزرگ را داشت این منطقه را به دو بخش سوریه و لبنان تقسیم کرد. پس از جنگ جهانی دوم هر یک از این یخش ها تبدیل به یک کشور مستقل شدند.

در آن زمان حزب سوسیالیستی بعث آغاز به شکل یافتن کرد. در میان بعثی ها از همان آغاز دو جریان بوجود آمد. تاکید بخش شهرنشین و روشنفکر بر ناسیونالیسم عربی بود. هواداران بعث در روستاها بیشتر خواستار تغییرات اجتماعی بسود ستم کشان و اصلاحات ارضی بودند. در درجه اول شیعیان علوی هوادار این مشی بودند، که رئیس جمهور کنونی سوریه بشار الاسد نیز از اینهاست.

در سال 1963 حزب بعث که مسئولیت های مهم ارتشی را تحت کنترل خود درآورده بود زمام قدرت سیاسی را در سوریه بدست گرفت. در آنزمان، به پیروی از جمال عبد الناصر در مصر، فعالیت دیگراحزاب سیاسی در سوریه ممنوع شد.

در سال 1970 حافظ الاسد ژنرال نیروی هوائی ــ پدر رئیس جمهور کنونی ـ زمام قدرت را بدست گرفت. او به تغییرات اجتماعی روی موافق نشان داد. در سال 1973 قدرت را  به » جبهه » واگذار کرد که ترکیبی بود از احزاب مختلف کشور از جمله حزب کمونیست و هوادران ناصر تحت رهبری  بعثی ها.

حافظ اسد از زمین داران بزرگ سلب قدرت کرد. نظامی لائیک  برقرار کرد که به هیچ مذهبی وابسته نباشد. به این صورت ترکیبی بوجود آمد از سه مشی ضد امپریالیستی، ناسیونالیستی و سرمایه داری.

از سال 1975 پای سوریه به یک جنگ خونین داخلی میان گروها و فرقه های مذهبی گوناگون در کشور همسایه لبنان کشانده شد. 1982 اخوان المسلمین در مخالفت با اقدامات ملی  و پیشرو کشور   در شهر بزرگ حما پس از چند ترور دست به شورش  زد.  در جنگی که ارتش برای پس گرفتن شهر از دست شورشیان کرد 10 هزار نفر کشته شدند.

از آغاز تابستان 2011 مخالفان داخلی  و خارجی بشار اسدبه پشتیبانی بخشی از اهالی سنی کشور که بشدت زیر نفوذ اخوان المسلمین قرار دارند از هیچ تلاشی برای سرنگون کردن رهبری شیعی کشور خود داری نمی کنند. در اینجا نیز مانند لیبی برخی از افراد سرشناس دولتی به گروههای مخالف دولت  که از    سازمانهای اطلاعاتی امپریالیستی پول و اسلحه می  گیرند، پیوسته اند، از جمله رفعت اسد عموی بشار الاسد که خود در سال 1982 سبب شد تا ارتش دست به کشتار وسیع در حما  بزند، امروز فرمانده » شورشیانی» است که  «غرب » یعنی چند کشور عضو ناتو و اسرئیل بنام » آرتش آزاد سوریه » به راه انداخته اند. مرد دوم در این ستون پنجم امپریالیسم عبدالحمید خدام است که پیروان قدیمی اسد است.او پیش از آن که از کار برکنار شود و به ترکیه فرار کند از سال 1984 تا 2005 معاون رئیس جهمور بود، او نیز در این بازی پر دسیسه علیه اسد نقشی اساسی بازی می کند.

تردیدی نیست که کارگردان حرکات ضد سوریه کیست. دستگاه حکومتی آمریکا در پی اجرای نقشه هائی است که اهداف آن  بسیار فراتر از ساقط کردن اسد است. هدف تغییر رژیم در سوریه است که خود این مقدمه ایست برای برداشتن گامهای دیگر و آن : حمله به ایران است که نقشه آن از مدت ها پیش کشیده شده و بیم آن می رود که در سال 2012 به اجرا در آید. گرچه رهبری ایران ــ مانند رژیم بعثی صدام حسین در عراق ــ نیروهای چپ و دموکرات را سبعانه زیر فشار قرار می دهد ولی در برابر امپریالیسم نیز ایستاده است. با حمله به ایران روسیه و چین   نیز به میدان   خواهند آمد و این می تواند به جنگ سوم جهانی بیانجامد.

Warum die USA Assads Kopf wollen

Nach libischem Muster soll auch Syrien aufgerollt werden

Rot Fuchs Feb. 2012-02-04

 

2 پاسخ

  1. من به هىج وجه بر اىن باور نىستم كه جنك جهانى سوم رخ بدهد

  2. با سلام و عرض ادب
    به نظرم اینکه رژیم بشار اسد توانسته از تمام توطئه ها ( طرح اعزام ارتش‌های عرب به سوریه که از سوی قطر و عربستان پیشنهاد و حمایت میشد ، طرح قطعنامه علیه سوریه در سازمان ملل که خوشبختانه وتو شد و ……) تا بحال جان سالم به در ببرد ، را نمی توان فقط در حمایت روسیه و چین از سوریه خلاصه کرد .شاید مهمترین دلیلش طرفداری و تایید طبقات و اقشار مختلف خود جامعه سوری از حکومت سوریه باشد .که صد البته آن هم دلایل خاص خودش را دارد . از جمله احساس عدم امنیت مردم و ترس از آینده , هراس از تجزیه کشور در دل آنها رخنه کرده .آنها دیده اند چه بلایی بر سر ملت عراق و لیبی آمد .
    آنها اعتماد و اطمینان دارند به اینکه حکومت نهایتا از این بحران عبورمی کند . لذا اپوزیسیون نتوانسته یک حالت ملی و آلترناتیو به خودش بگیرد . و به جهان نشان دهد که فریاد و صدای یکپارچه ملت هست ! آنها و غرب سعی داشتند با تبلیغات خود به جهانیان نشان دهند این اپوزیسیون ریشه خلقی و دمکرات دارد ! اما دقیقا مسئله عکس آن شد . یعنی با انتخاب روش های غیر مسالمت آمیز و خشونت توسط مخالفان حکومت ( مانند قتل افراد نیروی پلیس ) در انظار افکار آزادیخواه و روشنفکر جهان مهر غیر ملی و وابستگی به پیشانی مخالفان رژیم سوریه خورد .
    البته با شناختی که ما همگی از امپریالیسم و بازوی جنگی آن یعنی ناتو داریم . آنها از وتوی روسیه و چین عبرت نگرفته ، بلکه از طرق دیگر به فشار به رژیم سوریه ادامه خواهند داد . افشا گری اخیر روزنامه گاردین مبنی بر اینکه واشنگتن در فکر عملیات سری در داخل خاک سوریه برای حمایت از مخالفان دولت سوریه است . بهترین گواه این مدعاست !
    ممنون از زحمات شما آقای نافعی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s