براندازی دولت سوریه خاکریز اول سلطه بر ایران


براندازی دولت سوریه

خاکریز اول سلطه بر ایران

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

«برای بالابردن  اثربخشی  نیروهای آزادی خواه (…) باید تلاش های ویژه صورت گیرد، تا برخی از مقام های مهم کلیدی در همان آغاز شورش و مداخله از خارج از میان برداشته شوند.»

این بخشی از یک سند بسیار محرمانه سیا، سازمان اطلاعاتی آمریکا و  SIS (سازمان اطلاعاتی انگلیس قبل از  تشکیل   MI6  ) است که در آن نقشه براندازی دولت سوریه با جزئیات ، دقیقا شرح داده شده است. در این سند پنجاه ساله که امروز بار دیگر در دستور کار قرار گرفته، دو سازمان برجسته کشورهای امپریالیستی آمریکا و انگلیس، در آنزمان مشترکا برای تصرف سوریه نقشه می کشند و گفته می شود: «آنگاه که اتخاذ تصمیم سیاسی برای ایجاد آشوب درونی گرفته شد، سیا و سیس آماده اند تا همراه با افراد دیگر ضربات تخریبی کوچک و رخدادهای مفید دیگر را در سوریه به انجام برسانند» . در جای دیگر ی از این سند توصیه می شود: «بمقدار کافی ترس و بی اعتمادی ایجاد گردد» مثلا  از طریق: «ایجاد حوادثی در مرز و زد و خورد های ساختگی مرزی، که بتواند بهانه برای  مداخله را فراهم آورد».  یعنی مداخله کشورهای غربگرای عرب  و همسایه  با سوریه را  از این رو باید سیا  و سیس ( ام. آی. 6) هر چه زودتر  » توانائی های خود را هم در عرصه جنگ روانی  و هم در زمینه »  اقدامات عملی » بهبود بخشند، تا میزان هیجان را بالا ببرند».

این سند براندازی را نخستین بار در سال 2003  ماتیو جونز، استاد تاریخ بین الملل در کالج رویال هول وی  لندن، هنگام پژوهش در بارۀ پس زمینه های حمله مشترک آمریکا و انگلیس به عراق ـ همسایه سوریه ـ  در آرشیو دولتی انگلیس کشف کرد. جونز می گوید این سند که «بگونه ای هراس انگیز صراحت دارد»  درسال 1957 تهیه شده و با امضاء آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا و مک میلان، نخست وزیر وقت انگلیس، رسیده است. به این ترتیب هر دو آنها از نقشه های پنهانی برای تحریک اخوان المسلمین به شورش در سوریه به منظور ایجاد بی ثباتی و آشوب داخلی و   صحنه سازی دعوای مرزی برای بهانه دادن بدست همسایگان هوادار غرب  سوریه برای حمله مسلحانه به خاک آن کشور، حمایت می کرده اند.

در سال 2003  که حمله به عراق  خبر حاد روز بود، کشف تاریخی جونز با استقبال محدودی روبرو شد. این خبر ناگوار برای لندن و واشنگتن   بسرعت در حفره فراموشی  رسانه ای افتاد و از یادها رفت، اینک توسط «فلیسیتی آربوتنات » از اعماق فراموشی بیرون کشیده و در وبسایت پژوهشی گلوبال ریسرچ در کانادا دوباره منتشر شده است. اما از سوی دیگر با توجه به رویدادهای کنونی روشن می شود که نقشه مشترک و محرمانه  آیزنهاور ـ مک میلان  در مراکز نقشه کشی سیا و  ام. آی. 6 هیج وقت به فراموشی سپرده نشده بوده است.  مشابهت  این نقشه با آنچه این روزها در سوریه روی می دهد خیلی چشمگیر است، از جمله این که کشورهای غربگرا، عرب و استبداد زده ای  چون عربستان سعودی و قطر خواستار دخالت نظامی اتحادیه عرب  هستند ـ برای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر در سوریه .

بخشی از نقشه 1957 بقتل رساندن شخصیت های سیاسی و نظامی بود که از شکری القوتلی، رئیس جمهور وقت سوریه، حمایت می کردند. کسانی که قرار بود بقتل برسند از جمله عبارت بودند از عبدالحمید سراج، رئیس سازمان اطلاعات نظامی، عفیف البیسری سرفرماندهی ارتش سوریه و خالد بکتاش رهبر حزب کمونیست سوریه. با بقتل رسیدن یک ژنرال در روز شنبه گذشته بوسیله تروریست های » دموکراسی » که مورد حمایت مادی و معنوی غرب هستند بنظر می رسد این بخش از نقشه محرمانه آمریکا و انگلیس نیز تحقق یافته است.

در دسامبر 2011  اپوزیسیون خارجی سوریه موسوم به » شورای ملی سوریه » پس از دیدار با هیلاری کلینتون  وزیرخارجه آمریکا اعلام کرد «سوریه را آزاد خواهد ساخت». در عین حال آمریکا از یک «شورای انقلابی سوریه » نیز حمایت می کند. طبق نقشه آیزنهاورـ مک میلان پیش بینی شده بود که از » کمیته سوریه آزاد » پشتیبانی مالی بشود و » گروههای سیاسی مسلح گردند «. تنها تفاوت آنروز و امروز  در این است که  براندازی دولت سوریه در آن زمان  مقدمه ای بود برای دست یافتن به نفت عراق. عراق در آنروز تحت الحمایه انگلستان بود و شورشیان  عراق با کمک سوریه توانسته بودند با موفقیت  روز افزون در برابر  حمله گاز انبری انگلستان مقاومت کنند. امروز ایران است که با منابع عظیم انرژی  خود چشم طمع غرب را تیز کرده است  و در اینجا هم باز سوریه کلید موفقیت برای گام بعدی محسوب می شود. زیرا اگر یک حکومت غربگرا در دمشق بر سر کار آید موقعیت ایران در منطقه تضعیف خواهد شد.

پریماکف نخست وزیر پیشین روسیه گفت، سیاستگران غربی که در بارۀ امکان انتقال قدرت به اپوزیسیون دموکرات در سوریه سخن می گویند  یا قادر به درک کامل اوضاع  نیستند یا بلوف می زنند.

او در مصاحبه با برنامه اول تلویزیون روسیه گفت  بر فرض  اگر بشار اشد هم کنار برود کسانی بر سر کار خواهند آمد که مطلقا دموکرات نیستند. و اگر کسی در بارۀ امکان انتقال قدرت به یک گروه دموکرات سخن بگوید بلوف می زند. حوادث مصر باید خیلی چیزها به ما آموخته باشد.

 تنها راه خروج از موقعیت موجود گفتگوست ــ در غیر این صورت یکی از دو جناح ، جناح دیگر را غرق در خون خواهد ساخت.

آمریکا و انگلیس یا اوضاع خاور میانه را درست درک نمی کنند و یا باحتمال بیشتر می خواهند با استفاده از موقعیت کنونی رهبران نامطلوب را برکنار سازند. وی تاکید کرد که منظورش رهبران کشورهای » بهار عربی » است.

 http://www.jungewelt.de/2012/02-13/002.php

http://de.rian.ru/politics/20120212/262674386.html

Advertisements

یک پاسخ

  1. باسلام و عرض ادب
    واقعا هر روز که میگذرد .من بیشتر به عمق فاجعه پی میبرم .زیرا هر روز با وضوح بیشتری مشاهده میکنم ، در پس این همه خشونت در سوریه جنگ بین قدرتهای بزرگ پنهان شده . از یک سو آمریکا وایادی آن در منطقه مانند حکومتهای عربستان و قطر و نیروهای واپس گرای وابسته به آنان مثل اخوان المسلمین درمصر ، شورای ملی سوریه و از سوی دیگر چین و روسیه و تا حدی ایران قرار گرفته اند. امامسئله ای مهمتر که بنظرم در شرف وقوع می باشد . این است که ، آنچه که اینجا دارد فدا میگردد نه فقط جان و مال آدمها ؛ بلکه کرامت انسانی ، اخلاق ، فرهنگهای اصیل و فضایل خوب و انسانی بین ملل این تکه از زمین یعنی خاور میانه است ! آیا کسی میتوانست مثلا سی سال پیش باور کند که خود مردم یک کشور و سرزمین خواهان دخالت خارجی باشند ؟ این یعنی نهایت بی غیرتی ! بی اخلاقی ! ( شورای ملی سوریه خواهان دخالت خارجی در اوضاع کنونی سوریه هست !!!!!! ) براستی چه بر سر این مردم آمده ؟ چرا مردم لیبی و عراق و افغانستان بعنوان سرزمین مورد تاراج قرار گرفته مقاومت لازم را بخرج نمیدهند ؟ ( یاد مقامت قهرمانه مردم ویتنام بخیر ! ) و از طرفی چگونه هست که ملتهای عربستان، قطر ، امارات ، ترکیه و …. در همراهی و همکاری دولتهای خود با سیاست های پلید امپریالیستها خودشان را بخواب زده اند ؟ مادامی که روحیه ضعف ؛ حقارت و سکوت در برابر سرنوشت رقم زده شده از سوی امپریالیسم در اذهان ملتهای خاور میانه یا جهان سومی وجود داشته باشد . اش همین آش است و کاسه همین کاسه ! دود این تسلیم و سکوت نهایتا به چشم خودمان خواهد رفت .اگر زمانی که به عراق حمله شد . تمامی مردم خاور میانه و تمامی افکار آزاد جهان به قیمت خون خود با این عمل قرون وسطایی آمریکا و ناتو مخالفت میکردند . جریان حمله به لیبی ، شرایط کنونی سوریه و شاید تکرار آن فردا در ایران و ….. پیش نمی آمد . یاد سخن برشت افتادم که چه زیبا گفت :
    » اول به سراغ یهودی‌ها رفتند
    من یهودی نبودم ، اعتراضی نکردم .
    پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
    من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .
    آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
    من لیبرال نبودم ، اعتراض نکردم
    سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
    کمونیست نبودم ، بنابراین اعتراضی نکردم .
    سرانجام به سراغ من آمدند
    هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

    ممنون از آقای نافعی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s