نترسید! اجازه بدهید ایران بمب اتمی داشته باشد


نترسید! اجازه بدهید

ایران بمب اتمی داشته باشد

یونگه ولت ـ گزینش و ترجمه رضا نافعی

در زمانی که هشدارهای غرب  نسبت به اتمی شدن ایران لحظه ای قطع نمی گردد و غرب از جمله آمریکا و اروپا پیوسته اقدامات تنبیهی تازه ای برای ایران می یابند ــ ناگهان از قلب امپراتوری آمریکا  صداهائی بر می خیزد با این پیام : فیلی که به هوا رفته  جدی نیست.

نشریه وزین «فارن افرز»، مقاله ای از Kenneth Walz  از دانشمندان برجستۀ  موسسه «پژوهش های صلح و جنگ» منتشر کرده (1) و نشریه  «آمریکای امروز»  فشرده ای از آن را منتشر کرده است:

«نگران اتمی شدن ایران نباشید (USA Today, 22. Juni 2012).  نظر اصلی کنث والتس این است: هیچکس نباید از سلاح اتمی در دست آخوند های ایرانی وحشت داشته باشد؛ برعکس ، در این حالت  حتی ثبات منطقه تحکیم خواهد شد. این فکر چنان شگفت انگیز است که باید به اثبات برسد.

برای اثبات این نظر کنث والتس نگاهی به تاریخ مسابقه اتمی میان قدرت های بزرگ  پس از جنگ جهانی دوم  و  نیز توانائی های اتمی کشورهائی چون هند، پاکستان و  اسرائیل و همچنین وضعیت کنونی  خاور نزدیک و میانه می افکند و به تحلیل آن می پردازد. بنظر او برای پایان دادن کشمکش های چند ساله بر سر مسئله اتمی ایران و نیز مذاکرات جاری در بارۀ این موضوع، سه راه وجود دارد. راه نخست این است که همین سیاست کنونی که همراه با محاصره اقتصادی است ایران را متقاعد کند و ایران از تلاش های خود برای دست یافتن به سلاح اتمی چشم بپوشد. این راه حل باحتمال بسیار زیاد به نتیجه نخواهد رسید. زیرا تجربه تاریخی نشان می دهد کشوری را که بخواهد به سلاح اتمی دست یابد بدشواری می توان   به چشم پوشی از این هدف وادارکرد. کره شمالی نمونه گویائی برای نارسا بودن این سیاست است. اگر تهران معتقد به این باشد که امنیتش در گرو داشتن این سلاح است، آنوقت هیچ تنبیه اقتصادی مؤثر نخواهد بود.

امکان دوم این است که ایران برنامه نظامی خود را تا مرحله پیش از نخستین آزمایش ادامه دهد ـ و  کار را در همین جا متوقف سازد ــ ولی اطمینان داشته باشد هرلحظه که بخواهد  می تواند بمب را تولید کند. این توانائی می تواند جناح تند رو در رهبری ایران را آرام سازد زیرا که  در این صورت از تمام امتیازات (مثلا امنیت بیشتر) برخوردار است بدون آن که مجبور به تحمل زیان هائی چون انزوا و محکومیت بین المللی گردد. ولی از منظر تل آویو حتی توانائی ایران برای غنی سازی اورانیوم نیز یک » تهدید غیر قابل تحمل است».  بنا بر این به سیاست خطرناک خود مبنی بر تخریب علیه سیاست اتمی ایران از طریق خرابکاری و کشتن دانشمندان ایرانی ادامه خواهد داد و حاصل آن این خواهد بود که ایران به این نتیجه برسد که رسیدن به » دروازه تولید» ترس لازم را ایجاد نمی کند و یگانه راه ممکن و قطعی    تولید بمب است.

راه سومی که کنث ترسیم می کند این است که ایران قاطعانه به سیاست اتمی خود تا پایان آزمایش نخستن ادامه دهد . آمریکا و اسرائیل با صراحت تمام اعلام کرده اند که این گام برای آنها پذیرفتنی نیست. ایران مسلح به نیروی اتمی برای حیات اسرائیل خطرناک است. این طرز صحبت و داد و فریاد  برپا کردن  شیوه همیشگی قدرت های بزرگ  در برابر کسانی است که جرأت کنند  و بخواهند به سلاح اتمی مسلح گردند. ولی در لحظه ای که عضو جدید باشگاه اتمی به بمب دست یابد اعضای قدیمی چاره ای ندارند جز کنار آمدن با این وضع. در واقع از این طریق یعنی پیوستن عضو تازه به باشگاه کشورهای اتمی حتی فقدان توازن نظامی   نیز کاهش می یابد. نظر کنث والتس این است که قدرتهای تازه اتمی نه تنها از ثبات منطقه ای و بین المللی نمی کاهند بلکه موجب تحکیم ثبات نیز می گردند.

نمونه تاریخی خود اسرائیل است. از 40 سال پیش قدرت اتمی در خاور نزدیک در انحصار اسرائیل است ولی این انحصار منطقه را نه تنها امن تر نکرده بلکه ناامن تر هم ساخته است. در هیچ نقطه دیگر جهان یک قدرت  منحصر به فرد اتمی وجود ندارد. آنچه تا کنون بیشتر به پیدایش بحران کنونی کمک کرده علاقه ایران به داشتن  قدرت اتمی نیست ـ البته مشروط به آن که ایران اصلا چنین هدفی داشته باشد، و این  مسئله ایست  که صاحب نظران در باره آن اختلاف   دارند ـ هدف ایران پایان دادن به انحصار اتمی اسرائیل است.

این خود منشاء فکر تازه ای می گردد که باید در شجره نامه خیل  منتقدان  ثبت گردد. دلیل مبالغه فراوان در مورد خطر ایران اتمی خیلی ساده است، این ها نمی دانند که در نظام بین المللی  باید  به کدام کشور نمونه اقتدا کنند. ایران را به بی عقلی ذاتی متصف کردن، کاری که به کرات صورت می گیرد، بکلی نادرست است. اسرائیلی ها و یا آمریکائی ها از این مقدمه چنین نتیجه می گیرند که منطق ایجاد ترس اتمی در مورد ایران اعتبار ندارد. از این رو آنها به جهان هشدار می دهند که : اگر ایران به بمب دست یابد در حمله به اسرائیل لحظه ای تردید نخواهد کرد و انهدام قطعی خود را در اثر ضربه دومی که به آن وارد خواهد آمد، پذیرا خواهد شد. والتس در برابر   احتمالاتی از این دست این احتمال را قرار می دهد، که تلاش ایران برای دست یافتن به بمب اتمی فقط برای حفظ امنیت خود است.

 والتس استدلال دیگری را نیز مورد تحلیل قرار می دهد: داشتن بمب  به ایران امکان می دهد در برابر دیگر دولت ها رفتاری پرخاشگر در پیش گیرد و به حمایت از تروریسم بین المللی توسعه بخشد. ولی چنین تصوری با  تمام تجربیات تاریخی در مورد تمام کشورهای صاحب اتم از سال 1945 تاکنون در تضاد است. یک نگرانی دیگر که بارها و بارها تکرار شده این است که اتمی شدن ایران سیگنالی است برای دیگر کشورهای خاور نزدیک و میانه که آنها هم در صدد دست یافتن به سلاحهای اتمی برآیند. اسرائیل از سالهای دهه  1960 بمب اتمی می سازد و این به هیچ وجه موجب مسابقه اتمی در منطقه  نشده است. چرا امروز، اگر ایران به باشگاه کشورهای اتمی بپیوندد، باید این وضع عوض شود؟

با توجه به تمام این جوانب آمریکا و همپیمان هایش نباید این قدر بخود زحمت بدهند و جلوی دست یافتن ایران را به اتم بگیرند. با ادامه مذاکرات غرب بهتر می تواند با ایران اتمی کنار بیاید. اما آنچه مسلم است این است که باید به تنبیهات اقتصادی، که  زیان آن، در درجه اول ، به مردم ایران وارد می آید و از این که بگذریم تقریباهیچ  نتیجه ای هم ندارند، پایان داده شود.

سیاست صلح

 

نتیجه ای که کنث والتس از استدلال های خود می گیرد این است: سیاستگران و مردم در سراسر جهان باید با آرامش خاطر بپذیرند، هرجا که توان دست یافتن به اتم بوجود آمده، بر آنجا ثبات حکمفرما شده است.  بنا بر این افزایش سلاحهای اتمی گزینه بهتری است.

از منظر سیاست صلح این نتیجه گیری تحریک آمیز است. زیرا آنچه که در دوران رو در روئی  شرق و عرب باصطلاح » توازن وحشت » خوانده می شد سبب شده بود که مردم در وحشتی دائمی از جهنم جنگ اتمی بسر برند. آنچه بشریت را از این وحشت دائمی نجات می بخشد نه افزایش سلاحهای اتمی  و افزایش تعداد کشورهای اتمی بلکه خلع سلاح اتمی است. والتس با تحلیل خود نشان می دهد که هوادار آتشین مکتب رالیسم نو در علوم سیاسی است که معتقد است  قدرت و قدرت نظامی برای حفظ  علائق ملی کشورها اجتناب ناپذیر است. والتس در کتاب خود موسوم به »Theory of International Politics«   که در سال 1979 منتشر شد به گسترش  و تکوین تئوری » رالیسم سیاسی » کمک کرد. آنچه شگفت انگیز است این است که تحلیل او  در این مورد اگر به توصیه های سیاسی بیانجامد می تواند سبب کاهش بحران در منطقه گردد ـ  گرچه  آنچه او در مورد گسترش تسلیحات می گوید نباید سرمشق قرار گیرد ولی از آن که بگذریم دیگر استدلال هائی که او مطرح می سازد باید بسیار جدی گرفته شوند  بخش عمده پیشنهاد های او با پیشنهاد های سازمان های پژوهش   صلح در آلمان هماهنگ است.

————————————

 1ــ
http://www.foreignaffairs.com/articles/137731/kenneth-n-waltz/why-iran-should-get-the-bomb   

Advertisements

یک پاسخ

  1. سید مجتبی

    به نظرم این مقاله خیلی سطحی و بی پایه میباشد و شاید از طرف حکومت ایران سقارش شده که متن مقاله اینجور باشه آخه لابی حکومت در امریکا زیاد است. به عنوان مثال تاکید شده که کشتن دانشمندان هسته ای مثلا کار اسرائیل است ! به نظرم کار خود حکومت آخوندی است برای مظلوم نمایی . برای مظلوم نمایی دانشمندان درجه 3 را قربانی میکند تا از این طریق بتواند امتیازاتی کسب کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s