نفت روی اختلافات مذهبی از بمباران اتمی نتیجه بخش تر است


مقاله تفسیر «اشپیگل»36- گزینش و  ترجمه رضا نافعی

نفت روی اختلافات مذهبی

از بمباران اتمی نتیجه بخش تر است

هفته نامه اشپیگل 36 در مقاله ای مطلبی درباره شیعه و سنی نوشته که من خیالی می کنم بدون اظهار موافقت و یا مخالفت خودم با این نوع نگاه به مسائل مذهبی و اجتماعی، با توجه به وزن و اعتباری که این مجله در آلمان و اروپا دارد، مطالعه و آگاهی از آن برای ایرانیان کم مفید نیست.

اشپیگل دراین مقاله به توصیف اختلافات مذهبی میان سنی ها و شیعیان  پرداخته و از جمله می نویسد:

کنفرانس غیر متعهد ها در تهران  برپا شد، ولی ناگهان صحبت رفت بر سر  قتل ها ، زد و خورد های صورت گرفته برای کسب  قدرت و جنگی که 1300 سال پیش رخ داده بود.  مهماندار کنفرانس احمدی نژاد رئیس جمهور شیعی مذهب ایران بود. در کنار او مرسی رئیس جمهور تازه مصر نشسته بود که سنی است. مرسی سخن خود را   با نام پیامبر اسلام آغاز کرد ولی گفت : خدا رحمت کند ارواح  ابوبکر، عمر، عثمان و علی، امامان ما را». تفسیر فوری رسانه های ایرانی این  بود که این سخنان تحریک آمیز بود.

اشپیگل می نویسد: شیعیان از ابوبکر، عمر و عثمان بعنوان جانشینان محمد نفرت دارند و آنها را غاصب قدرت و خائن به دین می دانند و نام آنها نباید بر زبان آید. جانشین واقعی پیامبر از نظر آنها علی، امام اول شیعیان بوده که بعدا با آن سه نفر جنگید و خود نیز سرانجام بقتل رسید.   مرسی سنی هنگامی که از اوضاع جاری در منطقه سخن می گفت در بارۀ اسد و همراهان شیعی او گفت: » بدون دخالت از خارج خونریزی در سوریه پایان نخواهد یافت. رژیم اسد هر نوع مشروعیتی را از دست داده است ــ در حالی که  ایران شیعی با اسلحه و اخیرا هم با  اعزام نفرات از این رژیم حمایت می کند.

ولی مرسی باید بداند کسی که به سوریه حمله کند ممکن است به سرعت رو در روی ایران قرار گیرد و خط جبهه میان سنی و شیعه از بسیاری از کشورهای خاورنزدیک می گذرد. کسی که در این سرجبهه  آتش بپا کند، احتمالا  در آن سر دیگر زیر آتشبار قرار خواهد گرفت.

بهار عربی از تونس تا بحرین شورشی بود علیه سران  مستبد و خاندان حریص و غارتگر آنها  که با شعار آزادی، عدالت و رفاه آغاز گشت. ولی حالا روبه روز بیشتر در گرداب رقابت های دیرین میان شیعه و سنی  غوطه ور می شود.

در آن زمان، اندک زمانی پس از پیامبر، دعوا بر سر قدرت بود، امروز هم دعوا بر سر قدرت است..ولی بندرت این تعداد کشورها و رژیم ها،  چون امروز، در یک زمان ، دچار آشوب شده اند. شورش در شمال آفریقا، یمن، سوریه و بحرین، یا به سقوط رژیم های متحجر انجامید، یا آنها را با بحران روبرو ساخت و  یا درگیرجنگ. اردن، کویت و عربستان نیزدر گیر غلیان و التهاب هستند. در عراق نیز همه از هم می ترسند و در ایران از حمله اسرائیل.

شورش ها در آغاز با هم شباهت داشتند: مردم می خواستند از شر دیکتاتورها راحت شوند و خواستار پایان حکومت استبدادی بودند. ولی آن نبردهای سیاسی منبع  وحشتی  تازه در جبهه های قدیمی شده است.در سوریه سنی ها در جنگ با علوی ها مورد حمایت کشورهای سنی عربستان  و قطر قرار می گیرند. از سوی دیگر ایران از سوریه حمایت می کند.

وقتی شیعیان بحرین علیه پادشاه سنی خود به میدان می آیند ایران و سوریه برایشان کف می زنند ولی عربستان از پادشاه مستبد آن حمایت می کند.

سالهاست که نمایندگان شیعیان در بحرین  از پادشاه خود می خواهند که حقوق بیشتری برای آنها قائل شود و با آنها مانند انسان های درجه دو رفتار نشود. دیر زمانی این نارضایتی آتش زیرخاکستر بود  ولی همراه با  خیزش انقلاب های عربی  در بحرین نیز هزاران نفر به خیابانها ریختند.

در مارس 2011   شورای همکاریهای خلیج (فارس) ، که مجمع کشورهای نفت خیز عذب در خلیج فارس است، تشکیل جلسه داد و  اعلام کرد که: سرهنگ قذافی باید استعفا بدهد چون با به خیابان آوردن تانک علیه مردم خود هر نوع مشروعیت را از دست داده است. اندک زمانی بعد عربستان سعودی برای له کردن تظاهرات مسالمت آمیز مردم بحرین تانکهای خود را به آنجا فرستاد.

سکوت الجزیره و العربیه، دو فرستنده بزرگ ماهواره ای، متعلق به کشورهای سنی مذهب عربستان و قطر نیز به حد کافی گویاست. این فرستنده ها که در بعضی از روزها ساعت به ساعت در باره قتل های سوریه گزارش می دهند، خشونت هائی را که در بحرین رخ می دهد نمی بینند.

کسانی که قبلا در لیبی علیه قذافی جنگیده بودند با دریافت پول از عربستان و قطر به  شورشیان سوریه پیوستنه اند. در مقابل  حزب الله از لبنان  و  واحد هائی از ایران نیز به حمایت از سوریه برخاسته اند.

در عراق سنی های رادیکال بر حملات انفجاری خود علیه شیعیان افزوده اند، دولت هم که در دست شیعیان است سنی ها را از مسئولیت هائی که قدرت دارند بر کنار می کند و در پاکستان گروههای سنی  شیعیان را بقتل می رسانند و حتی یک مسجد شیعیان را در بلژیک آتش زدند که  طی آن امام مسجد کشته شد. فردی که مظنون به این کار است یک سنی رادیکال است که پس از دستگیری اعتراف کرد  برای انتقام گیری از کمک تسلیحاتی ایران به سوریه دست به این کار زده است.

از یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان جهان 10 تا 13 درصدشان شیعه هستند. 90 درصد از مردم ایران، 70 درصد از بحرینی ها، 60 در صد از عراقی ها، 35 در صد از کویتی ها، شیعه هستند. در عربستان هم 10 درصد جمعیت کشور شیعی مذهب است.  ..

با درگذشت پیامبر مسئله جانشینی او مطرح شد که مسئله ای شد برای دین او. محمد بر خلاف عیسی مسیح فقط پیامبر نبود. او هم پیامبر بود و هم سردار نظامی، در عین حال هم رهبر روحانی بود و هم سیاستمدار. بلافاصله پس از درگذشت او پرسش این بود که آیا جانشین بحق او باید از میان  یارانش انتخاب شود یا از میان بستگانش. مثلا علی ابن ابی طالب که هم خویشاوند اوست  و هم دامادش. ولی در آغاز گروه دیگر نظر خود را پیش برد، در چهارمین دور بود که ، علی به خلافت برگزیده شد. و در سال 661 میلادی بقتل رسید. این مبارزه برای کسب رهبری 20 سال بطول انجامید تا آن که واقعه عجیبی رخ داد: در جنگ کربلا در عراق لشگر دشمن برحسین و آخرین یارانش پیروز گشت. شیعیان علی شکست خوردند.

«هاینس هالم» کارشناس تشیع از دانشگاه توبینگن می گوید :» ولی  برخلاف بسیاری از انشعابات شکست خورده که بفراموشی سپرده می شوند، شیعیان نیرومند شدند . شهادت حسین » بانگ بزرگ » بود که پس از آن سپهر تشیع را پدید آورد و  پویا ساخت… گرانیگاه تشیع برای شیعیان واقعه کربلاست.» بنا بر این تشیع مذهبی است که در شکست رشد کرد و خود را مذهب مقاومت می داند.

به این ترتیب در اسلام  دو مکتب پدید آمد که با هم در رقابت هستند. از منظر سنی ها که خود را پیرو سنت محمد می دانند دو اصل  قدرت و ایمان در هم تنیده شده اند. ولی شیعیان که قرن ها دور از قدرت بودند علی را قهرمان مرکزی دین می شناسند. اعقاب علی دویست سال در قید حیات بودند و دوازدهمین امام شیعیان در سال 874 میلادی ناپدید تا بعد ها بعنوان مجری نظم الهی باز ظهور کند.

پرسشی که طرح می گردد این است که اگر همه باید در انتظار باز گشت مهدی موعود، و قدرت مشروع بمانند ، تکلیف قدرتهای موجود زمینی چیست؟ پاسخ چندان دلپذیر نیست زیرا شیعیان به منبعی دیگر وفادارند، به جائی دیگر تعهد سپرده اند. نتیجه آن سوءظن همیشگی فرمانروایان سنی به رعایا شیعی خود بوده است. در اکثر موارد خلفای سنی رعایای شیعی خود را از مناصب نظامی و مشاغل عالی  در مرکز خلافت دور نگاه می داشتند.

در قرن شانزدهم میلادی خاندان صفویه قدرت را در ایران به چنگ آوردند و خواستار گرویدن رعایای خود به تشیع گشتند. از آن زمان رقابت میان ایرانی شیعی و اعراب سنی آتشی زیر خاکستر است که تا امروز همچنان سوزان است. پس از فروپاشیدن امپراتوری عثمانی، مرکز تسنن به مکه و دیگر شهرهای مقدس اسلامی در جزیره العرب  انتقال یافت. در آنجا عبدالعزیز السعود با استفاده از یک پیمان نظامی پدرانش در سال 1902 بخش های بزرگی از شبه جزیره عربستان را تسخیر و عربستان  سعودی امروزی را تاسیس کرد.

در آنجا تسنن با قرائت وهابی که مکتبی بسیار تنگ نظر است به مذهب رسمی کشور تبدیل شد و شیعیان مقیم استان های شرقی عربستان کافر خوانده شدند. آنگاه نفت پیدا شد و چاه به چاه رشد کرد و کشورپادشاهی عربستان به بزرگترین  صادر کننده نفت جهان تبدیل گشت که با پرداخت مبالغی عظیم مخارج مبلغان وهابی را در سراسر جهان تامین می کند. اما تمام این معادن عظیم نفت در همان استان های شرقی متمرکز هستند که محل سکونت شیعیان است. اگر شیعیان از عربستان جدا شوند، ثروت نفتی عربستان نیز از دست رفته است. ولی اگر شیعیان شهروندان برابر حقوق اعلام شوند به معنی اعلام جنگ به سران مذهبی عربستان سعودی و بخش مهمی از شهروندانی است که اساس تربیتشان نفرت از تشیع است. شهروندانی که  از ملک عبدالله  نیز به مراتب محافظه کارترند، بطوری که پادشاه 88 ساله عربستان تاکنون نتوانسته است به زنان اجازه رانندگی بدهد.

همین جبهه در عراق هم وجود دارد. در یکسو سنی ها  و در سوی دیگر شیعیان. متعصبان هر دو گروه یکدیگر را از بین می بردند و از سال 2004 تقریبا هر روز چند انفجار در بغداد رخ می داد.

پس از ذکر  این مقدمات اشپیگل به این نتیجه می رسد که :

کارل مارکس گفت مذهب تریاک توده هاست. ولی برای آنها که حاضر به زد و خورد باشند نقش کوکائین را بازی می کند: مذهب بهترین وسیله   برای بجان هم انداختن  گروه هاست. عراق تا امروز هم نفاق زده است، محلات، دستگاه های اداری و حتی حمل ونقل زباله نیز مذهبی شده است. فعلا قدرت در دست دولت شیعی نوری المالکی است. اما اگر رژیم اسد سقوط کند ممکن است اقلیت سنی در عراق احساس قدرت کند و دوباره حکومت را به خطر اندازد. ..

Advertisements

7 پاسخ

  1. این نظر تاریخی که در مقاله آمده صحیح نیست:جانشین واقعی پیامبر از نظر آنها علی، امام اول شیعیان بوده که بعدا با آن سه نفر جنگید و خود نیز سرانجام بقتل رسید.علی با این سه نفر هرگز نجنگید. عمر و عثمان هردو ترور شدند. یکی بوسیله ابولولو برده ایرانی و دیگری بواسطه شورش مردم. در قتل آن ها علی هیچ نقشی نداشت. جنگ علی با خاندان ابوسفیان بود که ازتاجران و اشراف بزرگ مکه بودند که سرانجام در نبردی طولانی برعلی و امام حسن پیروزشد.
    البته بیان این مطلب فقط بیان یک موضوع تاریخی است و رفع اشتباه نویسنده. درصورت امکان این موضوع را به مجله منتقل کنید.
    اما مقاله مانند همه مقاله های پیشین پربار و درست است و ایجاد هلال سنی و محاصره ایران بوسیله حکومت هایی که طبق برنامه به دست اخوان المسلمین می افتد درهمین راستا است. زمانی که شوروی وجود داشت هلال سبز شامل همه حکومت های اسلامی می شد چه شیعه و چه سنی اما اکنون که ایران به گفته سردمداران آمریکا حکومتی یاغی و شیعه است. زمان آن فرا رسیده است که این هلال به دست خودش هلاک شود. بطور مسلم هرگاه خطر ایران از بین برود اخوان المسلمین هم واقعیت وجودی خود را از دست خواهند داد و حکومت های سکولار و البته به ترجیح سکولار جانشین آن ها خواهند شد. اگرچه دراساس برای امپریالیسم ماهیت حکومت مهم است سنی، شیعه، سکولار فرقی نمی کند مهم این است که درحلقه آن ها باشند و در مواردلزوم گوش به فرمان

  2. مقاله با ارزشی . تشکر از آقای مترجم، نظر مریم هم بسیار جالب به نظر میاید‌

  3. زهر طرف که کشته شود به نفع آزادیست

  4. خواننده گرامی
    در طول تاریخ هیچ جنگ مذهبی سبب استقرار دموکراسی و یا تقوین آن نشده است. این تجربه کهن سال تاریخی را نیز نباید از نظر دور داشت : » تفرقه بیانداز و حکومت کن » . جنگ های صلیبی، میان مسیحیان و مسلمانان جنگ هاو خصومت های کاتولیک ها و پرتستان ها، جنگ هاو خصومت های ی شیعیان و سنی ها نه به از بین رفتن این مذاهب انجامیده و نه مروج دموکراسی بوده است . اما نکته قابل تامل این است : اختلافاتی که صدها سال و گاه بیش از هزار سال بطول انجامیده ــ مانند اختلافات مسیحیان و مسلمانان یا شیعیان و سنی ها ــ می تواند صد ها سال دیگر هم ادامه یابد و مانع گسترش دموکراسی گردد. برای آن که تصویر دقیق تری از وضع مذهب و رقابت ها و مبارزات مذهبی در جهان امروز داشته باشید داشته باشید خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنم:https://aayande.wordpress.com/2009/12/

  5. آیا آن دوستانی که میگویندمذهب همیشه باعت جنگ وعدم دموکراسی شده آیا مکاتب مادی دردرون خودشان باعث تفرقه وجنگ ودیکتاتوری نشده شایداحتیاج به مثال زدن نباشدکه اظهرمن الشمس است

  6. اگر چه اثبات اینکه اختلافات 1400 ساله شیعه و سنی برساخته و مصنوع محافل یگانه تفرقه افکن و دروغ ساز حرفه ای بوده مشکل و تا حدودی غیر ممکن است اما واقعا» اگر ساده لوح نباشیم تشخیص اینکه اختلافات مذهبی و قومی و ، به طریق اولی ،فکری و فرقه ای و باصطلاح عقیدت در حال حاضر میان کسانی که ایده آلها و اهداف مشترک دارند برساخته و محصول استراتژی نیروهای مخالف و مقابل آنهاست فقط گره و معمای عدم هضم این حقیقت بدیهی اعتیاد اذهان ما به نرمها و روشها و معیارهای فکری مزمنی است که همان نیروهای مخالف و مقابل رواج داده اند واز طریق تبلیغات و آوازه گری به اذهان حقنه کرده اند .شیعه و سنی و حیدری و نعمتیو…بکنار حتی چپی های ساده لوح ما هم گرفتار همین درد مزمن اند و 72 رنگی دسته ها و گروه هایشان را طبیعی و نتیجه اختلافات ظاهرا» فکری می دانند !؟

  7. خواننده گرامی
    صورت مسئله این نیست که چه گروههای عقیدتی چپ یا راست در جهان یا در منطقه با هم اختلاف دارند و چرا احتلاف دارند وکدام گروه حق دارد و کدام گروه حق ندارد. صورت مسئله این است : باید آتش اختلافات میان گروههای مذهبی را که امروز در منطقه صاحب قدرت و حکومت هستند تیز کرد، آنها را بجان هم انداخت و آشوب بر پا کرد. و از این آشوب و کشت و کشتار سود برد. فرمول قدمی :» تفرقه بینداز و حکومت کن » را فراموش نکنید.خواندن این مقاله را به شما توصیه می کنم:https://aayande.wordpress.com/2009/12

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s