غول جنگ در آلمان از خواب برخاسته!


غول جنگ

در آلمان از خواب برخاسته!

اشپیگل آنلاین –  بقلم  یاکوب  آوگ اشتاین

ترجمه رضا نافعی

بازدیدها تا امروز

 2,621,846

 

رئیس جمهور، وزیر خارجه و وزیر دفاع آلمان از جنگ حرف می زنند. بیست سال است که سربازان آلمانی  در سراسر جهان می جنگند –  و کشته می شوند. این هنوز  کافی نیست؟

جای زخمی از دوران جنگ در بازوی پدرم باقی بود. ترکش نارنجک  از زیر  بازو فرورفته و از آنسو بیرون آمده بود. جای زخم مثل دهانه آتش فشان بود. بچه که بودیم آن را میدیدیم و بعد از گذشت سالها تازه از ماجرا سر در آوردیم:  او بازوی چپ را روی شاخه درختی گذاشته و بعد  ضامن نارنجک را  کشیده بود. همانوقت در جبهه شرق بود ، ولی نمی خواست دیگرجلوتر برود. پدرم آدم شجاعی بود: می توانستند برای این کاری که او با خود کرده بود تیر بارانش کنند.

ژنرال شرمان گفته است: «جنگ جهنم است» برای فهمیدن سخن او نیازی به مراجعه به تاریخ نداریم. او در جنگ داخلی آمریکا  شهر اتلانتا را آتش زده بود. او می دانست ازچه سخن می گوید. ما هم می دانیم، اگر بیاد بیاوریم.

ولی اخیرا وزیرخارجه آلمان، اشتاین مایر گفت آلمان خیلی بزرگتر از آنست که  فقط تماشاگر رویدادهای سیاست جهانی و مفسر آن باشد» و بنظر  وزیر دفاع خانم » فن در لاین «، وقتی  هر روز قتل و تجاوز بعنف صورت می گیرد ما نمی توانیم رویمان را برگردانیم و خود را به ندیدن بزنیم». حالا رئیس جمهور Gauck    در کنفرانس امنیت مونیخ  یک پله هم بالاتر می رود و می گوید  آلمان باید زودتر، مصمم تر و اساسی تر  در گیر شود.» این سیاستگران واژه جنگ را بکار نمی برند. ولی  وقتی اشتاین مایر سخن از » سیاست خارجی فعال » می گوید  و Gauck از آلمانها می خواهد که» روی به جهان بیاورند»  منظورشان  جنگ است.

قبل از انتخابات از این حرف ها نمی زدند، چون می دانند مردمی که باید رای بدهند هیچ یک از این برنامه ها را نمی خواهند. سیاستگران این تغییر خط مشی سیاسی را  که  بی تردید از مدت ها پیش نقشه اش را کشیده اند ، قبل از انتخابات اعلام نکردند. این یعنی وقاحت . این یعنی مهمل به توان 2. این نوع بینش  در بارۀ امنیت و مسئولیت  از تصوری مایه می گیرد  که از دور خارج شده است. و   حاشیه نشینی  آلمان هم  حرفی است بی اساس.

پس از وحدت آلمان کشورهای کامبوج، گرجستان، کوسوو و افغانستان همه شاهد کشته شدن سربازان آلمانی در خاک خودشان بوده اند. حضور نظامی در افغانستان که بزودی به پایان می رسد، از لحاظ  هزینه  مادی و انسانی بزرگترین و گرانترین عرصه حضور ارتش آلمان بوده است. و این حضور بکلی بی معنی بود. رشوه خواری و فساد، اسلامگرائی و حکومت قبیله ای، امور بودند که غرب می خواست با آنها مبارزه کند، همه اینها ، بمحض خروج سربازان  آیساف از افغانستان، بازهم رایج خواهد شد.

سرجوخه سرگئی موتس، در 29 آوریل 2009، ساعت 19و ده دقیقه مورد اصابت گلوله ضد تانک قرار گرفت. او نخستین سرباز آلمانی بود که پس از جنگ جهانی دوم  در جنگ زندگی خود را از دست داد. او و تمام سربازان  دیگر  پس از او، چرا کشته شدند. در جنگ آفغانستان 54  سرباز و پلیس آلمانی کشه شدند، 36 نفر آنها  هنگام  زد و خورد.

وقتی وزیرخارجه  سخن از » مفسران سیاسی »  آلمانی می گفت منظور ش  همین ها بودند که کشته شدند؟  و بنظر رئیس جمهور آنچه این قربانیان عرضه کردند بحد کافی  » اساسی  و مصمانه » نبوده است ؟ آیا این دونفر فکر می کنند اگر  تعداد سربازان و  قربانیان  هردو طرف  در افغنستان بیشتر از این ها بود ، ممکن بود در افغانستان ورق برگردد؟ آنها سخن از حضور نظامی تازه می گویند ولی جرئت ندارند بگویند حاصل این جنگ شکست بود. از این گذشته: اصلا پیروزی در افغانستان  می بایست چه شکل و صورتی  پیدا می کرد؟

اکثریت بزرگ آلمانها مخالف شرکت   ارتش آلمان  در جنگ هستند. مردم آلمان بهتر از رئیس جمهور و  وزیرخارجه ای که خواستار آکسیونیسم است درک کرده اند که  چالش های فرهنگی  معاصر را نمی توان بزور اسلحه حل کرد.

با این همه  Gauck  ، اشتاین مایر و فن در لاین   خاطر شان جمع بود   رسانه هائی که  سخنگوی سیاست خارجی نخبگان هستند  برای آنها کف خواهند زد. روزنامه وی ولت از آلمانها شاکی است که پیرو شعار » بمن چه » هستند  و روزنامه زوددویچه  آلمانها را متهم به » عقب نشینی راحت طلبانه »  کرد.

 

فولاد بیشتر،  گوشت بیشتر

 در دبیرخانه  بسیاری از  جرائد روزنامه نگارانی نشسته اند که  مثل سخنگوی مطبوعاتی ناتو می نویسند. محل دیدار این ها با هم عبارتست از  کنفرانس امنیت مونیخ ، » پل اتلانتیک» » امریکن کانسل آن جرمانی » و یا » جامعه آلمانی آتلانتیک » . در این محافل همه با هم اتفاق نظر دارند که باید به دوران  » خویشتن داری »  پایان داد. سهمی که آلمان پس از فروپاشی دیوار  در دخالت های نظامی داشته است برای این جماعت اصلا کافی نیست فولاد بیشتر، گوشت بیشتر! چرا؟ برای این که ، دست آخر،   بتوانند در صحنه بین المللی با دیگران  احساس برابری  کنند.

ناگهان روشن می شود وقتی  » گیدو وستر وله» بر سر کار بود این کشور چه وزیر خارجه ای داشت ، وزیر خارجه ای که امروز مورد انتقاد قرار می گیرد که  چرا خواستار» خویشتن داری نظامی » بود.

این پیامبران  تغییر سیاست خارجی  تظاهر می کنند به این که  خواستار مسئولیت و امنیت هستند. ولی مسئولیت خود را با  اقدامات  نظامی تعریف نمیکند و آنچه امروز تحت عنوان  امنیت می فهمیم   با آنچه  دیروز می فهمیدیم فرق دارد.

ما امروز اختیار اطلاعات مربوط به خود را از دست داده ایم از    پول و هویت   گرفته تا  قدرت. هیچ چیز بیش از این فقدان اختیار ما را تهدید نمی کند. ولی رئیس جمهور ، وزیر خارجه و وزیر دفاع  حاضر به پذیرفتن چنین مسئولیتی نیستند.

دولت آلمان یک امکان دیگر برای نشان دادن مسئولیت را از دست داد: یک روز پس از سخنرانی رئیس جمهور اشپیگل نوشت که   بیش از 100 واحد  قایق های گشتی و مرزبانی آبی به عربستان فروخته شده با تضمین مالی 1،4 میلیارد  یورو . با صراحت بر اهمیت شغل آفرینی این معامله تکیه می شود.

آنچه که از همه بد تر است ریاکاری  است.

http://www.spiegel.de/politik/deutschland/jakob-augstein-ueber-den-einsatz-von-soldaten-der-bundeswehr-im-ausland-a-950725.html

Advertisements

یک پاسخ

  1. باتشکر از ترجمهای مقالات متعدد که روشن کننده ریاکاریهای مسولین وسیاست مدارانغرب درقبالملتشان وملتهایجهان است وازریاکایهایشان ابایی هم ندارند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s