بایگانی‌های ماهانه: سپتامبر 2015

سخنرانی پوتین در اجلاس عمومی سازمان ملل

سخنرانی پوتین در اجلاس عمومی سازمان ملل

راشیا تو دی – ترجمه رضا نافعی

putinun7 پوتین دز سازمان ملل

نظام تک قطبی در جهان، بحران پناهجویان و صدور دموکراسی :

این ها مهمترین نکات سخنرانی پوتین در اجلاس عمومی سازمان ملل بود ند.

 

 

در باره نظام تک قطبی در جهان:

» ما همه می دانیم که پس از پایان جنگ سرد، یک مرکز فرمانروائی در جهان پدید آمد و آن کسانی که خود را در راس هرم می بینند، می خواهند باور کنند که چنان نیرومند و چنان تافته ای جدا بافته ای هستند، که بهتر ازهمه درک می کنند و ضرورت ندارد که با سازمان ملل به تفاهم برسند، و باصطلاح به اجرا گذاشتن تصمیمات خود را امری مسلم و مشروع می دانند. سازمان ملل با این رویکرد در تقابل است. ما کوشش هائی را که برای تضعیف مشروعیت سازمان ملل صورت می گیرد فوق العاده خطرناک می دانیم . این تلاش ها می توانند به فروپاشیدن کل معماری مناسبات بین المللی بیانجامند و آنگاه دیگر هیچ قاعده ای بر جای نمی ماند مگر قانون آنکس که زورمند تر است. درآن صورت جهانی خواهیم داشت که بجای کار مشترک خود خواهی بر آن چیره خواهد گشت. آنگاه جهان بجای آن که بر پایه برابری ملل استوار باشد جهان امر و نهی خواهد شد.

» دموکرات سازی» کشورهای دیگرموجب ویرانی و مصیبت خواهد شد: بنظرمی رسد بجای آموختن از خطا ها ، خطا ها تکرار می شوند. صدور دموکراسی چون صدور انقلاب تلاشی است محکوم به شکست. بجای انجام اصلاحات ، دخالت از خارج سبب شد که موسسات و سازمانهای ملی در این کشورها فروپاشند، بجای پیروزی دموکراسی و پیشرفت ، ما ناظر خشونت ، فقر و فجایع اجتماعی هستیم و هیچکس کمترین توجهی به حقوق بشر ندارد از جمله به حق حیات. من از آنها که موجب این وضع شدند می پرسم :حالا برایتان روشن شده که چه کرده اید؟

کشور اسلامی را خودتان ساخته اید و مبارزه ای که با آن می شود چیزی نیست جز تزویر

» در آغاز اپوزیسیون باصطلاح میانه رو را مسلح ساختند و بعد آنها رفتند زیرپرچم «کشور اسلامی» . خود » کشور اسلامی » هم از هیچ بوجود نیامد. آن را از آغاز برای مقابله با رژیم نامطلوب سکولار ساختند. داعش برای عراق و سوریه بوجود آمد و حالا به مناطق دیگر حمله می کند و می خواهد بر جهان اسلام مسلط شود. نقشه ها از این هم فراتر می روند. وضع از خطرناک هم وخیم تراست . سخن از خطر تروریسم بین المللی راندن و در عین حال چشم را بر کانال های رساندن پول به این شبکه های ترور بستن و قاچاق مواد مخدر و اسلحه را ندیدن ، تزویر مطلق است.»

برای حل مسئله پناهندگان:

» ما می خواهیم قطعنامه ای تصویب کنیم برای هماهنگ کردن همه نیروهائی که علیه کشوراسلامی مبارزه می کنند. این همکاری باید یک بار دیگر بر اساس منشور سازمان ملل برپا گردد. ما امیدواریم که جامعه ملل در موقعیتی باشد که راهبردی جامع برای تثبیت وضع سیاسی بوجود آورد که به بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی خاور میانه بیانجامد. آنوقت است که دیگر نیازی به ایجاد کمپ های تازه برای پناهجویان نخواهد بود که نخست به کشورهای همسایه روی آوردند و حالا هم اروپا را فرا گرفته اند. صدهاهزار و شاید هم میلیون ها نفر دیگر روی به اروپا خواهند آورد. این یک مهاجرت تازه، بزرگ و غم انگیز خلق هاست و نیز درسی است سخت، برای همه و از جمله برای اروپا. میل دارم یک بار دیگر تاکید کنم که پناهجویان بدون تردید نیاز به همدردی و کمک ما دارند. و برای برخورد ریشه ای با مسئله باید به تثبیت وضعیت در کشورهائی که زادگاه پناهجویان است پرداخت و به آنها این شانس را داد که به یک زندگی شایسته انسانی دست یابند.»

علت جنگ داخلی در اوکرائین گسترش ناتو به شرق اروپا ست

 

» ما با تضمین صلح در جهان مجری کار سازمان ملل وتامین کننده نیاز به تحقق عدالت هستیم که انجام آن وظیفه فقط چند نفر در جهان نیست بلکه وظیفه ایست همگانی. جز این راه دیگری وجود ندارد. ما دیگر نمی توانیم در محدوده معیار های جنگ سرد بیندیشیم. معیار هائی که هنوز هم در سر بعضی ها محکم نشسته است. بعنوان مثال آنها هنوز هم سیاست گستردن منطقه نفوذ خود را دنبال می کنند . با این عمل ما خود را در برابر یک انتخاب نادرست قرار می دهیم. این منطق، دیر یا زود، به یک بحران سیاسی خواهد انجامید. این درست همان چیزی است که در اوکرائین رخ داد و میدهد. از مردم سوء استفاده شد و از نظامیان در اوکرائین سوء استفاده شد. حاصل آن چه شده است؟ یک جنگ داخلی در اوکرائین. فقط با اجرای بی کم و کاست قرارداد مینسک است که ما می توانیم به خونریزی پایان دهیم.»

http://www.rtdeutsch.com/32947/international/unipolare-weltordnung-fluechtlingskrise-und-demokratieexport-putins-wichtigsten-aussagen-von-der-un-vollversammlung/

 

جنگ زدگانی که نام آنها را «پناهجویان» آواره گذاشته اند!

جنگ زدگانی که نام آنها را

«پناهجویان» آواره گذاشته اند!

یونگه ولت – ترجمه وتدوین رضا نافعی

imageجنگ زدگان فراری از جنگ

در سال 2012 بطور رسمی 1،1 میلیون نفر به آلمان مهاجرت کرده اند. این رقم در سال 2013 به 1،2 میلیون نفر افزایش یافت. در عین حال در هر یک از این سال ها 750 هزار نفر از آلمان مهاجرت کرده اند. اگر در سال 2015 یک میلیون یا یک میلیون و چند صد هزار نفر به آلمان مهاجرت کنند ، اتفاق تازه ای رخ داده است؟

امروز آنها را پناهنده می نامند، ولی اکثر آن کسانی که در سالهای گذشته به آلمان مهاجرت کردند چه کسانی بودند؟ آنها هم پناهنده بودند. آنها هم به علت جنگی که عاقبتی جز ویرانی ببار نیاورد و هنوز هم ادامه دارد، از وطن خود فرار کردند و می کنند. آنها کوزوو را ، مقدونیه را، مونته نگرو را، بوسنی هرزه گوین و آلبانی را ترک می کنند.

مهاجمینی بنام ناتو و اتحادیه اروپا که بنام حقوق بشر جنگ را بر پاکردند به آنها قول داده بودند که جنگ وضع آنها را از هر لحاظ بهتر خواهد کرد: از لحاظ اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اخلاقی. اما نتیجه درست برعکس شد. حاصل جنگ عبارت بود از: رشوه خواری، فساد، فروپاشی کشور و بیکاری. افزون بر این ها حاصل جنگ عبارت بود از افتادن حکومت بدست الیگارش ها ( پولدارهائی که زمام قدرت را بدست می گیرند) و بدست نیروهای راستگرای مختلف، از نژادپرستان گرفته تا ناسیونالیست ها و مافیا. این ها همدستان و پادوهای برنامه ریزان لیبرال های نوهستند ( مانند همانها که دراوکرائین هستند) . اگر اوضاع یوگوسلاوی به همان شکل مانده بود کسی از آنجا که امروز نامش را گذاشته اند» بالکان غربی» فرار می کرد؟ اگر آن قولهائی که به آنها داده بودند اجرا می کردند و زندگی مردم بهتر شده بود کسی از آنجا فرار می کرد؟ شبیه این بلایا در دیگر کشورهائی که مورد هجوم مهاجمان قرار گرفتند نیز پس از جنگ بوجود آمد و گریبانگیر مردم آن کشور ها شد و آنها نیز مجبور به فرار شدند، مثلا از عراق، افغانستان و لیبی.

امروز هم مردم سوریه در شرایط مشابهی قرار گرفته اند. در آنجا تجاوز گران تقریبا همان متجاوزان شناخته شده هستند با همدستی تروریست ها و دیگر دشمنان دموکراسی. اگر رژیم اسد را با آن حکومت هائی که اوباما و مرکل در برابرشان کرنش می کنند. مقایسه کنیم رژیم اسد روسفید است: سوریه کشور اسلامی نیست اما دیکتاتورهائی که محبوب » جامعه ارزش های مشترک» غرب هستند کدام کشورها هستند؟ کشورهائی هستند مانند عربستان سعودی و قطر، که فقط یک قلم از اعمالشان پرداخت هزینه تروریست هائی است که با رژیم اسد می جنگند تا یک رژیم سکولار را سرنگون کنند.

استراتژی بازار کار

 

این ها چه ارتباطی با بازار کار در آلمان دارد؟ » گونار هاین زون» این موضوع را برایمان روشن می کند. او در کالج دفاعی ناتو NATO Defense College (NDC) در رم مسئول امور مردم نگاری نظامی »Militärdemographie« است و درعین حال همکار آلمانی» بوندس آکادمی برای سیاست امنیتی» (BKA ( در برلن نیز هست. پیام علمی(؟) او چنین است: جمعیت کشورهای ثروتمند ناتو رو به کاهش است. زنان در اتحادیه اروپا سالانه 1،5 بچه به دنیا می اورند، این به آن معنی است که در اروپا سالی 2،1 میلیون نوزاد کمتر از نیاز به دنیا می آید. بنا براین باید تا سال2050 دست کم 75 تا 100 میلیون نفر یا بیشتر را به اروپا جذب کرد. طبق پژوهش های صورات گرفته زنان این جمعیتی که باید به اروپا آورده شوند بطور متوسط سالی 2 کودک به دنیا می آورند. اما بهتر آنست که انسانها های ییشتری به اتحادیه اروپا بیایند، بویژه افردی که کارامد باشند. چرا؟ چون برای مدل کنونی غرب که رو به نشیب دارد دو عامل یا دو فاکتور حائز اهمیت هستند: عامل بازار و عامل قدرت. در این مدل هر چه تعداد شاغلین بکار زیادتر باشد مطلوب تر است زیرا: افزایش تعدادشاغلین بکار هم بمعنی افزایش درآمد مالیاتی است که بسود قدرت است و هم بمعنی افزایش مصرف است که بسود بازار است.

در اتحادیه اروپا عده کثیری از افراد یا فاقد مهارت هستند یا بیکارند که تعدادشان در آینده بیشتر هم خواهد شد( هاین زون آنهارا » قابل ترحم» می نامد) به این دلیل نیز باید از دیگر نقاط جهان نیروی کار گردآورد. این طراح ایجاد محل اشتغال با سربلندی می گوید از هر ده نفر یک نفر می تواند شانس کار داشته باشد. از قرار معلوم در سیاست اشتغالی ناتو چنین پیش بینی شده که باید » بخور و نمیری» به افراد فاقد مهارت و همچنین بیکاران کنونی در کشورهای عضو داد و کنارشان گذاشت.

مهاجران یا پناهندگان یک امتیاز دارند : این ها افرادی هستند «زبر و زرنگ» . کسانی هستند که در مسابقه برای رسیدن به اروپا موفق شده اند. این یک مسابقه ورزشی نیست بلکه آن چیزی است که انگلیس ها به آن می گویند:» جانفشانی» کردن.

نخستین معیار انتخاب این است که آنها: خود را به اروپا رسانده اند. هاین زون می گوید :» فقط تکخال می توانند از مرزها بگذرند». معیار دوم این است که به این ها فعلا میتوان زور گفت و هر کاری را به آنها تحمیل کرد اعم از این که کار سنگین باشد و یا سبک و دون شأن آنها.

بنظر » مردم نگار نظامی » کار را می توان بگونه ای دیگر نیز سامان داد. مثلا از طریق آموزش الکترونیک. و اگر آنها که آماده آموختن هستند از عهده آزمایش اروپائی برآیند می توانند در اتحادیه اروپا به جست و جوی کار برآیند. ولی فقط تعداد بسیار کمی می توانند از این مانع بگذرند. » هرمتقاضی افریقائی هم باید بداند که رقبای او از پاکستان و بنگلادش نیز خود را برای گذار ازهمین راه آماده می کنند. «

 

رئیس گفت: ممنون ، آنگلا

 

در «کالج دفاعی ناتو » در باره عملیات برای سرکوب شورش ((Counterinsurgency Operations و نقش نظامی ها در انقلاب ها نیز تحقیق می شود. پیشنهاد هائی که حاصل ای تحقیقات هستند منحصرا به محافل نظامی راه نمی یابند.

فرمانده بزرگ باراک اوباما تلفنی از مددکار خود در برلن تشکر کرد و گفت : ممنون آنگلا که شما آلمان ها این عده کثیر از سوریه را پذیرا شده اید. این گام بزرگ انسانی به هدف دیگری نیز کمک می کند: رژیم منفور اسد نه تنها از لحاظ نظامی بلکه در عرصه غیر نظامی نیز بی ثبات می شود. زیرا مدارس، ادرات، بیمارستانها یا دفترهای مهندسی کارمندان تحصیل کرده و دانشگاه دیده خود را از دست می دهند و فقط ناتوان ترین ها و تهی دست ترین ها بر جای می مانند. بی آنکه کسی بدردشان برسد، بیکاران و کسانی که پولی برای دادن به قاچافچیان ندارند. آنگلا ، ای مددکار مقدس فراریان: چرا به اینها کمکی نمی کنی؟

«هانس ورنر زین» مغز متفکر دولت آلمان خواستار: کاهش دستمزدهاست، چرا؟ تا » ما » بهتر بتوانیم پناهندگان را در جامعه » جابیندازیم». این که حالا دیگر» دوستان آنگلا» مثلا سازمانهای   بزرگ کارفرمایان پناهجویان را بهانه ای برای کاستن دستمزدها خواهند کرد روشن بود. آنچه حیرت انگیز این است که کار فرمایان کاهش دستمزدها را وسیله ای برای تبلیغ » جا انداختن» یا انتگراسیون پناهجویان در جامعه کنند و وانمود سازند و این که گویا کاستن بیشتر از دستمزدها گامی است برای خدمت به بشریت و پناهجویان درمانده.

کا

جای کارگران ماهر را پرکنید

 

در مسابقه بر سر جذب پناهجویان سازمان دهندگانی هم هستند که چندان جلب توجه نمی کنند. یکی از آنها «میشائیل سوبیک» کارشناس امور حقوقی کار است. اگر شما کارفرما یا مدیر موسسه ای باشید این روزها احتمالا نامه ای از او دریافت کرده اید با این توصیه:» حالا جای کارگر ماهرتان را که خالی است پرکنید و یک عمل خیر انجام دهید!»

سوبیک توصیه می کند عجله کنید:» صنایع از هم اکنون مسابقه را آغاز کرده اند.» و اشاره می کند به رئیس کارخانه اتوموبیل سازی بنز:» او در کمپ پناهجویان دنبال کارگر می گردد». اما او تنها نیست: دیگران هم » برای پیدا کردن استادکاران تازه وارد برای کار در دیگر صنایع، در گوشه و کنار کمپ پناهجویان در جست وجو هستند». این کارشناس به مشتریان خود توصیه می کند از ابراز تاثر و اشک ریختن خود داری نکنید این عمل » تاثیر مثبتی بر عامل » روابط عمومی» دارد.

سوبیک برای موسسه ای کار می کند بنام BWR Media که در سمینار های خود موضوعاتی مانند راه و رسم » اخراج اعضای شورای کارکنان موسسه را در مواقع استثنائی» به صاحبان و مدیران موسسات و کارخانه ها آموزش میدهد ( اعضای این شورا را کارگران و کارمندان مستقلا و بدون دخالت مدیریت موسسه انتخاب می کنند و کارشان دفاع از برخی از حقوق کارمندان یا کارگران موسسه است). این موسسه BWR Media متعلق به موسسه انتشاراتی «بنتروپ» است. سوبیک در نامه خود به تعرف و تمجید از کتاب خود که این انتشاراتی منتشر ساخته نیز می پردازد ، کتاب: » راهنمای کارفرما برای پرداخت حداقل دستمزد» » حاوی کلیه ریزه کاریها، تدابیر و کلک های قانونی است» . به این می گویند عشق به همنوع در عمل.

باید خود را از این تزویر رها سازیم. روشن است که باید به پناهجویان کمک کرد و نیازهایشان را برطرف ساخت، ولی اگر در نیت خود صا دق باشیم ، باید در عین حال گامی برای پایان دادن به سیاست جنگ طلبانه ای برداریم که ناقض حقوق بشر است، همان سیاستی که این مردم را از میهن خود آواره کرده است.

 

 

http://www.jungewelt.de/2015/09-22/014.php

 

بازی کیش و مات با امریکا را روسیه و اسد برده اند!

بازی کیش و مات با امریکا را

روسیه و اسد برده اند!

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 11988213_432575933593890_3260975595886824760_nپوتین و اسد

بگفته منابع آمریکائی روسیه جت های جنگی به سوریه فرستاده است. راستی یا ناراستی آن روشن خواهد شد. آنچه روسیه منکر آن نیست این است که در   هفته های گذشته با ارسال سلاح های نو و اثر بخش به ارتش سوریه کمک کرده است. شاهد آن هم خبرهای رسیده از بسیاری از جبهه ها هستند که حکایت از چیرگی نیروهای ارتش سوریه بر نیروهای داعش و دیگر گروههای تروریستِ دارد که از خارج حمایت می شوند. این خبر ها و احتمال حضور هواپیماهای تازه روسی برای حمایت از نیروهای زمینی هشداری است برای واشنگتن زیرا موجب خنثی کردن برترین اولویت آمریکا در منطقه خواهد شد، اولویتی که عبارتست از سرنگون کردن دولت مشروع اسد در دمشق بدست تروریست هائی است که خود آمریکا و انگلستان با هزینه عربستان و قطر آموزش داده اند.

روزنامه واشنگتن پست در هفته گذشته نتیجه یک نظر خواهی از مردم سوریه را منتشر کرد که طبق آن 82 در صد از مردم سوریه خواستار بازگشت شرائطی هستند که قبل از آغاز جنگ بر این کشور، تحت حاکمیت پرزیدنت اسد، حکمفرما بود. قدرت های مهاجمی چون آمریکا، فرانسه، انگلستان، ترکیه، عربستان سعودی، قطر و دیگران که برغم خواست اکثریت مردم سوریه، سقوط پرزیدنت اسد را شرط مقدم برای استقرارصلح می سازند کسانی هستند که موجب پیدایش سیل عظیم پناهجویان میشوند و آن کسانی که راه رسیدن به هدفشان را تکیه بر قدرت نظامی داعش و القاعده و دیگر گروههای تروریست می دانند، کسانی هستند که رنج، درد و مرگ مردم غیر نظامی برایشان بقدر یک سر سوزن اهمیت ندارد.

این که آیا داعش و جبهه النصرت را که شاخه القاعده در سوریه است آمریکا ساخته است یا نه مورد بحث است. اما آنچه قطعی است نکته ایست که در گزارش سازمان اطلاعاتی پنتاگون (DIA ) ثبت شده و آن این است که واشنگتن و همپیمانهایش بسرعت استعداد بالقوه این گروه را بعنوان » دشمن مفید» تشخیص داده اند. و این که باید آنها را پرورش داد و پروار کرد و در عین حال حد و حدودشان را نیز به آنها نشان داد. از این رو هم محرمانه به آنها کمک می شود و هم وقتی که دست از پا خطا کنند و به کسی حمله کنند که نباید حمله کنند – یعنی نه به نیروهای اسد بلکه به آن نیروهای تروریستی که در سوریه زیر فرمان آمریکا هستند- آنوقت باید آنها را کمی بمباران کرد. این بمباران مختصر را در عین حال می توان بعنوان » شوِ» ضد داعش بنمایش گذاشت.

ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی این استراتژی آمریکا را روز چهارشنبه گذشته در » پرس تی وی» توصیف کرد و گفت:» کاری که آمریکاعلیه داعش و دیگر اسلامگرایان افراطی در منطقه می کند برای کنترل آنهاست نه برای از بین بردن آنها.

پرزیدنت پوتین با آخرین ابتکار خود درست همین حیله را هدف گرفته است. او واشنگتن را مجبور به اعتراف می کند که یا بگویند در حال حاضر اصلا علاقه ای به از بین بردن داعش ندارند یا این که همراه با روسیه و » جامعه جهانی» در کنار ارتش متعارفی سوریه و رژیم قانونی اسد بگونه ای موثر علیه گروههای تروریست وارد میدان میشوند.

مفسران نقاد آمریکائی گامی را که مسکو برداشته گامی «محوری» توصیف کرده اند. زیرا اگر آمریکا حمله به داعش را با مسکو هماهنگ سازد، دولت اسد را تقویت کرده است، یعنی دولتی را که چهارسال برای ساقط کردن آن تلاش ورزیده است. در هر دو حالت، چه این کار بکند و چه نکند، سیاست تغییر رژیم واشنگتن ، در شطرنج سیاسی باخته است:کیش و مات.

https://www.jungewelt.de/2015/09-21/029.php

 

 

سهم امریکا در فاجعه فرار جنگ زدگان چقدر است؟

سهم امریکا در فاجعه

فرار جنگ زدگان چقدر است؟

مجله اشپیگل 38 – ترجمه رضا نافعی

fluechtlinge1انبوه پناهجویان

«در پس پرده چه می گذرد؟»

(بکار بردن چنین توصیفاتی در باره آمریکا از سوی اشپیگل که سخنگوی بخشی از نخبگان حاکم بر آلمان است در چند سال پیش قابل تصور نبود- آینده ما)

آیا ننگ یک مقوله سیاسی است؟ آیا در سیاست شرم هم وجود دارد؟ در این صورت سیاست آمریکا در بحران پناهجویان سیاستی است ننگین و باید عرق شرم بر چهره آمریکائیان بنشیند هنگامی که چشمشان به مردگان می افتد، به غرق شدگان و به آنها که در آب خفه شده اند و آمریکا برای نجات آنها دست به هیچ کاری نزده است. آیا آمریکا آنها را چون مسلمان هستند به چنگال مرگ می سپارد؟ این بزرگترین فاجعه پناهجوئی پس از جنگ جهانی دوم است. مسئولیت هیچ کشوری در پیدایش این فاجعه به اندازه ایالات متحده آمریکا نیست. دیر زمانی که آمریکا در خاور نزدیک قدرتی است فقط ویرانگر .

آنچه آنها در افغانستان و عراق از خود باقی گذاشتند آشوب بود و ویرانی و در سوریه با حساب های سیاسی خود جنگ داخلی را دامن زدند. سندی که در ماه مه منتشر شد حکایت از آن دارد که آمریکا می دانست که «احتمالا در شرق سوریه یک امیر نشین سلفی برپا خواهد شد» – افزون بر این در سند آمده است :» این درست همان چیزی است که دولت های پشتیبان اپوزیسیون در سوریه می خواهند، تا رژیم سوریه را منزوی کنند.» واشنگتن می خواست با اسد که دوست روس ها و ایرانی هاست بجنگد و برای انجام این کار اجازه داد که رژیم آدمکش دولت اسلامی (داعش) پای به عرصه وجود بگذارد. اما این به آن معنی نیست که دشمن دشمن من دوست من است.

وقتی آمریکائی ها امروز به پشت سر خود می نگرند، چه می بینند؟ سرزمینی سراسر ویران و انباشته از کالبد های بی جان. آنها که از این سر زمین خود می گریزند چند نفرند؟ 10 میلیون یا 15 میلیون؟ از سال 2011 که جنگ آغاز شد 4 میلیون سوریائی میهن خود را ترک کرده اند. اردن به 630 هزار نفر از آنها پناه داده است، لبنان به 1،2 میلیون، ترکیه به دو میلیون نفر. و آمریکا به 1500 نفر.

وقتی از دولت آمریکا پرسیدند که آیا نباید «گامهای بیشتری برداشته شود؟ یک سخنگوی دولت گفت : بی تردید اروپا برای حل این مسئله امکانات کافی در اختیار دارد». این مثل آنست که به کاخ سفید تلفن کنند و کسی گوشی را برندارد .

پس از آن دستگاه اداری اوباما گام بیشتری برداشت. جان کری وزیرخارجه آمریکا گفت احساس «وظیفه» می شود که باید سوریه ای های بیشتری را پذیرفت. حالا صحبت از پذیرفتن سالی 5 هزار نفر بیشتر است. مضحک است. در حال حاضر روزی صدها سوریائی فقط وارد برلین می شوند. پیشنهادی که آمریکا برای پذیرفتن پناهجویان می کند – که هم کم است و هم دیر- نشان می دهد که پناهجویان چقدر برای آمریکا بی اهمیت هستند.

این رفتار یک دلیل ساده دارد: ترس. مایکل مک کاول سناتور جمهوریخواه آمریکائی، رئیس کمیته قدرتمند Commttee on Homeland Security می گوید چالش سوریه «بزرگترین تمرکز تروریست های اسلامی در تاریخ است». وقتی یک سوریائی در آمریکا پناه می جوید آنوقت، مرکز مبارزه با تروریسم، وزارت خارجه و افزون بر این ها کارمندان وزارت دفاع از میهن که آموزش های ویژه دیده اند همه می خواهند در باره آن اظهار نظر کنند. یک چنین کنترل امنیتی بین 18 تا 24 ماه به طول می انجامد.

اینجا باید یک اصطلاح اقتصادی بکار برد که اکثر مردم به آن خو گرفته اند: اخلاق یک سرمایه است. غرب مقادیری زیادی از این سرمایه را از دست داده است. آلمانها در حال حاضر در صدد ترمیم آن برآمده اند. ولی آمریکا ورشکسته است.

جنگ امریکا با داعش یک شوخی بی مزه است!

جنگ امریکا با داعش

یک شوخی بی مزه است!

راشیا تودی ( آلمانی) ترجمه و تدوین رضا نافعی

جوانی پناهجو تنها در بیابان

بنا به گفته لاوروف در آخر هفته گذشته ارتش سوریه می تواند در نبرد علیه » دولت اسلامی» نیروی تعیین کننده باشد. بنا به گفته او راهی که غرب در برابر مسئله سوریه در پیش گرفته «راهی است بی نتیجه و مهمل». افزون بر این او به اطلاعاتی اشاره کرد که از منابعی از درون ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا بدست آمده اند و حکایت از آن دارد که نیروهای ائتلاف بطور منظم مانع حملات هوائی به مواضع داعش می شوند.

لاوروف که با کانال یک تلویزیون روسیه گفتگو می کرد اضافه کرد: «در جنگ با داعش ارتش سوریه را به کنار نهادن کاری است خلاف منطق. نیروی نظامی سوریه کارآمدترین واحدهای نظامی در جنگ زمینی اند.

لاوروف این سخنان را درارتباط با همکاری های موفقی اظهار داشت که هنگام از بین بردن سلاحهای شیمیائی ارتش سوریه میان سازمان ملل و دولت سوریه برقرار بود. لاوروف گفت در آن زمان به پرزیدنت اسد به چشم رئیس جمهور مشروع سوریه نگریسته می شد . فعالیت های او مورد استقبال سازمان ملل متحد قرار گرفت. اما «یک سال بعد او( اسد) دیگر مشروع نبود، چون دیگر سلاح های شیمیائی منبع خطر نبودند بلکه تروریست ها منشاء خطر شده بودند. لاوروف گفت راهی که غرب درپیش گرفته راهی است متکی بر معیار های ایده ئولوژیک: تمام شرکای غربی ما ، بدون استثناء ، به ما می گویند که دقیقا می دانند منشاء اصلی خطر در خاور نزدیک و شمال آفریقا کجاست. منشاء خطر رژیم اسد نیست. منشاء خطر داعش است».

گاه به هواپیماهای آمریکائی اجازه بمباران مواضع شناخته و تایید شده داعش داده نمی شود، این گزارش را منابع داخلی از درون نیروهای ائتلافی که تحت رهبری آمریکا قرار دارند، در مسکو به ما می گویند. لاروف گفت : این رفتار پرسش هائی را بوجود می آورد:

«برخی از همکاران ما که در ائتلاف هستند به ما می گویند که به آنها اطلاعاتی داده می شود حاکی از این که داعش دقیقا کجاست و موضعش چگونه است، ولی فرمانده عملیات ائتلاف (یک افسر آمریکائی) اجازه بمباران نمی دهد. من می توانم حدس بزنم که ائتلاف علاوه بر ادعای مبارزه با داعش در پی رسیدن به هدف های دیگری نیز هست.»

لاوروف گفت روسیه از دولت سوریه نیز با همان راه وروشی حمایت می کند که به دیگر کشورها، از جمله به عراق، که با خطر تروریسم روبرو هستند کمک می کند. این کمک شامل کمک های تسلیحاتی و همچنین اعزام کارشناسان روسی و گروههائی برای آموختن شیوه بکار بردن سلاحهای روسی است.

An-image-uploaded-on-June-14-2014-on-th-2- برای یونگه ولت داعش

نیروهای دولتی وفادار به اسد در حال نبرد با دشمنان فراوانی هستند. نیرومندترین آنها یکی داعش است که به خود نام «دولت اسلامی» داده است و یکی جبهه النصرت است که شعبه رسمی القاعده در سوریه است. فقط روسیه و جمهوری اسلامی ایران هستند که از دولت اسد پشتیبانی می کنند، در حالی که بخش عمده کشورهای عربی، بویژه کشورهای عربی خلیج (فارس) و ترکیه از شورشیان باصطلاح» میانه رو» پشتیبانی می کنند. به این ترتیب موضع اکثر کشورهای خلیج فارس روشن است که داعش را نشانه ای از جنگ داخلی سوریه می دانند و نه علت آن. داعش از سال گذشته با پرچم سیاه و سفید در خاک کشور سوریه می جنگد و از آن زمان تا کنون توانسته است مناطق بزرگی را تحت تسلط خود در آورد. طبق گزارش های سازمان ملل، از سال 2011، آغاز جنگ داخلی در سوریه، تا کنون دستکم 220 هزار نفر قربانی این جنگ شده اند.

 

http://www.rtdeutsch.com/31820/headline/lawrow-das-der-westen-die-syrische-armee-vom-kampf-gegen-is-ausschliesst-ist-absurd/

 

 

 

 

 

راه حلی جز دفاع از سوریه برای روسیه باقی نمانده است!

راه حلی جز دفاع از سوریه

برای روسیه باقی نمانده است!

یونگه ولت- ترجمه و تدوین رضا نافعی

 11988213_432575933593890_3260975595886824760_nپوتین و اسد

رهبری روسیه امروز، در وضعیتی مشابه وضع شوروی در پائیز 1979 قرار گرفته است، به این معنی که: شورشیانی که غرب از آنها حمایت می کند، رژیم های همپیمانش را بی ثبات می کنند. در حال حاضر بیم آن می رود که خطر اسلام رادیکال به آسیای مرکزی نیز رخنه کند. در دوران اتحاد شوروی یوری آندره پوف، رئیس «ک. گ. ب» بدلیل عواقب سیاسی غیر قابل پیش بینی نسبت به فرستادن نیروی نظامی به افغانستان هشدار داد. ولی رهبری نظامی با استدلال خود که «درست میشه» موفق شد حرف خود را به کرسی بنشاند و روز 25 دسامبر 1979 نیروی نظامی از مرز گذشت و وارد افغانستان شد.

موقعیت استراتژیک کنونی برای روسیه به گونه ای غیر قابل مقایسه و بمراتب بد تر از موقعیتی است که شوروی در آن زمان با آن روبرو بود.

لحن مشحون از نگرانی که روسیه در توصیف خطر اسلامگرائی بکار می برد و موافقت ها و مخالفت های شدید و عیان با دخالت مستقیم روسیه در سوریه نشان می دهد که مسکو وضعیت موجود در خاور میانه را تا چه حد جدی می گیرد. خطری که امروز مرزهای روسیه را تهدید کند به اندازه دوران اتحاد شوروی به مرزهای روسیه نزدیک نیست اما از سوی دیگر امروز تروریست ها به مراتب از آن زمان مجهز تر هستند. از این گذشته فاصله مکانی در عصر اینترنت نسبی شده است و منکر این خطر هم نمی توان شد که اگر داعش در سوریه پیروز شود، بدلیل دینامیسم توسعه طلبانه اش بعید نیست که مناطق دیگری را نیز «خوشبخت» کند. همین امروز هم رزمندگانی از آسیای مرکزی و چچن را در صفوف خود دارد. در همین اواخر حتی یک سرهنگ سابق پلیس تاجیکستان بوسیله ویدئو وابستگی خود را به داعش اعلام کرد. از این گذشته داعش یک گروه مزدور است که پس از منهدم کردن سوریه سکولار از لحاظ اقتصادی باید علاقمند به دریافت ماموریت های تازه باشد. از منظر روسیه نتیجه جز این نخواهد بود.

البته روسیه نیز می داند که بریژینسکی، مشاور امنیتی کارتر، بعد از فروپاشی شوروی افتخار کرد که با تحریکاتی که در افغانستان صورت داد ویتنامی برای اتحاد شوروی ایجاد کرد. آیا کسی می تواند تضمین بدهد که واشنگتن در پی آن نیست که همان بازی را یکبار دیگر تکرار کند؟ روش خویشتندارانه ای که مسکو تا کنون بکار برده حکایت از آن دارد که مسکو نمی خواهد در دام بیفتد. استدلال روسیه این است که رژیم اسد برای حفظ حیات خود خواستار آنست که برای پیروزی بر داعش که غرب نیز آن را– دستکم در حرف- خطر تلقی می کند، مبارزه کند. بقیه گروههای مسلح که مورد حمایت عربستان سعودی، قطر و ترکیه هستند، یعنی گرو هائی که فقط در قیاس با داعش که سر می برد، اپوزیسیون «میانه رو» هستند، آن نقشی را بازی می کنند که اربابشان می خواهد. آنها با ائتلاف های دائما در تغییر خود اصلا قابل اعتماد نیستند. بطوریکه پایگاه اینترنتی استارتفورد که به سازمان اطلاعاتی سیا نزدیک است، اخیرا نوشت در حال حاضر دیپلماسی در سوریه شانسی ندارد. احتمالا مسئله در میدان جنگ حل خواهد شد. این وضع ظاهرا شبیه وضع آن جادوگری است که ارواحی که جادو کرده بود دیگر به فرمان او تن نمی دادند. این که آمریکا در حال حاضر هیچ علاقه ای به حل دیپلماتیک مسئله سوریه ندارد، می تواند واقعا دقیق باشد.

http://www.jungewelt.de/2015/09-11/013.php

 

 

مواضع چپ آلمان در برابر هجوم پناهجویان به این کشور

مواضع چپ آلمان در برابر
هجوم پناهجویان به این کشور

یونگه ولت- ترجمه و تدوین رضا نافعی

11990619_431547817030035_7337593188734754509_n2مواضع چپ آلمان

بی ثبات کردن کشورها توسط کشورهای غربی میلیونها انسان را از میهنشان آواره می کند.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان با توجه به تعداد فزاینده پناهندگان به آلمان هفته گذشته گفت باید با علل مهاجرت مبارزه کرد. سارا واگنکنشت و دیتمار بارچ ، رهبران دوگانه ای که برای فراکسیون حزب » چپ ها» در نظر گرفته شده اند در یک برنامه ده ماده ای علت و عامل مصیبت را نشان می دهند. آنها در اطلاعیه خود که بخشی از آن در آخرهفته منتشر شد گفته اند:» کشورهای غربی تحت رهبری آمریکا با پشتیبانی از سازمانهای تروریستی و استفاده ابزاری از آنها مناطقی را سراسر بی ثبات کرده اند. باند های آدمکش، مانند داعش بطور غیر مستقیم مورد حمایت قرار گرفته اند و کشوهای همپیمان با آلمان نیز بدون مانع و مشکل پول و اسلحه در اختیار آنها می گذارند. میلیونها انسان را به مصیبت جنگهای وحشیانه و جنگهای داخلی گرفتار کرده اند». در اطلاعیه گفته شده انتظار می رود که از سوریه و نیز دیگرمناطق جنگ زده و بحرانی پناهجویان بیشتری در راه باشند. واگن کنشت و بارچ در اطلاعیه خود تصریح می کنند برای بهبود بخشیدن به موقعیت مردم در کشورهای خود و برطرف ساختن دلائل فرار آنها » ضروری است که سیاست جاری تغییر کند». برای مبارزه با علل مهاجرت باید آلمان بر سهم خود در برنامه مبارزه جهانی با گرسنگی بیافزاید و کمک های عمرانی به کشورهای رشد یابنده فورا به 0،7 درصد از در آمد ناخالص ملی فزونی یابد. افزون بر این امر پذیرش پناهجویان در آلمان به دولت مرکزی محول گردد.
آنچه روز یکشنبه برسرخط اخبار جرائد قرار گرفت این سخن واگن کنشت بود:» مسئول فرار میلیون ها انسان از زادگاه خود کسانی هستند که خاور میانه و نزدیک را با جنگ ها، ترورهای پهبادی (هواپیماهای بی سرنشین) و ارسال اسلحه ، با ایجاد بی ثباتی آگاهانه و با تعمد تبدیل به منبع آتش سوزی می کنند. اگر دولت آلمان ذره ای جرئت بخرج می داد، آمریکا را بعنوان عامل اصلی پیدایش غمنامه پناهجویان دست کم ملزم به پرداخت بخشی از هزینه ها می کرد».
http://www.jungewelt.de/2015/09-07/058.php