بایگانی‌های ماهانه: نوامبر 2015

سامانه S 400 شطرنج خاورمیانه را عوض کرد!

سامانه S 400

شطرنج خاورمیانه را عوض کرد!

یونگه ولت – گزینش و ترجمه ر ضا نافعی

serveImage.phpسامانه اس 400 شطرنج خاورمیانه را عوض کرد

فابیوس وزیرخارجه فرانسه برای نخستین بار از شرکت دادن نیروی نظامی دولت سوریه در نبرد با «داعش» (دولت اسلامی) سخن گفت. وی روز جمعه و دو روز مانده به اجلاس آب و هوا در پاریس گفت:

در جنگ با داعش شرکت دادن نیروی نظامی سوریه «در محدوده یک دوران گذار سیاسی» می تواند قابل مطالعه باشد.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی مطبوعاتی پرزیدنت پوتین، روز جمعه گفت طبق تحلیل کرملین غرب تا امروز حاضر به همکاری مشترک با روسیه، در یک ائتلاف ضد شبه نظامیان جهادگرا نبوده است، «معهذا روسیه برای همکاری، در هر چارچوبی که شرکای ما پذیرا باشند آماده است».

روز پنجشنبه فرانسه و روسیه، خواست خود را برای همکاری در مبارزه با دولت اسلامی مورد تاکید قرار دادند. پرزیدنت اولاند، رئیس جمهور فرانسه، پس از دیدار روز پنجشنبه با پرزیدنت پوتین در مسکو و گفتگو با او اظهار داشت حملات هوائی علیه دولت اسلامی » تشدید» و بهتر هماهنگ شده اند.

پرزیدنت پوتین، در کنفرانس مشترک با پرزیدنت اولاند، نخستین واکنش های روسیه را در برابر اقدام ترکیه در روز سه شنبه که منجر به سقوط یک بمب افکن سوخو 24 روسی شد اعلام کرد. طبق اظهارات پوتین تعداد نا مشخصی سامانه ضد هوائی از نوع اس- 400 در خاک سوریه مستقر خواهد شد تا حوادثی نظیر آنچه پیش آمده تکرار نشود. وزارت دفاع در همان روز جمعه عکس هائی نیز منتشر ساخت که نشان می دادند دست کم 2 سامانه در پایگاه هوائی روسیه در لاذقیه – سوریه- مستقر شده اند.

نه تنها نیروی هوائی ناتو بلکه نیروی هوائی اسرائیل نیز به توانائی های سامانه اس 400 اذعان کرده اند. میدان برد این سامانه 400 کیلومتر است که می تواند در آن واحد ده ها هدف از موشک های بالستیک گرفته تا موشک های کروز را که در ارتفاع کم پرواز می کنند و بمب افکن هائی را که در ارتفاع بسیار زیاد پرواز می کنند، بگونه ای خودکار(اتوماتیک) مورد حمله قرار دهند. سامانه های آمریکائی » پاتریوت » در قیاس با سامانه های اس 400 جنگ افزاری قدیمی بشمار می آیند. چند سال پیش که صحبت از دادن سامانه های اس 300 به ایران مطرح بود، واشنگتن و اسرائیل زمین و زمان را بکار آنداختند که تا مانع دست یافتن ایران به این سامانه ما قبل اس 400 گردند. استقرار سامانه های اس 400 که به حق آن را «بازی عوض کن » لقب داده اند، رویدادی محسوب می گردد که اوضاع سوریه را از بنیاد بسود نیروی نظامی روسیه تغییر خواهد داد. در عین حال رزمناو «مسکوا» که مجهز به سامانه های مشابهی هست در برابر ساحل سوریه لنگر اندخته تا هم بر اوضاع نظارت و هم از سوریه دفاع کند.

پوتین در اظهارات خود جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نگذاشت و گفت هر هواپیمائی که در آسمان سوریه به یک جت روسی حمله کند بلافاصله سرنگون خواهد گشت. این سخن پیام صریحی بود برای ترکیه و تمام کشورهای عضو ائتلاف ضد اسد، که در حال حاضر بدون هماهنگی و با نقض قوانین بین المللی خاک سوریه را بمباران می کنند. یا – مانند آلمان – قصد دارند در این نقض قوانین بین المللی سهیم گردند.

در همین حال، سفیر آمریکا در مسکو به کرملین هشدار داد تا مانع از آن گردد که هواپیماهای کشورهای عضو » ائتلاف ضد داعش» که شامل هواپیماهای ترکیه نیز می گردد، در آسمان سوریه مورد حمله قرار گیرند. چنان که مشاهده می شود خطر برخورد میان قدرت هائی که در سوریه فعال هستند، پیوسته بزرگتر می شود.

https://www.jungewelt.de/2015/11-28/050.php

 

Advertisements

کنسرن های امریکائی برندگانی، که سر اروپا کلاه گذاشتند!

کنسرن های امریکائی

برندگانی، که سر اروپا کلاه گذاشتند!

یونگه ولت گزینش وترجمه رضا نافعی

serveImage.phpآمریکا سر اروپائی ها کلاه گذاشت

آمریکا از بحران جهانی اقتصادی نیرومندتر به در می آید. بویژه آن شرکت های چند ملیتی که مقرشان در خود آمریکاست بر قدرت خود در بازار جهانی بازهم افزوده اند.

 

توازن اقتصاد جهانی سرمایه داری از سال 2007 مختل شده است. پس از علنی شدن بحران مالی و اقتصادی تلاش های فراوانی برای اثرگذاری بر سیکل اقتصادی، بالا بردن میزان رشد اقتصادی یا ایجاد بازارهای تازه صورت گرفت. بنظر می رسد درقیاس با براورد نهائی، از این تلاشها ثمر چندانی بدست نیامده است. جز آن که در گیر و دار تلاشهای اقتصادهای بزرگ جهانی یک برنده بزرگ پدیدآمده یعنی : شرکت های بزرگ چند ملیتی آمریکا که در عرصه بین المللی فعال هستند.

بحران ها همیشه برندگانی دارند، این را تاریخ اثبات می کند. در دوران فئودالیسم در اروپا در پی توالی ظاهرا بی پایان جنگ ها برای تسخیر زمین، کسب حقوق بازرگانی و بدست آوردن مستعمرات، قدرت های بزرگ اروپائی ساخته شدند. از جنگهای سی ساله، یا جنگ جانشینی اسپانیا، فقط ویرانی های گسترده باقی نماند بلکه فئودال های موفقی چون لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه به نفوذ و قدرت اقتصادی بیشتر دست یافت و انگلستان به قدرت جهانی فراروئید. در قرن نوزدهم در تلاشی که برای تقسیم دوباره جهان صورت گرفت، امریکا بود که توانست انگلستان را بعنوان قدرت مسلط برجهان پس بزند- رویکردی که تا امروز هم ادامه دارد و فقط میان سالهای 1945 تا 1990 در دوران اقتداراتحاد شوروی بود که تداوم فرمانروائی آمریکا بر جهان در برابر پرسش قرار گرفته بود.

بازیگر نیرومند

 

آمریکا به بهترین وجه بر بازی مسلط است. درست است که میزان رشد متوسط اقتصادی اش خیره کننده نیست، و حتی برای بهتر جلوه دادنش دستکاری هائی هم در آن می شود. و افزون بر این سطح بدهی دولتی و خصوصی نیز بسیار بالاست، اما پایه قدرت جهانی آن، یعنی واحد های نیرومند اقتصاد خصوصی موفق شدند میان سالهای 2007 تا 2015 بگونه ای مشهود نیرومند تر شوند. سطح تولید آمریکا قابل توجه است، بویژه از این رو که رهبری خود را در عرصه علم و تکنولوژی گسترش داده است.

کنسرن هائی که امروز در راس کنسرن های جهانی جای دارند همان کنسرن های دهه های پیش نیستند، و در قیاس با میزان سرمایه گذاری در بورس درمقیاسی بیسابقه در اوج قرار دارند. شرکتها چند ملتی نفتی عقب افتاده اند .

امروز، فناوری اطلاعات پیشتاز است. تا قبل از فراگیر شدن بحران کارشناسان در واشنگتن بیم آن داشتند که آمریکا در پی همکاری چین و اتحادیه اروپا از لحاظ اقتصادی از آنها عقب بیفتد. نتیجه ای که 8 بعد در می توان در «وال استریت» و واشنگتن مشاهده کرد اینست: خطری نیست. اگر آن روز 34 موسسه آمریکائی در زمره 100 کنسرن درجه اول جهان قرار داشتند امروز تعدادشان به 54 موسسه ارتقاء یافته است. و کنسرن های اقتصاد جهان به ساز آنها می رقصند.

«رابرت تورنابل» از » مدرسه بیزنس اند لا » در هفته گذشته در همکاری با روزنامه اسپانیائی «الپائیز» گزارشی منتشر ساخت که موضوع آن همین پدیده است. او می گوید «ساختار تامین مالی یکی از دلائل این پیش افتادن است . در آمریکا بسیاری از موسسات بلافاصله خود را در بورس به ثبت می رسانند، در اروپا موسسات وابسته به بانک ها و اعتباری هستند که این ها در اختیارشان می گذارند. افزون بر این آمریکا بیش از پیش به فناوری و نوآوری توجه دارد. درحال حاضر 33 درصد از اقتصاد آمریکا در این بخش متمرکز است.»

آپل در راس است

 

این برتری قدرت بویژه در صدر «فهرست بهترین ها» بوضوح دیده می شود. 10 موسسه ای که در صدر قرار دارند آمریکائی هستند. هشت سال پیش فقط 4 موسسه آمریکائی بودند. موسسات مالی و یا کنسرن های چند ملیتی نفتی در راس قرار ندارند. آپل شرکتی است نمونه که تولیداتش پاسخگوی نیازهای مصرفی » طبقه متوسط» در کشورهای صنعتی و آستانه ایست. این شرکت که در سال2007 در مرتبه 37 قرار داشت و استثمار کننده نیروی کار نسبتا ارزان چینی بود امروز موسسه ای بسیار قدرتمند است. تخمین زده می شود که سرمایه نقدی که متعلق به خود این شرکت است به 700 میلیارد دلار بالغ می گردد، وضع مالی این شرکت بهتر از وضع مالی کشورهائی چون هلند یا عربستان سعودی است که تولید ناخالص ملی آنها اسما برابر است با آنچه که آپل در انبار دارد.

مرکز قدرت اقتصادی آمریکا امروز در نزدیکی سانفرانسیکو قرار دارد و نه در والاستریت. 5 کنسرن از میان ده کنسرن برتر امروز در همین منطقه هستند که عبارتند از: آپل،گوگل،مایکروسافت، فیسبوک و آمازون.

رابرت تونابل دلیل آن را » داشتن توانایی برای تولید مدل های جدید و ابتکاری کسب و کار با پتانسیل بسیار زیاد و همچنین آمادگی فوق العاده سرمایه گذاران برای مخاطره کردن می داند. که این نیز خود ناشی از وجود دو عامل است :

1- آن قدرت مالی که از سودهای کلان انحصاری طی سالهای گذشته اندوخته شده

2- چاپ مداوم اسکناس توسط بانک ناشر اسکناس آمریکا.

بخش مالی نیز کماکان کسب وکار خوبی است، هرچند که در اینجا نیز جابجائی قدرت مشاهده می شود.از 29 بانک آمریکائی در سال 2007 در حال حاضر 19 بانک موفق شده اند در میان صد موسسه برتر که ارزشمندترین موسسات جهانی هستند جائی بدست آورند. از میان آنها «Wells Fargo » جای نهم را در فهرست دارد. ارزش این کنسرن در بورس 280 میلیارد دلار است. پس از آن JP Morgan Chase است که جای چهاردهم را بخود اختصاص داده است. بانک های اروپائی در این فهرست جائی ندارند. نه تنها در عرصه مالی ، بلکه بطور کلی آن کنسرن اروپائی که بروکسل آن را اداره می کند پس رفته است. از انگلستان هنوز 9 کنسرن در این فهرست جای دارند( در سال2007 12 کنسرن بودند) از 7 کنسرن آلمانی در آن سال 5 کنسرن هنوز در فهرست هستند. از 9 کنسرن فرانسوی 4 کنسرن باقی مانده اند. امروز از کنسرن های کشورهای آستانه ای مانند مکزیک، برزیل و هند دیگر نامی در فهرست دیده نمی شود.

http://www.jungewelt.de/2015/11-23/039.php

 

گفتگوی «روسیه امروز» با سردبیر سابق روزنامه «عصرما» غرب قربانی ترور نیست خود عامل گسترش ترور است

گفتگوی «روسیه امروز با » سردبیر سابق روزنامه «عصرما»

غرب قربانی ترور نیست

خود عامل گسترش ترور است!

ترجمه رضا نافعی

hqdefaultکنراد شولر

کنراد شولرنویسنده، جامعه شناس و کارشناس اقتصاد است. او در سالهای دهه هشتاد سردبیر روزنامه» عصر ما» ارگان مرکزی حزب کمونیست آلمان بود.

گفتگوی ویژه «کنراد شولر» با «روسیه امروز» در باره حمله تروریستی در پاریس:

غرب از حملات تروریستی برای برنامه جنگی استفاده می کند!

ورنیکه: آقای شولر حملات وحشتبار آخرهفته پاریس را به لرزه در آورد. معنی این وقایع چیست؟ آیا ترور اسلامی اینک راه بسوی اروپا، بسوی ما، می گشاید؟

 

کنراد شولر: در این که ترور در راه است تردیدی نیست. غرب و بویژه اروپا تا کنون نسبتا مصون مانده اند. در فهرست دانشگاه مریلند در آمریکا کشورهائی که مورد شدیدترین حملات تروریستی قرار دارند به ترتیب عبارتند از: عراق، افغانستان، پاکستان، نیجریه و سوریه. آمریکا در مرتبه 30، نروژ 44 و فرانسه در مرتبه 56 قرار دارد. آلمان در مرتبه 83 است. ترور در در جه اول در کشورهائی که گهواره آن بوده اند حداکثر ویرانی را ببار می آورد. بنظر من استراتژی» داعش» پس از انفجار هواپیمای مسافری روسی در آسمان صحرای سینا و حمام خون وحشیانه ای که در پاریس برپا کرد، گستردن حملات خود در کشورهای اروپائی است. القاعده از زمان بن لادن در پی جهانی کردن عملیات تروریستی بود. اگر داعش عامل حملات تروریستی باشد، در واقع کارش تحقق بخشیدن به استراتژی القاعده است با این تفاوت که امکانات و لجیستیک ضروری برای انجام آن را نیز در اختیار دارد.

ورنیکه: داعش چرا این کار را می کند؟ قصدش از این کار چیست؟

کنراد شولر: گروههای تروریست اسلامی مانند داعش، بهانه ترور را پاسخ به سیاست های غرب می دانند. آنچه راست است این است که سیاستی که غرب از آفریقای شرقی تا پاکستان به اجرا گذاشته سیاست بهره کشی و سرکوب است و آنچه بارها نیز آن را نشان داده این است که بدون هیچ ملاحظه ای این کشورها را مورد حمله نظامی قرار می دهد و آنها را تکه تکه می کند. بعنوان مثال سوریه را در نظر بگیریم که در حال حاضر میدان اصلی زد و خورد است. غرب برای برپا کردن کارزار جنگی علیه رژیم اسد که رژیم مطلوبش نیست با علم کردن اختلافات قومی و مذهبی دست به صحنه سازی زد. بدون کمک های ترکیه، کشور عضو ناتو، داعش نمی توانست به چنین قدرت ویرانگری دست یابد. و همچنین بدون کمک های مالی و تسلیحاتی عربستان سعودی، که خود از آلمان و دیگران اسلحه می گیرد و همچنین بدون حمایت های سیاسی این کشورها داعش به اینجا نمی رسید. غرب نه تنها مسئول باصطلاح بی سرو سامانی این کشورهاست بلکه در بسیاری از موارد خود از عوامل نیرومند شدن سازمانهای تروریستی است.

غرب فقط قربانی ترور نیست، بلکه خود یکی از عوامل آنست، وقتی در باره عواقب رویدادهای کنونی صحبت می کنیم، باید به این موضوع هم بپردازیم و در باره آن صحبت کنیم. روی دیگر سکه مخالفت قاطع چپ ها با ترور است.» ترور عادلانه» وجود ندارد. باید با آن مبارزه کرد. اما نه به این صورت که به بهانه مبارزه با ترور به جنگ با دموکراسی بروند و دست وپای آن را قطع کنند. برای مبارزه با تروریسم باید علل آن را برطرف ساخت- ریشه تروریسم در جنگهای تجاوزکارانه، در فقر، در گرسنگی است یعنی همان نسخه هائی که بسیاری از کشورهای شمالی برای کشورهای جنوبی تجویز کرده اند.

ورنیکه: آیا درست می فهمم؟ منظورتان این است که: غرب خود نیز مسئول حملات تروریستی در پاریس است؟ ولی آیا چنین نیست که این نبردی است بین نیروهای متمدن و نیروهای غیرمتمدن که روز به روز هم گسترده تر می شود، یعنی همان چیزی که آن را باصطلاح نبرد بین فرهنگ ها می خوانند؟

کنراد شولر: غرب عامل اساسی آن شرائطی است که زاینده ترور و گروههای تروریستی است. من کشورهائی را که عرصه شدیدترین حملات تروریستی هستند نام بردم. دلیل ویرانی عراق، افغانستان و سوریه جنگهائی است که آمریکا به بهانه مبارزه با ترورسیم برپاداشت، جنگ هائی که آمریکا آنها را رهبری کرد و می کند. اصلا القاعده و دیگر گروههای مهم تروریستی با حمایت آمریکا برای مبارزه با دولت افغانستان بوجود آمد که مورد حمایت شوروی بود. درب و داغان شدن پاکستان حاصل جنگ های خاورنزدیک است. نیجریه مرکز عملیات افسار گسیخته کنسرن های نفتی جهان است.

غرب از آفریقا تا پاکستان اسلام را دشمن خود معرفی می کند، دشمنی که هم درخور تحقیر است، هم خطرناک است. چرا؟ چون منابع نفت و گاز زیرپای همین جوامع اسلامی است، همان منابعی که سرمایه داری جهانی می خواهد آنها را به چنگ آورد. 70 در صد از منابع نفت و گاز جهان در منطقه » منا»- خاور میانه و شمال آفریقا- – Middle East & North Africa متمرکز است. به همین دلیل تمدن به دوطبقه تقسیم میشود. تمدن غربی که در سطح بالا قرار دارد و تمدن اسلامی که در سطح تحتانی است. چرا؟ چون حمله سیاسی و نظامی به » پست تر» ها را بهتر می توان توجیه کرد و به اجرا گذاشت. جامعه ارزش های غربی جامعه ای است استوار بر آزادی فرد در برابر جامعه مسلمان که سر می برد و زنان را سرکوب می کند.

در هر سه مذهب وحدانی – یهودیت، مسیحیت و اسلام- در کنار تهدیدهای غضبناک به عذاب – عشق به همنوع، رحمت و همبستگی قرار دارد. تروریست های داعش در میان مسلمانان اقلیتی ناچیز هستند. اکثریت بزرگ مسلمان این اقلیت را طرد می کند. میان یهودیت، مسیحیت و اسلام اختلاف سطح به این معنی وجود ندارد که یکی هومانیست تر از آن دو دیگراست. ساموئل هانتیگتون که شما از او و شعارش مبنی بر جنگ فرهنگ ها نام بردید، این را هم گفته است که: دلیل پیروزی غرب بر جهان در برتری ارزش هایش نبود بلکه در برتری بکار بردن خشونت بود. هانتیگتون بدنبال این سخن می گوید غربی ها اغلب این واقعیت را فراموش می کنند، ولی آنها که غربی نیستند آن را هیچگاه فراموش نمی کنند.

ورنیکه: منظورتان این است که میان علائق ژئواستراتژیک و تبلیغات ضد اسلامی رابطه ای وجود دارد؟ و همچنین میان فقر اکثر مسلمانان در فرانسه و جهان و بیرون گذاشتن آن ها از دایره ایده ئو لوژیک؟ اگر چنین است تا چه حد؟

کنراد شولر: بله. این ارتباط واقعا وجود دارد. یکی همین موضوع منابع است. » دیک چی نی» پیش از معاونت ریاست جمهوری امریکا شود رئیس موسسه تکنولوژی نفت در » هالبورتون » بود، چی نی گفت باید علیه عراق وارد جنگ شد زیرا خداوند متعال چنین خواسته که نفت آمریکا در زیر خاک عراق مدفون شود. در مرحله تعمیق و توسعه جهانی شدن مسئله خطوط اصلی حمل ونقل دریائی نیز بر مسائل دیگر افزوده می شود. در اقیانوس هند، در شاخ آفریقا، کانال سوئز و آنسوی دریای مدیترانه، معبر جبل الطارق، مسیر های جهانی حمل ونقل از کنار کشورهای اسلامی می گذرند، همه این ها باید تحت کنترل غرب باقی بمانند.

در ارتباط با فقر نیز با وضع مشابهی روبرو هستیم. امروز در سطح زمین از هر پنج نفر یک نفر با فقر شدید روبروست. این افراد باید با در آمدی کمتر ازروزی 1،25 دلار زندگی کنند. طبق پیش بینی های سازمان ملل و فاجعه های طبیعی که انتظار وقوع آنها می رود ، تعداد این افراد ، تا سال 2050 سه برابر خواهد شد. این افراد طبق همان شیوه اسلامی که آزمون شده، تروریست های آینده خواهند بود. یعنی 3،2 میلیارد نفر. حاصل این نتیجه گیری نسنجیده آنی در فرانسه این بود که مسلمانان فقیر ند و عموما تروریست. برادران کواشی – ( شریف کواشی (به فرانسه: Chérif Kouachi) (زاده ۲۹ نوامبر ۱۹۸۲ – درگذشته ۹ ژانویه ۲۰۱۵) یکی از این دو برادر متهم به حمله به دفتر نشریه فکاهی شارلی ابدو در پاریس در روز چهارشنبه هفتم ژانویه ۲۰۱۵ بود که در طی این حمله ۱۲ نفر کشته شدند. ویکی پدیا. مترجم) که ادعا شد عوامل حمله به دفتر شارلی ابدو بودند، متولد پاریس بودند، پسران مهاجران الجزایری بودند و ساکن یکی از شهرک های ویران حومه پاریس .»امانوئل تُد » مردم نگار فرانسوی می گوید: راه پیمائی ها و آکسیون های صورت گرفته، چندان ارتباطی با تساهل( تولرانس) و آزادی اندیشه نداشتند. صحبت بیشتر بر سر تبعیض اجتماعی و اقتصادی بود که بر قشرهای تحتانی جامعه فرانسه اعمال می شد و در بسیاری از موارد در مورد فرانسویان مسلمان ساکن حومه پاریس.

ورنیکه: شما واکنش رسانه ها را در مورد » چارلی ابدو» بعنوان پیشداوری و نژادپرستانه مورد انتقاد قرار دادید و آن را » پروپاگاند » توصیف کردید. حالا هم باز تکرار همان جریان است؟ و اگر هست تا چه حد؟

کنراد شولر: از غرب قربانی می سازند. در حالی که اولین باعث و بانی تروریسم اسلامی سیاست غرب است. از این گذشته فقط یک تا دو درصد از حملات تروریستی در اروپا انگیزه مذهبی دارند. انگیزه دو سوم از عملیات تروریستی جدائی طلبی و تصورات قومی – ناسیونالیستی است.

هدف درجه اول ترور اسلامی غرب نیست، بلکه مردم مسلمان منطقه ای هستند که زادگاه خود تروریست هاست. این کشورها متلاشی می شوند چون مصیبت تجاوز نظامی کشورهای عضو ناتو گریبانگیرشان می شود. پیش از آن که کار به آنجا برسد مردم فرار می کنند، و اینجا  تحت عنوان » خطر تروریسم » با دیوار طرد و تهمت روبرو می شوند. جدا کردن سیاست و رسانه ها نیز مشکلی را حل نمی کند. نباید ترور و مسئله پناهجویان را با یکدیگر در هم آمیخت. آنها سخت به هم پیوسته اند. اما نه آنچنان که گویا تروریست ها با لباس مبدل بصورت پناهجو به اینجا می آیند. پناهجویان از تروریست های وطن خود می گریزند. از همان تروریست هائی که دولت ها و نظامیان و صنایع اسلحه سازی ما سهم عمده ای در پیدایش آنها دارند. کشورهای ما شریک جرم هستند. حق پناهجویان است که با فرهنگ موثر مهمان نوازی روبرو گردند.

ورنیکه: در حال حاضر پوتین این پرسش را مطرح می کند که سرنخ حملات تروریستی در دست کیست، و اشاره می کند که ناروشنی هائی به چشم می خورد. آنها در مورد حمله به شارلی ابدو نیز پرسش های مشابهی مطرح ساختند. سئوالی که برای من مطرح می شود این است: آیا واقعا می توان این طور فکر کرد که بخشی از این حملات یا حملات پیشین، آنطور که در رسانه های اجتماعی مطرح می گردد ،حملاتی هستند که در طرح برخی از آنها خود سازمانهای اطلاعاتی نیز دست دارند؟ دلائل موافق یا مخالف این فرض کدامند؟ و این که: آیا همه این ها خیالپردازیهای بی بند و بار و بخشی از » تئوری توطئه» هستند؟

کنراد شولر: بعید نیست که در مورد حمله به «شارلی ابدو» درست باشد. به هر حال مدارک و آثار جرمی که ارائه شد خنده دار بود. تروریست ورزیده ای که کارش را با آن دقت حرفه ای انجام داده، پاسپورتش را » فراموش» می کند.هیچ کوشش جدی برای دستگیر کردن سوءقصد کنندگان صورت نمی گیرد و در نخستین برخورد، پلیس آنها را از پای در می آورد. و هیچ مدرکی در دست نیست که ثابت کند آن کس که تیر خورده واقعا همان سوء قصد کننده بوده است – چون آنها که وارد ساختمان شدند نقابدار بودند و کسی صورت آنها را ندیده بود.

ولی سوء قصد اخیر نیز پر است از ابهامات. البته مقامات امنیتی هیچ اطلاعی از تدارک کار سوءقصد کنندگان نداشتند- در حالی که دست کم هشت سوءقصد کننده با هم در ارتباط شبکه ای بوده اند- ولی ماموران طی عملیات اطلاعات دقیقی در مورد عملیات و عاملان آن می دهند. این بارهم بازپاسپورت یکی از کشته شدگان همراهش بوده است، پاسپورتی از سوریه. پرزیدنت اولانداعلام کرد که سرنخ در دست داعش است. گرچه معلوم شد که پاسپورت جعلی بوده ولی در این که عامل داعش بوده است تغییری داده نشد. داعش هم فورا اعلام کرد عامل سوء قصد بوده است. البته این احتمال هم بعید نیست که داعش کاری را که دیگران کرده اند تعمدا به خود نسبت داده است. چون پس از حملات مکرر روس ها به مواضع داعش در داخل سوریه داعش زیر فشار قرار گرفته و اعتراف به سوءقصد پاریس را فرصتی دانسته برای نمایش قدرت خود.

نظر من این نیست که سازمانهای اطلاعاتی سوءقصد را خود برپا کرده اند. احتمال قوی تر این است که این سازمانها و دولت ها از قتل ها بهره گیری میکنند، و برای رسیدن به اهداف سیاسی خود از آنها استفاده ابزاری می کنند.

این بار دو هدف را دنبال می کنند:

  • همه پناهجویان مسلمان را که به مرزهای ما رسیده اند بعنوان تروریست های بالقوه مورد اتهام قرار دهند،

  • ناتومی خواهد بهانه ای برای حمله به سوریه پیدا کند. هدفش هم در درجه اول این نیست که با داعش بجگند بلکه می خواهد جلوی رشد نفوذ روسیه را بگیرد که تا کنون یگانه دولتی بوده که بگونه ای موثر با داعش در افتاده است.

کشورهای عضو ناتو دیرزمانی از داعش حمایت کردند. حتی امروز هم داعش فقط به این دلیل می تواند به حیات مالی خود ادامه دهد که روزی 2 میلیون دلار از فروش نفت، در درجه اول به ترکیه، بدست می آورد. داعش بدون کمک پدرخوانده های خود ترکیه ، عربستان و قطر حتی یک ماه هم نمی توانست به حیات خود ادامه دهد. و خود این سه پدر خوانده نیز مورد حمایت آلمان ودیگر کشورهای عضو ناتو هستند. آغاز هر راه حلی برای حل مسئله سوریه درست در همین جاست: باید رودهای پولی که بسوی داعش روان است خشکانده شوند.

ورنیکه: وقتی که شما در مورد حمله به شارلی ابدو ناهمواری های فراوان می بینید و فکر می کنید که دست کاری در تحقیقات زیاد بوده و حالا هم باز تشابهاتی مشاهده می شود، ما بعنوان افرادی که منتقدانه به رویدادها می نگریم چه باید بکنیم که میان جبهه های جنگ تبلیغاتی بکلی خرد نشویم. اصلا از کجا می شود تشخیص داد که » حقیقت» کدام است و صحنه سازی، پروپاگاند و افسانه کدام؟

کنراد شولر: مبداء حرکت ما باید این باشد که امروز تعیین کننده و جهت دهنده به مباحثات اجتماعی دست اندرکاران رسانه ها هستند که کارشان پرداختن به امور اقتصادی و سیاسی نخبگان است. » پاول زهته» (Paul Sethe ) که محافظه کاری پرو پا قرص و از ناشران پایه گذار روزنامه آلمانی » فرانکفورتر آلگماینه» ( ارگان سرمایه داری بزرگ آلمان –م) در سال 1965 نوشت : فقط 200نفر ثروتمند هستند که از آزادی بیان برخوردارند و می توانند نظرات خود را منتشر سازند.

از آن 200 نفر ثروتمندانی که آن روز ناشر روزنامه ها بودند، امروز فقط 5 یا 6 نفر باقیمانده اند که مجموعه بازار مطبوعات و رسانه ها را بین خود تقسیم کرده اند. در میان آنها، آن کس که در جایگاه اول قرار دارد ماتیاس دوپفنر، رئیس شرکت سهامی اشپرینگر است که تصور می کرد حملات تروریستی پاریس » یازدهم سپتامبر اروپاست» حالا روزنامه فتنه گر او» بیلد سایتونگ» می نویسد :»آیا پس از ترور پاریس – باید وارد جنگ شویم؟»

روسای فرستنده های بزرگ و ارگانهای مطبوعاتی نظر ساز مانند» Zeit» » زود دویچه سایتونگ» » ولت» و فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ» بطور منظم در کنفرانس هائی با حضور رؤسای کنسرن هائی که فعالیت جهانی دارند و رؤسای سازمانهای مالی جهان، شرکت می کنند، در کنفرانس هائی که  خبرآن را منتشر نمی سازند، ولی آنجا با هم به اتفاق نظر میرسند و گسترش رسانه ای آن نظریات را بعهده می گیرند.

از اینرو آن مصرف کنندگان رسانه ها که با نگاهی جویا و منتقد به رسانه می نگرند باید به رسانه های منتقد مراجعه کنند، ما در آلمان چند تائی از این نوع رسانه ها داریم. خوانندگان خبرها و تفسیر ها باید همواره این پرسش را در برابر خود داشته باشند که آنچه گفته می شود بسود کیست؟ این توصیه فقط برای یافتن بزهکار در تحقیقات جنائی مفید نیست ، بلکه برای شناختن رسانه ها نیز مفید است. آن گزارش هائی را که با جدیت از همبستگی دفاع می کنند و خواستار انتقاد از قدرت هستند، هوادار یاری رسانی به افتادگان و در راه ماندگان هستند جدی تر بگیرند تا آنها که مبلغ مواضع سازمانهای امنیتی، ژنرال ها،کنسرن ها، مواضع نخبگان و از ما بهتران هستند. حقیقت فقط به معنی ارائه دقیق فاکت ها نیست ، این که در کنار که ایستاده ای نیز بخشی از حقیقت است.

ورنیکه: شما اصلا راهی می بینید که بتوان از این مارپیچ بالارونده خشونت ، همین که اینک، پس از حملات پاریس نیز دوباره به خدمت گرفته اند، کناره گرفت و باز بسوی جهان آرامش و صفا رفت؟

کنراد شولر: ما وقتی روی صلح و آرامش خواهیم دید که عدالت برقرار گردد. ما در موسسه خود این شعار را به دیوار زده ایم: تا عدالت نباشد صلح هم نخواهد بود No justice, no peace انسان هائی که سرکوب می شوند،انسان هائی که دائم فقیرتر می شوند، در حالی که دیگران از حاصل کار آنها و همکاران آنها پیوسته ثروتمندتر می شوند، این ها دست به مقاومت خواهند زد. مبارزه خواهند کرد، سرکوب شدید تر خواهد شد مقاومت هم تشدید خواهد شد. این مارپیچ خشونت فقط وقتی متوقف خواهدشد که نابرابری و بی عدالتی پایان یابد.

ما امروز با نظامی روبرو هستیم که با شتابی دم افزون بسوی نابرابری های اجتماعی بیشتر می رود. بهره وران از این نظام نخبگان در کشورهای ما و همچنین آن نخبگان کشورهای جنوبی هستند که با سرمایه داری جهانی همساز می شوند. امروز شانس در افتادن با این نظام خوب نیست. اما در همه جای جهان کوشش هائی در این سو در جریان است. آنچه در کشورخود ما رخ می دهد نسبتا کم است. من نه پرتستان هستم نه کاتولیک ولی امروز به این سخن لوتر پایبندم که گفت» و اگر می دانستم فردا روز آخر جهان است، همین امروز یک نهال سیب در زمین می کاشتم.»

ورنیکه: ممنون برای این گفتگو.

https://deutsch.rt.com/europa/35620-conrad-schuhler-uber-terror-in/

 

 

 

 

 

آغاز تردیدها درباره نقش آفرینی نظامی آلمان

آغاز تردیدها درباره

نقش آفرینی نظامی آلمان

یونگه ولت – گزینش و ترجمه رضا نافعی

serveImage.phpآغاز تردیدها

اظهارات اعضای دولت ائتلافی آلمان در مورد اقدامات نظامی پس از سوء قصدهای پاریس ناهماهنگ است. فقط حزب چپ هاست که خواستار قطع تجاوزات غرب شده است.

اظهار نظر های سیاستمداران برجسته دولت ائتلافی آلمان در روز دوشنبه اکثر در مورد اقدامات نظامی پس از سوء قصد پاریس متفاوت و ناروشن بود. البته حزب سوسیال مسیحی خواستار آن شد که » با تجهیزات مناسب، آموزش هدفمند و تعیین دقیق مشخصات حقوقی به ارتش آلمان امکان داده شود از آزادی و امنیت ما در اتحاد با تمام مقامات امنتی از جمله مقامات داخلی دفاع کند. » تضمین امنیت کشور ما در موقعیت تهدید آمیز کنونی وظیفه ارتش نیز هست» .

صدراعظم مرکل، در حاشیه کنفرانس سران کشورهای جی 20 در آنتالیای ترکیه گفت » چه وظائفی در برابر آلمان قرار خواهد گرفت؟، اصلا قابل پیش بینی نیست». معاون سخنگوی دولت در برلین گفت سوء قصدهای پاریس را به بیان عامیانه میتوان «جنگ» نامید اما مقوله جنگ با قانون اساسی و و حقوق بین الملل و تعاریف مشخص مربوط می گردد». این سخن هماهنگ است با نحوه رفتار آلمان تا به امروز که عبارت بوده است از شرکت در جنگها به رهبری آمریکا . هیچ یک از دولت های پیشین آلمان مثلا پس از 2001 ، نام جنگ را بر زبان نیاورده اند هر چند که تقریبا 10 سال در جنگ افغانستان شرکت داشتند.

اشتاین مایر وزیرخارجه آلمان که از سال 1999 در زمان جنگ یوگوسلاوی و نیز همان زمان که گفته شد «دفاع از خاک آلمان در هندوکش » صورت می گیرد عضو کابینه بود، روز دوشنبه در کنفرانس وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل، ادعا کرد روشن است که» در نهایت پیروزی نظامی بر تروریسم ممکن نخواهد شد». او نیز چون مرکل تاکید کرد که آلمان به کرُد هائی که با داعش مبارزه می کنند آموزش می دهد و با دادن اسلحه به آنها از آنان حمایت می کند. گابریل رئیس حزب سوسیال دموکرات آلمان که در عین حال معاون صدراعظم مرکل نیز هست، در برلین گفت خیال پردازی در باره بکار بردن ماده 5 از قرارداد ناتو( که اگر یکی از اعضای ناتو مورد حمله نظامی قرار گرفت دیگر اعضای موظف به کمک و دفاع از آن کشور هستند) و نیز شرکت نظامی آلمان » غیر ضروری» هستند.

فقط فراکسیون حزب چپ ها در مجلس با صراحت خواستار قطع کلیه عملیات نظامی در سوریه شد. دیتمار بارچ رهبر این حزب روز دوشنبه قبل از آغاز اجلاس مشورتی حزب در شهر » بادسارو» گفت:» یکی از دلائل پیدایش » داعش» جنگ تجاوزکارانه آمریکا علیه عراق بود.» از این رو روشن است که:» به این جنگ ها باید پایان داده شود و هرنوع فکری مبنی بر اقدامات نظامی و اعزام نیروهای زمینی و مشابهات آن غلط است«. سارا واگن کنشت رهبر فراکسیون این حزب در مجلس آلمان، در تکمیل سخنان بارچ گفت داعش خود را در شهر هائی با بیش از صدهزار جمعیت پنهان می کند. از این رو در حمله به این شهرها در درجه اول مردم غیر نظامی قربانی می شوند. واگنکنشت گفت:»با مرگ هر غیرنظامی نفرت رشد می کند و دقیقا نفرت است که می تواند زمینه رشد و حمایت از گروههای تروریست را فراهم اورد.

افزون بر این واگن کنشت گفت در مذاکرات صلح باید دولت پرزیدنت بشار اسد نیز سهیم باشد:» اما نه برای تثبیت آن دولت بلکه برای آن که تضمین بین المللی برای انجام انتخابات آزاد در سوریه تثبیت شود».

افزون بر اینها بارچ خواستار چشم پوشی از ارسال اسلحه به مناطق جنگی شد. «اولا یلپکه» سیاستمدار چپ با بکار بردن استانداردهای دوگانه در مورد حمله به غیر نظامیان و برخورد متفاوت با قربانیان مخالفت کرد. او گفت از دیدگاه او سوءقصد پاریس فقط به این دلیل که این بار بطور عمده اروپائیان ساکن یکی از متروپل های غربی قربانی آن شده اند» بعد تازه» ای از را در تروریسم نشان نمیدهد .

http://www.jungewelt.de/2015/11-17/001.php

 

چرا چشم صدر اعظم آلمان یکجا خشک است و یکجا پر اشک؟

چرا چشم صدر اعظم آلمان

یکجا خشک است و یکجا پر اشک؟

یونگه ولت – گزینش و ترجمه رضا نافعی

serveImage.phpچرا چشم صدر اعظم آلمان یک جا خشک است یک جا پر اشک

کشتار پاریس تکان دهنده است، دل ما با قربانیان فراوان و بستگان آنهاست. این واقعه ما را چنان بهت زده کرده که واژه ها قادر به توصیف آن نیستند. معهذا آنچه اینک سیاستمداران و رسانه های ما برای بیان بهت و حیرت خود بر زبان و قلم می آورند صادقانه بنظر نمی رسند. از جمله اظهارات صدراعظم مرکل که صبح روز شنبه گفت :» چنان شبهای وحشت اوری را پشت سر نهادیم که اروپا نظیر آن را در گذشته نزدیک بیاد ندارد. مردم پاریس با کابوسی از خشونت، ترور و وحشت روبرو شدند».

بنظر می رسد که خانم مرکل و نویسندگان نطق او فراموش کرده اند که همین چندی پیش در «اودسا» چه رخ داد. آنجا، در ماه مه 2014، در خانه اتحادیه های صنفی و در نزدیکی آن، بیش از صد نفر بیرحمانه به قتل رسیدند. فاشیست ها خانه اصناف را محاصره کردند و آتش زدند، حاضران در خانه اصناف یا در آتش سوختند و یا اگر خود را به پنجره ای می رساندند از خیابان به ضرب گلوله بقتل می رسیدند و اگرکسی می توانست خود را به پنجره برساند و به خیابان بپرد، در همان حال که با استخوانهای شکسته نقش زمین شده بود زیر لگد های عربده کشان فاشیست جان می داد.

خبر این کشتار در آلمان، اگرهم ارزش انتشار پیدا کرد، در حد خبری در حاشیه بود.

ابراز همدردی و بیان احساس در باره این رخداد جائی در محاسبات سیاسی نداشت، سیاست روز عبارت بود از تجلیل از زورمداران تازۀ فاشیست در کیف. تازه مگر آنها که به قتل رسیدند، که بودند؟ یک مشت «دوستان روس ها». اما این طور که مشاهده می شود، از نظر خانم مرکل، آنچه در فرانسه رخ داده، مورد ویژه ایست:» ما، دوستان آلمانی شما، سخت خود را به شما نزدیک احساس می کنیم. ما با شما اشک میریزیم» . اما وقتی اوباما، دوست خانم مرکل، فرمان می دهد تا پهبادی سی – چهل بچه، زن و مردی را که در یک مجلس عروسی جشن گرفته اند، با موشک بکشند ، خانم مرکل اشکی نثار آنها نمی کند. همین چند روز پیش، در اثر انفجار بمبی در بیروت، که باحتمال زیاد کار تروریست های «معتدل» بود، 40 انسان بی گناه به قتل رسیدند اما نه تنها خانم مرکل برای آنها اشک نریخت، بلکه هیچ یک از نویسندگان و اجرا کنندگان برنامه های رسانه های رسمی به این فکر نیفتادند که بگویند:» امروز همه ما لبنانی هستیم». نه. احساس همدردی سیاستمداران و روزنامه نگاران ما ویژه انسان های با ارزشی است که متعلق به «جامعه ارزشها»ی غربی باشند.

 

http://www.jungewelt.de/2015/11-16/120.php

 

همه رویدادهای خاورمیانه نقش باد در پرچم روسیه را دارد!

همه رویدادهای خاورمیانه

نقش باد در پرچم روسیه را دارد!

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی

 serveImage.phpهمه رویدادهای خاورمیانه

در خاور میانه شتاب رویدادها وقفه ناپذیر شده است. آنچه که تا چند هفته پیش توهم بنظر می رسید، امروز واقعیت بی تردید است. مثلا مشاهده می شود که در مدت زمانی بسیار کوتاه کنترل عراق از دست آمریکا در رفته است. شبیه این وضعیت در اردن دیده می شود . اردن ترجیح می دهد برای مبارزه با دولت اسلامی (داعش) و جبهه النصرت با روسیه و ایران همکاری کند. انچه تا اینجا می بینیم نتیجه محاسبات و نقشه های غلطی است که واشنگتن برای ساقط کردن نظام سوریه در پیش گرفت و خود را در چنین وضعیت بی مفری قرار داد که حاصلش روبرو شدن پیاپی با تحقیرهای مکرر است.

در ماه سپتامبر حیدر عبادی نخست وزیر عراق، در بغداد با همکاری با روسیه، سوریه و ایران یک مرکز اشتراک مساعی برای مبارزه مشترک علیه تروریسم فرامرزی تشکیل داد. پس از نخستین موفقیت هائی که حملات نیروی هوائی روسیه بدنبال آورد و عبادی گفت که او از حمله نیروی هوائی روسیه به اهداف داعش در عراق نیز استقبال خواهد کرد، در واشنگتن زنگ های خطر بلند شد. چون پنتاگون می بایست در انتظار اخراج خفت بار از کشوری باشد که دوازه سال پیش با جنگ آن را تصرف کرده بود.

بلافاصله» ژزف دانفورد» رئیس ستاد مشترک امریکا، به بغداد پرواز کرد و روز 21 اکتبر به دولت بغداد اولتیماتوم داد که باید بین کمک آمریکا و روسیه یکی را انتخاب کند. آنطور که گفته میشود، یعنی آنطور که منابع آمریکائی در آغاز گفتند عبادی به آمریکائی ها قول داده که از روس ها تقاضای کمک نکند، اما نخست وزیر عراق چند روز بعد همان کار را کرد و به مسکو چراغ سبز نشان داد که کاروان داعشی های فراری را مورد تعقیب قرار دهد و در خاک عراق به آنها حمله کند.

واشنگتن دست به تلاشی نومیدانه زد تا ثابت کند که آمریکا هنوز هم قادر به مبارزه با تروریسم هست. برای این کار 30 سرباز از نیروهای ویژه همراه با پیشمرگه های کرد به شهری در شمال عراق فرستاد که گویا در آنجا توانسته اند 70 نفر از اسیران داعش را نجات بخشند. یکی از سربازان نیز که کلاه خودش مجهز به دوربین بوده توانسته از کل عملیات فیلمبرداری کند و آن فیلم را در اختیار رسانه های غربی بگذارد.

از قرار معلوم در واشنگتن تصور بر این بوده است که باید عملیات موفق برای بازگرداندن اعتماد به آمریکا کفایت کند. پس از انتشار ویدئو، آشتون کارتر رئیس پنتاگون بلافاصله آن را مورد استفاده قرار داد تا روز 28 اکتبر به سنای آمریکا بگوید که اینک نظامیان آمریکا خود را آماده می کنند تا با نیروی زمینی نیز مستقیما در عملیات رزمی عراق و سوریه دخالت کنند. پس از یک سلسله شکست های مکرر برای «استراتژی» واشنگتن در خاور نزدیک که قبلا رخ داد بود، شرم انگیز ترین لحظه وقتی بود که پس از انتشار ویدئو آمریکائی ها متوجه شدند که هیچ کس در فکر این نبوده که برای انجام این عملیات از دولت بغداد هم سوالی بکند. سعد الحدیثی سخنگوی دولت بغداد توقع بیجای واشنگتن را با این سخنان رد کرد: «این موضوعی است مربوط به عراق و دولت عراق از وزارت دفاع آمریکا تقاضا نکرده که در عملیات مستقیم شرکت کند. ما به حد کافی سرباز در محل داریم.»

نکته اینجاست که پس از 13 سال اشغال دفاکتوی عراق و پس از 13 ماه حملات بی اثر علیه داعش، بغداد بطور قطع دیگر نیازی به » کمک» های واشنگتن ندارد. افزون بر این عراقی ها امروز دیگر یقین کامل دارند که واشنگتن اصلا علاقه ای به از میان برداشتن داعش ندارد. چون این سازمان تروریستی بهانه مناسبی است برای امریکا که ادامه حضور خود را در عراق توجیه کند.

ضربه کاری دیگر را در پایان هفته اردن به آمریکا وارد آورد. روسیه در عمان پایتخت اردن، با آن دولت به توافق رسید که مرکزی برای همگام سازی فعالیت های نیروی نظامی دو کشور برپا گردد تا پرواز هواپیماهای نظامی بر فراز آسمان سوریه را هماهنگ سازد. بنا به گفته سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اردن پذیرفته است که در جستجوی راه حلی سیاسی برای چالش سوریه، میان دولت دمشق و نیروهای اپوزیسیون، نقشی مثبت ایفا کند – یعنی همان نقشی را که روسیه خود نیز دنبال می کند. اردن نیز مانند عراق، در برابر واشنگتن، سخت سر به نافرمانی برداشته است. از آنجا که واشنگتن هر نوع همکاری با روسیه را در سوریه با قاطعیت رد می کند، همکاری روسیه و اردن بی تردید سبب نارضایتی اش شده است.

بنظر می رسد با حضور روسیه در سوریه و موفقیت هائی که کسب کرده، سدی شکسته شده است. آیا حضور روسیه در سوریه و ایستادگیش در برابر کشورهای شروری چون آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه، ترکیه، عربستان سعودی و قطر و جانبداری اش از حقوق بین المللی و استقلال ملی کشورها همان فرصت رؤیائی است که بسیاری از کشورها دیر زمانی در آرزویش بودند تا بتوانند خود را از چنگال هژمونی واشنگتن رهائی بخشند؟ دولت افغانستان هم از روسیه تقاضای کمک نظامی کرده است. حتی «بانکی مون» دبیر کل همیشه ترسان سازمان ملل جرئت پیدا کرد آمریکا را به دلیل سیاستش در سوریه سخت محکوم کند.

 

واشنگتن از خود دفاع می کند

عملیات ارتش روسیه در سوریه بنا به تقاضای دولت سوریه و با موافقت آن دولت صورت گرفته است. پس این عملیات «از منظر حقوق بین الملل مجاز هستند». این نکته ایست که «آلکساندر اس. نوی» رئیس کمیسیون دفاع در مجلس آلمان و عضو حزب چپ ها، مطرح کرد و یادآور شد که «دولت سوریه از نیروهای نظامی آمریکا، انگلستان و فرانسه چنین تقاضائی نکرده است، از این رو عملیات نظامی آنها در سوریه ناقض حقوق بین الملی سوریه است.»آنگاه او از دولت آلمان می پرسد طبق کدام قانون تجاوز نیروهای نظامی آمریکا، انگلستان و فرانسه را پذیرا می شود و مشوق آن شده است؟

وزیر دفاع آلمان طی نامه ای استدلال حقوقی خود را ( که در اختیار یونگه ولت است) مطرح ساخته و چنین می نویسد: «ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه به شورای امنیت سازمان ملل اطلاع داده و اظهار داشته اند که اقدامات نظامی آنها در سوریه هماهنگ با بند 51 از منشور سازمان ملل، برای دفاع از خود یا دفاع جمعی برای حمایت از کشوری دیگراست.»

در اینجا، واقعا از حیرت، فقط میتوان سرتکان داد. رئیس کمسیون دفاع مجلس آلمان به «یونگه ولت» می گوید :» من نمی فهمم که آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای غربی در سوریه از چه دفاع می کنند؟ آنچه مسلم است این است که از خود دفاع نمی کنند. مقوله دفاع از خود در حقوق بین الملل با وضوح تمام به دفاع ارضی محدود می گردد یعنی دفاع از خاکی که قبل از حمله متعلق به کشور بوده است. » نوی» به سخن خود ادامه می دهد و می گوید» اگر کشوری بتواند خود را مشمول این حق بداند سوریه است. سوریه نه تنها از داخل و خارج تحت فشار نیروهای مختلف است بلکه از سوی کشورهای » رژیم عوض کن» ، که به دلخواه خود، بدون موافقت دولت سوریه، یعنی با شکستن قانون پای به خاک آن کشور گذاشته اند، تحت فشار خشونتبار قرار دارد.»

 

http://www.jungewelt.de/2015/11-05/013.php

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنرانی مورالس در برلین کاسترو گفت: وقت تفنگ نیست به آبادانی و بهداشت برسید!

سخنرانی مورالس در برلین

کاسترو گفت: وقت تفنگ نیست

به آبادانی و بهداشت برسید!

یونگه ولت – گزینش و ترجمه رضا نافعی

serveImage.phpمورالس در برلن

«اوا مورالس» رئیس جمهور بولیوی برای دیدار به آلمان آمده است. او پس از انجام بخش دیپلماتیک برنامه سفرش که گفتگو با صدراعظم آلمان «مرکل» نیز بخشی از آن بود، چهارشنبه شب در دانشگاه فنی برلین برای دانشجویان سخن گفت. بیش از 2 هزار دانشجو با فریاد های » Evo,Evo, » به او خوش آمد گفتند. سخنرانی او تبدیل شد به نوع ویژه ای از درس تاریخ . او گفت که چگونه طی تقریبا 10 سالی که او در راس حکومت بولیوی قرار دارد موفق شده است فقر شدید حاکم بر این کشور آمریکای جنوبی را از 38 در صد به 15 درصد کاهش دهد. «ما پس از 500 سال جنبش خلقی ایندیگناس (بومیان) را بوجود آوردیم، بپا خاستیم، تا به حقوق دموکراتیک دست یابیم و قدرت را بگونه ای مسالمت آمیز به چنگ آریم.»

مورالس گفت که در ژانویه سال 2006 هنگامی که او زمام قدرت را بدست گرفت در «کوچابامبا» نیروهای مزدور ایالات متحده با انیفورم های ویژه خود گشت می زدند و قدرتشان بیش از قدرت پلیس بود. سیاست اقتصادی بولیوی را سفیر امریکا تعیین می کرد، وزرا و مقامات برجسته کشور باید مورد تایید واشنگتن قرار می گرفتند.» سفیر آمریکا قبل از انتخابات مرا بن لادن «آندن» می خواند.»

مورالس در حالی که دچار احساسات شده بود از دیدارهای مکرر خود با فیدل کاسترو رئیس جمهور کوبا در آن زمان سخن گفت که چه شبهای درازی با هم بحث و گفتگو کرده اند. می گفت همیشه منتظر بودم که بگوید کی و چگونه باید سلاح بدست گرفت و یک نیروی چریکی برپا کرد» اما او فقط از آموزش، تامین بهداشت و آبادانی سخن گفت «تا این که سرانجام من خود پرسش را مطرح ساختم. او پاسخ داد: «نه با فشنگ و تفنگ، انقلاب با آراء مردم بولیوی صورت می گیرد».

رئیس جمهور بولیوی با تاکید گفت نبرد ما نبرد با نئولیبرالیسم بود و هست. ما موفق شدیم بولیوی را از نو و عادلانه تر بسازیم، اما رسیدن به آن ممکن نمی شد اگر مردم واقعا سازمان یافته نبودند. اگر چنین نبود آنچه می داشتیم عبارت بود از یک دستگاه دولتی که در آن در واقع الیگارشی و موسسات خصوصی حرف آخر را می زدند. جنبش ایندیگناس( بومی ها) ثابت کرد که این ها کشور را بهتر اداره می کنند تا لیبرالیسم. در این امر ملی کردن منابع معدنی نقش اساسی ایفا کرد. قبلا 82 در صد از در آمد حاصل از نفت و گاز نصیب کنسرن ها می شد و فقط 18 درصد به صندوق دولت ریخته می شد. امروز بر عکس است و به این صورت در آمد ما در سال گذشته 5،4 میلیارد یورو بود». در آمد بولیوی قبل از روی کار آمدن دولت کنونی فقط 300 میلیون دلار بود. ما امروز می توانیم هزینه تحصیل جوانانی را که به دبیرستان می روند بپردازیم و موفق شده ایم میزان ترک تحصیل را به یک در صد تقلیل دهیم»

نتیجه گیری مورالس از آتچه روی داده این بود «امروز دیگر نه! امروز نه آمریکائی ها بلکه «ایندیوها» (مردم بومی) هستند که در بولیوی فرمان می دهند .

مورالس روز پنجشنبه به هامبورگ سفر کرد. آنچه در هامبورگ مورد توجه ویژه مورالس قرار گرفت مجسمه نیم تنه ای از قهرمان ملی ونزوئلا سیمون بولیوار (1783-1830) در برابر شهرداری هامبورگ بود. مورالس گفت «حالا مجسمه نیمه تنه چاوز کم است» .

 

http://www.jungewelt.de/2015/11-06/002.php