بایگانی‌های ماهانه: آوریل 2016

قدرت نظامی روسیه معادلات اروپا و امریکا را بهم ریخته

قدرت نظامی روسیه

معادلات اروپا و امریکا را بهم ریخته

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

13087640_507456582772491_437787567282014487_n55555

ژئوپلیتیک می تواند گاهی با نمک شود. نماینده آمریکا در ناتو، دوگلاس  Lute ، در لندن پشت میز خطابه قرار گرفت و گفت فعلا تا مدتی موضوع عضویت گرجستان و اوکرائین در ناتو معلق می ماند، زیرا – داستان با نمک این است: پیمان قصد ندارد کاری کند که روسیه بیش از این بی ثبات شود. لابد  با رسیدن این خبر به مسکو  بسیاری از این رقت قلب ناتو اشکشان سرازیر شده است.

اما واقعیت چیز دیگری است: روسیه چند بار  برای آمریکا روشن کرد که  تن به تحمل گسترش ناتو نخواهد داد و روسیه در «حال سقوط مستمر» به آن وضعی که  گویا دوگلاس Lute  مشاهده کرده قرار ندارد.

دلیل عقب نشینی ناتو مشاهده سلاحهای مدرن روسیه در سوریه و عملکرد آنها و پرواز » تحریک آمیز» «هواپیمای رهگیر» روسیه برفراز کشتی جنگی آمریکا بود که دست به یک سفر تفریحی در چند کیلومتری کالینینگراد در دریای بالتیک زده بود. آمریکا مدعی است که  قدرت جهانی است و کشتی هایش حق عبور آزاد از دریاها را دارد. اما درست به همین دلیل این پرسش مطرح می شود که چه ضرورتی دارد که دائم این ادعا به رخ جهانیان کشیده شود: «آمریکا برای حفظ این دعوی به عضویت اوکرائین و گرجستان در ناتو  اصلا نیازی ندارد.»

 آمریکا همیشه این امکان را دارد که با کیف یک قرارداد نظامی  مجزا منعقد کند، مانند همان کاری که با اسرائیل کرده است. این آرزوی رژیم پروشنکو در اوکرائین است و اجرای آن از لحاظ حقوقی بسیار آسان تر از عضویت در ناتو است که همه اعضاء باید باتفاق آراء عضویت اوکرائین را بپذیرند. چون این عضویت اولا مشروط به موافقت همه اعضای دیگر است و یک شرط دیگر هم دارد و آن این است که عضو جدید نباید مشکلات مرزی  داشته باشد . بنا بر این، اگر ناتو اساسنامه خود را جدی بگیرد، عضویت کیف وقتی می تواند صورت گیرد که کیف از کریمه چشم بپوشد. همین موضوع به واشنگتن هم کمک می کند تا فتیله درگیری با روسیه را فعلا پائین بکشد تا بتواند بقیه اروپائی ها را در قایق تحریم روسیه نگاه دارد. از سوی دیگر آمریکا باید خوب بسنجد که آیا حاضر است بخاطر اوکرائین با روسیه وارد یک درگیری بزرگ گردد؟ چون اگر کشورهای همپیمان اروپائی با روسیه درنیفتند و خود را موظف به اجرای چنین نقشه ای ندانند، آن جنگ نیابتی که آمریکا خواستار آنست صورت نخواهد گرفت.

نکته دیگر در اظهارات دیپلمات آمریکائی این است که  از این پس  تشدید تسلیحات ناتو با این چهره ملکوتی که به آن بخشیده شده به حساب گسترش ناتو گذاشته نمی شود. آیا این نشانه آنست که دیگر قرار نیست پوتین  با صحنه سازی «مایدان مسکو» ساقط  شود یا نشان رسیدن به این نتیجه است که اجرای «انقلاب نارنجی» در روسیه در آینده نزدیک شانس موفقیت ندارد؟ فعلا پاسخ این پرسش روشن نیست.

http://www.jungewelt.de/2016/04-27/118.php

 

 

Advertisements

محاصره همه سویه

جنگ زدگان و پناهجویان!

جرمان فارن پالیسی- گزینش و ترجمه رضا نافعی

serveImage.php پلیس مقدونیه روز پنجشنبه در مرز یونان به پناهجوئی حمله می برد

پلیس مرزی مقدونیه با باتون انگشنان کودک پناهجو را نشانه گرفته است

دیروز، یکشنبه، بیش از 250 پناهجو وقتی که می خواستند از  اردوگاه » ایدومنی» در یونان فرار کنند و از سیم های خار دار مرز مقدونیه بگذرند  مجروح شدند. وضعیت در » ایدومنی» فاجعه بار است. با بسته شدن مرز اروپا به روی  پناهجویان، هیچ روزنه امیدی برای آنها باز نمانده است. دیروز نیروهای سرکوبگر مقدونیه  برای بازداشتن پناهجویان از تلاش  برای گذشتن از سیم خاردار گاز اشک آور و گلوله های لاستیکی شلیک کردند. بنا به اطلاعاتی که پزشکان بدون مرز منتشر کرده اند  در اثر اصابت گلوله های لاستیکی  قریب سی نفر مجروح شده اند. در اردوگاه » ایدومنی»  هنوز هم بیش از 11 هزار پناهجو بلاتکلیف اند. برلین  هر نوع پیشنهادی را برای کمک به، حداقل، گروهی از پناهجویان ، دادن اجازه سفر و اقامت و کار به آنان را رد کرده است. چند روز پیش » بودو رامِلو» نخست وزیر ایالت تورینگن در آلمان پیشنهاد کرد با اقدامات سنجیده و هماهنگ به 2 هزار نفر ازپناهجویان کنونی در » ایدومنی» امکان سفر به آلمان و اقامت در این ایالت داده شود. دولت آلمان این پیشنهاد را رد کرد. گویا یک سخنگوی دولت گفته است  وضع پناهجویان در یونان » بهتر » است.

در عین حال دولت آلمان با تمام قدرت به اجرای سیاست  بستن مرزهای خود ادامه می دهد. » توماس دِمِزی یر » وزیرکشور آلمان در اواخر ماه فوریه و اوائل مارس با سه کشور مراکش، الجزایر و تونس قرار دادهائی منعقد ساخت که طبق آن طرد سریع و بازگرداندن خالی از زحمت پناهجویان و مهاجران عملی خواهد گشت. » دِمِزی یر» در پایان ماه مارس به مصر سفر کرد و درآنجا نیز مقدماتی برای اقدامات بعدی تدارک دید. در سال گذشته مهمترین مسیر برای  بسیاری از پناهجویان از خاور نزدیک و میانه برای رسیدن به اروپا   عبور از ترکیه و جزایر یونان  بود، اما در سالهای ماقبل مسیر حرکت آنها گذشتن ازمصر و رساندن خود به لیبی و از آنجا گرفتن قایق و رساندن خود به ایتالیا بود، در بعضی از موارد هم پیش از رساندن خود به لیبی مستقیما از مصر قایق می گرفتند. اینک این «نگرانی» هست که  دومرتبه  مسیر لیبی بکار گرفته شود. » دِمِزی یر» گفته است:» ما در مصر جلوی آن را خواهیم گرفت». طبق گزارش های موجود از مدت ها پیش بر تعداد فراریانی که در مصر دستگیر می شوند افزوده شده است. امتناع مشترک آلمان و مصر از پذیرفتن پناهندگان بخشی از   همکاری نزدیکتری است که باید  در یک قرار داد امنیتی برای مبارزه  با تروریسم و سرکوب  آن تنظیم شود ، قراردادی که قرار است در آینده نزدیک بین دو دولت به امضاء برسد. بنا به اظهارات رسمی سخن بر سر مبارزه مشترک با تبه کاری های سازمان یافته  و تروریسم است.

دولت المان بزودی قراردادی برای طرد پناهجویان با لیبی منعقد خواهد کرد. این تصمیم را صدراعظم مرکل روز جمعه اعلام کرد. «وظیفه ای» که در برابر ما قرار دارد همکاری با لیبی طبق مدل قرارداد با ترکیه است. مرکل گفت: » این که آیا موفق خواهیم شد با لیبی قرارداد عاقلانه ای منعقد کنیم  بستگی به آن دارد که  مسیر حرکت فراریان بسوی ایتالیا را چگونه تنظیم و هدایت کنیم.»

 از چند روز پیش  در تریپولی یک «دولت وحدت» برقرار شده که  پاگرفته است» این پاسخ مرکل است به این  پرسش که  در لیبی با که می خواهد همکاری کند؟ بیان مطلب به این صورت که » دولت وحدت» » پاگرفته است» به اصرار » مارتین کوبلر» فرستاده ویژه سازمان ملل، با دقت انتخاب شده است: چرا این» دولت وحدت» موفق شده است ؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید توضیح بدهیم که در حال حاضر در لیبی سه دولت در رقابت با یکدیگر مدعی هستند که قدرت واقعی دولتی در دست آنهاست. یکی از این دولت ها که خودش خودش را برای حکومت انتخاب کرده   تریپولی را منطقه ممنوع برای پرواز اعلام کرده است. » دولت وحدت» موفق شده است این تصمیم را با این تدبیر  دور بزند  که خود را از راه دریا  و با کشتی   به تریپولی رسانده است. یک دولت سوم هم در » توبروک» حکومت می کند که مورد تایید بین المللی است. این دولت توبروک هم کماکان » دولت وحدت» را برسمیت نمی شناسد. » وزیرخارجه آلمان «فرانک اشتاین مایر » روز شنبه به » فایز السراج » » نخست وزیر» دولت وحدت» در تریپولی قول داده است که فورا سه میلیون یورو، در اختیار او بگذارد تا او بتواند » ساختار امنیتی » لازم را  ایجاد کند. این نخست وزیری که  پای   موقعیت حقوقی خود او    درهواست و در واقع  روی بشکه باروت نشسته است، حاضر است  با برلن و اتحادیه اروپا قراردادی امضاء کند برای اخراج مهاجران و پناهندگان از اروپا.

گزارشی هست که می تواند تا حدی روشن سازد   سرنوشت  کسانی که  مجبور به توقف در لیبی هستند یا آنها که  پس فرستاده می شوند چگونه خواهد بود. طبق این گزارش «گارد ساحلی»  پناهجویان را تحویل می گیرد و در 18  بازداشتگاه که مملو از جمعیت هستند زندانی  و به حال خود رها می کند. ناظران   شرائط  بازداشتگاه را وحشتناک توصیف می کنند. در آغاز ماه، هنگامی که در حدود 200 نفر از زندانیان  بازداشتگاهی در نزدیکی » زاویه» تصمیم می گیرند برای نجات خود از این وضع فاجعه بار از بازداشتگاه فرار کنند، اعضای شبه  نظامیِ مسئولِ حفاظت از اردوگاه  آنها را به تیربار می بندند. چهار نفر از بازداشتگاهیان کشته و 20 نفر مجروح می شوند که جراحات بعضی از آنها شدید است. سازمان ملل خواستار بررسی مستقل و بیطرفانه واقعه شده است. دولت آلمان در این مورد سکوت کرده و خواستار اجرای نقشه خود برای انعقاد قراردادی شبیه قرار داد با ترکیه است.

 

 

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59342

 

 

 

انگیزه واقعی افشای پولشوئی در پاناما

انگیزه واقعی

افشای پولشوئی

در پاناما

گفتگو با ارنست ولف.

یونگه ولت- ترجمه رضا نافعی

 serveImage.php آنجا پول در امن و امان است

«از رسوائی بر سر حساب های بانکی در پاناما در درجه اول بهشت های مالیاتی آمریکا سود می برند.»

این نظر «ارنست ولف» نویسنده کتاب «رسوائی های مالی بین المللی» است که در روزنامه یونگه ولت منتشر شده و ترجمه خلاصه آن را می خوانید:

پرسش- برای تقریبا تمام رسانه ها جریان حساب های بانکی برون مرزی در پاناما  خبر هیجان انگیز هفته است. از نظر شما در پس این پرده چه نهفته است؟

پاسخ- کاملا آشکار است. هدف آمریکا از این مانور آنست که نشان دهد بهترین پناهگاه مالیاتی در جهان آمریکاست. وقتی اطلاعات موجود در باره اوراق پاناما را مورد دقت قرار دهیم می بینیم که در آن، در درجه اول مخالفان آمریکا هستند که سیاه می شوند- خود آمریکا اصلا مطرح نمی شود. از بانک های این کشور مطلقا نامی برده نمی شود، همچنین از کنسرن های آن. تا آنجا که من می دانم از افراد آمریکائی نیز نام برده نمی شود. آنچه در این جریان جالب است همانست که منتشر نشده است. چون با انتشار بخشی از این اوراق مالیات گریزان تمام کشورها زیرفشار قرار می گیرند که پول سیاه خود را به جای امن دیگری منتقل کنند- هیچ کدام از آنها نمی توانند بدانند که آیا نام آنها هم در فهرست هست یا نیست. این افراد محض احتیاط پناهگاه امن تری خواهند جست: ایالات متحده آمریکا.

پرسش- آمریکا همطراز با لیختن اشتاین، لوکزامبورگ و پاناما است؟

پاسخ- درست است، آمریکا در سالهای گذشته – تا حد زیادی دور از توجه عمومی –  خود را بعنوان بهشت تازه مالیاتی تثبیت کرد. از آغاز هزاره سوم دولت و محافل مالی در واشنگتن جنگی را علیه، مثلا سوئیس آغاز کردند و بانک های سوئیس را مجبور ساختند از سختی رازداری بانکی خود بکاهند. افزون بر این، در سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه 100 کشور در برابر آمریکا متهعد شدند وضعیت مالی شهروندان  آمریکا را در خاک خود اعلام کنند. کشورهائی که این قرارداد را امضاء نکردند عبارت بودند از آمریکا، بحرین، نااورا و وانوآتو، دو کشورکوچک در جنوب اقیانوس آرام.

ولی به موازات آن، آمریکا ایالات نوادا، دلاویر، داکوتای جنوبی و وایومینگ را بعنوان مناطقی برای افتتاح حساب های مصون از بازبینی قانونی اعلام کرد. در این ایالات رازداری بانکی قانونا بدون محدودیت  است و کسانی که به آنجا پول می سپارند مجاز به تقریبا هرکاری هستند.

پرسش- آنطور که می گویند گویا اوراق پاناما نخست به روزنامه آلمانی»زود دویچه سایتونگ» رسانده شده است و این روزنامه با توجه به کثرت داده ها «کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاری حقیقت جو» را به یاری می طلبد. تا کنون هیچ روزنامه نگاری اطلاعی از وجود این گروه در واشنگتن  نداشته…..

پاسخ- این انجمن در سال 1997 تاسیس شد و وابسته به «مرکز درستکاری عمومی» »Center for Public Integrity« (CPI) است. این انجمن از حمایت بنیاد خانواده راکفلر، بنیاد فورد، بنیاد کارنگی، بنیاد کِلوگ و بنیاد جامعه باز جورج سوروش میلیاردرمعلوم الحال برخوردار است. بعبارت دیگر: در نهایت سرنخ انتشار اوراق پاناما در دست جهان مالی آمریکاست. در واقع کل این ماجرا به سود وال استریت و صنایع مالی آمریکاست.

بعید هم نیست که سازمان های اطلاعاتی آمریکا در تدارک مقدمات این کار سهیم بوده باشند. نخستین تاثیر این واقعه آنست که بهشت های مالیاتی در سراسر جهان زیر و رو خواهند شد و پولهای فراوانی بسوی این چهار ایالت آمریکا سرازیر خواهند گشت. در نتیجه آمریکا از این طریق به ذخائر پولی عظیمی دست خواهد یافت و دلار روبه ضعف خود را تقویت می کند و خود را برای مقابله با بحران های مالی آتی آماده خواهد ساخت.

پرسش- آیا انگیزه خواباندن پول در بانک های «برونمرزی» همیشه فرار از پرداختن  مالیات است؟ انگیزه های دیگری در کار نیستند؟

پاسخ- این نوع حساب ها فقط برای پنهان کردن دارائی ها و در آمد ها هستند. موسسه ای نیست که  برای صرفه جوئی  یا حتی گریز از پرداخت مالیات در صدد ایجاد شعبات وابسته بخود برنیاید. این را نیز همه می دانند که کنسرن های بزرگ در سراسر جهان مالیات اندکی می پردازند، آنها که زیر فشار اصلی پرداخت مالیات قراردارند کارگران و کارمندان هستند.

پرسش- برغم تمام انتقادهائی که بر انگیزه های احتمالی در پس این کارزار رسانه ای پنهان است، آیا افشا شدن این حساب ها بسود مالیات پردازان نیست، تا دست کم بخشی از لجنزار خشکانده شود؟

پاسخ- البته افشا شدن بخشی از سرقت ها مفید است. اما آنچه که در نهایت صورت می گیرد این است که تبهکاری تلاش می کند برای منحرف ساختن اذهان از خود، انگشت بر آلودگی تبهکار دیگری بگذارد. آنچه مسلم است این است که  گناهکاران واقعی که موجب پیدایش هرج و مرج مالی شده اند، یعنی موسسات بزرگ و صنایع مالی وال استریت مصون خواهند ماند!

اطلاع: Ernst Wolff   نویسنده این کتاب است:

 Raubzugs«   »Weltmacht IWF – Chronik eine( صنودق بین المللی پول قدرتی جهانی- تاریخچه یک غارت)

http://www.jungewelt.de/2016/04-06/013.php

 

 

پولشوئی در پاناما- «روسیه امروز» ترجمه رضا نافعی پولهائی که با قتل و خون جنگ و جنایت شسته می شود

پولشوئی در پاناما- «روسیه امروز» ترجمه رضا نافعی

پولهائی که با قتل و خون

جنگ و جنایت شسته می شود

 

 57022494c3618896598b4637پولشوئی در پانام

از روز گذشته، رسانه های تصویری و مکتوب غربی لبریز شده اند از گزارش های دست و پاشکسته ای درباره افشای پولشوئی در پاناما. جنجال مطابق معمول چنان است که کسی متوجه نشود زیر آن چه می گذرد و صاحب و گردانندگان اصلی پولشوئی های جهانی چه کسانی هستند و با این پولها چگونه جهان را می چرخانند، جنگ منطقه ای درست می کنند، داعش پرورش می دهند و دهها رویداد مهم دیگر جهانی.

من، پس از خواندن متن فارسی و آلمانی برخی از این گزارش ها، این گزارش «روسیه امروز» را با واقعیت نزدیک تر دیدم و به همین دلیل آن را ترجمه کردم تا شاید فانوسی شود، حداقل برای ایرانی هائی که از دیروز اخبار افشای پولشوئی در پاناما را می خوانند و در روزهای آینده نیز آن را دنبال می کنند.

 

 

نویسنده این گزارش به توصیف نخستین واکنش خود  در باره انتشار Panama-Leak پرداخته است. بنظر او شیوه ای که  رسانه های متعلق به کنسرن ها در فیلتر کردن اطلاعات موساک فونسکا بکار برده اند دقیقا منطبق با دستور کار(آگندا) دولت های غربی است. انگشت اتهام را بسوی روسیه و پوتین دراز کرده اند درحالی که حتی یک بار نام پوتین ( در اوراق) به میان نیامده است. از سوی دیگر برغم آن که مهمترین مشتریان موساک فونسکا کنسرن ها و میلیاردهای غربی هستند، ولی نامی از آنها برده نمی شود.

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

آرزوی آن کسی که » اوراق  موساک- فونسکا » را لو داده افشای نظامی بوده که به ثروتمندان بسیار بزرگ امکان می دهد تا پولهای عظیم خود را پنهان کنند.

آن ها  آن پول ها را اغلب  از طریق رشوه خواری به چنگ آورده اند و تمام کسانی که از پرداخت مالیات می گریزند، در آن سهیم هستند. وکلای پانامائی در ازای در یافت یک درصد از ثروتی عظیم آن را پنهان می کنند و لو رفتن وسیع اوراق آنها میبایستی واقعه ای فوق العاده باشد.

متاسفانه آنها که اسناد در دستشان بوده، مرتکب اشتباه بزرگی شده و اوراق را برای انتشار در اختیار رسانه های جمعی غربی نهاده اند. نتیجه آن شده که نخستین داستان بزرگی که روزنامه » گاردین» منتشر ساخته  گزارش مفصلی است در باره پوتین و یک نوازنده ویولن سل تا بنویسد «البته چنین وقایعی رخ می دهد و من کمترین تردیدی در باره فاسد بودن پوتین ندارم.»

ولی چرا باید توجه را بر روسیه متمرکز کرد؟ آن ثروتی که از روسیه خارج شده تنها بخش ناچیزی از آن پولهائی است که باکمک موساک فونسکا پنهان شده است. همین انتخاب خود نشان می دهد که گزارش بویناک است.

روزنامه  » زود دویچه سایتونگ» که دریافت کننده اصلی اسناد است، با شرح و  تفصیل توضیح می دهد که » رسانه های وزین» برای بررسی اسناد چه راه و رسمی در پیش گرفته اند. عمدتا در پی یافتن شرکت هائی بوده اند که به باور آنها تحریم های سازمان ملل را نقض کرده اند. » گاردین» هم همین را گزارش می دهد  ولی خوشبختانه نام کشورهای مورد نظر را نیز ذکر می کند: زیمبابوه، کره شمالی، روسیه، ایران و سوریه.

شیوه ای که این رسانه های متعلق به کنسرن ها برای فیلتر کردن اسناد موساک-فونسکا بکار می برند کاملا مطابق «آگندا» ( دستور کار)  دول غربی است. تا اینجا اصلا سخنی از این نیست که این کنسرن های و میلیاردهای غربی چگونه موساک-فونسکا را بکار می گیرند. در حالی که این ها مهمترین مشتریان این دستگاه هستند. و «گاردین» فورا از مشتریان رفع نگرانی می کند  و می نویسد:» بخش عمده اوراق لو رفته به بیرون درز نمی کند و خصوصی می ماند».

در انتظار چه باید بود؟ اوراق لو رفته تحت مدیریت سازمانی قرار دارد که  خود را » کنسرسیوم روزنامه نگاران حقیقت جو» می نامد. بنیان گذار این انجمن  „Center for Public Integrity“( مرکز درستکاری عمومی- این مرکز برای پایش فساد در سیستم های دولتی درست شده است) آمریکاست. تامین کنندگان هزینه آن از جمله عبارتند از :
بنیاد فورد، بنیاد کارنگی، بنیاد خانواده راکفلر، بنیاد جامعه باز ( جورج سوروش) و بسیاری دیگر…

بنا بر این نباید انتظار داشت که این ها آبروی  سرمایه داری غرب را ببرند. راز های چرکین  کنسرن های غربی علنی نخواهند شد. طبق انتظار گزارش ها مربوط می شود به روسیه، ایران و سوریه و چند انتخاب محدود از کشورهای غربی مانند ایسلند. شاید  دو انگلیسی بازنشسته را نیز قربانی کنند و نامشان را منتشرسازند، و چه بهتر که  بازنشستگانی باشند مبتلا به نسیان و فراموشی .

رسانه های وزین مانند گاردین و بی بی سی در انگلستان دسترسی منحصر بفرد به اسناد دارند، ولی من و شما، اجازه دیدن آنها را نداریم. آنها با طرح پرسش های ویژه ای مانند » تحریم های سازمان ملل» هم خود را حفظ می کنند و هم اطلاعات حساس برای موسسات غرب را. هیچ وقت نباید فراموش کنیم که  چگونه  » گاردین» به دستور » ام آی 6″( سازمان اطلاعات و جاسوسی آنگلیس.م) کپی اسنادی را که اسنودن در اختیار آن روزنامه گذاشت نابود کرد.

فکرش را کرده اید که چه خواهد شد اگر آنها طی جست وجو در بانک اطلاعاتی موساک- فونسکا چشمشان به نام صاحبان کنسرن های رسانه ای و موسسات متعلق به آنها بیفتد؟ و با نام تمام سردبیران و ناشران رسانه های وزین و کل رهبران و روسای بی بی سی مواجه شوند؟ چه خواهد شد اگر چشم  آنها به نام کسانی بیفتد که به «مرکز یکپارچگی همگانی» کمک مالی می کنند و نام   موسسات متعلق به آنها را نیز در این فهرست کشف کنند؟

چه خواهد شد اگر کسی به جست و جوی نام موسسات غربی ثبت شده در بورس و نام میلیونرهائ غربی برآید که کاری   بسیار جالب تر است.   این  که در روسیه و چین رشوه خواری هست  روشن است، لازم نیست کسی این را به من بگوید. اما چه خواهد شد اگر آنها دنبال چیزهائی بگردند که ما در غرب انجام می دهیم. آیا آنها می توانند احتمالا مشکلات  را برطرف   و راهی برای حل مسئله پیدا کنند؟ و چه خواهد شد اگر سگ های دامن پرودۀ رسانه های وزین به همۀ مردم اجازه دهند  تا خود نگاهی به داده های لو رفته بیاندازند؟

  توضیحی تکمیلی از » روسیه امروز»:

 (The Organized Crime and Corruption Reporting Project)) » پروژه جنایات سازمان یافته و فساد» در ارزیابی اسناد لو رفته با  » کنسرسیوم روزنامه نگاران حقیقت جو» همکاری اساسی داشته است. هزینه این پروژه را «بنیاد جامعه باز ( جورج سوروش)» و مقامات دولتی آمریکا در  USAID  » سازمان توسعه و همکاری» آمریکا تامین می کنند.

گرچه تقریبا تمام نشریاتِ  رسانه های وزین آلمانی و غربی با آب و تاب نام ولادمیر پوتین را مطرح می کنند    و لی در اسناد لو رفته حتی یک بار هم  نام پوتین مشاهده نشده است. بنا بر این تصویر ارائه شده از سوی

The Organized Crime and Corruption Reporting Project

فاقد  پایه واقعی  و یک دروغ محض است. نشریه اینترنتی NachDenkSeiten می پرسد چه می توان گفت درباره یک  » شبکه خبری» که خود را » حقیقت یاب»می نامد در حالی که حتی در باره موضوعی به این وضوح  حقیقت را بیان نمی کند؟

https://deutsch.rt.com/gesellschaft/37603-panama-leak_wie-gatekeeper-mainstreammedien–prozent/