بایگانی‌های ماهانه: ژوئن 2016

سارا واگن کنشت: اتحادیه اروپا باید از درون به خواست مردم متحول شود!

 

 

سارا واگن کنشت:

اتحادیه اروپا

باید از درون

به خواست مردم

متحول شود!

گزینش و ترجمه رضا نافعی

sahra-wagenknecht3  سارا واگنکنشت

سارا واگن کنشت، نایب رئیس حزب چپ در پارلمان آلمان، پس از اعلام نتیجه رفراندوم اخیر در انگلستان و پیروزی طرفداران خروج این کشور از اتحادیه اروپا، طی سخنانی در پارلمان آلمان نظرات چپ آلمان در این ارتباط را بیان کرد و سپس در مصاحبه با رادیو دولتی آلمان نیز همین نظرات را مطرح کرد. آنچه می خوانید خلاصه این نظرات است:

ما در فراکسیون به تحلیل رفراندم  خروج انگلستان از اتحادیه اروپا پرداختیم. نظر عمومی فراکسیون این بود که آنچه موجب پیدایش بحران در اتحادیه اروپا شده رفراندم صورت گرفته در انگلستان و نتیجه آن نیست بلکه رفراندم و نتیجه آن خود نشانه و نمایانگر بحران در اتحادیه اروپاست. از این رو واکنش نمایندگان و سخنگویان اروپا نسبت به رای دهندگان انگلیسی که کم و بیش همراه با دشنام گوئی به آنهاست قابل درک نیست. آقای شولتس رئیس پارلمان اروپا معتقد است که  اتحادیه  اروپا با بحران روبرو نیست، صدراعظم مرکل نیز نیازی به تغییر در اروپا نمی بیند. ولی ما معتقدیم که اگر اروپا بخواهد آینده ای داشته باشد و نخواهد تکه تکه شود باید تغییراتی در آن صورت گیرد. این که احیانا دیگر کشورهای اروپائی نیز خواستار انجام رفراندم شوند نباید لولویی شود که اروپا را به هراس اندازد. مسئله اساسی این است که پیوسته کشورهای بیشتری به این نتیجه می رسند که این اتحادیه اروپا، این دستگاه قدرت در بروکسل منعکس کننده تصویر و تصور آنها نیست، از نظر آنها این اروپا نه منعکس کننده دموکراسی است، و نه میتوان از آن سر درآورد، احساس مردم این است که  این اتحادیه نه تنها به بهبود زندگی آنها  کمک نمی کند، بلکه به آنها زیان میرساند. نظرخواهی های صورت گرفته در انگلستان نشان می دهند که درست همان کسانی که زندگی خوبی ندارند اینطور فکر می کنند. در انگلستان، در مناطقی که در گذشته مرکز صنعتی بوده اند، یعنی مناطقی که از قدیم و ندیم دژ مستحکم حزب کارگر بوده است، بسیاری از رای دهندگان خواستار خروج ار اتحادیه اروپا شدند، انگیزه آنها برای خروج مسائل اجتماعی بودند و درست به همین دلیل ما خواستار آغاز یک نظام اجتماعی نو در اتحادیه اروپا هستیم. ما خواستار تجدید نظر، خواستارآغازی دوباره با  انعقاد قرار دادهای تازه  که در آنها  دیگر آزادی قوانین بازرگانی داخلی بر قوانین اجتماعی ارجحیت نداشته باشد، بلکه بازگشتی باشد به دعاوی آعازین  جامعه اروپائی، به یک مدل اجتماعی اروپائی که جایگزین مدل سرمایه داری انگل ساکسونی گردد یا در برابر آن قرار گیرد و با انعقاد قرار دادی تثبیت گردد که متاسفانه با قرارداد ماستریخت آن دعوی بتدریج از بین رفت.  وقتی اتحادیه اروپا  پیوسته بر تفرقه اجتماعی می افزاید، وقتی نابرابری در آن پیوسته بیشتر می شود و طبقه متوسط از بین می رود، چنین اتحادیه ای نمی تواند آینده داشته باشد، چون مردم از آن روی بر می گردانند، این البته نه خبر خوبی است و نه آینده خوبی. درحال حاضر اتحادیه اروپا نیاز به تغییر دارد، البته ما از صدراعظم مرکل نیز انتظار داریم که برای این تغییر ابتکار عمل را در دست گیرد نه اینکه بگوید کاروان به راه خود ادامه می دهد و ما اعتنائی به آنچه میگذرد نداریم. فکر می کنم چنین پیامی مردم را بیشتر دور می کند و سرخورده می سازد.

ما در دو هفته گذشته پیشنهاد هائی در مجلس مطرح کردیم که دموکراسی مستقیم را در آلمان ممکن سازد، که مردم بتوانند در باره مسائل اساسی زندگی خود با آراء خود اظهار نظر کنند، از جمله در باره قرارداد های اتحادیه اروپا و همچنین قراردادهائی چون «پیمان تجاری و سرمایه‌گذاری ترنس-آتلانتیک» یا » قرارداد جامع بازرگانی میان کانادا و اتحادیه اروپا» نه به این صورت که پنهانی، در پس پرده،  با تکنوکرات های اتحادیه اروپا منعقد گردد و مردم از آن بی خبر باشند. هدف اصلی ما آنست که اتحادیه اروپا چنان تغییر کند که دیگر کسی از  نتیجه رفراندم وحشت نداشته باشد و نگوید که ما دیگر رفراندم نخواهیم کرد چون ممکن است نتیجه رفراندم در کشور های دیگرمطابق میل ما نباشد. بنظر من این رفتاری دموکراتیک  نیست.

( سارا واگن کنشت که گفته می شود نام اصلی وی «زهرا» یا «صحرا»ست، متولد شرق آلمان است. پدر وی ایرانی و مادرش آلمان است که البته پدر وی در زمانی که خانم واگن کنشت 3 ساله بوده آلمان را ترک کرده است.)

http://www.sahra-wagenknecht.de/de/article/2384.wir-fordern-einen-sozialen-neustart-in-europa.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements

اتحادیه اروپا هر چه بیشتر چهره نظامی به خود می گیرد

اتحادیه اروپا هر چه بیشتر

چهره نظامی به خود می گیرد

یونگه ولت – گزینش و ترجمه رضا نافعی

 83885 موگرینی اروپا بیشتر چهره نظامی می گیرد

فردریکا موگرینی، مسئول  امنیت و سیاست خارجی اتحادیه اروپا، قصد دارد در کنفرانس سران اتحادیه اروپا که روز چهارشنبه در بروکسل برپا خواهد شد استراتژی امنیتی جدیدی برای اتحادیه اروپا پیشنهاد کند.

طبق سخنانی که او تا کنون در مصاحبه های گوناگون ابراز داشته، نکته مرکزی و اساسی در استراتژی جدید افزایش تسلیحات و آمادگی بیشتر جنگی است. مناسبات اتحادیه اروپا با ناتو باید نزدیکتر گردد و در عین حال باید توانائی دفاعی اروپا تکامل یابد و متناسب با آن بودجه دفاعی هر کشور در هر سال فزونی یابد.

موگرینی پیشنهاد 32 صفحه ای خود را روز یکشنبه برای  دول عضو اتحادیه ارسال داشت، روز سه شنبه خبرنگاررادیو تلویزیون رسمی آلمان موسوم به » آ.ار.دِ» و همچنین » دویچه پرسه آگنتور» نکاتی از آن را منتشر کردند. موگرینی در نخستین جمله مقدمه نوشته خود که انتشار یافته نوشته است:

«معنا و حتی موجودیت اتحادیه ما مورد پرسش قرار گرفته است.» ساکنان کشورهای عضو اتحادیه و جهان «بیش از هر زمان دیگر» نیازمند یک اتحادیه نیرومند اروپا هستند. بحران های درون و بیرون مرزهای ما «بر زندگی شهروندان ما تاثیر مستقیم دارند».

او یاد آور می شود که گرچه  اتحادیه اروپا » یک قدرت غیرنظامی» است، اما این نمیتواند سبب گردد که ما با واقعیت روبرو نشویم.

او در عین حال متذکر می گردد:

«در حال حاضر اتحادیه اروپا دست درکار 17 عملیات نظامی و غیر نظامی است وهزاران مرد و زن   زیر پرچم های اروپا در خدمت صلح و امنیت  ما و شرکای ما  هستند.» اعمال قدرت سخت و نرم برای اتحادیه اروپا » دست در دست هم» رخ دادند.

در این سند اتحادیه اروپا برای نخستین بار پس از 2003 به  تجدید نظر در سیاست خارجی و امنیتی  خود  پرداخته و موضوعات گوناگونی را از » تروریسم» گرفته تا امنیت  انرژی مطرح ساخته است. اما آنچه مورد توجه ویژه قرار گرفته  امور » دفاعی » است.  در این مورد توصیه سند همکاری بیشتر و نزدیکتر با ناتو  و در عین حال » قرار دادن خود  در موقعیتی است که قادر باشد به تنهائی دست به عمل بزند».

این نکته همسان است با بررسی های امنیتی وزرای خارجه فرانسه و آلمان که در یادداشت مشترک آنها در روزهای آخرهفته گذشته منتشر شد. البته در مطلبی که آنها منتشر کردند از ناتو سخنی در میان نیست. در سند موگرینی از ارتش اتحادیه اروپا سخنی نیست. در پایان ماه مه روزنامه تایمز لندن  نوشت رای دهندگان انگلیسی نباید پیش از رفراندم از نقشه های مربوط به تشکیل ارتش اروپائی باخبر شوند. پس از انجام رفراندم موگرینی این نقشه را علنی خواهد کرد. بنا به نوشته خبرگزاری آلمان پیشنهاد موگرینی برای برخورد با روسیه  ترکیبی است از همکاری و شدت عمل. در نوشته او چنین آمده است :

» اتحادیه اروپا و روسیه به یکدیگر وابسته اند» اگر علائق دو طرف هماهنگ باشند «باید هر دو طرف با یکدیگر همکاری کنند». ولی در مورد مسئله  اوکرائین اتحادیه اروپا باید سختی نشان دهد: «ما نه اشغال غیر قانونی کریمه را توسط روسیه برسمیت خواهیم شناخت و نه بی ثبات سازی اوکرائین شرقی را خواهیم پذیرفت». اتحادیه اروپا  از حق همسایه شرقی خود دفاع خواهد کرد تا  در مورد رفتار خود با اتحادیه اروپا هرطور که خود می خواهد تصمیم بگیرد.

بنا به نوشته روزنامه آلمانی » دی ولت» که روز یکشنبه منتشر شد، طبق طرحی که برای بیانیه پایانی کنفرانس سران اتحادیه  در نظر گرفته شده ، شرکت کنندگان در کنفرانس از سند موگرینی «استقبال » خواهند کرد: «آلمان و اتحادیه اروپا اتحادیه نظامی را به پیش می رانند».

 http://www.jungewelt.de/2016/06-29/001.php

 

ش

آلمان برنده رفراندُم انگلستان شد

آلمان برنده رفراندُم انگلستان شد

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی

83775   برای رفراندم انگلستان

(رسیده بود بلائی و به خیر گذشت و دوباره پا در رکاب دوستانی هستم که در این مدت جویای حالم بودند. آنها که جویای نام نیستند و جویان حالند. دست همگی را می فشارم و رویتان را می بوسم)

رفراندم ها می توانند اهمیت تاریخی داشته باشند. در مراجعه به آراء عمومی برای ترک عضویت در اتحادیه اروپا 52 در صد از شرکت کنندگان در رفراندم انگلستان خواستار خروج از این اتحادیه شدند. هیچگاه بحران این ساختار کشورها  که اتحادیه اروپا خوانده می شود، بحران میان حاکمان و آنها که بر آنان حکومت می شود تا این حد آشکار نشده بود. اتحادیه اروپا در سال 1990 تاسیس و در مبارزه میان الیگارشی مالی بین المللی  و سرمایه داری صنعتی برای از میان برداشتن دموکراسی پارلمانی تبدیل به مهم ترین ابزار نبرد شد. حداکثر پس  از   دو   رفراندام در فرانسه و هلند در سال 2005  که عهد نامه تدوین قانون اساسی رد شد.

عهدنامهٔ تدوین قانون اساسی اروپا (Treaty establishing a Constitution for Europe و یا به اختصار TCE)(، که اغلب به آن قانون اساسی اروپا گفته می‌شود، عهدنامه‌ای بین‌المللی در سطح اروپا است که برای تدوین قانون اساسی اتحادیهٔ اروپا تلاش می‌کند. این عهدنامه در سال ۲۰۰۴ توسط نمایندگان اعضای اتحادیه امضا شد اما تصویب آن منوط به موافقت همه اعضا بود که دو عضو اتحادیه در همه‌پرسی آن را رد کردند. هدف اصلی از این کار جایگزینی و یکپارچه‌سازی عهدنامه‌های موجود است که قوانین فعلی اتحادیهٔ اروپا بر پایهٔ آنها نهاده شده است. برخی از این عهدنامه‌های موجود با یکدیگر هم‌پوشانی نیز دارند. از دیگر اهداف آن تدوین قوانین حقوق بشر یکسان در سراسر اتحادیهٔ اروپا و ایجاد مجرای تصمیم‌گیری برای این سازمان ۲۷ عضوی است.

نمایندگان اعضای اتحادیه عهد نامه را در ۲۹ اکتبر ۲۰۰۴ به امضا رساندند و روند تصویب در تک تک کشورهای عضو تا رأی عدم تأیید مردم فرانسه در ۲۹ مارس ۲۰۰۵ و هلند در ۱ ژوئن ۲۰۰۵ ادامه داشت. شکست قانون اساسی در گرفتن رأی تأیید در این کشورها باعث شد که کشورهای دیگر پروسهٔ تصویب آن را متوقف کنند و یا به تأخیر بیندازند. بنابراین این قانون در حال حاضر آیندهٔ مبهمی دارد. اگر این قانون تصویب می‌شد از ۱ نوامبر ۲۰۰۶ لازم‌الاجرا بود. تا دسامبر ۲۰۰۶ کشورهای اتریش، بلژیک، قبرس، استونی، فنلاند، آلمان، یونان، مجارستان، ایتالیا، لیتوانی، لوکزامبورگ، لتونی، مالت، اسلواکی، اسلوونی، و اسپانیا عهدنامهٔ قانون اساسی را تصویب کرده بودند.ویکی پدیا- مترجم)

نتیجه رفراندم روز پنجشنبه تقریبا هیچ تاثیری بر دیکتاتوری الیگارشی مالی ندارد. بزرگترین بنیاد سرمایه گذاری جهان – بلاک راک-  روز جمعه اعلام کرد: «خروج از اتحادیه اروپا هیچ تاثیر  برسرمایه گذاری و مشتریان در اروپا ندارد» گرچه حاصل رفراندم تا مدت زیادی موجب بلاتکلیفی در عرصه سیاست، اقتصاد و بازار ها خواهد شد اما از سوی دیگر «امکانات» تازه ای نیز بوجود خواهد آورد. در واقع نتیجه رفراندم بر جریان بازرگانی میان انگلستان و دیگر اعضای اتحادیه اروپا تاثیر واقعی نخواهد داشت. سرمایه بزرگ برای مرزها اعتبار چندانی قائل نیست، نمونه آن نروژ و سوئیس هستند.

بقول روزنامه انگلیسی «مورنینگ استار» راستگریان خواستار «رفراندام در انگلستان بودند. از این رو کارزاری هم که برای انجام آن برپا شد نژاد پرستانه بود. با این همه دلائل مثبتی نیز سبب گشتند تا سوسیالیست ها و کمونیست ها نیز خواستار خروج انگلستان از اتحادیه  اروپا بشوند. خروج انگلستان سبب شد تا یک مانع مهم برای دستیابی به دموکراسی بیشتر در شرائط کنونی که مناسبات سرمایه داری حاکم  است از میان برداشته شود.

از لحاظ استراتژیک نتیجه رفراندم برای آلمان یک پیروزی بود، دست کم گامی دیگر بسوی تقویت امپریالیسم آلمان در اتحادیه اروپا. با خروج انگلستان یک قدرت اتمی اتحادیه اروپا را ترک می کند، در عین حال آنگلا مرکل اعلام کرد که آلمان بر بودجه تسلیحاتی خود بیش از آنچه که ناتو خواسته است خواهد افزود. ناتو از اعضای خود خواست تا 2 در صد از تولید ناخالص داخلی را بر بودجه تسلیحات بیفزایند. مرکل اعلام کرد آلمان با افزایش 3.4 از تولید ناخلص داخلی به حد نصاب آمریکا نزدیک خواهد شد. بنا به نوشته هفته نامه آلمانی » دی سایت» شعار کنفرانس سران کشورهای ناتو در 8 و 9 ماه ژوئیه در ورشو «ارتقاء سلاح اتمی » است. «ایجاد وحشت» باردیگر  دکترین رسمی  غرب خواهد شد. در انگلستان نیز که یکی از تهاجمی ترین قدرت های امپریالیستی معاصر است- نمودارمشهود آن افغانستان، عراق، لیبی، سوریه- . رفراندام موجب تغییر اراده معطوف بر تسلط جهان نشده است، با توجه به وضعیت فعلی امور می تواند حتی آن را تشدید نیز کرده باشد. به هر حال آلمان برتجهیز اقتصادی و نظامی خود می افزاید.

 

http://www.jungewelt.de/2016/06-25/037.php