بایگانی‌های ماهانه: اوت 2017

پاسخ منفی طالبان به ترامپ 40 در صد افغانستان ر طالبان دوباره فتح کرده!

پاسخ منفی طالبان به ترامپ
40 در صد افغانستان را

طالبان دوباره فتح کرده!

راشیا تودی(روسیه امروز)  ترجمه رضا نافعی

امار وب نوشت تا امشب

3،884،041

ترامپ روز دوشنبه اعلام کرد که امریکا از این پس در طرح هائی که هدف از آن تغییر دولت های دیگر کشورها، مطابق مدل مورد تائید امریکا باشد شرکت نخواهد کرد اما باید جلوی گسترش طالبان گرفته شود.
پاسخ طالبان به ترامپ این بود : تا زمانی که یک سرباز امریکائی در افغانستان باشد آنها به جهاد ادامه خواهند داد.
طالبان در ماه مه در آن بخش از کابل که محل تمرکز ساختمانهای دولتی است، ضربه ای سخت به قلب کشور وارد آوردند. در اثر این ضربه 150 نفر کشته شدند. آن ضربه را می توان شدیدترین و پرتلفات ترین ضربه از سال 2001 دانست که اشغال افغانستان توسط امریکا آغاز شد. دونالد ترامپ در ماه آوریل فرمان داد که » مادر همه بمب ها » را در افغانستان بکار برند.
روز دوشنبه پس از آن که ترامپ استراتژی تازه خود برای افغانستان را اعلام کرد ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان در پاسخ به ترامپ گفت:
بهتر است امریکائی ها بجای جنگ در افغانستان در فکر آن باشند که سربازان خود را از افغانستان بیرون ببرند. تا زمانی که حتی یک سرباز امریکائی در کشور ما باشد ما به جهاد خود ادامه خواهیم داد.
ترامپ در باره تعداد سربازان امریکائی که از این پس در افغانستان خواهند بود سخنی نگفت. او سخن از افزایش تعداد سربازان نگفت. جیمز ماتیس وزیر دفاع امریکا بطور غیر مستقیم اشاره به تقویت نیروهای نظامی امریکا در افغانستان کرد و گفت چند کشور از همپیمانها » نیز» اعلام کرده اند که بر تعداد نیروهای خود خواهند افزود.
ترامپ می گوید حل مشکل کار مردم افغانستان است: سرانجام این مردم افغانستان هستند که باید آینده خود را خود در دست گیرند، بر جامعه خود حکومت کنند و به یک صلح پایدار دست یابند.
پرزیدنت اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از استراتژی تازه امریکا برای افغانستان تمجید کرد و آن را نشان دیگری از همبستگی امریکا با افغانستان دانست و گفت:
من از پرزیدنت ترامپ و مردم امریکا سپاسگزارم که از تلاش ما برای اداره کشورمان حمایت می کنند و سپاسگزارم برای مبارزه مشترکمان جهت آزاد ساختن منطقه از خطر تروریسم .
غنی گفت هدف دست یافتن به صلح و نیرومند ساختن ارتش است تا طالبان و دیگرگروه ها بدانند که در این نبرد پیروز نخواهند شد.
جان مک کین سناتور جمهوریخواه نیز که قبلا از ترامپ انتقاد کرده بود که فاقد استراتژی است از سخنان جدید ترامپ تمجید کرد و آن را گامی در مسیر درست خواند.
تا کنون هزینه جنگ 16 ساله افغانستان برای امریکا 1،08بیلیون بوده است. ترامپ در ماه ژوئن با اعزام 3 تا 5 هزار سرباز دیگر به لفغانستان موافقت کرد. او اعلام کرد که پاکستان را تحت فشار قرار خواهد داد تا شبکه های تروریستی در سراسر مرز افغانستان را منهدم سازد. ولی ترامپ هنگام مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده بود که کلیه سربازان امریکائی را از افغانستان فراخواهد خواند.
در حالی که در طول جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام مالیات دهندگان امریکائی هزینه جنگ را بطور مستقیم تجربه می کردند، از این پس هزینه های بعدی است که خانواده ها و خویشاوندان سربازان کشته شده یا مجروح و مصدوم باید از عهده آن بر آیند. این هزینه در دهه های آینده به 300 میلیارد دلار تخمین زده می شوند. بدهی دولتی که ناشی از جنگ افغانستان است به 453 میلیارد دلار بالغ گشت.
در ماه مه طی گزارش روشن شد که 40 درصد ازخاک افغانستان در اختیار طالبان است.

ا

https://deutsch.rt.com/international/56101-taliban-trump-afghanistan-usa-dschihad/

 

Advertisements

ایران از ترس داعش با طالبان افغانستان متحد شده؟

ایران از ترس داعش

FILE PHOTO: Members of the Iranian revolutionary guard march during a parade to commemorate the anniversary of the Iran-Iraq war (1980-88), in Tehran September 22, 2011. REUTERS/Stringer/File Photo

با طالبان افغانستان متحد شده؟

اشپیگل آنلاین – ترجمه رضا نافعی

آمار وب نوشت تا این لحظه

3،880،019

ایران در خاور نزدیک و میانه پیوسته بر دامنه نفوذ خود می افزاید. اما در افغانستان که همسایه شرقی ایران است دشمنی دیرین پیوسته نیرومند تر می شود: طالبان.

 آیا تهران با آنها همدست می شود؟

روز 31ماه مه،  چند ساعت پس از آن که یک بمبگذار انتحاری یک  تانکر فاضلاب  را مقابل سفارت آلمان در کابل منفجر کرد، شایعه ای میان دیپلمات های کشورهای اسلامی دهان به دهان گشت که این تانکر آب که  حامل یک تن و نیم مواد منفجر بوده شب قبل از انفجار در محوطه سفارت ایران پارک بوده است. بعبارت دیگر صرفنظر از این که  عامل انفجار که بوده ، احتمالا عضو شبکه حقانی بوده ، شبکه حقانی یکی از گروههای رادیکال طالبان است- که ایران از آن حمایت می کند. .

دیپلمات های ایرانی این ادعا را » دروغ» خواندند و با عصبانیت آن را رد کردند . اما واقعیت این است که برای اثبات این ادعا که بیش از همه از سوی  نمایندگان عربستان سعودی و پاکستان پخش می شود، سندی در دست نیست. محافل اطلاعاتی آلمان نیز می گویند احتمالا تانکر مذکور  مدتی نزدیک سفارت ایران پارک کرده بوده.

درعین حال، این ظن که ممکن است طالبان با ایران همکاری کند» نمی تواند کاملا بی اساس باشد».

یک مامور اطلاعاتی غربی گفت » میتوان  این طور فرض کرد که  ایران با برخی از فراکسیون های طالبان تماس هائی دارد».

«از تبادل اطلاعات گرفته تا کمک های مالی و در اختیار گذاشتن اسلحه.» در حملاتی که در افغانستان رخ داده در میان بمب انداز ها شهروندان ایرانی نیز بوده اند..

این حدس ها غریب بنظر می رسند چون ایران خود را حامی شیعیان می داند ، در حالی که طالبان سنی های تندرو هستند. در سال 2001 که امریکا به افغانستان حمله کرد ایران ابراز شادمانی کرد..

ولی امریکائی ها نتوانستند در جنگ موفق شوند و طالبان افغانستان را گام به گام پس گرفتند.

از قرار معلوم رهبری ایران اینک به این نتیجه رسیده که بخواهی نخواهی باید با تندروان اسلامی کنار آمد، دست کم برای مدتی..

تا کنون ایران از شیعیان کشور همسایه که در اقلیت هستند حمایت می کرد. سپاه پاسداران جوانان رزمنده شیعی را بعنوان شبه نظامی برای مقابله با داعشی ها به سوریه و عراق  می فرستاد.

نزدیک شدن ایران به طالبان به این معنی هم هست که به هر قیمت که شده باید جلوی قوی شدن داعش در افغانستان گرفته شود، چون جهادگرایان (داعشی ها) از چند سال پیش تلاش می کنند تا در افغانستان جا بیفتند و رزمندگان طالبان را بسوی خود جلب کنند.. افزون بر این به نظر ناظران غربی ایران از حضور امریکائی ها در منطقه راضی نیست و   مبارزات طالبان با نیروهای امریکا را مثبت می داند.

تلاطم های پانزده سال گذشته در منطقه ایران را نیرومندتر ساخته است. اشغال عراق در سال 2003 توسط امریکا موجب سقوط صدام، دشمن دیرین ایران شد. نتیجه برانداختن دیکتاتور سنی آن شد که اکثریت شیعی قدرت را در عراق  به دست آورد. منتقدان ادعا می کنند که دولت عراق با حمایت ایران زمام کار را در دست دارد.

بهار عربی» به ایران امکان داد تا نفوذ خود را در چند کشور عربی گسترش دهد و دشمن دیرین خود عربستان سعودی را پس براند. عربستان سعودی که با چالش های متعددی روبروست – یمن، قطر، بحرین- از لحاظ سیاسی در موضع تدافعی قرار دارد.

همه جا نخستین صحنه چشمگیر چالش میان سنی و شیعی است و پیوسته همراه با این پرسش که کدامیک قدرتمند ترین نیروی منطقه هستند.

در سوریه ایران از آغاز جانب بشار اسد را گرفت که به موفقیت انجامید و پرزیدنت اسد در راس قدرت ماند. سوریه برای ایران از این جهت اهمیت دارد که می تواند از این طریق به حزب الله و لبنان کمک کند و نفوذ خود را تا مرز اسرائیل تحکیم کند.

تحت رهبری ایران با عراق،سوریه و لبنان «هلال شیعی» بوجود آمد که عربستان از آن هراس دارد.

داعش از جمله با کمک ایران بشدت پس رانده شده است. به این صورت چنین بنظر می رسد که  خطر پیشروی  افراطگرایان بسوی تهران  برطرف شده است.

درتهران حمله داعش به پارلمان و مقبره آیت الله خمینی رهبر انقلاب که در ماه ژوئن 2017 صورت گرفت بعنوان » آخرین تلاش» ارزیابی می شود.

طبق قرارداد اتمی سال  2015( برجام) تحریم های اقتصادی علیه ایران لغو خواهد شد مشروط به این  که ایران   اجازه    بازرسی و کنترل دقیق به آژانس بین المللی انرژی اتمی بدهد.

برغم  آن که پرزیدنت دونالد ترامپ بارها به ایران حملات لفظی کرده و جانب عربستان سعودی را گرفته است ، ایران امید دارد که در دراز مدت به  بهبود اقتصادی دست یابد.

از منظر ایران فقط افغانستان در شرق ایران هنوز مرز گشوده است. یک دیپلمات ایرانی در تهران گفت » ما خواستار مناسبات دوستانه با همسایه خود هستیم  به هر حال ما نزدیک به هزار کیلومتر مرز مشترک داریم، فرهنگ مشابه داریم و در بسیار مناطق حتی زبان مشترک.

تهران علائق مشروع دارد بعنوان مثال پیشگیری از قاچاق مواد مخدر از افغانستان که هر سال هزاران ایرانی در اثر اعتیاد قربانی ان می شوند. با این همه  قطعا کسی از طالبان حمایت نمیکند .

http://www.spiegel.de/politik/ausland/afghanistan-naehert-sich-teheran-den-taliban-an-a-1162245.html

جهان در تلاطمی تازه، 20 سال پس از فروپاشی اتحاد شوروی

جهان در تلاطمی تازه، 20 سال

پس از فروپاشی اتحاد شوروی

راشیا تودی ( روسیه امروز) ترجمه رضا نافعی

امار وبلاگ تا کنون

3,875,907

پایگاه هوائی امریکا در رامشتاین آلمان

 گارد احترام پایگاه در حال ادای احترام

برای پنج تن از همقطاران به خاک افتاده در یمن

آخرین ابرقدرت باقی مانده دچار مشکلات است.  مهمترین عاملی که  امریکا را هنوز سر پا نگه می دارد قدرت نظامی آنست. اینک پنتاگون برای حفظ برتری امریکا پیشنهادهائی مطرح ساخته  که به زبانی صریح و بی پرده بیان شده اند.

در جریان  تصویب  تحریم های تازه مجلس نمایندگان امریکا علیه روسیه پنجره ای از شناخت به روی بسیاری از ناظران علاقمند گشوده شد.

بندرت پیش آمده است که با این صراحت گفته شود واقعا چه چیز  در پس نقاب مجازات روسیه ( تحریم ها) پنهان است ؟ – قدرت، حفظ قدرت، افزایش قدرت.

اینک، در پی این صراحت، در میان مسئولان سیاسی در آلمان و اروپا، به کندی و دشواری تجدید نظری در حال پیدایش است. حتی آنها هم آخر صف بودند  اینک در می یابند که  این تحریم ها و رویدادها علیه روسیه  در واقع از کجا آب می خورد و در خدمت چه هدفی است.

اینک رویکردی مشابه، علنی و آموزنده از سوی وزارت دفاع امریکا  منتشر شده است بنام   «ارزیابی خطر جهانی پس از استیلا»، از نظر وزارت دفاع دستور انجام این پژوهش از سوی دستگاه رهبری دولت اوباما داده شده بود. پرسش این بود که چگونه می توان مانع » فروپاشی» نظام  جهانی رو به زوال کنونی شد، نظامی که حداکثر  پس از جنگ جهانی دوم و تحت استیلای  امریکا حکمفرما شده است. امریکا فقط در صورتی می تواند مانع از دست رفتن «استیلای» خود بر جهان گردد که از هم اکنون با تحولات جاری مقابله کند.

این پژوهش وزارت دفاع امریکا در ماه ژوئن سال جاری منتشر شده و مبتنی است بر تحقیقات کالج نظامی ارتش ایالات متحده امریکا (USAWC). هزینه این سند استراتژیک را بخش نقشه ریزی های استراتژیک ارتش امریکا  و چند سازمان نظامی دیگر امریکا تامین کرده اند.

هژمونی جهانی ایالات متحده

پژوهش مذکور در باره ارزیابی مخاطراتی است که وضعیت کنونی جهان را تهدید می کنند. در پژوهش تصریح شده که جهان وارد مرحله تازه ای از تحول شده است. این تحول سبب خواهد شد که امریکا  و نظامِ جهانیِ تحتِ تسلطِ آن قدرت خود را از دست بدهند. نکته دیگر ی که  پژوهش مطرح می سازد این است که به دلیل گسترش اطلاعات فیلتر نشده (در جامعه) «مقاومت در برابر هر گونه قدرت» رو به افزایش است.

برای مقابله با این فرایند باید اقداماتی صورت گیرد از جمله « دستکاری استراتژیک در نحوۀ ادراک» انسان ها. ( توضیح: یعنی باید تمهیداتی بکار بست که مردم از این پس اطاعت و تسلیم را صفت پسندیده و مطلوب بدانند نه مقاومت، سرکشی و ایستادگی را.مترجم)

این درست است که  روسیه و نیز چین نقش مهمی ایفا می کنند، به این معنی که هر دو برای علائق امریکا خطری رشد یابنده هستند. معهذا باید توجه را به فیلمنامه باصطلاح » بهارعربی» معطوف ساخت. بنظر کارشناسان پنتاگون این نوع شورش اجتماعی نه فقط در خاورمیانه و شمال افریقا بلکه در هر نقطه جهان می تواند فوران کند. و در نتیجه اعتماد به نخبگان سیاسی را ریشه کن سازد.

البته پژوهشگران وزارت دفاع امریکا که از پیدایش و ترویج احساس های بهاری  در منطقه عربی زبانِ جهان سخن می گویند، ازعاملی که در درجه اول انگیزۀ پیدایش و گسترش  بهار عربی شد، یعنی از  اهداف ژئوپلیتیک، سخنی بمیان نمی آورند و تعمدا از انطباق آن با دستگاه قدرت در خود امریکا طفره میروند .

گرچه در پژوهش مذکور امریکا بعنوان یک غول سیاسی،اقتصادی، و نظامی در عرصه جهانی فعال باقی میماند ولی دیگر قدرتی روئین تن نیست.

طراحان نقشه های استراتژیک در پنتاگون  نشان می دهند که ناظران خوبی هستند و  رویدادهای  کنونی جهان از نظرشان دور نمی ماند. گرچه  تا همین چند سال پیش پذیرش علائق قدرت امریکا برای باصطلاح جامعه جهانی محدودۀ مشروع محسوب می شد، اما امروز قدرت های منطقه ای مانند ایران، چین و نیز روسیه  این تفسیر و تعریف را بکرات زیر سوال برده اند.

نویسندگان پژوهش خود را به این صورت ادامه می دهند:  خلاصه آن که وضعیتی که تا کنون وجود دارد، وضعیتی که استراتژیست های امریکا پس از جنگ جهانی دوم بوجود آوردند و تا امروز نگاه داشته اند و چندین دهه به پنتاگون فرمان می داد اینک در آستانه فروپاشی قرار دار، حتی بعید نیست که دچار سکته  شود.

پس از فروپاشی شوروی

این نکته نیز روشن می شود که امید بسیاری از کشورها که پس از فروپاشی اتحاد شوروی موفق به صرفه جوئی در هزینه نظامی خواهند گشت به نومیدی تبدیل شد و امریکا مست از این بود که اینک یگانه ابرقدرت جهان است .

گزارش چنین ادامه می یابد که:

این نظام و بخش های سازنده آن پس از جنگ جهانی دوم پدید آمد  و پس از فروپاشی شوروی تبدیل به یک نظام تک قطبی شد و از آن زمان تحت تسلط امریکا و همپیمان های آسیائی و غربی آنست. امریکا تاکنون توانسته است با حمایت همپیمان های خود شرائط حفظ امنیت بین المللی را دیکته کند و مانع پیدایش قدرت های رقیب و تمرکز آنان گردد.

آنچه که  افکار عمومی جهان امروز مشاهده  و با اشتیاق دنبال می کند اطلاعات دست اولی است که از طریق تحریم های امریکا  دریافت می کند، تحریم هائی که  بیانگر نگرانی روزافزون امریکا ست که بیم از دست دادن برتری جهانی خود را دارد و تلاش می ورزد تا از این طریق آن از آن دفاع کند.

در عین حال آنچه قابل رؤیت است این است که استبلیشمنت سیاسی امریکا پیوسته اهمیت کمتری برای توافق های چند جانبه و حقوق بین المللی قائل است.

نمودار دیگری از فرسایش قدرت امپریالیستی آنست که » نظام هفتاد ساله جهانی که طبق قواعد وضع شده از سوی امریکا  عمل می کرد، تق و لق شده است».

در «کشور خودِ خدا» پنتاگون از تحولاتی که روی میدهد غافل شده است . از این رو گزارش هشدار داده که «در حال حاضر پنتاگون تحولات جهانی  را بموقع در نمی یابد. در نتیجه  موقعیت بلامنازعی که  امریکا تا بیست سال پس از فروپاشی شوروی داشت اکنون با خطر روبرو شده است.

برای جبران مافات وقت چندانی باقی نمانده است، باید  امتیازات از دست رفته  را دوباره جمع و جور کرد  و در صورت امکان  به بهای گزاف فروخت .

ولی در حال حاضر ایالات متحده امریکا  ناتوان تر از آنست که  بتواند برتری نظامی خود را  با برچسب های  ستایش آمیزی چون  دفاع از» آزادی » و » حقوق بشر »  به میدان آورد.

 خطرهائی را که وزارت دفاع امریکا مشخص ساخته نمی توان با توسل به زور حل کرد.    تمام کشور ها و ساختارهای سنتی سیاسی تحت فشار نیروهای داخلی و خارجی قرار دارند. فروپاشی نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد همراه است با فروپاشی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سیستم های ملی . ولی تحلیلی مستند و  استوار بر دلائلی که نشان دهد چرا کار به اینجا کشیده شده است، ارائه نمی شود.  آنچه مسلم است این است که مجتمع  صنایع نظامی، که نقشی تعیین کننده در حفظ امپراتوری ایفا می کنند، در از میان بردن اعتماد به ساختار دولتی نقشی اساسی ایفا کرده است. از بین رفتن این اعتماد همان چیزی است که پنتاگون با تلخی تمام از آن شکوه می کند.

قدرتهای تجدید نظر طلب

نویسندگان پژوهش خود را کسانی می دانند که خطر را پیش بینی می کنند و هشدار می دهند و نمی خواهند پیشگویان فرارسیدن آخرزمان برای امریکا تلقی شوند.

بر اساس این هشدار فرصت تنگ است و باید هرچه زودتر جلوی تهدیدی را که  منشاء آن چهار دولت روسیه، چین، ایران و کره شمالی هستند  گرفت.

اما آنچه دانستن آن جالب است این است که  چهار کشور مذکور بدلیل قدرت نظامی خود تبدیل به خطر نخواهند شد. خطر آنها در این است که علائق خود را  به شیوه ای غیر معمول مطرح می سازند و در صحنه بین المللی دنبال می کنند و آن این است که قصد دارند بعنوان » قدرت های تجدید نظر طلب» خود را از زیر سلطه امریکا  در آورند.

با مشاهده آخرین تحولات در چین، روسیه و ایران باید به تحلیلگران امریکائی حق داد. ولی نتیجه گیری آنها از بیخ و بن با نتیجه گیری های » بازیگران نوظهور جهانی» متفاوت است.

اگر اتحادیه اروپا نیز تهدید خود را عملی سازد و به تحریم های تازه علیه روسیه پاسخ دهد طولی نخواهد کشید که نام این کشورها نیز در فهرست کشورهای تجدیدنظر طلب جا خواهد گرفت.

ظواهر امر نشان می دهد که  این جا بجائی ها خیلی سریع می تواند صورت پذیرد. طبق تصریح «پژوهش» مورد نظر هرگامی که بضرر امریکا، همپیمانهای آسیائی یا غربی آن و بسود کشوری دیگر تمام شود، هرقدر هم که کوچک و ناچیز باشد، مشمول این تهدید خواهد بود. بر اساس این تعریف از مناسبات بین المللی  در واقع دیگر دوستی فاقد معنی خواهد شد و آنچه باقی می ماند  نوکری و سرسپردگی است.

این کشورها  یا  تسلیم فرمان واشنگتن می شوند  یا در گام نخست با تحریم روبرو می گردند . اگر تحریم هم موثر واقع نشد آنوقت پای اقدامات نظامی بمیان می آید » برای حفاظت از مردم».

توصیه پژوهشگران پنتاگون این است که در این بی ثباتی جهانی باید یک جانبه گرائی – اونیلاترالیسم را- به کنار نهاد و بجای آن در پی  اتحاد با جرگه کشورهای منتخب  برآمد. این دوستان دراز مدت عبارتند از بریتانیای کبیر- ایرلند شمالی، استرالیا، کانادا و فرانسه بعنوان شرکای بویژه فعال امریکا.» (جبهه بندی های نوین جهانی- م)

 تنوع منطقه ای» رویدادها و ترکیب ها  برخی از کشورهای آسیائی و خاورمیانه  را نیز در بر می گیرد. این کشورها  بویژه عبارتند از:  ژاپن و کره جنوبی در منطقه پاسیفیک ، مصر، عربستان سعودی و اردن در خاور میانه.»

«پژوهش»  نکته دیگری را نیز فاش می سازد، یعنی همان چیزی را که تا کنون   بعنوان  تبلیغات بدخواهانه طرد میشد و آن این است که  در طرح استراتژیک نظامی امریکا  ناتو فقط یک نقش «محلی» ایفا می کند. نکته دیگری که در این پژوهش به آن نیز اعتراف شده  این است که  آنچه تا کنون دکترین رسمی امریکا در مورد ناتو بود از بنیاد تغییر می کند. در پژوهش همچنین تصریح شده   تعهدات و وظائفی که اتحاد نظامی ترانس اتلانتیک،  در دوران  باصطلاح جنگ سرد خود را موظف به اجرای آن اعلام می کرد دیگر معتبر نیستند.

از منظر امپریالیستی  فقط رفاه ملت امپریالیستی  از اهمیت اساسی برخوردار است. البته این تصور که این دکترین با روی کار آمدن دونالد ترامپ  به کاخ سفید راه یافته تصوری است از بیخ و بن نادرست.  باراک اوباما که پیش از او این سمت را داشت طی نطقی در برابر دانشجویان » وست پوینت » ، آکادمی نظامی ایالات متحده، دعوی کرد که ایالات متحده امریکا » واجب الوجود» است:

ارزش های اجداد ما الهام بخش  رهبران کشورها در پارلمان ها و جنبش های نو در مکانهای عمومی در سراسر جهان هستند. ایالات متحده امریکا  ملتی  واجب الوجود بوده و خواهد ماند. در قرن گذشته چنین بود و در قرن آینده نیز چنین خواهد ماند.»

بر اساس گفته اوباما پرسش این نیست که » آیا امریکا رهبری خواهد کرد، بلکه این است که چگونه رهبری خواهد کرد».

جهان کنونی ما در حال گذار از  یک نقطه عطف تاریخی است، نقطه عطفی که نه فقط در عرصه نظامی  بلکه در عرصه اقتصادی نیز منعکس می گردد.

اما پژوهش  وزارت دفاع امریکا  در ارزیابی خود حتی در حاشیه هم اشاره ای   به پیامد های این نقطه عطف نمی کند.

ولی، پاول رومر، اقتصاد دان ارشد بانک جهانی، در نطق تاریخی خود در 5 ژانویه 2016 نظریاتی قاطع در باره اقتصاد کلان  باطلاع افکار عمومی رساند.

رومر به مشکلات بزرگ اقتصادی که امریکا با آن روبروست  اشاره کرد. اما بحث در باره این مشکلات نه بصورت علنی و نه  برای همه، بلکه  پشت در های بسته صورت می گیرد. از منظر  این اقتصاد دان برجسته ، بقول معروف » کودک مسئله دار» در اقتصاد امریکا  بخش تولید است: رادیو خبری بلومبرگ از قول رومر چنین نقل می کند:» من می گویم اتومبیل خراب است، آنوقت همه می گویند رومر آدم بدی است، چون نمی تواند اتومبیل را تعمیر  کند.»

تولید کنندگان پژوهش  بجای آن که در گزارش خود وضعیت موجود اقتصادی را با تکیه بر ارقام و اسناد، دست کم  در حاشیه، مطرح سازند، دائما  فدراسیون روسیه و چین را مطرح می کنند که گویا آنها منشاء خطر هستند.

ولی نویسندگان پژوهش  بطور مشخص حتی یک کلام در باره خصلت این تهدید نمی گویند. ولی آنچه  استراتژیست های پنتاگون را نگران می کند این است که آن دوکشور با استفاده از تکنیک های مناطق خاکستری می کوشند تا  وضعیت فعلی Status quo  را بشکنند.

حال با این توصیف، که عبارتست از» تجاوز پنهان دولتی» که بدون بکار بردن خشونت به نتیجه مطلوب می رسد، چه باید کرد ؟ باید ان را محکوم کرد. اما آین را نیز باید  دانست که تمام این مقدمات برای آن صورت می گیرد که  به دولت امریکا  پیشنهاد شود برای حفظ موقعیت جهانی خود   همین شیوه را بکار بندد. ولی نویسندگان پژوهش این نکته را مسکوت میگذارند  که این شیوه از دهها سال پیش  یکی از ابزار دائمی کار امریکا برای اعمال نفوذ در جهان است.

کشورهای شرور

«پژوهش» در مورد ایران و کره شمالی این سخن  زیبا وصادقانه را  بکار می برد  که این دو صرفا مانعی هستند در برابر جاه طلبی های امپریالیستی ایالات متحده امریکا. این دوکشور یک چالش استراتژیک  در خور توجه هستند، زیرا این دو کشور (….)  نه تنها مطیع  نظام کنونی جهان نیستند (….)  بلکه به خود اجازه می دهند مانع نفوذ امریکا در مناطق خود باشند و می خواهند در آن مناطق معیارهای  خود را به کرسی بنشانند».

 این نوع اظهارات  روشنگرِ تحریم هایِ اخیرِ ایالات متحده امریکا علیه ایران نیز هستند.  گرچه آژانس بین المللی انرژی  (IAEA)  مجددا تایید کرده که ایران تمام تعهدات خود را انجام داده – آخرین بار در آغاز ماه ژوئن-   هفته گذشته آنتونیو گوتِرِس دبیرکل سازمان ملل متحد بمناسبت دومین سالروز امضاء این قرارداد (برجام) و نیز برنامه مشترک بعدی که با ایران دارد ، به ایران تبریک گفت. گوترس تایید کرد که تهران طبق توافق صورت گرفته  تمام اقدامات  ضروری را انجام داده است. بهرام قاسمی سخنگوی  وزارت خارجه ایران  آخرین رویداد را چنین توصیف کرد:

«تصویب قانون جدید مربوط به تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه ایران در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا با توجه به عملکرد و سوابق این‌ مجلس در ضدیت و دشمنی با ایران غیرقابل پیش بینی نبود و در ادامه خصومت های ذاتی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود».

چگونگی تفسیر فاکت ها   

همان گونه که انتظار می رفت رسانه ها نیز بعنوان ابزار کار نقش برجسته ای برای حفظ و احتمالا گسترش نقش امریکا بعنوان نظام حاکم بر جهان ایفا می کنند.

از این منظر هرچیز که  با تعریف امریکا از خبر یکی نباشد  یا » پروپاگاندا» است یا » اخبار غلط» و یا » خبر جعلی».

طبق تشخیص نویسندگان» پژوهش» حاصل  گسترش شبکه جهانی و استفاده از اخبار بعنوان سلاح  سبب انتشارِ کنترل نشدۀ اطلاعات است.

باید با جریان آزاد اطلاعات مقابله کرد، زیرا این امر سبب می گردد که دیگر  خواست پنتاگون مبنی بر پنهانکاری و امنیت عملیاتی  تامین نگردد.

دسترسی  به تکنولوژی نو که تا حدود زیادی  کنترل نشده است و مورد استفاده نیز قرار می گیرد سبب می شود که  از این پس دیگر مقاصد حساس، مخفی و پنهان را نتوان انجام داد یا اقدامات و عملیات را ناشناخته دنبال کرد یا به اجرا در آورد، از عملیات کوچک تاکتیکی گرفته تا  جابجا کردن گروههای نظامی در ابعاد بزرگ همه  اموری هستند که از این پس فورا کشف و شناخته خواهند شد..

این صورت برداری از وضعیت حاضر  و فهرست موجودی هم ناقص است هم یکجانبه. مثلانقش مجتمع صعنتی- نظامی و تاثیر آن بر فرسایش اعتماد مردم به کار دولت در واشنگتن مورد بر رسی قرار نگرفته  است.

در این رابطه فاکت ها و تعریف آنها از لحاظ تاکتیکی نقش با اهمیتی ایفا می کنند.

«پژوهش» مورد بحث،  فاکت ها را در گروههای دلبخواهی دسته بندی می کند. بعنوان مثال: » شایعاتی که متکی بر فاکت نیستند» یا شایعاتی که  می خواهند » جای حقیقت عینی را بگیرند».

ولی در کنار این ها فاکت هائی هم می توانند باشند که  حقایق واقعی را منعکس می کنند . فاکت هائی که نشان دهنده رضایت از رهبری جهانی امریکا نیستند. کشف رشوه خواری یا بی کفایتی  سیاستمداران ویا رفتار غیر دموکراتیک آنها از جملۀ » فاکت های نامساعد» هستند که بر ملا شدن آنها از اعتبار دولت می کاهد و تاثیر نامساعد بر مناسبات میان  مردم و دولت دارند.

فاکت های خطرناک آنها هستند که افشاگرانی چون » ادوارد اسنودن»  یا » برادلی  مانینگ» افشاء کرده اند. این ها » می توانند عواقب دراز مدت تاکتیکی، عملی یا استراتژیک» داشته باشند.

یکی از  افشاگری های ویکیلیکس که سخت  اسباب زحمت شد  لو رفتن دسیسه های هیلری کلینتون  در انتخابات ریاست جمهوری بود. استبلیشمنت سیاسی امریکا بجای آن که واکنش مشخص نسبت به اتهامات نشان دهد، ترجیح داد به حمله متقابل روی آورد  و با بکار گرفتن ماهرانه امکانات رسانه ای افکار عمومی را از توجه به انتخابات ریاست جمهوری منحرف سازد و به  سوی افسانه دخالت هکرهای روسی در انتخابات امریکا سوق دهد.

ولی  یکی از انواع فاکت هائی که نویسندگان پژوهش، طبق تقسیم بندی و تعریف امریکا از فاکت می شناسند، « فاکت زهرآگین » است. بنظر نویسندگان پژوهش این نوع فاکت از خطرناک ترین انواع آنست  که  می تواند  موجب شورش شهروندی گردد، زیرا این فاکت های زهرآگین می توانند  علائق اساسی ملی را  در سطح بین المللی، ملی، منطقه ای یا شخصی به خطر اندازند.

فاکت های بویژه مسموم می توانند مانند ویروس ها یا باکتری ها همبستگی مردم خودی  یا مناسبات میان خلق ها را متلاشی سازند.»

امکان دفاع

«پژوهش» برای مقابله با این خطر به دولت امریکا پیشنهاد می کند  ابزار تحت نظرگرفتن کل جامعه را گسترش دهد ، هر چند هم اکنون نیز  این ابزار سخت گسترده است  و کامل ترین نوع زیرنظر گرفتن جامعه در جهان محسوب می گردد.

افزون براین ها آنچه دولت امریکا باید بکند این است که دستگاه امنیتی اطلاعاتی خود را برای  تغییر استراتژیک   ادراک اجتماعی وبرای اعمال نفوذ بر تصمیماتی که دارای اهمیت استراتژیک هستند بکار اندازد.

حفظ  برتری

طبق تشخیص «پژوهش» حضور نظامی بسیار پیشرفته امریکا و برتری نظامی آن باید مورد حمایت قرار گیرد. در این زمینه موقعیت امریکا  از لحاظ قدرت نظامی رشک برانگیز است.

یکی از چالش های اصلی این است که واشنگتن در بکار بردن برتری نظامی خود  سخت  مردد است

اما » این قدرت هنگامی  دارای ارزش است که امریکا حاضر باشد از آن بسود خود استفاده کند. اگر نیروی نظامی امریکا نشان دهد که حاضر به رهبری هست، دیگران هم از آن تبعیت خواهند کرد».

در هر صورت  ارتش رکن اصلی  توصیه های استراتژیک است. در نتیجه موقعیت جهانی برجسته امریکا  تنها با گسترش نیروهای نظامی امریکا می تواند آشکار گردد.

از این رو نویسندگان پژوهش باصراحت خواستار «حداکثر آزادی عمل برای نیروهای نظامی» هستند. » فقط در این حالت است که میتوان شرط  پایان جنگ را به هر دشمنی تحمیل کرد«.

توضیح: در این ترجمه همه تکیه ها از مترجم است.

 

 

https://deutsch.rt.com/nordamerika/55123-offenbarungseid-pentagon-studie-warnt-vor-us-kollaps/

 

 

 

 

 

آلمان بر سر دو راهی دنباله روی یا ایستادگی در برابر امریکا

آلمان بر سر دو راهی دنباله روی

یا ایستادگی در برابر امریکا

راشیا تودی ( روسیه امروز) ترجمه رضا نافعی

این مقاله 1904 بار خوانده شد

زیگمار گابریل وزیر خارجه آلمان  از حزب سوسیال دمکرات آلمان مقاله ای در روزنامه «راینشه پست» این کشور منتشر ساخت. او در این مقاله خواستار خلع سلاح اتمی شده و نسبت به تشدید تقابل اتمی هشدار می دهد. او در مورد ترامپ، مرکل و جریان کره شمالی با صراحت ابراز نظر کرده است.

زیگمار گابریل معتقد است که صلح و امنیت در اروپا در خطر است. او بازگشت به جنگ ها را برای جهان خطرناک می داند. جنگ هائی که امروز در قیاس با دوران جنگ سرد،  کمتر قابل کنترل هستند.

او احزاب دموکرات مسیحی (حزب حاکم) و دموکرات آزاد را که در نظر دارند تسلیم » فرمان ترامپ» شوند و  بودجه نظامی را دوبرابر کنند مورد انتقاد قرار داد . حزب سوسیال دموکرات  برخلاف  صدراعظم آلمان از حزب دمکرات مسیحی خواستار خلع سلاح است، زیرا افزودن بر تسلیحات موجب امنیت بیشتر نمی شود، اما سبب کاستن از  کمک های عمرانی و خدمات اجتماعی  می شود. او می نویسد که بزرگترین وظیفه اروپا  بجای سرمایه گذاری  درجنگ سرمایه گذاری در صلح است. آلمان برای آنکه  «یک قدرت خواستار صلح باقی بماند»  نباید تسلیم نظامیگری  سیاست خارجی دونالد  ترامپ  گردد بلکه باید در برابر آن بایستد.»

گابریل نقشه های خود را به این صورت مورد تاکید قرار داد که گفت چنین نباید باشد که ما نیرو، اندیشه و پول خود را قبل از هرچیز برای ساختن سلاحهای تازه بکار بریم . دست کم به همان اندازه هم باید برای خلع سلاح اثربخش تلاش کنیم. آلمان باید پیشاهنگ خلع سلاح باشد و نه  دنباله رو تسلیحات.

او که پیشتر رهبر حزب سوسیال دموکرات بوده خواستار همکاری بهتر در اروپا  شد تا بتوان با هزینه کمتر به اثربخشی بیشتر دست یافت. او  از این که ارتش آلمان مورد حمایت قرار نمی گیرد انتقاد کرد و در عین حال گفت فقط با شرکت در عملیات نه می توان به امنیت بیشتر   و نه   به ثبات بیشتر دست یلفت.

وزیر خارجه آلمان نوشت فقط  با صلح پایدار، استمرار در مبارزه با گرسنگی، فقر و  فساد دولت ها  میتوان شانس بهتری برای مردم ایجاد کرد.

او » اشغال کریمه را  توسط روسیه خلاف حقوق بین المللی دانست و وضعیت اوکرائین شرقی را محکوم کرد و واکنش ناتو را درست دانست . (نقض نظراتی که مطرح کرده زیرا همین دو مسئله مورد هدف ترامپ برای تحمیل نظامیگری به اروپا و آلمان و برپائی جنگ است!) او گفت که گرچه آلمان در صف اول کسانی قرار دارد که مسئول امنیت ناتو هستند  اما استقرار نیروی نظامی در جمهوری لیتوانی باعث تشدید وضعیت جنگی می شود.

گابریل تلاش همگانی برای کنترل تسلیحات در اروپا را که به سود همه خواهد بود ضروری دانست و گفت که برغم » تهاجم روسیه» گفتگو ضروری است البته با رفتار روشن و نیز با پیشنهاد مشخص. از این رو بنظر او » آغازی دوباره برای کنترل تسلیحات متعارفی » اجتناب ناپذیر است .

او دو قدرت اتمی مسکو و واشنگتن  را به تجدید گفتگو برای تقلیل تسلیحات فرا خواند زیرا در گذشته   قرار دادها سنگپایه امنیت اروپا بودند. در درازمدت بیرون بردن سلاحهای اتمی از اروپا نیز ضرورت دارد.

گابریل در مورد رویدادهای کره شمالی نیز اظهار نظر کرد و نوشت: حل این مسئله فقط از طریق گفتگو ممکن است. کسی که بخواهد  واقعا به رؤیای جهانی عاری از اتم نزدیک شود باید قراردادهای قابل اعتماد و کارآمد و توافق هائی با مکانیسم هایِ قابلِ اعتمادِ نظارت داشته باشد.

کشورهای اتمی باید زرادخانه خود را کاهش دهند از کلیه آزمایش های اتمی برای همیشه چشم بپوشند  و از تولید موادی که بتوان با آنها سلاح تولید کرد صرفنظر کنند.

 

https://deutsch.rt.com/international/55763-sigmar-gabriel-fordert-abrustung/

 

دولت سایه کمر به سقوط ترامپ بسته!

دولت سایه کمر

به سقوط ترامپ بسته!

راشیا تودی ( روسیه امروز) ترجمه رضا نافعی

این مقاله 6195 بار خوانده شد

 

تعداد خبرهائی که در ماههای اخیر در باره ترامپ به بیرون نشت کرده آنقدر زیاد است که  تا کنون مشابهی نداشته و از امر آزادی مطبوعات بسیار فراتر می رود. این فرایند نشان از آن دارد که نیروهای با نفوذی در واشنگتن در تلاشند تا ترامپ را از مقام خود برکنار کنند.

در هفته گذشته «جف سشن» وزیر دادگستری امریکا گفت تعداد تحقیقاتی که  وزارت دادگستری برای یافتن مسیر اخباری که از صفوف دولتی به بیرون نشت کرده، در قیاس با آنچه در دوران پرزیدنت اوباما پیش آمده بود سه برابر افزایش یافته است.

بنا به گزارش واشنگتن پست » این نخستین تایید رسمی وزارت دادگستری  در  باره میزان تلاش آن وزارت خانه در  مقابله با انتشار اخبار حساسی است که انتشار آنها مجاز نیست.»

نشت دادن اخبار کار کیست؟  این نمی تواند کار کارمندان وزارت خارجه یا وزارت دفاع باشد. کار کسانی که در کاخ سفید شاغل هستند نیز نمی تواند باشد.

محور سازمان های اطلاعاتی – از جمله آژانس امنیت ملی (NSA) سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) و دفتر تحقیقات فدرال (FBI) دسترسی کامل به تمام اطلاعات الکترونیکی دارد، نه تنها به اطلاعات کاخ سفید بلکه به اطلاعات سراسر جهان.

همکاران پیشین NSA از جمله افشاگرانی چون » ادوارد اسنودن» و «ویلیام بینی » توانمندی فنی این محور اطلاعاتی را برای  تحت نظر گرفتن ضد قانونی شهروندان امریکا و نیز رؤسای دول از جمله انگلا مرکل صدراعظم آلمان را تایید کرده اند.

  رسانه های امریکا میل دارند  نشت اخبار و انتشار آنها را  نشان آزادی بیان بدانند.  خبر اعلام شده از سوی وزارت دادگستری مبنی بر این که ماموران این وزارت خانه همراه با ماموران دفتر تحقیقات فدرال (FBI)  با جدیت بیشتر به جستجوی درز دهندگان خبرهای محرمانه خواهند پرداخت و نیز این پیشنهاد که آن همکاران رسانه ها که خبرهای محرمانه را منتشر می کنند باید مورد تعقیب قانونی قرار گیرند مورد انتقاد قرار گرفته اند و آن را مانعی برای آزادی بیان می دانند.

سشن وزیر دادگستری امریکا  گفته که ممکن است مقامات ذیصلاح برای بررسی  و اجرای قوانین،   در قانون  امتناع روزنامه نگاران از افشاء منابع خود تجدید نظر کنند. ممکن است در آینده امتناع روزنامه نگاران از افشاء منبع اطلاعاتی خود کار آنها را به دادگاه  و احتمالا به محکومیت به  زندان منجر سازد. در واقع چنین اقدامی می تواند به نقض جدی اقدامات برای حمایت از روزنامه نگاران بیانجامد.

با وجود سیل اطلاعاتی که به بیرون نشت کرده مدرکی برای اثبات اتهامات نیستند.

معهذا نگرانی از سست شدن   نخستین بند متمم قانون اساسی در باره تضمین آزادی بیان اندکی مبالغ آمیز است.

اما این واقعیت حکایت از آن دارد که مخالفان سیاسی ترامپ برای مختل ساختن ریاست او بر جمهوری  از تاریکی به او حمله می کنند.

در این رابطه آنچه بیش از به خطر افتادن احتمالی آزادی بیان نگران کننده است این است که نیروهائی که در  پشت صحنه  پنهان هستند چگونه توانسته اند بیش از شش ماه  یک کارزار بی وقفه برای بی ثبات کردن موقعیت رئیس جمهور را ادامه دهند.

درست نیست که جنگ اطلاعاتی کنونی را که واقعا علیه ترامپ در جریان است نادیده بگیریم و همه این رویدادها را ناشی از بخطر افتادن آزادی مطبوعات بدانیم.

آنچه جالب است این است که برغم سیل اخبار به بیرون درز کرده ، در میان آنها چیزی نبوده که  بتوان با استناد به آن  رفتار تبهکارانه ترامپ را آشکار ساخت و گریبانش را گرفت.

این درست است که خبرهای نشت کرده  به بیرون معرف خصلت ارتجاعی، رفتار بی نزاکت و ریاکاری او  و همراهانش هست ولی هیچکدام این ها تبهکاری محسوب نمی شود.

.

حمله به اقتدار رئیس جمهور

خبرهای درز داده شده نتوانسته اند حتی باندازه یک سر سوزن  اتهاماتی را که  لق لقه زبان رسانه ها شده و آنها آن خبر ها را بدون احساس خستگی،  دائما  در باره دخالت روسیه در انتخابات  و قول و قرار های محرمانه میان ترامپ و مسکو تکرار می کنند، به اثبات برسانند .

فقط همین یک نکته باید اثبات کند که کل این حرف در باره» تبانی با روسیه» که  در شش ماه گذشته  موضوع مسلط بر رسانه های مهمی چون نیویورک تایمز، واشنگتن پست و سی ان ان  بوده درنهایت چیزی نبوده است جز توفان در لیوان آب.

دستور کار دولت پنهان

  نشت دادن اخبار برای رسیدن به منظور خاصی است که عبارتست از بی ثبات کردن و خنثی ساختن ریاست ترامپ – با این هدف که او را از ریاست جمهوری برکنار سازند.

در جا و زمانی دیگر بوضوح نشان داده شد که قدرت های مسلط  در دولت پنهان – مجتمع صنعتی نظامی، اطلاعاتی- نمی خواست که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود.

آنها خواستار پیروزی رقیب او هیلاری کلینتون از حزب دموکرات بودند.  به این دلیل که او خواستار اجرای یک سیاست خارجی تهاجمی علیه روسیه بود. در حالی که  ترامپ  بارها اعلام کرد که خواستار عادی کردن مناسبات واشنگتن با مسکو است، یعنی دنبال تحقق سیاستی است که خلاف علائق بنیادین  دولت پنهان است.

از روزی که ترامپ وارد کاخ سفید شد فراکسیون های قدرتمند  نخبگان امریکا دست به مخالفت با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری زدند.

آنها  هرجا که فرصتی پیش آمد چوب لای چرخ ترامپ گذاشتند. آنها می خواهند رئیس جمهور را با این اتهام ساقط کنند که او با روسیه تبانی کرده است. برای رسیدن به این هدف تا کنون سه بررسی در عالیترین سطح آغاز شده است- که تا کنون هیچ کدام به نتیجه مطلوب نرسیده اند.

ژاکت  ویژه خفت کردن دیوانگان برای ترامپ در عرصه سیاسی

ایجاد هیجان مداوم در باره لورفتن خبرهای پنهان، سلاح دیگری است که علیه دولت ترامپ بکار گرفته می شود.

با توجه به بکار گماشتن سه کمیسیون  از سوی وزارت دادگستری برای پژوهش در این مورد، در قیاس با دولت اوباما ، نیویورک تایمز  سخن از «مشغول کردن با اهمیت منابع»   و  منحرف ساختن افکار از توجه به کار معمولی دولت می گوید.

بعنوان نمونه  تحریم های تازه کنگره  علیه روسیه در واقع ژاکت خفت کردن دیوانگان است که برای بستن دست و بال ترامپ از لحاظ سیاسی به او تحمیل می کنند تا  امکان او را برای آغاز دوباره  مناسبات عادی با روسیه  محدود سازند.

این حکم در باره پروتکل منتشر شده از گفتگوی ترامپ با نخست وزیر استرالیا نیز صادق است. وقتی ترامپ می داند که گفتگوی تلفنی او بعدا در روزنامه ای چاپ خواهد شد چگونه خواهد توانست با پرزیدنت پوتین صحبت تلفنی کند؟

طنز داستان در اینجاست که تلاش  دولت ترامپ برای یافتن  منفذ های نشت خبر به خارج  را رسانه ها  بعنوان اقدام «وحشت انگیز» در جهت محدود ساختن آزادی مطبوعات ارزیابی می کنند.

در حالی که آنچه واقعا هراس انگیز است کار دشمنان ترامپ است . آنها می خواهند به رئیس جمهور نشان بدهند که او نمی تواند سیاستی را دنبال کند  که خلاف میل و خواست آنها باشد.

آنها با این کار خود نمونه ای عرضه می کنند که مرز دموکراسی امریکا را نشان می دهد. مردم می توانند هر که را دلشان می خواهد انتخاب کنند ولی سرنوشت رئیس جمهور را صاحبان واقعی قدرت در پس پرده رقم می زنند.

 

https://deutsch.rt.com/nordamerika/55516-usa-ausmass-leaks-ueber-trump-zeugt-von-putschagenda/

 

 

 

پوست خربزه کره شمالی را زیر پای «ترامپ» انداخته اند

پوست خربزه کره شمالی را

زیر پای «ترامپ» انداخته اند

راشیا تودی( روسیه امروز) ترجمه رضا نافعی

 

آیا ترامپ  دیوانه ایست که کارش حساب و کتاب ندارد و انگشتش روی ماشه سلاح اتمی است  یا  می خواهد با تهدید بیش از حد خود در بحران کنونی کره «هنر جنگ » را بکار بندند. و چرا چین و روسیه  به تحریم علیه کره شمالی رای موافق دادند؟

کسی که چنان می جنگد که  در هر نبردی برنده می شود، اصلا به این معنی نیست که  استراتژیست خوبی هست. هنر آنست که بدون نبرد نظامی مقاومت دشمن را درهم شکنی.( سون تسو: «هنر جنگیدن»)

این اندیشه  ژنرال چینی  و استاد استراتژی که پانصد سال پیش از تولد مسیح می زیست، امروز هم در سراسر جهان نه تنها موضوع درس دوره های آموزشی برای افسران است بلکه در دهه های اخیربگونه ای فزاینده  در دورهای آموزشی مدیریت بازرگانی و مدیریت کنسرن های بزرگ نیز تدریس می شود. بنا بر این چه بسا  که  تاجر زیرکی که  امروز رئیس جمهور  امریکاست  نیز از آن  حکمت بی خبر نیست.

این توجیهی است نیک دلانه برای از کوره در رفتن ترامپ در 8 آگوست که طی آن رهبری کره شمالی را تهدید کرد به «آتش، خشم و خشونتی که جهان دیرگاهیست مانند آن را ندیده است» شاید هدفش این بوده که  پکن را  بیشتر زیر فشار قراردهد تا بلکه  پکن علیه  پیونگ یانگ  سخت رفتاری کند.

جنگ طلبان شده اند فرشتگان صلح

توجیه دیگر برای تهدید بیش از حد ترامپ علیه کره شمالی جنگ طلبی احمقانۀ ای است که حد و مرز ندارد. این همان ترامپی است که در مبارزات انتخاباتی خود قول می داد   همه سربازان امریکائی را از کره جنوبی  و دیگر جاها بازگرداند. با این همه  در حال حاضر شماتت علیه ترامپ کم نیست و آن هم بطور عمده  از جبهه نئوکان های  جنگ طلب  و جهانی سازان شناخته شده – هم از خود امریکا و هم از اروپا.

حتی سناتور مک کین، مظهر بازهای ستمگر امریکا، اینک  در بحران کنونی کره بعنوان فرشته صلح به میدان آمده و  ترامپ را به خاطرتهدیدی که کرده و سخن از » آتش، خشم و خشونت» گفته  بعنوان      ماجراجوئی که کارش حساب و کتاب ندارد و دست به بازی با آتش اتمی زده مورد حمله قرارداداه است.

در واقع بنظر می رسد وخیم شدن وضعیت در ارتباط با کره شمالی، از لحاظ سیاست داخلی امریکا نیز دارای عنصر نیرومندی است. زیرا این بحران   فرصت مناسبی است برای تخریب ترامپ  منفور که  ضد جهانی شدن است. با استفاده از این فرصت میتوان او را در برابر افکار عمومی  هوادار خودش در داخل و در عرصه افکار عمومی جهان بعنوان فردی غیر قابل کنترل بی اعتبار ساخت که  چون یک اسب آبی که وارد یک مغازه   شیشه فروشی شود وارد دنیای شیشه ای اتمی شده است.

کاخ سفید  تهدید ترامپ را علیه کره شمالی ، بطور رسمی واکنشی میداند    در برابر کشور کوچک  و در حال رشد  کره شمالی  در شرق آسیا که با آزمایش موشک های  بالیستیک خود با برد متوسط ، گویا  می تواند  به خاک امریکا برسد.

ولی پیونگ یانگ  درست به همین قدرت برد موشک های خود می نازد و متقابلا آن را  پاسخی به     تهدیدها و تحریک های   دائمی ، فزاینده و شدید نظامی امریکا از زمین، از دریا و از هوا  در کنار مرزهای کره شمالی و علیه   کره شمالی می داند.

پیونگ یانگ احساس می کند  روسیه و چین آن را تنها گذاشته اند.

دو کشور امریکا و کره شمالی  در ماههای گذشته  بر لب پرتگاه یک جنگ داغ  برمارپیچی بالارونده چنان دست به تحریک متقابل یکدیگر زده اند  که حالا  امکان  اندکی   برای  کوتاه آمدن  بدون آبروریزی برایشان باقی مانده است.

تشدید ادامه دارد. ترامپ سخن از فوران «آتش، خشم و خشونت» می گوید و روز بعد  کره شمالی بنوبه خود سخن از آن می گوید که فقط با یک کلاهک اتمی می توان     پایگاه نظامی امریکا در جزیره گوام واقع در پاسیفیک  را ویران کرد.

بگفته سخنگوی  نظامی دکره شمالی اگر واشنگتن دست از » تحریکات بی ملاحظه نظامی » برندارد، احتمالا پیونگ یانگ خود را مجبور خواهد دید یک » تصمیم نظامی غیرقابل اجتناب » اتخاد کند.

آیا تهدید اتمی پیونگ یانگ واقعی است؟

بنا به نوشته واشنگتن پست در 7 آگوست امریکائی ها هنگام تدارک جلسه تعیین کننده شورای امنیت در اول  آگوست  یک ارزیابی محرمانه از وضعیت را به  چینی ها و روس ها نشان دادند که قبلا اکثر سازمانهای اطلاعاتی آن را تایید کرده بودند. طبق آن ارزیابی کره شمالی  میتواند کلاهک های  اتمی  بزرگ را  تا آن حد کوچک کند که برای موشک های بالیستیک قابل حمل باشد . آنها با این عمل  برای  مناطقی بسیار فراتر از منطقه خود تهدید اتمی ایجاد کرده اند..

این امر می تواند دلیل اتخاذ آن تصمیم شورای امنیت باشد که باتفاق آرا گرفته شد. با این تصمیم شورای امنیت کره شمالی را برای سلاحهای اتمی و برنامه های موشکی آن  تنبیه کرده است.

چین و روسیه  با این تصمیم موافقت کردند برغم آن که  با این تصمیم  مناسبات آنها با کره شمالی محدودتر میشد.

از این رو با اطمینان  زیاد می توان بنا را بر این گذاشت که  اگر آنها  بر صحت شناخت سازمانهای اطلاعاتی  واقف نبودند  به آن  طرح رای نمی دادند. آنها می دانستند که  کره شمالی با  سیاست خود     خطری واقعی برای صلح در کل منطقه خاور دور است.

https://deutsch.rt.com/meinung/55468-wahnwitzige-eskalationsspirale-im-fernen-osten/

 

امریکا تهدید می کند کره شمال را قتل عام اتمی می کنم یونگه ولت، راشا تودی ( روسیه امروز)

امریکا تهدید می کند

کره شمالی را قتل عام اتمی می کنم

یونگه ولت، راشا تودی ( روسیه امروز)

 

گزینش، تنظیم و ترجمه رضانافعی

 

پس از تحریمهای اخیر شورای امنیت» ری یونگ هو» وزیر خارجه جمهوری دموکراتیک خلق کره،  کشور  خود را کشوری اتمی با احساس مسئولیت تام و تمام» اعلام کرد. او که به کشور مانیل سفر کرده همچنین گفت:

«ما بدون ملاحظه اسلحه اتمی را بکار نمی گیریم، مگر آن که در خطر اشغال از سوی یک قدرت اتمی دیگر قرار بگیریم.  پیونگ یانگ  به هیچ وجه در باره برنامه اتمی  و آزمایش های موشکی خود گفتگو نخواهد کرد. «

وزیرخارجه روسیه روز دوشنبه اعلام کرد که او با «ری» ، همتای خود از کره شمالی، دیدار کرده و به او  توصیه کرده خویشتندار باشد.

https://www.jungewelt.de/artikel/315913.pj%C3%B6ngjang-weist-kritik-an-atomprogramm-zur%C3%BCck.html

«لیندسی گراهام » سناتور امریکایی،نیز هفته گذشته،  در یک مصاحبه تلویزیونی تاکید کرد که پرزیدنت ترامپ  شخصا به او اطمینان داده است که  حاضر است علیه کره شمالی وارد جنگ شود. او ( ترامپ) اجازه نخواهد داد که یک  دیوانه (کیم یونگ اون رهبر کره شمالی) موشکی داشته باشد که  با آن بتواند امریکا را هدف قرار دهد.

یک گزینه نظامی برای منهدم کردن برنامه کره شمالی و نیز  از بین بردن خود آن  وجود دارد. اگر برای متوقف کردن او جنگی درگیرد این جنگ در آنجا ( در شبه جزیره کره)  روی خواهد داد.  اگر هزاران نفر کشته شوند ، در آنجا کشته خواهند شد، اینجا کسی کشته نخواهد شد.( از مصاحبه گراهام با تلویزیون  NBC).

https://deutsch.rt.com/asien/55067-republikanischer-senator-militarische-losung-gegen/

حالا ترجمه متن یک ویدو کلیپ را بخوانید :

بزرگترین خطر برای ثبات در شبه جزیره کره برنامه اتمی  است یا  نیروی دریائی امریکا  در سواحل کره؟ شاید اخیر این را دیده باشید . گزینه نظامی برای کره شمالی. احتمال عملیات نظامی میان امریکا و کره شمالی .

 منابع، سخن از استقرار بمب اتمی در کره جنوبی می گویند تا کیم یونگ را بقتل برسانند.

پرسش: از سالهای پنجاه تا کنون چند بار  کره شمالی دست به یک حمله نظامی زده است؟

برای این که پاسخ درست بدهید به شما کمک می کنم : «0» بار .

امریکا چند بار دست به جنگ زده است؟.. ایا باید واقعا جزئیات را بر شمارم؟

 آخرین بار که کره شمالی مورد حمله امریکا قرار گرفت تلفات وارده به کره شمالی عظیم بود. کورتیس لی می ،  ژنرال نیروی هوائی امریکا گفت : ما طی سه سال 20 در صد از مردم کره شمالی را نابود کردیم ، در حالی که   امریکا در جنگ جهانی دوم یک سوم از یک درصد (0,032%) از  اتباع خود را از دست داد.

با توجه به علاقه امریکا به  تغییر رژیم  نمی توان کره شمالی را مورد انتقاد قرار داد که چرا خود را مسلح می کند بویژه با توجه به استقرار نیروی نظامی انبوه در کره جنوبی.

 اعتراف می کنم که در کره شمالی مواردی هست که در مسیر درست قرار ندارند.  در عربستان سعودی هم یک خاندان سلطنتی بی رحم حکومت می کند. ولی امریکا  در صدد  حمله  به عربستان و ویران کردن آن نیست. اینطور بنظر می رسد که گرچه خاندان سلطنتی عربستان یک خاندان سرکوبگر است ولی یک سرکوبگر  خوبست.

اعتراف جیمی کارتر:

 کره شمالی حاضر به مصالحه بود.

بنا به گفته جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق امریکا ، کره شمالی بارها و بارها اعلام کرده که حاضر است، همزمان، قراردادی برای پایان دادن به برنامه اتمی خود  و قراردادی برای استقرار صلح منعقد کند.- امریکا نپذیرفت-.

 البته سخنان تند کره شمالی واکنشی است در برابر تحریکات نظامی و  تحریم های امریکا علیه کره شمالی و نیز سرپیچی  امریکا از گفتگوی مستقیم با  کره شمالی .

 آیا ما باید با یک تراژدی انسانی دیگر روبرو شویم یا این که امریکا حاضر است خودش را آرام کند.

 

لینک ویدئو کلیپ:https://youtu.be/0EXvWCZD7gY

https://deutsch.rt.com/asien/55067-republikanischer-senator-militarische-losung-gegen/